طلبه باید محقق باشد نه متتبع

 

آیت الله محمد هادی معرفت محقق علوم قرآنی در جلسه اخلاق که در مدرسه علمیه کوثر ورامین برگزار شد گفت : از منظر قرآن کریم دو چهره برای عالَم می توان معرفی کرد .

وی ادامه داد : مُلک و ملکوت دو چهره ای هستند که در سوره ملک و یس به نام عالَم معرفی شده است .

 

آیت الله معرفت گفت : عالَم یک کتاب تکوینی است و هر انسانی نسبت به دانایی خودش عالِم است که جزء عالَم محسوب می شود و چیزی در عالَم وجود ندارد که از علم بری باشد بلکه هر جای عالَم را که بنگریم علم است .

 

این محقق علوم قرآنی با بیان این که در علم آموزی معلوم ها را باید طبقه بندی کرد گفت : از نظر کمی و کیفی تمام معلومات آفاق محدودند اما معلومات نامحدود و نورا نی هم در این عالم وجود دارد که وجود نورانی اهل بیت ( ع) هستند .

 

وی افزود : به عنوان مثال وجود نورانی امام حسن عسگری (ع) معلومی است که برای شناخت ایشان تلاش و معرفت نیاز است .

 

آیت الله معرفت با اشاره به هفته پژوهش بیان داشت : دو روش برای مطالعه مطرح است یکی تحقیق و دیگری تتبع ، و یک طلبه باید محقق باشد نه متتبع .

 

وی افزود : متتبع فقط مطلب را دنبال می کند و جمع آوری می کند اما محقق بین مطالب ایجاد روابط می کند ، تحلیل می کند و در نهایت فکر ایجاد می کند .

 

آیت الله معرفت در پایان با اشاره به اهمیت تحقیق گفت : نقل کردن شایسته انسان نیست چرا که کوثر بودن در نقد است در نتیجه کلاسی که با نقد همراه نباشد ابتر است .

   دوشنبه 26 آذر 1397نظر دهید »

توصیه های ناب برای زندگی بهتر

 

علت خیلی از مشکلاتی که ما تو خونه هامون داریم، درگیری ها، بداخلاقی ها، عصبانیت ها، بی حوصلگی ها، غرغرها، دل شکستن ها و … اینه که فرشته ها تو خونه مون نیستن. تو خونه مون پر نمیزنن…ذکر نمیگن خونه ای که توش پر فرشته باشه میشه خود بهشت. پر از لطف و صفا و شادی و یاد خدا.

 

حالا چیکار کنیم که فرشته ها مهمون خونه مون بشن؟ چه کارایی نکنیم که فرشته ها رو پر ندیم؟

 

زندگی شاد

۱_ حدیث کسا زیاد بخونیم.

۲_ سعی کنیم نمازها تا جای ممکن اول وقت باشه.

۳_ نماز قضا داشتن خیییلی اثر بدی داره

۴_ چیز نجس تو خونه نگه نداریم. همه جای خونه مون همیشه پاک پاک باشه.

۵_ توی خونه داد نزنیم. حتی با صدای بلند هم حرف نزنیم. فرشته ها از خونه ای که توش با صدای بلند صحبت بشه میرن.

۶_ حرف زشت و غیبت و دروغ و مسخره کردن و اینا هم که مشخصه.

۷_ سعی کنیم طهارت چشم و گوش و زبان و شکممون رو تا جای ممکن تو خونه حفظ کنیم.

۸_ وقتی وارد خونه میشیم با صدای واضح سلام کنیم. حتی اگه هیچ کس نیست.

 

توصیه های آیت الله فاطمی نیا

   سه شنبه 20 آذر 1397نظر دهید »

برخی مسئولین، حتی اسم بردن از اسلام را، تحجر و کهنه گرایی می دانند// هنوز معنای اخلاق مشخص نشده است

 

علامه مصباح: در دیدار با مسئولان برگزاری همایش اخلاق و رسانه بعد از انقلاب علیرغم پیشرفت چشمگیر در همه زمینه ها، در زمینه اخلاق، پیشرفت چندانی نداشته‌ایم، بلکه در برخی زمینه‌ها، پسرفت نیز داشته‌ایم باید ضعف‌ها و کمبودها را شناسایی کنیم؛ برخی مسئولین ماننددکتری هستند که خود به نوعی بیماری مبتلا باشند، ولی آن بیماری را نشناسند و ندانند که بیمار هستند، بلکه آن بیماری را عین صحت و سلامت بدانند؛ در زمینه فرهنگ نیز نه تنها برخی مسئولین، ضعف را نمی شناسند، بلکه آن را نقطه قوت بر می شمارند!!!

لذا به جای خدمت به جامعه، خیانت می کنند.

 

هنوز معنای اخلاق، روشن نیست ؛ آیا اخلاق، به معنای لبخند زدن به همگان و راضی نگه داشتن آن ها – ولو با فریب و دروغ – است؟!

 

آیا اخلاق به معنای تساوی، عدالت و برابری است؟! آیا به معنای تغییر رفتار یا تغییر ارزش‌ها بلکه تغییر باورهاست؟!

اخلاق، کجای دین قرار دارد؟ ارتباط اخلاق با باورها و اعتقادات مذهبی چیست؟

متأسفانه بعد از گذشت 40 سال از انقلاب اسلامی، هنوز حتی پرسش‌های این موضوع به خوبی تنظیم نشده است، چه رسد به پاسخ‌های روشن و جامع عدم رعایت اخلاق توسط برخی از مسئولان، نتیجه عدم تلاش در این زمینه است؛ لذا در بین مسئولان افرادی هستند که انقلاب اسلامی را انقلابی مانند سایر انقلاب‌های دنیا می‌‌‌‌دانند و آن را صرفا به عنوان تحولی سیاسی ارزیابی می‌کنند که طی آن قدرتی، کنار رفته و قدرت دیگری جای آن را گرفته است؛ حتی برخی مسئولین از بیان اسم اسلام نیز پرهیز دارند و برای این‌که به تحجر و کهنه‌پرستی متهم نشوند به جای گفتن ارزش‌های اسلامی، از واژه ارزش‌های ملی استفاده می کنند؛ در این چهل سال برای اخلاق، کار صحیح و جامعی صورت نگرفته است؛ لذا عده‌ای معتقدند می‌توان دین نداشت، اما با اخلاق بود!

 

ما به عنوان مسلمانی که پیامبرشان، هدف بعثت خود را اتمام مکارم اخلاق ذکر می کند، در این زمینه بسیار ضعف و کمبود داریم.

 

یکی از وظایف رسانه این است که همین دغدغه و کمبود اخلاق را با ادبیات صحیح و بر اساس درک اقشار مختلف، به مردم جامعه منتقل کند تا در قدم اول، همه متوجه باشیم که در زمینه اخلاق کمبود داریم؛ باید برای سوالات در زمینه اخلاق، پاسخ های صحیحی بیابیم و بدانیم ملاک خوب بودن و بد بودن و به عبارتی فلسفه اخلاق چیست؟

 

 

سخنرانی علامه مصباح 13 آذرماه 97

   سه شنبه 20 آذر 1397نظر دهید »

سه حقیقت دین

 

وجود مبارک حضرت رضا(ع) در شناساندن دین در روایتی که بزرگ محدثین شیعه در زمان غیبت صغری شیخ صدوق در کتاب «عیون اخبار الرضا» نقل می‌کند می‌فرماید: دین ترکیبی از سه حقیقت است. روایات اهل‌بیت مثل قرآن تفسیر یکدیگر است، در کتاب شریف «کافی» جلد اول امام صادق(ع) به ابوعمرو زبیری می‌فرمایند: اگر کسی آراستۀ به این حقایق باشد ایمانش کامل است و یکی را نداشته باشد ایمانش ناقص است؛ به توفیق خداوند اگر در این سه حقیقت اوج بگیرد ایمانش ایمان زاید است، یعنی از دیگران اضافه دارد.

 

بعد حضرت استناد می‌کنند به این آیه که خدا دربارۀ اصحاب کهف می‌فرماید: «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِم» اینها یک مردم به تمام معنا مؤمنی بودند «وَ زِدْناهُمْ هُدى»(کهف، 13) من به هدایت این اصحاب کهف از جانب خودم اضافه کردم.

 

در آن اضافه شدن، انسان یک حال دیگری پیدا می‌کند، یک چشم دیگری پیدا می‌کند، یک گوش دیگری پیدا می‌کند، دلبستگی او به پروردگار عالم شدید می‌شود، دنیا پیش او کوچک می‌شود؛ لذا در هر شرایطی به حلال دنیا و به کم دنیا قناعت می‌کند و به قول حضرت سیدالشهدا در باطن خودش احساس غنا می‌کند.

 

اعتقاد، حقیقت اول دین

 

یک بخش دین امام هشتم می‌فرماید «اعتقاد» است. اعتقاد به چه؟ عقد یعنی چه؟ «عقد» در لغت عرب به معنای گره است، گاهی گره باز می‌شود و گاهی هم طوری گره زده می‌شود که باز نمی‌شود، این اعتقاد به آنچه که باید باشد باید گره باز نشدنی باشد.

 

سورۀ مبارکۀ حجرات «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا»(حجرات، 15) این خیلی آیۀ فوق‌العاده‌ای است. اهل ایمان در جوامع دنیا فقط کسانی هستند که خدا و پیغمبر را باور دارند و درِ این باورشان هم به روی هر شک و تردیدی بسته است.

 

یک مرتبه هفت میلیارد جمعیت جهان در برابرش بی‌دین شوند و متقلبانه به زبان علمی دین را رد کنند، اینها در دینشان تردید نمی‌کنند، شک نمی‌کنند، چرا که حقیقت مثل روز برای آنها معلوم است.

 

آن کسی که روز را لمس می‌کند جای شک کردن در روز برایش نیست، حتی اگر هفت میلیارد هم بگویند الان شب است، به آنها می‌خندد و می‌گوید این هفت میلیارد دیوانه شده‌اند، این باور به روز را نمی‌شود از او بگیرند.

 

باور به خدا و باور به قیامت و باور به فرشتگان و باور به انبیا و باور به قرآن را نمی‌شود از مؤمن بگیرند «وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ»(بقره، 177)

 

عمل، حقیقت دوم دین

 

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا»(حجرات، 15) یعنی یک طوری آدم باور داشته باشد که این گره را مشکلات، داغ‌ها، مصائب، گرانی‌ها، کمبودها، خرابکاری‌های دیگران باز نکند.

 

بعضی از آنهایی که هم لباس ما بودند، بعضی از آنهایی که ریش‌دار بی‌یقه بودند، چهل سال است هر طوری توانستند خنجر به این دین زدند؛ اما آدم اینها را ببیند و تکان نخورد، هیچ حادثه‌ای در دینش اثر نگذارد. بحث ایمان را شما عنایت دارید، هر کدام از شما به نظر پیغمبر یک عالم هستید، خیلی پرونده‌اش گسترده و باز است؛ این یک مطلب امام هشتم که دین یک امر بسیط نیست، خدا را دوست دارم و خداحافظ شما، اهل‌بیت را دوست دارم و خداحافظ، قرآن را اعتقاد دارم وحی است و خداحافظ شما، نه! این یک سوم دین است، اعتقاد (عقد) قلب و باور داشتن حقایق این پنج حقیقت این یک سوم دین است و اما یک سوم دیگرش امام هشتم می‌فرماید: «و العمل بالارکان». این علمای اخلاق، این کتاب‌های بسیار مهمی که نوشتند، چه زحمتی کشیدند این علمای علم اخلاق، می‌گویند که چشم و گوش و زبان و دست و شکم و غریزۀ جنسی و پا از اعضای رئیسۀ وجود انسان هستند.

 

امام هشتم می‌فرماید: یک سوم دیگر دین‌داری، دین‌دار بودن اعضایت است؛ چشم مؤمن، گوش مؤمن، دست مؤمن، شکم مؤمن، زبان مؤمن، شهوت مؤمن، پای مؤمن. اگر پای تو به تو کمک نکند که تو را داخل مجالس گناه ببرد، این پا مؤمن است. شکم به تو کمک کند لقمۀ حرام را قبول نکند و بگوید نمی‌خواهم. خودمان اختیاراً باید قبول نکنیم، صد میلیون است نمی‌خواهم، هزار میلیارد نمی‌خواهم، آقا من با یک نان سنگک و یک آبگوشت می‌سازم، این هزار میلیارد را نمی‌خواهم، این هزار میلیارد استفراغ کثیف شیطان است، من نمی‌خواهم. این یعنی چشم مؤمن باز است.

 

اخلاق، حقیقت سوم دین

 

اعتقاد یک سوم دین است؛ عمل چشم، عمل گوش، عمل زبان، عمل شکم، عمل شهوت، عمل پا، این دو سوم دین است؛ یک سوم دین هم اخلاق است. حتی خود ما که روی منبرها می‌گوییم به نظر خیلی از عزیزان می‌آید یعنی خوشرویی، یعنی زودتر سلام کن، در قیافۀ مردم عبوس نباش، نرم باش، نرم حرف بزن.

 

اخلاق دو بخش است: پیرایش و آرایش. پیرایش اخلاق یعنی آنچه که در باطن خدا نمی‌پسندد بشور و بریز دور، حسود نباش، حریص نباش، مغرور نباش، متکبر نباش، دورو نباش، بی‌رحم نباش، این پیرایش است. آرایش اخلاق یعنی مهر، محبت، تواضع، فروتنی، قناعت، خاکساری، اینها اخلاق است. این اخلاق است و آن عمل اعضا و جوارح بر اساس قرآن است و آن اعتقاد حضرت رضا(ع) می‌فرماید این دین کامل است.

 

شیخ حسین انصاریان ، آبان ۹۷

   شنبه 17 آذر 1397نظر دهید »

آیا می توان خمس را به فقرا داد 

 

سوال : آیا اجازه می‏فرمایید که افرادی خودشان سهم سادات را به سادات فقیر بدهند؟

جواب: کسى که سهم سادات بر عهده اوست، واجب است در پرداخت آن به مستحقين اجازه بگيرد.

 

سوال : آیا مقلدین حضرتعالی در مصرف خمس می‏توانند سهم سادات را به سید فقیر بدهند یا اینکه باید همه خمس یعنی سهم سادات و سهم امام(علیه‌السلام) را تحویل وکیل شما بدهند تا در موارد شرعی آن مصرف کند؟

جواب: در اين رابطه فرقى بين سهم سادات و سهم مبارک امام(عليه‌السلام) نيست.

 

سوال : آیا حقوق شرعی (خمس، ردّ مظالم، زکات) از شؤون حکومت است یا خیر؟ و کسی که خمس بر عهده اوست، آیا می‏تواند خودش سهم سادات و ردّ مظالم و زکات را به افراد مستحق بدهد؟

جواب: در زکات جایز است که خودش آنها را به فقرای متدین و عفیف بدهد، و در ردّ مظالم احوط آن است که با اذن حاکم شرع باشد، ولی در خمس واجب است که همه آن را به دفتر ما و یا به یکی از وکلای مجاز ما تحویل دهد تا در موارد شرعی که برای آن مقرر شده، مصرف شود، و یا در پرداخت آن به مستحقین اجازه بگیرد.

 

استفتائات رهبر

   پنجشنبه 15 آذر 13971 نظر »

آیا به واسطه بیماری ثواب می بریم؟ 

 

 

کلمه چهل و دوم از کلمات نورانی نهج البلاغه اين است: «وَ قَالَ ع لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ فِي عِلَّةٍ اعْتَلَّهَا جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ‏] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِي الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَيْدِي وَ الْأَقْدَامِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّيَّةِ وَ السَّرِيرَةِ الصَّالِحَةِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ الْجَنَّةَ». اين کلمه نوراني 42 درباره بيماري که بعضي از اصحابش مبتلا شدند حضرت آن را تحليل کرد. فرمود بيماري کار نيست که خدا اجر بدهد. بيماري يک رخداد آزموني است که ذات اقدس الهي انسان را مي‌آزمايد.

اگر کسي در اين آزمون سرفراز به درآمد و خدا را شاکر بود، صابر بود، اجر مي‌برد و اگر شاکر و صابر نبود، از نظر زبان سخني نگفت، از نظر قلب کاري نکرد، همه اين امور را به حسب ظاهر تحمّل کرد، باز فضل الهي شامل حالش مي‌شود، برخي از سيّئات او را مي‌بخشد.

 

يک بيان نوراني هست که حضرت فرمود اگر اين سه چيز نبود، سرِ بشر را چيزي خم نمي‌کرد: مرگ، مرض و فقر. اين سه عامل براي آزمون است که بشر از اين غرور پايين بيايد. اگر اين سه امر نبود، چيزي بشر را از آن مرکَب غرور پياده نمي‌کرد.

بعد فرمود: «وَ إِنَّهُ مَعَهُنَّ لَوَثَّابٌ» با اينکه اين سه امر هست: مرگ هست مرض هست فقر هست، با اين وجود او جنب و جوش بي‌فايده‌اي دارد.

 

در اين جمله نوراني وجود مبارک حضرت امير فرمود بيماري، عمل نيست که ثواب داشته باشد. آن صبر و بردباري و شکر است که باعث ثواب است؛ البته انسان بيمار، گاهي ممکن است همين کيفر بعضي از رفتارهاي تلخ او باشد.

 

فرمود: «جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ‏] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ»؛ برخي از گناهان تو را کفّاره گناهانتان باشد، اين اميد هست؛ اما بخواهي ثواب ببري، با بيماري نمي‌شود ثواب برد، چون بيماري کار کسي نيست، فعل انسان نيست تا انسان ثواب ببرد.

«فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ»، حالا کسي که مريض شد ثوابي ببرد! ثواب در اثر کار خوب، حرف خوب، نوشتن خوب، قيام خوب، اقدام خوب و مانند آن است. «وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ»، «حَطّ» با طاي مؤلف يعني فروريختن. آن «حَتّ» با تاي منقوط يعني درخت را از برگ ريختن. فرمود گناهان از انسان ريخته مي‌شود آن طوري که برگ‌ها در پاييز از درخت ريخته مي‌شود. گناه ريخته مي‌شود؛ اما انسان ثواب ببرد چون کاري نيست که ثواب برده باشد. «وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِي الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَيْدِي وَ الْأَقْدَامِ» انسان يا با قدم، با پا جايي مي‌رود کار مثبتي انجام مي‌دهد، يا با دست کاري انجام مي‌دهد، يا با زبان کاري انجام مي‌دهد اينها سربازان الهي‌ هستند. مستحضريد اينها ما نيستيم اينها ابزاري‌اند که در اختيار ما هستند.

 

 

جلسه درس اخلاق آیت الله جوادی آملی ۸/۹/۹۷

   چهارشنبه 14 آذر 1397نظر دهید »

حجت الاسلام والمسملین ضیایی: معرفت و شناخت نفس پر منفعت‌ترین شناخت‌ها است

استاد حوزه علمیه معرفت و شناخت نفس را پر منفعت‌ترین شناخت‌ها بیان کرد و ابراز داشت: اگر انسان نفس خود را بشناسد به شناخت خداوند نائل می‌شود.

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه کوثر ورامین حجت الاسلام والمسملین ضیایی استاد درس اخلاق در حوزه علمیه، امروز در جلسه هفتگی درس اخلاق مدرسه علمیه کوثر ورامین، گفت: خداوند همه مخلوقات را برای انسان آفرید.

 

وی افزود: انسان فطرتا خود را دوست دارد و این دوست داشتن به قدری شدید است که انسان در قیامت برای نجات خود حاضر می‌شود همه عزیزانش را فدا کند.

 

حجت الاسلام والمسملین ضیایی خودشناسی را لازمه رسیدن انسان به سعادت دانست و اظهار داشت: انسان کمال‌جو است و به سوی کمال حرکت می‌کند از این رو گاهی کمال را در مسیر تباهی می‌بیند و در مسیر ضلالت گام برمی‌دارد و گاهی نیز کمال را در سعادت اخروی جستجو می‌کند و در مسیر لقاء الله به سعادت ابدی دست می‌یابد.

 

استاد حوزه علمیه معرفت و شناخت نفس را پر منفعت‌ترین شناخت‌ها بیان کرد و ابراز داشت: اگر انسان نفس خود را بشناسد به شناخت خداوند دست خواهد یافت اما در شناخت نفس باید برخی نکات رعایت شود.

 

وی شناخت نفس را بسیار دشوار دانست و گفت: نفس مجرد است و به قدری شناخت آن سخت و دشوار است که خداوند به رسول خود می‌فرماید: اگر از تو درباره نفس سوال پرسیدند بگو نفس به عالم ملکوت تعلق داشته و از سمت خداوند متعال است.

 

حجت الاسلام والمسملین ضیایی بیان داشت: در زمینه خودشناسی ابتدا انسان باید بداند از کجا آمده است و به کجا خواهد رفت؛ انسان‌های معادباور اهل طغیان و انجام معصیت نیستند چون می‌دانند که عالم هستی هدف دارد و نباید خود را رها کند.

 

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه روح با جسم متفاوت است اما لازم و ملزوم یکدیگر هستند، گفت: جنس روح برخلاف جسم خاکی از جنس ملائکه است.

 

وی با تاکید بر اینکه انسان باید غبار طبیعت را از نفس پاک کند، اظهار داشت: انسان با طهارت نفس، عالم خواب و کسب علم می‌تواند خود را بشناسد.

 

علم باید با تزکیه نفس و اجتناب از صفات ناپسند همراه باشد تا خودشناسی حاصل شود.

 

حجت الاسلام والمسملین ضیایی بیان داشت: نزدیک‌ترین راه برای شناخت نفس، شناخت ضد نفس است و ضد آن همان خلق و خوی وحشی است که گاهی انسان‌ها به آن دچار می‌شوند.

 

انسان اگر با نور انس بگیرد از ظلمت و تاریکی رها می‌شود اما اگر از نور فراری باشد ظلمت او را احاطه کرده خلق و رفتارش وحشی می‌شود.

   یکشنبه 11 آذر 1397نظر دهید »

متن سخنرانی جلسه درس اخلاق

استاد حوزه علمیه: هدف طلاب از تحصیل علوم حوزوی خودشناسی و رسیدن به قرب الهی باشد

 

حجت الاسلام سیدکاظم ضیایی استاد حوزه علمیه در هشتمین جلسه درس اخلاق که در حوزه علمیه کوثر برگزار شد، گفت: سعادت انسان در گرو شناخت نفس است.

وی افزود: انسان اگر من واقعی خودش را بیابد و به غایت خود آگاه باشد در هر فضا و مکانی که قرار گیرد از مسیر حق منحرف نمی‌شود.

 

حجت الاسلام ضیایی با بیان اینکه جسم انسان قفس روح است، ابراز کرد: در میان معرفت‌ها مهم‌ترین معرفت شناخت نفس است، معرفت نفس سبب می‌شود انسان معرفت الله را درک کند، سعادت دنیوی و اخروی انسان با شناخت نفس میسر می‌شود.

 

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: انسان اگر خودش را بشناسد می‌تواند به شناخت خداوند دست یابد و آینه خداوند شود. متاسفانه همه مشکلات انسان ناشی از عدم شناخت خود است.

 

وی اضافه کرد: همه علوم آمده‌اند تا انسان به شناخت خود دست یابد و اگر انسان خودش را بشناسد همه علوم و علما در برابر او زانوی تلمذ می‌زنند حال آن شخص باسواد باشد و یا نباشد هرچند سواد انسان را در مسیر شناخت نفس یاری می‌کند.

 

حجت الاسلام ضیایی با بیان اینکه انسان بعد از شناخت خود به دنبال تزکیه نفس می‌رود، گفت: قیمت انسان کمتر از بهشت نیست بنابراین زمانی به بهشت دست می‌یابد که قیمت خود را بشناسد و مغلوب وسوسه‌های نفسانی و شیطانی نشود.

 

استاد حوزه علمیه بیان داشت: انسان اگر خودش را بشناسد به چرایی خلقت خود دست می‌یابد و می‌فهمد که عالم دنیا بدون هدف خلق نشده است. خداوند انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و از روح خود بر او دمید و این نشان از جایگاه رفیع انسان دارد.

 

وی با اشاره به سوره معارج، گفت: خداوند در این سوره به انسان اشاره می‌کند و می‌فرماید: چرا در عالم دنیا قدر خودت را نشناختی حال که قیمت خودت را نشناختی در قیامت خودت را خواهی شناخت.

 

حجت الاسلام ضیایی ادامه داد: انسان زمانی می‌تواند اهل نجات باشد که به خودشناسی برسد انسان در دنیا اگر از هوای نفس تبعیت نکند خداوند را پیدا خواهد کرد.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد: انسان خودشناس همه وجودش را برای خدا فدا می‌کند تا بتواند به قرب الهی دست یابد؛ بنابراین طلاب در حوزه علمیه باید به دنبال خودشناسی باشند و هدف خود را از تحصیل علوم حوزوی مشخص کنند و دنبال بهترین‌ها بروند

   سه شنبه 29 آبان 1397نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 74

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 94
  • دیروز: 180
  • 7 روز قبل: 754
  • 1 ماه قبل: 2509
  • کل بازدیدها: 133798
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 12
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 35
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 20
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1