سلام امام زمانم

 

 

قسمت نشد که گاه به گاهی ببینمت

حتی به قدر ِ نیم نگاهی ببینمت

 

تکلیفِ بیقراری این دل چه میشود

اصلاً شما اگر که نخواهی ببینمت

 

ای کاش یک سه شنبه شبی قسمتم شود

در راهِ جمکران سر راهی ببینمت

 

یا که مُحَرَمی شود و بین کوچه‌ای

در حالِ کار ِ نصبِ سیاهی ببینمت

 

آقا خدا نیاوَرَد آن روز را که من

سرگرم میشوم به گناهی ببینمت

 

دارم یقین که روز ِ وصالِ تو میرسد

ذکر ِ لبم شده که الهی ببینمت

 

 

شاعر:محمد رسولی

   سه شنبه 13 آذر 13972 نظر »

هیچ کس به من نگفت …

هیچ کس به من نگفت ...

 

هیچ کس به من نگفت:

که محور هستی شمایی و بدون محور، عالَم گردشی ندارد و زمین و اهلش بدون شما، لحظه ای پابرجا نیست.(1) فیض خدا از طریق شما به همه می رسد، انسانها و حیوانات حتی شاخه های درختان، پایداریشان به شماست تا فیض خدا را به آنها برسانید. من اصلاً نمی دانستم که به خاطر شما باران می بارد و آسمان بر زمین فرود نمی آید.

خیلی برایم جالب بود وقتی شنیدم همه به واسطه شما روزی می خورند.(2) یعنی من هر نَفَسم را مدیون شما بوده ام و اینچنین مرا از شما دور نگه داشته اند که هیچ از شما ندانم و نوجوانیم بی شما سپری شود.

فصل مهم عمرم که پایه ریزی محبت شما باید در آن شکل می گرفت این چنین به تاراج و غارت رفت و اینک من ماندم و دستانی خالی که به طرف شما دراز است و می دانم که آنها را خالی بر نمی گردانی.

ای فیض خدا که چونان خورشیدی نور افشانی می کنی و من بهره ای نبرده ام از این نور برای شیدایی و زندگی با حلاوت در مسیر رضایت تو، مدد فرما و نور الهی را بر دلم بنشان.

 

هیچ کس به من نگفت :

که باید منتظر شما بود و انتظار شما چه اجر فراوانی دارد مثل شمشیر زدن در سپاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (۳)

و نگفتند که انتظار با نشستن و دست روی دست گذاشتن و آه کشیدن حاصل نمی شودکه انتظار حرکت است و پویایی.

آنکه در انتظار عزیزی است، سر از پا نمی شناسد.

در تلاش و تکاپو است تا اطراف و اطرافیانش را برای آمدن مهمان و خوشایندش آماده سازد.

و نگفتند بدون انتظار، اعمال ما مورد پذیرش درگاه الهی قرار نمی گیرد(۴) و بهترین اعمال، انتظار است و انتظار عمل است نه حالت.

وکاش زودتر می دانستم که انتظار شما، شوق یاری و همراهی را در من ایجاد می کند و به من هویت و حیات می بخشد و مرا از پوچی و بی هدفی نجات می دهد.

ای کاش در آن دوران، انتظارت را تجربه می کردم تا حالت انتظار، در تار و پودم تنیده می شد و دوام آنرا در این دوران می دیدم و میوه آن را می چیدم.

 

منتظر من می نشینم شه بیاید یا نیاید

 بلکه رخسارش ببینم شه بیاید یا نیاید

رنج خار از چیدن گل گر ببینم یا نبینم

می کنم صبر و تحمل شه بیاید یا نیاید

 

هیچ کس به من نگفت:

که شناخت شما، عشق راستین ایجاد می کند و عشق، اطاعت می آورد و اطاعت، همان صراط مستقیمی است که دست مرا در دست انبیاء و شهدا و صالحین و صدیقین می گذارد و اینان همان اهل بیتی هستند که به من بال پریدن می دهند تا کرانه بی نهایت پرواز کنم.

اما کدام شناخت؟

شناخت شما، غیر از دانستن اسم پدر و مادر و سال تولد است که آنها را در نوجوانی آموختیم، اما راهی به جایی نبردیم.

در مدرسه هم امتحانش را بیست گرفتیم، ولی اثری در زندگیمان نداشت.

شناخت شما، شناخت علم و ولایت و احاطه شما بر جهان هستی است، که به وسیله شما بلا از مادفع می شود(۵) و برکت و نزولش، به خاطر شماست که ادامه دارد، که خورشید با اینکه پشت ابر است گرما می بخشد و نورش همه جا را روشن کرده و باید می دانستم که شناخت امام غایب به این است که بدانی امان اهل زمین است(۶) و زمینیان همه وامدار او هستند و اهل آسمان صدقه سر او به حیات ادامه می دهند و زمین را مشاهده می کنند.

چرا کسی مرا در نوجوانی به کلاس آمادگی شناخت تو رهنمون نشد؟

همه چیز را به ما یاد دادند جز این نکته که همه چیز به خاطر توست و تو، امام همه چیزی.۷

 

 

1- لولا الحجه لسافت الارض… (کافی، ج1، ص201).

2- بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء علی الارض… (مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره).

۳- نگین آفرینش، ص130.

۴- نگین آفرینش، ص113.

۵- کمال الدین، ج2، ص171.

۶- کمال الدین، ج2، ص239.

۷_هیچکس به من نگفت.. ، حسن محمودی. بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج):مرکز تخصصی مهدویت، 1390 ، ص ۳۰_ ۳۵

   پنجشنبه 3 آبان 1397نظر دهید »

همه امامان علیهم السلام  به امر خدای تعالی قائم و بسویش رهبرند

قائم آل محمد

 

حکم ابن ابی نعیم می گوید : در مدینه خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم و عرض کردم : من بین رکن و مقام ( خانه کعب ) نذر کرده و به عهده گرفته ام که اگر شما را ملاقات کنم از مدینه بیرون نروم تا زمانی که بدانم شما قائم آل محمد ( صلی الله و علیه و آله) هستید یا خیر .

حضرت هیچ پاسخی به من نفرمود ، من ۳۰ روز در مدینه بودم ، سپس در بین راهی به من برخورد و فرمود: ای حکم ! تو هنوز اینجایی ؟ 

گفتم آری ، من نذری کرده ام به شما عرض کردم و شما مرا امر و نهی ننموده و پاسخی نفرمودی .

فرمود : فردا صبح زوددمنزل من بیا .

فردا خدمتش رفتم ، فرمود : مطلبت را بپرس .

عرض کردم : من بین رکن و مقام نذر کرده و روزه و صدقه ای برای خدا به عهده گرفته ام که اگر شما را ملاقات کردم از مدینه بیرون نروم جز آنکه بدانم شما قائم آل محمد ( صلی الله ) هستی یا نه ؟ 

اگر شما هستی ملازم خدمتت باشم و اگر نیستی در روی زمین بگردم و در طلب معاش برآیم .

فرمود ؛ ای حکم ! همه ما قائم به امر خدا هستیم .

عرض کردم : شما مهدی هستی ؟

فرمود : همه ما به سوی خدا هدایت می کنیم .

عرض کردم شما صاحب شمشیری ؟ 

فرمود :همه ما صاحب شمشیر و وارث شمشیر هستیم و شمشیر پیغمبر به ما به ارث رسیده و همراه ماست .

عرض کردم شما هستی آنکه دشمنان خدا را میکشی و دوستان خدا به وسیله شما عزیز می شوند و دین خدا آشکار می شود؟ 

فرمود : ای حکم ! چگونه من او باشم در صورتی که به ۴۵ سالگی رسبده ام ؟ و حال آن که صاحب این امر که تو میپرسی از من به دوران شیرخوارگی نزدیکتر و هنگام سواری چالاک تر است ( چنانچه در روایت است که حضرت قائم در زمان ظهورش به صورت جوان ۳۰ ساله و قوی و نیرومند باشد ) 

 

 

اصول کافی ، کلینی رازی ، ترجمه سید جواد مصطفوی ، انتشارات علمیه ، ج ۲ ص ۴۸۶ 

   پنجشنبه 26 مهر 1397نظر دهید »

داستان کمک امام زمان (عج) به فردی تازه مسلمان

 

حجت الاسلام اعتمادیان نقل می کنند : در ایامی که به انگلستان جهت تبلیغ رفته بودم  ،یک روز که به منزل یکی از دوستان دعوت شده بود وقتی وارد حیاط منزل شد، با تعجب دید که آنجا نیز بساط دیگ و آتش و نذری امام حسین (علیه‌السلام) برپاست، همه پیراهن مشکی بر تن کرده و شال عزا به گردن آویخته و عزادار حضرت سید الشهداء اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) هستند.

در این میان متوجه یک زوج جوان که خیلی عاشقانه در مجلس امام حسین (علیه‌السلام) فعالیت می‌کردند، شد و وقتی از حال آن‌ها جویا شد، متوجه شد که آن دو مسیحی بوده‌اند و مسلمان شده‌اند و هر دو پزشک هستند.

مرد متخصص قلب و عروق و زن هم فوق تخصص زنان. برایش جالب بود که در انگلستان، برخی از مردم این طور عاشق اهل بیت (علیه‌السلام) باشند و مخصوصاً دو پزشک مسیحی، مسلمان شوند و با این شور و حال و با کمال تواضع در مجلس امام حسین (علیه‌السلام) نوکری کنند.

کمی نزدیک‌تر رفت، با آن زن تازه مسلمان شروع به صحبت کردن نمود و از او پرسید که به چه علت مسلمان شده و علت این همه شور و هیجان و عشق و محبت چیست؟

او گفت: «درست است، شاید عادی نباشد، اما من دلم ربوده شده، عاشق شدم و این شور و حال هم که می‌بینی به خاطر محبت قلبی من است.» از او پرسید: «دلربای تو کیست؟ چه عشقی و چه محبتی!؟»

پاسخ داد: «من وقتی مسلمان شدم، همه چیز این دین را پذیرفتم، به خصوص این که به شوهرم خیلی اطمینان داشتم و می‌دانستم بی‌جهت به دین دیگری رو نمی‌آورد.

نماز و روزه و تمام برنامه‌ها و اعمال اسلام را پذیرفتم و دیگر هیچ شکی نداشتم. فقط در یک چیز شک داشتم و هر چه می‌کردم دلم آرام نمی‌گرفت و آن مسئله آخرین امام و منجی این دین مقدس بود که هرچه فکر می‌کردم برایم قابل هضم نبود که شخصی بیش از هزار سال عمر کرده باشد و باز در همان طراوت و جوانی ظهور کند و اصلاً پیر نشود.

در همین سرگردانی به سر می‌بردم تا اینکه ایام حج رسید و ما هم رهسپار خانه خدا شدیم. شاید شما حج را به اندازه ما قدر ندانید. چون ما تازه مسلمانیم و برای یک تازه مسلمان خیلی جالب و دیدنی است که باشکوه‌ترین مظاهر دین جدیدش را از نزدیک ببیند.

 

وقتی اولین بار خانه کعبه را دیدم، به طوری متحول شدم که تا به آن موقع این طور منقلب نشده بودم. تمام وجودم می‌لرزید و بی‌اختیار اشک می‌ریختم و گریه می‌کردم. روز عرفه که به صحرای عرفات رفتیم، تراکم جمعیت آن چنان بود که گویا قیامت برپا شده و مردم در صحرای محشر جمع شده بودند.

ناگهان در آن شلوغی جمعیت متوجه شدم که کاروانم را گم کرده‌ام، هوا خیلی گرم بود و من طاقت آن همه گرما را نداشتم، سیل جمعیت مرا به این سو و آن سو می‌برد، حیران و سرگردان، کسی هم زبانم را نمی‌فهمید، از دور چادرهایی را شبیه به چادرهای کاروان لندن می‌دیدم، با سرعت به طرف آن‌ها می‌رفتم، ولی وقتی نزدیک می‌شدم متوجه می‌شدم که اشتباه کرده‌ام.

 

خیلی خسته شدم، واقعاً نمی‌دانستم چه کنم. دیگر نزدیک غروب بود که گوشه ای نشستم و شروع کردم به گریه کردن، گفتم خدایا خودت به فریادم برس! در همین لحظه دیدم جوانی خوش سیما به طرف من می‌آید.

 

جمعیت را کنار زد و به من رسید. چهره‌اش چنان جذاب و دلربا بود که تمام غم و ناراحتی خود را فراموش کردم. وقتی به من رسید با جملاتی شمرده و با لهجه انگلیسی فصیح به من گفت: «راه را گم کرده ای؟ بیا تا من قافله‌ات را به تو نشان دهم.»

او مرا راهنمایی کرد و چند قدمی بر نداشته بودیم که با چشم خود «کاروان لندن» را دیدم! خیلی تعجب کردم که به این زودی مرا به کاروانم رسانده است. از او حسابی تشکر کردم و موقع خداحافظی به من گفت : «به شوهرت سلام مرا برسان».

من بی اختیار پرسیدم: «بگویم چه کسی سلام رسانده؟» او گفت : «بگو آن آخرین امام و آن منجی آخرالزمان که تو در رمز و راز عمر بلندش سرگردانی! من همانم که تو سرگشته او شده ای!» تا به خودم آمدم دیگر آن آقا را ندیدم و هر چه جستجو کردم، پیدایش نکردم.

 

آنجا بود که متوجه شدم امام زمان عزیزم را ملاقات کرده‌ام و به این وسیله طول عمر حضرت نیز برایم یقینی شد. از آن سال به بعد ایام محرم، روز عرفه، نیمه شعبان و یا هر مناسبت دیگری که می‌رسید من و شوهرم عاشقانه و به عشق آن حضرت خدمتش را می‌کنیم و آرزوی ما دیدن دوباره اوست.»

 

تمنای وصال ، حسن محمودی ، نشر همای غدیر ، ص ۱۰۷

   شنبه 16 تیر 1397نظر دهید »

به ظهور نزدیک شده ایم …

 

رهبر انقلاب: ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پُر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌ای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم.۱

 

به ظهور نزدیک شده ایم  

ما به زمان ظهور امام زمان ارواحنافداه، این محبوب حقیقی انسانها نزدیک شده‌ایم؛ زیرا معرفتها پیشرفت کرده است.۲

 

 

با اطمینان می گویم!

کسانی که در گذشته‌ئی نه چندان دور آیه‌ی یأس میخواندند و نه تنها اسلام و مسلمین بلکه اساس معنویت و دینداری را در برابر هجوم تمدن غرب، از دست‌رفته می‌پنداشتند، امروز سر بر افراشتن اسلام و تجدید حیات قرآن و اسلام، و متقابلاً ضعف و زوال تدریجی آن مهاجمان را به چشم می‌بینند.و با زبان و دل تصدیق میکنند.

من با اطمینان_کامل میگویم: این هنوز آغاز کار است، و تحقق کامل وعده‌ی الهی یعنی پیروزی حق بر باطل و بازسازی امت قرآن و تمدن نوین اسلامی در راه است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَْرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی‌ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ» نشانه‌ی این وعده‌ی تخلف‌ناپذیر در اولین و مهمترین مرحله، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و بنای بلندآوزه‌ی نظام اسلامی بود که ایران را به پایگاه مستحکمی برای اندیشه‌ی حاکمیت و تمدن اسلامی تبدیل کرد. سر بر آوردن این پدیده‌ی معجز‌آسا، درست در اوج هیاهوی مادیگری و اسلام‌ستیزیِ چپ و راست فکری و سیاسی، و آنگاه مقاومت و استحکام آن در برابر ضربات سیاسی و نظامی و اقتصادی و تبلیغاتی که از همه سو نواخته میشد، در دنیای اسلام امیدی تازه برانگیخت و شوری در دلها پدید آورد.

هر چه زمان گذشته، این استحکام ـ به حول و قوه‌ی الهی ـ بیشتر و آن امید ریشه‌دارتر شده است. در طول سه دهه‌ئی که بر این ماجرا میگذرد، خاورمیانه و کشورهای مسلمان آسیا و افریقا، صحنه‌ی این هماوردی پیروزمندانه است.۳

 

نماز جماعت در قدس

امیدوارم که ان‌شاءاللّه آن روزی را که شماها در قدس نماز جماعت میخوانید، ببینید و ببینیم ان‌شاءاللّه؛ ما معتقدیم که این ‌روز خواهد آمد. ممکن است شخص این حقیر یا امثال ما نباشند، امّا این روز خواهد آمد و دیر هم نخواهد شد. چند سال پیش، این همان دولتِ صهیونیستیِ همسایه‌ی شما گفت که ایران را ما تا مثلاً ۲۵ سال دیگر، چنین میکنیم، چنان میکنیم؛ من گفتم که شما ۲۵ سال دیگر را درک نخواهید کرد که بخواهید آن‌وقت شما آن کار را انجام بدهید! ان‌شاءالله این روز پیش می‌آید

 

۱_ ۱۳۸۱/۷/۳۰ ‌‌‌‌‌‌‌‌

۲_ در تاریخ ۳ آذر ۱۳۷۸ مصادف با ۱۵ شعبان ۱۴۲۰

۳_در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۷ در پیام به کنگره عظیم حج

۴_در تاریخ ۱۰ اسفند ۹۶ در دیدار وزیر اوقاف و جمعی از علمای سوریه

   جمعه 15 تیر 13971 نظر »

مجموعه اشعار در مدح امام زمان عجل الله

 

در مدح امام زمان  

 

دل را ز بيخودى سر از خود رميدن است

جان را هواى ز قفس تن پريدن است

 

از بيم مرگ نيست که سر داده‏ ام فغان

بانگ جرس به شوق به منزل رسيدن است

 

دستم نمى رسد که دل از سينه بر کنم

بارى علاج شکر گريبان دريدن است

 

شامم سيه ترست ز گيسوى سرکشت

خورشيد من بر آى که وقت دميدن است

 

سوى تو اى خلاصه گلزار زندگى

مرغنگه در آرزوى پر کشيدن است

 

بگرفته آب و رنگ ز فيض حضور تو

هر گل در اين چمن که سزاوار ديدن است

 

با اهل درد شرح غم خود نمى کنم

تقدير غصه دل من ناشنيدن است

 

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا

روزى ” امين‏” سزا لب حسرت گزيدن است

 

سید علی خامنه ای

♦♦♦ 

 

به فدای جسم و جانت جسم و جانت که شه جهانیانی

به مدیح تو چه گویم که تو خود جهان جانی

 

به خیال خال رویت شده طی بساط عمرم

نظری به حال زارم که تو محیی جهانی

 

زچه رو شبی به سویم نظری نمی نمایی

به برم نمی نشینی به برت نمی نشانی

 

تو که واقفی ز حال دل زار ناتوانم

چه شود اگر نمایی نظری به ناتوانی

 

نه زبان آن که گویم غم و ماجرای دل را

نه تحملی که ســازم به فشار زندگانی

 

شب و روز در فراقت ز دو دیده اشک ریزم

که مگر کنی عنایت به ضعیف خسته جانی

 

همه شب پیام وصل تو رسد به گوش جانم

همه روز حاضرم من ز برای جان فشانی

 

به رهت دو دیده بر در که مگر ز در درآیی

رخ خوب خود نمایی و کنی هر آن چه دانی

 

تو ذخیره خدایی که برای دادخواهی

به تو جلوه ها نماید که کنی جهان ستانی

 

من بینوای حیران بنشسته ام مهیا

که رسد به گوشم از غیب صدای آسمانی

 

شاعر: علامه سید محمد حسن میرجهانی طباطبائی (قدس سره)

 

♦♦♦ 

از ما عجیب نیست دعایی نمی رسد

از تحبس الدعا که صدایی نمی رسد

 

ما تحبس الدعا شده نان شبهه ایم

آنجا که شبهه است عطایی نمی رسد

 

پر باز می کنم بپرم،می خورم زمین

بال و پر شکسته به جایی نمی رسد

 

باید تنم پی سپر دیگری رود

با روزه های ما به نوایی نمی رسد

 

با دست خالی از چه پل دیگران شوم

دستی که وقف شد به گدایی نمی رسد

 

ای میزبان فدای تو و سفره چیدنت

آیا به این فقیر غذایی نمی رسد؟

 

من سالهاست منتظر یک ضمانتم

آخر چرا امام رضایی نمی رسد

 

از من مخواه پیش از این زندگی کنم

وقتی برات کرب و بلایی نمی رسد ..

 

علی اکبر لطیفیان


موضوعات: اشعار, مهدویت
   پنجشنبه 14 تیر 13971 نظر »

پیغام به آیت الله بهاالدینی 

« حضرت پیغام دادند که در قنوت به من دعا کنید »

 

 

امام زمان علیه السلام فرمودند « بسیار برای فرج من دعا کنید » ۱

امام باقر علیه السلام فرمودند : « اگر یک روز صبح کردید و یکی از ما اهل بیت را در میان خود ندیدید استغاثه کنید به خداوند متعال که اگر این کار را کردید فرج حاصل می شود » ۲

 

سال های بسیاری در قنوت سرور عزیزمان آیت الله بهاالدینی ، آیات نورانی قرآن کریم و دعاهای مرسوم را می شنیدیم . تا این که ناگهان زمانی متوجه شدیم که عبارت ایشان تغییر کرده و تا دستان خود را مقابل صورت می گیرند برای حضرت مهدی علیه السلام دعا می کنند : « اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.»

 

روزی در محضر آقا بودیم فرصت پیش آمد و از تغییر رویه ایشان در این باره پرسیدم .

معظم له به یک جمله بسنده کردند :« حضرت پیغام دادند که در قنوت به من دعا کنید » ۳

 

الا ای زندانی زندان غیبت 

دعا کن طی شود ایام غیبت 

به آنانی که مشتاق ظهورند 

به سالی بگذرد هر آنِ غیبت 

 

 

۱_کمال الدین ، ج ۲ ، باب ۴۵ ، ص ۲۳۹ .

۲_ کمال الدین ، ج ۱ باب ۳۲ ، ص ۵۹۹

۳_ تمنای وصال ، حسن محمودی ، نشر همای غدیر ، ص ۱۴۸ ،به نقل از پور سید آقایی ص ۵۴.

   یکشنبه 16 اردیبهشت 13971 نظر »

امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) چه یارانی می خواهند؟

 

ویژگی یاران امام زمان

 

حسادت را اگر از بین ببریم غرق محبت می شویم و اگر غرق محبت شویم دعای فرج ورد زبانمان می شود کسی که حسادت نداشته باشد نسبت به ولایت عشق می ورزد.

 

منتظران فرج بدانند آقا یارانی می خواهد که یک ذره در وجودشان حسادت و انانیت نداشته باشند و باید خیلی در این زمینه جلو بروند.  بعضی ها معلوم است که حسادت را مثل مرض بروز می دهند و کسی اصلا نمی فهمد این چیز بدی است.

 

در زمان ظهور حضرت حسودان از بین نمی روند اما می گویند الان تکان بخورید همه می فهمند شما مرضی دارید. و دچار خودسانسوری می شوند از بس همه حسادت را می فهمند، حسادت نسبت به ولیّ خدا زشت ترین حسادت است.

 

  حسادت را اگر از بین ببریم غرق محبت می شویم و اگر غرق محبت شویم دعای فرج ورد زبانمان می شود، یک شب من در جبهه این دعا را برای رزمنده هایی که نصف آنها شهید شدند می گفتم، امشب گفته اند این دعا را خیلی بخوانید و این دعا ناشی از یک محبت شدید نسبت به آقاست.

 

محبتی که شما را دیوانه کرده و می گویید خدایا مواظب امام زمان (ع)باش، دستش برا بگیر، خدایا حمایتش کن، کمک کن تا ظهور کند و او بهره ببرد؛ در حالی که خدا خودش مراقب امامش هست و نیازی به گفتن ما نیست اما از روی محبت شدید چنین می گوییم.

 

 

سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در حسینیه آیت الله حق شناس - خرداد96

   جمعه 14 اردیبهشت 1397نظر دهید »

1 3

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 72
  • دیروز: 180
  • 7 روز قبل: 754
  • 1 ماه قبل: 2509
  • کل بازدیدها: 133798
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 12
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 35
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 20
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1