تشت رسوایی

 

باز هم درود به غیرت و شرف نمایندگان ورزشی ! ورزشکارانی که در مرحله اوج تا رسیدند به نام آن لکه ننگین غاصب ، پشت کردند به هر چه نام، به هر چه امتیاز ، به هر چه شهرت. یعنی اگر در خانه ملت چهار تا نماینده ی ورزشی داشتیم این طور گل به خودی نمی زدیم.

اف به شرف و غیرت آنانکه از همین دیروز…نه…، چه می گویم از هماااان دیروز هسته ای نامشان نوشته شد در تاریخ ؛کنار نام همانان که “لابد” روزی وقتی در کتب تاریخ دبستان و دبیرستانشان قصه ترکمانچایشان را می خواندند ،رگ گردنی می شدند.

 

البته “شاید". اینکه می گویم “لابد” ، “شاید ” گزاف نیست برادر. شما نگاه کن اصلا به نظر می آید آن مردک، رشد دبستانی داشته باشد که حالا کتب تاریخی مدرسه اش را خوانده باشد؟

 

راستش دختر پنج ساله ی من هم دیگر نه آتاری بازی می کند نه حتی وقت و عمر خود را صرف بازی کامپیوتری.روی آورده به خواندن کتاب و شنیدن داستانهای حماسی.دیگر کم کم افتاده ام به صرافت اینکه برایش صحیفه امام را بخوانم.

 

رسمیت دادن به نظارت رژیم غاصب….؟؟؟؟حتی نام نجسش نجس می کند متنم را ، با احتیاط می نویسم .بعد جماعتی برداشته اند نظارت همین رژیم نجس را بر ریزترین امور ملت به رسمیت شناخته اند!

باز هم دم مردم خطه ی پانزده خرداد گرم و دم سیدشان گرمتر. یکی نبود به آقای سید حسین نقوی حسینی بگوید : عجب به توپ بستی مجلس را!

کاری کلنل لیاخوفی کردی ! هر چند این کجا و آن کجا؟

یکی نبود بگوید: مرد مومن !گلویت خشک شد ،نفس بگیر .

این جماعت اگر گوشی داشتند برای شنیدن و غیرتی داشتند برای آزاد مردی که جلوی فریادهای حسین بن علی(ع) هوچی گری در نمی آوردند و دلخوش به گندم…نه جو عه ملک ری نمی شدند.

راستی جناب! این جماعت متن ای تی اف !اف تی ای ف!ای تی اف تی! ولش کن ،شما اصلا نامش را بگذار موزه ی لوبر،را خوانده بودند؟

راستش را بگوئید!خوانده بودند؟!!

خدا کند نخوانده باشند.اینطوری باز امیدی به شرفشان می ماند و اگر روزی برگشتند و گفتند جو زده شده بودیم و دنبال آب و نان و جو قبولشان می کنیم.

جو؟!! چرا هر چه می نویسم خطا از آب در می آید؟ جو را که به قول مرحوم مدرس باید داد به الاغان طویله. این را دیگر خدائیش من نگفتم .

فردا قپونی نیایید سروقت من ، بروید سراغ مرحوم بزرگوار مدرس شهید .

 

هعی! باز جای شکرش باقی است نظام، شورای نگهبان “۹۲ و۹۶ ” دارد و مجمع تشخیص.آن دو عدد را دیگر به والله قسم ،به والله قسم به گزاف نوشتم.دو بار قسم خوردم ."آیا این کافی نیست؟”

الغرض ! سیاهی معاهده های ننگین تاریخ و خیانت های این چنینی که همیشه به زغال مانده و با اینکه دودش در چشم مردم رفته ولی بیدارشان کرده است.

FATFو CFT هم یکی از آنها.

مردم هم بروند خدا را شکر کنند که درب سوله های مواد احتکار شده باز شد و حباب دولت خواسته ی گرانی شکست.

بگذار برخی تشت رسوایی اشان اینگونه بیفتد .بگذار برخی بعد از افتادن تشت بیدار شوند. تشتِ رسواییِ دزدانِ امارت افتاد تو نگهدار خدایا مه تابان مرا

 

نوشته شده به قلم م.رمضانی.طلبه.

   سه شنبه 17 مهر 13971 نظر »

اسب های عربی فقط نمی تازند گاهی به چرخ آسیاب بسته می شوند.

 

می دوی و می دوی و می دوی .

از خوابت ،از خوراکت ، از همه مهمتر از زندگی و همسر و فرزندانت می گذری. دیگر دکتر مطب سرکوچه اتان می داند وقتی می روی سر وقتش دردی نداری جز افت فشار زیر بار دویدن های مدام و …. همان سرم همیشگی .

 

می دوی و می دوی و می دوی.

چهره ی تک تک رفقایت را مقابل دیده می آوری و تا می آیی جان بگیری از پشت گرمی اشان پشتت را خالی می کنند.

همانان که وقتی شعارهای حماسی ات را برایشان می خوانی و از آرمان های انقلابی ات برایشان می گویی، مشتاقانه تحسینت می کنند تا پای عمل به میان می آید تنشان می لرزد و کنار می کشند.

این راه هم که الی ماشاءالله سنگ دارد برای زدن پای تک تکشان.

از تمسخرهای بالا دستی ها و حتی آنها که هیچ کاره اند و خود را بالا دستی می دانند بگیر تا اعضای خانواده اشان. _مسخره اید شما هم .

یک مشت آدم بی کار .

_بچه جان بنشین سر درس و مشقت چرا افتادی دنبال فلانی ؟!

_ حالا برای شما چقدر دارد؟

_ بابا با دست خالی که نمی شود.

دوستان که هیچ خود مصممت ، خود راسخت هم با شنیدن این حرف ها گاه پا پس میکشی.می شکنی، می بری.

اما خوب که نگاه کنی همه هم پر بیراه نمی گویند.

خوب نمی شود مدام دور باطل زد و انتظار داشت انبوه جمعیت هم پشتت بیایند.

نمی شود با جیب خالی کار فرهنگی کرد.

پیامبرش هم نتوانست. اگر حضرت آقا فرمودند مسئله ی فرهنگ مهمتر از اقتصاد است، درست فرمودند و باید پی اش را گرفت اما نه با جیب خالی.ثروت خدیجه (س) می خواهد و چاه ها و نخلستان های علی(ع).

 

اگر همچون علی (ع) تن کار کردن در گرمای نخلستان های عربستان را داری بیا جلو!

بیا و بگو :اسب عربی .

نمی شود بچه حزب اللهی مدام بدود و بدود و بدود اما آخرش به این نهاد و آن نهاد التماس کند برای تامین بودجه.

پس کی می خواهد خودش دست به کار شود؟

پس کی می خواهد روی پای خودش بایستد؟

این همه دویدن !

چرا نمی شود آنچه که باید بشود؟ چرا؟!!!!

معلوم است نگاه نیروی حزب اللهی فقط به اندیشه ی مردم است نه سفره اشان.

غافل از اینکه سفره ی پر، بی دغدغه گی می آورد برای شنیدن حرف های نو .

برای شنیدن اندیشه های نو .

سفره که خالی باشد نه تنها بچه حزب اللهی باید بدود که مخاطبش زودتر از او صبحش را با دویدن ، با سگ دو زدن شروع کرده.

او برای یک لقمه نان خود، بچه حزب اللهی برای یک لقمه فهم او .

حالا این دو در دویدن هایشان کی به یکدیگر برسند خدا می داند!

راستش انقلابی گری به دویدن و دور خود تار تنیدن نیست.

باید درد مردم را دید ،که دیده ایم.

دیده ایم چگونه از فقر می نالند.

دیده ایم که چگونه حاضرند امام زمانشان را با یک میلیون تاخت بزنند.

دیده ایم ….. دیده ایم و فقط دل خوش کرده ایم به پابرهنگان و گرسنگان همیشه در صحنه ی انقلاب، حاضر ؛ و غافلیم از ریزش مردم زخمی شهر. آهای اسب های عربی تا کی می خواهید بتازید؟

قدری هم تنتان را به چرخ های آسیاب بسپارید برای تامین آرد .

آردی که بشود فروخت و شکم مردم را با آن سیر کرد و بعد تازه نشست و یک دل سیر برایشان از اندیشه گفت.

 

 

نوشته شده به قلم معصومه رمضانی ، طلبه فارغ التحصیل

   شنبه 14 مهر 1397نظر دهید »

من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم 

 

 

من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم

از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!

همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس

من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم!

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزند

من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم!

همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن

از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم!

سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریست

من از بی مهری این ابرهای تار میترسم!

تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم

از آن روزی که این منصب کنم انکار میترسم!

طبیبم داده پیغامم بیا دارویت آماده است

از آن شرمی که دارم از رخ عطار میترسم!

شنیدم روز وشب از دیده ات خون جگر ریزد

من از بیماری آن دیده خونبار میترسم!

به وقت ترس و تنهایی،تو هستی تکیه گاه من

مرا تنها میان قبر خود نگذار، میترسم!

دلت بشکسته از من،لکن ای دلدار رحمی کن

که از نفرین و از عاق والدین بسیار میترسم!

هزاران بار من رفتم،ولي شرمنده برگشتم

ز هجرانت نترسیدم ولی این بار میترسم!

 

مهدی بقایی

   دوشنبه 12 شهریور 13971 نظر »

دعا برای مرزبانان 

 

دعای امام سجاد برای مرزبانان

روزی آقای قرائتی می گفتند: بعد عاشورا خیلی از آنهایی که آمده بودند برای غارت، برای جنایت، برای کشتن نوه ی پیغمبرشان ،مرزبان شدند و سالها بعد امام سجاد(ع) مرزبانان را دعا کرد .همه اشان را .حتی آنهایی را که روزی در زمره ی شقی ترین خلایق بودند.

 

امروز بعد خبر جانگداز شهادت یازده تن از همین مرزبانان فراز بیست و هفتم از صحیفه سجادیه را خواندم ،رسیدم به این جمله:اللهم اقلم عنهم اظفارهم. خدایا ناخن دشمن را کوتاه کن از زدن حتی ناخنکی بر مرزبانان ما.

 

دعا در حق مرزبان به راستی به جاست که : شادی و بگو و بخند و کلا خوشبختی شروعشان از مرز است.

 

اصلا شروع همه ی خوشبختی های عالم از کنار مرزهای امن است. فقط کاش این خوشبختی و آرامش برای همه بود .حتی برای مادر و فرزند و همسر مرزبانان ، حتی برای لبهاشان و حتی تر برای چشمهاشان.

 

شادی روح همه ی شهدای مرزبان صلوات


موضوعات: دلنوشته, شهدا
   یکشنبه 31 تیر 1397نظر دهید »

شهادت مرزبانان برای امنیت ایران اسلامی 

 

 در پی حمله شب گذشته اشرار و تروریست های ضد انقلاب به پاسگاه مرکزی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) نیروی زمینی سپاه در روستای دری واقع در منطقه مریوان استان کردستان، قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: در حمله شب گذشته (جمعه 29/4/97) اشرار و تروریست های ضد انقلاب و وابسته به استکبار جهانی به پاسگاه مرزی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) نیروی زمینی سپاه واقع در روستای دری منطقه مریوان در استان کردستان و متعاقباً انفجار زاغه مهمات، تعداد 10 تن از رزمندگان اسلام به شهادت رسیدند.

 

این اطلاعیه افزوده است: در این درگیری تعدادی از تروریستها به هلاکت رسیدند و تعدادی نیز زخمی و متواری شدند. گروهک های تروریستی و ضد انقلاب و حامیان آنان که فاقد هرگونه پایگاهی نزد ملت ایران به ویژه مردم فهیم و انقلابی کردستان هستند، در انتظار انتقام سخت و مهلک رزمندگان شجاع و فداکار اسلام نسبت به این جنایت باشند.

 شهادت مرزبانان

 

پ ن : گاهی وقتها فکر می کنم کاش هیچ عزیز انقلابی دیگری خونش را برای امنیت ندهد تا کمی امنیت نداشته باشیم ..

تا کمتر غر بزنیم و ایراد بگیریم ..

تا کمتر نداشته هایمان را با هم تکرار کنیم و اینقدر سیاه بینی را در ذهن یکدیگر تزریق کنیم …

تا کمتر خود زنی کنیم و خود و کشورمان را حقیرتر از هر جای دیگر ببینیم …

با خودم می گویم آیا اجازه می دهم پسرکم برود و شهید شود بعد جای پای عده ای شکم سیر ِِ دنیا طلب را روی خونش ببینم …

نه! بهتر است کمتر خبر ناگوار ، آن هم از جنس شهد شیرین شهادت غیور مردان ایران دوست را بشنویم تا اشباح الرجال و لجاره های معاند هم کمی روی ناامنی را ببینند و با درد یمنی ها ، فلسطینی ها و .. آشنا شوند …

بس است این همه ندیدن امنیت …

بس است این همه ندیدن نعمت ها

بس است این همه داشته های دیگران را بزک کردن و بزرگ کردن …

بس است ..

 

 


موضوعات: دلنوشته, شهدا, سیاسی
   شنبه 30 تیر 1397نظر دهید »

دخیل عشق : اثر خانم مریم بصیری

دخیل عشق

کتاب را با تشویق دوستان از یکشنبه شب شروع کردم و امروز ظهر به اتمام رساندم. تقریبا پنج صفحه اول را گیج و گنگ جلو می روی و از پرش بند به بند و خط به خط صحنه ها و سکانس های آن سر در نمی آوری. اما کم کم دست نویسنده برایت رو می شود و در هر دو خط منتظر تغییر صحنه خواهی بود تا غافلگیر نشوی.

 

پیشتر که می روی با شناخت نام ها و شخصیت ها به خود می آیی و می بینی علی رقم اینکه نویسنده به روش خود ادامه داده اما تو صفحات متعددی را خوانده ای بدون آنکه سر درگم شده باشی.

 

اگر از من بپرسند میگویم جایزه ای که این کتاب گرفته کم بوده است.به راستی کتاب فوق العاده ای بود. وقتی با شخصیت داستان هم قدم می شوی و سختی ها و مرارت هایش را می بینی ،می بینی که چطور یک پایش در مرکز توانبخشی جانبازان است و یک پایش در حرم امام رضا ،گاهی در خانه است و پی درمان پای مادرش و گاهی در بنگاه برای پیدا کردن خانه ای نقلی و … برایت آشکار می شود که نویسنده با این تغییرات مدام قصدخسته کردن ذهن مخاطب و همدردی و هم پایی او با(صبوره) شخصیت اصلی داستان را دارد.

و به حق بسیار ظریف و هوشمندانه قدرت تمرکز مخاطب را به چالش می کشد بدون اینکه ذره ای در این سلسله تغییرات رشته ی قصه از دستش خارج شود.

 

نویسنده در انتخاب نام شخصیت ها نیز ظرافت به خرج داده است.

(صبوره ) و صبری که در زندگی دارد.(رضا) که علی رقم از دست دادن دو پا و یک دستش در جبهه، راضی است به رضای حق.(آسیه)که زن مردی است با اخلاق و دارایی فرعون گون.و در انتها (رسول) که فرستاده ای است از طرف…. با اینکه بخش هایی از این کتاب به دردهای مگوی مردان جنگ اشاره دارد ،اصل داستان در مورد آمال و آرزوهای زنان گره خورده به جنگ است و زحماتی که در این راستا به دوش کشیده اند.

سلامتی همه جانبازان و رفع خستگی از دل و جان مادران و همسرانشان صلوات.

 

نوشته شده به قلم دوست خوبم « م.رمضانی طلبه.»


موضوعات: دلنوشته, متقین
   یکشنبه 10 تیر 13973 نظر »

بنویس…

 

در جام جهانی مدافع دروازه ،جان داد.

 

شهدای مرزبان

 

دروازه بان و مدافعان جملگی به سمت توپ هجوم آورده بودند تا مبادا توپ از خط دروازه رد شود و داغ باخت با تفاضل گل کمتر به دل یک ملت بنشیند.بازی دیشب را می گویم ،تورنمنت (ایران و اسپانیا) .

 

مهاجم تیم مقابل هم دست بردار نبود دنبال فرصت بود تا توپ در آن شلوغ و پلوغی به پایش بچسبد و کار را تمام کند.

کار تمام شد، دفاع دفاع است چه از یک دروازه ی هفت _هشت متری و آبروی ملی ،چه از مرزهای هزاران متری و امنیت ملی .

 

کار را مدافعان تمام کردند با بازی خوبشان و مرزبانان با بازی خونشان.

 

روی زمین فریاد ها بالا گرفت و نام ((بیرانوند )) اوج گرفت و در آسمانها اما نام (( محسن شهرکی)) و ((جلال بهبودی )) به گوش افلاکیان رسید.

 

هر دو شیرین است.اما شهادت لب مرز آن هم در سکوت ملتی که چشم به جام جهان نما دوخته تا بازی جام جهانی را از دست ندهند شیرین تر. مظلومانه گی اش شاید کام جان را تلخ کند و دیده گان را تر اما ملتی که با غیرت و همیت جوانانش روی پا ایستاده تا ابد پیروز است.

 

نوشته شده به قلم م.رمضانی طلبه

   شنبه 2 تیر 13971 نظر »

کمین نه به کمیته امداد 

خبر افطاری کمیته امداد به ۳۰۰ هزار نفر از مردم محاصره شده و جنگ زده غزه ناگهان به خبر اصلی رسانه های فارسی زبان بیگانه چون منوتو و برخی کانال ها تبدیل شد. این اخبار عمدتا با این توضیحات دست به دست می شد که کمیته امداد صدقات مردم ایران را در غزه و برای افطاری فلسطینیان هزینه می کند، آنهم در شرایطی که در ایران بسیاری از مردم به این کمک ها نیازمند هستند و ضرب المثل معروف چراغی که به خانه رواست… را یادآور می‌شدند.

 

نه به کمیته امداد

 

اما صرف نظر از دشمنی آشکار این رسانه‌های عمدتا وابسته به دولت انگلیس و حرکت تفرقه افکنانه میان مسلمانان آن هم در روزهایی که غزه تحت شدیدترین حملات و محاصره چند ساله قرار دارد، محل تامین هزینه این اقدام کمیته امداد و اقدامات مشابه در لبنان، عراق و حتی کشورهای آفریقایی، سوال مهمی است که البته حدود دو سال قبل، از آقای فتاح رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) پرسیده شده  و ایشان نیز پاسخ مبسوطی به این ابهام دادند:

 

دشمن معاند می‌خواهد ما را منحرف کند و شما هم به‌عنوان یک رسانه مورد اقبال مردم بایستی از حرکت‌های درست سازمان‌هایی مثل کمیته امداد به صورت درست و منطقی حمایت کنید و البته اگر تخلف و خلافی و سیاست نادرستی از سوی ما صورت گرفت، بدون رودربایستی باید نقد کنید و به ما تذکر دهید…

ما شرعاً و قانوناً از صدقه و زکات مردم نمی‌توانیم به کسی بدهیم ضمن اینکه علما هم اجازه نمی‌دهند. اگر هم قرار باشد کمکی صورت گیرد صندوق‌ها جداگانه است، اگر پولی برای کمک به مردم یمن یا فلسطین به صندوق مختص آن ریخته می‌شود وظیفه داریم برای همان‌جا هزینه کنیم. ما حتی اجازه انتقال کمک‌های مردمی را از یک شهر به شهر دیگر در داخل کشورمان را نداریم، حال چگونه می‌توانیم این پول‌های مردم را که به نیت کمک به هم‌وطنان خودشان پرداخت می‌شود به مردم دیگر کشورها بدهیم. اینکه به ما این تهمت را بزنند شیطنت است و این موضوع را قطعاً رد می‌کنیم؛ هیچ پولی جابه‌جانمی‌شود و تمام انفاق‌های مردم در داخل هزینه می‌شود، ما تنها روش خود در کمیته امداد را به کشورهای دیگر آموزش می‌دهیم.۱

 

چند نکته در مورد این کمین قابل تامل است 

۱_ بر پاکنندگان این کمپین همانها هستند که روزه داری ماه رمضان و نذری دادن در ماه محرم را مسخره می کنند و کمین چهارشنبه های سفید راه می اندازند .

 

۲ _ بدون شک اعضای این کمپین تا به حال به فقرا کمک نکرده اند ، چطور ممکن است کسی به  فقیری کمک کند اما عضو کمپینی شود که تمام غصه اش کمک کردن عده‌ای  به فقرا و محصور شدگان باشد چرا که اعتقاد به کمک به محرومان با پیوستن به کمپین های شیطانی در یک  جا  جمع نمی شود

 

۳_ اعضای این کمپین همواره نعره های شان به وطن پرستی بلند است اما همیشه همنوا با دشمنان میهن خود عمل می کند ، آخر کجای دنیا دیده می شود که وطن پرستان سر در آخور دشمن کشور خود داشته باشند . درد بزرگ اینجاست که فقط ایرانی ها را میبینی که علیه کشور خود کمپین های متعدد راه می اندازند تا اوضاع آرام مملکت را ناآگاه کنند و آرامش روان را از مردم بگیرند.

 

بدون شک اینگونه اعمال شیطانی فقط از منافقینی برمی‌آید که خار چشمانشان اسلام عزیز است و بس.۲

 

۱_ مشرق 

۲_ عبدی متین

   چهارشنبه 16 خرداد 13971 نظر »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 16

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 108
  • دیروز: 79
  • 7 روز قبل: 2647
  • 1 ماه قبل: 5368
  • کل بازدیدها: 125938
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 36
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
سوگواره عاشورایی