امام حسین علیه السلام 

ولادت امام حسین علیه السلام

 

مشهور است میان علمای امامیه که ولادت امام علیه السلام در مدینه مشرفه ، در سوم ماه شعبان از سال چهارم هجرت واقع شده است و بعضی گفته اند که ولادت روز پنج شنبه بوده و روز سه شنبه نیز گفته اند .

پیامبر مکرم صلی الله و علیه و آله آن حضرت را به امر حق تعالی حسین نام کرد ، به نام کوچک پسرهارون که او شبیر نام داشت . در آن لغت شبیر به معنای حسین است .

کنیه آن حضرت اباعبدالله و القاب ایشان ؛ رشید ، سید ، زکی ، سبط ، شهید و سعید بوده است .

ابن بابویه به سند معتبر روایت کرده که صفیه دختر عبد المطلب گفت ؛ من قابله حضرت امام حسین علیه السلام بودم ، چون آن حضرت از شکم مادر به زیر آمد ، حضرت رسول صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود که : ای عمه بیاور فرزند مرا ، گفتم : یا رسول الله هنوز او را پاکیزه نکردم ، حضرت فرمود : تو او را پاکیزه می‌کنی ؟ خداوند او را پاکیزه و مطهر گردانیده است .

چون به خدمت آن حضرت بردم او را در دامن خود گذاشته و زبان مبارک خود را در دهان او داخل کرد و او می مکید . چنانکه می‌دانم ، شیر و عسل از زبان آن حضرت در دهان او جاری شد . پس میان دو دیده او را بوسید و به من داد و می گریست و می فرمود که ؛ خدا لعنت کند گروهی را که تو را شهید کنند ای فرزند ، سه مرتبه این را فرمود .

گفتم پدر و مادرم فدای تو باد چه کسی او را خواهد کشت ؟ فرمود ؛ باقیمانده گروه ستم از بنی امیه .۱

 

 

دیده شده در کتاب جلاء العیون ، محمد باقر مجلسی ، نشر آدینه سبز ، ص ۴۷۵ .

   جمعه 31 فروردین 13972 نظر »

آب شفا 

 

ولادت امام حسین علیه السلام

 

جعد مشکین طره عنبر گشا دارد حسین

حُسن یکتا را ببین زلف دو تا دارد حسین

 

شورش امکان اگر طرح محیط دهر ریخت

بر دو عالم سایه بال هما دارد حسین

 

نیست بی عشق حسینی ذره ای در ذات دهر

در حقیقت تکیه بر ارض و سما دارد حسین

 

می کند هر قطره اش ایجاد گلزار شهید

دست همت بر سر شاه و گدا دارد حسین

 

ای طبیعت مردگان غوغای محشر بر کنید

چون به خاک قربتش آب شفا دارد حسین

 

جنس مردان خدا را از شهادت باک نیست

در کف پای جنون رنگ حنا دارد حسین

 

خیمه هل من معین را لشکر امداد کو؟

تا قیامت برکف بانگ رسا دارد حسین

 

عالم از اوغوطه در طوفان خون خواهد زدن

بحر اگر توفد به وسع دیده جا دارد حسین

 

سیر این وادی نما در خویشتن گر عارفی

خویشتن هم زانکه شوق کربلا دارد حسین

 

“احمد” از خمخانه شاه شهیدان مست شد

بی دلان عشق را زیرا هوا دارد حسین

 

 

مرحوم احمد عزیزی 

   جمعه 31 فروردین 13971 نظر »

حسین کیست ؟

 

وقتی آدم علیه السلام از بهشت رانده شده بود دلش برای آن مقام معنوی گرفت ، دلش برای فراق از فرشتگان گرفت ، دلش از لغزش به درد آمد و تواضع کرد به درگاه پروردگار « ربنا ظلمنا انفسنا فا لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین » علی بن ابراهیم از امام صادق یا حضرت باقر نقل می کند که به جبرئیل وحی شد کلماتی را که سِّر من است برای آدم علیه السلام ببر تا این کلمات روح او را تسویه کند و پر پرواز درآورد به سوی عالم معنا .

 

جبرئیل آمد و به آدم علیه السلام گفت خداوند را قسم بده به این پنج تن ؛ پیامبر صلی الله ، حضرت علی ، حضرت فاطمه ، امام حسن علیهما السلام و به هر کدام که می رسید شاداب می شد و روشن و نورانی شد ولی به اسم پنجم که رسید و تا گفت به خدا بگو «یا قدیم الاحسان بحق الحسین » لرزید ، گریه کرد ، آدم پرسید جبرئیل این حسین کیست . جبرئیل گفت من مامورم برایت روضه بخوانم و اولین کسی که برای اباعبدالله علیه السلام روضه خواند خود خداوند بود «چون جبرئیل از قبل روضه را نمی دانست »

 

 

شیخ حسین انصاریان 

۴:۳۵

 

   پنجشنبه 30 فروردین 1397نظر دهید »

بعثت و اهداف آن 

 

مبعث روز مَبْعَث بر پایهٔ باورهای اسلامی، روزی است که محمد، پیامبر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. مسلمانان معنقدند او در غار حرا، توسط جبرئیل و از سوی خدا به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت‌پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند.

محمد در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می‌کرد. باور شیعیان بر اساس باور شیعیان، محمد مصطفی در روز ۲۷ رجب عام الفیل، سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام مبعوث شد.

 

شیعیان این روز را جشن می‌گیرند و در روایات اسلامی اعمال مستحبی برای روز مبعث پیش بینی شده‌است. دعا، نماز و غسل مستحب از اعمال این روز است.

باور اهل سنت

در نزد اهل سنت تاریخ دقیق بعثت پیامبر مشخص نیز ولی بعضی معتقدند که این واقعه در شب ۲۱ ماه رمضان بوده است. به دلیل نامعلوم بودن تاریخ، مبعث نزد اهل سنت جشن گرفته نمی‌شود.

روز مبعث چه روزیست؟

روز مَبْعَث، روزی است که حضرت محمد، پیامبر گرانقدر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. در تقویم هجری قمری، ۲۷ رجب روز مبعث است. حضرت محمد مصطفی در روز (۲۷ رجب) سال ۴۰ عام الفیل، همزمان با سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام، در غار حرا، توسط (جبرئیل) و از سوی خدا به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت‌پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند.

روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه گرایی، هوس پرستی و جهل پیشگی دفن شده بود.

روز مبعث روز تولّد عاطفه هاست؛ عاطفه هایی که در رقص شمشیرها زخمی می شد و در جنگل نیزه ها جان می باخت. آن روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت ها، جان به بارش تیرها می دادند و زنان بی پناه، در بند اسارت می زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می خلید و چه زخم هایی دل عاطفه ها را می خَست. روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت هایی که به پای بت ها قربانی می شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش های ناروا بود. منبع:talahost.com

 

 مقاله بعثت و اهداف آن :  دانلود کنید 

 

اهداف بعثت پیامبر صلی الله و علیه و آله  : دانلود کنید 

 

   جمعه 24 فروردین 1397نظر دهید »

در مدح امام کاظم علیه السلام 

 

امام موسی کاظم

 

گوشه ی دخمه خلوتی دارد

کوه طورش همین سیه چال است

نمکِ آخرِ مناجاتش

روضه های شهید گودال است

 

 

توبه می کرد جای مردم شهر

گریه می کرد جای ما و شما

پسر فاطمه دعا می خواند

نیمه شب ها برای ما و شما

 

 

هر دلی عاشق نگاهش شد

خالی از تیره گی و زشتی شد

در کنار ضریح چشمانش

زن بدکاره ای بهشتی شد

 

 

زن رقاصه را به راه آورد

عارف حق، جدا ز غیرش کرد

پشت آن میله های فولادی

این چنین عاقبت به خیرش کرد

 

 

با رکوع و سجود فاطمی اش

شیوه ی بندگی به او آموخت

با نگاه پر از محبت خود

حکمت زندگی به او آموخت

 

 

ساق پایش شکستگی دارد

داد می زد ز درد، سجاده

غل و زنجیرها اجازه دهید

در قنوتش به زحمت افتاده 

 

 

درد تا مغز استخوان می رفت

با لب تشنه تا لگد می خورد

رسم این خانواده است انگار

چقدر بی هوا لگد می خورد

وحید قاسمی

 

🔹🔹🔹

 

ناله و فریاد من سودی به حال من ندارد

از که آزادی بخواهم این قفس روزن ندارد

 

زخم گردن، جسم نیلی، پای خون آلوده گوید

آسمان زندانیی مظلوم تر از من ندارد

 

آن چنان افتاده ام از پا در این زندان که دیگر

دست من تابی که غل بردارد از گردن ندارد

 

کس نگوید آخر ای بیداد گر صیاد بس کن

مرغ بال و پر شسکته در قفس کشتن ندارد

 

طور زندان، آه آتش، اشک مونس، ناله همدم

موسی این حال و هوا در وادی اَیمن ندارد

 

دوستان یاد آورید از گریه ویران نشینی

کو تسلائی به غیر از خنده دشمن ندارد

 

نیست یکسان حبس تاریک من و زندان یوسف

او چو من آثار زنجیر ستم بر تن ندارد

 

او دگر نشکسته در هم استخوان ساق پایش

او دگر در گوشه مطموره ها مسکن ندارد

استاد سازگار

🔹🔹🔹

 

به حيرت می كشاند صحبت از نامش سخن راهم

گرفتار خودش كرده است لطفش مثل من را هم

 

وضو كه جای خود دارد برای بردن نامش

هزاران بار شستم با گلاب امشب دهن را هم

 

 نشان از پنج تن دارد چه در حسن و چه در غربت

در آورده است اين آقا غمش اشک حسن راهم

 

 برای آنكه تصويری بسازد ذهنت از روضه

اضافه كنبه زندانی، سيه چال و زدن را هم

 

 يهودی، تازيانه، ضربه ی سيلی، غل و زنجير

اضافه كن به اينها ناسزای بد دهن راهم

 

برای جد خود اغلب چنين او روضه ميخواند

به غارت برده از جدم پليدی پيرهن را هم

 

 غريب عطشان، غريب عريان، غريبِ بی كس و تنها

اضافه كن به القابش غريب بی كفن را هم

محسن صرامی

 

🔹🔹🔹

 

خدایا آرزو دارم ببینم بچه هایم را

در این خلوت اجابت کن دوباره ربنایم را

 

ندارد فرق چندانی برایم روز و شب دیگر

از این رو که نمی بینم رخ ماه رضایم را

 

دلم تنگ است میخواهم کنار دخترم باشم

چه می شد باز بر دوشم بیاندازد عبایم را

 

نشد امروز دستم را بگیرد گرم در دستش

ولی یک روز می گیرد غریبانه عزایم را

 

دعا کردم برای حال زندانبان ولی افسوس

تلافی کرد با شلاّق همواره دعایم را

 

بلائی بر سرم آورد این جا سندی نامرد

که جز مردن نمیبینم در این دنیا شفایم را

 

ندارد روزنی زندان امان از دست زندانبان

که با زنجیر غم بسته گلوی بی صدایم را

 

ندارم قوتی حتی که برخیزم به روی پا

فشارِضربه ی پایی شکسته ساقِ پایم را

 

غریب و‌ تشنه و زخمی به فکر همسر و فرزند

“بیا‌ مادر، بیا مادر” ببینی کربلایم را

 

محمدحسن بیات لو 


موضوعات: مناسبتها, اشعار
   پنجشنبه 23 فروردین 1397نظر دهید »

درمان بیماری ناسزاگویی با اخلاق امام کاظم(علیه السلام)

 

امام موسی کاظم

 

زندگی دنیایی انسانها همراه با مشکلات زیادی است که اگر در مقابل مشکلات ایستادگی کند و صبر و شکیبایی به خرج دهد یقینا پیروز خواهد شد و اگر ناشکیبایی کند و در برابر مشکلات فرو ریزد ، هیچ گاه به مقصد نخواهد رسید لذا یکی از مواردی که در آیات و روایات تاکید بر آن شده است کظم غیظ می باشد که متاسفانه این صفت در جامعه ما کمرنگ شده و باعث بسیاری از مشکلات شده است…

 

اسلام با تاکید بر پرهیز از افراط و تفریط در تمام کارها مسلمانان را به اعتدال دعوت کرده است مخصوصا هنگام عصبانیت و خشمگین شدن. در این باره سید عبدالله شبر، مفسرمحدث و از علماء شیعه قرن سیزدهم در کتاب الاخلاق خود نوشته است: افراط در خشم چنان است که این صفت به شکلی بر آدمی، چیره گردد که از اختیار عقل و شرع خارج شود. در این صورت، بصیرت از انسان گرفته می شود و قدرت تفکر را از دست می دهد. اختیار نفس از دست او، خارج و از دیدن عبرت ها، کور و از شنیدن مواعظ ،کر می شود.

یکی از مواردی که در آیات و روایات تاکید بر آن شده است کظم غیظ می باشد که متاسفانه این صفت در جامعه ما کمرنگ شده و باعث بسیاری از مشکلات شده است به گونه ای که اگر پرونده افرادی که قتل انجام داده اند بررسی شود اکثریت آنها بخاطر عصبانیت و کنترل نکردن خشم خود مرتکب چنین کاری شده اند به گونه ای که بعد از فروکش کردن عصبانیتشان خودشان هم باور نمیکردند که چنین کاری انجام داده باشند.

 

شیخ مفید روایتی آورده است که شخصی از نسل عمربن خطاب ،به امام كاظم علیه السلام ناسزاى بسیارى مى گفت و بعضی افراد به آن امام گفتند اجازه بده این فاجر را بكشیم، امام آنها را نهی کردند از این کار تا اینکه امام کاظم علیه السلام روزى احوال او را پرسید تا اینکه آدرس مزرعه ای که در آن کار میکرد را گرفت و به دیدن او رفت هنگامی که امام علیه السلام با مرکب خود می خواست وارد مزرعه آن شخص شود بافریاد به امام علیه السلام خطاب میکرد و مى گفت نیا. امام چیزى نگفت و رفت و سلام كرد و گفت ناراحتى ات چیست؟ چقدر خرج این مزرعه كردى؟ او گفت 100 دینار. بعد امام علیه السلام فرمود: چقدر مى خواهى برداشت كنى و امید سود داری و او جواب داد 200 دینار. امام علیه السلام همانجا یک کیسه 300 دینار به او داد و فرمودند این مزرعه هم برای تو . و آن شخص در حالی که دست و سرمبارک امام را می بوسید از او تشکرکرد بعداً مردم دیدند این فرد دیگر ناسزا نمى گوید. امام فرمود: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ» خدا مى داند كه مقام رهبرى را به چه كسى بدهد. (إرشاد مفید، ج 2، ص 233)

 

حلم و صبر بر سختی ها و کنترل غرائض در نزد ائمه علیهم السلام بقدری مهم بوده است که امام سجاد علیه السلام کنترل خشم و بردباری هنگام سختی ها را به عنوان زیبایی صالحین و لباس پرهیزگاران تعبیر کرده و از خداوند می خواهد که او به او هم عطاء نماید با توجه به اینکه فعل امام معصوم برای ما حجت است باید بدانیم که برای برخورد با منکرات و اصلاح شخص در جامعه مهم ترین اصل آن اخلاق نیکو می باشد همانگونه که خداوند در قرآن به پیامبر می فرماید اگر خشن بودی و بردبار نبودی نمی توانستی مردم را دور خود جمع کرده و آنها را هدایت کنید « وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك» یعنى اگر تو خشن و سنگ دل بودى و برخوردت توأم با عصبانیت و تند خویى بودمردم دورت جمع نمی شدند. (آل عمران/ 159) حلم و صبر به اندازه ای مهم است که خداوند این صفت را به پیامبران خود یادآوری می نماید .

 

علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان درباره امر خداوند به موسی و هارون برای رفتن آنها نزد فرعون و دعوت او به توحید آورده است که خداوند قبل از رفتن موسی و هارون علیهما السلام آنها را از تکلم به خشونت و تندی منع می کند و به آنها می فرماید :«فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً» (طه/ 44) به نزد فرعون بروید و امر به معروف كنید ولى به نرمى سخن بگوئید. (المیزان، ج 14، ص 154)

 

نذر آیت الله بروجردی برای عصبانی نشدن آنقدر بردباری و صبر بر ناملایمت ها، مهم می باشد که نقل شده است آیت الله بروجردی (ره) نذر کرده بودند که اگر نتواند خشم خود را کنترل کرده و به کسی تندی کند یک سال روزه بگیرند. فضیلت خوش خلق بودن و خوب صحبت کردن با مردم به گونه ای است که یکی از تعهد های خداوند از بنی اسرائیل ( نیک گویی) بود که قرآن می گوید خداوند با این دستور، بنی اسرائیل را ازتندی کردن وبد صحبت کردن با یکدیگر باز می دارد: « وَ إِذْ أَخَذْنا میثاقَ بَنی إِسْرائیلَ …وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» و ( به یاد آورید ) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که … به مردم نیک بگویید. ( بقره/ 83)

 

حلم و صبر بر سختی ها و کنترل غرائض در نزد ائمه علیهم السلام به قدری مهم بوده است که امام سجاد علیه السلام کنترل خشم و بردباری هنگام سختی ها را به عنوان زیبایی صالحین و لباس پرهیزگاران تعبیر کرده و از خداوند می خواهد که او به او هم عطاء نماید. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلِّنِى بِحِلْیَهِ الصَّالِحِینَ، وَ أَلْبِسْنِى زِینَهَ الْمُتَّقِینَ،، فِی بَسْطِ الْعَدْلِ ،وَ كَظْمِ الغَیْظِ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَهِ ای خداوند درود بفرست برمحمد و آل او، و مرا زیبایی و زینت صالحان ده و جامه پرهیزگاران : در گستردن عدل و فرو خوردن خشم و خاموش کردن آتش دشمنی بده. (صحیفه سجادیه/ دعاى 20)

 

اگر انسانی توانست صفت حلم و بردباری در خود تقویت کند خود را در برابر مریضی های نفسانی واکسینه نموده و به زمره مخلصین وارد میشود تا احساسات نفسانی به راحتی در او اثر نگذارد وقتی که بهشتی ها وارد بهشت می شوند فرشتگان در هنگام برخورد با آنها اشاره به صفت صبر و بردباری میکنند و به آنها سلام داده و میگویند:: «سَلامٌ عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» درود بر شما بخاطر صبرى كه كردید. (رعد/ 24)

 

یکی از درس هایی که مسلمانان از عبادات خود همچون روزه میگیرند، تحمل سختی ها و صبر در برابر ناملایمت های دنیا می باشد. اگر انسانی توانست صفت حلم و بردباری در خود تقویت کند خود را در برابر مریضی های نفسانی واکسینه نموده و به زمره مخلصین وارد میشود تا احساسات نفسانی به راحتی در او اثر نگذارد. همانگونه که وقتی امیر المومنین علیه السلام در جنگ با دشمن نامی ،جاهلیت را بر زمین زد و خواست او را به قتل برساند دشمن به صورت حضرت علی علیه السلام آب دهان انداخته، تا این اتفاق افتاد حضرت علیه السلام دشمن را رها کرده و چند لحظه صبر کرده و بعد دوباره بازگشته و دشمن را کشتند وقتی علت این کار را از او سوال کردند حضرت در جواب فرمودند صبر من بخاطر این بود که این کارم برای خدا باشد و عصبانیت و هوای نفسانی من به خاطر اهانت او در کارم تاثیر نداشته باشد.

 

در آخر چه نیکوست که افراد برای اصلاح جامعه ابتداء از خود شروع کرده و با الگو قرار دادن اولیاء الهی و بزرگان دینی خود، خود را شبیه آنها کنیم و وقتی بزرگان ما اینقدر برای صفت بردباری و حلم اهمیت قائل بوده و هستند چرا این صفت در جامعه ما کمرنگ شده به گونه ای که تحمل کردن مخالفین برای ما بسیار سخت شده و با کوچکترین اتفاقی افراد با یکدیگر دعوا می کنند.

 

سید عبدالحمید طباطبایی

 

منبع : سایت رسمی شیخ حسین انصاریان 

   چهارشنبه 22 فروردین 13976 نظر »

مهمترین عمل در ماه رجب

 

شما به اعمال ماه رجب نگاه کنید ، اهم اعمال این ماه استغفارهایی است که وارد شده است .


بر طبق آن روایت دارد که پیامبر اکرم صلی الله فرمود : « ماه رجب ، ماه استغفار امت من است . »


در ماه رجب امت من زیاد استغفار می کنند . ماه ، ماه استغفار و پوزش است . چرا ؟ چون آن که اهل سماء است ندای الهی را در این ماه می شنود .

 

 

سخنان آیت الله مجتبی تهرانی .

 

 

   یکشنبه 5 فروردین 13971 نظر »

 از ماه رجب قدردانی کنید

باید همه به یکدیگر تبریک عرض کنیم [این‌] توفیق الهی را که توانستیم بار دیگر وارد ماه رجب بشویم. ماه رجب یک فرصت تقرّب به ارزشهای الهی و تقرّب به ذات مقدّس پروردگار و فرصت خودسازی است.


این ایّامی که در روایات ما به‌عنوان ایّام برجسته معرّفی شده‌اند، اینها همه فرصتند؛ هر فرصتی هم نعمت است و هر نعمتی هم نیازمند شکر و سپاس است. شکر و سپاس نعمت هم این است که انسان نعمت را بشناسد، بر طبق اقتضای این نعمت رفتار کند، از آن بهره ببرد، نعمت را از خدا بداند و آن را در راه خدا به کار ببرد؛ ماه رجب از این نعمتها است. بعد هم ماه شعبان است که آن هم نعمت دیگری است و این دو ماه از نظر کُمَّلین و اهل توحید و اهل معنا مقدّمه‌ی ماه رمضانند؛ و ماه رمضان ماه عروج است، ماه رفتن به معراج است، ماه تزکیه است، ماه تصفیه است که همه‌ی ما به اینها احتیاج داریم.


از ماه رجب قدردانی کنید؛ در این ماه توسّلات خودتان به درگاه پروردگار عالم را هرچه میتوانید بیشتر کنید؛ به یاد خدا باشید و کار را برای خدا انجام بدهید؛ این تلاشی که میکنید، این زحمتی که میکشید، برای خدا قرار بدهید.۶/۲/۹۴


 از برکات ماه رجب استفاده کنیم
برکات ماه رجب منحصر به این ولادتها نیست؛ توصیه میکنم خودم را و شما را که از برکات ماه رجب استفاده کنیم با تقویت پیوند و ارتباط قلبی با خدای متعال. اگر آحاد ما رابطه‌ی خودمان را با خدا تقویت کنیم، بسیاری از معضلات، مشکلات، نابسامانی‌ها، ناهنجاری‌ها به خودیِ خود مرتفع خواهد شد.۹/ ۲/ ۹۴


 اوّلین دشمن ما غفلت است
ماه رجب است؛ و در این سرود پر مغز و زیبایی هم که شماها خواندید، اشاره‌ی به ماه رجب، ماه توسّل، ماه توجّه و دعا شده بود. در این ماه شریف، مؤمنین که دعا میخوانند، از خدای متعال این‌جور میخواهند: اَللهُمَّ فَاهدِنی هُدَی المُهتَدینَ وَ ارزُقنی اجتِهادَ المُجتَهِدینَ وَ لا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. چقدر حائز اهمّیّت است هر سه فِقره! فقره‌ی آخر هم که مغفرت است که اساس همه‌ی کارها است: وَ اغفِر لی یَومَ الدّین. هدایتِ هدایت‌یافتگان و تلاش تلاشگران آن چیزی است که در این دعا از خدای متعال میخواهید.


شما تأمّل بفرمایید اگر همین دو عامل در من و شما باشد، همه‌ی مشکلات حل خواهد شد؛ هم هدایت هدایت‌یافتگان الهی نصیب ما بشود، هم تلاش تلاشگران تاریخ بشریّت در رفتار ما، در گفتار ما، در منش ما محسوس باشد.


در آن فقره‌ی سوّم، آسیب مورد اشاره قرار گرفته است: وَ لا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. غفلت بزرگ‌ترین آسیب است؛ غفلت از مسیر، غفلت از هدف، غفلت از توان، غفلت از فرصت، غفلت از دشمن، غفلت از وظیفه‌ای که امروز بر دوش من و شما است؛ غفلت. بزرگ‌ترین دشمن ما غفلت است. اوّلین دشمنی که ما را در مقابل دشمنان دیگرمان به خاک می‌نشاند، غفلت است؛ وَ لا تَجعَلنی مِنَ الغافِلینَ المُبعَدین. نتیجه‌ی این غفلت دور شدن است؛ دور شدن از خدا، دور شدن از هدف، دور شدن از کامیابی. مضامین دعاها معرفت است، توحید است، درس زندگی است؛ ببینید دعاها اینها است. با این توجّه دعاها را بخوانیم و از این فضای این ماه بهره ببریم.۲۶/ ۲/ ۹۴

 

   یکشنبه 5 فروردین 13971 نظر »

1 3 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 58

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 190
  • دیروز: 317
  • 7 روز قبل: 2866
  • 1 ماه قبل: 5537
  • کل بازدیدها: 126255
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 20
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ