سه حقیقت دین

 

وجود مبارک حضرت رضا(ع) در شناساندن دین در روایتی که بزرگ محدثین شیعه در زمان غیبت صغری شیخ صدوق در کتاب «عیون اخبار الرضا» نقل می‌کند می‌فرماید: دین ترکیبی از سه حقیقت است. روایات اهل‌بیت مثل قرآن تفسیر یکدیگر است، در کتاب شریف «کافی» جلد اول امام صادق(ع) به ابوعمرو زبیری می‌فرمایند: اگر کسی آراستۀ به این حقایق باشد ایمانش کامل است و یکی را نداشته باشد ایمانش ناقص است؛ به توفیق خداوند اگر در این سه حقیقت اوج بگیرد ایمانش ایمان زاید است، یعنی از دیگران اضافه دارد.

 

بعد حضرت استناد می‌کنند به این آیه که خدا دربارۀ اصحاب کهف می‌فرماید: «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِم» اینها یک مردم به تمام معنا مؤمنی بودند «وَ زِدْناهُمْ هُدى»(کهف، 13) من به هدایت این اصحاب کهف از جانب خودم اضافه کردم.

 

در آن اضافه شدن، انسان یک حال دیگری پیدا می‌کند، یک چشم دیگری پیدا می‌کند، یک گوش دیگری پیدا می‌کند، دلبستگی او به پروردگار عالم شدید می‌شود، دنیا پیش او کوچک می‌شود؛ لذا در هر شرایطی به حلال دنیا و به کم دنیا قناعت می‌کند و به قول حضرت سیدالشهدا در باطن خودش احساس غنا می‌کند.

 

اعتقاد، حقیقت اول دین

 

یک بخش دین امام هشتم می‌فرماید «اعتقاد» است. اعتقاد به چه؟ عقد یعنی چه؟ «عقد» در لغت عرب به معنای گره است، گاهی گره باز می‌شود و گاهی هم طوری گره زده می‌شود که باز نمی‌شود، این اعتقاد به آنچه که باید باشد باید گره باز نشدنی باشد.

 

سورۀ مبارکۀ حجرات «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا»(حجرات، 15) این خیلی آیۀ فوق‌العاده‌ای است. اهل ایمان در جوامع دنیا فقط کسانی هستند که خدا و پیغمبر را باور دارند و درِ این باورشان هم به روی هر شک و تردیدی بسته است.

 

یک مرتبه هفت میلیارد جمعیت جهان در برابرش بی‌دین شوند و متقلبانه به زبان علمی دین را رد کنند، اینها در دینشان تردید نمی‌کنند، شک نمی‌کنند، چرا که حقیقت مثل روز برای آنها معلوم است.

 

آن کسی که روز را لمس می‌کند جای شک کردن در روز برایش نیست، حتی اگر هفت میلیارد هم بگویند الان شب است، به آنها می‌خندد و می‌گوید این هفت میلیارد دیوانه شده‌اند، این باور به روز را نمی‌شود از او بگیرند.

 

باور به خدا و باور به قیامت و باور به فرشتگان و باور به انبیا و باور به قرآن را نمی‌شود از مؤمن بگیرند «وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ»(بقره، 177)

 

عمل، حقیقت دوم دین

 

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا»(حجرات، 15) یعنی یک طوری آدم باور داشته باشد که این گره را مشکلات، داغ‌ها، مصائب، گرانی‌ها، کمبودها، خرابکاری‌های دیگران باز نکند.

 

بعضی از آنهایی که هم لباس ما بودند، بعضی از آنهایی که ریش‌دار بی‌یقه بودند، چهل سال است هر طوری توانستند خنجر به این دین زدند؛ اما آدم اینها را ببیند و تکان نخورد، هیچ حادثه‌ای در دینش اثر نگذارد. بحث ایمان را شما عنایت دارید، هر کدام از شما به نظر پیغمبر یک عالم هستید، خیلی پرونده‌اش گسترده و باز است؛ این یک مطلب امام هشتم که دین یک امر بسیط نیست، خدا را دوست دارم و خداحافظ شما، اهل‌بیت را دوست دارم و خداحافظ، قرآن را اعتقاد دارم وحی است و خداحافظ شما، نه! این یک سوم دین است، اعتقاد (عقد) قلب و باور داشتن حقایق این پنج حقیقت این یک سوم دین است و اما یک سوم دیگرش امام هشتم می‌فرماید: «و العمل بالارکان». این علمای اخلاق، این کتاب‌های بسیار مهمی که نوشتند، چه زحمتی کشیدند این علمای علم اخلاق، می‌گویند که چشم و گوش و زبان و دست و شکم و غریزۀ جنسی و پا از اعضای رئیسۀ وجود انسان هستند.

 

امام هشتم می‌فرماید: یک سوم دیگر دین‌داری، دین‌دار بودن اعضایت است؛ چشم مؤمن، گوش مؤمن، دست مؤمن، شکم مؤمن، زبان مؤمن، شهوت مؤمن، پای مؤمن. اگر پای تو به تو کمک نکند که تو را داخل مجالس گناه ببرد، این پا مؤمن است. شکم به تو کمک کند لقمۀ حرام را قبول نکند و بگوید نمی‌خواهم. خودمان اختیاراً باید قبول نکنیم، صد میلیون است نمی‌خواهم، هزار میلیارد نمی‌خواهم، آقا من با یک نان سنگک و یک آبگوشت می‌سازم، این هزار میلیارد را نمی‌خواهم، این هزار میلیارد استفراغ کثیف شیطان است، من نمی‌خواهم. این یعنی چشم مؤمن باز است.

 

اخلاق، حقیقت سوم دین

 

اعتقاد یک سوم دین است؛ عمل چشم، عمل گوش، عمل زبان، عمل شکم، عمل شهوت، عمل پا، این دو سوم دین است؛ یک سوم دین هم اخلاق است. حتی خود ما که روی منبرها می‌گوییم به نظر خیلی از عزیزان می‌آید یعنی خوشرویی، یعنی زودتر سلام کن، در قیافۀ مردم عبوس نباش، نرم باش، نرم حرف بزن.

 

اخلاق دو بخش است: پیرایش و آرایش. پیرایش اخلاق یعنی آنچه که در باطن خدا نمی‌پسندد بشور و بریز دور، حسود نباش، حریص نباش، مغرور نباش، متکبر نباش، دورو نباش، بی‌رحم نباش، این پیرایش است. آرایش اخلاق یعنی مهر، محبت، تواضع، فروتنی، قناعت، خاکساری، اینها اخلاق است. این اخلاق است و آن عمل اعضا و جوارح بر اساس قرآن است و آن اعتقاد حضرت رضا(ع) می‌فرماید این دین کامل است.

 

شیخ حسین انصاریان ، آبان ۹۷

   شنبه 17 آذر 1397نظر دهید »

آیا می توان خمس را به فقرا داد 

 

سوال : آیا اجازه می‏فرمایید که افرادی خودشان سهم سادات را به سادات فقیر بدهند؟

جواب: کسى که سهم سادات بر عهده اوست، واجب است در پرداخت آن به مستحقين اجازه بگيرد.

 

سوال : آیا مقلدین حضرتعالی در مصرف خمس می‏توانند سهم سادات را به سید فقیر بدهند یا اینکه باید همه خمس یعنی سهم سادات و سهم امام(علیه‌السلام) را تحویل وکیل شما بدهند تا در موارد شرعی آن مصرف کند؟

جواب: در اين رابطه فرقى بين سهم سادات و سهم مبارک امام(عليه‌السلام) نيست.

 

سوال : آیا حقوق شرعی (خمس، ردّ مظالم، زکات) از شؤون حکومت است یا خیر؟ و کسی که خمس بر عهده اوست، آیا می‏تواند خودش سهم سادات و ردّ مظالم و زکات را به افراد مستحق بدهد؟

جواب: در زکات جایز است که خودش آنها را به فقرای متدین و عفیف بدهد، و در ردّ مظالم احوط آن است که با اذن حاکم شرع باشد، ولی در خمس واجب است که همه آن را به دفتر ما و یا به یکی از وکلای مجاز ما تحویل دهد تا در موارد شرعی که برای آن مقرر شده، مصرف شود، و یا در پرداخت آن به مستحقین اجازه بگیرد.

 

استفتائات رهبر

   پنجشنبه 15 آذر 13971 نظر »

آیا به واسطه بیماری ثواب می بریم؟ 

 

 

کلمه چهل و دوم از کلمات نورانی نهج البلاغه اين است: «وَ قَالَ ع لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ فِي عِلَّةٍ اعْتَلَّهَا جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ‏] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِي الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَيْدِي وَ الْأَقْدَامِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّيَّةِ وَ السَّرِيرَةِ الصَّالِحَةِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ الْجَنَّةَ». اين کلمه نوراني 42 درباره بيماري که بعضي از اصحابش مبتلا شدند حضرت آن را تحليل کرد. فرمود بيماري کار نيست که خدا اجر بدهد. بيماري يک رخداد آزموني است که ذات اقدس الهي انسان را مي‌آزمايد.

اگر کسي در اين آزمون سرفراز به درآمد و خدا را شاکر بود، صابر بود، اجر مي‌برد و اگر شاکر و صابر نبود، از نظر زبان سخني نگفت، از نظر قلب کاري نکرد، همه اين امور را به حسب ظاهر تحمّل کرد، باز فضل الهي شامل حالش مي‌شود، برخي از سيّئات او را مي‌بخشد.

 

يک بيان نوراني هست که حضرت فرمود اگر اين سه چيز نبود، سرِ بشر را چيزي خم نمي‌کرد: مرگ، مرض و فقر. اين سه عامل براي آزمون است که بشر از اين غرور پايين بيايد. اگر اين سه امر نبود، چيزي بشر را از آن مرکَب غرور پياده نمي‌کرد.

بعد فرمود: «وَ إِنَّهُ مَعَهُنَّ لَوَثَّابٌ» با اينکه اين سه امر هست: مرگ هست مرض هست فقر هست، با اين وجود او جنب و جوش بي‌فايده‌اي دارد.

 

در اين جمله نوراني وجود مبارک حضرت امير فرمود بيماري، عمل نيست که ثواب داشته باشد. آن صبر و بردباري و شکر است که باعث ثواب است؛ البته انسان بيمار، گاهي ممکن است همين کيفر بعضي از رفتارهاي تلخ او باشد.

 

فرمود: «جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ‏] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ»؛ برخي از گناهان تو را کفّاره گناهانتان باشد، اين اميد هست؛ اما بخواهي ثواب ببري، با بيماري نمي‌شود ثواب برد، چون بيماري کار کسي نيست، فعل انسان نيست تا انسان ثواب ببرد.

«فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِيهِ»، حالا کسي که مريض شد ثوابي ببرد! ثواب در اثر کار خوب، حرف خوب، نوشتن خوب، قيام خوب، اقدام خوب و مانند آن است. «وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ»، «حَطّ» با طاي مؤلف يعني فروريختن. آن «حَتّ» با تاي منقوط يعني درخت را از برگ ريختن. فرمود گناهان از انسان ريخته مي‌شود آن طوري که برگ‌ها در پاييز از درخت ريخته مي‌شود. گناه ريخته مي‌شود؛ اما انسان ثواب ببرد چون کاري نيست که ثواب برده باشد. «وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِي الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَيْدِي وَ الْأَقْدَامِ» انسان يا با قدم، با پا جايي مي‌رود کار مثبتي انجام مي‌دهد، يا با دست کاري انجام مي‌دهد، يا با زبان کاري انجام مي‌دهد اينها سربازان الهي‌ هستند. مستحضريد اينها ما نيستيم اينها ابزاري‌اند که در اختيار ما هستند.

 

 

جلسه درس اخلاق آیت الله جوادی آملی ۸/۹/۹۷

   چهارشنبه 14 آذر 1397نظر دهید »

سلام امام زمانم

 

 

قسمت نشد که گاه به گاهی ببینمت

حتی به قدر ِ نیم نگاهی ببینمت

 

تکلیفِ بیقراری این دل چه میشود

اصلاً شما اگر که نخواهی ببینمت

 

ای کاش یک سه شنبه شبی قسمتم شود

در راهِ جمکران سر راهی ببینمت

 

یا که مُحَرَمی شود و بین کوچه‌ای

در حالِ کار ِ نصبِ سیاهی ببینمت

 

آقا خدا نیاوَرَد آن روز را که من

سرگرم میشوم به گناهی ببینمت

 

دارم یقین که روز ِ وصالِ تو میرسد

ذکر ِ لبم شده که الهی ببینمت

 

 

شاعر:محمد رسولی

   سه شنبه 13 آذر 13972 نظر »

تواضع مذموم کدام تواضع است؟

 

تواضع ناپسند و مذموم

سفارش تاکید بر تواضع و فروتنی بدان معنا نیست که تواضع در همه جا و با همه کس مورد تایید و تشویق اسلام است بلکه در مواردی به شدت از آن نهی و مذمت شده است از جمله :

 

1. تواضع در برابر متکبران

در منابع دینی از فروتنی در برابر فردی که خود را بزرگ می پندارد و به دیگران به دیده تحقیر می نگرد منع و نهی شده است زیرا این گونه تواضع موجب پستی و ذلت مسلمان است علاوه تواضع در برابرانسان خودبین و متکبر چه بسا عامل افزایش حالت تکبراو می گردد و چنین گمان می کند که واقعا نیز بزرگ و برتر و لایق تکریم و احترام دیگران است .

 

آنگهی خودداری از فروتنی در برابر متکبر موجب آن می گردد که وی به خود آید و متنبه شود و دست از کارهای ناپسندش بردارد واز بند اسارت نفس رهایی یابدازاین روی نه تنها در برابر چنین انسانی نباید تواضع کرد بلکه یکی از مواردی که تکبر برای مومنان جایز و روا شمرده شده است تکبر در برابر با متکبران است .

 

پیامبر اکرم (ص) :می فرماید اذا رایتم المتواضعین من امتی فتواضعوالهم رایتم المتکبرین فتکبروا علیم فان ذالک لهم مذله و صغار . ۱ آن گاه که به انسانهای مومن متواضع برخوردید با آنان تواضع کنید ولی اگر به انسانهای متکبر برخورد نمودید با آنان تکبر ورزید. زیرااین روش برای آنان خواری و حقارت می آورد.

 

2. تواضع در برابر کافران

کافرانسانی است حق ناپذیر که با دست خود وجدان واندیشه اش رااز نور حقیقت مرحوم ساخته و در تاریکی جهل و غفلت به سر می برد.اواز رحمت و عزت الهی به دوراست زیرا عزت از آن خدا و پیامبر و مومنان است : ولله العزه ولرسوله وللمومنین ۲ ازاین روی از هر کاری که مایه عزت ظاهری و موجب تقویت کافران گردد باید پرهیز شود.

 

از جمله اموری که ممکن است به کافران و دشمنان خدا عزت ظاهری واحساس بزرگی و کرامت دهد فروتنی مومنان در برابر آنان است . از وظایف اصلی مومنان راستین اظهار مودت با دوستان خدا واظهار تبری و بیزاری با کافران است .

 

البته پر واضح است که فروتنی و تواضع در برابر کفاراگر صرفااز نقطه نظرانسانیت به منظور جذب و هدایت و تالیف قلوب آنان باشد کاری است شایسته و چه بسا موجب هدایت آنان گردد و دلهایشان نسبت به مومنان رام گردد.

 

۳. تواضع با فاسقان و ظالمان

از مواردی که تواضع در آن مورد نهی قرار گرفته است فروتنی در برابر گنهکار و ستمگراست .اظهار محبت واحترام و برخورد مسالمت آمیز و متواضعانه بااین گونه انسانه موجب جرات و جسارت بیشتر آنان به گناه و فسادشان می گردد.

 

آنان این گونه برخوردهای انسانی را مهر تایید بر افعال ناپسند و ناروای خویش می گیرند.ازاین روی اسلام پیروان خویش رااز تواضع در برابر فاسقان و ظالمان برحذر داشته است : امرنا رسول الله (ص) ان نلقی اهل المعاصی بوجوه مکفهره ۳ علی (ع) می فرماید: پیامبر(ص) به ما دستور داد که با گناهکاران با چهره گرفته و درهم کشیده برخورد نماییم . بدینسان می یابیم که هرگونه گشاده رویی و رفتاری که به معصیت کاران و فاسقان میدان بدهد و آنان را در گناه و فسقشان تثبیت و یا تشویق نمایداز نظراسلام محکوم و مردود شمرده شده است .

 

4. تواضع با ثروتمندان و قدرتمندان

تواضع در برابرانسانهای مومن و دین باور یک ارزش و وظیفه انسانی واخلاقی است .این تواضع آن گاه ارزشمند خواهد بود که باانگیزه ایمان و پاکی مومنان انجام بگیرد واگرانگیزه هایی همچون : مقام مال ثروت و قدرت اجتماعی موجب این فروتنی گردد نه تنها بارارزشی نخواهد داشت که خود یک عمل ضدارزش و ناپسند به شمار خواهد آمد.از این روی در روایات اسلامی از تواضعی که براساس معیارها وارزشهای مادی افراد صورت گیرد مذمت شده است . علی (ع) می فرماید: من اتی عنیا فتواضع له لغناه ذهب ثلثادینه ۴ کسی که بر ثروتمندی وارد شود و برای دارایی اش در برابر وی تواضع کند خداوند دو سوم دینش را می برد.

 

دین باوران غیرتمند هرگز به صاحبان زر و زور و فرومایگان سست عقیده چشم طمع نمی دوزند و به خاطر رسیدن به مال و مقام : (حطام دنیا) واحیانا جلب مرید و پیرو فروتنی و کرنش نمی کنند واز سر عجز و مسکنت در برابر آنان با لکنت و تانی سخن نمی گویند در سخنان پیشوایان دینی آمده است : [مالی که بااظهار ذلت و پستی به دست آید خداوند خیر و برکت را از آن می گیرد و آن مال در رفع نیازمندیها کارساز نمی تواند بود و دین و دنیای او را تباه می سازد و در قیامت با قارون زراندوز محشور و به آتش افکنده می شوند] ۵

 

۱. جامع السعادات 1.363.

۲. سوره منافقین آیه 8.

۳. وسایل الشیعه ج 11.413.

۴. نهج البلاغه حکمت 187 الحیاه ج 3.347.

۵. الحیاه ج 3.347.

حوزه نت

   دوشنبه 12 آذر 1397نظر دهید »

حجت الاسلام والمسملین ضیایی: معرفت و شناخت نفس پر منفعت‌ترین شناخت‌ها است

استاد حوزه علمیه معرفت و شناخت نفس را پر منفعت‌ترین شناخت‌ها بیان کرد و ابراز داشت: اگر انسان نفس خود را بشناسد به شناخت خداوند نائل می‌شود.

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه کوثر ورامین حجت الاسلام والمسملین ضیایی استاد درس اخلاق در حوزه علمیه، امروز در جلسه هفتگی درس اخلاق مدرسه علمیه کوثر ورامین، گفت: خداوند همه مخلوقات را برای انسان آفرید.

 

وی افزود: انسان فطرتا خود را دوست دارد و این دوست داشتن به قدری شدید است که انسان در قیامت برای نجات خود حاضر می‌شود همه عزیزانش را فدا کند.

 

حجت الاسلام والمسملین ضیایی خودشناسی را لازمه رسیدن انسان به سعادت دانست و اظهار داشت: انسان کمال‌جو است و به سوی کمال حرکت می‌کند از این رو گاهی کمال را در مسیر تباهی می‌بیند و در مسیر ضلالت گام برمی‌دارد و گاهی نیز کمال را در سعادت اخروی جستجو می‌کند و در مسیر لقاء الله به سعادت ابدی دست می‌یابد.

 

استاد حوزه علمیه معرفت و شناخت نفس را پر منفعت‌ترین شناخت‌ها بیان کرد و ابراز داشت: اگر انسان نفس خود را بشناسد به شناخت خداوند دست خواهد یافت اما در شناخت نفس باید برخی نکات رعایت شود.

 

وی شناخت نفس را بسیار دشوار دانست و گفت: نفس مجرد است و به قدری شناخت آن سخت و دشوار است که خداوند به رسول خود می‌فرماید: اگر از تو درباره نفس سوال پرسیدند بگو نفس به عالم ملکوت تعلق داشته و از سمت خداوند متعال است.

 

حجت الاسلام والمسملین ضیایی بیان داشت: در زمینه خودشناسی ابتدا انسان باید بداند از کجا آمده است و به کجا خواهد رفت؛ انسان‌های معادباور اهل طغیان و انجام معصیت نیستند چون می‌دانند که عالم هستی هدف دارد و نباید خود را رها کند.

 

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه روح با جسم متفاوت است اما لازم و ملزوم یکدیگر هستند، گفت: جنس روح برخلاف جسم خاکی از جنس ملائکه است.

 

وی با تاکید بر اینکه انسان باید غبار طبیعت را از نفس پاک کند، اظهار داشت: انسان با طهارت نفس، عالم خواب و کسب علم می‌تواند خود را بشناسد.

 

علم باید با تزکیه نفس و اجتناب از صفات ناپسند همراه باشد تا خودشناسی حاصل شود.

 

حجت الاسلام والمسملین ضیایی بیان داشت: نزدیک‌ترین راه برای شناخت نفس، شناخت ضد نفس است و ضد آن همان خلق و خوی وحشی است که گاهی انسان‌ها به آن دچار می‌شوند.

 

انسان اگر با نور انس بگیرد از ظلمت و تاریکی رها می‌شود اما اگر از نور فراری باشد ظلمت او را احاطه کرده خلق و رفتارش وحشی می‌شود.

   یکشنبه 11 آذر 1397نظر دهید »

آتش نیاورید …که آتش گرفته ایم.

 

چشمت روشن آقا محمود شهبازی چشمت روشن

حسین آقای خرازی چشمانتان روشن

شهدای گلستان همانطور ایستادید و نگاه کردید تا دوباره حرمت مادری شکسته شود؟

 

اگر دلخوش به جماعت حزب اللهی این طرف هستید که باید به عرض رساند فعلا نشسته اند به دودوتا چهارتا !

تازه می خواهند حساب و کتاب کنند و برسند به اینکه آیا باید حرمت مادر شهید را نگه داشت و ضریب نگرفت این همه بی حرمتی را، یا نه در بوق و کرنا کنند و علم محاکمه برگیرند؟

بلند شو خواهر من! اخوی نشسته ای!!!؟

چشم امید شهدا به شماست.به شمایی که مادرش را سپرد و رفت.

سلبریتی جماعت بود تا الان داد وامصیبتایش گوش فلک را کر کرده بود. نگاه چپ به ملکه الیز کرده بودی اصلاح طلب جماعت تیتر یک روزنامه اش کرده بود. “دوران بزن در رو تمام شد” هم که لابد فقط برای داعش است و ترامپ و بن سلمان.

 

این جماعت، زمین خواری و رانت را به دیار عقبی هم کشانده، بماند .دفن و کفن را رها کن.صحبت حرمت مادر شهید است.حرمت چادر خاکی! چه زود فاطمیه شد!!!!

 

بچه های مجازستان! اینستا ،توئیتر و….کجایید؟

جماعت اصلاح طلب با تابوت فتنه ی هشتاد و هشتی خود ،آتش به معرکه آورده ، اصلا این آتش از خاکستر همان فتنه است که تا اینجا آمده تا لب گور  ، تا گلستان شهدای اصفهان  ، همیشه هم که بنا نیست دست سقا آب بریزد بر آتش .لا اقل اینبار همت کنیم خودمان علم دادخواهی و محاکمه را برداریم. خودمان علم به دست بگیریم رفیق علمدار، کجایی؟

 

 

نوشته شده به قلم م

   پنجشنبه 8 آذر 13971 نظر »

یک انقلابی باید اهل فکر و اندیشه و مطالبه باشد

 

سرکار خانم لیلا رضایی از مبلغین مدرسه علمه کوثر ورامین در جلسه بصیرت افزایی که امروز در مدرسه علمیه کوثر برگزار شد با اشاره به دستاوردهای چهل ساله نقلاب اسلامی گفت : یک انقلابی باید اهل فکر و اندیشه و مطالبه باشد و اولین شاخص اعتقاد است . ناامیدی در جامعه زمانی می باشد که اعتقاد نباشد .

وی افزود : در چهل سالگی انقلاب دشمنان ملت از یک سو با افزایش فشارهای اقتصادی و از سویی نا امید کردن مردم از آینده تمام تلاش خود را برای نابودی انقلاب به کار گرفته اند .

لیلا رضایی با اشاره به سخنان رهبر مغظم انقلاب پیرامون انقلاب اسلامی اظهار داشت : رهبر معظم در مورد پیشرفت انقلاب می فرمایند : انقلاب پیش رفته , تکامل پیدا کرده لذا طبق آیه 24 سوره ابراهیم « أَلَم تَرَ كَيفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِي السَّماءِ » اصل ثابت است , ریشه محکم است , این خصوصیت انقلاب می باشد .»اصل ثابت است , ریشه محکم است و این خصوصیت انقلاب است . بنابراین به اقتضای فشارها و سختی ها جامعه ایمانی و اسلامی پیرامون ولی از دوره مقاومت به دوره استقلامت انتقال یافته است .

رضایی گفت : دشمن برای دهه 50 انقلاب دو کار اساسی دارد تا امت را از سنگر اسلام به سنگر مقابل ببرد و مردم انقلاب را بشکنند .

لیلا رضایی با اشاره به دسیسه های دشمنان انقلاب گفت : از مهمترین اهداف دشمنان برای نابودی انقلاب رویگرداندن خانواده های شهدا از باورهای شهید است و دیگر هدف رویارویی حوزه های علمیه در مقابل انقلاب و اهداف انقلابی است .

رضایی در پایان گفت : در این برنامه ده ساله دشمن هدف ،مستضعفین و قشر متدین جامعه می باشند .

   چهارشنبه 7 آذر 13972 نظر »

1 2 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 248

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 68
  • دیروز: 180
  • 7 روز قبل: 754
  • 1 ماه قبل: 2509
  • کل بازدیدها: 133798
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 12
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 35
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 20
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1