روایت شده است شخصی به حضور امیرالمؤمنین علیه السلام از تنگی معیشت خود حکایت کرد . امام فرمود : « لعلک تکتب بقلم معقود . فعال : لا .لعلک تمشط بمشط مکسور . فقال : لا . بیشتر »
   چهارشنبه 22 دی 1395نظر دهید »
ذکر همراه بودن با اهل بیت علیه السلام در دنیا و آخرت    « اسماعیل بن سهل » کفت : به امام رضا علیه السلام نوشتم : دعایی به من بیاموز که چون آن را بنگرم در دنیا و آخرت با شما باشم . حضرت علیه السلام در پاسخ نوشت : « اناانزلناه » را بسیار تلاوت کن و لب… بیشتر »
   چهارشنبه 22 دی 13951 نظر »
روزی حضرت موسی علیه السلام نشسته بودند که ابلیس لعین نزد او آمد و در ضمن گفتگوهایش به آن حضرت عرض کرد : می خواهم هزار و سه پند و حکمت به تو بیاموزم و با این پندها و اندرزها تو را موعظه کنم و راه تکامل و طریق سعادت را به تو بنمایم !! بیشتر »
   سه شنبه 21 دی 1395نظر دهید »
دو تن از کسبه بازار برای من تعریف کردند که : از تنگی معیشت سخت در مضیقه بودیم و برای رفع این گرفتاری ، به خدمت مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی شرفیاب شدیم ،جماعتی در انتظار نوبت بودند و ما هم منتظر نشستیم . بیشتر »
   چهارشنبه 17 آذر 1395نظر دهید »
یکی از علما نقل می کرد : شاعری به نام حاجب در مساله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده است و این شعر را سرود : حاجب اگر معامله حشر با علی است من ضامنم که هر جه خواهی گناه بکن . شب حضرت به خوابش آمد و فرمود ؛ اینچنین بگو : بیشتر »
   پنجشنبه 11 آذر 13951 نظر »
وقتی برگشتیم بازداشتگاه ، گفتم ؛ « حیدر ! مثل این که راستی راستی حالت خوش نیست ، چرا گفتی دو کابل دیگه هم بزنن ؟ » _ حضرت عباسی نفهمیدی چرا ؟ _ نه نفهمیدم . _ آقا سید ! خواستم رُند بشه ، ارزشش رو داشت که به خاطر اربعین آقا امام حسین علیه السلام ، هر کدوممون هفتادو دو کابل بخوریم ،خدا وکیلی ارزش نداشت ؟ این حرف ها را که شنیدم خجالت کشیدم ، این فکر و مرام حسین خواهی حیدر برای من درس داشت . بیشتر »
   شنبه 29 آبان 139510 نظر »
نقل می کنند روزی هارون الرشید به اطرافیان خود گفت : بگردید شخصی را که خود مستقیما و بی واسطه از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله حدیثی شنیده است را نزد من بیاورید.می خواهم حدیثی از او بشنوم. به هارون گفتند: دیگر در این زمان بعد از حدود یک قرن و اندی بعید است کسی باشد که مستقیما از خود پیامبر کلامی شنیده باشد. بیشتر »
   دوشنبه 24 آبان 13951 نظر »
من این موضوع را گفته ام ولی باز هم می گویم ، من با دوگوش خودم شنیدم ، فرزند مرحوم آقا شیخ عباس قمی که خودش به من گفت .می گفت بابام مفاتیح را که می نوشت ، همه اش را با وضو نوشت . همیشه یک کتری آب و کاسه کنارش بود و اگر خسته می شد و خوابش می برد تا بیدار می شد وضو می گرفت و ادامه می داد و می گفت من کل این مفاتیح را تقدیم به روح مطهر صدیقه کبری کرده ام . ایشان گفت وقتی ما پدر را روبه روی حرم امیرالمومنین علیه السلام خاک کردم و به خانه برگشتیم ، خوب ما گوهری از دست داده بودیم ، شب ساعت ۱ یا ۲ نصفه شب بابا را در خواب دیدم ، دیدم پدر خیلی سرحال بود . گفتم بابا شما خودتان در منازل الاخره راجع به برزخ زیاد نوشته اید ، برزخ خودت چطور است ؟ گفت : بابا من را کی دفن کرده اید ؟ گفتم ۳ بعدازظهر . بیشتر »
   چهارشنبه 28 مهر 1395نظر دهید »

1 3

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • بازدید شده: 105963
  • بازدید کننده: 77752
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 21
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 12
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 5
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1