خدا محرم است .

 

خدا که محرم است چرا ما لباس می پوشیم ؟

این لباس ، لباس احترام است، لباس برای سرما و گرما هم است . همه اعضای بدن ما امانت است در دست ما ،خدا یک نوار گذاشته در خلق من و این را باید با حرف حق پر کنم.

 

الان فضای مجازی یک نعمت است ما چقدر از آن استفاده می کنیم ، مثلا به دروغی بگوییم که قراعتی دروغ گفته است و با دروغ مراجعین سایت را زیاد کنیم . این به چه قیمتی است ؟!

 

شما دروغ تایپ میکنی که فلانی مُرد، فلانی چه ها کرد همه این ها به چه قیمتی است .

چقدر خدا به ما می گوید حواست جمع باشد، روح خدا در تن همه ماست و آن وقت تو برای این که بازدید سایتت را زیاد کنی دروغ بنویسی .

 

و در آخر باز بگویم لباس برای احترام است . من به عیادت یک مرجع صد ساله رفتم و به سختی از جا بلند شد و عمامه اش را برسر گذاشت و گفت اجازه می دهی من بخوابم ، من به احترام شما بلند شده ام, من هیچ وقت این از ذهنم نمی رود .

 

 

سخنان حجت الاسلام قرائتی ، برنامه سمت خدا .۱/ ۱۲/ ۹۵ . شنیده شده 

   یکشنبه 1 اسفند 13952 نظر »

تکبیر الاحرام

 

سوال : حرکت دستها هنگام تکبيره الاحرام اول نماز چگونه بايد باشد؟

 

ج) مستحب است همزمان با شروع تكبير دستان را بالا ببرد به گونهاى كه با پايان يافتن تكبير، دستان در مقابل گوش قرار گيرد.

 

 

استفتائات جدید رهبر انقلاب ،دیده شده در http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=253

 

   جمعه 15 بهمن 13954 نظر »

من انقلابی ام 

 

«انقلابیگری» یکی از موضوعات پرتکرار در بیانات سال‌های اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی است؛ موضوعی که آیت‌الله خامنه‌ای از آن به‌عنوان «راهِ پیشرفت ایران اسلامی» یاد می‌کنند.

 


تأکید بر روحیه و گفتمان «انقلابیگری» و تجلیل از «انقلابی‌ها» طی چند سال اخیر جایگاهی ویژه در ادبیات رهبر معظم انقلاب پیدا کرده و ایشان به مناسبت‌های مختلف به این موضوع ضریب داده و به تبیین ابعاد و اثرات آن می‌پردازند.


اما چرا آیت‌الله خامنه‌ای در این برهه‌ی زمانی بر عنصر انقلابیگری تأکید می‌کنند؟ وظیفه‌ی انقلابیون در قبال این گفتمان چیست؟ و نهادینه شدن روحیه‌ی انقلابیگری چه نتایج و اثراتی را برای کشور در پی خواهد داشت؟


در ادامه بر اساس بیانات رهبر انقلاب به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهیم.

 

 اپوزیسیون نظام سلطه


نکته‌ی اول اینکه «اپوزیسیون نظام سلطه‌ی جهانی، امروز جمهوری اسلامی است.»و عامل موفقیت و پیروزی جمهوری اسلامی در ایستادگیِ مقتدرانه مقابل دشمنان بشریت و حفاظت از منافع ملی خود، در یک کلمه «اسلامِ انقلابی» است. «چه چیزی مانع شده است از اینکه مقاصد این‌ها [سلطه‌گران] تحقّق پیدا کند؟ اسلام انقلابی یا انقلاب اسلامی -هر دو تعبیر درست است؛ اسلام انقلابی هم درست است، انقلاب اسلامی هم درست است- که امروز در نظام جمهوری اسلامی تبلور پیدا کرده.»

دشمنِ مستکبر از ابتدای پیروزی انقلاب همه‌ی توان خود را برای سرنگونی و تضعیف نظام اسلامی به میدان آورده ولی ناموفق بوده است: «همه‌ی تلاش خودشان را کردند که جمهوری اسلامی را از بنیان نگذارند رشد کند، و البته نتوانستند… به این نتیجه رسیدند که نظام جمهوری اسلامی را نمی‌شود ساقط کرد؛ چون مدافع آن، حامی آن، سینه‌های سپرکرده‌ی مردم مؤمن است.»

 

 توطئه «انقلاب‌زُدایی»


با ناکامی این تلاش‌ها توطئه‌ی «تهی کردن نظام از محتوای اسلامی و انقلابی» در دستور کار دشمن قرار گرفت: «آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که باید از محتوای نظام هرچه می‌توانند کم کنند… انقلاب را از محتوای خود، از مضمون اسلامی و دینی خود، از روح انقلابی خود تهی کنند و جدا کنند… جمهوری اسلامی، اسمش جمهوری اسلامی باشد، اسمش نظام انقلابی باشد، اما از محتوای اسلام، از محتوای انقلاب در آن خبری نباشد.»

دشمن در چنین مدلی برای «هضم انقلاب اسلامی در هاضمه‌ی استکبار جهانی» و «تجدید سلطه‌ی خود بر ایران اسلامی» حتی «از اینکه یک عمامه‌به‌سری در رأس جمهوری اسلامی باشد هم [باکی ندارند]؛ اگر چنانچه جمهوری اسلامی محتوای خود را از دست بدهد، اسلامی بودن را و انقلابی بودن را از دست بدهد، این‌ها با آن کنار می‌آیند. آنچه با آن دشمنی دارند عبارت است از محتوای جمهوری اسلامی؛ جبهه‌ی دشمن این‌جور است… دنبال این است که سلطه‌ی خود را بر این کشور دوباره تجدید کند.»

 

دشمن در پازل «نفوذ» که مرحله‌ی جدیدِ «جنگ نرم» علیه ایران اسلامی است به‌دنبال این است تا با از بین بردن «عناصر قدرتِ نظام» ما را به «تبعیت» بکشاند: «تلاش در این جنگ نرم، زمینه‌سازی برای تهی شدن نظام از عناصر قدرت است… وقتی عناصر قدرت در او نبود، وقتی اقتدار نبود، دیگر از بین بردنش و کشاندنش به این سَمت و به آن سَمت، کار مشکلی برای ابرقدرت‌ها نخواهد بود؛ می‌خواهند او را وادار کنند به تبعیّت.»

 

 «پیوستن به جامعه‌ی جهانی» را می‌توان «اسمِ رمز» این توطئه دانست: «[می‌گویند] تا کِی می‌خواهید انقلابی باشید، تا کِی می‌خواهید مرتّب دم از انقلاب بزنید، بیایید جزو جامعه‌ی جهانی… یعنی ضعیف بشوید، تا ما بتوانیم شما را ببلعیم.»

در این میان دشمن بر روی «عناصر داخلی» حساب ویژه‌ای باز کرده است: «سعی‌شان این است که به وسائل گوناگون، به دست خودِ کسانی که تو این انقلاب بودند و هستند، از این محتوا ذره ذره بکنند.»


 به سرانجام رسیدن این توطئه به «شکست نظام اسلامی» منجر می‌شود: «اگر نظام اسلامی در قبال نظم منحطّ جهانی هویّت خودش را از دست داد، شکست خواهد خورد.»


 احیاء انقلاب در ذهن‌ها


اما راه مقابله با این توطئه‌ی خطرناک و بُنیان برافکن، «احیاء انقلاب در ذهن‌ها» و «حراست از جهت‌گیریِ انقلابی در عمل» است: «احیاء انقلاب در ذهن‌ها، حفظ و حراست از تفکّر انقلابی و جهت‌گیری انقلابی در عمل، در بیان، در رفتار، در تصمیم‌گیری‌ها و در مقرّرات و قوانین؛ این‌ها کارهایی است که می‌تواند جلوی آن وضعیّت دهشتناک را بگیرد.»

بر این اساس است که رهبری برای خنثی‌سازی برنامه‌ی دشمن بر «گفتمان انقلابیگری» تکیه کرده و همگان را به اتّخاذ مواضع انقلابی و حمایت از انقلابی‌ها دعوت می‌کنند: «به نظر من کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتّخاذ مواضع انقلابی، باید صراحت داشت؛ یعنی رودربایستی نکنیم. مواضع انقلابی را، مبانی امام بزرگوار را صریح بیان کنیم، خجالت نکشیم، رودربایستی نکنیم، ترس نداشته باشیم.»

و از ضرورت «ایستادگی در مقابل جریان غیرانقلابی» سخن می‌گویند: «از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی تفکر انقلابی را قبول نداشتند و برخی هم با اینکه در داخل نظام بودند اما اعتقادی به مبارزه با استکبار نداشتند که باید در مقابل این جریان ایستاد.»

 

 انقلابیگری تندروی نیست


«انقلابیگری» در منظومه‌ی فکری رهبر انقلاب چارچوب‌مند بوده و «تعریف» دارد: «انقلابیگری به‌ آن‌ است‌ که‌ ما مواضع‌ اسلامی و انقلابی را قاطعانه‌ و بدون‌ رودربایستی و مرعوب‌ شدن‌ و خام‌ شدن‌ در مقابل‌ برخی از چهره‌های امیدبخش‌ کاذب‌، حفظ کنیم‌. وقتی توانستیم‌ خط روشن‌ مواضع‌ انقلابی و اسلامی را دقیقاً حفظ کنیم‌ و مرعوب‌ قدرت‌ها نشویم‌ و با کسی رودربایستی نداشته‌ باشیم‌ و فریب‌ نخوریم‌، در حقیقت‌ به‌ ممشای انقلابی و اسلامی توجه‌ کرده‌ایم‌.»

 «عدالت»، «خِرَد»، «انصاف» و «قاطعیت»، در انقلابیگری به یکدیگر پیوند می‌خورند: «انقلابیگری برخلاف نظر و تبلیغ برخی‌ها، تندروی نیست بلکه انقلابیگری یعنی عادلانه، خردمندانه، دقیق، دلسوزانه، منصفانه، قاطعانه و بدون رودربایستی عمل کردن.»و «شاخص»های این گفتمان در بیانات امام خمینی (رحمه‌الله) آمده است: «گرایش‌ها و جهت‌گیری‌های انقلابی، واقعی و کاملاً روشن و واضح و مبتنی بر بیانات امام (رحمه‌الله) است.»


چرا انقلابیگری، راه حل مشکلات کشور است؟


از سوی دیگر مردم امروز مسائلی در عرصه‌های گوناگون دارند و کشور به‌خصوص در حوزه‌ی اقتصاد با مشکل عمده روبرو است؛ «عمده‌ی این مشکلات هم عبارت است از رکود و مسئله‌ی اشتغال، [یعنی‌] بیکاری؛ اینها مهم‌ترین‌ها است.»راه حل این مشکلات «استمرارِ حرکت در راه انقلاب» است و «اگر می خواهیم مشکلات این کشور حل بشود، اگر می خواهیم این کشور عزّت پیدا کند، رفاه پیدا کند، کشوری بشود که از لحاظ پیشرفت های مادّی و معنوی و اخلاقی و فرهنگی الگو بشود، باید راه انقلاب را ادامه بدهیم؛ انقلاب، راه علاج منحصر این کشور بود و هست و در آینده هم خواهد بود.»

چراکه «تجربه» به ما میگوید: «ما هرجا به انقلاب تکیه کردیم، به روحیّه‌ی انقلابی تکیه کردیم، پیش رفتیم؛ هرجا از ارزشها کوتاه آمدیم، انقلاب را ندیده گرفتیم، از این گوشه‌اش زدیم، از آن گوشه‌اش زدیم، تأویل و توجیه کردیم، برای خوشایند عناصر استکبار که دشمنان اصلی اسلام و دشمنان اصلی این نظامند، مدام حرف را جویدیم، حرف را خوردیم، عقب ماندیم؛ قضیّه این‌جوری است. راه پیشرفت ایران اسلامی، احیاء روحیّه‌ی انقلابی و احیاء روحیّه‌ی مجاهدت است.»


بنابراین نهادینه شدن گفتمان و روحیه ی انقلابیگری با خنثی کردن توطئه ی دشمن منجر به حل مشکلات کشور شده و در نهایت برای کشور و ملّت «تولید قدرت» می کند: «شخصیّت افراد، ایستادگی، هویّت، هویّت انقلابی؛ اینها است که قدرت میسازد.»

 بیعت با پیامبر صلی الله علیه و آله


با توجه به این چارچوب است که «امروز» رهبر انقلاب «زنده نگه داشتن خطِ انقلابی امام خمینی (رحمه‌الله)» را به منزله‌ی «بیعت با پیغمبر» می‌دانند: «آن کسی که امروز با امام خمینی بیعت می‌کند، با پیغمبر بیعت کرده. وقتی شما خط انقلابی امام را زنده نگه می‌دارید و نمی‌گذارید مندرس بشود، نمی‌گذارید رنگ کهنگی بگیرد، در واقع با پیغمبر بیعت کردید

و این‌گونه است که رهبر انقلاب پرچم انقلابیگری را در دست گرفته و خود را انقلابی می‌نامند: «من انقلابی‌ام.»

 

 

 

دیده شده در http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35446

   چهارشنبه 6 بهمن 13952 نظر »

توسل به غیر خدا در نماز 

 

سوال : مى‌گويند در نماز به غير خدا نبايد توجه شود. سؤال من اين است که اگر در قنوت نماز، دعاى فرج (الهى عظم البلاء ..) خوانده شود که در آخر آن توسل به حضرت صاحب‌الزمان(عج) وجود دارد و نيز خوانده مى‌شود «يا محمدُ يا علي، يا علىُ يا محمد اكفياني …»، آيا اين توجه به غير خدا محسوب مى‌شود يا خير؟ و حکم خواندن چنين دعايى در نماز چيست؟

 

ج) مخاطب قرار دادن غير خدا در نماز موجب بطلان نماز است.

 

 

دیده شده در http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=61#3713. استفتائات جدید .

 

   سه شنبه 5 بهمن 13951 نظر »

اولین سوالی که باید از خواستگار پرسید چیست ؟

 

 

حضرت آیت الله مظاهری در درس اخلاق با موضوع «معرفت نفس» به رابطۀ انسان با اهل ‌بيت علیهم السلام پرداخته و آن را بهترين رابطه و موجب رستگاری در دنيا و آخرت دانستند.

رابطه با اهل ‌بيت علیهم السلام را به سه قسم تقسیم کرده ‌اند؛

 

اعتقادی و قلبی است. باید تا سرحد عشق اهل ‌بيت علیهم السلام را دوست داشت. این امر هم در دنيا و هم در آخرت مفید خواهد بود و موجب حفظ مُحب از بلاها و شفاعت اهل‌ بيت علیهم السلام در روز قيامت است.

 

 شعار اهل ‌بيت علیهم السلام است. شعار «أشهد انّ‌ علياً ولی الله»، شعار شهادت‌ ها مثل دهۀ عاشورا و جشن ‌ها نظير نيمۀ شعبان و امثال اينها وجود دارد.

 

 رابطۀ عملی با اهل ‌بيت علیهم السلام است که اين را يا نداريم يا کم داريم. آنچه موجب رستگاری است، رابطۀ عملی با اهل ‌بيت علیهم السلام است. شفاعت، معانی مختلفی دارد و معانی مهم آن این است که انسان در دنيا شباهت عملی به اهل ‌بيت علیهم السلام پيدا کند.

 

ما بايد رابطه عملی با اهل ‌بيت علیهم السلام داشته باشيم. آنها معصوم بودند و خطا، نسيان و جهل نداشتند و اصلاً گناه در فکر آنها نيامده و نمی ‌آمده است؛ در زندگی ما نیز بايد گناه نباشد. اگر گناه آمد، ساده از گناه نگذريم. فوراً جبران و تدارک کنيم.

 

از ما خواسته شده که اگر گناهی کرديم،‌ فوراً‌ جبران کرده و توبه کنيم و از خدا عذرخواهی کنيم. بگوييم: خدايا! همه جا محضر توست و من در محضر تو گناه کردم، اما تو ارحم الراحمينی، پس بيامرز. من پشيمان و شرمنده ‌ام.

 

«إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعا»۱. «أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ»۲

اهميت به واجبات و اجتناب از گناه، رابطه با اهل ‌بيت علیهم السلام را به وجود می آورد؛ اگر کسی از اين رابطه برخوردار نباشد، نمی توان اسم او را شيعه گذاشت،‌ نام شیعه برای آن ها واقعيت ندارد. کسانی که اهل دل هستند، نور تشيّع را در پيشانی شيعه می ‌بينند.

 

عده ای خدمت مولا اميرالمؤمنين علیه السلام آمده و گفتند: ما شيعيان شما هستيم. آقا اميرالمؤمنين علیه السلام نگاهی به چهره ‌‌های آنها کردند و فرمودند: من نور تشيّع در پيشانی شما نمی ‌بينم. اينها عشق به ولايت داشتند و حضرت علی علیه السلام را ولی ‌الله می ‌دانستند، اما از نظر عمل، لنگ بودند، لذا حضرت فرمودند: من نور تشيّع در پيشانی شما نمی ‌بينم.

 

تو که خانم نیستی!

مرحوم آيت ‌الله العظمی صدر يکی از مراجع بزرگ تقليد در قم پدر امام موسی صدر و خيلی خيرخواه، مؤدب و باخدا بود. يک روز به خانه آمد و ديد همسرش نگران است. فرمود: تو را نگران می ‌بينم. همسرش گفت: امروز يک دروغ گفتم. خانمی در زد و من پشت در رفتم و خيال کرد من خادم هستم، گفت خانم کجاست؟ گفتم: خانم نيستند و او خداحافظی کرد و رفت.

مرحوم آیت الله العظمی صدر يک جمله دارد که مثل خودش خيلی بالاست. فرمود: بله، دروغ نگفتی! تو که خانم نيستي!. خانم کسی است که پيراهن عروسیِ خود را  به فقیر داد و با پيراهن دخترانه به خانه شوهر آمد و شوهرش نپرسيد، پيراهن عروسی تو کجاست؟

 

امروزه وضع تجمل‌ گرائی در عروسي ‌ها، مهريه ‌‌های زیاد، باعث شده تا دختر‌ها در خانه مانده و ازدواج نکنند. من زياد سراغ دارم به خواستگاری دختر می‌ آيند و مادرش عذر می ‌آورد و بعد می ‌فهميم عذر نداشته، بلکه جهيزيه آنچنانی نداشته و گفته دخترم را شوهر نمی ‌دهم. يا پسر سی سال دارد، اما نمی‌ تواند زن بگيرد. اگر به خواستگاری برود، اول چيزی که می ‌پرسند اين است که خانه و کار و ماشين داری يا نه؟ اما نمی ‌پرسند ايمان داری يا نه؟ در حالی که پيغمبر اکرم صلّي ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلّم می ‌فرمايند: اول سؤالی که می‌ کنید اين است که آيا دين و اخلاق داری يا نه؟

 

«إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ‏ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَة فِى الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِير»۳

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هرگاه كسى كه اخلاق و دينش را مى پسنديد به خواستگارى (دختر) نزد شما آمد، به او زن بدهيد كه اگر چنين نكنيد در روى زمين فتنه و فساد بزرگى پديد آيد.

 

به دنبال اخلاق و دين بروید. دختر از خواستگار سؤال کند، نماز جماعت و نماز اول وقت داری يا نه؟ تو که در اداره هستی با ارباب رجوع چه طور رفتار می ‌کني؟ آيا به آن ها خدمت می‌ کنی يا نه؟ خواستگار نیز اولين سؤالش اين باشد که آيا چادر داری يا نه؟.

 

برای شيعيان ما ننگ است که نماز شب نخوانند

حضرت آيت ‌الله مرعشی به من می ‌گفتند: در راه «آقاسيد محمد» در عراق گم شدم و از تشنگی نزدیک به مرگ رسیدم. ناگهان آقا آمدند و چشمۀ آبی برايم درست کردند. آب را خوردم و شنا کردم. آقا چند موعظه به من کردند. اولین موعظه اين بود که فرمودند: برای شيعيان ما ننگ است که نماز شب نخوانند.۴

 

 

۱_ . الزمر، ۵۳: «در حقيقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد.»

۲_ . التوبه، ۱۰۴: «و خداست كه خود توبه‏پذير مهربان است.»

۳. الكافى، ج ۵، ص ۳۴۷

۴_ دیده شده در خبرگزاری رسمی حوزه .

   یکشنبه 3 بهمن 1395نظر دهید »

 قدری تامل

 

 


خواستم در جواب اونایی که میگن پول مملکت خرج سوریه و لبنان نشه خرج خودمون و آتش نشان ها کنیم ،بگم حماقت تا به کی؟!!


این حماقت است که از مخارج وزارت دفاع انتظار حل مسائلی را داشته باشیم که زیر نظر این وزارت خونه نیست.


مسلما اگر در راس وزارت خونه ی نفت ،کار و رفاه اجتماعی،بهداشت ،آموزش پرورش و ….هم یک انسان مومن متعهد به بیت المال بود پیشرفت هایی داشتیم که نه تنها خاورمیانه ،که دنیا را تکان می داد .

 

اما چه باید کرد که پدیده ی شوم آقازادگی و اختلاس و دزدی در تمام وزارت خونه ها جلوی پیشرفت رو گرفته.آقایون اگه وزارت دفاع داره پیشرفت میکنه ،فریاد تان را سر رهبری و بچه های ارتش و سپاه نزنید کار حاد و شاقی نمی کنند فقط به وظیفه شون عمل میکنند ،اشتباه گرفتید دادتان را باید سر دیگر وزارت خونه ها و ورزای بی کفایتشون بزنید.

 

وزارت دفاع مسئوله دفاع از مرز و بوم این کشور و برقراری امنیته که به حق هم خوب از پس وظایفش بر اومده ولو به قیمت جان. وظیفه ی وزرات دفاع آوردن نون و برنج و مرغ ارزون سر سفره ی مردم و بیمه و بهداشت و ارزونی و هلی کوپتر آب پاشو و… نیست. یک اختلاس و دزدی از وزارت خونه های دیگه کم بشه همه ی این مشکلات حله.

 


مردم با مدافعین حرم مشکل ندارن ،این رو تو تشییع پیکر مطهر شهدا نشون دادن.شمائید که مشکل دارید و مسائل رو بدون تحلیل در هم می آمیزید تا سودتان را ببرید.مرگ بر شما منافقین.

یادمون نره اونا هم بچه های این سرزمین اند که با نثار جان امنیت رو برامون آوردن درست مثل همین شهدای عزیز آتش نشان.


شادی روح همگیشون سه صلوات.

 


نوشته شده به قلم م.رمضانی

   یکشنبه 3 بهمن 1395نظر دهید »
آیا می شود از مرگ فرار کرد ؟

 

آیا می شد از مرگ فرار کرد  


جواب اين‌كه: اولا؛ اين‌طور نيست كه اگر كسي چشمش را ببندد و مرگ را نبيند و آن را نخواهد، مرگ به سراغش نرود. به تعبير حضرت امير(ع): «والهرب منه موافاته؛ فرار از مرگ، رسيدن به آن است.» قرآن هم به‌اين نكته تصريح دارد:
قل ان الموت الذي تفرون منه فانه ملاقيكم؛ بگو: اين مرگي كه از آن فرار مي‌كنيد، سرانجام با شما ملاقات خواهد كرد!


با نديدن واقعيت نمي‌توان آن را حذف كرد. اين پاك كردن صورت مسأله است و چيزي را حل نمي‌كند.شخصي مي‌گفت: اوائلي كه من رانندگي ياد گرفته بودم، خيلي مي‌ترسيدم. يك بار يك تريلي جلوي ما حركت مي‌كرد، يكمرتبه ترمز كرد. من هم كه هول شده بودم، فرمان را رها كردم و دست‌هايم را جلوي صورتم گرفتم تا نبينم. خوب بعدش معلوم است چه شد، ماشين خورد به تريلي.


يعني با نگاه نكردن به واقعيت و چشم‌ها را بستن جلوي حادثه گرفته نشد. نديدن و نخواستن مرگ مساوي با نمردن نيست. مساوي با بد مردن است. شبيه كسي كه خدا را ناديده بگيرد. آيا اين موجب مي‌شود ديگر خداوند حضور نداشته باشد، يا تنها خود را از بركات ذكر الهي محروم كرده و زندگي بدون انس و ياد او كه زندگي تلخ و نوعي دلمردگي است را انتخاب نموده است؟


پس همان‌طور كه خدا را ناديده گرفتن تنها موجب بد زندگي كردن است، نه حذف وجود خدا، مرگ را هم ناديده گرفتن، فقط باعث بد مردن مي‌شود و نه نمردن.

 

بدانیم که یاد مرگ آثار و بركات بسيار ارزشمندي دارد كه كسي كه به مرگ فكر نمي‌كند و به آن بي‌اعتناست، از آن‌ها محروم مي‌ماند.
يكي از آثار مرگ، كه بعد از اين به آن‌ها مي‌پردازيم، شادابي و نشاط و پيدايي صفاي باطن و جلاي قلب است. يعني كساني كه به ياد مرگ هستند، از تاريكي و كدورت گناه درمي‌آيند و انساني زندگي مي‌كنند و وجدان آرام و راحتي دارند.


ممكن است آدم چهار صباحي به رگ بي‌خيالي بزند و غافل از آينده و پس از مرگ خوش باشد، اما اين خوشي، خوشي انساني نيست، بلكه از نوع بي‌دردي و بي‌عاري است كه حيوانات دارند. لذا اين‌گونه اشخاص در عمق وجودشان خوش نيستند و در عين رفاه دچار دلمردگي‌ها و افسردگي‌ها و احيانا خودكشي‌ها مي‌شوند.


آري حقيقت انسانيت و زنده دلي در ياد مرگ و مرگ انديشي است.

 

 

دیده شده در کتاب از احتضار تا عالم قبر ، استاد مسعود عالی ، قم ، نشر عطش، ص ۱۰ 

   پنجشنبه 30 دی 1395نظر دهید »

مرگ چیست ؟

 

 

یکی از مسائلی که هنوز برای عده زیادی از مردم جهان حل نشده است و معنی آن روشن نگردیده است ، مسئله « مرگ » و حقیقت آن می باشد . از این جهت است که مردم از آن می ترسند و از شنیدن نامش کراهت دارند اما همه آنان می خواهند بدانند که حقیقت مرگ چیست ؟

 

درباره حقیقت مرگ نظرات مختلفی وجود دارد بسیاری از دانشمندان برای روشن کردن آن مثال های گوناگونی زده اند و بیان داشته اند که مرگ یک امر حتمی است و اکثر مردم از آن در هراسند و حتی عده ای از شنیدن نام مرگ کراهت دارند .

 

بزرگان دین علت ترسیدن از مرگ را چند مسئله می دانند و بیان داشت اند :

 

اول : این که وقتی انسان حقیقت مرگ را فانی شدن و از بین رفتن پندارد ، از آن در هراس خواهد بود و از شنیدن نام آن میگریزد ولی اگر حقیقت آن را آن چنان که هست دریابد و بدان یقین کند ، ترس از بین خواهد رفت مرگ را جز کمال و ترقی نیز دیگری نخواهد بافت .

امیرالمؤمنین علی علیه السلام حقیقت مرگ را به روشنی دریافته و در مورد آن می فرماید : « وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ :به خدا سوگند، فرزند ابو طالب با مرگ مأنوس‏ تر از كودك به سينه مادر است.» .۱


دوم : دلبستگی به دنیا . ترس از مرگ گاهی به خاطر دلبستگی به دنیاست . انسانی که عمر خود را صرف تیمار بدن کرده باشد هنگام مرگ و انتقال روح به عالم جدید بسیار بیمناک است . چنین فردی دنیا را منزل حقیقی خود دانسته و به آن خو گرفته و از این رو هنگام مرگ حال عجیبی به او دست خواهد داد .

ولی همین انسان اگر در این عالم رشته ارتباط خود را با عالم آخرت محکم کند ، به پروردگار میل و علاقه و محبت بورزد و با ساکنین حرم قدس الهی آشنا شود ، به اهل بیت عصمت و طهارت تمسک جوید و همت خود را صرف دنیا نکند با اشتیاق فراوانی به علل دیگر خواهد رفت .


سوم : نداشتن ذخیره آخرت ؛ سومین علت ترس از مرگ این است که ما توشه راهی برای سفر آخرت آماده نکرده ایم و عمل نیکی انجام نداده ایم تا باعث نجات ما شود ، قرآن نیز اعمال نادرست و خلاف مردم را که موجب کیفر و عذاب الهی است ، تنها عامل ترس از مرگ معرفی می کند و می فرماید :« قُلْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلّهِ مِنْ دُونِ النّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ. ☆ وَ لا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَ اللّهُ عَلِیمٌ بِالظّالِمِینَ :بگو: «اى یهودیان! اگر گمان مى کنید که (فقط) شما دوستان خدائید نه سایر مردم، پس آرزوى مرگ کنید اگر راست مى گوئید (تا به لقاى محبوبتان برسید)»!☆ ولى آنان هرگز تمناى مرگ نمى کنند به خاطر اعمالى که از پیش فرستاده اند; و خداوند ظالمان را به خوبى مى شناسد»


آری کسانی از مرگ می ترسند که عمرشان را در غیر طاعت خدا سپری ساخته اند وگرنه افرادی که علی گونه زندگی کرده اند همانند او به مرگ بیش از قفل به سینه مادر علاقه دارد.

حضرت رسول صلی الله و علیه و آله و سلم می فرماید : « زیرک ترین افراد کسانی هستند که بیشتر به یاد مرگ باشند و خود را برای آن آماده نمایند .»۳  

 

 

۱_ دیده شده در نهج البلاغه ، ترجمه دکتر علی شیروانی ، خطبه ۵ .

 ۲_ سوره جمعه آیه ۶ و ۷.

۳_ دیده شده در کتاب انسان از مرگ تا برزخ ، نعمت الله صالحی حاجی آبادی ، به نقل از بحار ، جلد ۶ ، ص ۱۲۶.

۴_ دیده شده در کتاب انسان از مرگ تا برزخ ، نعمت الله صالحی حاجی آبادی ، انتشارات گلهای بهشت ، خلاصه ص ۲۹ تا ۳۴.

   پنجشنبه 23 دی 13951 نظر »

1 2 3 4 ...5 ... 7 ...9 ...10 11 12 ... 18

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 227
  • دیروز: 317
  • 7 روز قبل: 2866
  • 1 ماه قبل: 5537
  • کل بازدیدها: 126255
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 20
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
اربعین