« رای مثبت نمایندگان به مهمترین لایحه FATFتحریم را شکست می دهیم »

اسب های عربی فقط نمی تازند گاهی به چرخ آسیاب بسته می شوند.

 

می دوی و می دوی و می دوی .

از خوابت ،از خوراکت ، از همه مهمتر از زندگی و همسر و فرزندانت می گذری. دیگر دکتر مطب سرکوچه اتان می داند وقتی می روی سر وقتش دردی نداری جز افت فشار زیر بار دویدن های مدام و …. همان سرم همیشگی .

 

می دوی و می دوی و می دوی.

چهره ی تک تک رفقایت را مقابل دیده می آوری و تا می آیی جان بگیری از پشت گرمی اشان پشتت را خالی می کنند.

همانان که وقتی شعارهای حماسی ات را برایشان می خوانی و از آرمان های انقلابی ات برایشان می گویی، مشتاقانه تحسینت می کنند تا پای عمل به میان می آید تنشان می لرزد و کنار می کشند.

این راه هم که الی ماشاءالله سنگ دارد برای زدن پای تک تکشان.

از تمسخرهای بالا دستی ها و حتی آنها که هیچ کاره اند و خود را بالا دستی می دانند بگیر تا اعضای خانواده اشان. _مسخره اید شما هم .

یک مشت آدم بی کار .

_بچه جان بنشین سر درس و مشقت چرا افتادی دنبال فلانی ؟!

_ حالا برای شما چقدر دارد؟

_ بابا با دست خالی که نمی شود.

دوستان که هیچ خود مصممت ، خود راسخت هم با شنیدن این حرف ها گاه پا پس میکشی.می شکنی، می بری.

اما خوب که نگاه کنی همه هم پر بیراه نمی گویند.

خوب نمی شود مدام دور باطل زد و انتظار داشت انبوه جمعیت هم پشتت بیایند.

نمی شود با جیب خالی کار فرهنگی کرد.

پیامبرش هم نتوانست. اگر حضرت آقا فرمودند مسئله ی فرهنگ مهمتر از اقتصاد است، درست فرمودند و باید پی اش را گرفت اما نه با جیب خالی.ثروت خدیجه (س) می خواهد و چاه ها و نخلستان های علی(ع).

 

اگر همچون علی (ع) تن کار کردن در گرمای نخلستان های عربستان را داری بیا جلو!

بیا و بگو :اسب عربی .

نمی شود بچه حزب اللهی مدام بدود و بدود و بدود اما آخرش به این نهاد و آن نهاد التماس کند برای تامین بودجه.

پس کی می خواهد خودش دست به کار شود؟

پس کی می خواهد روی پای خودش بایستد؟

این همه دویدن !

چرا نمی شود آنچه که باید بشود؟ چرا؟!!!!

معلوم است نگاه نیروی حزب اللهی فقط به اندیشه ی مردم است نه سفره اشان.

غافل از اینکه سفره ی پر، بی دغدغه گی می آورد برای شنیدن حرف های نو .

برای شنیدن اندیشه های نو .

سفره که خالی باشد نه تنها بچه حزب اللهی باید بدود که مخاطبش زودتر از او صبحش را با دویدن ، با سگ دو زدن شروع کرده.

او برای یک لقمه نان خود، بچه حزب اللهی برای یک لقمه فهم او .

حالا این دو در دویدن هایشان کی به یکدیگر برسند خدا می داند!

راستش انقلابی گری به دویدن و دور خود تار تنیدن نیست.

باید درد مردم را دید ،که دیده ایم.

دیده ایم چگونه از فقر می نالند.

دیده ایم که چگونه حاضرند امام زمانشان را با یک میلیون تاخت بزنند.

دیده ایم ….. دیده ایم و فقط دل خوش کرده ایم به پابرهنگان و گرسنگان همیشه در صحنه ی انقلاب، حاضر ؛ و غافلیم از ریزش مردم زخمی شهر. آهای اسب های عربی تا کی می خواهید بتازید؟

قدری هم تنتان را به چرخ های آسیاب بسپارید برای تامین آرد .

آردی که بشود فروخت و شکم مردم را با آن سیر کرد و بعد تازه نشست و یک دل سیر برایشان از اندیشه گفت.

 

 

نوشته شده به قلم معصومه رمضانی ، طلبه فارغ التحصیل

   شنبه 14 مهر 1397


فرم در حال بارگذاری ...

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 116
  • دیروز: 180
  • 7 روز قبل: 754
  • 1 ماه قبل: 2509
  • کل بازدیدها: 133798
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 12
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 35
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 20
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1