رزق و روزی 



 

روایت شده است شخصی به حضور امیرالمؤمنین علیه السلام از تنگی معیشت خود حکایت کرد . امام فرمود : « لعلک تکتب بقلم معقود . فعال : لا .لعلک تمشط بمشط مکسور . فقال : لا .

فقال : لعلک تمشی امام من هو اکبر منه سناً . فقال : لا .

فقال : لعلک تنام بعد الفجر . فقال: لا .

فقال : لعلک تترک الدعا للوالدین . فقال ؛ نعم یا امیرالمؤمنین.

فقال علیه السلام ؛ فاذکر هما فانی سمعت رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم یقول : ترک الدعا للوالدین یقطع الرزق .»

 

یعنی « فقر و تنگدستی تو شاید به این سبب است که با قلم گره دار می نویسی . عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین .


فرمود : شاید با شانه شکسته موی خویش را می آرایی ، عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین.


فرمود : شاید از کسی که عمرش از تو بیشتر است جلوتر می روی ، عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین.


فرمود : شاید بعد از طلوع فجر می خوابی ، عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین.


فرمود : شاید که پدر و مادر خود را از دعای خیر دریغ می ورزی ، عرضه داشت : آری یا امیرالمومنین.


پس آن گاه امام فرمود که برای رفع بلای تنگ دستی ،پدر و مادر خود را از دعا فراموش نکنید و فرمود : از رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود : ترک دعای خیر برای پدر و مادر ، روزی آدمی را می برد و او را به تنگدستی مبتلا می سازد .»

 


دیده شده در کتاب نشان از بی نشان ها ، علی مقدادی اصفهانی( فرزند ذکور حاج شیخ حسنعلی نخودکی ) نشر جمهوری ، جلد ۱ ، ص ۴۲۶.

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 22 دی 1395نظر دهید »

تواضع 

 


آیه «وَ اخْفِضْ‏ لَهُما جَناحَ الذُّل‏ مِنَ الرَّحْمَة» (اسراء/۲۴) بشنوید… «وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيرا» این هم دنباله آیه است. «وَ بِالْوالِدَيْنِ احسان » خفض جناح یعنی بالت را باز کن. بالت را برای پدر و مادر باز کن. الآن هم دو نفر که همدیگر را دوست دارم و مدتی همدیگر را ندیدند، وقتی همدیگر را می‌بینند دستشان را باز می‌کنند که با همدیگر رو بوسی کنند. این بالت را باز کن کنایه از این است که تواضع کن.

 

«وَ اخْفِضْ‏ لَهُما جَناحَ الذُّل‏» در چه شرایطی؟ می‌گوید: در هر موقعیتی که هستی. شاه هستی، رئیس جمهور هستی. مرجع تقلید هستی. هرکس هستی، این برای مردم عادی نیست. اگر بالاترین درجات علمی و سیاسی اجتماعی را هم داری، پدرت را تحقیر نکن. مادرت را تحقیر نکن.

با کمال تأسف هستند جوان‌هایی که وقتی دوستانشان مثلاً خانه‌شان می‌آیند، به پدر و مادرشان می‌گویند: تو بیرون نیا. چند نفر مهمان دارم. اینها سوپردولوکس هستند. تو قدیمی هستی. نتیجه دانشگاه این است؟ نتیجه دبیرستان این است؟ دو تا کلمه درس خواندی به پدر و مادرت می‌گویی: جلوی مهمان‌هایم پیدا نشو. یا به پدر و مادرت می‌گویی: تو حرف نزن! هیچی نگو! چرا؟ لهجه دارد. لهجه داشته باشد. اصلاً اینهایی که بدمستی می‌کنند، یادشان رفته این پدر و مادر نان مفت به تو دادند و تو دیپلم و لیسانس شدی. 

 

حسن و قبح ذاتی کارهای اخلاقی
یک نابینا وارد جلسه پیغمبر شد. پیربود و نابینا بود و عصا زنان آمد. یک نفر در جلسه عبوس کرد. آیه آمد سوره  «عَبَسَ‏ وَ تَوَلَّى» (عبس/۱) «عَبَس» عبوس کرد. ابرو خم کرد؟ «أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏» (عبس/۲) عبوس کردی؟ نابینا را بخندی، می‌بیند؟ نه! من نابینا هستم. شما بخندی. من نمی‌فهمم. عبوس کنی، من نمی‌فهمم. برای نابینا بخندی و عبوس کنی فرقی ندارد. قرآن نمی‌گوید: چون او فهمید بد کردی. حتی اگر او هم نفهمد بد کردی. یعنی کار بد، بد است ولو پلیس نفهمد. از چراغ قرمز عبور کردی، آدم بدی هستی. نه، پلیس که نفهمید. خوب نفهمد. کارت اشتباه بود. ما وقتی عیب را می‌فهمند می‌گوییم: ای خاک بر سرم! فهمیدند. باید بگوییم: خاک بر سرم که این غلط را کردم. نباید بگویی: خاک بر سرم که او فهمید. برای اعمی بخندی و عبوس کنی فرقی ندارد. کار زشت، زشت است. 


خدمت دکتر بهشتی در زمان طاغوت بودم. آخر شب در ماشین ایشان نشستیم جایی برویم. شهید مظلوم دکتر بهشتی پشت فرمان بود. به چراغ قرمز رسید، ایستاد. من نگاه کردم و گفتم: آقای دکتر، هیچ کس نیست، برویم. گفت: چراغ قرمز است. گفتم: شما که نظام شاهنشاه را قبول نداری. گفت: من نظام را قبول ندارم. ولی نظم را قبول دارم. نظم می‌گوید: وقتی چراغ قرمز است، بایست. ما می‌ایستیم چون پلیس جریمه‌مان می‌کند. چون پلیس می‌فهمد. گیر ما این است. باید به جایی برسیم که خوب، خوب است ولو هیچکس نفهمد. بد، بد است ولو کسی نفهمد. خوب و بدی‌ها مربوط به فهم مردم نیست.

 

«وَ اخْفِضْ‏ لَهُما جَناحَ الذُّل‏» ذل یعنی ذلت، یعنی نسبت به پدر و مادر خودت را ذلیل کن. کوچک کن. مادر که بچه‌اش را می‌بوسد سفت می‌بوسد. اما بچه‌ها مادر را چطور می‌بوسند؟ انگار کاهگل می‌بوسند. مادر که بچه‌اش را می‌بوسد مُک می‌زند. اما پسر و دختر… یادمان می‌رود. ما هرچه داریم از پدر و مادر داریم.


سخنان حجت الاسلام قرائتی درس هایی از قرآن ، ۴/ ۶ / ۹۵ .موضوع ، تواضع در برابر والدین .

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 14 شهریور 13951 نظر »

نگهداری والدین در منزل نه خانه سالمندان 

 

 

یک کار غلطی که دنیا کرده است، و ایران هم از این کار غلط پیروی کرده است، این است که خانه‌ٔ سالمندان درست شده است. این‌ها نمی‌فهمند که وقتی آدم پیر شد، بچه‌اش را که ببیند، نوه‌اش را ببیند، روحیه اش باز می‌شود. صبح بلند می‌شود، این پیر او را می‌بیند، در خانه سالمندان همه قیافه‌ها، چین و چروک خورده، اعصاب تنگ، همه دور از بچه، مادر وقتی نوه‌اش را می‌بیند، روحش باز می‌شود. دکتر روانشناسی داریم، نمی‌دانم چرا دکترهای روانشناس توجه ندارند، آیا این سالمندانی که در خانه‌ی سالمندان می‌گذاریم، این‌ها افسردگی‌شان خوب می‌شود، یا بدتر می‌شود؟ خوب چرا دکترهای روانشناسی این را تذکر نمی‌دهند؟ شاید هم تذکر داده‌اند، من نفهمیدم. ما گاهی وقت‌ها تولید استرس می‌کنیم. نه تنها پریشانی را برطرف نمی‌کنیم. هر جا از اسلام دور شدیم، تولید استرس کردیم. 


چند وقت پیش تالار وحدت تهران، آمدند و گفتند: هزار دکتر روانشناس را دعوت کردیم، شما بیا و صحبت کن. ما رفتیم آنجا صحبت کنیم، چیزهایی که گفتیم، آمدند و گفتند: این‌ها برای ما تازگی داشت.  گفتم: متن اسلام است. روانشناس واقعی خداست. خدا می‌داند که نیاز من چیست. مادر پیر، پدر پیر، بچه‌اش را که می‌بیند، شاد می‌شود. شما من را در سالمندان می‌گذاری، بر افسردگی من اضافه می‌شود. احساس می‌کند که یک عمری فدای بچه شده است، آخرش هم من را در سالمندان گذاشت. هر طوری که با پدر و مادر رفتار کنیم، همانطور بچه‌های ما با ما رفتار خواهند کرد. 
گندم از گنم بروید جو ز جو!

 


حالا از کجای قرآن در می‌آوری؟ آقای قرائتی! تو آخوند هستی، بنا شد از قرآن بگویی ما قبول کنیم، حرف‌های خودت سلیقه‌ای است. می‌گویم از قرآن می گویم. کجای قرآن می‌گوید: خانه سالمندان ممنوع! این کلمه! «إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ»۱ «عِنْدَكَ» یعنی پدر و مادر نزد تو باید پیر بشوند. نه کیلومتر ده! «عِنْدَكَ» می‌گویی: آقا جا ندارم. یک آپارتمان تنگ، زنم جوان است، حال ندارد با مادرم بسازد. این‌ها اخلاق‌هایشان به هم نمی‌خورد. مثل پیوند، اسفناج و گلابی هستند. خوب پیوند اسفناج و گلابی، نمی‌شود. مادر و پدرم پیر هستند، این عروس، خانه تنگ است. من بچه دارم. اگر هم در خانه نمی‌شود، در همان محله یک اتاق اجاره کن، که صبح به صبح بتوانی مادرت را ببینی، او را کیلومتر فلان نفرست، البته این دیگر هنر شهرداری است. حیفش! ما باید دوباره سراغ اسلام برگردیم.

 

تمام برج ‌سازان، انبوه سازان، همینطور که گفته می‌شود، هر خانه‌ای یک پارکینگ می‌خواهد، هر آپارتمانی یک انباری می‌خواهد، بگویند هر بیست تا ساختمانی دو تا هم سوییت کوچک می‌خواهد. برای اینکه در این بیست خانه ممکن است یکی دو تا پیرزن و پیرمردی باشد. این برود در همین سوئیت زندگی کند، نهار که می‌خواهیم بخوریم، یک بشقاب برای او می‌فرستیم، او هم خسته شد، می‌آید و بعد به اتاقش برمی‌گردد. «عِنْدَكَ» نه عند کیلومتر فلان! این «عِنْدَكَ» مهم است. عجب کتابی داریم. هر حرفش یک نکته دارد. 

 

۱_سوره اسرا ، آیه ۲۳.

۲_  سخنان حجت الاسلام قرائتی ، درس هایی از قرآن ،  ۲۱ / ۵ /۹۵ 

اشتراک گذاری این مطلب!

   سه شنبه 26 مرداد 13951 نظر »

مقام والای مادر در قرآن

 


نوع دستورهایی که اسلام به زن و مرد می دهد ، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دوقائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی دارد ، وقتی احترام به پدر ومادر را بازگو می کند ، برای گرامیداشت مقام زن ، نام مادررا جداگانه و بالاستقلال طرح می کند . قرآن کریم می فرماید :و قضی ربّک الاّ تعبدوا الاّ ایاه و بالوالدین احساناً امّا یبلغنّ عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما و قل لهما قولاً کریماً ۱

پروردگار تو مقرّر کرد که جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان کنید .اگر یکی از آن دو یا هر دو ، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی « اوف » مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی .

 

و در بخشی دیگر می فرماید : ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت به پدر و مادرفراموش نکند :و وصّینا الانسان بوالدیه احساناً ۲
و انسان را نسبت به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم .

 


و در جای دیگراحسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حقّ یاد می کند :ان اشکر لی ولوالدیک ۳ شکر گزار من و پدر و مادرت باش .


اما با همه این تجلیل های مشترک ، وقتی می خواهد از زحمات پدر و مادر یاد کند ، از زحمت مادر سخن می گوید ، نه از زحمت پدر ، آنجا که می فرماید :و وصّینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امّه کرهاً و وضعته کرهاً و حمله و فصاله ثلاثون شهراً ۴ زحمات سی ماهه مادر را می شمارد ، که : دوران بارداری زایمان ، و دوران شیرخوراگی برای مادر دشوار است . وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادرذکر می کند . در این بخش قرآن ، حتی اشاره ای هم به این موضوع نیست که : پدر زحمت کشیده است .

 

بنابراین ، آیات قرآن که در مورد حقّ شناسی از والدین آمده است بر دو قسم است : یک قسم حقّ شناسی مشترک پدر و مادر را بیان می کند و قسم دیگر ، آیاتی است که مخصوص حقّ شناسی مادر است ، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می کند فقط برای بیان وظیفه است ، نظیر :و علی المولود له رزقهنّ و کسوتهنّ بالمعروف ۵ خوراک و پوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل وبیان زحمات است ، اسم مادر را بالخصوص ذکر می کند .

 

 

 

۱_ سوره اسرا ،آیه ۲۳.

۲_ سوره احقاف ، آیه ۱۵.

۳_ سوره لقمان ، آیه ۱۴ .

۴_ سوره احقاف ، آیه ۱۵ .

۵_ سوره بقره ، آیه ۲۳۳.

۶_دیده شده در کتاب زن در آینه جمال و جلال ، آیت الله جوادی آملی ، ص۱۳۴

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 9 مرداد 1395نظر دهید »

نتیجه دعاي فرزند براى پدر و مادر


 شخصى به حضور على (عليه السلام ) آمد و عرض كرد: من خود را در معاش زندگى ، در تنگنا مى بينم.

امام على (عليه السلام ) فرمود: گويا با قلم گره خورده چيزى مى نويسى ؟ (بسته شده به جايي مثل خودكارهاي موجود در بانكها) او عرض كرد: نه .

امام فرمود: گويا با شانه شكسته ، (موى سر و صورتت )را شانه مى كنى ؟ او عرض كرد: نه .

امام فرمود: گويا جلو شخصى كه سنش از تو بيشتر است راه مى روى ؟ او عرض كرد: نه .

امام فرمود: گويا بعد از فجر (آغاز نماز صبح ) مى خوابى ؟ او عرض كرد: نه .

امام فرمود: گويا دعا براى پدر و مادر را ترك مى كنى ؟ او عرض كرد: آرى اى اميرمؤ منان !

على (عليه السلام ) فرمود: پدر مادر را در دعا بياد آر، زيرا من ار رسول خدا شنيدم مى فرمود: ترك الدعاء للوالدين يقطع الرزق دعا نكردن براى پدر و مادر، موجب قطع رزق و روزى مى گردد!

 اينك توجه كنيد كه اگر ترك دعا براى پدر و مادر، اين چنين نتيجه شوم داشته باشد، آزار آنها چه نتيجه اى خواهد داشت ؟

 

دیده شده در كتاب داستانهاي صاحبدلان، محمد محمدی اشتهارد ،ص ۱۱۳،   به نقل از المخازن ، ج ۱ ، ص ۲۲۸ .

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: نوروزمسلمانی
   چهارشنبه 1 اردیبهشت 13951 نظر »

داستان نیکی رسول اکرم نسبت به مادر رضائی خود:


سال‌های آغاز بعثت پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) بود. روزی آن حضرت: فرشی پهن فرموده بود و روی آن نشسته بود که در این موقع شوهر حلیمه به حضور آن حضرت آمد، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به یاد مهربانی‌های او، برخاست و او را احترام زیادی کرد و گوشه‌ای از فرش خود را گسترد و پدر رضاعی خود را روی آن نشاند طولی نکشید که مادرش حلیمه وارد شد، حضرت گوشه دیگر فرش را برای او پهن کرد و او را روی آن نشانید و محبت فراوانی به مادر رضاعی خود کرد.

 

 دیده شده در  پایگاه تخصصی منبرها www.menbarha.ir. به نقل ازداستان دوستان ج۳ ، ص۴۷

اشتراک گذاری این مطلب!

   جمعه 20 فروردین 1395نظر دهید »

 

حجت الاسلام غلامحسین جمی نقل میکنند:

یک بار پس ازملاقات من باامام درجماران ،یکی از مسئولان مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید وبه همراه اوپدر پیرش دیده می شد .پس از اینکه وی از خدمت امام بازگشت ،گفت : وقتی خواستم به حضور امام برسم من جلو افتاده بودم وپدرم هم پشت سرمن بود. پس از تشرف ، پدرم رابه امام معرفی کردم .امام نگاهی کرد وفرمود : این آقا پدرشماهستند؟ عرض کردم : بله .

امام فرمود : پس چرا جلو او راه افتادی و وارد شدی؟!

امام (ره) شروع به احوال پرسی نکردند ، از مسئول مملکتی در مورد کارها نپرسیدند بلکه تذکر دادند و با یک حرف ساده بیان کردند که حتی اگر در جامعه جایگاهی داری باز هم نباید پیش از پدر و مادر گام برداری.

 

دیده شده درکتاب موعظه خوبان ،نویسندگان :سیدعلیرضاادیانی وحسین ترابی ص ۳۰

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: نوروزمسلمانی
   پنجشنبه 19 فروردین 13953 نظر »

بیانات رهبری در دیدار نوروزی جمعی از مسئولان کشور (۹۵/۱/۱۸)

 

عیدتان مبارک! ان‌شاءالله به‌معنای واقعی کلمه‌ی مبارک، این عید، هم عید نوروز و هم عید ولادت صدّیقه‌ی کبرا (سلام‌الله‌علیها)، بر همه‌ی شما برادران عزیز و خواهران عزیز مبارک باشد؛ هم بر خودتان، هم بر خانواده‌هایتان، فرزندانتان، همسرانتان، که بلاشک سهم عمده‌ای از ثواب الهی را همسران مسئولین میبرند. خیلی از این زحماتِ مسئولیّتهای شما و اشتغالهای شما و گرفتاری‌های شما را آنها تحمّل میکنند امّا شما چهره میشوید و مورد تقدیر قرار میگیرید و مورد تشکّر خواص و عوام قرار میگیرید و کسی از آنها تشکّر نمیکند. بنده، هم به آنها تبریک عرض میکنم -به همسران شما و به خانواده‌های شما- هم از آنها تشکّر میکنم به‌خاطر صبری که میکنند و همکاری‌ای که با شماها میکنند که موجب میشود شماها بتوانید ان‌شاءالله به وظایف مهم، مسئولیّتهای سنگین و کارهای بزرگی که بر عهده دارید به بهترین وجهی برسید.

 

عید نوروز هم واقعاً یک فرصتی است برای ما ایرانی‌ها. با قطعِ‌نظر از جنبه‌ی ارتباط این روز معیّن با آنچه در تاریخ اسلام است -که حالا بعضی‌ها تطبیق میکنند با روز غدیر و بعضی‌ها با روزهای دیگر، که من نمیتوانم قضاوتی نسبت به صحّت‌وسقم این تطبیق‌ها بکنم- خود این عید که اوّل سال خورشیدی ما و منتسب به هجرت پیغمبر اکرم است، واقعاً یک فرصت بزرگ و خوبی است. اعیاد این‌جوری هستند؛ یک سرآغاز را و یک دوره‌ی جدید را به انسان القا میکنند.

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

   پنجشنبه 19 فروردین 13951 نظر »

1 3

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 50
  • دیروز: 42
  • 7 روز قبل: 335
  • 1 ماه قبل: 1359
  • کل بازدیدها: 65399
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 39
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 22
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 8
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1