آیا سیزه بدر نحس است ؟

 

سیزده بدر

 

در اذهان بسیاری از مردم عدد سیزده نحوست دارد و سابقه خوبی ندارد . تا آن اندازه این مطلب در اذهان رسوخ کرده که حتی مامورین شماره گذاری ، از نوشتن عدد سیزده کراهت داشتند و خودداری می کردند و بر درب خانه ها و مغازه ها عدد ۱۳ را به صورت « ۱۲+۱» می نوشتند . در صورتی که این مطلب هیچ گونه مدرک و سندی ندارد و صرفا یک شایعه بی اساس و یک تطیر غیر معقول است .

به طور کلی تطیر و فال بد زدن در اسلام ممنوع و مردود است ، در روایتی از حضرت رسول ( صلی الله ) نقل شده که فرمودند ؛ روی أن النبی کان یحبُ الفال الصالح و الاسم الحَسَن و یَکرَه الطیره : پیامبر بزرگمهر اسلام دوست می داشت تفأل ( فال نیک زدن ) را و اسم خوب را و دوست نمی داشت تطیر ( فال بد زدن) را .

 

بنابراین تطیر زدن یکی از اعمال زشت و غیر مجاز د  اسلام است و عدد سیزده از جمله اعدادی است که دچار این گرفتاری شده است . …

 

متاسفانه به واسطه فرهنگ غلطی که سالیان دراز در این مملکت حکومت می کرد ، این عدد چهره زشتی پیدا کرده بود و اکثر مردم روز ۱۳ فروردین را در خانه ها نمی مانند و دست از کار می کشند و برای رفع نحوست خیالی به صحراها و مراکز تفریحی روی می آوردند و گاهی هم به معصیت و گناه سرگرم می شدند و دست به اعمال غیرمشروع و غیرمعقول می زدند و گویا در این روز برای خود آزادی بیشتری احساس می کنند .اما باید گفت که تفریح و تفرج سالم ، از نظر اسلام هیچ گونه ممنوعیت و حرمتی ندارد بلکه مورد تاکید و توصیه ائمه معصومین علیهم السلام هم بوده است ….

 

 

نوروز چه روزی است ؟ .سید باقر آیت میردامادی ، انتشارات حضور ، ص ۷۲_ ۷۳.

 

   پنجشنبه 2 فروردین 1397نظر دهید »

هفت سین قرآنی 

هفت سین قرآنی

 

هفت سین از دیر زمان است که در بین خانواده های ایرانی مرسوم است و در ساعت تحویل سال سفره ای در خانه پهن می کنند و در آن سفره هفت چیز که حرف اول آنها با سین است در سفره می گذارند و اهل خانه اطراف آن سفره می نشینند . گفتنی است هفت سینی که بین مردم معمول و مرسوم است ذاتا از نظر اسلام حرمت و معنی ندارد ولی به عنوان آداب اسلامی ، در تاریخ اسلام و روایات وجود نداشته و ندارد و ممکن است ریشه تاریخی هفت سین همان روایت حضرت علی علیه السلام باشد که در طول تاریخ دچار انحراف و تحریف شده باشد .

 

از حضرت علی علیه السلام روایت شده که : اگر کسی هفت آیه که در آنها هفت سین ذکر شده باشد با آب زعفران و گلاب بر ظرف چینی بنویسد و در ساعت تحویل سال از آن آب بنوشد تا آخر سال دچار مرض و کسالت نمی گردد و بیمه قرآنی می شود و آن آیات عبارتند از : 

۱_ سلامٌ قولاً من رب رحیم ( سوره یس ، آیه ۵۸ ) 

۲_ سلامٌ علی نوحٍ فی العالمین ( سوره صافات ، آیه ۷۹ )

۳_ سلامٌ علی ابراهیم ( سوره صافات ، آیه ۱۰۸) 

۴_ سلامٌ علی موسی و هارون ( سوره صافات آیه ۱۱۹ ) 

۵_ سلامٌ علی آل یاسین ( سوره صفات آیه ۱۲۹)

۶_ سلامٌ علیکم طِبتم فادخلوها خالدین ( سوره زمر ، آیه ۷۳)

۷_ سلامٌ هی حتی مطلع الفجر ( سوره قدر آیه ۶ ) .

 

 

منبع : نوروز چه روزی است ؟ ، سید باقر آیت میردامادی ، انتشارات حضور ، ص ۶۶_ ۶۷ .

   چهارشنبه 1 فروردین 13971 نظر »

نوروز باستانی ، نوروز پادشاهان بود .

 

 

 

رهبرانقلاب : این نوروزی که امروز ما داریم ، نوروز باستانی نیست ، نوروز ایرانی است


نوروز باستانی، نوروز پادشاهان بود؛برای اینکه عظمت ظاهری خود را به رخ ملّتها بکشانند و هدیه بپذیرند ۱/۱/ ۹

 

   شنبه 26 اسفند 13961 نظر »

رابطه دید و بازدید نوروزی با صله رحم 

 

نوروز و صله رحم

 

یکی از آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است که در دین اسلام می توان آن را یکی از مصادیق «صله رحم» برشمرد که در آیات قرآن و روایات اسلامی بر آن بسیار تأکید شده است، چنانکه حضرت محمد(ص) در حدیثی می فرمایند: هيچ مهمانى نيست كه بر قومى وارد شود، مگر آنكه روزى اش در دامان اوست . پس، چون فرود آيد ، با روزى اش فرود مى آيد، و چون برود، با گناهان آنها ( ميزبان ) مى رود .

 

بزرگداشت ایام نوروز مصادف است با روزهایی که زیبایی سحر انگیز طبیعت، قدرت خداوند و تجدید حیات و معاد را در خاطره ها زنده می کند به علاوه در نوروز مردم اقدام به کارهایی می کنند که شارع مقدس به آن تشویق نموده است؛ مثل: نظافت و خانه تکانی، صله رحم، خوشحال کردن مؤمنان، از بین بردن دشمنی ها و کینه ها، آزادی زندانیان و غیره.

 

صله رحم رحم درجاتی دارد که با توجه به توان فرد، عرف اجتماع، نیاز افراد و برخورد و جواب دهی آنان متفاوت و قابل تغییر است و به هر حال تا هر درجه ای که ممکن است باید به این برنامه دینی عمل کرد. مرجع و معیارِ در چگونگی ابراز محبت و احسان، عرف است؛ زیرا به حسب عادات و رسومِ افراد و نزدیک و دور بودنِ آنها فرق مى‏ کند. نوع این ارتباط به نیاز افراد نیز بستگی دارد آنچنان که ممکن است بعضى نیاز مادّى داشته باشند و بعضى نیاز مادى نداشته ولى به کمک دیگرى نیازمند باشند؛ مانند پیرمرد و پیرزن افتاده ‏اى که باید آنان را رسیدگی نمود، و بعضى ممکن است کمکِ فکرى بخواهند. و بعضى هیچ نیازی ندارند و فقط باید از آنان احوال‏ پرسى کرد.

 

مقدار و حدود صلۀ رحم نسبی است؛ یعنی نسبت به افراد و محیطی که در آن زندگی می کنند متفاوت است؛ مهم آن است که شخص در عرف خودشان قاطع رح محسوب نشود. از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: لقمان به پسرش گفت: پسر جان! … با همۀ مردم خوش خلق باش. پسرم اگر مال دنیایى نداشتى که با آن صله رحم کنى، و بر برادران تفضل نمایى، حسن خلق و روى خوش داشته باش، چون کسى که حسن خلق دارد خوبان او را دوست مى ‏دارند، و بدکاران از او دورى مى ‏نمایند.باز آن حضرت می فرماید: “پیوند خویشاوندى خویش را حتى با جرعه‏ اى از آب محکم کن و بهترین راه براى خدمت به آنان این است که (دست کم) از تو آزار و مزاحمتى نبینند”

 

ضيافت، مهماندارى و مهمان نوازى، دست و دل باز بودن و سفره اى گشوده داشتن ، نشانه جوان مردى و يكى از برجسته ترين ارزش هاى انسانى و مكارم اخلاقى است. اسلام نيز اهتمام ويژه اى به اين خصلت والاى انسانى دارد و پيشوايان اين آيين آسمانى ، با تعبيرهاى گوناگون و تنبّه آفرين ، مسلمانان را به آن ، توصيه و تشويق كرده اند .

 

از نظر روايات اسلامى، مهمان نوازى، يكى از برترين مكارم اخلاقى است كه در آن، مهمان، نه تنها روزىِ خود را مى آورد و از روزىِ انسان نمى كاهد ، بلكه بر آن نيز مى افزايد. چنانکه پيامبر اکرم(ص) در حدیثی می فرمایند: ميهمان، روزى خود را مى ‏آورد و گناهان اهل خانه را مى ‏برد.

 

برعكس ، خوددارى از پذيرفتن مهمان ، نشانه قساوت قلب انسان ، و كوچ كردن خير و بركت از خانه اى است كه در آن زندگى مى كند .با تأمّل در اين موارد و ساير مواردى كه اطعام ديگران ، مورد تأكيد قرار گرفته ، مى توان دريافت كه در همه مواردى كه خداوند متعال ، نعمت خاصى را به انسان ارزانى داشته و يا بلايى را از او دفع كرده و يا اطعام ديگران آثار و بركات بيشترى دارد (مانند افطارى دادن در ماه رمضان ، و يا مراسم عزادارى سيد الشهدا امام حسين عليه السلام )، مهمانى، از فضيلت بيشترى برخوردار است.

 

 دیده شده در باشگاه خبرنگاران جوان 

   چهارشنبه 2 فروردین 1396نظر دهید »

رزق و روزی 



 

روایت شده است شخصی به حضور امیرالمؤمنین علیه السلام از تنگی معیشت خود حکایت کرد . امام فرمود : « لعلک تکتب بقلم معقود . فعال : لا .لعلک تمشط بمشط مکسور . فقال : لا .

فقال : لعلک تمشی امام من هو اکبر منه سناً . فقال : لا .

فقال : لعلک تنام بعد الفجر . فقال: لا .

فقال : لعلک تترک الدعا للوالدین . فقال ؛ نعم یا امیرالمؤمنین.

فقال علیه السلام ؛ فاذکر هما فانی سمعت رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم یقول : ترک الدعا للوالدین یقطع الرزق .»

 

یعنی « فقر و تنگدستی تو شاید به این سبب است که با قلم گره دار می نویسی . عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین .


فرمود : شاید با شانه شکسته موی خویش را می آرایی ، عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین.


فرمود : شاید از کسی که عمرش از تو بیشتر است جلوتر می روی ، عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین.


فرمود : شاید بعد از طلوع فجر می خوابی ، عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین.


فرمود : شاید که پدر و مادر خود را از دعای خیر دریغ می ورزی ، عرضه داشت : آری یا امیرالمومنین.


پس آن گاه امام فرمود که برای رفع بلای تنگ دستی ،پدر و مادر خود را از دعا فراموش نکنید و فرمود : از رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود : ترک دعای خیر برای پدر و مادر ، روزی آدمی را می برد و او را به تنگدستی مبتلا می سازد .»

 


دیده شده در کتاب نشان از بی نشان ها ، علی مقدادی اصفهانی( فرزند ذکور حاج شیخ حسنعلی نخودکی ) نشر جمهوری ، جلد ۱ ، ص ۴۲۶.

   چهارشنبه 22 دی 1395نظر دهید »

تواضع 

 


آیه «وَ اخْفِضْ‏ لَهُما جَناحَ الذُّل‏ مِنَ الرَّحْمَة» (اسراء/۲۴) بشنوید… «وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيرا» این هم دنباله آیه است. «وَ بِالْوالِدَيْنِ احسان » خفض جناح یعنی بالت را باز کن. بالت را برای پدر و مادر باز کن. الآن هم دو نفر که همدیگر را دوست دارم و مدتی همدیگر را ندیدند، وقتی همدیگر را می‌بینند دستشان را باز می‌کنند که با همدیگر رو بوسی کنند. این بالت را باز کن کنایه از این است که تواضع کن.

 

«وَ اخْفِضْ‏ لَهُما جَناحَ الذُّل‏» در چه شرایطی؟ می‌گوید: در هر موقعیتی که هستی. شاه هستی، رئیس جمهور هستی. مرجع تقلید هستی. هرکس هستی، این برای مردم عادی نیست. اگر بالاترین درجات علمی و سیاسی اجتماعی را هم داری، پدرت را تحقیر نکن. مادرت را تحقیر نکن.

با کمال تأسف هستند جوان‌هایی که وقتی دوستانشان مثلاً خانه‌شان می‌آیند، به پدر و مادرشان می‌گویند: تو بیرون نیا. چند نفر مهمان دارم. اینها سوپردولوکس هستند. تو قدیمی هستی. نتیجه دانشگاه این است؟ نتیجه دبیرستان این است؟ دو تا کلمه درس خواندی به پدر و مادرت می‌گویی: جلوی مهمان‌هایم پیدا نشو. یا به پدر و مادرت می‌گویی: تو حرف نزن! هیچی نگو! چرا؟ لهجه دارد. لهجه داشته باشد. اصلاً اینهایی که بدمستی می‌کنند، یادشان رفته این پدر و مادر نان مفت به تو دادند و تو دیپلم و لیسانس شدی. 

 

حسن و قبح ذاتی کارهای اخلاقی
یک نابینا وارد جلسه پیغمبر شد. پیربود و نابینا بود و عصا زنان آمد. یک نفر در جلسه عبوس کرد. آیه آمد سوره  «عَبَسَ‏ وَ تَوَلَّى» (عبس/۱) «عَبَس» عبوس کرد. ابرو خم کرد؟ «أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏» (عبس/۲) عبوس کردی؟ نابینا را بخندی، می‌بیند؟ نه! من نابینا هستم. شما بخندی. من نمی‌فهمم. عبوس کنی، من نمی‌فهمم. برای نابینا بخندی و عبوس کنی فرقی ندارد. قرآن نمی‌گوید: چون او فهمید بد کردی. حتی اگر او هم نفهمد بد کردی. یعنی کار بد، بد است ولو پلیس نفهمد. از چراغ قرمز عبور کردی، آدم بدی هستی. نه، پلیس که نفهمید. خوب نفهمد. کارت اشتباه بود. ما وقتی عیب را می‌فهمند می‌گوییم: ای خاک بر سرم! فهمیدند. باید بگوییم: خاک بر سرم که این غلط را کردم. نباید بگویی: خاک بر سرم که او فهمید. برای اعمی بخندی و عبوس کنی فرقی ندارد. کار زشت، زشت است. 


خدمت دکتر بهشتی در زمان طاغوت بودم. آخر شب در ماشین ایشان نشستیم جایی برویم. شهید مظلوم دکتر بهشتی پشت فرمان بود. به چراغ قرمز رسید، ایستاد. من نگاه کردم و گفتم: آقای دکتر، هیچ کس نیست، برویم. گفت: چراغ قرمز است. گفتم: شما که نظام شاهنشاه را قبول نداری. گفت: من نظام را قبول ندارم. ولی نظم را قبول دارم. نظم می‌گوید: وقتی چراغ قرمز است، بایست. ما می‌ایستیم چون پلیس جریمه‌مان می‌کند. چون پلیس می‌فهمد. گیر ما این است. باید به جایی برسیم که خوب، خوب است ولو هیچکس نفهمد. بد، بد است ولو کسی نفهمد. خوب و بدی‌ها مربوط به فهم مردم نیست.

 

«وَ اخْفِضْ‏ لَهُما جَناحَ الذُّل‏» ذل یعنی ذلت، یعنی نسبت به پدر و مادر خودت را ذلیل کن. کوچک کن. مادر که بچه‌اش را می‌بوسد سفت می‌بوسد. اما بچه‌ها مادر را چطور می‌بوسند؟ انگار کاهگل می‌بوسند. مادر که بچه‌اش را می‌بوسد مُک می‌زند. اما پسر و دختر… یادمان می‌رود. ما هرچه داریم از پدر و مادر داریم.


سخنان حجت الاسلام قرائتی درس هایی از قرآن ، ۴/ ۶ / ۹۵ .موضوع ، تواضع در برابر والدین .

   یکشنبه 14 شهریور 13951 نظر »

نگهداری والدین در منزل نه خانه سالمندان 

 

 

یک کار غلطی که دنیا کرده است، و ایران هم از این کار غلط پیروی کرده است، این است که خانه‌ٔ سالمندان درست شده است. این‌ها نمی‌فهمند که وقتی آدم پیر شد، بچه‌اش را که ببیند، نوه‌اش را ببیند، روحیه اش باز می‌شود. صبح بلند می‌شود، این پیر او را می‌بیند، در خانه سالمندان همه قیافه‌ها، چین و چروک خورده، اعصاب تنگ، همه دور از بچه، مادر وقتی نوه‌اش را می‌بیند، روحش باز می‌شود. دکتر روانشناسی داریم، نمی‌دانم چرا دکترهای روانشناس توجه ندارند، آیا این سالمندانی که در خانه‌ی سالمندان می‌گذاریم، این‌ها افسردگی‌شان خوب می‌شود، یا بدتر می‌شود؟ خوب چرا دکترهای روانشناسی این را تذکر نمی‌دهند؟ شاید هم تذکر داده‌اند، من نفهمیدم. ما گاهی وقت‌ها تولید استرس می‌کنیم. نه تنها پریشانی را برطرف نمی‌کنیم. هر جا از اسلام دور شدیم، تولید استرس کردیم. 


چند وقت پیش تالار وحدت تهران، آمدند و گفتند: هزار دکتر روانشناس را دعوت کردیم، شما بیا و صحبت کن. ما رفتیم آنجا صحبت کنیم، چیزهایی که گفتیم، آمدند و گفتند: این‌ها برای ما تازگی داشت.  گفتم: متن اسلام است. روانشناس واقعی خداست. خدا می‌داند که نیاز من چیست. مادر پیر، پدر پیر، بچه‌اش را که می‌بیند، شاد می‌شود. شما من را در سالمندان می‌گذاری، بر افسردگی من اضافه می‌شود. احساس می‌کند که یک عمری فدای بچه شده است، آخرش هم من را در سالمندان گذاشت. هر طوری که با پدر و مادر رفتار کنیم، همانطور بچه‌های ما با ما رفتار خواهند کرد. 
گندم از گنم بروید جو ز جو!

 


حالا از کجای قرآن در می‌آوری؟ آقای قرائتی! تو آخوند هستی، بنا شد از قرآن بگویی ما قبول کنیم، حرف‌های خودت سلیقه‌ای است. می‌گویم از قرآن می گویم. کجای قرآن می‌گوید: خانه سالمندان ممنوع! این کلمه! «إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ»۱ «عِنْدَكَ» یعنی پدر و مادر نزد تو باید پیر بشوند. نه کیلومتر ده! «عِنْدَكَ» می‌گویی: آقا جا ندارم. یک آپارتمان تنگ، زنم جوان است، حال ندارد با مادرم بسازد. این‌ها اخلاق‌هایشان به هم نمی‌خورد. مثل پیوند، اسفناج و گلابی هستند. خوب پیوند اسفناج و گلابی، نمی‌شود. مادر و پدرم پیر هستند، این عروس، خانه تنگ است. من بچه دارم. اگر هم در خانه نمی‌شود، در همان محله یک اتاق اجاره کن، که صبح به صبح بتوانی مادرت را ببینی، او را کیلومتر فلان نفرست، البته این دیگر هنر شهرداری است. حیفش! ما باید دوباره سراغ اسلام برگردیم.

 

تمام برج ‌سازان، انبوه سازان، همینطور که گفته می‌شود، هر خانه‌ای یک پارکینگ می‌خواهد، هر آپارتمانی یک انباری می‌خواهد، بگویند هر بیست تا ساختمانی دو تا هم سوییت کوچک می‌خواهد. برای اینکه در این بیست خانه ممکن است یکی دو تا پیرزن و پیرمردی باشد. این برود در همین سوئیت زندگی کند، نهار که می‌خواهیم بخوریم، یک بشقاب برای او می‌فرستیم، او هم خسته شد، می‌آید و بعد به اتاقش برمی‌گردد. «عِنْدَكَ» نه عند کیلومتر فلان! این «عِنْدَكَ» مهم است. عجب کتابی داریم. هر حرفش یک نکته دارد. 

 

۱_سوره اسرا ، آیه ۲۳.

۲_  سخنان حجت الاسلام قرائتی ، درس هایی از قرآن ،  ۲۱ / ۵ /۹۵ 

   سه شنبه 26 مرداد 13951 نظر »

مقام والای مادر در قرآن

 


نوع دستورهایی که اسلام به زن و مرد می دهد ، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دوقائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی دارد ، وقتی احترام به پدر ومادر را بازگو می کند ، برای گرامیداشت مقام زن ، نام مادررا جداگانه و بالاستقلال طرح می کند . قرآن کریم می فرماید :و قضی ربّک الاّ تعبدوا الاّ ایاه و بالوالدین احساناً امّا یبلغنّ عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما و قل لهما قولاً کریماً ۱

پروردگار تو مقرّر کرد که جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان کنید .اگر یکی از آن دو یا هر دو ، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی « اوف » مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی .

 

و در بخشی دیگر می فرماید : ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت به پدر و مادرفراموش نکند :و وصّینا الانسان بوالدیه احساناً ۲
و انسان را نسبت به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم .

 


و در جای دیگراحسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حقّ یاد می کند :ان اشکر لی ولوالدیک ۳ شکر گزار من و پدر و مادرت باش .


اما با همه این تجلیل های مشترک ، وقتی می خواهد از زحمات پدر و مادر یاد کند ، از زحمت مادر سخن می گوید ، نه از زحمت پدر ، آنجا که می فرماید :و وصّینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امّه کرهاً و وضعته کرهاً و حمله و فصاله ثلاثون شهراً ۴ زحمات سی ماهه مادر را می شمارد ، که : دوران بارداری زایمان ، و دوران شیرخوراگی برای مادر دشوار است . وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادرذکر می کند . در این بخش قرآن ، حتی اشاره ای هم به این موضوع نیست که : پدر زحمت کشیده است .

 

بنابراین ، آیات قرآن که در مورد حقّ شناسی از والدین آمده است بر دو قسم است : یک قسم حقّ شناسی مشترک پدر و مادر را بیان می کند و قسم دیگر ، آیاتی است که مخصوص حقّ شناسی مادر است ، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می کند فقط برای بیان وظیفه است ، نظیر :و علی المولود له رزقهنّ و کسوتهنّ بالمعروف ۵ خوراک و پوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل وبیان زحمات است ، اسم مادر را بالخصوص ذکر می کند .

 

 

 

۱_ سوره اسرا ،آیه ۲۳.

۲_ سوره احقاف ، آیه ۱۵.

۳_ سوره لقمان ، آیه ۱۴ .

۴_ سوره احقاف ، آیه ۱۵ .

۵_ سوره بقره ، آیه ۲۳۳.

۶_دیده شده در کتاب زن در آینه جمال و جلال ، آیت الله جوادی آملی ، ص۱۳۴

   شنبه 9 مرداد 1395نظر دهید »

1 3 4

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 60
  • دیروز: 79
  • 7 روز قبل: 2647
  • 1 ماه قبل: 5368
  • کل بازدیدها: 125938
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 36
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ