حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس تفسیر امروز خود در مسجد اعظم با اشاره به فرا رسیدن ایام مباهله اظهار داشتند:

 از غريب ترين ايام زندگي ما ايام مباهله است. خيلي از ما عالمانه حرف مي‌زنيم و عوامانه فكر مي‌كنيم در نتیجه آن اركان ولايت را تقريباً از دست مي‌دهيم در حالی که آن اجزاي غير ركني را خيلي محترم مي‌شمريم مانند اول ذيحجه که سالروز ازدواج وجود مبارك حضرت امير با فاطمه زهرا(سلام الله عليهما) است اينها جزء واجبات غير ركني است.

 

 

در نماز يك واجب ركني داريم يك واجب غير ركني، در خصوص امامت و ولایت نیز همين طور است؛ غدير جزء واجبات ركني امامت است، مباهله جزء واجبات ركني ولایت است ، با سالروز ازدواج فرق مي‌كند. در حالی که  نه رسانه‌ها از او نام مي‌برند و نه حوزه‌ها خبري هست! آن وقت آن مسائل واجبات غير ركني را خيلي دامن مي‌زنيم، آنها هم واجب هست اما مثل اجزاي نماز است لکن حمد و سوره كجا، ركوع و سجود كجا؟! حمد و سوره واجب غير ركني است اما ركوع و سجود واجب ركني است.

 


وقتي مأمون(عليه من الرحمن ما يستحق) به وجود مبارك امام رضا(سلام الله عليه) عرض مي‌كند به چه دليل علي بن ابيطالب(سلام الله عليه) افضل است؟ ایشان ديگر نفرمود غدير، فرمود با ايه ﴿انفسنا﴾ ، خدا وقتي وجود مبارك حضرت امير را جان پيغمبر مي‌داند از اين بالاتر فضيلت فرض مي‌شود؟! «من كنت مولاه فهذا علي مولاه»  كه گفته ی خود پيغمبر است هر چند آن هم از طرف خداست، کجا؛ و اینکه ذات اقدس اله خود فرموده علي جان پيغمبر است، کجا؟!  و وجود مبارك امام رضا علیه السلام به اين استدلال كرد .

 

 

اما مطلب مهمّي كه در پيش داريم جريان مباهله است كه بيست و چهارم ذيحجّه روز مباهله است؛ اين روز را بايد گرامي بداريم، همه ما؛ چه حوزوي چه دانشگاهي، چه برادران و خواهران ايماني، از برجسته‌ترين روزهاي سال، همين ۲۴ ذيحجّه است كه روز مباهله است. مسيحي‌ها فكر مي‌كردند كه ـ معاذ الله ـ عيسي فرزند خداست مبتلا به تثليث شدند گفتند اب و ابن و روح القدس و مانند آن, آيه نازل شد: «لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ » سوره ماعده ، آیه ۷۳.

 

بعد در سوره مباركه «آل‌عمران» برهان اقامه كرد، فرمود چرا شما مي‌گوييد عيسي فرزند خداست؟ اگر مي‌بينيد عيسي فرزندِ پدري نيست فقط مادر دارد، مهم‌تر از آفرينش عيسي, بالاتر از آفرينش عيسي, دشوارتر از خلقت عيسي, جريان حضرت آدم(سلام الله عليه) است كه نه پدر دارد نه مادر: ﴿إِنَّ مَثَلَ عيسي‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ﴾ وقتي اين آيه در سوره مباركه «آل‌عمران» نازل شد، مطلب برهاني شد كه شما از استبعادتان بايد دست برداريد در برابر قدرت ذات اقدس الهي چه منعي است كه فرزندي را بدون پدر به دنيا بياورد؛ فرزندي كه نه پدر دارد نه مادر دارد آن را خدا خلق كرد، فرزندي كه پدر ندارد، ولي مادر دارد هم كاملاً مي‌تواند خلق كند: ﴿إِنَّ مَثَلَ عيسي‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُون اين مي‌شود برهان مسئله.

 

 

. در آيه فرمود رسول من! حالا كه مطلب براي شما عالمانه ثابت شد، شما هم محقّقانه فهميديد عيسي موجودي است ممكن, مثل موجودات ديگر, فرزند خدا نيست ـ معاذ الله ـ فرزند مادر خودش است؛ لذا اصرار قرآن كريم در نام بردن حضرت ميسح اين است كه مي‌گويد: « عيسَي ابْنَ مَرْيَمَ» غالباً نام مبارك عيسي را به عنوان اينكه فرزند مريم است اسم مي‌برد «عيسَي ابْنَ مَرْيَمَ»  اين نكته‌اي دارد وگرنه انبياي ديگر را به نام پدرشان يا مادرشان صدا نمي‌زند مگر ضرورتي اقتضا بكند كه به نام پدر صدا بزنند؛ ولي با اين وجود در جريان عيسي مي‌فرمايد: «عيسَي ابْنَ مَرْيَمَ», «إِنَّ مَثَلَ عيسي‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ»سوره آل عمران ، آیه ۶۱.


 اين مطلب برهاني را براي پيامبر تثبيت كرد؛ فرمود از اين به بعد «فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ» بعد از اينكه براي شما روشن شد طبق آيات قرآني و برهان الهي كه عيسي فرزند خدا نيست، فرزند مريم است و در قدرت الهي همه چيز آسان است با اينها احتجاج بكن! اين مطلب را به اينها بگو که اينها دست بر دارند، اگر دست‌بردار نيستند مباهله بكن! به هر حال راهی براي فصل خصومت هست.

 

اين روز متأسفانه در نزد ما خيلي جلال و شكوه ندارد، درست است غدير مسئله خاص است؛ ولي قبل از جريان غدير آيه قرآن صريحاً از وجود مبارك علي بن ابيطالب به عنوان جانِ پيغمبر ياد كرده است: «نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم » هم مفسّران بالاتفاق بر اين هستند، يك; هم روايات اهل بيت بالاتفاق بر اين است، دو; هم تاريخ‌نگاران بالاتفاق اين مطلب را نوشتند، سه گروه گفتند علي بود و فاطمه بود و حسن و حسين بودند در جوار رحمت پيغمبر(عليهم آلاف التحيّة والثناء). كليد غضب به دست اينها شد فرمود ما اين كار را مي‌كنيم؛ البته خدا فرمود, فرمود بگوييد ما لعنت خدا را بر كاذبين قرار مي‌دهيم اين كم حرفي نيست. شما درباره فرشته‌ها به زحمت چنين آيه‌اي پيدا مي‌كنيد كه فرشته‌اي بگويد من لعنت خدا را بر فلان قوم قرار مي‌دهم؛ اين بايد به اذن باشد: «ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَي الْكاذِبينَ»، «كاذب» يعني كسي كه ادّعاي باطلي دارد ما ادّعاي صحيح داريم شما ادّعاي باطل داريد ما لعنت خدا را بر كسي كه ادّعاي باطل دارد قرار مي‌دهيم.


اين روز مباهله روز علمي است اين بِهال يك روز تحقيقي است اين نظير «وَ لَا يَنْقُضُ الْيَقِينَ أَبَداً بِالشَّك‏ »  نيست كه بعد از چند سال فهمش آسان باشد، اين يك مسئله دقيق عقلي كلامي است و فخر ماست. قبل از جريان غدير، ذات اقدس الهي وجود مبارك حضرت امير را به منزله جان پيغمبر حساب كرد؛ اينكه تعبير شاعرانه نيست, تعبير تبليغي نيست يك چيز عظيمي است؛ منتها ما شيعه‌ها متأسفانه از اين مفاخرمان خبري نداريم، ۲۴ ذيحجّه هم همين‌طور مي‌آيد و مي‌گذرد.

 

 

بنابر اين بيست و چهارم ذیحجه از اعياد برجسته ماست، جريان مباهله از مقتدرترين بحثهای کلامی ماست.

 

 

دیده شده در http://javadi.esra.ir/

 

   یکشنبه 4 مهر 13951 نظر »

لیاقت ها و ویژگی های علی علیه السلام 

 

پس از اعلام امامت و ولایت از طرف خدا ، باید ویژگی ها و لیاقت های امیرالمومنین علیه السلام را یک یک ، در آن زمان محدود ، یادآور شود تا جایگاه ارزشمند انتخاب الهی را بشناسند و تا بیعت عمومی ، آگاهانه و با نور هدایت ، و روشنی علم و آگاهی ، تحقق پذیرد .

 

تا منافقان نگویند که : نمی شناختیم .

یا بهتر از آن در جامعه اسلامی وجود دارد .

تا اتمام حجت شود …

در سخنان وحی گونه پیامبر اسلام صلی الله به برخی از ارزشهای والای علی علیه السلام اشاره گردیده مانند :

 

علم و دانش برتر امام علیه السلام .

 

تناسب و هماهنگی علم امام با علم پیامبر صلی الله .

 

قدرت هدایتگری انسان ها .

 

حق گرایی علی علیه السلام .

 

باطل ستیزی علی علیه السلام .

 

توان و عمل به امر به معروف و نهی از منکر 

 

شجاعت در راه خدا .

 

اول مسلمان .

 

عالم به تفسیر کتاب الله .

 

کشنده پیمان شکنان ، خارج شوندگان از دین و فسادگران .

 

اجرا کننده اوامر الهی در زمین .

 

پیشوای پرهیزگاران .

 

بازدارنده از معصیت .

 

دوستی با دوستان خدا .

 

جهاد با دشمنان خدا .

 

 

دیده شده در حماسه غدیر ، محمد دشتی ، نشر موسسه تحقیقاتی امیر المومنین علیه السلام . ص ۲۹.

   شنبه 3 مهر 13951 نظر »

سخنان امیرالمومنین علی‌ علیه السلام در مورد شرایط مردم آخرالزمان

 

 

هان ای مردم ! چشم به راه حوادث آینده باشید ، حوادثی چون پشت کردن امورتان و گسستن پبوندهایتان و روی کار آمدن خردسالانتان .

این حوادث زمانی روی خواهد داد که وارد ساختن ضربت شمشیر بر مومن آسان تر از بدست آوردن یک درهم حلال باشد .

زمانی که اجرکسی که می گیرد بیش از اجر کسی است که می بخشد .

 

روزگاری که مست مى‏‌شويد اما نه با شراب، بلكه بر اثر فراوانى نعمت.
و قسم مى‏‌خوريد اما نه از روى ناچارى.
دروغ مى‏‌گوئيد اما نه در اثر واقع شدن در تنگنا.


اين موقعى خواهد بود كه بلاها و مصائب همچون بارى گران كه بر پشت‏ شتران نهاده باشند و سنگينى جهاز گردن‌ ‏آنها را مجروح كند.بر شما فشار وارد خواهند ساخت.
آه که این رنج چه اندازه بلند مدت و امید رهایی از آن چقدردور از انتظار است .

 


دیده شده در نهج البلاغه، ترجمه دکتر علی شیروانی خطبه ۱۸۷، ص ۳۳۲.

 

   جمعه 29 مرداد 1395نظر دهید »

آیا زن شر است ؟

 

 

مطابق برخی از روایات زن موجودی شر معرفی شده است : « علی علیه السلام فرمود : تمام  وجود زن شر است و بدترین چیز در او آن است که چاره ای از او نیست ،( بدون او زندگی نتوان کرد ) ۱

حال با وجود این مطلب  گاهی سوال می شود که چرا در اسلام حق زن زیر پا نهاده شده است .

 

پاسخ : 

اولا ؛ سیاق روایات بر این دلالت دارد که زن از آن جا که مورد عشق و حاجت جنسی مرد است لذا منجر به بسیاری از شرور در روی خواهد شد .

 

ثانیا : برخی با زن گرفتن و قرار تشکیل خانواده و به جهت رسیدن به زن حاضرند دست به هر کسب و کاری زده  و و از هر  راهی پول درآورند تا به وصال زن خود برسند و زن گرفتنشان مایه وقوع در انواع گناهان می شود . 

 

بدین جهت زن نسبت به برخی شر بحساب می آید .۲

 


۱_ دیده شده در نهج البلاغه ، ترجمه علی شیروانی ، حکمت ۲۳۸  ( زن و زندگی ) . ص ۶۱۱.

۲_ دیده شده در اسلام شناسی و پاسخ به شبهات . علی اصغر رضوانی ، نشر انتشارات مسجد مقدس جمکران ، ص ۵۰۵.

   شنبه 19 تیر 13952 نظر »

روزه داری در کلام علی علیه السلام


«کم من صائمٍ لیس له من صیامه الّا الجوع و الظّمأ، و کم من قائمٍ لیس له من قیامه الّا السّهر و العناء، حبّذا نوم الأکیاس و افطارهم.» چه بسیار روزه داری که از روزه خود جز گرسنگی و تشنگی بهره ای نبرد و بسیار شب زنده داری که از شب زنده داریش بهره ای غیر از بیداری و رنج ندارد، چه خوب است خواب عارفان زیرک و افطارشان.۱


«لکلّ شی ءٍ زکاةٌ و زکاة البدن الصّیام.» برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن روزه گرفتن است.۲


«فرض اللّه الصّیام ابتلاءً لاخلاص الخلق.». خداوند روزه را آزمایشی برای اخلاص بندگانش قرار داد.۳


«قال علیه السلام فی بعض الأعیاد: انّما هو عیدٌ لمن قبل اللّه صیامه و شکر قیامه و کلّ یومٍ لایعصی اللّه فیه فهو عیدٌ.»

امام علیه السلام در یکی از اعیاد فرمود: همانا امروز عید است برای کسی که روزه اش مورد قبول، و شب زنده داریش مشکور باشد، و هر روزی که در آن معصیت خدا نشود، آن روز، عید است.۴

 

 

۱- دیده شده در نهج البلاغه ترجمه دکتر شیروانی ، حکمت ۱۴۵

۲- همان ، حکمت ۱۳۶

۳- همان، حکمت ۲۵۲

۴- همان ، حکمت ۴۲۸

   دوشنبه 17 خرداد 13951 نظر »

گناهان بسیار بزرگ

 

رسول خدا می فرماید : کسی که با زن نامحرمی یا با دختر نامحرمی زنا کند .. یا با پسری جمع شود . قیامت وقتی خدا او را وارد محشر می کند تمام اولین و آخرین ناراحت می شوند .

بعد پیغمبر می فرماید : اگر یکی رگهای بدنشان را که دارای عذاب است اگر درآورد و به ۴۰۰ امت بزنند تمام امتها می میرند .

همین گناه آسان است ؟ ساده است ؟ راحت است ؟

علی علیه السلام می فرماید : اگر باور کنند مردم که اکثرشان باور ندارند و جرأت ندارند بگویند علی دروغ می گوید ، فقط باورم کنند .و هو اشدِِ الناس عذاباًً ؛ کسی که با دختری جمع شود یا پسری ، قیامت از نظر عذاب شدیدترین عذاب الهی را دارد .

این ها چه می کنند ؟

هنگامی که خداوند دستور دهد آن ها را به قعر جهنم بیندازند ؛ قعرها بعید

و خرها شدید : داغی آن شدید است .

و شرابها سدید : خوراکی جهنم از چرک و خون و زخم بدن مردان و زنان زنا کار است . مرتب بدن آن ها چرک و خون پس می دهد ، خدا به ملائکه می گوید : ظرف ظرف بگیرید و به خورد جهنمیان بدهید .

و عذابها جدید : مرتب عذاب نو می شود .

لا غیر عذابها : خدا اجازه نمی دهد عذاب کم شود .

و لا یموت ساکنها ؛ جهنمی ها نمی میرند .

دارٌ لیس فیها رحمه : جهنم جایی است که رحمت خدا در آنجا عبور نمی کند .

و لا تسمع الاهلها دعوتٌٌ : فریاد کسی را گوش نمی دهند ، هرچه جهنمی ها داد می زنند کسی گوش نمی دهد .


سخنرانی تکان دهنده شیخ حسین انصاریان ، شنیده شده توسط عبدی متین  .

   چهارشنبه 12 خرداد 1395نظر دهید »

تداوم امامت تا ظهور مهدی



ازجمله مسائلی که امیرمؤمنان به آن توجه نموده ادامه و استمرار امامت است در طول زمان تا دوران ظهور مهدی موعود(عج) و این که هیچ زمانی زمین  خالی از حجّت و امامی نیست. امیر مؤمنان در زمینه تداوم امامت چنین است:«اَلا اِنَّ مَثَل َآل مُحَمَدٍ(ص) کَمَثَلِ نُجُومِ السَّماءِ اِذاخَوی نَجمٌ طَلَع نَجمٌ فَکَاَنَّکم قَد تَکامَلَت مِنَ اللّهِ فیکُمُ الصنائِع وَ اَراکم ماکُنتُم تَامَلُون ؛بیدار باشید مثل آل محمد(ص )چونان ستارگان آسمان است اگر ستاره ای غروب کند، ستاره دیگری طلوع خواهد کرد(این امر تا ظهور امام زمان ادامه دارد و در دوران اوست که) گویا می بینم(در پرتو خاندان پیامبر) نعمت های خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو دارید رسیده اید.»(۱)

در جای دیگر صریحاً فرمود: «انّ الائمّة من قریشٍ غرسوا فی هذا البطن من هاشمٍ؛ لاتصلح علی سواهم، و لا تصلح الولاة من غیرهم ؛ همانا امامان (دوازده گانه) همه از قریش می باشند که (درخت) آنها را در خاندان بنی هاشم کاشته اند مقام ولایت و امامت در خور دیگران نیست و دیگر مدعیان (زمامداری) شایستگی آن را ندارند.»(۲)


خبر از غیبت امام زمان(عج)

سالها قبل از تولد حضرت مهدی عجل الله ، امیر بیان خبر از غیبت یوسف زهرا را می دهد و این خبر تلخ را برای همراهان و آیندگان بیان می کند که «اَلا وَ اِنَّ مَن اَدرَکَها مِنّا یَسری فِیها بسِرِاجٍ مُنیرٍ و یَحذُو فیها عَلی مِثالِ الصّالِحین لیَحلَّ فیها رِبقاً وَ یُعتِقَ فیها رقّا وَ یَصدَعُ شَعباً، وَ یَشعَبَ صَدعاً، فی سُترَةٍ عَنِ النّاسِ لایُبصِرُ القائِفُ اَثَرَهُ وَلَو تابَعَ نَظَرهُ( ۳)؛بیدار باشید و براستی آن کس از ما(یعنی حضرت مهدی(ع)) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام می نهد، و برهمان روش صالحان (پیامبر اکرم(ص) و امامان گذشته) رفتار می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان (و ملّت های اسیر) را آزاد سازد، و جمعیّت گمراه (و ستمگر را) پراکنده، و حق جریان پراکنده را جمع آوری کند (حضرت مهدی(ع) سالهای طولانی) در پنهانی از مردم به سر می برد آن چنان که اثر شناس اثر قدمش را نمی یابد گرچه در یافتن اثر (و نشانه ها) تلاش فراوان نماید.»

 

دلا دیدی که دلدارم سفر کرد

سفر کرد و مرا خونین چگر کرد

دلا دیدی که مهدی رفت و امت

غریبانه عجب خاکی به سر کرد

دلا دیدی پدر رفت و یتیمان

به هر کوهی ندای وا پدر کرد


و در بخش دیگر فرمود: «فَهُوَ مُغتَرِبٌ اِذا اغتَرَبَ الاِسلامُ، وَ ضَرَبَ بِعسببِ ذَنبِهِ وَ الصَقَ الاَرضَ بِجِرانِهِ، بَقیّةٌ مِن بَقایا حُجّتِهِ، خَلیفَةٌ من خَلائِفِ اَنبِیائِهِ(۴)؛ در آن هنگام اسلام غروب می کند و چونان شتری(در راه مانده) دم خود را به حرکت در آورده گردن به زمین می چسباند(۵) او (حضرت مهدی) پنهان خواهد شد (و غیبت صغری و کبری آغاز خواهد شد) او باقیمانده حجّت های الهی و آخرین جانشین از جانشینان پیامبران است.


نگاهم باز بر در ماند برگرد

خیالت باز در برماند بر گرد

تمام عمر چشم خسته ما

به یادت همچنان تر ماند برگرد( ۶)


راستی غیبت و هجران مهدی(عج) روزی است که یاد آن دل هر شیعه را رنجور می کند و بی اختیار اشک و آه فریاد می زند:


دلم آگاهی از جایت ندارد

نشان از رد پاهایت ندارد

در این دنیای ما، می دانم ای دوست

کسی تاب تماشایت ندارد۷

 

 

۱.دیده شده در  نهج البلاغه، ترجمه دکتر شیروانی ، نشر دارالعلم  ، خطبه ۱۰۰، ص ۱۶۷.

۲. همان، خطبه ۱۴۴، ص ۲۳۸.

۳ .همان، خطبه ۱۵۰، ص ۲۵۳.

۴.. همان خطبه ۱۸۲ص ۳۱۱.

۵. ضرب المثلی است برای شتر خسته، که دم خود را بحرکت می آورد، و گردن به زیر می چسباند که این حالت نشانه ضعف و درماندگی اوست.

۶. غلامرضا کرمی گناوه.

۷. دیده شده در پایگاه اطلاع رسانی حوزه .

   پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395نظر دهید »

 

امام علی(ع) می فرماید: «أفامرهم الله بالاختلاف فأطاعوه أم نهاهم عنه فعصوه…۱

خطبه ۱۸ نهج البلاغه گوشه ای از استدلال امیرمؤمنان(ع) در خصوص کسانی است که به نام دین برای خودشان وجهه ای به دست آورده اند و برای منافع خود تا جایی پیش رفته اند که حتی حلال خدا را نیز حرام کرده اند. در این خطبه روی سخن، آدم های معمولی و کوچه و بازار نیست، بلکه همه آنانی است که مردم آنها را به عنوان نمایندگان دین می شناسند. اختلاف و بی تقوایی در میان خواص اهل دین، صدمات و لطمات جبران ناپذیری را وارد می کند؛ کما اینکه از صدر اسلام تا کنون بیشترین ضربه را همین افراد منافق، خواصِ دنیاطلب و متنسّکان جاهل زده اند و هر کدام از این گروه ها خطراتی را به همراه دارند که باید مراقب کید آنان بود. خواص دنیا طلب در «لحظه لازم» به دلیل وابستگی به ثروت، قدرت، شهرت و … سکوت می کنند و حتی ممکن است کارشان به جایی برسد که چون شریح قاضی حکم قتل حسین(ع) را هم امضا کنند. کسانی که غائله «سقیفه» یا جنگ جمل، نهروان و صفین را به وجود آوردند، مردمان معمولی نبودند! روی خطاب در این خطبه به خواص منحرف زمان حضرت امیر(ع) است؛ اما نحوه استدلال منحصر به زمان خاص نیست و می تواند همه زمان ها را در برگیرد؛ زیرا حضرت به وحدت خدا، پیامبر و کتاب اشاره می کند و آن را مایه وحدت می داند و نیز اشاره می کند که دین خاتم، دین ناقصی نیست و به این گونه، عقل و خرد را برای درک و فهم دین وارد می سازد. آن حضرت می خواهد بفرماید: هر گاه شما به شکل استدلالی به نقص دین رسیدید، آن وقت اختلاف کنید (که البته هرگز نخواهید رسید)


۱- نهج البلاغه ، خطبه ۱۸

۲- دیده شده در سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه .http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/6616/76553/قرآن-و-اتحاد-اسلامی

   جمعه 17 اردیبهشت 13953 نظر »

1 2 ...3 4 6 7

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 30
  • دیروز: 92
  • 7 روز قبل: 1166
  • 1 ماه قبل: 5472
  • کل بازدیدها: 126922
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 43
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 24
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 28
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
اربعین