شاخصه های اعتقادی جوان انقلابی از دیدگاه مقام معظم رهبری(مد ظله العالی):

به اعتقاد مقام معظم رهبری( مد ظله العالی) مسئله شاخصه های انقلابی گری هم خیلی مهم است؛ یعنی واقعا بدانیم شاخصه ها چیست، شاخصه ها را درست پیدا کنیم، در ذهن خودمان مشخص بکنیم، از کسانی که مطلع تر از ما هستند، بپرسیم. اگر این کارها انجام بگیرد، این ماندگاری انقلاب، بدون تردید خواهد بود.[1]

در مجموع می توان گفت که انقلابی بودن مستلزم حضور در صحنه شکل گیری انقلاب و براندازی نظام گذشته به عنوان نسل اول نیست؛ بلکه شامل داشتن روحیه انقلابی و همفکری و همراهی با جریان انقلاب و انقلابیون و در نتیجه تسری به نسلهای بعد نیز می شود. بر این اساس، با تحقیق در خصوص شاخصه های انقلابی بودن و بررسی بیانات مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در ده سال اخیر، برخی از این شاخصه ها را به دست آوردیم که در یک تقسیم بندی کلی می توان آنها را در دو حوزه اعتقادی و رفتاری دسته بندی نمود که در ادامه به تبیین آنها می‌پردازیم.

 شاخصه های اعتقادی جوان انقلابی از دیدگاه مقام معظم رهبری(مد ظله العالی):

 

1-   ایمان و اخلاص

ایمان

کلید واژه ایمان یکی از شاخصه‌های مهم تشکیل دهنده منویات رهبر معظم انقلاب است و به دفعات در سخنرانی‌ها، نامه‌ها و دیدارهای خصوصی و عمومی ایشان به آن اشارات فراوانی شده است. از نگاه مقام معظم رهبری یکی از ویژگی‌های جوان انقلابی، ایمان قوی است، جوان در سایه ایمان به خداوند متعال و همچنین عزم راسخ در رسیدن به اهداف می‌تواند آینده این مرز و بوم را در رسیدن به آرمان‌های انقلاب اسلامی تضمین کند.

ممکن است عده‌ای استقامت داشته باشند، ولی دین قوی نداشته باشند. ضرر استقامت و ثبات قدم این افراد، از کافران سست‌ عنصر بسیار بیشتر است. شاید بتوان یاران معاویه را نمونه ای از افرادی دانست که در باطل خود ثبات قدم داشتند و در برابرآنان برخی از یاران حضرت علی (علیه السلام) بودند که در عین اینکه ایمان داشتند، ولی سست عنصر بودند و ثبات قدم نداشتند. هر دو گروه اشکال داشتند. حضرت علی(علیه السلام) ثبات قدم یاران معاویه و سستی یاران خودشان را این گونه تصویر می‌کنند: « به خدا می بینم که این مردم به زودی بر شما چیره می شوند که آنان برباطل خود فراهم‌اند و شما در حق خود پراکنده و پریشان. شما امام خود را در حق نافرمانی می کنید و آنان در باطل پیرو امام خویش. آنان با حاکم خود کار به امانت می‌کنند و شما کار به خیانت. آنان در شهرهای خود درستکارند و شما فاسد و بدکردار.»[2]

ثبات قدم و استقامت و پایداری هنگامی می تواند سودمند باشد که با قوت ایمان همراه باشد. امام صادق (عليه السلام) با اشاره به ثبات قدم فرد با ایمان در راه خدا می فرمایند: «مؤمن از آهن هم سخت تر است، زیرا آهن هنگامی که در آتش گذاشته شود نرم می گردد، ولی مؤمن اگر کشته شود و بار دیگر زنده شود و بازگردد، دلش تغییر نمی کند.»[3]

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در بررسی ویژگی ایمان این شاخصه را به عنوان علاج کار کشور می‌دانند و می فرمایند: «علاج کار کشور عبارت است از بیداری مردم، حفظ انگیزه های ایمانی مردم، به کار گرفتن جوانان پرانگیزه و مؤمن و تقویت درونی کشور. این تنها راه است. ملّت ایران باید از درون قوی بشود؛ اقتصادش قوی بشود. علمش قوی بشود، دستگاه های مدیریتیش قوی بشوند و بالاتر از همه، ایمانش روز به روز قوی‌تر شود.این راه علاج است. این همان راهی است که تا امروز ملت ایران رفته است.»[4]

ایمان راستین به خداوند، یکی از ارکان مهم انقلابی بودن است. از آنجا که هر حرکت انقلابی در راه خداوند، مقابله با دشمن به حساب می آید، این مقابله به نصرت و یاری خداوند نیاز دارد که می فرماید: (إن الله يدافع عن الذين آمنوا)[5] همانا خداوند از کسانی که ایمان آورده اند، دفاع می کند.»؛ البته نصرت (دفاع) خود را شامل اهل ایمانی می‌گرداند که با تمام قوا در میدان باشند و انقلابی بودن را پیشه خود سازند. همچنین، اگر جامعه اسلامی، روحية انقلابی را با ایمان به خدا همراه سازند، بی تردید کمک و نصرت الهی در انتظار آنان خواهد بود.[6]

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در دیدار با خانواده های شهدای مدافع حرم و هفت تیر، با ذکر این نکته، فرمودند: «ایمان به خدا، اعتقاد به جهاد و انگیزه قوی جوانان مؤمن و انقلابی، منابع قدرت نظام اسلامی در جنگ نامتقارن با جبهه استکبار است.»[7]

در جای دیگر می‌فرمایند: «انسان انقلابی باید در کنار ایمان به خدا، متدیّن و مؤمن به اسلام و انقلاب باشد. رهبر معظم انقلاب که در این خصوص معتقدند: «جوانی که تربیت می شود در کار فرهنگی، باید به معنای واقعی کلمه اعتقاد داشته باشد به استقلال کشورش؛ مؤمن به مبانی انقلاب و نظام، مؤمن به فرهنگ اسلامی، خوش بین، خوش روحیه. کار فرهنگی این است.»[8]

با نگاهی واقع بینانه به وضعیت جوان امروزی که در تیررس هزاران فتنه دینی و فرهنگی قرار گرفته است، حفظ ایمان و تقویت معنویت یکی از نشانه های مبارزه آشکار جوانان مؤمن و انقلابی با دسیسه ها و فتنه گری های دشمنان این انقلاب است. رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای مجلسن خبرگان رهبری می فرمایند: «واقعیت دیگری که ازآن نباید غفلت کرد، انگیزه های دینی در نسل امروز انقلاب است. یک وقت هست که ما پیرمردهایی که از دوره انقلاب باقی مانده ایم، ما انقلابی باقی مانده ایم، اما جوان های ما از دست رفته اند. می بینیم اینجوری نیست. ما امروز در سرتاسر کشور، از همه قشرها و در دانشگاه ها جوانان انقلابی بسیار داریم. جوانی که هم متدین است وهم انقلابی به اعتقاد من شأن این جوان از جوان انقلابی اول انقلاب بالاتر است. چرا؟ چون آن روز اولا آن انقلاب با آن عظمت و پرهیجان اتفاق افتاده بود؛ ثانیا اینترنت وماهواره نبود و این همه تبلیغات گوناگون نبود. جوان در معرض این همه آسیب نبود. جوان امروزه در معرض این همه آسیب هاست. اینترنت جلوی اوست، این همه تلاش دارد می شود برای اینکه این جوان را منحرف کنند، [اما] این جوان متدین باقی می ماند؛ نمازخوان است، به نماز اهمیت می دهد، نماز شب می خواند، نافله می خواند، در مراسم مهم دینی شرکت می کند، پای انقلاب می ایستد، شعارهای از دل برآمده میدهد. اینها چیزهای مهمی هستند. نسل امروز انقلاب به نظرما یکی از افتخارات بزرگ است. این یک واقعیتی است، باید این را دید.»[9]

در نهایت می فرمایند: «معنویت هم بحمدالله در کشور ما رو به رشد است. جوانان ما اهل ذکر، دعا، اهل قرآن ، و اعتکاف اند. ما آن تعداد از جوان هائی را که در این کشور اهل توجه به معنویت اند، به نسبت در جای دیگری سراغ نداریم و نشنیده ایم. آن طوری که از قرائن داریم مشاهده میکنیم، وجود ندارد این تعداد جوان مؤمن، علاقه مند، با این همه عوامل تخریب و اغوائی که برای جوان ها در سرتاسر دنیای امروز با وسایل مدرن دارند فراهم میکنند.»[10]

 اخلاص

اخلاص یکی دیگر از شاخصه های جوان مؤمن انقلابی که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تأکید کرده اند اخلاص است خداوند در آیات قرآن شرایطی را برای پذیرش اعمال صالح بیان کرده است؛ زیرا بدون قبولی عمل صالح نمی توان امیدی نسبت به آثار و برکات آن داشت. اصولا انسان هرکارنیکی را که انجام می‌دهد به هدف دستیابی به آثار مادی و معنوی آن است. این آثار زمانی تحقق می یابند که شرایط تأثیرگذاری عمل فراهم باشد. از مهم ترین شرایطی که قرآن برای هر عملی بیان کرده اخلاص است، اخلاص مصدر باب افعال از ریشه خلوص و خلاص به معنای پاك شدن از آمیختگی است.[11]

خالص یعنی کالایی که با چیزی ممزوج و مخلوط نباشد و حقیقت اخلاص، انجام دادن عمل برای خدا و به انگیزه تقرب به اوست.[12] از نظر قرآن ارزش هر فردی بستگی به اعمال عبادی دارد که با اخلاص به جا می آورد.[13] خداوند می فرماید کسب اخلاص در اعتقاد و عمل، مایه ارزشمندی انسان در نزد او خواهد شد؛ [14] پس اگر عملی فاقد عنصراخلاص باشد و عمل صالح با اموری دیگر چون شرک و ریا آمیخته شود، آن عمل فاقد ارزش خواهد بود و خداوند آن را نمی پذیرد .[15] در قرآن به صورگوناگونی به حقیقت اخلاص پرداخته شده است. تعبیر برخی آیات، به جا آوردن عبادات واعمال و قراردادن همه شئون زندگی و مرگ فقط برای خدا (لله) است [16] و تعبیر آیاتی دیگر، انجام دادن عمل برای طلب وجه خداست.[17]

باتوجه به اهمیت فوق العاده اخلاص در اسلام، رهبر معظم انقلاب نیز یکی از مهم ترین عناصر و شاخصه های جوان مؤمن انقلابی را اخلاص می دانند. ایشان می فرمایند: «عنصر دیگری که برای همه بسیجیان و جوان ها در هر نقطه ای از این عرصه عظیم که مشغول کار هستند، باید به عنوان شاخص مطرح باشد اخلاص است. فرمود اگر کسی در میدان جهاد فی سبیل الله دنبال یک خواسته شخصی برود، دنبال غنیمت برود و کشته شود، شهید فی سبیل الله نیست. شرط شهادت وشرط مجاهد فی سبیل الله بودن این است که حرکت او فی سبیل الله باشد، الله باشد؛ یعنی اخلاص داشته باشد. انگیزه های شخصی، گروهی و فامیلی، رودربایستیهای رفاقتی اگر در حرکت ما تأثیر گذاشت، این اخلاص را مشوب ومشکل درست می کند. بی اخلاصی در یک جایی خودش را نشان خواهد داد.»[18]

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) درباره‌ی اخلاص چنین می فرماید:

ادامه »

   یکشنبه 8 مهر 1397نظر دهید »

پوشش زن در اسلام 

 

پوشش زنان

 

1- میزان پوشش زنان در برابر مردان نامحرم

فتوای مشهور در میان فقها و دیدگاه قریب به اتفاق آنان این است که بر زن واجب است همه‌ی بدن جز چهره و دو دست خود را از نامحرم بپوشانند؛ در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است که هر گاه شخصی از شما تصمیم به از دواج بگیرد از موی دختر مورد نظر پرس و جو باید کند؛ چنانکه از چهره‌اش پرس و جو می‌کنند، چرا که مو یکی از دو زیبایی است.

نتیجه‌ی سخن آنکه بر اساس آنچه از کتاب و سنت استفاده می‌شود، باید اندازه‌ی پوشش بانوان در برابر مردان نامحرم به گونه‌ای باشد، که همه‌ی بدن آنها را به استثنای چهره و دستانشان را بپوشانند.


 

۲- پوشش مادر و تأثیر آن بر فرزندان

از نظر حکم شرعی، واجب نیست مادر همه‌ی اعضای بدن خود را از فرزندان خودش بپوشانند، بنابراین باز بودن سر و گردن، دست‌ها و پاها و ساق پا اشکالی ندارد؛ اما از نظر تربیتی باید بگوییم کودک به راحتی رفتار و صدای مادر را تشخیص می‌دهد و آن را دنبال کند، رفتار مادر برایش کاملاً آشناست؛ بنابراین رفتار مادر تأثیر فراوانی بر روی فرزندانشان دارد، آنها نمی توانند در کارهایشان هدف‌گیری درستی داشته باشند، لذا تمام توجه‌اش به پدر و مادر و اطرافیان است، این امر در پوشش نیز صدق می‌کند و اگر مادر همیشه با پوشش مناسب در مقابل فرزندان خود ظاهر شده باشد؛ کودک هم سعی می‌کند همان پوشش را از مادر خود تقلید کند و در دوران نوجوانی که نوبت به انتخاب می‌رسد، سعی می‌کند با مادر همانندسازی کند و همسری متناسب با شخصیت مادر برای خود انتخاب نماید. (مکارم شیرازی، 1389، ص 110)

شناخت صحیح احکام الهی عنصری مهم، در تربیت دینی فرزندانمان محسوب می‌شود، اگر بخواهیم فرزندان خود را طوری تربیت کنیم که احکام الهی را رعایت نمایند باید از همان کودکی بر طبق دستورات دینی عمل نماییم؛ برای اینکه دختران و پسران هنگام بلوغ با مشکلی روبه‌رو نشوند و به تدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر و یا پسر آشنایی دارند؛ این مسأله در مورد دختران اهمیت بیشتری دارد چرا که آنها زودتر از پسران به سن بلوغ می‌رسند.

در روایات اسلامی توصیه شده است که دختر بچه‌ی شش ساله را پسر بچه یا مرد نبوسد، و همچنین زنان نامحرم از بوسیدن پسرانی که سنشان بالای هفت سال است خودداری نمایند.

رعایت این اصول سبب می‌شود که دختران و پسران از همان آغاز به تدریج نقش زنانه و مردانه‌ی مناسب را درک نمایند.

شرع مفدس اسلام در رعایت رفتار و پوشش فرد مسلمان حدودی را تعیین کرده است، پوشیده بودن بدن زن و مجاز بودن برای عدم پوشش کفین و وجه و نیز مجاز نبودن زن ومرد در سخن گفتن با یکدیگر به گونه‌ای که گناه در آن وجود داشته باشد، به عنوان حداقل حدودی است که می‌باید رعایت شود. (طباطبایی، 1374، ص 131)

اسلام مکتب تربیت است و والدین را به تربیت نیکوی خود و فرزندانشان ترغیب و تشویق نموده است، خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید؛ خود و خانواده‌ی خود را از آتش نگاه دارید» فرزندانی که تحت سرپرستی والدین قرار دارند، امید می‌رود که اگر به خوبی تربیت شوند؛ بدون تردید می‌توانند فردی صالح و شایسته برای جامعه واقع گردد؛ تربیت خوب فرزند بدون تردید دارای اجر اخروی نیز برای والدین می‌باشد؛ زیرا اثر فرزند صالح پس از مرگ به آنها می‌رسد و جزو آثار ما تأخر محسوب می‌گردد.

کودکی که تحت تربیت خانواده‌ای روشن ضمیر تربیت شده است دارای ارزش والایی است زیرا زندگی انسان بر پایه‌ی تربیت صحیح برقرار شده است و اگر کودکی نیکو تربیت شود بدون تردید می تواند فرزندی صالح و شایسته برای جامعه واقع گردد.

 

۳- بررسی پوشش مادر در مقابل فرزند از دیدگاه شرعی وتربیتی

در مورد پوشش مادران در مقابل فرزندان همان طور که اشاره شد از نظر حکم شرعی ضرورتی ندارد و واجب نیست که همه‌ی اعضای بدن خود را از فرزندان خودشان بپوشانند، بنابراین باز بودن سر و گردن، دست‌ها و پاها و ساق پا مشکلی ندارد، مرد و زنی که با هم محرم هستند می ‌توانند به بدن دیگر به آن مقدار که در میان محارم معمول است نگاه کنند و در غیر آن احتیاط آن است که نگاه نکنند. (مکارم شیرازی، 1390، ص 510)

یکی از آثار پوشش نامناسب والدین در مقابل فرزندان باعث می‌شود که حیا و عفت در دیدگاه و از منظر آنها کم اهمیت جلوه دهند نوجوانی که همیشه مادر خود را نیمه عریان می‌بیند همیشه انتظار دارد که خاله، عمه و… را نیز با همین وضعییت ببینند.

شرع مقدس اسلام در رعایت رفتار و پوشش فرد مسلمان حدودی را تعیین کرده است، پوشیده بودن بدن زن و مجاز بودن برای عدم پوشش کفین و مجاز نبودن مرد و زن در سخن گفتن با یکدیگر به گونه‌ای که گناه در آن وجود نداشته باشد به عنوان حداقل حدود باید رعایت شوند.

ثانیاً فرزندان را افرادی بار بیاوریم که با کنترل درونی رشد کنند و نه با کنترل‌های بیرونی.

آموزش حدود شرعی و رعایت آنها توسط والدین نه تنها نشانه‌ی عقب ماندگی نمی‌باشد بلکه نشان دهنده‌ی دقت و توجه خانواده به مسأله‌ی حجاب و پوشش می‌باشد.

 

۴- خانواده و بدحجابی فرزندان

به تحقیق نخستین و مؤثرترین محیط آموزشی و تربیتی انسان، محیط خانوادگی است و اولین مربیان و معلمان او والدین هستند، خانواده به مثابه‌ی هسته‌ی اولیه و اصلی جامعه می‌باشد و حالات فکری و روانی انسان را تشکیل می‌دهد، کودک از زمان تولد تا سالیانی چند در تماس مستقیم و انحصاری با خانواده است. (فرهادیان، 1370، ص 84)

کودک در محیط خانواده طریقه‌ی خوردن، سخن گفتن، لباس پوشیدن و راه رفتن را می‌آموزد سلسله‌ی اعصاب و مغز و ذهن حساس و ظریف کودک از همان آغاز ولادت مانند دستگاهی دقیق از صحنه‌ها و حوادث رفتار و اعمال فیلم‌برداری می‌نماید و آنها را ثبت و ضبط می‌نماید و بر اساس آن شخصیت خویش را شکل می‌دهد.

 

 

   دوشنبه 10 اردیبهشت 1397نظر دهید »

برگزاری همایش سراسری مادری در اسلام و مکاتب غربی

همایش

 

همایش سراسری مادری در اسلام و مکاتب غربی

 

به همت معاونت پژوهش مدرسه علمیه کوثر ورامین همایش مادری در اسلام و مکاتب غربی برگزار شد و در این همایش بیش از ۳۰ مقاله شرکت کردند و از این میان ۵ مقاله به عنوان برگزیده و قابل تقدیر انتخاب شدند .

در این همایش دکتر کبری خزعلی پیرامون موضوع فمنیسم و بندهای سند ۲۰۳۰ به ایراد سخنرانی پرداختند .

 

 

دکتر خزعلی 

 

اسامی برگزیدگان همایش سراسری مادری در اسلام و فمنیسم

 

همایش مادری در اسلام

 

تقدیر از برگزیدگان همایش مادر در اسلام و مکاتی غربی

 تقدیر از برگزیدگان . کوثر ورامین

 

 

   شنبه 8 اردیبهشت 1397نظر دهید »

راهبرد و نظام راهكارهاي فمنيسم در بعد اقتصادي زنان

 

اقتصاد در فمنیسم

 

جوهره‌ي فمنيسم آن است كه حقوق، مزيت‌ها، مقام و وظايف نبايستي از روي جنسيت مشخص شوند، به عبارت ديگر، نقطه‌ي كانوني همه‌ي جنبش‌هاي فمنيستي، توجه و اذعان به محروميت‌ها و نابرابري‌ها و تبعيض‌ها عليه زنان در جامعه‌ي مردم سالار است، اما چگونگي تبيين علل ايجاد چنين محروميت‌هايي و همچنين روش‌ها و راهكارهاي مبارزه با اين تبعيض‌ها، احيا و استيفاي حقوق از دست رفته‌ي زنان، آنها را از يكديگر متمايز مي‌سازد. (سخايي، 1385، ص 201)

فمنيست‌ها در حوزه‌ي حقوق و وظايف اجتماعي زن و مرد قائل به تشابه بوده و هر گونه تفاوت در نقش‌ها و حقوق را حمل به نابرابري و ظلم كرده و خواستار به قراري تشابه كامل ميان زن و مرد است.

فمنيست‌ها به اين اعتقاد هستند كه خانواده به شكل هسته‌اي آن باعث انقياد و تحت سلطه در آمدن زن و باز توليد روابط مردم سالاري در جامعه مي‌شود و بايد كنار گذاشته شود.

فمنيسم به عنوان يك مكتب فكري بشري كه ريشه در بنيان‌هاي فكري و فلسفي عصر روشنگري دارد، مبتني به اصول متعددي چون اومانيسم، اسكولاريسم، فردگرايي، ليبراليسم است. (چراغي كوتياني، 1389، ص 151)

از آنجايي كه اولين جريانات فمنيستي در بستر ليبراليسم شكل گرفت، شعار برابري به تبع آموزه‌هاي ليبرالي، مورد توجه فمنيست‌ها واقع شد و مبالغه نيست اگر بگوييم محوري‌ترين و چالش انگيزترين آموزه‌ي فمنيسم كه از سويي تأثيرگذارترين آموزه‌ي فمنيستي در عرصه‌ي عمل اجتماعي و سياسي و فرهنگي نيز محسوب مي‌شود، آموزه‌ي برابري است. (رودگر، 1388، ص 119)

موج دوم فمنيسم با شكست ساختار خانواده و ازدواج و تجويز آزادي بي حد و حصر جنسي به بهانه‌ي مبارزه با مباحث كليشه‌اي زنان، نه تنها كرامت و شخصيت زنان را خدشه‌دار كرد بلكه جايگاه زنان در نقش‌هاي مادري و خانه‌داري را زير سؤال بدره موج دوم فمنيسم با تأكيد بيش از حد بر اشتغال و مشاركت‌هاي اجتماعي و سياسي، زنان را مجبور مي‌كرد كه براي رسيدن به يك هويت درست و ابراز وجود از خود به دنبال يك هويت مردانه براي خود باشند در اين شرايط نظام سرمايه‌داري كه به نيروي انساني كار ارزان قيمت شديداً نيازمند بود، همراه با فمنيسم فضايي را ايجاد كرد كه زنان از خانه و زندگي خانوادگي خود خارج شوند و به اشتغال به كار غير مادري روي بياورد. (اقبالي، 1388، ص 203)

موج سوم فمنيسم از اواخر دهه‌ي 80 آغاز شد، فمنيست‌ها دريافته بودند كه وضعيت زندگي زنان به موقعيتي پر تناقض تبديل شده است كه اين قشر را دچار كه هويتي كرده و نتوانسته است منزلتي متناسب با ساختارهاي روحي و جسمي وي ايجاد كند. (اقبالي، 1388، ص 145)

فمنيست‌ها مهم‌ترين مانع در برابر كسب برابري اقتصادي را وجود نقش‌هايي همچون نقش مادري و خانگي زن و نقش نان‌آوري مرد را در داخل خانواده‌ي سنتي، سنتي مي‌دانند و خانواده و عملكرد بيولوژيك مادري را نهادهاي اصلي قدرت مردان و به بردگي كشاندن زنان طبق خواسته‌ي مردان مي‌دانند. (يزداني، 1382، ص 190)

فمنيسم جنگ خود عليه خانه‌داري را با نفي ازدواج سنتي همراه كرده است، فمنيست‌ها براي آنكه بتوانند زنان را براي اشتغال تمام وقت خارج از خانه ترغيب نمايند بايد هرگونه عاملي را كه موجب مي‌شود زنان به خاطر آن از اين عامل صرفنظر نمايند بر طرف كنند. از مهم‌ترين اين عوامل، مادر شدن و نگه‌داري و پرورش فرزندان است كه به طور طبيعي زن را ترغيب مي‌كند بيش‌تر در خانه بماند، ليكن فمنيست‌ها با تلاش جهت گسترش مهد كودك‌ها براي نگهداري فرزندان و گسترش مراكز پيشگيري و تسهيل سقط جنين براي جلوگيري از مادر شدن فقط به دنبال آزاد نمودن زنان از هر قيد و بندي براي جلوگيري از اشتغال به كار مادري مي‌باشند. (سخايي، 1385، ص 201)

بر مبناي دو اصل فردگرايي و تساوي مطلق ميان زن و مرد، راهبرد اصلي در چنين نگرشي در بعد اقتصادي زندگي‌ زنان، برابري اقتصادي زنان با مردان است و تنها روش دستيابي به آن كسب درآمد توسط زن به واسطه‌ي اشتغال تمام وقت در خارج از خانه است، فمنيست معتقد است كه زن و شوهر بايد مانند دو هم اتاقه هم جنس زندگي كنند و آنچه كنند و آنچه مسلم است اين است كه هر دوي آنها با كسب درآمد به واسطه‌ي داشتن شغل استقلال اقتصادي خود را حفظ نمايد. (گراگليا، 1386، ص 98)

 

با توجه به اين تفكرات نظام راهكارهاي ارائه شده توسط فمنيست‌ها جهت تحقق اين هدف عبارت است از:

 

تلاش جهت تصويب حقوق و تكاليف اقتصادي همسان با مردان براي زنان

فمنيست‌ها به ويژه فمنيست‌هاي اوليه، به صورت افراطي هر قانوني را كه بر اساس تفاوت‌هاي جنسيتي شكل مي‌گرفت، حتي اگر به نفع زنان مي‌بود مخالف با اصل برابري و در جهت تحكيم اصل تفاوت و در دراز مدت به ضرر زنان تلقي مي‌كردند، براي نمونه آنها قوانين حمايتي براي زنان را نوعي توهين به آنها و ضعيف دانستن آنها مي‌داند.

در اجتماع نيز وظايف شغلي، مديريتي، سياسي و آموزشي بايد به طور مساوي و فارغ از هر گونه جنسيت محوري فراهم شود و در قوانين كار، هيچ فرقي بين زن مرد لحاظ نشود. (رودگر، 1388، ص 123)

 

 تحقير و عدم ارزش‌گذاري معنوي و مادي براي هر گونه فعاليت زن در خانواده

ويژگي بارز فمنيسم معاصر اين است كه نقش سنتي زن به عنوان همسر و مادر را مورد تحقير قرار دهد، دوبوار و فريدان، كه به عنوان سردمداران موج دوم فمنيسم مطرح هستند بر اين باور هستند كه زنان زماني به كمال خود مي‌رسند كه نقش سنتي خود، يعني مادري و همسري را رها كند و تنها به دنبال كار اقتصادي و تحصيلات باشند.

آنان معتقدند، كار در خانه و همسري زن را مانند يك بچه نگه مي‌دارد و او را از محيط بيروني جدا مي‌كند. (سخايي، 1385، ص 211)

نگاه فمنيست‌ها به زنان خانه‌دار نگاه نامهربانانه‌اي است و معتقد بر اين هستند كه نقش زنان يا توليد كننده است يا طفيلي.

 

سست نمودن یا نابودی خانواده به عنوان اصلی‌ترین جایگاه تبعیض و ظلم علیه زنان

فمینیست‌ها مهمترین مانع در برابر کسب برابری اقتصادی را وجود نقش‌هایی همچون نقش مادری و خانگی زن و نقش نان‌آوری مرد در داخل خانواده‌ی سنتی، سنتی می‌دانند و خانواده و عملکرد بیولوژیک مادری را نهادهای اصلی قدرت مردان و به بردگی کشاندن زنان طبق خواسته‌های مردان می‌دانند. (یزدانی، 1382، ص 234)

فمینیسم جنگ خود علیه خانه‌داری را با نفی ازدواج سنتی همراه کرده است، فمنیست‌ها برای آنکه بتوانند زنان را برای اشتغال تمام وقت خارج از خانه ترغیب نمایند، باید هرگونه عاملی را که موجب می‌شود زنان به خاطر آن از این عامل صرف‌نظر نمایند بر طرف کنند، از مهمترین این عوامل، مادر شدن و نگه‌داری و پرورش فرزندان است که به صورت طبیعی زن را ترغیب می‌کند بیشتر در خانه بماند، لیکن فمنیست‌ها با تلاش جهت گسترش مهدکودک‌ها برای نگه‌داری فرزندان و گسترش مراکز پیشگیری و تسهیل سقط جنین برای جلوگیری از مادر شدن ناخواسته‌ی زنان فقط به دنبال آزاد نمودن زنان از هر قید و بندی برای جلوگیری از اشتغال به کار مادری می‌باشند.

 

عدم تلقی صحیح از نقش مادری است که موجب شده است فمنیست‌ها آن را مانعی بر سر راه پیشرفت زنان بدانند و یا امکان تقسیم کار مادری میان زن و مرد را پر رنگ می‌کند، از نظر فمنیسم مادری صرفاً زایمان و پرستاری مهربانانه است و این کار از سایر روانشناسان آشنا به روانشناسی کودک نیز ساخته است، از نظر اسلام آنچه که نقش مادری را غیرقابل جایگزین می‌کند همان نقشی است که فمنیست‌ها به آن صفت مهربانانه دادند یا کلاً از آن غافل بوده‌اند، تحمل مشکلات دوران بارداری و زایمان و پرورش از بارزترین مصادیق عشق‌ورزی است که هیچ پرستاری نمی‌تواند آن را خلاصه نماید. (سخایی، 1385، ص 236)

یکی دیگر از نقش‌هایی که مورد غفلت فمنیست‌ها قرار گرفته است، تأثیر علم، روحیه، پاکی و آرامش مادران بر سلامت جسمی و معنوی جامعه است.

 

بخشی از مقاله فرزانه کچویی
 

   سه شنبه 28 فروردین 13971 نظر »

مادري و فمنيسم

 

فمنیسم

 

فمنيسم در يك نگاه كلي به بررسي و بيان علل فرودستي زنان مي‌پردازد و در اين ميان نقش مادري را نيز هدف قرار مي‌دهد. (خدامي، 1395، ص 60)

 

درباره‌ي مادري ديدگاه‌هاي متفاوت و حتي متضادي ميان فمنيست‌ها وجود دارد فمنيست‌هاي موج اول به نقش مادري اعتراضي نداشتند اما رفته رفته ديدگاه‌هاي انتقادي به نقش مادري زنان ميان فمنيست‌ها پديد آمد. (علاسوند، 1395، ص 251)

 

مادري از مهم‌ترين مصاديقي است كه فمنيست‌ها آن را به عنوان يكي از نقش‌هاي كليشه‌اي تعريف مي‌كنند و آن را نه تنها كمالي براي زن نمي‌دانند بلكه علت تحقير زنان و حربه‌ي جامعه‌ي مرد سالار براي استمرار سلطه‌ي خود تلقي مي‌كنند، ايشان مادري را همچون ساير نقش‌هاي كليشه‌اي تنها در چهارچوب فرهنگ و ارزش‌هاي جامعه و نه بيش‌تر معني مي‌كنند، صاحب نظران موج دوم فمنيسم تنها به نفي ارزش مادري راضي نبوده و به مبارزه با آنان تأكيد مي‌كنند. (گراگيلا، 1386، ص 29)

 

تأثير اين ديدگاه افراطي در تخريب نهاد خانواده و جامعه به قدري روشن مي‌باشد كه بعدها ساير فمنيست‌ها سعي در تعديل آن داشتند، آنها مشكل اساسي را خود مادري نمي‌دانند بلكه از نظر آنها شيوه‌ي نهادينه كردن مادري توسط جامعه است كه مي‌تواند مشكل‌ساز شود، يعني اين جامعه و نهادهاي مؤثر آن هستند كه از مادري موقعيتي مي‌سازند كه در فراخور مردان بسيار بهره‌ور و زنان بسيار در زحمت قرار مي‌گيرند. (باسكرول، 1385، ص 120)

 

مكتب فمنيسم خوار كننده‌ترين مكتب در معرفي شخصيت زن است؛ زيرا فمنيسم از زن يك مرد ناقص و قابل ترحم معرفي كند و سپس حقوق او را در رقابت با مردان قرار مي‌دهد و در دفاع از او تلاش مي‌كند.

 

فمنيست‌ها به نقش زن در حيات انساني نگاه متحجرانه دارد، زيرا رويكرد جنسيتي و زنانه به نقش و حقوق زنان مي‌دهد و اين همان آغاز تحجر است. از آنجا كه فمنيست از حقيقت وجود زن صحبت نمي‌كند و نمي‌تواند در اين ساحت مطلبي عرضه نمايد. (سخايي، 1385، صص 55-53)

 

فمنيست‌ها گروه‌هاي مختلفي دارند. فمنيست‌هاي ليبرال تقدس نقش مادري را ساختگي و عاملي مهم در پيدايش مشكلات مربوط به اين نقش براي زنان به شماره مي‌آورند. سوسيال‌ها معتقدند مادري از آن روي مشكل‌ساز است كه قدرت اقتصادي به دست مردان است و در اين وضعيت اقتصادي زنان مادر مي‌شوند.

 

فمنيست‌هاي راديكال نگاهي دوگانه به مادر مي‌دارند. از نظر آنان مادري هم منبعي از ارزش‌ها و ويژگي‌هاي خاص زنان و هم شكلي از سركوب آنان است كه مرد سالاري آن را نهادينه كرده است. بعضي از آنها مي‌گويند بايد ميان قابليت طبيعي بچه‌دار شدن و مادري اجتماعي تمايز قائل شد. (علاسوند، 1395، ص 261)

 

عدم تلقي صحيح از نقش مادري موجب شد فمنيست‌ها آن را مانعي بر سر راه پيشرفت زنان بدانند و يا امكان تقسيم كار مادري ميان زن و مرد را پر رنگ كنند. از نظر فمنيسم مادري صرفاً زايمان و پرستاري مهربانانه است و اين كار از ساير روانشناسان آشنا به روانشناسي كودك نيز ساخته است. (سخايي، 1385، ص 72)

 

فمنيست‌ها با تحقير نقش مادري باعث بي رغبتي به ازدواج و بچه‌دار شدن و تأخير ازدواج، افزايش و اصالت يافتن فعاليت‌هاي شغلي زنان و دوري از نقش‌هاي زنانه شدند. (علاسوند، 1395، ص 263)

 

با توجه به نظريات فمنيست‌ها تقريباً همه‌ي آنها بر اين عقيده‌اند كه مسئوليت زنان براي مادري علت اصلي تقسيم جنسي كار و استمرار سلطه مردان به زنان است مادري به عنوان وظيفه‌اي دشوار، پر مسئوليت، تمام وقت، بدون دستمزد، بدون بيمه بدون مرخصي و بدون بازنشستگي است.

 

اسلام اصول مشخصي را براي شخصيت زن ترسيم نموده است كه بررسي حقوق زنان در ابعاد مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي بايد بر پايه اين اصول باشد. 

 

بخشی از مقاله فرزانه کچویی

   دوشنبه 27 فروردین 1397نظر دهید »

تک فرزندی

تک فرزندی

 

يکي از پديده‌هايي که در سال‌هاي اخير رو به فزوني نهاده است تک فرزندي مي‌باشد که هم خانواده‌هاي شهري و هم خانواده‌هاي روستايي به اين امر رو آورده اند اما در خانواده‌های شهری بیشتر به چشم می‌خورد.

ﺟﻤﻌﯿﺖ و ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن، از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﭼﻨﺪ ﺑﻌﺪي و ﭘﯿﭽﯿﺪه ﺟﻮاﻣﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻮاﻣﻞ اﻗﺘﺼﺎدي، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﺳﯿﺎﺳﯽ و ﻏﯿﺮه ﺑﺮ آن ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار اﺳﺖ. ﻣﯽ‌ﺗﻮان ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ و ﺗﺤﻮﻻت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن، ﺑﻪ ﻗﺪري ﮔﺴﺘﺮده و داراي ﭘﺮاﮐﻨﺪﮔﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻗﺎﻟﺐ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﯾﺎ ﻓﺮﻣﻮل ﺧﺎﺻﯽ ﻗﺮار ﻧﻤﯽ‌ﮔﯿﺮد، ﺑﻠﮑﻪ ﺣﺮﮐﺎت ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﺧﺎص در ﯾﮏ ﺟﻬﺖ وﯾﮋه، ﺷﺮاﯾﻂ زﻣﺎﻧﯽ و ﻣﮑﺎﻧﯽ ﻣﺘﻔﺎوت، دﻻﯾﻞ ﻣﺨﺘﻠفی داشته است. (کاظمی‌پور و همکاران، 2012، ص 22)

 

آسیب‌ها و مشکلات مسأله‌ی تک فرزندی

- فرزندسالاری

در خانواده‌هاي تک فرزندي، بيش از حد به خواسته‌ها و مطالبات فرزند توجه شده و اغلب افراط و زياده‌روي والدين در برآوردن خواسته‌هاي تنها فرزندشان؛ هر چند اين خواسته‌ها غير منطقي، بلند پروازانه و فراتر از توان و بنيه مالي و يا حتي بيرون از مرزها و حدود قانوني و شرعي باشد مشاهده مي‌شود. اين توجه بيش از حد والدين و قرار دادن فرزند در کانون توجهات و اثرات سوئي بر شخصيت کودك دارد.

اين گونه کودکان غالباً حساس، زودرنج، پرتوقع و کم صبر هستند، نمي‌توانند عواقب اشتباهات خود را آزموده و مسئوليت عمل خود را بپذيرند. اين کودکان از جامعه پيرامون شان انتظار دارند همانند والدين با آنها رفتار کرده و چتر حمايت خود را بر سر آنان بگسترانند. تک فرزندها در خانواده کمتر با مشکلات مواجه شده و در معرض تجربه کردن شکست، ناکامي، رانده شدن و… قرار نمي‌گيرند و شرايطي را که زمینه بالندگی روحي و رواني است تجربه نمي‌کنند. در بسياري از اوقات از آنجا که دنياي واقعي کاملا مطابق ميل و خواسته اين کودکان و پاسخگوي توقعاتشان نيست، دچار سرخوردگي و ناسازگاري مي‌شوند. به علاوه فرزند سالاري مانع شکل‌گيري شخصيت فعال فرزند مي‌شود. شخصيت فعال شخصيتي است که بر اساس آن، فرد نسبت به نگرش و رفتار خود هوشيار است، به راحتي تصميم گرفته، کار خود را با اعتماد به نفس به پيش برده و آن را به اتمام نيز مي‌رساند و کمتر دچار ترديد مي‌شود.

- بلوغ زود رس

فرزند در دوره اوليه کودکي بيشتر نيازمند حضور والدين خود است. ولي در دومين دوره کودکي‌اش نیاز به وجود همسالان بارزتر مي‌شود و مهارت‌هاي زيادي را از آنان مي‌آموزد. وجود خواهر يا برادر بزرگ‌تر نيز مي‌تواند مهارت‌هاي لازم براي اجتماعي شدن او را فراهم کند. حال اگر فرزند تک باشد به ناچار بايد در کنار بزرگسالان پرورش يابد. در نتيجه او تجربه‌اي از کودکي و نوجواني خود نداشته و با بازي‌ها، کارها و نگرش‌هاي اين گروه سني آشنا نيست و يک دفعه پرشي به دوران مسئوليت‌پذيري بزرگسالان خواهد داشت. وي از لحاظ روحي و رواني بسيار سريع‌تر رشد کرده و دنيا را از ديد بزرگسالان مي‌بيند. حضور در چنين خانواده‌اي که فقط شامل افراد بالغ است سبب بلوغ زودرس کودك مي‌شود. از عوارض بلوغ زودرس اين است که کودکان در مقابل استرس‌هاي زمان جواني قرار گرفته و نمي‌دانند چه بايد بکنند. آنها از نظر جسمي نشانه‌هاي بلوغ را دارند، در حالي که از نظر شخصيتي تجربه کافي ندارند که اين شرايط در هر دو جنس باعث ايجاد مشکلاتي مي‌شود.

- کم شدن روابط اجتماعی و عدم جامعه‌پذیری

فضاي زندگي خانوادگي توأم با فرصت‌هاي کافي براي روابط متقابل متنوح بوده، براي فرزندان الگوهاي رفتاري و زمينه‌هاي تبادل تجارب و تمايلات و عواطف را به وجود آورده و از عوامل مؤثر در بهبود مهارت در روابط اجتماعي است. اما در خانواده‌هاي هسته‌اي و محدود و با فرزندان کم و به خصوص تک فرزند، برخورداري از فضاي زندگي خانوادگي ممکن نيست. گرايش به انزوا، افسردگي، ضعف در برقراري ارتباط با همسالان، توجه بيش از حد به بازي‌هاي رايانه‌اي و انفرادي، ترس يا تنفر از حضور در گروه‌هاي اجتماعي از جمله خصوصيات تک فرزندهاست. زندگي در کنار برادر يا خواهر روحيه جامعه گرايانه کودك را تقويت کرده و مديريت درروابط اجتماعي را به وي مي‌آموزد. همدلي و همسويي با افراد خانواده، عشق‌ورزي و سهولت در برقراري ارتباط با افراد همسن در جامعه و مدرسه از اصلي‌ترين ويژگي‌هاي فرزندان خانواده‌هاي داراي بيش از يک فرزند است. محدوديت روابط اجتماعي در خانواده‌هاي تک فرزند مي‌تواند دنياي رواني و اجتماعي افراد را محدود جلوه دهد و در اين شرايط اگر مشکلي براي فرد به وجود آيد ممکن است پيامدهاي تهديد کننده‌اي پديد آورد، زيرا فرد مي‌ترسد با از دست دادن يک نقطه‌ي اميد و اتکا نتواند به کانون ديگري چشم اميد داشته باشد. همچنين وقتي روابط محدود است، جزئيات آن مي‌تواند اشتغال ذهني زيادي براي افراد ايجاد کند. براي مثال ديده مي‌شود کته مادر با مشاهده‌ي کوچکترين احتمال آسيب يا بيماري فرزندش سراسيمه و آشفته مي‌شود يا هر رفتار ظاهراً غير معمول و غيرعادي کودك را نشانه‌اي از وجود مشکل رفتاري و اخلاقي او مي‌داند، يا پدر با بروز کوچکترين مشکل در زندگي خانواده دچار حالت اضطراب و دستپاچگي مي‌گردد و البته توجه به جزئيات رفتاري در اين گونه خانواده ها سبب درگيري‌هاي کم اهميت در خانواده نيز مي‌شود.

- کاهش انسجام خانواده

يکي از مؤلفه‌هاي خانواده منسجم، پيوندهاي عاطفي و ميزان وابستگي فرزندان به والدين و بالعکس است. به همان ميزان که وابستگي متعادل ضروري و داراي مزاياي فراوان است افراط و تفريط در آن داراي آسيب بوده و مشکل زاست. در خانواده‌هاي تک فرزند ميزان وابستگي داراي افراط و تفريط است. به اين معنا که گاهي اوقات فرزند به سبب اشتغال والدين مورد بي‌مهري و بي‌توجهي قرار مي‌گيرد و گاهي نيز در کانون توجه بيش از حد والدين هست. تعدد فرزندان مي‌تواند سبب ايجاد هماهنگي لازم و شکل گيري وابستگي متعادل باشد. کاهش وابستگي فرزندان به خانه و خانواده در خانواده‌هاي تک فرزند سبب احساس تنهايي عميق، ترويج فرهنگ استقلال طلبي، افزايش ميل به تک زيستي و تجرد، کاهش قداست و اهميت تشکيل خانواده و افزايش سن ازدواج مي‌شود.

 

- جایگزینی رسانه

رسانه‌ها مانند دريچه‌اي به جهان خارج در ديدگاه‌ها و رفتارهاي افراد مؤثر هستتند، کم شدن ارتباطات کلامي در خانواده‌هاي کم جمعيت سبب حاکميت رسانه‌هاي تصويري مي‌گردد. اين امر تغيير الگوي ارتباطي در خانواده را به همراه دارد. کودك يا نوجواني که از تنهايي رنج مي‌برد به دنبال جايگزيني براي اوقات فراغت خود است در نتيجه به تلويزيون، جاذبه‌هاي گرافيکي و هيجان‌هاي کاذب در بازي‌هاي رايانه‌اي و دنياي مجازي رو مي‌آورد.

تلويزيون: تحليلات درباره‌ي رشد شناختي نشان مي‌دهد که تعامل اجتماعي محرك بسيار مهمي در تکامل رشد است. کودکان تنها، مدت زمان زيادي را صرف تماشاي تلويزيون مي‌کنند و فرصت کمتري براي ديگر فعاليت‌هاي فيزيکي و تعامل با همسالان دارند. اين امر تعامل اجتماعي را کاهش داده و مي‌تواند تأثير منفي بر رشد شناختي داشته باشد.

بازي‌هاي رايانه‌اي: اعتياد و وابستگي، پرخاشگري، القاي ارزش‌هاي فرهنگي ناهمخوان و پيامدهاي جسماني اعم از چاقي دردهاي مفصلي، درد مچ، گردن و پيامدهاي رواني و آسيب رشته‌هاي عصبي پيراموني، شب ادراري و توهم، حداقل آسيب‌هاي بيان شده براي بازي‌هاي رايانه اي هستند که امروزه بيشتر اوقات کودکان تنها را پر مي‌سازد.

اينترنت و ماهواره: يکي از عواقب اينترنت، اعتياد به آن است. کاهش رضايت از زندگي و احساس محروميت در افراد که ازطريق مقايسه‌ي وضع خود با ديگران به وجود مي‌آيد) از آسيب‌هاي اين فضاي مجازي و برنامه‌هاي ماهواره است. علاوه براين افزايش انتظارات، تشديد روحيه‌ي مصرف گرايي، ارائه سبک زندگي، تضعيف پايبندي مذهبي، تسريع روند يکسان سازي فرهنگ‌ها از ديگر مضراتي است که مي‌توان به آن اشاره کرد.

مسلماً مادران در کاهش نرخ تک فرزندی در جامعه نقش بسیار مهمی دارند، چرا که در اکثر خانواده‌های تک فرزند یکی از عوامل مؤثر در گرایش به وضعیتی وضعیت آنها در خانه می‌باشد چرا که با توجه به مسائل اقتصادی خانواده‌ها و همچنین تحصیلات عالیه مادران و انتظار استفاده از تحصیلات خود در بازار کار تبدیل شده است به یکی از دلایل عدم تمایل مادران به ازدیاد فرزندانشان و اکتفا به تک فرزند؛ بنابراین می‌توان گفت که تغيير نگرش زنان نسبت به مسئله تحصيل و منزلت اجتماعي آنان سبب شده كه بخش قابل توجهي از زنان سال‌هاي بيشتري را صرف تحصيل كرده و ازدواج را تا پايان تحصيلات به تاخير اندازند. (آقامحمدی، 1391، ص 120)

سهم مادران تحصيل كرده از جمعيت آينده در مقايسه با مادران كم تحصيلات بسيار كمتر بوده و سبب كاهش متوسط ضريب هوشي جامعه خواهد شد. اين امر دقيقاً همان رهنمود مقام معظم رهبري است كه: يكي از مشكلات ما اين است كه برجسته‌ترين زوج‌هاي ما كه نخبگان هستند كمترين فرزند را دارند كه اين يك ضرر بزرگ است چون كشور را از ژن انسان‌هاي برتر محروم مي‌كنيم. (لاودانی، 1387، ص 62)

علت گرایش به تك فرزندی توسط بسیاری مادرها، تجمیع تمام امكانات رفاهی برای تنها فرزند خانواده‌ است. با وجود اینكه تجمیع امكانات برای یك بچه احتمال موفقیت وی را بسیار بالا می‌برد؛ اما به موازات آن ممكن است توقعات والدین از فرزند خود را نیز افزایش بدهد. همین موضوع باعث خواهد شد تا فرزند برای موفق شدن و انجام كارهای بزرگ زیر فشارهای روحی و روانی له شود.

با توجه به مطالب گفته شده می‌توان گفت که افزایش آگاهی مادران به ویژه مادران تحصیل کرده از آسیب‌های تک فرزندی چه در بستر خانواده، چه در بستر جامعه و از همه‌ی موارد مهم‌تر خود فرزندان منجر به جلوگیری از افزایش میزان تک فرزندی در خانواده‌ها می‌شود، چرا که با تفهیم اهمیت موضوع به مادران افزایش آگاهی پدان راحت‌تر و سهل‌تر خواهد بود.

 

قسمتی ازپایان نامه آزاده غله کار

   دوشنبه 20 فروردین 13971 نظر »

موانع فرهنگی پیشرفت 

 

چکیده

 

پژوهش انجام شده شناسایی موانع فرهنگی پیشرفت کشور است و با توجه به موانع زیادی که پیش رو داریم سعی بر آن شد تا مهم ترین موانع مورد بررسی قرار بگیرد تا درصدد رفع این موانع برآییم هر چند که این موانع به راحتی ساخته یا تغییر نمی کند و باید به صورت تدریجی برای رفع آن تلاش کنیم.

امروزه با توجه به پیشرفت تکنولوژی و راحت در دسترس بودن این امکانات برای تمامی اقشار کشور در سنین مختلف، مشکلات عدیده ای به وجود آمده از جمله فضاهای مجازی که سرگرمی نامطلوبی را برای همه ایجاد کرده و مشکلاتی که در پی آن به وجود آمده از جمله از بین رفتن حریم ها، کاهش گفتگو، کاهش صمیمیت، طلاق و جدایی عاطفی و …

از دیگر مواردی که متأسفانه به عنوان یک فرهنگ غلط در جامعه جا افتاده کاهش زاد و ولد و در نتیجه تک فرزندی یا بی فرزندی که گریبان گیر بسیاری از خانواده ها شده.

یکی از اصول بسیار مهم دین ها اصل امر به معروف و نهی از منکر است که در وضعیت کنونی کشور ما بنا به دلایلی رو به فراموشی رفته است و در برخی موارد نیز که اجرا می شود همراه با خطرات جانی و مالی می باشد با توجه به وضع تأسف بار حجاب و عفاف در کشور ما که رنگ یک جامعه اسلامی را از خود گرفته و بیشتر به جوامع غربی شبیه تر است این اصل مهم (امر به معروف و نهی از منکر) بیشتر نیاز پیدا کرده. البته هر چند که با اجرای این امر به خاطر کسب درآمد حرام و لقمه ی حرام کهبه نوعی گریبان گیر مردم مسلمان خواسته یا ناخواسته شده است و مانع از قبول حرف حق و درست شده است.

آخرین موردی که به آن پرداخته شده است فرهنگ به غلط جا افتاده مصرف گرایی بدون تولید مناسب است که سبب شده قیمت ها افزایش پیدا کند و گرانی در جامعه شایع شود.

مقدمه

امروزه در جامعه اسلامی زندگی می کنیم که دارای دین و رهبر و نیروی انسانی کارآمد می باشد و از آن جا که توسعه و پیشرفت همه جانبه بخصوص توسعه فرهنگی ایران اهمیت دارد تحقیق پیش رو تحت عنوان بررسی و موانع فرهنگی پیشرفت جامعه ایران با روش تحقیق علمی نوشته شد.

یکی از اساسی ترین و مهم ترین موانع رشد، توسعه و پیشرفت ایران، اخلاقیات و روحیات ما است و تا زمانی که خود را تغییر ندهیم، هر نوع تلاش و کوششی برای پیشرفت ایران بی نتیجه خواهد ماند. در واقع فرهنگ یک ملت برای پیشرفت آن ملت، در حکم ریشه برای یک درخت است و یا چرخ برای حرکت خودرو، هر چند آن خودرو بهترین خودرو باشد بدون چرخ حرکتی امکان پذیر نیست.

خیلی خیلی ساده است، برای رشد و پیشرفت باید خود را تغییر دهیم و تغییر را نیز باید از خودمان شروع کنیم.


 

فضای مجازی چیست؟

فضای مجازی نسل جدیدی از فضای روابط اجتماعی هستند که با اینکه عمر خیلی زیادی ندارند، توانسته اند به خوبی در زندگی مردم جا باز کنند. مردم بسیاری در سنین مختلف و از گروه های اجتماعی متفاوت در فضای مجازی کنار هم آمده اند و از فاصله های بسیار دور در دنیای واقعی، از این طریق با هم ارتباط برقرار می کنند. امروزه روش های ارتباطی با دیگران از طریق اینترنت افزایش یافته است. پست الکترونیک، پیام های کوتاه، چت روم ها، وب پایگاه ها و بازی ها، روش هایی برای گسترش و حفظ روابط اجتماعی شده اند. روزانه نزدیک به چهارصد میلیون نفر در سراسر دنیا از اینترنت استفاده می کنند و یکی از کاربردهای اصلی اینترنت، برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران است. شاید عیب اصلی ارتباط های اینترنتی آن است که ارتباط در فضای مجازی، اساساً بر متن استوار است و بنابراین از نشانه های بصری و شنیداری در تعامل های رو در رو بی بهره است.

امروزه خانواده ایرانی در سبد فرهنگی خود مواجه با شبکه های ماهواره ای، فضای مجازی، رسانه های مدرن و … است که هر کدام به نوبه خود بخشی از فرآیند تأثیرگذاری در خانواده را هدف گرفته اند. بعضی از شبکه های ماهواره ای که به طور تخصصی تمام تمرکز خود را بر مقوله خانواده نهاده است و پیام مشترک برنامه های این شبکه ها عبارتند از: “ترویج خانواده های بی سامان وکام گسیخته در مقابل ساختار خانواده، عادی سازی خیانت همسران به یکدیگر، عادی جلوه دادن روابط جنسی دختر و پسر پیش از ازدواج، ترویج فرهنگ هم پاشی به جای ازدواج و عادی جلوه دادن سقط جنین برای دختران"[1]   

گسترش فضای مجازی در حوزه رابطه فرزندان و والدین نیز تغییراتی بوجود آورده است که از جمله آن به کاهش نقش خانواده به عنوان مرجع، کاهش ارتباط والدین با فرزند، شکاف نسلی به دلیل رشد تکنولوژی، از بین رفتن حریم بین فرزندان و والدین و ایستادن در برابر یکی از والدین یا هر دو را می توان نام برد.

در بحث ازدواج ها نیز مسائلی چون ناپایداری ازدواج ها، تغییر الگوی همسرگزینی، نداشتن مهارت هایی برای ازدواج ناتوانی والدین برای آموزش به فرزندان، افزایش روابط دختر و پسر در زمان نامزدی بدون عقد، تمایل به دریافت مهریه های سنگین، بالا رفتن سن ازدواج و افزایش تنوع طلبی جنسی مردان و … را می توان اشاره کرد. تغییراتی که در حوزه دینی در جامعه رخ داده، کاهش آموزه های دینی در خانواده، دوری خانواده از شریعت، کم رنگ شدن حریم های دینی در روابط خانوادگی است.

علاوه بر شبکه های ماهواره ای، مخاطب ایرانی با رسانه های مدرن از قبیل اینترنت و تلفن همراه که مجهز به امکانات پیامک و بلوتوث است نیز مواجه است، سبد فرهنگی خانواده ایرانی دچار تغییرات فراوانی شده است که همگی به نوعی مروج سبک زندگی مدرن است که خاستگاه این نوع سبک زندگی تمدن غربی است و ترویج این شیوه از زندگی لاجرم تمام مؤلفه های معرفتی تمدن غرب را شایع می سازد و موجب می گردد بی سامانی در فرهنگ مسائل جنسی در کشور افزایش یابد.

کشور ما از نظر بهره مندی از اینترنت در بین 187 کشور جهان رتبه 87 را دارد که بر اساس طبقه بندی اتحادیه جهانی مخابرات جزء کشورهای متوسط به شمار می رود. 35 درصد استفاده کنندگان اینترنت را قشر جوان تشکیل می دهند و میانگین صرف شده برای اینترنت 52 دقیقه در هفته است.[2]

بحران هویت

در بررسی بحران هویت ناشی از فضای مجازی شبکه های اجتماعی در ایران، نمی توان بحران های هویتی ناشی از دوران گذار جامعه ایران را نادیده گرفت. به اعتقاد نگارنده گان، جامعه ایران امروز با دو گونه بحران هویتی با دو منشاء و علل مختلف رو به رو است. مطالعات گسترده در خصوص بحران های دوران صنعتی شدن در جوامع مختلف نشان می دهد این گونه جوامع در معرض بحران های ناشی از تغییرات ساختاری در عرصه های اقتصادی، فرهنگی، سیاست و اجتماع قرار می گیرند. جامعه امروز ایران در عین حال که بحران های هویت ناشی از یک دوره تاریخی را با خود حمل می کند، در سه دهه اخیر با بحران های دوره تاریخی فرا صنعتی بدون آن که به طور طبیعی وارد این دوره شده باشد نیز رو به رو شده است. با توجه به خاصیت و کارکردهای فناوری های نوین ارتباطی به خصوص شبکه های اجتماعی، ورود آثار کنترل ناپذیر و بحران زای این دوره از سوی حاکمیت به سهولت صورت گرفته و عواقب ناشی از آن دارد جامعه امروز شده است. این شرایط در مجموع وضعیتی را پدید آورده است که می توان گفت در حال حاضر، با نوعی از بحران های هویت هم پوشان مواجه هستیم.

بنابر یک تقسیم بندی نسلی، نسل سوم بیشترین کاربران اینترنتی در ایران بوده و بیش از نسل های دیگر در معرض آثار ناشی از اینترنت، از جمله مسائل هویتی و بحران هویتی قرار می گیرند. فارغ از شکاف های به وجود آمده ناشی از فرایند رسانه های نوین، شکاف نسلی موجود ناشی از تحولات ساختاری و جمعیتی جامعه ایران باعث شده است انتقال ارزش ها و آموزه ها در قالب سنت از نسلی به نسل دیگر با اختلال روبه رو شود. این پدیده از یک سو، به روند انتقال فرهنگ آسیب می رساند و از سوی دیگر، حافظه تاریخی را مختل می سازد و بدین ترتیب، انتقال تجربیات سیاسی و فرهنگی دوره های پیشین به زمان حاضر با دشواری انجام می شود.[3]

تعارض ارزش ها

تغییرات تکنولوژیکی ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را تحت تأثیر خود قرار داده است. یکی از چالش های فرا روی فرهنگ ها برخورد با این پدیده است چون اساساً ورود اینترنت همراه با ارزش های غربی، چالش های جدیدی را در کشورهای دیگر به وجود آورده است. از آنجایی که برخی از عناصر موجود در این پدیده مغایر با فرهنگ خودی (ارزش های اسلامی – ایرانی) است، پس می توان گفت اینترنت می تواند آسیب های زیادی را به همراه داشته باشد. مثلاً ورود اینترنت در حوزه خانواده موجب تغییر نظام ارزشی در خانواده ها می شود. در یک مطالعه تجربی نشان داده شد که استفاده جوانان از موبایل و اینترنت موجب کاهش ارزش های خانواده شده است.[4]

از موارد دیگر استفاده از فضای مجازی به موارد زیر اشاره کرد؛ سوء استفاده جنسی، انزوای اجتماعی.

 

 

فرهنگ غلط کم فرزندی

فرزندآوری

 

مهم ترین نیاز اولیه توسعه اقتصادی، وجود نیروهای جوان، فعال و کارآمد است، از آنجا که کاهش جمعیت موجب پیری جمعیت می شود که خود مانعی برای رشد و توسعه اقتصادی خواهد بود. به عبارت دیگر، در شرایط کنونی که جامعه اسلامی ما با معضل کاهش جمعیت مواجه است می توان این امر را عامل مهمی برای عقب ماندگی و عدم توسعه کشور دانست. با کاهش در رشد منفی جمعیت، جمعیت جامعه پیر می شود و از نشاط و سرزندگی لازم برخوردار نخواهد بود، زیرا جوانان مایه پویایی و سرزندگی جوامع هستند و اغلب نوآوری ها، خلاقیت ها و نیز جهش های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از سوی نیروهای جوان به مرضه ظهور می رسد.[5]

متأسفانه در جامعه امروز ما تک فرزندی یک پرستیژ به حساب می آید و تقلید کورکورانه مردم از کشورهای غربی باعث پیری جمعیت در ایران شده است و تهاجم فرهنگی باعث تضعیف اعتقادات و باورهای مردم شده است و تأثیرپذیری از فرهنگ غلط غربی موجب تغییر بافت جمعیتی ایران شده است.

ادامه »

   یکشنبه 13 اسفند 1396نظر دهید »

نماز

حضرت علی (ع) :
خداوند هر گاه خیری بر بنده اش بخواهد به او کم خوابی و کم خوری و کم حرفی را تلقین می کند .”
در چند سطر گذشته از تاثیر نماز بر بهداشت خواب به نکته ای اشاره کردیم . حال در ادامه همان موضوع باید گفت که دانش پزشکی ظرف چند دهه اخیر موفق به اکتشاف مهمی پیرامون خواب شده است و آن کشف بخشی مهم در طول خواب انسان به نام خواب REM بوده است . پس از آن که حدود ۴۵ دقیقه از به خواب رفتن انسان گذشت ، مرحله REM آغاز می شود و به مدت کوتاهی حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ادامه می یابد .

در طول مرحله REM از خواب ، به طرز اسرار آمیزی تمام عضلات اسکلتی بدن از کار می افتد و شخص کاملا بی حرکت می شود و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب ، حالت بیداری کامل را نشان می دهد . به طوری که در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است .


در طی REM درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره بالا می رود و حرکات سریعی در چشمان فرد دیده می شود که وجه تسمیه این مرحله نیز می باشد ( مرحله حرکات سریع چشم RAPID EYE MOVEMENT)) چنانچه شخص را در این حالت بیدار کنیم به احتمال بسیار قوی ابراز می کند که در حال خواب دیدن بوده است .

مرحله REM پس از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و بطور منظم تکرار می شود . با این وجود کل دوران R EM در طول یک خواب ۸ ساعتی در اشخاص طبیعی ۹۰ دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیک به صبح به وقوع می پیوندد.

امروزه دانش پزشکی به اثبات رسانده است که در بیماری افسردگی یکی از تظاهرات مهم ، افزایش یافتن طول خواب REM نسبت به میزان طبیعی است . به طوری که شخص افسرده به میزانی بیش از سایر اشخاص خواب می بیند . یعنی زمان بیشتری را در مرحله REM بسر می برد .
از این جهت یک مبنای مهم در تولید داروهای ضد افسردگی ایجاد داروهایی است که کاهش دهنده مرحله REM خواب باشند .( از جمله داروهای ضد افسردگی ۳ حلقه ای (

علاوه بر این یک روش درمانی جدید برای بیماران افسرده ، بیدار نگه داشتن آنها ، برای کاهش میزان REM می باشد . زمان نماز صبح که در سوره مبارکه ” اسراء ” با عنوان ” ان قران الفجر کان مشهودا ” از آن نام برده شده است و مورد تاکید فراوان می باشد . به گونه ای قرار گرفته است که سبب کاهش دادن قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شوود . همان طور که خواندید قسمت اعظم خواب REM در حوالی صبح به وقوع می پییوندد و چنان چه شخص خود را ملزم به بیداری صبحگاهی کند در حقیقت جلوی ورود خود به مرحله قابل توجهی از خواب REM را گرفته است .

از این جهت بیداری صبحگاهی برای نماز خود به تنهایی می تواند به عنوان واکسنی در پیشگیری از افسردگی و حتی دارویی در درمان افسردگی مطرح باشد . لازم به توضیح است که خواب REM در حد تعادل برای سلامت و رفع خستگی لازم است اما زیادی آن منجر به مشکلات مختلف از جمله افسردگی می شود و نقش نماز به عنوان متعادل کننده میزان REM مطرح است .


تاثیر نماز بر شادابی جسم و روان

پیامبر اکرم (ص):
” مومن ، شوخ و لبخند بر دهان باشد و منافق بدخلق و گره بر ابرو .”
امروزه ضرب المثل ایرانی ” خنده بر هر درد بی درمان دواست ” مصداق کاملا علمی پیدا کرده است . دانش پزشکی در قرن حاضر به وضوح می داند اشخاصی که اصطلاحا یک لب و هزار خنده گفته می شوند ، نسبت به آنان که به اصطلاح با خودشان نیز قهرند ! و نسبت به زندگی بدبین و عبوس هستند ، بسیار کمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند .

به این ترتیب هر عاملی که شادابی را به انسان هدیه کند ، در واقع به سلامتی جسم و روان او کمک کرده است . اما نکته بسیار مهمی که دانش طب به بشر آموخته است ، این مطلب است که شادابی و افسردگی انسان پیش از آن که تحت کنترل اراده او باشد ، زیر فرمان تغییرات مواد شیمایی در سلسله اعصاب مرکزی انسان است و ما این مطلب را در ادامه مباحث ” ۴۰ نکته پیرامون نماز ” از جمله مبحث ” تعادل ناقلهای عصبی ” روشن تر خواهیم کرد .

اما در این جا ذکر همین نکته کافی است که مثلا افزایش یک ماده شیمیایی به نام ” دو پامین ” در بدن سبب می شود ، انسان بدون آن که خود بخواهد ، دچار ناراحتی و کاهش این ماده نیز سبب شاد شدن غیر ارادی انسان خواهد شد .


به عنوان مثال ، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی که حالت شدید آن به عنوان ملانکولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی درون زاد صبحگاهی ) شناخته می شود ، در اثر تغییرات و کم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می پیوندد.

اما از جمله این مواد شیمیایی داخل بدن که به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام ” کورتیزول می باشد که میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی به شدت افزایش می یابد و در صورت بیداری انسان در این ساعات ، لذت و شعف سرمست کننده ای نصیب او می شود که بی شک بر زندگی او در تمام طول روز تاثیر گذار است .

افزایش کورتیزول در ساعات صبح و ارتباط آن با سرخوشی صبحگاهی ، که امروزه از مسلمات پزشکی است ، در واقع توجیه قابل توجهی بر همه مضامینی که در فرهنگ و ادب و عرفان پیرامون ” اسرار سحر ” معرفی می شوند ارائه می دهد .

از نمونه توجه بسیار به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تاثیر آن در زندگی انسان در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز حضرت حافظ بسیار می توان یافت :
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود

ضرب المثل ایرانی مشهور که منسوب به بزرگمهر می باشد یعنی : ” سحر خیز باش تا کامروا باشی ” نیز اشاراتی نغز به تاثیر بیداری صبحگاهی بر زندگی شادکامانه و سعادت آمیز دارد .

به این ترتیب واضح است ، امر واجب نماز صبح با ارزانی داشتن بیداری صبحگاهی به انسان تقدیم کننده شادابی جسم و روان به او می باشد و یک نتیجه مهم این شادابی ، سلامت جسم و روان خواهد بود .

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم

 

* برگرفته از پایان نامه با موضوع نماز

   سه شنبه 19 دی 1396نظر دهید »

1 3 4

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 156
  • دیروز: 79
  • 7 روز قبل: 2647
  • 1 ماه قبل: 5368
  • کل بازدیدها: 125938
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 36
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
سوگواره عاشورایی