شرایط شکسته شدن نماز 

 

 

 

سوال : شرایط وجوب قصر بر مسافر در نمازهای چهار رکعتی کدام است؟

جواب : امور هشتگانه ذیل است:

1. سفر او به مقدار مسافت شرعی باشد یعنی رفتن یا برگشتن و یا رفت و برگشت او روی ‏هم هشت فرسخ شرعی‏ باشد، مشروط به اینکه رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد.

 

2. از اول مسافرت قصد پیمودن هشت فرسخ را داشته باشد، بنا بر این اگر از ابتدا قصد پیمودن هشت فرسخ را نداشته و یا قصد پیمودن کمتر از آن را داشته باشد و بعد از رسیدن به مقصد تصمیم بگیرد به جایی برود که فاصله آن با مکان اول کمتر از مسافت شرعی است، ولی از منزل تا آنجا به اندازه مسافت شرعی است، باید نمازش را تمام بخواند.

 

3. در بین راه از قصد خود مبنی بر پیمودن مسافت شرعی برنگردد، بنا بر این اگر در بین راه، پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردد شود، حکم سفر بعد از آن بر او جاری نمی‏شود، هرچند نمازهایی که قبل از عدول از قصد خود به‌صورت شکسته خوانده، صحیح است.

 

4. قصد قطع سفر در اثنای پیمودن مسافت شرعی با عبور از وطن خود یا جایی که می‏خواهد ده روز یا بیشتر در آن جا بماند، نداشته باشد.

 

5. سفر از نظر شرعی برای او جایز باشد، بنا بر این اگر سفر معصیت و حرام باشد، اعم از اینکه خودِ سفر حرام باشد مثل فرار از جنگ یا هدف از سفر، کار حرامی باشد مثل سفر برای راهزنی، حکم سفر را ندارد و نماز تمام است.

 

6. مسافر از کسانی که خانه بدوش هستند، نباشد مانند بعضی از صحرانشینان که محل زندگی ثابتی ندارند، بلکه در بیابانها گردش می‏کنند و هر جا آب و علف و چراگاه پیدا کنند، می‏مانند.

 

7. مسافرت را شغل خود قرار نداده باشد مانند باربر، راننده و ملوان و غیره و کسی که شغل او در سفر است، ملحق به اینهاست.

 

8. به حد ترخص برسد و منظور از حد ترخص مکانی است که در آنجا اذان شهر شنیده نمی‏شود.

 

دیده شده در سایت رسمی امام خامنه ای

 

   یکشنبه 6 فروردین 1396نظر دهید »

خوشبخت ترین انسان کیست ؟ 

 

از پیامبر اکرم صلی الله سوال کرد که یا رسول الله سعادت در این عالم چیست ؟ این که مردم می گویند سعادت ، خوشبختی ، این خوشبختی و سعادت چیست ؟

ببینید چقدر قوی جواب داده است پیامبر ، فرمودند : طول العمر فی طاعه الله ؛  بمانید ، خوب هم بمانید ، خیلی هم بمانید اما تمام ماندنت هزینه اطاعت از خدا باشد . یعنی یک فرماندهی به نام شیطان را انتخاب نکنی و از او امر گوش کنی.

 

یک فرماندهی مقل هوای نفس را انتخاب نکنی و از او حرف گوش کنی ، حرف یکی را گوش کنی . طول العمر فی طاعت الله.

یعنی پول سعادت نیست ، یعنی این صندلی که خیلی ها را برده است جهنم و دارد می برد سعادت نیست ، یعنی شهرت سعادت نیست ، یعنی علم تنها سعادت نیست ، یعنی ریاست سعادت نیست .

 

 

سعادت طول العمر فی طاعت الله و چه زندگی خوشی است این طول عمر ..

 

سخنان شیخ حسین انصاریان

   یکشنبه 6 فروردین 13964 نظر »

نشاط 

 

یکی از مهم‌ترین مشخصات آدم مؤمن «نشاط» است. اگر دیدید کسی نشاط کمی داشت یا در نشاط کمبودهایی داشت بدانید که او بهرۀ کافی از ایمان خودش نبرده است.

 

نشاط، نتیجۀ همۀ خوبی‌هاست؛ نتیجۀ ایمان به خدا و اتکاء به خدا برای آینده، و اطمینان به خدا برای گذشته است. چون ایمان دارد به اینکه خدا روزیِ او را می‌رساند، و به او علاقه دارد، لذا یک آرامشی پیدا می‌کند که حسادت‌ها، حسرت‌ها، حرص‌ها از دلش کنده می‌شوند.

 

فرق نشاط در فرهنگ دینی ما با نشاط در فرهنگ غیردینی چیست؟ در فرهنگ غیردینی می‌گویند: «جوک بگویید و بخندید و سعی کنید مشکلات خود را فراموش کنید، اما فرهنگ دینی می‌گوید: مشکلاتت را حل و ریشه‌کن کن!

 

مثلاً اگر مشکل تو ناشی از این است که احساس می‌کنی رزقت کم شده، اصلاً رزقت کم نشده! اصلا چرا ناراحت باشی که بخواهی با جوک و لطیفه آن‌را فراموش کنی؟

در دنیا خیلی‌ها به مشروبات الکلی و هرزگی‌های دیگر پناه می‌برند برای اینکه بتوانند غم‌شان را فراموش کنند! ولی فرهنگ دینی می‌گوید که «اصلاً چرا تو غم داشته باشی؟»

 

قدم اول در نشاط این است که انسان با ایمان به خدا، و اطمینان به اینکه خدا دوستش دارد، و اینکه سختی‌های دنیا همه‌اش جبران خواهد شد، از دل خودش رفع غم و اندوه بکند.

ذکر «لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم» خیلی غم و اندوه را از دل انسان می‌برد؛ خوب است بعد از نمازها هفت بار- و در طول روز هم هفتاد بار- این ذکر را بگوییم، خیلی آرامش‌بخش است. یعنی «هیچ‌کسی جز خدا در عالم کاره‌ای نیست!»

 

علی(ع) می‌فرماید: «مؤمن دائماً نشاط دارد»خب اگر این‌طور است پس چرا مؤمنین گریه می‌‌کنند یا قلب‌شان محزون است؟

اشک ریختن آدم بانشاط با اشک‌ریختن آدم افسرده خیلی فرق می‌کند؛ آدم‌هایی که نشاط معنوی ندارند معمولاً گریه هم نمی‌توانند بکنند. کسی که دغدغۀ دنیا دارد مگر می‌تواند برای آخرت غصه بخورد؟! فقط کسی که از غم دنیا رها شده، می‌تواند برای آخرت اشک بریزد.

 

کسانی که نشاط معنوی دارند، هم راحت‌تر اشک می‌ریزند و هم خود این اشک نشاط‌آور است. غم و اندوه معنوی مال کسی است که در امور نشاط‌آور زیاده‌خواهی می‌کند و این زیاده‌خواهی اشکش را جاری کرده و این زیاده‌خواهی بد نیست. گریه برای آخرت و دوری از خدا، شبیه گریۀ کودکی است که وقتی به مادرش می‌رسد دوست دارد خودش را برای او لوس کند! این بچه زجر نمی‌کشد از اینکه دارد در آغوش مادرش گریه می‌کند.

 

اگر مؤمنین اشک می‌ریزند این اشک‌شان یا اشک شوق است، یا اشک محبت است یا اشک زیاده‌طلبی در امور معنوی است یا اشک برآمده از لذت‌هایی است که برده‌اند!

عامل دوم نشاط مؤمن، محبت به خداست. پس نشاط مؤمن یکی ناشی از ایمان و اطمینان او به خداست-که این ایمان غم‌ها را از دلش برمی‌دارد- و یکی هم ناشی از محبتی است که به خدا دارد و محبت به خدا شادی‌آور است.

چرا آدم باید نشاط داشته باشد؟ 1. چون عامل غم وجود ندارد 2. چون عامل شادی وجود دارد که همان محبت است.

 

علت غمگین شدن خیلی‌ها، نرسیدن به دوست‌داشتنی‌ها و فاصله گرفتن از آنهاست، اما کسی که خدا را دوست دارد هر لحظه دارد به دوست‌داشتنی خود نزدیک‌تر می‌شود، لذا هرچه پیرتر می‌شود بانشاط‌تر می‌شود.

آن‌همه نشاط رزمنده دفاع مقدس در شرایط سخت جنگ برای چه بود؟ چون مطمئن بود کاری که دارد انجام می‌دهد درست است و به سمت عشقش حرکت می‌کرد.

 

خیلی‌ها نشاط‌شان را از اینجا می‌گیرند که مرگ را فراموش کنند، اینها چقدر بی‌مزه هستند و چقدر غیرعاقلانه رفتار می‌کنند! اما مؤمن هرچه به مرگ نزدیک‌تر می‌شوند بانشاط‌تر و برافروخته‌تر می‌شود

از غمگین بودن و از عواملی که غم در دل آدم ایجاد می‌کند باید استغفار کرد. و از هر چیزی که ما را افسرده کند و نشاط ما را بگیرد باید به خدا پناه برد.

 

 


سخنان استاد پناهیان نوروز شلمچه، ۳۰ / ۱۲/ ۹۵

   شنبه 5 فروردین 1396نظر دهید »

تساوی جنسیتی؛ خدعه‌ای برای بی‌هویت سازی زنان

کارشناس و مشاور دینی با بیان اینکه بی‌عفتی مقدمه نابودی هویت زن است، زن را در تهاجم فرهنگی عنصر سهل الوصولی برای بی عفت کردن جامعه دانست.

 

ماندگاری
 

حجت الاسلام والمسلمین مهدی ماندگاری در پاسخ به این پرسش که ویژگی بانوی تراز اسلام کدام است، گفت: خداوند در عالم هستی بهترین نقش آفرینی را در قالب دین برای انسان طراحی کرده است.

 

وی افزود: زمانی که ساخته بشر دارای قاعده و قوانین خاص است چگونه می‌شود عالم هستی که همه مخلوق خداوند به شمار می‌روند فاقد قواعد و قانون باشند؛ بنابراین لازم است انسان طبق قانون الهی در این عالم به بندگی معبود بپردازد و این مهم تنها در قالب دین است که محقق می‌شود.

 

زنان در نقش‌های متفاوت

حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری با اشاره به اینکه خداوند به زنان نقش‌های متفاوتی عطا کرده است، بیان داشت: نخستین نقشی که خداوند به زنان عطا کرده نقش دختر بودن است دختر مونس و انیس پدر و مادر و وجودش برای خانه سرشار از نشاط و آرامش است، پیامبر(ص) به حضرت زهرا(ص) می‌فرمایند«زهراجان! تو مایه آرامش و سرور قلب من هستی، من زمانی که تو را می‌بوسم و می‌بویم بوی بهشت را از وجود تو استشمام می‌کنم».

 

خطیب مشهور ادامه داد: ویژگی های همفکری، همدلی و همراهی می‌تواند در نقش خواهری متجلی شود، ما وجود مقدس حضرت زینب(س) را در کنار امام حسین(ع) و وجود مقدس حضرت معصومه(س) را در کنار امام رضا(ع) این گونه می‌بینیم که در کنار برادر یار و یاور آنان بودند، بسیاری از خواهران شهدا در طول تاریخ و دوران دفاع مقدس این نقش آفرینی را به بهترین شکل منصه ظهور رساندند.

 

استاد حوزه علمیه در ادامه نقش همسری را از دیگر ویژگی‌های بانوی تراز اسلام بیان کرد و گفت: خداوند متعال در آیه 34 سوره نساء نقش همسری را صالحات بیان می‌فرماید یعنی آن چیزی که از زیبایی، جذابیت و لطافت در وجود زن است جز برای همسرش در اختیار هیچ نامحرمی قرار ندهد؛ بنابراین زن باید در کنار همسرش صالحات، قانتات و حافظات للغیب باشد.

 

کارشناس مسائل مذهبی اضافه کرد: زن تراز اسلام اگر بخواهد نقش مادری را به طور کامل ایفا کند نخست باید خود فردی باحیا و عفیف بوده و با تقویت ظرفیت وجودی خویش در همه حال متوکل الی‌الله و متوسل به اهل بیت(ع) باشد تا بتواند با تلاش و مجاهدت، بهشت که وعده الهی است را کسب کند. تأثیر و  نقش مادر در تربیت فرزند بیش از پدر است مادر می‌تواند رفتار، اخلاق، عاطفه و شخصیت ظاهری و باطنی فرزند را به بهترین وجه تنظیم کند.

 

حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری افزود: اگر زن نقش خواهری، مادری، دختری و همسری را به درستی انجام دهد می‎تواند در عرصه اجتماع نیز با دفاع از اسلام، ارزش‌ها و ولایت نقش آفرین باشد، همچنان که حضرت زهرا(س) و بانوان نمونه اسلام این نقش آفرینی را داشتند. نقش آفرینی در عرصه اجتماع می‌تواند به مشاغل مخصوص بانوان، حضور در راهپیمایی‌ها و انتخابات، اقامه نماز جمعه و غیره اختصاص یابد.

 

حمایت از بانوان وظیفه دولت اسلامی است

وی در پاسخ به دیگر پرسش مبنی بر اینکه دولت اسلامی در شکل گیری صحیح شخصیت دختران جامعه چه وظایفی برعهده دارد، گفت: دولت اسلامی باید برای نقش آفرینی درست بانوان چه در عرصه خانواده و جامعه بسترسازی کند و با هدایت و جهت دهی لازم آنان را در رسیدن به کمال یاری رساند.

 

کارشناس رسانه ملی اضافه کرد: حمایت و پشتیبانی از بانوان از دیگر وظایف دولت اسلامی به شمار می‎رود.

 

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه امروز برخی درصدد آن هستند که هویت زن مسلمان را به اسم آزادی و پیشرفت زنان وارونه جلوه دهند در حالی که نگاه اصیل اسلام در زمینه هویت بخشی به زنان این چنین نیست، عنوان کرد: مهمترین ابزار فرهنگ غرب برای ضربه زدن به هویت واقعی زنان، مطرح کردن مساله تساوی جنسیتی است آنان این گونه بیان می‌کنند که زنان و مردان هیچ تفاوتی با یکدیگر جز در مونث و مذکر بودن ندارند.

 

وی افزود: اسلام بانوان را به عنوان جنس لطیف معرفی می‌کند، برهمین اساس فعالیت‌های نرم افزاری را برعهده او نهاده و چون مردان سخت و زمخت هستند، انجام کارهای دشوار را به آنها واگذار کرده است؛ بنابراین اگر بانوان بخواهند از هویت و جایگاه واقعی خود محافظت کنند باید به نگاه زیبای اسلام توجه ویژه داشته باشند.

 

حجت الاسلام ماندگاری ادامه داد: اگر بانوان تبلیغ غرب را که مبنی بر تساوی جنسیتی استوار است را باور کنند نتیجه این است که در میادین ورزشی، تحصیلی و اجتماعی غرب بانوان را وادار به مسابقه غلط با مردان کرده و آنان را آلت دست مردان برای سوء استفاده‌های تجاری و شهوانی قرار می‌دهند.

 

بی‌عفتی مقدمه نابودی هویت زن

کارشناس رسانه ملی در تبیین اینکه امروزه زنان جامعه در هویت سازی متناسب با تمدن اسلامی با خطراتی رو به رو هستند که باید به آن توجه جدی کنند، گفت: امروز دشمن به این نتیجه رسیده است که نمی‌تواند با جنگ نظامی خدشه‌ای به اسلام و انقلاب وارد کند همچنین آنان در جنگ سیاسی نیز با استفاده از تحریم‌ها، بایکوت و منزوی کردن‌ ایران نتوانستند کاری از پیش ببرند برهمین اساس دشمن بااستفاده از حمله فرهنگی تلاش دارد تا از این طریق به انقلاب اسلامی ضربه وارد کند.

 

استاد حوزه علمیه ادامه داد: در تهاجم و شبیخون فرهنگی زن می‌تواند به عنوان یک ابزار برای دشمن نقش آفرین باشد چرا که پایه و اساس حمله فرهنگی بر بی‌عفتی، بی‌غیرتی و بی‌هویتی استوار است و زن عنصر سهل الوصولی برای بی عفت کردن جامعه و بی غیرت کردن مردها به شمار می‌رود؛ بنابراین اگر بانوان نسبت به این خطر هوشیار باشند بی شک از موقیعت و جایگاه رفیعی که خداوند به آنان عطا کرده حفاظت و صیانت خواهند کرد.

 

وی افزود: امام راحل فرمودند «از دامن زن، مرد به معراج ‌رود» دشمن فهمید که اگر دامن زنان را بی حیا کند دیگر مردی از دامن آنان به معراج نخواهد رفت، اگر زنان حیا و عفتشان را در بیرون از خانه و اطاعتشان را در درون خانه نسبت به همسرانشان رعایت کنند به یقین دشمن در حمله فرهنگی نیز ناکام و ناامید خواهد شد.

 

حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری در پایان خاطر نشان کرد: بانوان با الگوگیری از حضرت زهرا(س) و بانوان نمونه اسلام می‌توانند در جایگاه خودشان به خوبی ایفای نقش کرده و در اصلاح جامعه و جهان نقش آفرین باشند.

 

 

شنیده شده توسط فاطمه علی آبادی طلبه پایه سوم ، خبرنگار ، و منتشر شده در خبرگذاری رسا ،http://www.rasanews.ir/detail/News/487544/2067

 

   پنجشنبه 26 اسفند 13951 نظر »

حسد زمینه ساز انحرافی عظیم 

 

شیخ حسین انصاریان

 

هشام بن حکم از شاگردان ناب امام صادق علیه السلام است که از ۱۳ ، ۱۴ سالگی کنار سرچشمه علم امام صادق و موسی بن جعفر علیه السلام بوده ….
وقت می آمد خدمت امام صادق علیه السلام ایشان تمام قد برایش بلند می شد . ایشان می گوید بک روز آمدم خدمت حضرت صادق علیه السلام و گفتم: آقا ! یک معما دارم که نمی توانم آن را حل کنم .


امام فرمود بگو .

گفت ؛ یابن رسول الله ! مردم علی علیه السلام را نمی شناختند؟
فرمود ؛ کامل می شناختند .


چرا می شناختند ؟ چون ۲۳ سال پیامبر از مکه تا پایان عمرش علی علیه السلام را به مردم معرفی کرد . چقدر معرفی نامه دارد علی علیه السلام !؟
من به کتاب های شیعه کار ندارم ، یک کتاب دارم و خیلی هم این کتاب را دوست دارم شیعه نوشته است به نام غایه المرام
این کتاب عربی است و ۸ جلد است ، ۸ تا ۵۰۰ صفحه . ۴۵۰۰ صفحه مرحوم دهرانی در این ۸ جلد ، فقط روایاتی که اهل سنت درباره ارزشهای وجود امیرالمومنین نقل کرده اند در این کتاب نظام داده است ، کاری به روایات شیعه ندارم ، این ۴۵۰۰ صفحه تماما قال رسول الله است .


یعنی پیغمبر در این ۲۳ سال عمرش هیچ حقیقتی را حتی ، توحید را ، حتی قیامت را ، حتی نبوت را ، به اندازه امیرالمومنین ، درباره ایشان حرف نزده اید .

کفت : نمی شناختند ایشان را ؟ فرمود ؛ چرا می شناختند .


گفت می دانستند علی علیه السلام اعلم امت است .؟!

گفت ؛ کاملا می دانستند چون ۴۵۰۰ صفحه روایت پیغمبر است ، حالا آنهایی است که به دست رسیده ، احتمالا بسیاری از روایات نیز ضبط نشده و دست ما نرسیده ، یا این که ضبط شده و نابود کرده اند که دست ما نرسد.


می دانستند علی علیه السلام اعلم است .

می دانستند علی علیه السلام اعبد است .

می دانستند علی علیه السلام اعدل است .

می دانستند علی علیه السلام ارحم است .

می دانستند علی علیه السلام اقضی است .


فرمود : می دانستند.


گفت : پس چرا بعد از مرگ پیامبر صلی الله یک عده ای جمع شدند و کنار زدند ایشان را ، درب خانه اش را آتش کشیدند ، درب خانه اش را بستند ، بیت المال را ، حکومت را, شمشیر و اصلحه را از او گرفتند و خانه نشینش کردند .


امام صادق علیه السلام یک کلمه فقط جواب هشام را دادند . فرمودند هشام ؛ علت همه این غوغاها و جنایات و ظلم ها ؛ الحسد است .

 

سخنان شیخ حسین انصاریان ، شنیده شده .

   چهارشنبه 18 اسفند 13955 نظر »

تربیت فرزند 

 

میگویند فرزند زیاد !!


ما به تربیت فرزند زیاد نمیرسیم !!


نمیتوانیم فرزند زیاد داشته باشیم و همه را خوب تربیت کنیم !


جواب رهبر معظم انقلاب در این رابطه:

 

 

دانلود فایل

   شنبه 7 اسفند 13952 نظر »

آيه‌اي كه امام زمان هنگام ظهور تلاوت مي‌كنند چيست؟ آن را تفسير كنيد؟

 


در روايات متعددي از ائمة اطهار آمده است: نخستين سخني كه حضرت مهدي (عج) پس از قيام خود تلاوت مي‌كنند اين آيه است: «بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين، آنچه خداوند براي شما باقي گذارده [از سرمايه‌هاي حلال] برايتان بهتر است، اگر ايمان داشته باشيد!»(هود/۸۶).

امام باقر مي‌فرمايد: «فأول ما ينطق به هذه الآية، بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين، ثم يقول: انا بقية الله و حجته و خليفته عليكم فلا يسلم اليه مسلم إلا قال:‌السلام عليك يا بقية الله في ارضه» نخستين سخني كه مهدي پس از قيام خود مي‌گويد اين آيه است: «بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين»سپس مي‌گويد: من بقيت الله و حجت و خليفة او در ميان شما هستم. پس هيچ‌كس به او سلام نمي‌كند مگر اين‌كه مي‌گويد: سلام بر شما اي «بقية الله» در زمين.۱

 

گرچه مخاطب اين آيه قوم شعيب هستند، و منظور از «بقية الله» سود و سرماية حلال و يا پاداش الهي است، ولي بايد توجه داشت كه آيات قرآن منحصر به يك مورد و يك موضوع نمي‌باشد، بلكه قرآن كريم آن‌چنان‌كه در روايات آمده است؛ مانند خورشيد و ماه، جاري است و در طول زمان بر مصاديق مختلفي منطبق خواهد شد.

 

بدين جهت هر موجود پر فايده‌اي كه از طرف خداوند براي بشر باقي مانده و ماية خير و سعادت او گردد،«بقية الله» به حساب مي‌آيد. تمام پيامبران الهي و پيشوايان بزرگ «بقية»اند واز آنجا كه مهدي موعود آخرين امام و بزگترين رهبر انقلابي جهان پس از قيام پيامبر اسلام است يكي از روشنترين مصاديق «بقية الله» مي‌باشد، و از تمام پيامبران و امامان نسبت به اين لقب شايسته‌تر است، به خصوص كه تنها باقيماندة همة پيامبران و امامان است.۲

 


۱_ دیده شده در http://www.matquran.com/fa/Question/View/64719/تفسير-آيه-بقية-الله-خير-لكم-(هود86)
۲_ دیده شده در گزیده تفسیر نمونه ، آیت الله مکارم شیرازی ، جلد ۲ ، ص ۳۵۶.

 

   جمعه 6 اسفند 1395نظر دهید »

پرسش: وقتی می‎فرمايد که ما نبايد به بت‎پرستان فحش بدهيم تا آنها به خدای ما فحش ندهند، مرگ بر استکبار چه حکمی دارد؟ 

 

 مرگ بر استکبار ، مرگ بر آمریکا

 

پاسخ: اين مرگ بر استکبار، براي اينکه او چندين بار ظلم کرده و شب و روز دارد جسارت مي‌کند، ظلم مي‌کند، ما هم داريم «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاء». يک بيان نوراني حضرت امير دارد فرمود سنگ را از همان جا که آمد برگردانيد، او شب و روز دارد در سطح جهان عليه ما تبليغ مي‌کند، شما کجا را مي‌بينيد؟ الآن ما در گوشه‌اي هستيم، ايران «بضعةٌ من الدنيا»؛ اما حرف دست آنهاست.

 

اينها با تمام رسانه‎هايي که دارند، دارند اهانت بد مي‌کنند، دروغ مي‌گويند، جعل مي‌کنند، اين همه شهدا را ايران داده، باز مي‌گويند ايران منشأ شرارت است!

 

نمی‎دانم ايران تروريست‎پرور است! چه کسي بيش از ما شهيد داد؟ يک وقت هم اگر ـ ان‎شاءالله ـ فرصت بشود عرض مي‌کنيم اين قرآن و عترت اين ظرفيت را دارد که ملائکه تربيت کند، همين ايران، همين مردم، همين شما بزرگواران کاري کرديد که هنوز نمیدانيم ملائکه چنين کاري را مي‌توانند بکنند يا نمي‌توانند بکنند! اگر روي زمين ملائکه بود و مي‌کرد، بله مي‌گفتيم اين ملائکه هم مي‌کنند؛ البته منظور از فرشته آن جبرئيل و اينها که حاملان عرش هستند اينها نيستند، همين ملائکه‌اي که مدبّرات امر هستند. خلاصه اينکه ما اين دَه سال را از اينها آسيب ديديم، اين دفاع مقدس در حقيقت دَه ساله بود، نه هشت ساله.

 

در واقع دو سال جنگ داخلي بود، اين ترورها و آن72 تن‌ها و اينها که دو سال بود، اين هشت سال هم دفاع مقدس شد، در تمام اين هشت سال اين صدّام هزارها شهيد دست ما گذاشته. ايران کم آسيبي از صدّام نديد.

 

حالا که امام(رضوان الله عليه) قطعنامه را قبول کرد و مسئولين پذيرفتند و مردم بزرگ و بزرگوار ايران پذيرفتند، به استناد آيه مبارکه سوره «توبه آیه ۷» که فرمود: ﴿فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ﴾؛ شما با مشرکين وقتي تعهّد داريد و امضا کرديد، پاي امضاي خود بايستيد، نگوييد اينها مشرک‌اند، بت‌پرست‌اند، وفاي به عهد و احترام به امضا جزء برنامه‌هاي بين‌المللي اسلام است، نه برنامه‌هاي ملّي و محلّي، يک؛ نه برنامه‌هاي منطقه‌اي که بين ما و موحّدان باشد، دو؛ بلکه برنامه بين‌المللي اسلام است. ما چه با مسلمان‌ها، چه با مسيحي‌ها، چه با کليمي‌ها، چه با زرتشتي‌ها، چه با کمونيسم، چه با مشرکين، چه با ملحدين امضا کرديم بايد پاي امضای خود بايستيم، اين آيه سوره «توبه» همين را مي‌گويد. آنها که در مکه بودند، بت‌پرست بودند. فرمود: «فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ»، امضا کرديد پاي امضای خود بايستيد.

 

ما امضا کرديم، قطعنامه را پذيرفتيم. صدّام چون قدرت نظامي آماده داشت، حمله کرد به کويت، امير کويت هم رفت به آمريکا و دست از عباي مطلّا درآورد و دستمال درآورد و گريه کرد و گفت به داد من برسيد! آمريکا و اروپا اتحاديه تشکيل دادند، به طمع نفت آمدند تا صدّام را از کويت بيرون کنند و از امير کويت آنچه را که خواستند بگيرند، همين کار را هم کردند، لشکرکشي کردند.

 

ما حالا قطعنامه را پذيرفتيم، بعد از پذيرش قطعنامه، همين منافقين، تمام نيروهاي صدّام را گرفتند و عليه ايران حمله کردند و عمليات مرصاد را راه‌اندازي کردند که خدا غريق رحمت کند شهيد صياد شيرازي را که به حيات اينها خاتمه داد. کم کشته‌اي ما بعد از پذيرش قطعنامه نداديم، اين کاري بود که به عنوان عمليات مرصاد، منافقين با دستياري همين صدّام انجام دادند.

 

حالا اتّحاديه اروپا آمده حمله مي‌کند، دارد صدّام را مي‌گيرد. همه آنها از ايران خواستند که شما هم چهار تا گلوله از شرق بزنيد که کار ما آسان‌تر بشود. همه خواستند! نه مسئولين نه مردم هيچ کدام حاضر نشدند، گفتند ما قطعنامه را قبول کرديم شما با هم جنگ داريد ما چرا دخالت کنيم؟

 

اگر از اين طرف هم ايران حمله مي‌کرد کسي اعتراض نمي‌کرد. ما دَه سال از اينها کشته داديم، مگر ملائکه بودند بهتر از اين مي‌کردند؟! گفتيم ما امضا کرديم و پاي امضاي خود ايستاديم، يک گلوله از ايران نرفت، با اينکه صدّام هر چه مي‌خواست بکند کرد. هم علما و فقهاي ما را در نجف شهيد کردند هم اينجا. شما نشان بدهيد اگر ملائکه‌اي در روي زمين بود بهتر از اين مي‌کرد؟ اين دين اين ظرفيت را دارد.

 

ما بايد به اينها افتخار بکنيم تا پرچم ايران بالا برود وگرنه کسي به ديگري لگد بزند، مشت بزند، پرچم ايران بالا برود اين تمدّن نيست. ما با داشتن اينها بايد فخر بکنيم، شما اين را در سطح بين‌الملل مي‌توانيد طرح کنيد و دوّمي هم ندارد. چه کسي دَه سال کشته داد، بعد گفت ما امضا کرديم، پاي امضاي خود مي‌ايستيم؛ يعني اگر ملائکه در ايران بودند بهتر از اين مي‌کردند؟ اين دين اين ظرفيت را دارد، حالا چهار جا چهار تا مشکل هست باشد، اما گفت: «آتش که را بسوزد گر بولهب نباشد»،بدنه نظام اين است، عنصر اصلي نظام اين است، همه گفتند ـ يعني همه اين حمله‌کنندگان به صدّام ـ که شما ما را کمک کنيد، چهار تا تير هم از طرف شرق شما بزنيد.

 

گفتيم ما کاري نداريم، ما قطعنامه را قبول کرديم. شما روي کره زمين چنين جايي پيدا کنيد، کسي دَه سال کشته بدهد، بعد تعهّد داشته باشد، پاي تعهّدش بايستد، اين را قرآن را به ما گفته. از تک‌تک مردم سؤال کنيد که چرا حمله نمي‌کنيد؟ مي‌گويند ما چون قطعنامه را پذيرفتيم، امضا کرديم، پاي امضاي خودمان هم مي‌ايستيم. اين بيان نوراني حضرت امام سجاد فرمود با آن شمشير که پدرم را کشتند اگر کسي به عنوان امانت نزد من بسپارد، من تعهّد بسپارم که حفظ بکنم، حفظ مي‌کنم و به آنها برمي‌گردانم. اين دين است! اين مي‌شود تمدّن، اين مي‌شود جامعه انساني، اين مي‌شود فرشته‌خوي! اگر اين دين اين ظرفيت را دارد ما در اين قسمت‌ها بايد تلاش و کوشش بکنيم، حالا کسي مشت بزند، يکي لگد بزند پرچم برود بالا، آن مهم نيست، آن راه‌هاي پُرفضيلت فراواني که ما داريم، بايد بر آن تکيه بکنيم.

 

 

غرض اين است که اگر سبّ و لعن باشد، اينها هم به خدا بد مي‌گويند. به خدا بد مي‌گويند يعني چه؟ يعني ما منتظريم آنها بد بگويند تا بگوييم اين تناقض است! اينها خبر نمي‌دهند، اينها مي‌خواهند فحش بدهند، فحش ديگر انشاست، خبر نيست.

 

بنابراين اگر اينها رديف کردند، گفتند خواب پريشاني است که ـ معاذالله ـ اين مي‌بيند، شاعرانه حرف مي‌زند، کاهنانه حرف مي‌زند، ساحرانه حرف مي‌زند، مجنونانه حرف مي‌زند، مفتريانه حرف مي‌زند، فحش است. اگر اين فحش باشد، ديگر نبايد ما زحمت بکشيم که جمع بين سِحر و جنون چگونه مي‌شود!

 


بیانات آیت الله جوادی آملی در جلسه تفسیر سوره طور ،شنیده شده .۴/ ۱۲ / ۹۵

 

   پنجشنبه 5 اسفند 1395نظر دهید »

1 2 3 ...4 ... 6 ...8 ...9 10 11 12 ... 18

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 179
  • دیروز: 317
  • 7 روز قبل: 2866
  • 1 ماه قبل: 5537
  • کل بازدیدها: 126255
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 20
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
اربعین