ابولهبان امروز

 


 

ســوره »مســد« از عجیبترین ســورههای قرآن اســت. خدای حکیم در قرآن برای ســرزنش افراد، ً نام آنها را نمیآورد و به بیان ویژگیهای آنان بسنده میکند؛ اما در این سوره به صراحت، نام ابولهب ذکر شــده و یکی از غلیظترین نفرینهای قرآن بهنام او ثبت شــده اســت؛ چون او از هیچ کوششی برای ممانعت از گسترش دین خدا دریغ نکرد.

 

امــروزه کســانی وجــود دارند کــه آگاهانه یــا ناآگاهانه کار ابولهبــی انجام میدهنــد و در برابر ترویج عقاید دینی یا اجرای احکام الهی، مانع ایجاد میکنند؛ برای نمونه:

 

وقتی در کشور موجی برای حمایت از امر به معروف و نهی از منکر بهراه میافتد، برخی با این قانون الهی مخالفت میکنند؛ یا زمانی که عدهای با دغدغه فرهنگی به مبارزه با فساد و بیحجابی میپردازند، دم ِ از آزادی زده و فضای فکری جامعه را گلآلود میکنند

 

یــا وقتــی مراجع تقلید، نســبت به اموری مانند ربا در سیســتم بانکی هشــدار میدهند، بــرای حفــظ منافع خود، حاضرند مقابل مراجع بایســتند و حتی گاه فتوای آنان را در امور مختلف به ریشخند بگیرند.

 

این افراد باید بدانند: با این کار، همگام و همراه ابولهب شده اند و باید مراقب باشند نفرین الهی که برای ابولهب نازل شده، دامنگیر آنان نشود.

 

منبع : برگرفته از فایل درسنامه فهم و مفاهیم قرآن

 

   شنبه 21 مهر 1397نظر دهید »

اول روز آفریده شده است یا شب ؟

 

خلقت شب و روز

 

روزی امام رضا علیه السلام در مجلس مامون حضور یافت ، « ذوالریاستین» ( وزیر عالم و شیعی مذهب مامون) نیز حضور داشت ، سخن از شب و روز به میان آمد که کدام یک نخست آفریده شده است ؟ ذوالریاستین مسئله را از امام پرسید . حضرت فرمود : از کتاب خدا پاسخ گویم یا طبق محاسبات نجومی خودت ؟

گفت : اول از حساب نجوم 

فرمود : مگر شما نمی گویید که « طالع »۱  دنیا برج سلطان است ، و ستاره ها در « شرف » ( بالاترین درجه ارتفاع مقابل هبوط ) بودند ؟ 

گفت : چرا .

فرمود : بنابراین ستاره زحل در برج میزان بوده ، مشتری در سرطان ، مریخ در جدی ، زهره در حوت ، ماه در ثور ، و خورشید در وسط آسمان در برج حمل ، و این قهرا جز روز نخواهد بود .

گفت : آری چنین است .

فرمود : اما دلیل از کتاب خدا این آیه است « لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لاالیل سابق النهار ؛ نه خورشید را سزد که به ماه رسد ، نه شب را که پیش از روز باشد . سوره یس آیه ۴۰ »

یعنی روز پیش از شب بوده است .۲

 

 

۱_ ( طالع در اصطلاح نجوم جزع از منطقه البروج است که بر افق شرقی است حین ولادت مولود یا سوال سای . فرهنگ فارسی معین ) 

۲_ تحت العقول ، ابن شعبه حرانی ، ترجمه احمد جنتی ، نشر بین الملل، روایات امام رضا علیه السلام، ص ۹۸۱

   دوشنبه 1 مرداد 1397نظر دهید »

حریم عفاف 

 

عفاف

 

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ۞ لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا .

 

ای پیغمبر (گرامی) با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند، که این کار برای اینکه آنها (به عفّت و حرّیت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس رانان) آزار نکشند بسیار نزدیکتر است و خدا (در حق خلق) بسیار آمرزنده و مهربان است. البته (بعد از این) اگر منافقان و آنان که در دلهاشان مرض (و ناپاکی) است و هم آنها که در مدینه (بر ضد اسلام) تبلیغات سوء می‌کنند (و دل اهل ایمان را مضطرب و هراسان می‌سازند) دست (از این زشتی و بدکاری) نکشند ما هم تو را بر (قتال) آنها بر انگیزیم (و بر جان و مال آنها مسلط گردانیم) که از آن پس جز اندک زمانی در مدینه در جوار تو زیست نتوانند کرد.

 

نکته ها

«جلابيب» جمع «جلباب»، به معناى مقنعه‌اى است كه سر و گردن را بپوشاند،. و يا پارچه بلندى كه تمام بدن و سر و گردن را مى‌پوشاند. در آيات گذشته سخن از اذيّت و آزار مؤمنان به دست منافقان بود.

اين آيه مى‌فرمايد: براى آنكه زنان مؤمن مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونه‌اى خود را بپوشانند كه زمينه‌اى براى بى‌حرمتى آنان فراهم نشود. بر اساس اين آيه، نوعى روسرى مورد استفاده‌ى زنان آن زمان بوده، ليكن زنان در پوشاندن خود از نامحرم دقّت نمى‌كرده‌اند. لذا سفارش اين آيه، نزديك كردن جِلباب به خود «مرجفون» از «ارجاف»، به كسانى گفته مى‌شود كه با شايعه‌سازى، در جامعه‌ى اسلامى دلهره ايجاد مى‌كنند.

 

كسانى كه به جبهه نمى‌رفتند، امّا در شهر شايعه مى‌كردند كه مسلمانان شكست خوردند و كفّار پيروز شدند يا پيامبر اسلام شهيد شد، آنان با اين اقدام زشت سبب‌ نگرانى مردم مى‌شدند. «لَنُغْرِيَنَّكَ» از «اغراء» به معناى چسباندن و كنايه از تسلّط همه جانبه است.

 

اين آيه را اگر در ادامه آيه قبل ببينيم، مراد آن است كه منافقان و بيماردلان مدينه مزاحم زنان مؤمن بودند كه خداوند در آيه قبل به زنان دستور پوشش كامل داد و در اين آيه به اين بيماردلان هشدار مى‌دهد و ممكن است اين آيه مستقل باشد، و مراد اين باشد كه با توطئه‌گرانى كه با جنگ سرد و شايعه‌سازى، ايجاد دلهره مى‌كنند برخورد كرده و آنها را قلع و قمع نماييد.

 

با آن كه تندترين تهديدها در اين آيه آمده و جامعه‌ى اسلامى همواره بزرگ‌ترين ضربه‌ها را از شايعه سازان خورده است، امّا متأسفانه در كتب فقهى كمتر به اين موضوع توجّه شده و حتّى يكى از مجتهدان كه سال‌ها قاضى بود مى‌گفت: من 54 كتاب فقهى را گشتم و تحت عنوان «ارجاف» بابى را نيافتم.

 

جمله‌ى آخر اين آيه‌ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ‌ … را دو گونه مى‌توان معنا كرد:

الف: چنان تو را بر آنان مى‌شورانيم كه همگى قلع و قمع شوند و جز مدّت كمى نتوانند در كنار تو بمانند.

ب: چنان آنان را تار و مار مى‌كنيم كه جز تعداد كمى از آنان در مجاورت تو باقى نمانند.

 

 

تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم


موضوعات: انس با قرآن
   پنجشنبه 21 تیر 13971 نظر »

حجت الاسلام عابدینی در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)

 

احترام به قرآن

 

در کتاب المراقبات نوشته میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نکته بسیار ظریفی آمده است که اوقات عمر و زمانهایی که انسان دارد منازل سلوک به سوی خدا هستند ، هر زمانی یک منزل است برای حرکت به سوی خدا ، فلذا انسان هر زمانی را از دست بدهیم  یک منزل را از دست داده ایم که دیگر قابل برگشت نخواهد بود . به عنوان مثال کوتاهی در ماه رمضان از دست دادن فرصتی است که غیر قابل برگشت است و ماه رمضان آینده منزل جدید است . هر منزل می خواهد انسان را به نتیجه برساند و اگر انسان کوتاهی کند به نتیجه مطلوب نخواهد رسید .

 

وقتی امام معصوم می فرماید « یابن آدم انما انت ایامٌ کلما مضی یومٌ ذهب بعضک ؛ فرزند آدم تو روزها هستی ، هر روزی که می گذرد بعضی از وجود تو رفته است و تکرار شدنی نیست .» باید این نگاه برای ما ایجاد شود که رجوع به قرآن ، رجوع به امام است و هر چقدر باور به این موضوع در درون انسان بیشتر شود ، وقتی به قرآن رجوع می کند محبتش به قرآن بیشتر می شود و وقتی محبتش به قرآن زیاد شد ، قرآن حقایق را به او بیشتر نشان می دهد .

 

این که قرآن با ما حرف نمی زند به این دلیل است که ما محبتی به قرآن نداریم . باید باور داشته باشیم که قرآن کتاب ناطق است مثل روایت امیرالمومنین که فرمود « قرآن ناطق من هستم » اگر این قرآن را با این باور مورد محبت قرار دهیم خواهیم دید که قرآن چه حقایقی را برای ما نمایان می کند . و معرفت زیاد می شود و قرآن را مثل امام معصوم زنده می بینیم .

 

باید باور کنیم که قرآن حی است و شعور دارد ، متصل است و گسسته نیست . و با قرآن مثل یک امام معصوم رفتار کنیم آن موقع میزان احترام خود به قرآن را خواهیم دانست .

 

امام در نامه ای به فرزندش می گوید « فرزندم ! با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو اگر چه با قرائت آن ، و راهی به سوی محبوب باز کن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد . که این وسوسه شیطان است . آخر این کتاب از سوی محبوب است برای تو و برای همه کس و نامه محبوب ، محبوب است اگر چه عاشق و محب مفاد آن را نداند .»

 

شنیده شده 

   سه شنبه 1 خرداد 1397نظر دهید »

تعامل با متظاهر به اسلام 

 

منافق

 

یکی از گروه های انحرافی و بسیار خطرناک در جامعه اسلامی منافقان اند که شاخه ای فاسقان شمرده می شوند . آنان سوگند های دروغین خود را به عنوان سپر لبانت از آسیب می گیرند و با این نیرنگ مردم را از راه خدا باز می دارند ( اتخذوا ایمن جُنه فصدوا عن سبیل الله ؛ سوره منافق آیه ۲ ) . ظاهرشان بسیار فریبنده است ؛ ولی دشمن حقیقی شما و دین اند و خدا مسلمانان را از این گروه بر حذر داشته است . ( هم العدوّ فاحذرهم ؛ سوره منافقون آیه ۴) .

شناخت منافق بصیرت می خواهد .

 

منافق چون با ظاهری دینی با مؤمنان روبه‌رو می‌شود، قبل از هر چیز باید او را شناخت، از همین رو به برخی از اوصاف آن‌ها اشاره می‌ شود:

ادعای دروغین ایمان: و از مردم کسانی‌اند که می‌ گویند: به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‌ایم، در حالی که موٴمن نیستند. ﴿و مِنَ النیاسِ مَن یقولُ ءامَنیا بِالله و بِالیومِ الآخِرِ و ما هُم بِمُؤمِنین﴾ (سورهٴ بقره، آیهٴ ۸).

 

نیرنگ بازی: آنان با خدا و کسانی که ایمان آورده‌اند سخت نیرنگ می‌ بازند؛ ولی جز خود را فریب نمی‌ دهند، و این را درنمی‌ یابند.

 

انحصارطلبی: می‌ گویند: اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً آن که عزیزتر است آن را که زبون‌تر است از آن‌جا بیرون خواهد کرد، و حال آنکه عزت، همه از آن خدا و پیامبرش و موٴمنان است اما منافقان نمی‌ دانند. ﴿یقولونَ لَئِن رَجَعنا اِلَی المَدینَةِ لَیخرِجَنی الاَعَزی مِنها الاَذَلی ولله العِزیةُ و لِرَسولِهِ و لِلمُؤمِنینَ و لـٰکِنی المُنـٰفِقینَ لا یعلَمون﴾ (سورهٴ منافقون، آیهٴ ۸).

 

ترس از مرگ: هنگامی که جهاد بر آنان واجب شد، بر خلاف انتظار، گروهی از ایشان از مردم ( مشرکان) ترسیدند، مانند ترس از خدا یا ترسی بیشتر، و گفتند: پروردگارا چرا پیکار را بر ما مقرر داشتی؟… .

 

زورمداری طبقه‌گرایی: و چون به آنان گفته شود: شما نیز همان‌گونه که مردم ایمان آورده‌اند ایمان بیاورید، گویند: آیا چنان‌که بی‌خردان ایمان آورده‌اند ایمان بیاوریم؟ ﴿و اِذا قیلَ لَهُم ءامِنوا کَما ءامَنَ النیاسُ قالوا اَنُؤمِنُ کَما ءامَنَ السیفَهاءُ﴾ (سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۳). این از آن روست که آنان به کسانی که از قرآن و احکام آن ناخشنود بودند وعده همکاری دادند و گفتند: در پاره‌ای از امور ـ تا آن‌جا که راز ما فاش نشود ـ از شما پیروی خواهیم کرد، (غافل از آنکه) خدا نهانکاری آنان را می‌ داند. ﴿ذٰلک بِاَنیهُم قالوا لِلیذینَ کَرِهوا ما نَزیلَ اللهُ سَنُطیعُکُم فی بَعضِ الاَمرِ و اللهُ یعلَمُ اِسرارَهُم﴾ (سورهٴ محمد، آیهٴ ۲۶).

 

کسالت و خودنمایی در عبادت: منافقان… چون به نماز بایستند با سستی می‌ایستند، و به مردم خودنمایی می‌ کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌ کنند. ﴿اِنی المُنـٰفِقینَ … و اِذَا قاموا اِلَی الصیلوٰةِ قاموا کُسالیٰ یراءونَ النیاسَ و لا یذکُرونَ اللهَ اِلای قَلیلا﴾ (سورهٴ نساء، آیهٴ ۱۴۲).

نکته: منافق چون در باطن کافر است و خدا را قبول ندارد اصلاً به یاد او نخواهد بود؛ چه اندک و چه فراوان. طبق کلام نورانی امیرموٴمنان(ع) در ذیل همین آیه، منافقان فقط برای دنیا به یاد خدایند و دنیا متاع قلیل است، از این جهت خدا فرمود:… ﴿إلا قَلیلاً﴾.

 

تمسخر مؤمنان: و چون با کسانی که ایمان آورده‌اند برخورد کنند، گویند: ایمان آورده‌ایم، و چون نزد سرانِ شرور خود روند و با آنان خلوت کنند، گویند: ما با شماییم، جز این نیست که ما موٴمنان را به مسخره گرفته‌ایم. ﴿و اِذا لَقُوا الیذینَ ءامَنوا قالوا ءامَنیا و اِذا خَلَوا اِلیٰ شَیـٰطینِهِم قالوا اِنیا مَعَکُم اِنیما نَحنُ مُستَهزِءون﴾ (سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۴).

 

پیمان‌شکنی و کذب : این بخل در دل‌هایشان نفاقی بر جای نهاد که تا روزی که مرگ را دیدار کنند از آنان جدا نخواهد شد. این بدان سبب بود که وعده‌ای را که به خدا دادند وفا نکردند و همواره دروغ می ‌گفتند. ﴿فَاَعقَبَهُم نِفاقًا فی قُلوبِهِم اِلیٰ یومِ یلقَونَهُ بِما اَخلَفُوا اللهَ ما وَعَدوهُ و بِما کانوا یکذِبون﴾ (سورهٴ توبه، آیهٴ ۷۷).

 

پنهان‌کاری: آیا [منافقان] نمی‌دانند که خدا کارها و سخنان پنهانی آنان را می‌داند؟ ﴿أَلَم یعلَموا أَنی الله یعلَمُ سِریهُم وَنَجْویٰهُم…﴾ (سورهٴ توبه، آیهٴ ۷۸).

 

خیانت : امام صادق(ع) فرمود: سه چیز در هر کسی باشد، او منافق است، گرچه روزه بگیرد و نماز بگزارد: کسی که هرگاه سخن بگوید دروغ می‌گوید و هرگاه وعده دهد خلف وعده کند و هرگاه امین شمرده شود خیانت ورزد. (ثَلاثٌ مَنْ کُنی فِیهِ فَهُوَ مُنَافِقٌ وَ إِنْ صَامَ وَ صَلیی: مَنْ إِذَا حَدیثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ) (تحف العقول، ص۳۱۵).

 

حق ناشناسی : امام صادق(ع) فرمود: سه گروه‌اند که جز منافق معروف به نفاق، نسبت به آنان بی‌احترامی نمی‌کند: ۱. کسی که موی او در اسلام سفید شده باشد. ۲. دانشمند قرآن‌شناس. ۳. پیشوای دادگر.

 

عیاشی‌گری: رسول گرامی(ع) فرمود: ای پسر مسعود! پس از من اقوامی خواهند آمد که غذاهای خوب و رنگارنگ می‌ خورند و بر مرکب سوار می ‌شوند در حالی که خود را به آرایش ویژه زنان برای شوهر، می‌آرایند و همچون زنان جلوه‌گری می‌ کنند و همانند شاهان ستمکار زندگی می‌کنند.

 آنان منافقان این امت در آخر الزمان‌اند که شراب می‌نوشند و در پی بازی با دوشیزگانند و بر مرکب شهوت سوار می‌شوند و نمازهای جماعت را ترک می‌گویند و با سهل‌انگاری از نماز شامگاهان باز می‌مانند و در خوردن زیاده‌روی می‌کنند.

 آن‌گاه بخشی از قرآن را قرائت کردند که ترجمه آن این است: پس از آنان مردمی ناشایسته به جای ایشان آمدند که نماز را تباه ساختند و از خواهش‌های نفسانی پیروی کردند، و به زودی گمراهی خود را خواهند دید. ( …َقُولُ اللیهُ تَعَالَی:﴿فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصیلاةَ وَ اتیبَعُوا الشیهَواتِ فَسَوْفَ یلْقَوْنَ غَییا﴾ [سورهٴ مریم، آیهٴ ۵۹] (مکارم الاخلاق، ص۴۴۸ـ ۴۴۹).

 

شیوه تعامل با منافقان

 

امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید:

ای کمیل! از منافقان دوری کن و با خائنان همراهی نکن.

ای کمیل! از رفتن به دَرِ خانه ستمکاران و اختلاط با آنان و کسب درآمد از طریق آن‌ها برحذر باش و از اطاعت آنان و حضور در مجالسشان نیز بپرهیز که این کار موجب خشم خدا بر تو خواهد بود.

ای کمیل! هرگاه ناچار شدی نزد آنان روی پیوسته خدای متعالی را به یاد آور و بر او توکیل کن و از شری آنان به خدا پناه ببر. نزدشان برو؛ ولی با قلب خود از کردارشان بیزار باش و با صدای بلند خدا را به عظمت یاد کن تا آن‌ها بشنوند؛ زیرا [در این صورت] هیبت تو در آنان اثر خواهد کرد و از شریشان در امان خواهی بود.

امام صادق(ع) نیز فرمود: ای اسحاق! با منافق تعامل زبانی داشته باش و دوستی‌ات را برای مؤمن خالص کن. (یا إِسْحَاقُ! صَانِعِ الْمُنَافِقَ بِلِسَانِکَ وَ أَخْلِصْ وُدیکَ لِلْمُؤْمِن) (الفقیه، ج۴، ص۴۰۴).

 

منبع : مفاتیح الحیاه ، آیت الله جوادی آملی ، تحقیق و تنظیم محمد حسین فلاح زاده ، یدالله مقدسی و .. مرکز نشر اسرا . ص فصل دوم ، ص ۳۰۳ تا ۳۰۷ .

   پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397نظر دهید »

اهدا الصراط المستقیم

 

اهدا الصراط المستقیم

 

قلب اگر بینا باشد اطاعت می کند اما اگر بینا نباشد گناه می کند . دست و پا و اعضا و جوارح ابزار هستند.  قلبی که بینا نباشد گناه می کند

انسان به واسطه مسألت کردن اهدنا الصراط المستقیم از خدای سبحان بینش می طلبد ، می گوید « خدایا دل را نورانی کن » وگرنه آن هدایت عامه که خدای سبحان به وسیله وحی احکام را به همه رسانده است ، به کفار و مشرکین هم رساند چرا که « هدی الناس است » .

 

پس خدای سبحان می خواهد آنچه را که به ما بینش و دانش می دهد آن را به ما برساند ، دانش را داد و ما فهمیدیم که دینی هست و به راه افتادیم,  اما نوری بده که ما این راه را ترک نکنیم و دو طرف آن را هم ببینیم ، این نور خاصیتش این است که هم راه را روشن می کند و هم پرتگاه را نشان می دهد .

 

طوری روشنمان کن که هم خود راه را ببینیم و هم پرتگاه را . انسان هر مرتبه ای که دارد نسبت به او بینا است و هر مرتبه ای که ندارد نسبت به او نابیناست . هر کسی به هر اندازه ای که رسیده است هم ثبات و دوام آن اندازه را مسألت می کند و هم اعطای مراحلی را که نرسیده است مسألت می کند . ما هم همینطور هستیم آن چه را دادی خوب است از ما سلب نکن . هر کسی به هر مساله ای که رسد نسبت به آن مرحله بینا است .

 

و صرف فهم کافی نیست چون انسان مطلبی را می داند ولی دست به گناه می زند اما ببیند آتش است دست به آتش نمی زند . ما در برابر بعضی گناهان معصوم هستیم چون خیلی برایمان روشن است مثل خوردن سم چون خطر آن را می دانیم . ولی اولیای الهی نسبت به همه گناهان معصوم هستند . ما از خدای سبحان بینش طلب می کنیم و جای بینش در قلب است نه در چشم ظاهر و اگر از خدا می خواهیم « اهدنا » خدا هم از ما می خواهد که « یومن بالله یهد قلبه » تو هم چند صباح مومن باشید تا من هم نور را در قلبتان بتابانم ….

 

 

سخنان آیت الله جوادی آملی در تفسیر سوره حمد . شنیده شده

   سه شنبه 22 اسفند 1396نظر دهید »

آیه۲۹ سوره مبارکه «الرحمن»: «کُلَّ یَوْم هُوَ فِى شَاْن» «کُلَّ یَوْمٍ»: مراد هر لحظه و هر وقت، یعنی پیوسته و همیشه است (نگا: آلوسی، صفوة‌التفاسیر، المصحف المیسر). «هُوَ فِی شَأْنٍ»: او به کاری مشغول است. یعنی خدا دنیا را آفریده است و آن را به حال خود رها نساخته است. بلکه پیوسته بر آن نظارت دارد و دست‌اندرکار آفرینش نو و دگرگونی تازه است و متصرف در شؤون آفریده‌های خود است.۱

 

سوره الرحمن آیه ۲۹

 

تازه به تازه نو به نو (غزلی از حضرت علامه حسن زاده آملی در وصف این آیه)

جلوه کند نگار من تازه به تازه نو به نو

دل برد از دیار من تازه به تازه نو به نو

 

چهره بی مثال او وهله به وهله رو به رو

برده ز من قرار من تازه به تازه نو به نو

 

زلف گره گشای او حلقه به حلقه مو به مو

موجب تار و مار من تازه به تازه نو به نو

 

عشوه جان شکار او خانه به خانه کو به کو

در صدد شکار من تازه به تازه نو به نو

 

دشت و چمن چمد چو من لحظه به لحظه دم به دم

ز صنع کردگار من تازه به تازه نو به نو

 

لشکر بی شمار او دسته به دسته صف به صف

می گذرد کنار من تازه به تازه نو به نو

 

شکر و ثنای او بود کوچه به کوچه در به در

شیوه من شعار من تازه به تازه نو به نو

 

محضر اوستاد من رشته به رشته فن به فن

عزت و افتخار من تازه به تازه نو به نو

 

دشمن بی خرد برد گونه به گونه پی به پی

سنگدلی به کار من تازه به تازه نو به نو

 

حُسن حَسَن فروزد از سینه به سینه دل به دل

ز نور هشت و چار ۲ من تازه به تازه نو به نو۳

 

 

حافظ شیرازی

مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو

باده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو

 

با صنمی چو لعبتی خوش بنشین به خلوتی

بوسه ستان به آرزو تازه به تازه نو به نو

 

بر ز حیات کی خوری گر نه مدام می خوری

باده بخور به یاد او تازه به تازه نو به نو

 

شاهد دلربای من می کند از برای من

نقش و نگار و رنگ و بو تازه به تازه نو به نو

 

باد صبا چو بگذری بر سر کوی آن پری

قصه حافظش بگو تازه به تازه نو به نو

 

 

۱_ تفسیر نور، محسن قراعتی ، تهران ، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن ، چاپ یازدهم ، ۱۳۸۳.

۲_ هشت و چار  مشیر به دوازده امام است 

۳_  دیوان اشعار آیت الله حسن زاده آملی

   شنبه 12 اسفند 13961 نظر »

ضرورت رجوع به تاریخ

 

چه ضرورتی دارد که تاریخ را کاوش کنیم و گذشته را بیان کنیم ؟

ثمره مراجعه به به ۱۴ قرن پیش و کاوش سیره ائمه علیهم السلام هر ساله چیست ؟

 

برای پاسخ به این سوال مراجعه می کنیم به سوره مبارکه هود آیه ۱۲۰ « وَكُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ ۚ وَجَاءَكَ فِي هَٰذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ »

 

خداوند در این سوره می فرماید ثمره نقل تاریخ چیز است : پیامبر ، ما نبا و داستان را برای تو بیان می کنیم تا ؛

۱_ دلت محکم شود ( اگر تو را مسخره می کنند آنها را هم مسخره می کردند ) پس اولین ثمره طرح داستانها این است که قلب انسان محکم می شود .

۲_ با طرح تاریخ مسایل روشن می شود ، حقایق بیان می شود ( باعث بصیرت افزایی می شود )

۳_ طرح مسایل تاریخی موعظه است ( وقتی داستان یوسف خوانده می شود درس عفت گرفته می شود )

۴_طرح این مسایل تذکر است برای مومنین و بسیار هم مفید است .

 

سخنان حجت الاسلام و المسلمین رفیعی ، ۳۰/ ۱۰/ ۹۶ .

   پنجشنبه 3 اسفند 1396نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 14

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 141
  • دیروز: 180
  • 7 روز قبل: 754
  • 1 ماه قبل: 2509
  • کل بازدیدها: 133798
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 12
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 35
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 20
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1