امام حسین علیه السلام با شهادت خود به بالاترین مرحله سلوک معنوی رسید ند. پس اشک ریختن برای ایشان چه معنایی دارد؟

 

 

پاسخ اجمالی - تفصیلی

نکته اول اینکه  همان طور که در پاسخ سوال قبلی بیان کردیم مجدد یاد آور شویم گریه انواع و اقسام مختلف دارد و هر گریه و اشکی نشان از غم و اندوه ندار د و منفی و نابهنجار نیست. اگر غم و گریه با علائمی مثل افول سلامتی، کناره گیری اجتماعی ، احساس بی ارزشی، احساس گناه، ایده خودکشی، بیش فعالی بدون هدف، طولانی بودن نشانه های غم و بروز و ظهور نشانگان به طور ناگهانی همراه باشد، بیمارگونه و مرض و منفی تلقی می شود. و متقابلا هر خنده ای هنجار نیست و شادی با خنده متفاوت است.

دوم اینکه بحث شهادت از دو جنبه قابل بررسی است؛ یکی جنبه ی فردی و دیگری جنبه ی اجتماعی. شهادت امام حسین علیه السلام برای خود ایشان یک ارتقا است، عالی ترین حد تکامل است و جشن و شادمانی نیز دارد. اما از نظر اجتماعی، عکس العملی که مردم جامعه در مورد شهید نشان می دهند فقط به خود شهید تعلق ندارد. یعنی فقط نباید به این نکته توجه شود که برای شخص شهید موفقیت و یا شکستی رخ داده است یا نه؟! عکس العمل جامعه مربوط است به اینکه مردم جامعه نسبت به شهید چه موضعی داشته باشند و نسبت به جبهه ی مخالف شهید چه موضعی داشته باشند. اگر به شهادت یک بعدی نگاه کنیم پس  باید بپذیریم قاتلی که ایشان را به درجه شهادت رسانده ، باعث شادمانی عده ای به خاطر رسیدن ایشان به مرتبه والا شده و شایسته عقاب نیست!!! مغلطه این سوال، نگاه تک بعدی به واقعه عاشوراست!

سوم اینکه اگر بحث گریه بر امام حسین علیه السلام بحثی جدید و ساخته اجتماع و مردم این زمان بود شاید جای این سوال وجود داشت اما بالعکس اشک بر سید الشهدا علیه السلام یک بحث ریشه دار است و از سنت های مشهور ائمه اطهار(علیهم السلام) . ائمه اطهار علیهم السلام  - که در مقام حق الیقین بودند و هیچ غیبی از آنان پوشیده نبود_ علاوه بر توصیه به گریه بر ابا عبدالله ،خود نیز بر این واقعه می گریستند و مجالس سوگواری برپا داشته و به دیگران نیز توصیه می کردند . و شواهد و مستندات در این زمینه بس فراوان؛  از جمله در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان علیه السلام  می فرمایند: «من هر صبح و شب بر جدم حسین علیه السلام اشک میریزم و اگر اشکم تمام شود خون گریه می کنم ». آیا آنان از حکمت ها وباطن ماجرای کربلا بی اطلاع بودند؟ به نظر می رسد گریه برابا عبدالله علیه السلام، حکمت های دیگری نیز دارد ، که امامان این گونه آن را به پیروان خود آموزش می دادند .بنابراین جا دارد اینگونه از خود سوال کنیم وقتی معصوم علیه السلام و عظیم ترین و کاملترین شخصیت عالم   برای چنین مصیبتی گریه می کنند چرا ما این چنین نکنیم ؟علت این تاکیدات چیست؟ این گریه و اشک چه نوع اشکی است؟

چهارم اینکه  این است که بدانیم ما چرا برای امام حسین(علیه اسلام) گریه می‌کنیم و پرچم عزای او را بالا می‌بریم؟ شاید همه بگویند به خاطر قداست امام(علیه السلام) است؛ این بخشی از فلسفه عزاداری است و لازم است و جای بحث ندارد ولی فلسفه مهم دیگر این است که باید این کربلا بماند. اگر ما از این کربلا بهره هدف، فرهنگ و بصیرت نداشته باشیم، فقط گریه‌کن خوبی بوده‌ایم، فقط ثواب برده‌ایم. ولی وقتی از فرهنگ برآمده از کربلا، از بصیرت اباعبدالله(علیه السلام) و از فلسفه عاشورا بهره می‌بریم راه را پیدا و درست عمل می‌کنیم. (  پاسخ سوالات قسمت قبل توجه به همین نکته است.)

پنجم اینکه به این فکرکنیم چه کسی از این گریه سود می برد؟  امام حسین علیه السلام؟ ما وقتی آب میخوریم برای نیاز خود ماست ….به حال چشمه فرقی نمی کند! هرچند او با سیراب کردن ، مطابق اصل ماهیت خود رفتار می کند و به ماهیت او کم و افزونی ، از طرف تشنگی و سیراب کردن ما نیست . امام حسین علیه السلام به اشک های ما نیازی ندارند بلکه این ما هستیم که با ریختن اشک میتوانیم با این محبت به اولیای خدا ، خود را در معرض محبت خدا قرار دهیم . گریه برای امام حسین لیه السلام  نجات دهنده است (1).

ششم اینکه عزاداری امام حسین برکات و آثار متعددی از آمرزش گناهان تا بقای اسلام دارد (2). محروم کردن شیعیان از این برکات، انگیزه شبهه افکنان از انتشار چنین سوالات و سست کردن باورهای عاشقان حسینی است!

 

 

(۱) گریه برای امام حسین علیه السلا م نجات دهنده است چرا که:

 

۱-  حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم: آگاه باشید که خداوند برگریه کنندگان برای حسین علیه السلام, ا زروی رحمت ومهربانی درود می فرستد (قال رسول الله صلی الله علیه وآله:"ألا وصلی الله علی الباکین علی الحسین_ علیه السلام _رحمةٌوشفقةٌ؛ ."[بحار الأنوار,ج۴۴,ص۳۰۴])

۲_ امام رضا علیه السلام: برای مثل حسین علیه السلام باید گریه کنندگان گریه کنند,چرا که گریه برآن حضرت,گناهان بزرگ را محو می کند (قال الرضا علیه السلام :"فعلی مثل الحسین علیه السلام فلیبک الباکون فإن البکاءعلیه یحط الذنوب العظام"؛.[همان,ص۲۸۴.])

۳- .امام صادق علیه السلام : حقا كه (حسين عليه السلام)كسي راکه برای او گریه می کند,می بیند و به خاطر رحمت براو برایش استغفار می کند( قال الصادق علیه السلام:"إنه علیه السلام لیری من یبکیه فیستغفر له رحمة له"؛.[بحار الأنوار,ج۲۵،ص۳۷۶.])

ادامه »

   جمعه 7 آبان 13953 نظر »

خبر از آینده : 

 

 

ابن بابویه و ابن قولویه و شیخ مفید و شیخ طبرسی به اسانید معتبره از اصبغ ابن نباته و غیر از او روایت کرده اند که روزی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بر منبر کوفه خطبه می خواند و می فرمود : از من بپرسید آنچه خواهید ، پیش از آن که مرا نیابید . پس به خدا سوگند یاد می کنم که هر چه سوال کنید از خبرهای گذشته و آینده ، البته شما را به آن خبر می دهم .

 

به روایت دیگر فرمود : به خدا سوگند که از گروهی را که صد کس را گمراه کنند یا صد کس را هدایت کنند اگر از من بپرسید خبر می دهم شما را به آن ها و سرکرده آن ها و داعی آن ها تا روز قیامت .

پس سعدابن ابی وقاص برخاست و گفت : یا امیرالمؤمنین خبر ده مرا که در سر و ریش من چند مو است . ؟ 

 

حضرت فرمود : خلیل من رسول خدا صلی الله مرا خبر داده که تو این سوال را از من خواهی کرد و خبر داد که چند مود سر و ریش تو هست ، و خبر داد که در زیر هر مویی شیطانی هست که تو را گمراه می کند و در خانه تو پسری است که فرزند من حسین را شهید خواهد کرد . 

اگر خبر دهم عدد موهای تو را تصدیق من نخواهی کرد و لیکن به آن خبری که گفتم حقیقت گفتار من ظاهر خواهد شد .

و در آن وقت عمر بن سعد کودکی بود و تازه به رفتار آمده بود .

 

 

دیده شده در جلا العیون ، محمد باقر مجلسی ، نشر آدینه سبز ، باب پنجم ، ص ۵۶۰ .

   سه شنبه 4 آبان 13952 نظر »

آیا ترغیب به عزاداری و گریه برای امام حسین علیه السلام ترغیب به غمگینی - که حالتی منفی می باشد- نیست؟

چرا اسلام که بیان می شود کاملترین دین بشری است ما را به حالات منفی ترغیب می کند؟



پاسخ اجمالی:

اولین نکته در پاسخ به این سوال این است که بدانیم آیا اصلا ترغیب به عزاداری در اسلام وجود دارد یا خیر؟ بله این ترغیب در اسلام وجود دارد. و روایات فراوانی نه تنها در مورد عزاداری بر اهل بیت علیهم السلام در منابع حدیثی ذکر شده است بلکه در فرهنگ اسلامی و روایات معصومین علیهم السلام ترغیب فراوانی به گریه شده و برای آن ثواب ها و پاداش هایی ذکر شده است.


اما باید دانست گریه انواع و اقسام مختلف دارد و هر گریه ای نشان از غم و اندوه ندار د و منفی و نابهنجار نیست. اگر غم و گریه با علائمی مثل افول سلامتی، کناره گیری اجتماعی ، احساس بی ارزشی، احساس گناه، ایده خودکشی، بیش فعالی بدون هدف، طولانی بودن نشانه های غم و بروز و ظهور نشانگان به طور ناگهانی همراه باشد، بیمارگونه و مرض و منفی تلقی می شود.


گذشته از آنکه سوگواری بر امام حسین علیه السلام این علائم را به همراه ندارد،از دیدگاه علمی، سوگواری برای سیدالشهدا علیه السلام، کاملاً از شرایط یک عزاداری و غمگینی طبیعی، برخوردار است و با رفتارهای اجتماعی مبتنی بر شناخت، انجام می شود. عزاداری مسلمانان بر اساس شناختی که عزاداران از حسین بن علی علیهما السلام و اهداف عالی آن حضرت و حرکت منتهی به شهادت او دارند، انجام می پذیرد. به همین دلیل در حین مرثیه سرایی، سوگواری روشن گرانه دارند؛ نه شیون بی هدف. بلکه آنان با عزاداری، به تمام زندگی خود، هدف می بخشند و حیات خود را حسینی می سازند و کسب نشاط می کنند و از مرگ ذلّت آفرین، فرار می کنند و به سوی زندگی با عزت و شرافت، گام برمی دارند. بنابراین، اشک ریختن و عزاداری برای امام حسین علیه السلام، غمگینی و ماتم نابهنجار و بیمارگونه نیست؛ بلکه عین هنجارهای دینی و اجتماعی و مساوی با سلامت روح و روان است.


از دیدگاه علمی و روان شناسی، شاید بتوان گفت که اگر این نوع واکنش های عاطفی از یک مسلمان بروز نکند، نشان بیماری و مرض باشد؛ منظور از این کلام این نیست که هر شخصی که علائم سوگواری را در حق امام حسین علیه السلام بروز نمی دهد و برای آن حضرت گریه و زاری نمی کند ، از نظر روان شناسی علمی، بیمار شمرده می شود؛ بلکه شاید او به سیدالشهدا علیه السلام دل بستگی ندارد تا از فقدان و شهادت آن حضرت و مصایب وارده بر اهل بیت علیهم السلام، احساس غم نماید و چون وی به امام حسین علیه السلام دل بستگی ندارد و از آن حضرت، جداست، نمی تواند احساس رنج و غم کند . اگر این شخص به اباعبدالله علیه السلام دل بستگی داشته باشد - حداقل مسلمان باشد - ولی با این وجود، فاقد نشانگان غم باشد و یا منعی از بروز نشانگان در وی وجود داشته باشد و یا در بروز نشانگان عزا و سوگواری، دچار تأخیر گردد، این شیوة رفتاری او، نابهنجار تلقی می شود. پس غمگین بودن برای امام حسین علیه السلام، نشان سلامت است؛ نه بیماری و حالتی منفی و نابهنجار نیست .


نگاه ما به حادثة کربلا، تنها یک نگاه علمی، از دریچة یافته های روان شناسی نیست؛ تا برای این حادثة الهی، توجیه زمینی و بشری مستند به علم، ارائه کنیم و مثلاً برای گریستن و سوگواری برای امام حسین علیه السلام، توجیه روان شناختی داشته باشیم! نگاه صرفا بشری و تحلیل طبیعی و زمینی از یک حادثة الهی و آسمانی و ماورای فکر انسانی، بی تردید بی ثمر و ناصحیح است؛ بلکه مقصود آن است که بگوییم شکل سوگواری و غم گساری برای امام حسین علیه السلام، با نظریه های دقیق روان شناختی در مورد غم و ماتم و داغ دیدگی نیز کاملاً مطابقت دارد و موجب از بین رفتن تمام پیامدهای منفی غم و اندوه می شود.


پاسخ ارائه شده خلاصه ای از صص285 الی 295 و صص 169 و 170 کتاب «پرسش ها و پاسخ های دانشجویی/ دفتر 13/ ویژه محرم/ می باشد.

 

 

دیده شده درhttp://soogvare.kowsarblog.ir/?p=278432&more=1&c=1&tb=1&pb=1

   پنجشنبه 29 مهر 1395نظر دهید »

عاشق حقیقی

 

 

عاشق در دنیا و آخرت  حاضر می‌شود معشوقش را رها کند ؟ 

حاضر می شود از معشوقش رو برگرداند ؟

یعنی باورتان  می شود که ابی عبدالله علیه السلام وقتی قیامت شد اگر کل ما را دید ، ما که امروز اینجا هستیم ، اگر ما را ببیند و گوید نمی شناسم چه ؟ وای از آن روز …

 

من این موضوع را گفته ام ولی باز هم می گویم ، من با دوگوش خودم شنیدم ، فرزند مرحوم آقا شیخ عباس قمی که خودش به من گفت .می گفت بابام مفاتیح را که می نوشت ، همه اش را با وضو نوشت . همیشه یک کتری آب و کاسه کنارش بود و اگر خسته می شد و خوابش می برد تا بیدار می شد وضو می گرفت و ادامه می داد و می گفت من کل این مفاتیح را تقدیم به روح مطهر صدیقه کبری کرده ام .

 

ایشان گفت وقتی ما پدر را روبه روی حرم امیرالمومنین علیه السلام خاک کردم و به خانه برگشتیم ، خوب ما گوهری از دست داده بودیم ، شب ساعت ۱ یا ۲ نصفه شب بابا را در خواب دیدم ، دیدم پدر خیلی سرحال بود .

گفتم بابا شما خودتان در منازل الاخره  راجع به برزخ زیاد نوشته اید ، برزخ خودت چطور است ؟


گفت : بابا من را کی دفن کرده اید ؟ گفتم ۳ بعدازظهر .

گفت : الان ساعت چند است ؟ گفتم ۲ نصف شب . _حالا نجف خاکش کرده اند _ گفت : در این فاصله کم تا به حال سه بار اباعبدالله علیه السلام به دیدن من آمده است.


حسین جان ….



سخنان شیخ حسین انصاریان ، شنیده شده .

   چهارشنبه 28 مهر 1395نظر دهید »

منتقم حسین : 

 


احمد بن محمد ، عن محمد بن الحسن ، عن محمد بن عیسی بن عبید ، عن علی بن اسباط ، عن سیف بن عمیره ، عن محمد بن حمران قال : ابو عبدالله علیه السلام : لما کان مِِن امر الحسین علیه السلام ما کان ضَجتِ الملاعکهُ الی الله بالبکأ و قالتِِ:یفعل هذا بالحسین صفیک و ابن نبیک ؟  

قال : فاقام الله لهم ظِِل القائم علیه السلام . بِهذا أنتم لِهذا :


 

امام صادق علیه السلام فرمود : چون کار حسین چنان شد ( اصحاب جوانهایش کشته شدند و خودش تنها ماند ) فرشتگان به سوی خدا شیون و گریه برداشتند و گفتند : با حسین برگزیده و پسر پیغمبرت چنین رفتار کنند ؟ 

پس خدا شبح و سایه حضرت قائم علیه السلام را با آن ها نمود فرمود : با این انتقام او را می گیرم .



دیده شده در اصول کافی ، محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی ، ترجمه سید جواد مصطفوی ، انتشارات علمیه اسلامیه ، ج ۲ ، ص ۳۶۶.

کلیدواژه ها: انتقام, خون حسین, منتقم
   دوشنبه 26 مهر 13951 نظر »

پیام حسین‌بن‌علی(ع) در قتلگاه: اگر دین ندارید آزاده باشید


 

ما اگر ثارِ سالار شهيدان يعني طالب خونبهاي حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) نشديم خداوند اين كار را به ديگري مي‌سپارد, تمام دعا براي اين است كه ما طالبان ثار آن حضرت باشيم فرمود: (إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ) فرمود انبياء شربت شهادت نوشيدند اولياء شربت شهادت نوشيدند كربلا به پا شده است تا دين بماند شما بكوشيد دين به دست شما بماند نشد ديگري, بكوشيد شما وارثان كربلا بشويد اگر وجود مباركش وارث همه انبيا شد شما بكوشيد جزء «العلماء ورثة الانبياء» بشويد اگر درباره حسين‌بن‌علي مي‌گوييم از آدم تا خاتم هر فضيلتي بود تو ارث بردي; يعني اگر عالِمي بكوش وارث حسين بن علي بشوي; يعني اگر كسوت روحانيت در بركردي بكوش ارثي ببري.


جامعه وقتي مي‌تواند بگويد «وجعلنا و اياكم من الطالبين بثاره» كه امروز عليه آل‌سعود سخن بگويد و قيام كند و به نفع يمن و يمنيِ مظلومِ شهيد داده قيام كند كه قائم بالعقل باشد, قائم بالايمان باشد, قائم بالتقوا باشد علما هم اولوا بقية باشند توده مردم هم قائم بالعقل اين مي‌شود «و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره» وگرنه فقط ثواب اشك ريختن را انسان ببرد ديگر مشمول اين جمله بعدي نيست «و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره» اگر سالار شهيدان كسي كه در راه او امروز هم اهل مبارزه و جهاد كبيري كه مطرح شد و در سوره «فرقان» آمده و سوره فرقان سوره مكّي است و جهاد سوَر مكّي جهاد فرهنگي و فكري است اگر اهل اين شد آن‌گاه اين دعا درباره او مستجاب است «و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره».


در قتلگاه حسين‌بن‌علي(سلا مالله عليهما) حرف بين‌المللي و جهاني دين را مطرح كرد فرمود بالأخره دين يك پيام جهاني دارد «إن لم يكن لكم دين وكنتم لا تخافون المعاد، فكونوا أحراراً في دنياكم. اگر دین ندارید و از قیامت نمی ترسید، لااقل در دنیای خود آزاده باشید.» اين برنامه معصومانه حسين بن علي است فرمود ما يك وظيفه مشترك انساني با همه مردم جهان داريم الآن آل‌سعود ولو مسلمان هم نباشد بايد پيام گودال قتلگاه حسين بن علي(سلام الله عليهما) را بشنود«إن لم يكن لكم دين وكنتم لا تخافون المعاد، فكونوا أحراراً في دنياكم» اين طور كشتار زن و بچه و مردم بيگناه با كدام معيار هماهنگ در مي‌آيد .


يك وقت است يك كسي تخدير شده است عقلش را تحت فرمان هوس قرار مي‌دهد اين يك مشكل شخصي دارد كه در بيان نوراني حضرت امير هست «كم من عقل اسير تحت هوي امير» اين جنگ فردي است يك وقت است كه فرمود اين دين را به اسارت بردند سقيفه و سقفي‌ها آمدند قرآن را و فرهنگ ديني را به اسارت گرفتند خب مكتبِ به اسارت رفته خودش اسير است او چگونه درس آزادي مي‌دهد چگونه درس حريّت مي‌دهد ما اگر بخواهيم از آزادي سخن بگوييم از حريّت بحث به ميان بياوريم از مكتبي بايد مدد بگيريم اگر خود مكتب را به اسارت بردند اين وجدان عمومي را استكبار و صهيونيست به اسارت برد لذا اين همه صحنه‌ها را در يمن مي‌بيند و هيچ كس اعتراض نمي‌كند. لذا اصرار ذات اقدس الهي به رسول گرامي(ص) اين است مبادا اينها شستشوي مغزي بدهند و مكتب را به اسارت ببرند مبادا اينها فرهنگ را اسير كنند الآن فرهنگ مردم به اسارت رفته است وگرنه اين ظلم آشكار را مي‌بينند و كسي اعتراض نمي‌كند اين پيام سالار شهيدان در گودال همين است.


سالار شهيدان آمد اين دين را زنده كرد فرمود من از همان اول مي‌دانم چه خبر است اين نقشه‌ها را به من نشان دادند حرفي را كه خدا درباره كلّ جهان زد من درباره ساختار رزمنده‌هاي خودم مي‌گويم خدا فرمود من مدبّرات فراواني دارم اما كسي كه كمترين لغزش در كار او و در فكر او باشد به او مأموريت نمي‌دهم (وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً) اين مُضل يعني گمراه نه گمراه‌كننده, فرمود من اين كارگاه را با مدبرات امر اداره مي‌كنم كسي كمترين نقص و عيب در او باشد من به او مأموريت نمي‌دهم كسي كه گمراه باشد گمراه‌كننده باشد من به او سِمت نمي‌دهم اين بيان خداوند است. همين بيان را مي‌بينيد سالار شهيدان درباره كادر و ستاد خودش مي‌گويد وقتي عبيد الله بن حرّ جوفي آن پيشنهاد را داد حضرت فرمود اينجا خون لازم است نه اسب و سپر. تو آدم خوبي هستي اهل نمازي ولي محافظه‌كاري اينجا كه خون لازم است كمك مالي اثر ندارد اين استدلال حسين‌بن‌علي است در ردّ پيشنهاد عبيد الله بن حرّ جوفي در آن سرزمين.

ادامه »

   شنبه 24 مهر 13957 نظر »

اولین زنده کننده خون شهدای کربلا 

 

 

امام حسین علیه السلام به اتفاق اعضای خانواده و دیگر همراهان از مدینه تا کربلا می آید ، اما در بین راه هیچ گزارشی از امام زین العابدین علیه السلام نیامده است و مشخص نیست در کدام منزل یا چه زمانی گرفتار بیماری شده است . فقط از شب دهم ، خبری مبنی بر بیماری ایشان در دست است . خود امام می فرماید : « شبی که پدرم کشته شد من بیمار بودم و عمه ام زینب از من پرستاری میکرد .»

 

گزارش مورخان در خصوص چگونگی نجات یافتن علی بن حسین علیه السلام متفاوت و گاه متناقض است ؛ برخی آن حضرت را در هنگام رخداد عاشورا کودک ۱  ، گروهی بیمار  ۲ ، و بعضی هر دو عامل را در نجات ایشان دخیل دانسته اند . نکته ای که در گزارش ها وجود دارد این که تعدادی از منابع ، از آن حضرت با عنوان « علی اصغر » یاد کرده و بعضی نیز آورده اند که در مجلس ابن زیاد ، در بلوغ او شک شده است .

 

این پراکندگی و تشت عبارات ، برخی از محققان معاصر را بر این عقیده واداشته که امام سجاد علیه السلام در کربلا کودک بوده است . محقق گرانقدر سید جعفر شهیدی بر خلاف شهرت به طور تلویحی ادعا می کند که سال ولادت آن جناب ، سال ۴۸ یا ۴۹ ، هجری بوده و او در کربلا دوازده یا سیزده سال داشته است . ایشان می گوید :« درست است که علی بن الحسین علیه السلام روز عاشورا و شاید تا چند روز پس از آن بیمار و رنجور بوده است ، اما بیماری و مرض جوانی بیست و اند ساله را چنان از پا در نمی آورد که با کودکی نابالغ مشتبه گردد .

 

بنابراین ، مورخین به اشتباه ، سال ولادت علی اکبر را که در کربلا شهید شد برای امام سجاد علیه السلام در نظر گرفته اند . دیگر این که طبق اسناد ، امام حسین علیه السلام ، سالهای ۳۷ تا ۴۰ هجری را به همراه پدر گرامی اش در خانه کوفه بوده است پس نمی توان. فرزند او در مدینه تولد یافته باشد .

 

اگر چه در این نظریه  در نقد گزارش ها به نکته های دقیقی توجه کرده اما چند شمال بر آن وارد است که ما در اینجا برای کوتاهی سخن به یکی از مهمترین  موارد آن اشاره می کنیم :

 

 _ شاید مهمترین دلیل بر رد ادعای کودکی امام زین العابدین علیه السلام ، وجود امام باقر علیه السلام باشد که بنا به شهادت منابع آن حضرت در کربلا حدود چهار سال داشته است . و چگونه ممکن است فردی نابالغ فرزندی چهار ساله داشته باشد .

 

بنابراین امام سجاد علیه السلام در سال ۶۱ هجری نه تنها کودک نبوده ، بلکه جوانی متاهل بوده است .۳  

 

و به گفته برخی منابع دیگر امام علیه السلام بیست و سه ساله بود که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید و امام را از کربلا به سوی کوفه در حالی که بر استری بدون زین سوار بود بردند و آن حضرت از این سفر آسیب بسیار دید . که با ورود کاروان به کوفه و با دیدن سرها بر نیزه و اسارت آل الله ، به ناگاه زنان اهل کوفه شروع به گریه و زاری کردند در حالی که گریبان چاک می دادند ، امام سجاد علیه السلام فرمود : « … ان هولا یبکون علینا ، فمن قتلنا غیر هم : این گروه بر ما می گریند ، پس چه کسی غیر اینها ما را کشته است .»۴

 

 

۱_ دیده شده در کتاب نگاهی به جریان عاشورا ، به نقل از کتاب زندگانی علی بن الحسین علیه السلام ، سید جعفر شهیدی ص ۳۷ و کتاب حیا الحیوان ، کمال الدین دمیری ، ج ۱ ، ص ۲۴۷.

۲_ دیده شده در نگاهی جریان عاشورا ، به نقل ازبلاذری ، انساب الاشراف ، ج ۳ ، ص ۴۱۱ .

۳_ دیده شده در نگاهی به جریان عاشورا ، زیر نظر سید علی واسعی  ، موسسه بوستان کتاب ، ص ۱۹۵.

۴_ دیده شده در کتاب یاران شیدای حسین بن علی علیه السلام ، مرتضی آقا تهرانی ، ص ۳۴۵، به نقل از اللهوف ، ص۶۳.

 

   جمعه 23 مهر 13951 نظر »

آل سعود مصداق امروزی انحطاط فکری در جوامع اسلامی

 

 

ششمین شب عزاداری ایام شهادت حضرت اباعبدالله‌الحسین(علیه السلام)، با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی، مسؤولان نظام و عموم مردم عزادار در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد.

 

جامعه اسلامی در دوران امام سجاد(علیه السلام) با ترس و خفقان خلفای جور روبرو بود. بدترین ویژگی دوران امام سجاد(علیه السلام) را می‌توان انحطاط فکری جامعه اسلامی که نشات گرفته از همان ترس و خفقان بود نام برد امام صادق(علیه السلام) فرمودند: در دوران بنی امیه مردم اجازه داشتند از ایمان سخن به زبان بیاورند اما کسی حق نداشت از شرک سخنی به میان بیاورد؛ علامه مجلسی در توضیح این حدیث می‌فرماید: هدف بنی امیه از این عمل آن بود که مسلمانان به امروی که آنان را از توحید و اسلام خارج می‌کند جاهل بمانند، تا با اعلام جنگ با ولی خدا و مباح دانستن خون امام آنان ندانند که با این عمل از جرگه اسلام و مسلمانی خارج می‌شوند.

 

در عصر حاضر مصداق امروز انحطاط فکری جامعه اسلامی همان شجره خبیثه ملعونه یعنی آل سعود و بدتر از آنان مفتیان حرام خواری هستند که مردم را به سمت و سوی این طرز تفکر شوم و پلید غیر اسلامی سوق می‌دهند.

 


سخنان حجت الاسلام سیدحسین حسینی قمی در آخرین شب عزاداری محرم ۱۴۳۸ در حضور رهبر انقلاب ، شنیده شده .

   پنجشنبه 22 مهر 13951 نظر »

1 2 3 4 ...5 ... 7 ...9 10

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 209
  • دیروز: 317
  • 7 روز قبل: 2866
  • 1 ماه قبل: 5537
  • کل بازدیدها: 126255
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 20
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
اربعین