در شب عاشورا

 

 

حبيب چون «برير» شادمان و خرسند بود. به گونه‌اي كه «يزيد بن حصين» به او خرده گرفت: «اي برادر! اين ساعت زمان شوخي نيست» «حبيب» در پاسخ گفت: «كجا از اين جا سزاوارتر براي سرور خواهد بود؟ در حالي كه تنها فاصله ما با حور العين، حمله اين قوم بر ماست تا كه شمشيرها را از نيام بركشند».

 

قدري از شب عاشورا گذشت، «نافع» مي‌گويد: امام وارد خيمه خواهرشان زينب عليهاالسلام شدند. من در برابر خيمه به انتظار امام بودم كه شنيدم زينب عليهاالسلام به امام عرض كرد: «آيا شما نيات يارانتان را امتحان كرده‌ايد؟ من نگران آنم كه آنان نيز به ما پشت كنند و در هنگامه درگيري شما را تسليم دشمن كنند» امام در پاسخ فرمودند: «به خدا سوگند اينها را امتحان كرده‌ام؛ پس آنها را مرداني يافتم كه سينه سپر كرده‌اند، به گونه‌اي كه به مرگ زيرچشمي مي‌نگرند و به مرگ در راه من چنان شيرخواره به سينه مادرش انس دارند»

 

نافع مي‌گويد: چون اين گفتار امام را شنيدم، گريه‌ام گرفت و نزد حبيب بن مظاهر رفتم و داستان گفت و گوي امام و خواهرش را بازگو كردم. حبيب گفت: «به خدا سوگند، اگر انتظار امر امام نبود در هيمن شب با اين شمشيرم به آنها حمله‌ور مي‌شدم»

 

نافع مي‌گويد: به حبيب گفتم: من نزد خواهرشان بوده‌ام؛ گمان مي‌كنم بايد زن‌ها را تسكين خاطري داد. آيا مي‌تواني يارانت را جمع كني تا نزد آنها رفته خاطرشان را آسوده كنيم؟ «حبيب» از جاي برخاست و فرمود: «اي ياران مردانگي! اي شيران! چون شيران وحشي از آشيانه‌هاي خود به درآييد.»

 

سپس به بني‌هاشم گفت: «به خيمه‌هاي خويش بازگرديد (اميدوارم كه) چشمانتان بيدار مباد» بعد از آن به اصحاب خود نظر كرد و آن چه خود ديده بود يا از نافع شنيده بود بازگو كرد و همگي گفتند: «به آن خدايي كه بر ما منت نهاد كه در اين جايگاه قرار بگيريم، اگر انتظار فرمان حسين نبود، اكنون با شتاب بر آنان حمله مي‌كرديم تا كه نفس خويش را پاك و چشم را روشن سازيم»

 

حبيب از خداوند بر آنان طلب خير كرد و گفت همراه من بياييد تا كه نزد زن‌هاي حرم رويم و خاطرشان را آسوده سازيم. او خود به راه افتاد و ياران، او را همراهي كردند. حبيب به نزديك حرم اهل بيت رسيده و فرياد زد: «اي حريم رسول خدا! اين شمشيرهاي جوانان و جوانمردان شماست كه به غلاف نخواهد رفت تا اين كه گردن بدخواه شما را بزند.اين نيزه‌هاي پسران شماست، سوگند ياد كرده‌اند كه تنها بر سينه جدا شده از دعوتتان فروروند»، در اين هنگام زن‌هاي حرم از خيمه‌ها به گريه خارج شدند و گفتند: «اي پاكان! از دختران رسول الله و ناموس اميرمؤمنان حمايت كنيد» در آن حال همه منقلب و گريان شده بودند، گويا زمين هم با آنها زار مي‌گريست.

 

 

یاران شیدای حسین بن علی علیه السلام ، استاد مرتضی آقا تهرانی ، نشر باقیات ، ص ۲۲۱.

   سه شنبه 20 مهر 13952 نظر »

تلاش برای حکومت الله 

 


حجت الاسلام هادی هوشمند در جلسه اخلاق مدرسه علمیه کوثر ورامین ضمن تسلیت به مناسبت شهادت سید و سالار شهیدان گفت : از کربلا باید درس تلاش گرفت .

 

هادی هوشمند ضمن بیان تلاش های حداکثری یاران سید الشهدا گفت : باید ببینیم درسی که ما از این تلاش ها می گیریم تلاش حداکثری است یا حداقلی .

 

هوشمند با اشاره به تاثیر پیروی از نهضت عاشورا در زندگی فردی و اجتماعی اظهار داشت : در دفاع مقدس زمانی که نوجوان ۱۳ ساله تاسی می کند به نهضت عاشورا و آن حادثه عظیم را خلق می کند ، باعث می شود که رهبر یک جامعه او را رهبر بخواند .


هادی هوشمند با اشاره به راز ماندگاری کربلا بیان داشت که : مجاهدت های حداکثری یاران حسین بن علی ( ع) و تلاش. برای رفع موانع برای ایجاد حکومت« الله » راز ماندگاری نهضت عاشورا است .


هوشمند حضرت زینب را امام زاده ای رفیع المقام خواند و گفت : ۱۸ نفر از شهدای دشت کربلا با ایشان نسبت خویشی دارند . ولی می بینیم که این بانوی رفیع المقام با این همه سختی نه تنها افسرده نشد بلکه یزیدیان را بی آبرو کرد و یزید را یابن طلقی خواند . این تنها به این دلیل بود که زینب کبری یک مجاهد بوده و هدف الهی داشت . مجاهدی که امام معصوم ( حسین بن علی ع) به او سفارش می کند که مرا در نماز شب دعا کن .


هادی هوشمند گفت : بدانیم که جنگ کربلا ، جنگ شمشیر نبود ، بلکه برای شکست روحی خاندان علوی بوده است .


وی ادامه داد : این که می گویند حسین تشنه آب نبود ، تشنه لبیک بود نادرست است . چرا که حسین تشنه آب هم بود ، اما با این همه تشنگی دچار ذلت نشد.


هوشمند گفت : حادثه کربلا را کسانی رقم زدند که شیطان و نفس اماره بر آن ها مسلط شده بود .


وی در پایان گفت ،: تمام تلاش امام خمینی و مقام معظم رهبری برای برقراری حاکمیت الله و ایجاد تمدن اسلامی است که اگر این تمدن برقرار شود ، حجه بن الحسن (عج) خواهد آمد .

   دوشنبه 19 مهر 13953 نظر »

شب تاسوعا 

 

 

منزلت و مقام عباس در قیامت به حدی بلند است که برگزیدگان محشر یعنی شهدا که همه به شهدا غبطه می برند ، شهدا به مقام عباس فرزند امیرالمؤمنین غبطه می خورند . در میان دهها وصف و ویژگی که از اباالفضل العباس از زبان معصومین رسیده مثل امام سجاد. علیه السلام ، مثل امام باقر علیه السلام ، در زیارت نامهای اوصافی که رسیده  و من این را انتخاب کرده ام که بتوانیم از آن یک استفاده عملی در زندگی ببریم و آن  عنوان یا ویژگی که در زندگی عباس بوده حس مسولیت یا مسولیت پذیری که بسیار مهم است.

 

حس مسولیت یعنی این که هر کس بداند در هر زمان و مکان مسولیتش چیست ،  اول بشناسد ، بپذیرد  ، بعد آن مسولیت را ایفا کند ، انسان موجودی است که عاقل است ، عقل و بلوغ ، قدرت ، التفات  ، وظیفه آورد که بعضی از این وظایف را دین به عهده ما می گذارد  ، بعضی از این وظایف را عقل به عهده انسان می گذارد ، بعضی از وظایف به واسطه ازدواج به عهده انسان می آید ، بعضی از وظایف را پذیرش یک مسولیت به عهده ما می گذارد ، همه این ها که جمع کنیم آن تعهد در مقابل وظیفه را می گوییم حس مسولیت .

 

در هر حس مسولیت سه رکن است : ساعل ، مسول ، مورد سوال . مثال می زنم ، دانش آموز در مدرسه ساعل او معلم است ، مسول ، خود اوست . مورد سوال هم درسی است که بر عهده اوست و این یک مثال ساده است .حالا ببینیم آن چیزی که از ما می خواهند کی هستند ، ما که مسولیت داریم  مسولیت ما چه هست ؟ موضوع مسولیت هم کدام است .


بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی ، گرفتاریهای خانوادگی ، بحث طلاق ، بحث پرونده های قضایی ، نه !  انحرافات دینی در طول تاریخ ، انحرافات سیاسی ،همه ناشی از این نشناختن حس مسولیت است . یک نکته در این جا هست ؛ عده ای هستند به جایی که مسولیت خودرا بشناسند ، مسولیت دیگران را یادآور می شوند ، مدام طلبکار مسولیت دیگران هستند .نمی گویند که کار من چیست ؛ مسولیت من چیست .رهبر کبیر انقلاب حضرت امام میفرمود : بعضی ها از انقلاب توقع دارند نمی گویند که انقلاب از ما چه توقع دارد ، ما برای انقلاب چه کرده ایم ،  مسولیت من چیست !  این همان حس مسولیت  است که من روایت دیدم در مجمع البیان که فرمود ؛ روز قیامت علت این که مردم از برادر ، اولاد ، همسر پدر ، مادر فرار می کنند آیه قرآن است « یوم یفر المرء من اخیه روزی که هر کس از برادرش هم فرار می کند »(سوره عبس ، آیه ۳۴) .

شما پدرت بیاید در خانه چقدر تحویلش می گیری ؟ قیامت از او فرار می کنی .

برادرت را در خیابان ببینی چقدر تحویلش می گیری ؟ قیامت از او فرار می کنی  ، علت این است که می ترسند که پدر و مادر و برادر  آن مسولیت ها را به رخ بکشند ،اولاد جلوی پدر را بگیرد و بگوید پدر اینجا کوتاهی کردی ، پدر جلوی فرزند را می گیرد و می گوید فرزندم این جا کوتاهی کردی .

علت فرار وحشت نیست ، ترس نیست ، این است که باز خواست می شود.  باید جواب دهد . مسولیت است .

نه فکر کنید مردم فقط حس مسولیت دارند ، انبیا هم حس مسولیت دارند 

 

آیه ۶سوره اعراف می فرماید، دو گروه در قیامت از آن ها سوال می شود. « فلنسئلن الذین ارسل الیهم و لنسئلن المرسلین » «و ما بزودی از هرقومی که پیامبری به سویشان فرستاده ایم پرسش نموده و از پیامبران نیزبازخواست می نمائیم » یکی انبیا ، یکی مردم ….

 

کربلا فراوان صحنه مسولیت پذیری است . کسانی که از همان اول آمدند ، غر نزدند و تا آخر هم ماندند . ابا الفضل العباس صبح عاشورا برادرانش را جمع کرد و گفت ؛ پسران مادرم ! بروید میدان من شهادت شما را ببینم و با این که می دانیم برای اینها امان نامه آوردند ، اما این ها رفتند و شهید شدند و ام البنین در پرونده اش همراهی چهار شهید ثبت شد . این مسولیت پذیری است .

 

در شب عاشورا  امام حسین علیه السلام به نافع ابن حلال گفت که برو و نمان ولی نافع ابن حلال گفت : من تا آخرین نفس از دشمنان شما بری هستم و هیچ ترسی از مرگ ندارم ، ما با آگاهی آماده ایم و هیچ ترسی نداریم ، این مسولیت پذیری است …


در عصر عاشورا دو تا از یاران عمر بن سعد ، برادر بودند آن جایی که ابا عبدالله ندای هل من ناصر نصری داد ، با خود گفتند ما چه طور در قیامت تقاضای شفاعت از جدش کنیم و آمدند و پیوستن به ابا عبدالله و شهید شدند ….

 

حواسمان جمع باشد ، دولت ، ملت مردم ، قوه قضاییه و همه بدانند که مسولیتشان چیست ؟ ..

 

 

سخنرانی حجت الاسلام ناصر رفیعی ، در شب تاسوعای حسینی در حضور رهبر انقلاب .۱۹/ ۷/ ۹۵ . شنیده شده .

کلیدواژه ها: مسول ، مورد سوال
   دوشنبه 19 مهر 13954 نظر »

چرا روز عاشورا روز اندوه است ؟

 

 

ابن بابویه به سند معتبر از عبدالله بن فضل روایت کرده است که گفت : به خدمت حضرت صادق علیه السلام عرض کردم که : یابن رسول الله به چه علت است که روز عاشورا ، روز اندوه و جزع و مصیبت و گریه است ؟ 


و روزی که حضرت رسول خدا صلی الله و علیه و آله به عالم بقا رحلت فرمود ؛ و روزی که فاطمه علیهم السلام دار فانی را وداع گفت و روزی که حضرت امیرالمومنین علیه السلام شهید شد ، و روزی که امام حسن علیه السلام مسموم گردید ، در جزع و مصیبت مثل آن روز نیست ؟

 

حضرت فرمود : روز شهادت حسین ، مصیبت آن از جمیع روزها عظیم تر است ، زیرا که اصحاب کسا و آل عبا گرامی ترین خلق بودند نزد حق تعالی ، و مردم ایشان را با یکدیگر مشاهده می کردند . پس حضرت رسالت از دنیا رفت ، و مردم ایشان را با یکدیگر مشاهده می کردند . پس حضرت رسالت صلی الله و علیه و آله از دنیا رفت ، امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین در میان مردم بودند ، و مردم خود را به دیدن ایشان تسلی می دادند .

پس چون فاطمه از دنیا رفت ؛ مردم خود را به ملاقات علی ، حسن و حسین علیهم السلام تسلی می دادند . چون حضرت علی شهید شد ، دیدن حسن و حسین موجب تسلی مردم می گردید . و چون تمام حسن از دنیا رفت مردم به ملاقات وافر البرکات امام حسین ، درد مصیبت و مفارقت و اندوه آن بزرگواران را مداوا می کردند و دیده خود را به لقای او روشن می گردانیدند .

 

چون حسین شهید شد کسی از آل عبا نماند که مردم خود را به دیدن او تسلی دهند ، پس رفتن آن حضرت مثل رفتن همه ایشان بود و ماندن آن حضرت مثل ماندن همه ایشان بود ، به این سبب روز مصیبت آن حضرت بدترین روزهاست .

 

راوی گفت ؛ یابن رسول الله آیا دیدن علی بن الحسین علیه السلام موجب تسلی مردم نمی شود ؟ 

حضرت فرمود ؛ بلی علی بن الحسین سید عابدان و  و پیشوای مردمان و حجت خدا و عالمیان بود بعد از پدران بزرگواران خود ، و لیکن حضرت رسول صلی الله را ملاقات نکرده بود و از او حدیث نشنیده بود ، و علمش به میراث از پدر و جد به او رسیده بود ….

 

چون حضرت امام حسین علیه السلام  رفت ، هیچکس نماند که به دیدن او متذکر آن مشاهده و مواقف شوند و آن فضایل و مناقب را به یاد آورند، پس گویا در آن روز همه ایشان رفتند به این سبب مصیبت آن حضرت عظیم ترین مصیبت هاست .

 


دیده شده در کتاب جلا العیون ، تاریخ زندگی ۱۴ معصوم ، علامه محمدباقر مجلسی ، مصیبت های امام حسین علیهالسلام، ص ۵۶۵.

   دوشنبه 19 مهر 1395نظر دهید »

حجت الاسلام والمسلمین انصاریان: امام حسین کوتاه ترین مسیر برای رسیدن به سعادت است  


 

 

حجت الاسلام والمسلمین حسین انصاریان، استاد حوزه علمیه و مفسر قرآن کریم، امروز در حسینیه هدایت :

 

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: اگر کسی مشتاق سعادت و خیر دنیا و آخرت است باید از خداوند، پیامبر(صلی الله و علیه و آله) و اهل بیت(علیه السلام ) اطاعت کند زیرا علم آنان فراگیر بوده و ظاهر و باطن خلقت در نزد آنان آشکار است.

 

خداوند به عنوان رب و معبود انسان است و رب و مالک بودن حقی را برای انسان واجب می‌کند و آن اطاعت از خداوند متعال است و این امری عادلانه و عقلی به شمار می‌رود و دومین نفر پیامبر(صلی الله و علیه و آله و سلم ) است خداوند در قرآن کریم از ایشان به عنوان رحمة للعالمین ذکر می‌کند.

 

حرص خوردن برای امت نشان از مهربانی و دلسوزی ایشان دارد که در شب معراج به پروردگار فرمودند: محبوب من پرونده یک نفر از امت مرا در نزد هیچ پیامبری در قیامت باز نکن تا آبروی او حفظ شود .خداوند خطاب به پیامبرش فرمود ای حبیب من، نه تنها در نزد هیچ پیامبری بلکه در نزد تو هم باز نخواهم کرد. ائمه طاهرین کسانی هستند که درجات ایمان را طی کرده و وجودشان مانند ایمان، نماز و زکات شده است و علاقه آنان به بندگان خداوند بسیار نامحدود است امام رضا(علیه السلام ) فرمودند: نام شیعیان ما تا ابد در قلب ما جای دارند.

 

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: کسانی که مطیع خدا، پیامبر(صلی الله ) و اهل بیت(علیه السلام ) هستید به چیزی که عمل می‌کنید کوچکترین چیزی از شما کاسته نخواهد بلکه افزایش نیز خواهد یافت به حدی که قابل شمارش نباشد.

 

هر کسی به انسان جگر سوخته عطشانی آب دهد پاداش دارد؛ امام محمد باقر(علیه السلام) فرمودند: خود خداوند عاشق سیراب کردن تشنه است؛ و در جای دیگر آمده اگر یک نفر به یک حیوان تشنه مقداری آب دهد خداوند در قیامت او را در سایه عرش الهی قرار می‌دهد روزی که هیچ سایه‌ای غیر از سایه عرش وجود ندارد و نخستین پاداشی که در قیامت به انسانها عطا می‌شود برای کسانی است که تشنگان را سیراب کرده‌اند.

 

کوتاهترین راه برای رسیدن به سعادت امام حسین علیه السلام است و امام حسین(علیه السلام ) کشتی نجات و سرعتش بسیار است.

 

شنیده شده توسط فاطمه علی آبادی ، طلبه پایه سوم ، ۱۸/ ۷/ ۹۵.

   یکشنبه 18 مهر 13952 نظر »

جلسه درس اخلاق آیت الله جوادی آملی ، ۱۵/ ۷/ ۹۵

 

 


«أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا (و اُجُورَكُم )بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامْ)وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ (عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ عَلَيْهِ السَّلَامْ)».

 

شعار رسمي مُحرم، همين جمله‌هايي است كه شنيديم؛ اين شعار گذشته از اينکه ما را به يک عبادت دعوت می‌کند، ما را به يک جهاد توان‌فرسا هم هدايت می‌کند. اين جمله لطيف که ذکر شد دو بخش دارد، بخش اوّل اين است كه ما مصيبت‌ زده‌ايم و سوگوار, اجر ما از جانب ذات اقدس الهي باشد و خداي سبحان به همه عزاداران اجر سوگواري را مرحمت كند! مي‌گوييم: «أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا (و اُجُورَكُمْ) بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامْ)»، نه تنها اجر بدهد، بلکه اجر مهم و عظيم عطا كند.

 

بخش دوم اين است كه «وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ (عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ عَلَيْهِ السَّلَامْ)»؛ يعني آن توفيق را خدا به ما مرحمت كند كه ما خون‎بهاي «حُسَيْن بْنِ عَلِي» را از ظالمان بگيريم، اين دعا و شعار رسمي ما شيعه‌هاست. اين بخش دوم براي هميشه يك پيام زنده‌اي دارد و عاشورا را براي هميشه زنده نگه مي‌دارد. ما در اين دعا از ذات اقدس الهي مسئلت مي‌كنيم، آن توفيق را به ما بدهد كه ما خون‌بهاي «حُسَيْن بْنِ عَلِي» را بگيريم. «ثار» يعني خون‌ها, خون‌بهاي «حُسَيْن بْنِ عَلِي» را از چه كسي بگيريم؟ آن اموي‌ها و مرواني‌ها كه همه‌ آنها از بين رفتند، اين دعا يعني چه؟ اين شعار رسمي يعني چه؟ خدايا آن توفيق را به ما بده كه ما خون‌بهاي «حُسَيْن بْنِ عَلِي» را بگيريم! اوّلاً از ما سؤال كنند كه به شما چه ربطی دارد؟

 

در قرآن فرمود: ﴿مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً » ( سوره اسرا ، آیه ۳۳) هر كس مظلومانه كشته شد، ما براي اولياي او حقّ قصاص قائل هستيم.» باز به ما چه ربطي دارد؟ جوابش اين است كه ما فرزندان «حُسَيْن بْنِ عَلِي» هستيم، پدر ما را شهيد كردند! پس ما حق داريم که خون‌بها بگيريم. چطور ما فرزندان «حُسَيْن بْنِ عَلِي» هستيم؟ براي اينكه وجود مبارك پيغمبر(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) يك اعلام رسمي كرد، فرمود هر كس به دنيا آمده يك شناسنامه طبيعي دارد كه پدر و مادر براي او شناسنامه مي‌گيرند، اين فرزند پدر و مادر خودش است؛ ولي وقتي بالغ شد، بايد براي خودش يك كُد ملّي و شناسنامه بگيرد. ما حاضريم شما را به عنوان فرزندي قبول كنيم، بياييد بچه‌هاي ما بشويد «أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ».  يك اعلام رسمي كرد، فرمود وقتي بالغ شديد شناسنامه خودت را خودت بايد بگيري كه فرزند چه كسي هستي، ما حاضريم شما را به عنوان فرزندي قبول كنيم «أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ».

ادامه »

   یکشنبه 18 مهر 13952 نظر »

نقش عاشورا در بقای اسلام 

 

 

از کجا بدانیم که داستان کربلا نقش تعیین کننده ای در پیشرفت اسلام و در بقای اسلام و نهایتا در سعادت انسان ها داشته است ؟ 

آن چه دوست و دشمن بر آن اتفاق دارند این است که داستان کربلا ، اگر در عالم انسانیت ، داستان منحصر به فردی نباشد ، از وقایع کم نظیر است . البته ما بر اساس آن چه از ائمه اطهار دریافت داشته ایم ، این داستان را منحصر به فرد می دانیم و معتقدیم که نظیر این داستان در گذشته نبوده و در آینده هم نخواهد بود . 

 

ولی از جهت احتیاط در سخن و برای این که با کسانی مواجه هستیم که طبعا از ما دلیل و سند می خواهند و برای این که وارد آن بحث ها نشویم ، می گوییم : اتفاق نظر همه مورخین و همه آشنایان به تاریخ بشر این است که اگر داستان عاشورا منحصر به فرد نباشد ، از کم نظیر ترین داستان های عالم است ؛ داستانی که هم از نظر کیفیت وقوع ، هم از نظر عظمت مصیبت ، و هم از نظر بقای خاطرهٔ آن میان مردم و آثار اجتماعی که بر آن مترتب می شود ، با هیچ ماجرای دیگری قابل مقایسه نیست .

 

خود همین تکرار عزاداری هایی که در کشور خودمان می بینیم ، می تواند برای ما عامل هشدار دهنده و بیدار کننده ای باشد که هیچ حادثه دیگری با این حادثه قابل مقایسه نیست .

حادثه ای که برای آن این همه وقت صرف می شود ، این همه هزینه می شود و این همه اشک ها ریخته می شود ، با چه حادثه و پیشامدی قابل تشبیه است ؟ 



دیده شده در کتاب مشکات آذرخشی دیگر در آسمان کربلا ، آیت الله محمد تق مصباح یزدی ، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ( ره)  ص ۴۳.

   یکشنبه 18 مهر 13951 نظر »

عنصر فداکاری درراه دین .

 

 

نهضت امام حسین عناصری در خود دارد که می تواند مایه حیاط امت اسلام بلکه مایه حیاط امت ها باشد . عنصر آزادی ، عنصر دین مداری ، عنصر عزت و ذلت ناپذیری ، عنصر وفاداری ، عنصر پایبندی به اخلاق در حساس ترین لحظات ، این ها عناصری است که در تحلیل نهضت سالار شهیدان الهام بخش است .


یکی از عناصر بسیار مهم که می تواند امت اسلامی را احیا کند و امت اسلامی را از خمودی به در بیاورد عنصر فداکاری در راه دین است ، کسانی که تاریخ عاشورا را درست مطالعه کنند می بینند فداکاری که در این عرصه شد ، نه قبل از سید الشهدا سابقه دارد و نه بعد از سالار شهیدان تکرار می شود .


یک نسخه بود ، نسخه منحصر به فرد ، نسخه ای که شناخته شده برای انبیا بود ،« و ذکر فی کتاب اسماعیل ان کان صادق الوعد و کان رسول نبیا» سوره مریم ، آیه ۵۴.

ذیل این آیه شریفه ، این اسماعیل فرزند جناب ابراهیم نبود ، و قبل از پیامبر ما متولد شده بود و دشمنانش رفتند و پوست سرش را جدا کردند و در آخرین لحظات جبرئیل آمد و گفت می خواهی شفایت را از خدا بگیری ، پاسخ داد نمی خواهم ، جبرئیل گفت چرا نمی خواهی ؟ 

گفت : می خواهم اقتدا کنم به حسین فاطمه ، با این که هنوز حسین متولد نشده است .

در رابطه با عنصر فداکاری دو مطلب رکن اساسی است ،  رکن اول این است که آن چه که با فداکاری در پی آن هستیم چیست . و دوم آن چیزی که فدا می کنیم چیست .


در مکتب عاشورا، مهم‌ترین معروف، تشکیل نظام و حکومت دینی است و حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) از همه‌ی هستی خود برای عزت دین گذشت. امام حسین (علیه‌السلام) به ما یاد داد که در عرصه‌ی فداکاری برای دین خدا هیچ مرزی وجود ندارد،

 

 

سخنان حجت الاسلام سید احمد خاتمی در اولین شب مراسم عزاداری ابا عبدالله الحسین علیه السلام در حسینیه امام خمینی ، در حضور رهبر معظم انقلاب ، شنیده شده .۹۵/۷/۱۷

   شنبه 17 مهر 13952 نظر »

1 ... 125 126 127 ...128 ... 130 ...132 ...133 134 135 ... 247

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 94
  • دیروز: 153
  • 7 روز قبل: 604
  • 1 ماه قبل: 2583
  • کل بازدیدها: 133312
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 23
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 27
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 22
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1