چهارچوبی که برای اصلاح یک جامعه لازم است .



طبیعتا چون یک مسئله اساسی و اصولی است باید در آیات قرآن به پرداخته شده است و یکی از آیات قران در سوره جمعه آیه ۲ ، هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ  : آیا می شود این آیه را مبنایی قرار داد برای اصلاح یک جامعه یا نه ؟ یتلوا علیهم آیاته ، قدم اولی است که رسول خدا بر می دا د برای اصلاح یک جامعه .


تلاوت آیات قرآن. تلاوت قرآن یعنی چه ؛ یعنی رسول من در مرحله اول تو آیات قرآن را برای اصلاح جامعه تلاوت کن ، آن ها را در معرض تلاوت آیات قرآن قرار بده . در طول تاریخ هم همینطور بود و پیامبر در ده سال اول بلکه ۱۳ سال اول به تلاوت آیات قرآن می پرداختند و مردم را در معرض تابش نور آیات قرار می دادند بدون این که کار تعلیمی عمیقی صورت بگیرد و بدون این که به مراحل بعدی بپردازندفایده این کار این است که نفوس با استعدادی که در جامعه هستند ، اینها با همین تلاوت بیداری در دورن آن ها حاصل می شود ، با همین تلاوت ایمان در آن ها حاضر می شود ، با همین تلاوت حتی حاضر هستند که جان بدهند در راه رسول خدا مانند پدر و مادرمان یاسر .


تلاوت کار عمیق کردن نیست ،مواجه کردن مردم با آیات قرآن است ، بعضی ها حوائج را بشنوند پرواز می کنند ، بعضی ها در معرض آیات نورانی قرآن قرار بگیرند ، در همان برخورد اول بیداری برایشان حاصل می شود .ایمان می آورند .


در قرآن کریم آثار تلاوت را افزایش ایمان برشمرده اند . تلاوت را یک روش تلقی بکنیم که بشود این روش را جای دیگر تعمیم داد ، یک روش عقلانی است ، گاهی از اوقات انسان وقتی یک زیبایی را ببیند ، گاهی از اوقات نیاز به استدلال ندارد که آن را بپذیرد ، تصور بعضی چیزها تثبیتش را به همراه دارد . مثل روضه ابا عبدالله الحسین علیه السلام .


ما چرا می گوییم روضه امام حسین سازنده است ، چون روضه هم از نظر روش نوعی تلاوت است . زیاد نیاز به متقاعد کردن ندارد ..عده ای با روضه ابا عبدالله ارادت پیدا می کنند و گرایش پیدا می کنند و ممکن است به تحقیق بپردازند . تلاوت را می شود محدود به آیات قرآن نکرد . در سفارشات ائمه هست که روزی ۵۰ آیه قرآن را بخوانند، تلاوت یعنی مرور خوبی ها ، علی می فرماید ، من آیت بزرگ الهی هستم .


خداوند به پیامبرش می‌فرماید: آنان را تزکیه کن؛ تزکیه انسان از طریق تغییر رفتار، اندیشه و قلب آنان میسر خواهد بود به همین دلیل کلام الهی را می‌توان به این نحو معنا کرد که ای پیامبر(ص) من، مدیریت کن جامعه را و قوانینی وضع کن که رفتارهای مردم کنترل و هدایت شود تا این امر سبب تزکیه آنان شود؛ تزکیه در اصل به معنای سیاست و حکومت است نه اخلاق.


سیاست است که می‌تواند اخلاق جامعه را نابود کند و هزاران موعظه اخلاقی اثر نداشته باشد سیاست است که می‌تواند اخلاق جامعه را آباد کند و کمترین موعظه‌ها کار آن جامعه را انجام دهند.زمانی که انسان معنای کامل تزکیه را درک نکند سبب می‌شود عرصه سیاست را به هر فرد ناشایسته‌ای تقدیم کند اگر کسی می‌خواهد انقلابی باشد باید اهداف سیاسی را دنبال و به تحقق آرمانهای سیاسی جامعه اصرار داشته باشد و اقدامات سیاسی را با بصیرت کامل انجام دهد، انقلابی یعنی سیاسی بودن اگر انقلابی باشید و سیاسی نباشید خطرناک است.


امروز جهان غرب در مشکلات اجتماعی و سیاسی خود گرفتار است چگونه جامعه ما می‌تواند از قوانین کشورهایی مانند فرانسه و انگلیس که خود غرق در مشکلات عدیده رفتاری هستند الگوپذیری داشته باشد.


شورای نگهبان اگر در برابر اموری که با اسلام مخالف است صراحت نداشته باشد سبب می‌شود در طراحی نظام اسلامی آن قوانین را قبول کنند. مردم اگر در بین دولت مردان تبعیض ببینند هزاران منبر اخلاقی بی اثر و هزاران ایمان به فنا خواهد رفت، مسائل اخلاقی مبنای اصلی نیست، اصل تزکیه با قانون گذاران و دولت‌مردان است به همین دلیل باید در انتخابات مردم توجه داشته باشند که کدام نماینده و قانون گذار منتخب سبب رواج تزکیه جامعه می‌شود.


پیامبر(ص) پس از هجرت اقدام به یزکیهم یعنی اقدام به وضع قانون در جامعه کرد، جامعه‌ای از نظر اخلاقی و معیشتی، معنوی و مادی اصلاح می‌شود که معارف سیاسی دین را پیدا کند و این امر به آموزش و پرورش بر می‌گردد دینی که ما در مدرسه به دانش آموزان تعلیم می‌دهیم آنان را باید سیاسی بار بیاورد تا با حقیقت اسلام آشنا شوند تا کسی نتواند آنها را فریب دهند، امام راحل فرمودند: همه اسلام سیاست است. پس از قانون گذاری و ایجاد زمینه تزکیه نوبت به تعلیم کتاب الهی می‌رسد تا با آموزش حکمت انسانها به کمال برسند افرادی که حکمت می‌آموزند انسانهای بصیری هستند که به زمان و موقعیت اشراف کامل دارند و امروز مهم‌ترین حکمت، حکمت سیاسی است که سبب سعادت جامعه می‌شود.


واقعه کربلا به سبب عدم حکمت و بصیرت رخ داد.



سخنان حجت الاسلام پناهیان ، در مراسم شام غریبان امام حسین علیه السلام ، در حضور رهبر انقلاب ، شنیده شده .

   چهارشنبه 21 مهر 13951 نظر »

سه عنصر اصلی در نهضت عاشورا



عاشورا یک حادثه تاریخی صرف نبود؛ عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دایمی برای امت اسلام بود. سه عنصر در حرکت حضرت ابی عبدالله علیه السلام وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت و عنصر عاطفه.  


عنصر منطق و عقل در این حرکت، در بیانات ان بزرگوار متجلی است قبل از شروع این حرکت، از هنگام حضور در مدینه تا روز شهادت. جمله، جمله این بیانات نورانی، بیان کننده یک منطق مستحکم است خلاصه این منطق هم این است که وقتی شرایط وجود داشت و متناسب بود، وظیفه مسلمانان اقدام است؛ این اقدام خطر داشته باشد در عالی ترین مراحل یا نداشته باشد. خطر بالاتر این است که انسان جان خود و عزیزان و نوامیس خود همسر، خواهر، فرزندان و دختران را در طبق اخلاص بگذارد و به میدان ببرد و در معرض اسارت قرار دهد.


عنصر دوم حماسه است؛ یعنی این مجاهدتی که باید انجام بگیرد، چون (العزه لله و لرسوله و للمومنین) مسلمان در راه همین مجاهدت، بایستی از عزت خود و اسلام حفاظت کند. این عنصر در همه مجاهداتی که رهروان عاشورایی در برنامه خود می گنجانند، باید دیده شود همه اقدام های مجاهدت آمیز، چه سیاسی، چه تبلیغی، چه آنجایی که جای فداکاری جانی است باید از موضع عزت باشد.


عنصر سوم، عاطفه است؛ یعنی هم در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه یک نقش تعیین کننده ای ایجاد کرده است، که باعث شد مرزی بین جریان عاشورایی و جریان شیعی با جریان های دیگر پیدا شود. زینب کبری سلام الله علیها در کوفه و شام منطقی حرف می زند اما مرثیه می خواند؛ امام سجاد علیه السلام بر روی منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حکومت اموی می کوبد، اما مرثیه می خواند. این مرثیه خوانی تا امروز ادامه دارد و باید تا ابد ادامه داشته باشد تا عواطف متوجه شود.



بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با روحانیون و مبلغان ، ۸۴/۱۱/۵.  دیده شده درhttp://farsi.khamenei.ir

   چهارشنبه 21 مهر 13951 نظر »

گریه بر حسین علیه السلام 


 

 

ابن بابویه به سند معتبر از حضرت رضا روایت کرده است که : ماه محرم ، ماهی است بود حه اهل جاهلیت قتال در آن را حرام می دانستند ، و این امت جفاکار خونهای ما را حلال دانستند و هتک حرمت ما را کردند ،زنان و فرزندان ما را اسیر کردند و آتشی در خیمه های ما زدند و اموال ما را غارت کردند و حرمت حضرت رسالت را در حق ما رعایت نکردند .

 

به درستی که مصیبت حسین علیه السلام دیده های ما را مجروح گردانیده است ، و اشک ما را جاری کرده است عزیز ما را ذلیل گردانیده است زمین کربلا مورث کرب بلای ما گردید تا روز قیامت . پس بر مثل حسین باید بگریند گریه کنندگان که گریه بر آن حضرت فرو می ریزد گناهان بزرگ را . 

 

پس حضرت فرمود : پدرم چون ماه محرم داخل می شد ، کسی آن حضرت را خندان نمی دید و اندوه و حزن بر او غالب می گردید ، چون روز دهم محرم می شد ، روز مصیبت و گریه و اندوه او بود و می گفت ؛ امروز روزی است که حسین شهید شده است .

 

دیده شده در کتاب جلا العیون ، تاریخ زندگی ۱۴ معصوم ، علامه محمدباقر مجلسی ، مصیبت های امام حسین علیهالسلام، ص۵۲۴.

   چهارشنبه 21 مهر 1395نظر دهید »

غیرت 

 

 

یکی از بهترین صفات انسانی و الهی غیرت است . صفتی که اولین وجود گرامی این صفات را داراست وجود مقدس خداون متعال است . امام صادق علیه السلام فرمودند : « ان الله غیور یحب کل غیور ؛ خداوند غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد . غیرت یعنی این که انسان نسبت به محرمات حساس باشد .خداوند هم ناموس دارد مانند قرآن ، انبیاء و اولیای الهی ، همه این ها محترمات الهی هستند . پس اولین غیور خداست . و این صفت در هر کس باشد خداوند اورا دوست دارد حتی اگر مشرک باشد . در روایت از امام باقر علیه السلام است که تعدادی از مشرکین که با مسلمان ها جنگیده بودند و دستور اعدام آن ها صادر شده بود و پیغمبر دستور داد یکی از آن ها را اعدام نکنند . وقتی پرسیدند چرا ، پیامبر فرمود ؛ جبرئیل بر من نازل شد و گفت که او پنج صفت دارد که خداوند دوست دارد وآن پنج صفت : صداقت ،شجاعت ، سخاوت ، اخلاق خوش که با خانواده دارد و غیرت شدید نسبت به حرَمت ، این پنج صفت تو را خدا دوست دارد . گفت عجب  خدایی و عجب پیغمبری و همانجا مسلمان شد و در یکی از غزوات شهید شد .


در مقابل خداوند بی غیرت را ولو عابد و زاهد دوست ندارد .درجلد ۹۷ بحارالانوار امام صادق علیه السلام می فرماید که قومی مشمول عذاب بود و دوملک فرستاده شد برای عذاب آن قوم . این دو ملک وقتی آمدند دیدند که در آن قوم عابد و زاهدی است که مشغول تضرع است . 

گفتند که یعنی این زاهد هم باید عذاب شود . خداوند به آن ها گفت این آدمی است که به خاطر من یک اخم هم نکرده و به خاطر من هیچ کجا غضب نکرده . او را هم عذاب کنید چون غیرت دینی نداشته …


 

۳ قسم غیرت داریم ، یکی غیرت غیرت ملی است که آدم نسبت به ملت و نسبت به آب و خاک خودش احساس غیرت و تعصب کند . غیرت ملی این است که انسان نسبت به ارزش ها و فرهنگ ملت خودش بی تفاوت نباشد ، همانطوری که در حدیث نقل شده که البته سندش خیلی هم محکم نیست که فرمود :حب الوطن من الایمان نازل به همین است ….

 

ما امروز اگر کسانی مثل سردار ملی و سالار ملی ( ستارخان ،سالار خان ) که می شنویم این ها برای استقلال و عزت وطن و آب خاک خودشان مبارزه می کردند ، این ها مشروطه خواه بودند و با استبداد داخلی می جنگیدند و همان موقع وقتی دیدند انگلیسی ها هم نفوذ کرده اند و از مشروطه دم می زنند . با انگلیسی ها هم مبارزه می کردند چون عزت ایران را می خواستند . و وقتی از کنسول کری روسیه برای ستار خان پیغام آورد که اگر پناه بیاورید به روسیه از دفاع می کنیم  ، آن جمله معروف را گفت « که من زیر بیرق ابا الفضل هستم و بیرق روسیه را نمی خواهم » 

امروز تحسین می کنیم این را به عنوان یک مرد غیرتمند ، ما تحسین می کنیم کسی مثل رییس علی دلواری بزرگ را که با تنگستانی ها و دشستانی های بوشهر ، با انگلیسی هامبارزه مبارزه کردند و مردانه به شهادت رسیدند .

 

ما کسی مثل شاه سلطان حسین صفوی را بی غیرت می خوانیم که وقتی فتنه ای در ایران رخ داد و تجاوزی صورت گرفت آن درست روی دست گذاشت که به دروازه های اصفهان رسیدند ، به جای دفاع خودش جلو رفت و تاج را برداشت و بر سر محمود افغان گذاشت و دخترش را به او پیشکش کرد …


خشم مقدس و غیرت دینی این است که آن جایی که آدم نسبت به حقوق مومنین ،نسبت به حدود الهی و نسبت به انبیاء و اولیای الهی تعرضی صورت گیرد ، محکم بایستد ..

 

یکی از خطرهایی که هر انقلابی را تهدید می کند برگشت و ارجا به سنت های جاهلی و قبل از انقلاب است . خداوند متعال در قرآن در موارد متعددی این هشدار داده به مومنین و این درس برای امروز ماست . خداوند متعال در سوره آل عمران می فرماید:«  اگر پیغمبر به شهادت رسید یا از دنیا رفت مباد که برگردید به سنت های قبل » 

 

در سوره مائده فرمود : اگر شما از دین دفاع نکنید پرچم دفاع از دین را از شما می گیرم ……

 

در روز عاشورا وقتی که هلهله می کردن و نمی گذاشتند صدای امام حسین علیه السلام به همه برسد . حضرت زینب سلام الله فرمود : برادرم این ها چرا این کار را انجام می دهند .؟ ابا عبدالله علیه السلام فرمود : شکم هایشان آنقدر از حرام پر شده که گوششان حرف نمی شنود . امام حسین با یک همچین وضعیتی مواجه بود که اوج آن انحراف از غیرمشروع شد  و برگشت خصلت های جاهلی در زمان یزید بود و علنی کفر می گفت . معاویه می پوشاند ولی یزید علنی فسق مرتکب می شد .

 

وجود مبارک ابا عبدالله علیه السلام فرمود : در این زمان فقط نامی از اسلام است ، قرآن هست ، نماز هست ، حج هست ، اما با شرک است و تاثیر ندارد . الان مگر در عربستان قرآن نمی خوانند ، مگر نماز نیست ، اما دینی هست که با شرک و حتی جاده صاف کن شرک است و نیابت از او دارد در برخورد با مسلمین . 

 

وهابیت و از آن طرف شیعه انگلیسی ، او هم روضه می خواند ، او هم سینه می زند ، اسمش شیعه است . دین و جامعه ای که رهبر الهی بالای سرش نباشد دچار یک همچین انحرافی می شود ، این که امام رضا علیه السلام در سفرش به خراسان فرمود : « لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشروطها : فرمود : توحید شرطش من هستم چون توحید بدون ولایت کشیده می شود به توحید وهابی که با شرک سازگار است .

 

توحید ، دین ، جامعه دینی در جایی از انحرافات مصون می ماند که : 

۱_ پیوندش با غدیر قطع نشود ، رهبر الهی بالای سرش باشد ، چه در زمان حضور معصوم و چه در زمان غیبت .

۲_متدینینی  که در آن جامعه هستند غیرتشان را از دست ندهند .

 

به نظر من تعبیر انقلابیگری که رهبر معظم انقلاب روی آن تاکید دارند ، این عبارت اخری این تاکید ، غیرت دینی است که در معارف دینی ماست یعنی همان شاخصه هایی که ایشان برای انقلابیگری فرمودند : که تقوا داشته باشیم ، دشمن شناس باشیم . همان شاخصه ها در فردی است که غیرت دینی باید داشته باشد ..،

 

درسی که از عاشورا برای ما است ، این است که پیوندمان با غدیر مبادا زره ای کم رنگ شود .

 

 

سخنان حجت الاسلام مسعود عالی در مراسم عزاداری شب عاشورای حسینی حضور رهبر انقلاب ، ۹۵/۷/۲۰، شنیده شده .

   چهارشنبه 21 مهر 13952 نظر »

در شب عاشورا

 

 

حبيب چون «برير» شادمان و خرسند بود. به گونه‌اي كه «يزيد بن حصين» به او خرده گرفت: «اي برادر! اين ساعت زمان شوخي نيست» «حبيب» در پاسخ گفت: «كجا از اين جا سزاوارتر براي سرور خواهد بود؟ در حالي كه تنها فاصله ما با حور العين، حمله اين قوم بر ماست تا كه شمشيرها را از نيام بركشند».

 

قدري از شب عاشورا گذشت، «نافع» مي‌گويد: امام وارد خيمه خواهرشان زينب عليهاالسلام شدند. من در برابر خيمه به انتظار امام بودم كه شنيدم زينب عليهاالسلام به امام عرض كرد: «آيا شما نيات يارانتان را امتحان كرده‌ايد؟ من نگران آنم كه آنان نيز به ما پشت كنند و در هنگامه درگيري شما را تسليم دشمن كنند» امام در پاسخ فرمودند: «به خدا سوگند اينها را امتحان كرده‌ام؛ پس آنها را مرداني يافتم كه سينه سپر كرده‌اند، به گونه‌اي كه به مرگ زيرچشمي مي‌نگرند و به مرگ در راه من چنان شيرخواره به سينه مادرش انس دارند»

 

نافع مي‌گويد: چون اين گفتار امام را شنيدم، گريه‌ام گرفت و نزد حبيب بن مظاهر رفتم و داستان گفت و گوي امام و خواهرش را بازگو كردم. حبيب گفت: «به خدا سوگند، اگر انتظار امر امام نبود در هيمن شب با اين شمشيرم به آنها حمله‌ور مي‌شدم»

 

نافع مي‌گويد: به حبيب گفتم: من نزد خواهرشان بوده‌ام؛ گمان مي‌كنم بايد زن‌ها را تسكين خاطري داد. آيا مي‌تواني يارانت را جمع كني تا نزد آنها رفته خاطرشان را آسوده كنيم؟ «حبيب» از جاي برخاست و فرمود: «اي ياران مردانگي! اي شيران! چون شيران وحشي از آشيانه‌هاي خود به درآييد.»

 

سپس به بني‌هاشم گفت: «به خيمه‌هاي خويش بازگرديد (اميدوارم كه) چشمانتان بيدار مباد» بعد از آن به اصحاب خود نظر كرد و آن چه خود ديده بود يا از نافع شنيده بود بازگو كرد و همگي گفتند: «به آن خدايي كه بر ما منت نهاد كه در اين جايگاه قرار بگيريم، اگر انتظار فرمان حسين نبود، اكنون با شتاب بر آنان حمله مي‌كرديم تا كه نفس خويش را پاك و چشم را روشن سازيم»

 

حبيب از خداوند بر آنان طلب خير كرد و گفت همراه من بياييد تا كه نزد زن‌هاي حرم رويم و خاطرشان را آسوده سازيم. او خود به راه افتاد و ياران، او را همراهي كردند. حبيب به نزديك حرم اهل بيت رسيده و فرياد زد: «اي حريم رسول خدا! اين شمشيرهاي جوانان و جوانمردان شماست كه به غلاف نخواهد رفت تا اين كه گردن بدخواه شما را بزند.اين نيزه‌هاي پسران شماست، سوگند ياد كرده‌اند كه تنها بر سينه جدا شده از دعوتتان فروروند»، در اين هنگام زن‌هاي حرم از خيمه‌ها به گريه خارج شدند و گفتند: «اي پاكان! از دختران رسول الله و ناموس اميرمؤمنان حمايت كنيد» در آن حال همه منقلب و گريان شده بودند، گويا زمين هم با آنها زار مي‌گريست.

 

 

یاران شیدای حسین بن علی علیه السلام ، استاد مرتضی آقا تهرانی ، نشر باقیات ، ص ۲۲۱.

   سه شنبه 20 مهر 13952 نظر »

تلاش برای حکومت الله 

 


حجت الاسلام هادی هوشمند در جلسه اخلاق مدرسه علمیه کوثر ورامین ضمن تسلیت به مناسبت شهادت سید و سالار شهیدان گفت : از کربلا باید درس تلاش گرفت .

 

هادی هوشمند ضمن بیان تلاش های حداکثری یاران سید الشهدا گفت : باید ببینیم درسی که ما از این تلاش ها می گیریم تلاش حداکثری است یا حداقلی .

 

هوشمند با اشاره به تاثیر پیروی از نهضت عاشورا در زندگی فردی و اجتماعی اظهار داشت : در دفاع مقدس زمانی که نوجوان ۱۳ ساله تاسی می کند به نهضت عاشورا و آن حادثه عظیم را خلق می کند ، باعث می شود که رهبر یک جامعه او را رهبر بخواند .


هادی هوشمند با اشاره به راز ماندگاری کربلا بیان داشت که : مجاهدت های حداکثری یاران حسین بن علی ( ع) و تلاش. برای رفع موانع برای ایجاد حکومت« الله » راز ماندگاری نهضت عاشورا است .


هوشمند حضرت زینب را امام زاده ای رفیع المقام خواند و گفت : ۱۸ نفر از شهدای دشت کربلا با ایشان نسبت خویشی دارند . ولی می بینیم که این بانوی رفیع المقام با این همه سختی نه تنها افسرده نشد بلکه یزیدیان را بی آبرو کرد و یزید را یابن طلقی خواند . این تنها به این دلیل بود که زینب کبری یک مجاهد بوده و هدف الهی داشت . مجاهدی که امام معصوم ( حسین بن علی ع) به او سفارش می کند که مرا در نماز شب دعا کن .


هادی هوشمند گفت : بدانیم که جنگ کربلا ، جنگ شمشیر نبود ، بلکه برای شکست روحی خاندان علوی بوده است .


وی ادامه داد : این که می گویند حسین تشنه آب نبود ، تشنه لبیک بود نادرست است . چرا که حسین تشنه آب هم بود ، اما با این همه تشنگی دچار ذلت نشد.


هوشمند گفت : حادثه کربلا را کسانی رقم زدند که شیطان و نفس اماره بر آن ها مسلط شده بود .


وی در پایان گفت ،: تمام تلاش امام خمینی و مقام معظم رهبری برای برقراری حاکمیت الله و ایجاد تمدن اسلامی است که اگر این تمدن برقرار شود ، حجه بن الحسن (عج) خواهد آمد .

   دوشنبه 19 مهر 13953 نظر »

شب تاسوعا 

 

 

منزلت و مقام عباس در قیامت به حدی بلند است که برگزیدگان محشر یعنی شهدا که همه به شهدا غبطه می برند ، شهدا به مقام عباس فرزند امیرالمؤمنین غبطه می خورند . در میان دهها وصف و ویژگی که از اباالفضل العباس از زبان معصومین رسیده مثل امام سجاد. علیه السلام ، مثل امام باقر علیه السلام ، در زیارت نامهای اوصافی که رسیده  و من این را انتخاب کرده ام که بتوانیم از آن یک استفاده عملی در زندگی ببریم و آن  عنوان یا ویژگی که در زندگی عباس بوده حس مسولیت یا مسولیت پذیری که بسیار مهم است.

 

حس مسولیت یعنی این که هر کس بداند در هر زمان و مکان مسولیتش چیست ،  اول بشناسد ، بپذیرد  ، بعد آن مسولیت را ایفا کند ، انسان موجودی است که عاقل است ، عقل و بلوغ ، قدرت ، التفات  ، وظیفه آورد که بعضی از این وظایف را دین به عهده ما می گذارد  ، بعضی از این وظایف را عقل به عهده انسان می گذارد ، بعضی از وظایف به واسطه ازدواج به عهده انسان می آید ، بعضی از وظایف را پذیرش یک مسولیت به عهده ما می گذارد ، همه این ها که جمع کنیم آن تعهد در مقابل وظیفه را می گوییم حس مسولیت .

 

در هر حس مسولیت سه رکن است : ساعل ، مسول ، مورد سوال . مثال می زنم ، دانش آموز در مدرسه ساعل او معلم است ، مسول ، خود اوست . مورد سوال هم درسی است که بر عهده اوست و این یک مثال ساده است .حالا ببینیم آن چیزی که از ما می خواهند کی هستند ، ما که مسولیت داریم  مسولیت ما چه هست ؟ موضوع مسولیت هم کدام است .


بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی ، گرفتاریهای خانوادگی ، بحث طلاق ، بحث پرونده های قضایی ، نه !  انحرافات دینی در طول تاریخ ، انحرافات سیاسی ،همه ناشی از این نشناختن حس مسولیت است . یک نکته در این جا هست ؛ عده ای هستند به جایی که مسولیت خودرا بشناسند ، مسولیت دیگران را یادآور می شوند ، مدام طلبکار مسولیت دیگران هستند .نمی گویند که کار من چیست ؛ مسولیت من چیست .رهبر کبیر انقلاب حضرت امام میفرمود : بعضی ها از انقلاب توقع دارند نمی گویند که انقلاب از ما چه توقع دارد ، ما برای انقلاب چه کرده ایم ،  مسولیت من چیست !  این همان حس مسولیت  است که من روایت دیدم در مجمع البیان که فرمود ؛ روز قیامت علت این که مردم از برادر ، اولاد ، همسر پدر ، مادر فرار می کنند آیه قرآن است « یوم یفر المرء من اخیه روزی که هر کس از برادرش هم فرار می کند »(سوره عبس ، آیه ۳۴) .

شما پدرت بیاید در خانه چقدر تحویلش می گیری ؟ قیامت از او فرار می کنی .

برادرت را در خیابان ببینی چقدر تحویلش می گیری ؟ قیامت از او فرار می کنی  ، علت این است که می ترسند که پدر و مادر و برادر  آن مسولیت ها را به رخ بکشند ،اولاد جلوی پدر را بگیرد و بگوید پدر اینجا کوتاهی کردی ، پدر جلوی فرزند را می گیرد و می گوید فرزندم این جا کوتاهی کردی .

علت فرار وحشت نیست ، ترس نیست ، این است که باز خواست می شود.  باید جواب دهد . مسولیت است .

نه فکر کنید مردم فقط حس مسولیت دارند ، انبیا هم حس مسولیت دارند 

 

آیه ۶سوره اعراف می فرماید، دو گروه در قیامت از آن ها سوال می شود. « فلنسئلن الذین ارسل الیهم و لنسئلن المرسلین » «و ما بزودی از هرقومی که پیامبری به سویشان فرستاده ایم پرسش نموده و از پیامبران نیزبازخواست می نمائیم » یکی انبیا ، یکی مردم ….

 

کربلا فراوان صحنه مسولیت پذیری است . کسانی که از همان اول آمدند ، غر نزدند و تا آخر هم ماندند . ابا الفضل العباس صبح عاشورا برادرانش را جمع کرد و گفت ؛ پسران مادرم ! بروید میدان من شهادت شما را ببینم و با این که می دانیم برای اینها امان نامه آوردند ، اما این ها رفتند و شهید شدند و ام البنین در پرونده اش همراهی چهار شهید ثبت شد . این مسولیت پذیری است .

 

در شب عاشورا  امام حسین علیه السلام به نافع ابن حلال گفت که برو و نمان ولی نافع ابن حلال گفت : من تا آخرین نفس از دشمنان شما بری هستم و هیچ ترسی از مرگ ندارم ، ما با آگاهی آماده ایم و هیچ ترسی نداریم ، این مسولیت پذیری است …


در عصر عاشورا دو تا از یاران عمر بن سعد ، برادر بودند آن جایی که ابا عبدالله ندای هل من ناصر نصری داد ، با خود گفتند ما چه طور در قیامت تقاضای شفاعت از جدش کنیم و آمدند و پیوستن به ابا عبدالله و شهید شدند ….

 

حواسمان جمع باشد ، دولت ، ملت مردم ، قوه قضاییه و همه بدانند که مسولیتشان چیست ؟ ..

 

 

سخنرانی حجت الاسلام ناصر رفیعی ، در شب تاسوعای حسینی در حضور رهبر انقلاب .۱۹/ ۷/ ۹۵ . شنیده شده .

کلیدواژه ها: مسول ، مورد سوال
   دوشنبه 19 مهر 13954 نظر »

چرا روز عاشورا روز اندوه است ؟

 

 

ابن بابویه به سند معتبر از عبدالله بن فضل روایت کرده است که گفت : به خدمت حضرت صادق علیه السلام عرض کردم که : یابن رسول الله به چه علت است که روز عاشورا ، روز اندوه و جزع و مصیبت و گریه است ؟ 


و روزی که حضرت رسول خدا صلی الله و علیه و آله به عالم بقا رحلت فرمود ؛ و روزی که فاطمه علیهم السلام دار فانی را وداع گفت و روزی که حضرت امیرالمومنین علیه السلام شهید شد ، و روزی که امام حسن علیه السلام مسموم گردید ، در جزع و مصیبت مثل آن روز نیست ؟

 

حضرت فرمود : روز شهادت حسین ، مصیبت آن از جمیع روزها عظیم تر است ، زیرا که اصحاب کسا و آل عبا گرامی ترین خلق بودند نزد حق تعالی ، و مردم ایشان را با یکدیگر مشاهده می کردند . پس حضرت رسالت از دنیا رفت ، و مردم ایشان را با یکدیگر مشاهده می کردند . پس حضرت رسالت صلی الله و علیه و آله از دنیا رفت ، امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین در میان مردم بودند ، و مردم خود را به دیدن ایشان تسلی می دادند .

پس چون فاطمه از دنیا رفت ؛ مردم خود را به ملاقات علی ، حسن و حسین علیهم السلام تسلی می دادند . چون حضرت علی شهید شد ، دیدن حسن و حسین موجب تسلی مردم می گردید . و چون تمام حسن از دنیا رفت مردم به ملاقات وافر البرکات امام حسین ، درد مصیبت و مفارقت و اندوه آن بزرگواران را مداوا می کردند و دیده خود را به لقای او روشن می گردانیدند .

 

چون حسین شهید شد کسی از آل عبا نماند که مردم خود را به دیدن او تسلی دهند ، پس رفتن آن حضرت مثل رفتن همه ایشان بود و ماندن آن حضرت مثل ماندن همه ایشان بود ، به این سبب روز مصیبت آن حضرت بدترین روزهاست .

 

راوی گفت ؛ یابن رسول الله آیا دیدن علی بن الحسین علیه السلام موجب تسلی مردم نمی شود ؟ 

حضرت فرمود ؛ بلی علی بن الحسین سید عابدان و  و پیشوای مردمان و حجت خدا و عالمیان بود بعد از پدران بزرگواران خود ، و لیکن حضرت رسول صلی الله را ملاقات نکرده بود و از او حدیث نشنیده بود ، و علمش به میراث از پدر و جد به او رسیده بود ….

 

چون حضرت امام حسین علیه السلام  رفت ، هیچکس نماند که به دیدن او متذکر آن مشاهده و مواقف شوند و آن فضایل و مناقب را به یاد آورند، پس گویا در آن روز همه ایشان رفتند به این سبب مصیبت آن حضرت عظیم ترین مصیبت هاست .

 


دیده شده در کتاب جلا العیون ، تاریخ زندگی ۱۴ معصوم ، علامه محمدباقر مجلسی ، مصیبت های امام حسین علیهالسلام، ص ۵۶۵.

   دوشنبه 19 مهر 1395نظر دهید »

1 ... 120 121 122 ...123 ... 125 ...127 ...128 129 130 ... 243

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 84
  • دیروز: 105
  • 7 روز قبل: 1290
  • 1 ماه قبل: 5491
  • کل بازدیدها: 127228
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 54
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
اربعین