چرا در مملکت اسلامی اینقدر مشکلات است ؟


 

 

در جامعه ما معنویت ، صفای باطن ، و قدرت فرهنگ پذیری بسیار بالاست و مردم ما کم و بیش و به قدر کافی ایمان دارند و محبت دارند و گوشه ای از محبت آن ها  در اربعین و در راه کربلا نشان داده شد است .

 

مردم ما به قدر کافی بصیرت هم دارند ، هم بصیرت سیاسی ، هم بصیرت اجتماعی و دینی که در بین مردم ما کم نیست .ولی تعجب است که با وجود این همه ایمان و محبت و بصیرت و با وجود اینهمه رهبران خوب ، چرا ما این همه مشکل در مملکت داریم .؟

 

پاسخ این است که : اشکال ما در این است که مومنین کار تشکیلاتی بلد نیستند و کار تشکیلاتی نمی کنند و اشکال بزرگ ما این است که اساساً دینداری منهای تشکیلات تبلیغ می شود .

مومنینی که همه ولایت مدارند ولی رکن دوم ولایت مداری را بلد نیستند و آن ارتباط بین سیاستمداران است  این مومنین به سعادت نخواهند رسید . و این عیب بزرگ ما است . 

 

فردی به من گفت آقا بحث خطرناکی می کنید این جوان ها اگر تشکیلاتی بشوند ، خطرناک می شوند ، من ناراحت شدم چرا که ما در آسیب تشکیلات باطل و تشکل های غیر الهی دست و پا می زنیم و آن وقت من به این جوان های مذهبی نگویم تشکیلاتی شوند که مبادا آسیب داشته باشد .

 

ما خیلی از اوقات اخلاق اسلامی را در دوری از دوستان رعایت می کنیم و با دوستان کار تشکیلاتی انجام نمیدهیم چون ممکن است دوستم کاری کند که آن روی من بالا بیاید . 

 

درس بزرگ اربعین این ایثاری است که در بین عزادارن شکل گرفته است ، حداقل ۲۰۰ میلیون وعده غدایی توزیع می شود و در این اربعین این تشکیلات عظیم را مشاهده می کینم . وقتی مومنین قدرت پیدا کردند که با هم کار کنند و کار را به نور مقدس امام حسین علیه السلام با هم تقسیم کردند ، به خدا قسم این اربعین با همین تشکیلات مومنین به ظهور منجر خواهد شد . 

 

حضرت موسی بن عمران به خدا عرض کرد : خدایا مقام امت آخرین پیامبرت را به من نشان بده . 

خدا فرمود ؛ نمی توانی طاقت بیاوری . 

عرضه داشت : خدایا به قدر طاقتم به من نشان بده . خداوند متعال به قدر طاقت موسی مقام امت آخرین پیامبر را به او نشان داد و موسی از هوش رفت و وقتی به هوش آمد گفت : امت آخرین پیامبر به چه ویژگی به این مقام رسیدند ؟

خدا یک کلمه پاسخ داد ؛ به واسطه ویژگی ایثار .

 

اربعین آغاز زندگی مقاومت است ، سطحی به اربعین نگاه نکنیم . 

یک دست نوشته است از آیت الله شاه آبادی استاد امام خمینی ( ره ) که در آن مشکلات مملکت اسلامی را بیان کرده اند می فرمایند : 

« مدت زمانی است که مملکت اسلامی دچار مشکل شده است و در این موقع مشاهده می شود که جمعی از متدینین در محافل و مجالس اظهار دردمندی و تاسف بر اسلام می نمایند ولی غافل از این که باید درد را معالجه نمود چون راه علاج بعد از دانستن سبب مرض است پس اسباب مرض چند چیز است ؛

 

۱_ غرور مسلمین به خود ؛ غرور که منشأ تحویل دادن میدان دعوت است به معاندین و موجب قناعت نمودن به اسلام انفرادی است ( اینها مغرور هستند به حقانیت خودشان و به قناعت می کنند به اسلام انفرادی ) .

۲_ یاس از این که مسلمان ها بتوانند کاری را انجام دهند .

۳_ افتراق مسلمین و پاره شدن ریسمان اخوت به واسطه اختلاط با اجانب .

۴_ نداشتن بیت المال ؛ قدرت مالی نداریم .

 

این چهار عامل موجب تعطیلی قوای عامله مسلمین شده است .و از وصول به سعادت دینی و دنیوی محروم مانده اند .

و علت العلل چیست ؟ جهل به مرام اسلام .

مرام اسلام چیست ؟ می فرماید حکومت که طبق قانون قرآن باشد و تخت ولایت مطلقه ولی خدا .

 

بعد می فرماید ؛ 

چون نائل شدن به حکومت اسلامی و تحت ولایت بودن منوط به استحکام روابط مذهبی است لذا باید قاعدین بر این اساس اشخاصی بوده باشند که خود را از غرور و قناعت به اسلام انفرادی و یاس جدا کنند …..

 

اربعین آغاز حیات تازه ای است برای ما ..

 

 

سخنان حجت الاسلام پناهیان ، ۳۰ / ۸ / ۹۵ ، در مراسم عزاداران اربعین حسینی در حضور رهبر انقلاب ، شنیده شده .

   یکشنبه 30 آبان 13952 نظر »

دعای باران 

 

 


هرگاه خشکسالی می شد حضرت ابا عبدالله علیه السلام برای بارش باران و رحمت الهی دست به دعا بر می داشت و اظهار می داشت : 

 

اللهم اسقنا سقیاًً واسعه وادعهً ، عامهً ، نافعه ، غیر ضارَهٍ ، تَعمُ بها حاضرنا و بادینا ، و تزیدُ بها فی رزقنا و شکرنا . اللهم اجعلهُُ رِزقَ ایمانٍ ، و عطأ ایمانٍ ،اِن عطأک لَم یکن محظوراًر ، اللهم اَنزل علینا فی اَرْضنا سَکَنَها ، و اَنبت فیها زینتها و مرعاها :


پروردگارا ! بارانی گسترده و فراگیر ، نافع و بدون ضرر بر ما بفرست که در شهر و بیابان فرو ریزد و به سبب آن روزی وشکرگذاری ما افزایش یابد .

پروردگارا ! باران را روزی و عطایی که بر اساس ایمان باشد قرار ده ، بدرستی که بخشش تو بازداشته شده نیست . بارالها بر زمین ما باران بفرست و آن چه مایه زینت آن می شود و روییدن هایی در آن برویان .

 

 

دیده شده در کتاب نهج الحیاه ، فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام ، محمد دشتی ، حدیث ۱۹۸ ، ص ۱۷۸ .

   شنبه 29 آبان 13952 نظر »

اربعین آقا امام حسین علیه السلام است . یکشنبه دهم مهر ۱۳۶۷ _ تکریت _ کمپ ملحق ؛ 

 

 

اربعین آقا امام حسین علیه السلام است . برای اجرای برنامه های مذهبی محدودیت داشتیم . حیدر راستی را می شناختم ، ترک بود و بچه گوگان تبریز ، یکی دو بار به دور از چشم عراقی ها برای بچه ها نوحه خوانده بود ، مجذوبش شدم . با او رفیق بودم ، حیدر می دانست مداحی می کنم ، قبل از ظهر سراغم آمد ، می خواست برای بچه های بازداشتگاه هفت و شانزده به مناسبت اربعین برنامه اجرا کنم . می دانستم اگر عراقی ها موقع مداحی سر برسند کارمان ساخته است .

 

حیدر برای بازداشتگاه هفت مداحی کرد و من برای بازداشتگاه شانزده . مداحی ترکی حیدر با آن صدای حزین و زیبایش ، اشک همه را در می آورد . بیشتر وقت ها سراغش می رفتم تا برایم بخواند ، با مناسبت برای همه می خواند و بی مناسبت برای من !

 

در دو بازداشتگاهی که من و حیدر مداحی کردیم ، دو نفر از بچه ها آیینه دار پنجره بودند . آنها با آیینه راهروی بازداشتگاه را دید می زدند ، قرار بود به محض دیدن نگهبان ها آیینه دارها خبرمان کنند . 

با این که قرار ما هنگام آمدن نگهبان ها قطع موقت مداحی ها بود ، عراقی ها که آمدند از بس حس و حال معنوی بچه ها بالا بود ، مداحی را قطع نکردیم . نگهبان ها پشت پنجره حاضر شدند ، من با دیدنشان مداحی ام را قطع نکردم . کریم حرف های حامد را از پشت پنجره ترجمه می کرد .

« عالیه ! خیلی خوبه ، یعنی شما این جا را اینقدر امن و بی خطر دیدید که نوحه بخونید و سینه بزنید ؟ 

پدر سوخته های مجوس ؛ بلایی به روزتون  بیارم که خود حسین بیاد اینجا کمکتون .»

من و حیدر را به اتاق سرنگهبان بردند ، سعد عصبانی بود . 

_ من در جبهه های جنوب اسرای شما را دیدم که پشت پیراهنشان  و حتی پیشانی بندهایشان نوشته بودند مسافر کربلا .

شما می خواهید کربلا را تصرف کنید ؟! شما خوب بود یک تریلر می آوردید ، کربلا رو می گذاشتید روی تریلر و با خودتون می بردید ایران و دست از سر ما بر می داشتید …

به دستور سروان خلیل ، من و حیدر هر کدام به هفتاد ضربه کابل محکوم شدیم . حامد حیدر را زد و ولید مرا . وقتی هفتاد ضربه کابل را نوش جان کردیم ، حیدر با همان لهجه ترکی و دوست داشتنی گفت : « جون مادرت دو تا کابل دیگه هم بزن ! »

_ کابل ها به سرتون خورده ، گیج شدید ، خواهش نمی خواد .

_ نه ! اتفاقا خیلی هم حالم خوبه و می دونم چی می گم .


حامد در حالی که به هر کداممان دو کابل دیگر کوفت و گفت ؛ « هذا اثنین …» این هم دو کابل دیگه .یالا برید گم شید ، از جلو چشمم دور شید .


وقتی برگشتیم بازداشتگاه ، گفتم ؛ « حیدر ! مثل این که راستی راستی حالت خوش نیست ، چرا گفتی دو کابل دیگه هم بزنن ؟ » 

_ حضرت عباسی نفهمیدی چرا ؟ 

_ نه نفهمیدم .

_ آقا سید ! خواستم رُند بشه ، ارزشش رو داشت که به خاطر اربعین آقا امام حسین علیه السلام ، هر کدوممون هفتادو دو کابل بخوریم ،خدا وکیلی ارزش نداشت ؟ 

این حرف ها را که شنیدم خجالت کشیدم ، این فکر و مرام حسین خواهی حیدر برای من درس داشت .




دیده شده در کتاب پایی که جا ماند ، یادداشت های روزانه سید ناصر حسینی پور از زندان های مخفی عراق ، ص ۳۸۵ .



   شنبه 29 آبان 139510 نظر »

بازگشت حرم حضرت ابی عبدالله علیه السلام به کربلا 

 


چون عیال و زنان حضرت ابی عبدالله علیه السلام از شام بازگشتند و به عراق رسیدند با آن کسی که همراه آنان بود گفتند : ما را از کربلا ببر .

و چون به مصرع رسیدند جابر ابن عبدالله انصاری را یافتند که با چند تن از بنی هاشم و خاندان پیغمبر صلی الله برای زیارت حسین علیه السلام آمده بودند وبا هم به آن مقام مبارک رسیدند ، بگریستند و زاری کردند و سیلی بر روی خود زدند و ناله های جانسوز سر دادند . زنان قرای مجاور نیز به ایشان پیوستند …

 

و زیارت اربعین از قدیم در زمان ائمه علیه السلام شعار شیعه بود و به ظن غالب از زمان زیارت امام زین العابدین علیه السلام این شعار در میان شیعه عراق ماند .

 


دیده شده در کتاب دمع السجوم ترجمه نفس المهموم ، شیخ عباس قمی ، ترجمه ابوالحسن شعرانی ، ص ۴۳۱.

   جمعه 28 آبان 13951 نظر »

رفتار های باطنی 



 

اساسا ما دو نوع رفتار داریم ، یکی رفتار باطنی ، یکی رفتارهای ظاهری ، رفتار ظاهری مثل وضو گرفتن ، نماز خواندن …..رفتار ظاهری رفتار اعضا و جوارح است .
رفتار باطنی چیزهایی است که در درون انسان اتفاق می افتد ، مثل فکر کردن ، غصه خوردن ، نیت کردن  …


کدام رفتار بهتر و بالاتر است ؛ نزد پروردگار عالم رفتارهای باطنی خیلی بالاتر است :«إنما الأعمال بالنیّات.» مثل این که می فرماید یک ساعت تفکر از ماه ها و سالها عبادت با ارزش تر است .

 


در روایت است که می فرماید ؛ من اراد الله به الخير قذف في قلبه حب الحسين عليه السلام و زيارته، و من اراد الله به السوء قذف في قلبه بغض الحسين عليه السلام و بغض زيارته.  هر کس که خدا خیر خواه او باشد، محبت حسین (علیه السلام) و زیارتش را در دل او می‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد، کینه و خشم حسین (علیه السلام) و خشم زیارتش را در دل او می‏اندازد.۱

 


حالا این محبت در دل ما افتاد و دوست داریم به حرم آقا برویم این رفتار باطنی است ، علاقه به امام حسین علیه السلام عمل باطنی است و اعمال باطنی در نزد خدا بسیار با ارزش است.

 

رسول خدا صلی و علیه و آله و سلم می فرماید : نور کسی در قیامت بیشتر است که محبتش نسبت به اهل بیت علیها السلام بیشتر است . این عمل و این محبت هم از اعمال باطنی است .

 


اگر کسی مقابل اتومبیل های لوکس بایستد و بدون پول ماشین بخواهد ، کسی چرخ آن ماشین را به او نمی دهد که حتی قِل دهد چون پول ندارد ، دوست داشتن که در دنیا ارزش ندارد ، اما برو دَمِ در خانه خدا ، همین کربلا بایستد و بگوید یا ابا عبدالله من هیچ چیز ندارم ولی کاش کربلا بودم کمکت می کردم . صادقانه اکر بگوید اسمش را در زمره شهدای کربلا نوشتند تعجب نکنید ، چرا ؟ چون دوست داشته ( که در کربلا باشد ).

 


در عالم هستی همه چیز به دل انسان بستگی دارد، البته تا حدی رفتار هم بستگی دارد . اگر عمل ظاهری نمی توانید انجام دهید ، عمل باطنی را که می توانید انجام دهید . اثر عمل باطنی در دنیا مشهود نیست و کسی نمی خرد عمل باطنی را ، ولی عمل ظاهری را در دنیا می خرند ، برعکس این دَرِ خانه خدا اتفاق می افتد ، خدا عمل ظاهری را به شرط عمل باطنی می خرد ، مثل نیت و معرفت مثل علاقه .

 


در ثانی عمل باطنی را می خرد ولو به ظاهر نیاید ،خداوند فرمود : یا داوود به عزت و جلالم سوگند که بنده گنه کارم را می بخشم به شرطی که موقع گناه از من خجالت بکشد .


خدا به باطن آدم ها و فکر و ذهن انسان ها و خیالات شما اهمیت می دهد ، چرا سرگرمی های بد را نهی می کند ؟ برای این که ذهن شما را نابود می کند .
خدا سر نماز هیکل ما را نمی خواهد ، دل ما را می خواهد ..


 

اعمال باطنی ما در مقدرات ما تاثیر دارد ، مثلا در یک روضه می گویی خدا کاش من آدمی بودم که بنده خوبی بودم و به درد بخور تو بودم ،خدا مقدراتش را عوض می کند .خدا یک لحظه باطن ما را بپسندد برای ما کافی است .

 


باطن خوب فقط یک مشکل دارد و آن این است که ابلیس اجازه نمی دهد مابه بهسازی باطن خوبمان بپردازیم و ما در آن لحظه باید در دهان ابلیس بزنیم و بگوییم ، اگر چه اهل جهاد و شهادت نیستم ، بگو خدایا دوست دارم از شهادت نترسم ، دوست دارم از خرج مال نترسم . این را بگوییم .

 

تا انسان می خواهد در فکر خوب برود شیطان او را منع می کند و به او می گوید تو که اینقدر وضعت خراب است ، تو را چه به این حرفها .در آنجا در دهان شیطان بزن . بگو یا ابا عبدالله من را درست کن ، من دوست دارم برای تو درست شوم .

 



سخنان حجت الاسلام پناهیان ،۲۵ آبان ۹۵ ،شنیده شده 

 

   چهارشنبه 26 آبان 13951 نظر »

دعا در قبرستان 


 


امام حسین علیه السلام وقتی وارد قبرستان می شد ؛ به همراهان دستور می داد تا این دعا را بخوانند .


« اللهم رَب هذه الارواح الفانیه ، و الاجساد البالیه ، و العظامِِ النَخره التی خَرَجَتْْ من الدنیا و هی بک مومنه ، أدخل علیهم روحاً منْک و سلاماًً منی :


 پروردگارا ! ای خداوند این ارواح فانی و اجساد پوسیده و استخوان های نرم شده که با ایمان و اعتقاد به تو از دنیا رفته اند ، بر آنان رحمت خود و سلام مرا ارزانی دار »

خداوند برای خواننده این دعا به تعداد انسان ها از زمان آدم علیه السلام تا روز قیامت ثواب و پاداش می نگارد .

 

 

 

دیده شده در کتاب نهج الحیاه ، فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام ، محمد دشتی ، حدیث ۲۰۴ ، ص ۱۸۱

   چهارشنبه 26 آبان 139512 نظر »

شعرحسینی

 

 

 

چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین
با زبان اشک های بی صدا گفتم حسین

 

یاد تو شرط قبولی نمازم بوده است
در قنوت خویش قبل از ربنا گفتم حسین

 

در مناجات شب جمعه نمی دانم چه شد
خواستم بر لب برم نام خدا گفتم حسین

 

ماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارها
آمد از کرب و بلا لبیک تا گفتم حسین

 

نام زهرا را شنیدم هر کجا گفتم علی
نام زینب را شنیدم هر کجا گفتم حسین

 

کل ارض کربلا من تازه می فهمم چرا
در خراسان در نجف در سامرا گفتم حسین

 

عاشقی گفت آنچه میخواهد دل تنگت بگو
با دلی غمبار گفتم کربلا گفتم حسین

 

 

علی ذوالفقاری

   دوشنبه 24 آبان 1395نظر دهید »

یاد مرگ 


 


شما را به پروای از خدا سفارش میکنم، از عذابهایش بیم می دهم، درفشها و پرچم هایش را برابرتان می افرازم ، بسی نمانده که (مرگ ) ترسناک با هول و وحشتهایی که همراه دارد، و چیزهایی که آمدنش را خوش ندارید و در کامتان تاخ و ناگوار است ، در رسیدن ، به جانتان در آویزد، و میان شما و عمل حائل گردد .

 

پس در این مهلت عمر وسلامت تن (به عمل) شتابید که ناگهان حوادث و مصائب شبیخون می زند و شما را از پشت زمین به درونش می کشد ، از بلندی به پستی ، از الفت به وحشت ، از راحت و روشنایی به تاریکی و از گشایش آن به تنگنایش می برد ، آنجا که نه خویش را زیارت کنند ، نه بیماری را عیادت و نه فریادگر را اجابت ، خدا ما وشما را بر هولهای آن روز مدد فرماید ، و از کیفرش نجات بخشد، به ما وشما ثواب فراوان عنایت فرماید .

 

بندگان خدا ! اگر آخرین منزل هستی و مقصد نهایی همین ( مرگ وسکراتش وقبر و مشکلاتش) بود هم برای مرد کار مشغله ای کافی بود تمام غصه هایش را به آن احتصاص دهد ، از دنیا به کلی غاقل گردد و برای نجات از آن سختیها رنج فراوان برد ، چه رسد به اینکه این آغاز کار ونخستین منزل راه است و از این پس در گرو کردار و باز داشت برای حساب است ، نه یاوری دارد که مانع عذاب گردد، نه پشتیبانی که از او دفاع کند ( وآن روز هیچ کس را که از پیش ایمان نیاورده یا در حال ایمان خیری نیندوخته وعمل صالحی نکرده ایمان سود نبخشد، بگو چشم به راه باشید که ما هم منتظریم.

 

به شما توصیه می کنم که از خدا پروا کنید که خدا برای هر که از او پروا کند ضمانت کرده که ناخوشایند را به خوشایند تبدیل کند از راه بی گمان روزیش دهد . تو ای شنونده مبادا از آنها باشی که بر جان دیگران از گناهشان بیمناکند واز کیفر گناه خود آسوده خاطر ، که بهشت را نتوان با فریب از خدا گرفت و جزء از راه طاعت و بندگی به ثواب و نعمت خدا نتوان رسید.

 


دیده شده در تحت العقول ، ابن شعبه حرانی ، ترجمه احمد جنتی ، روایات امام حسین علیه السلام .

   دوشنبه 24 آبان 13951 نظر »

1 2 ...3 ... 5 ...7 ...8 9 10

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 196
  • دیروز: 317
  • 7 روز قبل: 2866
  • 1 ماه قبل: 5537
  • کل بازدیدها: 126255
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 20
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ