پرواز روح

 

” الله ولی الذین امنوا یخرجونهم من الظلمات الی النور ...” از ایه ۲۵۷سوره بقره بر می اید که خداوند می خواهد انسان را به سمت نور ببرد . و طاغوت انسان را در تارکی می خواهد .

شما وقتی در نور قرار می گیرید اطرافتان را خوب تشخیص می دهید . اگر وجود اهل بیت سلام الله نورالله است برای است که وجود خداوند را برای ما نمایان می سازند .

 

در نور عیوب و نقص ها و ارزش ها دیده می شود ، اما وقتی فضایل دیده نمی شود یعنی فضای جامعه تاریک است که ان موقع طاغوت نفع می برد .

وقتی خداوند می خواهد به سمت نور برویم ، منظور از این نور ، نور مادی نیست . و باید بدانیم که نور در ارتفاعات بیشتر است و ظلمات در اعماق بیشتر می شود .

 

حالا سوال اینجاست که چگونه باید به این نور دست پیدا کنیم ؟ برای پاسخ اول باید بدانیم که ارتفاع کرفتن و حرکت به سوی نور مادی نیست و با جسم امکان پذیر نمی باشد بلکه این تکامل و اوج گرفتن با روح است ، و این روح است که باید پرواز کند .

 

ظلمات ظلم است ، بدی است ، گناه است ، هر چه انسان دل به گناه دهد بیشتر در ظلمات فرو می رود و از نور فاصله می گیرید . طاغوت برای فرو بردن انسان در ظلمات وعده و وعید می دهد .  پس برای حرکت در نور و اوج گرفتن باید روح پرواز کند .

 


سخنان حجت الاسلام ابوالقاسمی ، شنیده شده .

   یکشنبه 30 مهر 13961 نظر »

 نکاتی برای متقین

 

گفت :هرکس محصن شود در تقوا اسان گردد بر وی اعراض از دنیا .

گفت : تقوا ان است که به گوشه چشم به لذات دنیا باز ننگری و به دل در ان تفکر نکنی .

گفت : بزرگ داشتن حرمت مومن از بزرگ داشتن حرمت خداوند است و به حرمت بنده به محل حقیقت تقوا رسد .

گفت : در باطن نگرستن معرفت حق از دل ببرد .

گفت : هر که را مودت حق بود کس بر وی غالب نتواند شد .

گفت : دنیا را به وحشت داغ کرده اند تا انس مطیعان خدای به خدا بود نه به دنیا .

گفت : خوف می باید که خوف بیش از رجا است .

 


دیده شده در کتاب تذکره الاولیا ، فریدالدین عطار نیشابوری ، ذکر احمد مسروق ، سخنان احمد مسروق ، ص ۹۸

 

   دوشنبه 24 مهر 1396نظر دهید »

پاکی چشم نتیجه ایمان قلبی است

 پاکی چشم


 

در آیات و روایات انسان به صیانت از قلب سفارش شده در حالی چنین تاکیدی نسبت به دیگر اعضا بیان نشده است.

 امام صادق(ع) فرمودند: قلب در وجود انسان همانند یک حاکم است و اعضای بدن به عنوان سرباز و ارتش او به شمار می‌روند؛ اعضا و جوارح انسان با عنوان ابزار فرمانبردار قلب هستند.


 قلب انسان اگر از طریق چشم و گوش به چیزی علاقه مند شود همه اعضا و جوارح را به کار می‌گیرد تا انسان به آن علاقه‌ای که می‌خواهد دست یابد برای مثال زمانی که انسان عاشق زیارت اباعبدالله الحسین(ع) می‌شود قلب با استخدام اعضا و جوارح انسان را به آن عشق می‌رساند.


 اگر مایه قلب مثبت باشد انسان به سمت متعلقات نیکو و مثبت گام برمی‌دارد اما اگر محتوای قلب منفی باشد حال و رفتار انسان نیز منفی می‌شود


 همه اعمال و حرکات مردم تا روز قیامت متکی به وضع درونشان است؛ اعمالی که انسان در بیرون انجام می‌دهد از تراوشات قلب او نشات می‌گیرد از این رو قلب انسان نباید همانند برگی در کویر باشد که با کمترین وزش نسیم آن را زیر و رو کند.

 

 خداوند تواب است و اگر انسان در دنیا لغزشی انجام دهد و استغفار کند خداوند توبه او را می‌پذیرد و براساس آیات الهی خداوند هیچ گناهکاری را ناامید نمی‌کند بنابراین انسان تا زمانی که در حیات دنیوی زندگی می‌کند فرصت توبه و استغفار دارد.

 

 اگر این مقدمات شامل ارتباطات با واقعیات باشد آن محبت در قلب انسان نهادینه می‌شود بنابراین اگر قلب انسان گیر مقدمات منفی و ظلمانی باشد گرفتار گناه و فعل حرام می‌شود.


 خداوند اگر انسان را دوست داشته باشد به او چشم پاک عطا می‌کند

 


سخنرانی شیخ حسین انصاریان ، حسینیه هدایت ، ۲۴ مهر ۹۶، شنیده شده.

   دوشنبه 24 مهر 13961 نظر »

پیام حادثه عاشورا

هیهات منا الذله

عده ای هستند که می گویند قضیه حسین بن علی چنین و چنان است ، یا در سال ۶۱هجری چنین شد و بعد از او یزید یک یا دو سال ماند و رفت .
چرا روی قضیه کربلا کار و تحقیق نمی کنید ، زیرا این ماجرا تاریخ سد مارب یمن نیست که مهندیسنی برای کشف یمن بروند … قضیه این نیست ، پیام حادثه حسین علیه السلام این است (ای انسان در زندگانی ) سر خود را بالا بگیر !

اگر کسی در داستان حسین علیه السلام وارد شد و خواست تحقیق کندبه عبارت هیهات مناالذله خواهد رسید ، بعنی من ان انسان دارای شرافتی هستم که نباید حیات بدون ان شرافت حیات بنامم ، ذلت را قبول نمی کنم

 

دیده شده در کتاب امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت ، علامه محمد تقی جعفری ، نشر اثار علامه جعفری ، ص ۳۸۰.

   دوشنبه 24 مهر 1396نظر دهید »

ایمان انسان را از غرق شدن در گناه حفظ می‌کند


در وجود انسان قلب جایگاه محبت است. طبق آیات و روایات برخورد پروردگار عالم با بندگانش بستگی به اوضاع قلب او دارد، نظر خداوند متعال به قلوب عباد براساس محبتی است که در قلب مومنان ظهور پیدا می‌کند.


البته ایجاد محبت در قلب با مقدماتی صورت می‌پذیرد که اگر آن مقدمات پیش نیاید محبت نیز حاصل نمی‌شود بنابراین کلید محبت دست انسان نیست بلکه کلید مقدمات آن محبت در اختیار انسان است.

 

براساس آیات الهی و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) انسان صریحا از نگاه به نامحرمان نهی شده است و خداوند بسیار زیبا به مومنان می‌فرماید: نگاه به نامحرمان خطری است که شما را تهدید می‌کند؛ بنابراین مومنان با مراقبت از چشم باید ایمانشان را از خطر موجود صیانت کنند.

 

انسان هرگز عاشق حقیقت مجهول نمی‌شود بلکه همیشه محبتش نسبت به حقایق معلوم‌ است و خداوند نیز هیچ مانعی برای محبت انسان نسبت به معلوم‌های مثبت قرار نداده اما سفارشاتی در این زمینه داشته که اگر اطاعت نشود به طور قطع موقعیت انسان به مخاطره می‌افتد.

 

مقدمات محبت گاهی منفی و گاهی هم مثبت است، خداوند متعال محبت را در قلب انسان قرار داد تا خلقت او کامل شود چرا که براساس این عشق و علاقه است که انسان‌ها در کنار یکدیگر با محبت و دلسوزی زندگی می‌کنند.

 

خداوند انسان را از مقدمات منفی محبت منع می‌کند برای مثال نگاه به نامحرم از مقدمات محبت منفی به شمار می‌رود که بسیار خطرناک است پیامبر اکرم(صلی الله) می‌فرمایند: نگاه حرام تیر مسمومی از سوی شیطان است.

 

با نگاه به نامحرم وسوسه نفسی در وجود انسان آغاز می‌شود و شبانه روز ذهنش را درگیر آن موضوع کرده و کم کم آن محبت در قلبش تثبیت می‌شود و ایمانش را به خطر می‌اندازد و دست به جنایت می‌زند.

 

شناخت اولیای الهی بهترین و کاملترین راهکار برای عشق الهی است.

 

 

سخنان شیخ حسین انصاریان ، ۲۳مهر ۹۶ شنیده شده .

 

   یکشنبه 23 مهر 13961 نظر »

تفسیر کوتاه 

قرائتی


خداوند به مستکبرین تو دهنی می زند که چند نمونه اش را در چند دقیقه می گویم :


هابیل و قابیل دوتا فرزندان آدم بودند که یکی از آنها به دیگری گردن کلفتی می کرد  و می گفت : «قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ»   برادرش را تهدید کرد به  کشتن . برادرش گفت : « انی اریدُ»   من هم دوست دارم چون اگر شما من را بکشی تمام گناهان من می آید به گردن تو ، من را از مرگ نترسان .
خواستند حضرت ابراهیم را بسوزاند « وأرادوا به كيدا» نقشه کشیدند ولی قرآن می فرماید : « فجعلناهم الاخسرین »

یک آیه هست که همه می توانید حفظ کنید می فرماید : « موتوا بغيظكم» موتوا یعنی بمیرید ؛

هر کاری تا به حال آمریکایی ها تا به حال نشده ؛

از اول خواستند شاه را نگه دارند نشد ؛ موتوا بغيظكم
خلق عرب و عجم راه انداختند نشد ؛ موتوا بغيظكم
۸ یا به صدام کمک کردند نشد ؛ موتوا بغيظكم
منافقین را حمایت کردند نشد ؛ موتوا بغيظكم
دانش را خلق کردند نشد ؛ موتوا بغيظكم
خواستند جلوی پیشرفت را بگیرند نشد ؛ موتوا بغيظكم
برنامه خدا این است .


نوح به پسرش گفت : ایمان بیاور دنیا زیر خاک خواهد رفت ؛ پسر گفت بالای کوه خواهم رفت . نوح گفت : خدا . پسر گفت : کوه.


فرعون گفت : « انا ربکم الاعلی » ولی قرآن می فرماید « فاغرقناه » در آب خفه اش کردم .


نمرود می گفت : مرگ و حیات دست من است ، دوتا زندانی را آوردند یکی را کشت و یکی را آزاد کرد « انا أ حی و امیت » ولی استدلال ابراهیم او را مبهوت کرد .« فبهت الذی کفر »

 

قارون ادعا می کرد ثروتش به خاطر مغز اقتصادی خودش است  « قال إنما أوتيته على علم عندي » قرآن می فرماید :« فخسفنا به وبداره »


برادران یوسف گفتند یوسف را در چاه بیندازیم تا محو شود ، کمتر پیغمبری مثل یوسف مطرح شد .

زلیخا همه درها را بست کسی نفهمد ، همه فهمیدند .


پیغمبر را تحقیر کردند ، مثل رییس‌جمهور آمریکا که مردم ایران را دیشب تحقیر کرد ، قرآن می فرماید « و رفعنا لک ذکرک » همه رییس‌جمهور ها محو می شوند « اشهد انا محمد رسول الله » هیچ گاه محو نمی شود .

 

عده ای به ثروت خود می نازند « انا اکثرو منک المال » قرآن می فرماید « ما غنی عن مالیه » .


کسانی که به تاج و تخت خود می نازند فرعون می گفت « الیس لی ملک مصر» فرعون می گفت نمی بینید که ملک مصر دست من است .« هلک عنی سلطانیه» .


کسانی می خواهند نور خدا را خاموش کنند « يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ » چه آنهایی که الان و چه آنهایی که بعدا بخواهند نور خدا را خاموش کنند قرآن می فرماید « والله مطم نوره»

 

یک عده به مومنین میخندند مجرم هستند « ان الذین اجرموا کانوا من الذین امنوا یضحکون» می فرماید این خنده ها بی جواب نمی ماند « فالیوم» روز قیامت « الذین امنوا من الکتاب یضحکون»

 

کسانی مومنین را ساده لوح می دانند ، من این جمله را از نخست وزیر اسرائیل هم شنیدم که فارسی گفت « ایرانی ها ساده لوح هستند » « انؤمن كما امن السفهاء » ما را تحقیر می کنند ولی قرآن می فرماید « الا انهم هم السفها» یعنی خود خود خودش. است .


عده ای پول خرج می کنند برای خاموش کردن قرآن ، قرآن می فرماید « ینفقون اموالهم لیسدوا عن سبیل الله » قرآن می فرماید « فینفقونها» در آینده هم پول خرج خواهید کرد ولی داغ موفقیت به دل شما خواهد ماند «ثم تکونوا علیهم حسرت»

 

به باغ و مزرعه معروف می شوند ، یکی غزل باغدار بی دین می گفت این باغ دیگر از بین نمی رود قرآن می فرماید « و یرسل علیهم حسبانا من السمأ» .

 

شن های طبس را دیدید .
تار عنکبوت را دیدید .
بنابراین هر چه اینها حرف بزنند ما خدا را داریم « ان ولی الله و هو یتولی الصالحین »

 

 

تفسیر حجت الاسلام قرائتی ،۲۲ مهر ۹۶ ، مسجد دانشگاه تهران .شنیده شده 

   یکشنبه 23 مهر 1396نظر دهید »

برگزاری دومین جلسه اخلاق عمومی با محوریت راهکارهای تربیت فرزند

 

 محمد مسلم وافی

 

حجت الاسلام و المسلمین محمد مسلم وافی در جلسه اخلاق عمومی که در مدرسه علمیه کوثر ورامین برگزار شد ضمن بیان اهمیت تربیت فرزند گفت : این امکان وجود ندارد که بتوان انسانی را یک روزه تربیت کرد .

 

وی افزود : وقتی در دین مبین اسلام برای نوشیدن یک لیوان آب ۱۳ دستور وجود دارد چطور ممکن است که برای تربیت فرزند دستوری نداشته باشد .

 

حجت الاسلام وافی ضمن بیان تفاوت در سرعت دریافت انسانها از میزان تربیت پذیری افراد بیان داشت : امام خمینی ( ره) در اولین جلسه دیدار با بنی صدر او را شناخت و به اطرافیان فرمود :که او فرد صالحی نیست .

 

استاد وافی با بیان تعاریف رایج در تربیت ، تربیت زوری یا فنری یا تحمیل محور را اولین نوع تربیت برشمرد و گفت : این شیوه با وارد کردن فشار بر فرزند و وادار کردن او به کارهایی که دوست داریم صورت می گیرد .

 

وی افزود : در این روش مانند فنری که پس از فشرده شدن رها می شود اگر فشار را از فرزند برداریم به شدت می پرد .

 

محمد مسلم وافی داغ کردن یا تلقین محوری را دومین شیوه تربیتی خواند و اظهار داشت : در این شیوه اگر فضای تربیتی سرد شود فرزند دست از همه چیز بر می دارد .

 

وافی تربیت قیفی را سومین نوع تربیت بیان کرد و آن را آموزش محور خواند و افزود : در این نوع تربیت با هر اشکالی که از فرد بگیریم ، این پاسخ را دریافت می کنیم که «من خودم می دانم »

 

حجت الاسلام وافی در تعریف نوع چهارم تربیت گفت : این شیوه از تربیت به صورت خودکنترلی و واکسینه محور است .

وی افزود : این نوع بهتر شیوه تربیتی است .

استادوافی در پایان با تاکید بر یادگیری صحیح اصول و فروع دین گفت : ما برای داشتن تربیت صحیح باید بدانیم چرا خدا عادل است ، چرا نبوت داریم و چرا قیامت وجود دارد .

 

   شنبه 22 مهر 1396نظر دهید »

برزخ بدان 

 

قرآن مجید در سوره یوسف و در سوره روم از دو مسئله یاد کرده ، در سوره یوسف از نفسی یاد می کند که آلوده به اماره بالسؤٔ است ، البته آلوده به اماره بالسو آفریده نشده بلکه در مسیر زندگی از طریق چشم ، گوش ، روابط و لذتهای مادی یک کشش شدیدی پیدا کرده که گاهی و بعد از مدتی هم همواره انسان را به انجام زشتیها و بدیها فرمان می دهد ، این را نفس بیمار می گویند که قابل معالجه و درمان هم هست و به احدی هم اجازه نداده اند که از درمان آن ناامید و مایوس باشد .


یک حالتی است که فقط در آن حالت فقط می خواهد ، حالا چه می خواهد ؟ از که می خواهی ؟ برای چه می خواهی ؟
جواب نمی دهد و روشنش این است که فقط می خواهد بخورد ، فقط می خواهد ببرد ، … زمانی که گرفتار این حالت است و هر چه به او بگویند که اینهایی را که بدون قید و شرط می خواهی پروردگار روی آن مهر حرام زده ولی او فقط می گوید می خواهم و تمام گنهکاران حرفه ای دچار این بیماری هستند یعنی بیماری اماره بالسؤٔ.


مسئله دوم در سوره روم است که پروردگار از یک حقیقت وجودی انسان تعبیر به فطرت می کند که فارسی آن می شود سرشت و فارسی در آن می شود بافت « فطرت الله التی فطر الناس علیها »
در سوره یوسف می گوید نفس بیمار ، اما اینجا پروردگار می فرماید سرشت الهی «التی فطر الناس علیها: همه انسان ها را بر این سرشت بافته » این یک حقیقت قیمتی است چون ناس اضافه الله شده …
الله ذات مستجمع جمیع صفات کمال است که صفات کمال نهایت است و نه عیب دارد و نه نقص دارد .

 

بدانید و یادتان بماند که سرشت ما به به زلف مستجمع جمیع صفات کمال ، گره خورده است . اما این گره را می توان باز کرد ولی خداوند در ادامه آیه می فرماید «لا تبدیل لخلق الله » این یک گره ابدی است ، سرشت تو اضافه به خدا شده است .

 

رابطه سرشت ما با پروردگار مثل رابطه کابل است با منبع تولید برق ، کابل زمانی ارزش دارد که بتواند ولتاژ برق را از مولد بگیرد و خانه را روشن کند .


سرشت ما که اضافه به الله شده قابل قطع شدن نیست . ما برای تامین انتقادات صحیح ، اخلاق حسنه و عمل صالح همیشه باید این رابطه با الله را حفظ کنیم و روی آن پوشش نیاوریم ، حجاب روی این رابطه نیاوریم .


انسان اگر کافر باشد این رابطه پنهان می شود و ظهور نمی کند اما در قیامت و اول مردن هم صدایش در می آید ، شما نمی ببینید اما مجرم انواع عذابهای جرم های خودش را می بیند . این فطرت که وصل به خداست صدایش در می آید کسی که یک عمر خدا نگفت ، یک عمر سجده نکرد ، یک عمر یک حلال و حرام خدا را توجه نکرد در آنجا می گوید «ربه »این صدای فطرت است در لحظه مردن ، چرا فطرت دادش در می آید ؟ می گوید « رب الرجعونی »
پروردگار بنا ندارد جواب کسی را ندهد« أٔنها کلمه هو قائلها » این قولی که می گویی مرا برگردان ، تیرگی بر تو چنان مسلط است که اگربرگردی باز هم گناه خواهی کرد . بعد وارد برزخ می شوند تا قیامت برپا شود

می فرماید در برزخ یک بدن بی وزن شبیه بدن دنیایی به او می دهد در جزء ۲۳ سوره مومن می فرماید « النار یعرضون علیها غلوا و عشیرا …» در برزخ تا قیامت برپا شود آن ارواح خبیثه را با آن بدن مثالی در معرض حملات آتش قرار می دهند تا قیامت برپا شود .
پوشش روی فطرت ، همین گناهان است ، همین معاصی است ، همین اموال حرام است . این برزخ بدان است

 

سخنان شیخ حسین انصاریان  شنیده شده ،

   چهارشنبه 19 مهر 1396نظر دهید »

1 ... 3 4 5 ...6 ... 8 ...10 ...11 12 13 ... 72

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 228
  • دیروز: 79
  • 7 روز قبل: 2647
  • 1 ماه قبل: 5368
  • کل بازدیدها: 125938
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 36
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
سوگواره عاشورایی