بیانات در دیدار مسئولان نظام و کنفرانس وحدت اسلامی  

 

وحدت اسلامی

 

 

بشر دنبال فلاح است، دنبال رستگاری است. گرفتاری بشریّت از آغاز تا امروز، عبارت است از نبود عدالت، نبود رحمت، نبود هدایت. گمراهی‌های گوناگون بشر، زندگی را بر آنها دشوار کرده است.

امروز هم بشریّت، محتاج همان سرچشمه‌ی نور است؛ امروز هم بشریّت، محتاج این است که به دعوت نبیّ اکرم -که دعوت حق است، دعوت صدق است، دعوت رحمت است- پاسخ بگوید؛ اگر بشر به این مرحله‌ی از بلوغ فکری برسد که به دعوت نبیّ مکرّم اسلام پاسخ بدهد، گرفتاری‌های بشر برطرف خواهد شد.

امروز هم حضور قدرتها و ظلمِ ناشی از بی‌باکی و تهوّر ۱ آنها در اَعمال مجرمانه، موجب شده است دنیا مثل آن روز «کاسِفَةُ النّور» و «ظاهِرَةُ الغُرور» باشد؛ امروز هم متأسّفانه بشریّت گرفتار است.

این گرفتاری، مخصوص دنیای اسلام نیست که از اسلام دور مانده است، [بلکه] همه‌ی بشریّت گرفتارند؛ آن کشورهایی هم که بظاهر از پیشرفت تمدّنی و زرق‌وبرق دنیایی برخوردارند، بشدّت گرفتارند؛ این گرفتاری، ناشی از جهل است، ناشی از فریب است، ناشی از نبود عدالت است؛ و اسلام پاسخگوی همه‌ی اینها است، اسلام تضمین‌کننده‌ی فلاح و رستگاری ملّتها است؛ ما مسلمانها باید این درس را بگیریم. البتّه این را نباید فراموش کرد که به توفیق الهی و به فضل الهی، جریان مقاومت در مقابل ظلم و زور، امروز در دنیا وجود دارد، متّکی به نام خدا و به اسلام. منطقه‌ی ما یک نمونه‌ی از آن است. امروز در منطقه‌ی ما روحیه‌ی بیداری اسلامی بر بسیاری از ملّتها و کشورها حاکم است.

اینکه شما ملاحظه میکنید قدرتمندان مستکبر دنیا، در رأس آنها آمریکای جنایت‌کار -شیطان بزرگ- نسبت به این منطقه حسّاس هستند، به‌خاطر این است که در این منطقه روحیه‌ی گرایش به اسلام و اقبال به اسلام و بیداری اسلامی به‌طور واضح به چشم میخورد؛ اینها با بیداری ملّتهای مسلمان مخالفند، اینها از بیداری ملّتهای مسلمان میترسند.

 

در هرجایی که اسلام توانسته است بر دل و جانِ مردم مسلّط بشود، استکبار سیلی خورده و ما جدّاً معتقدیم که استکبار، بار دیگر از بیداری اسلامی در این منطقه سیلی خواهد خورد.

 

عرض ما به برادران مسلمان، به ملّتهای مسلمان، به روشنفکران دنیای اسلام، به علمای محترم دینی در کشورهای اسلامی همین است؛ این حرکت اسلامی را هرچه میتوانید تقویت کنید؛ راه نجات این منطقه تقویت بیداری اسلامی است، تقویت حرکت مقاومت اسلامی است.

 

این وظیفه متوجّه عموم آحاد ملّتهای مسلمان است؛ بخصوص علمای اسلام، بخصوص روشنفکران، نویسندگان، شعرا، دانشمندان، هنرمندان، نخبگان سیاسی؛ اینها موّظفند، اینها مخاطبند به خطاب دعوت پیامبر اسلام و هدایت اسلامی.

امروز این زمینه در دنیای اسلام پدید آمده است؛ بخصوص در این منطقه‌ی غرب آسیا زمینه‌ی بیداری اسلامی فراهم است؛ همه باید کمک کنند، این بیداری را به ثمر برسانند.

 

نصیحت ما به حکّام کشورهای اسلامی هم این است که به ولایت اسلام برگردند؛ تحت ولایة‌الله قرار بگیرند؛ ولایت آمریکا و ولایت طاغوت به کار آنها نخواهد آمد.

 

امروز متأسّفانه بعضی از کشورهای مسلمان منطقه‌ی ما به جای ولایة‌الله، زیر عَلَم ولایت طاغوت سینه میزنند، به جای تبعیّت از اسلام و از نور قرآن، از آمریکا تبعیّت میکنند.

 

آمریکا هم بنا بر طبع استکباری خود، آنها را تحقیر میکند؛ شنیدید -همه شنیدند- که رئیس‌جمهور یاوه‌گوی آمریکا، حکّام سعودی را تشبیه کرد به گاو شیرده؛ این تحقیر است؛ این اهانت است؛ اهانت به مردم آن منطقه و مردم آن کشور است. اگر آل‌سعود از اهانت به خودشان بدشان نمی‌آید، خب به جهنّم، بدشان نیاید، اهانت بشوند؛ امّا این اهانت به مردم منطقه است، اهانت به ملّتهای مسلمان است. چرا باید حکّام اسلامی در دو حرکت جنایت‌آمیز که امروز متأسّفانه منطقه‌ی ما را جریحه‌دار کرده است -یکی حرکت جنایت‌آمیز علیه فلسطینی‌ها و درباره‌ی مسئله‌ی مهمّ فلسطین، یکی هم حرکت جنایت‌آمیز درباره‌ی یمن- با آمریکا همراه بشوند؟ این را هم مطمئن باشند که در هر دو قضیّه هم مطمئنّاً پیروزی با مردم فلسطین و مردم یمن است و آمریکا و تبعه‌ی ۲ آمریکا در این قضیّه شکست خواهند خورد.

 

بوضوح امروز آمریکا، در این منطقه ضعیف‌تر از ده سال پیش و بیست سال پیش است؛ بوضوح رژیمِ صهیونیستیِ خبیث، امروز ضعیف‌تر از گذشته است.

 

چند سال قبل از این، رژیم صهیونیستی در مقابل حزب‌الله لبنان شکست خورد؛ ۳۳ روز توانست مقاومت بکند و بعد شکست خورد؛ دو سال بعد از آن در مقابل فلسطینی‌ها ۲۲ روز توانست مقاومت کند و شکست خورد؛ چند سال بعد در مقابل مردم مظلوم غزّه ۸ روز توانست مقاومت بکند و شکست خورد؛ در همین هفته‌ی اخیر ۲ روز توانست مقاومت بکند و شکست خورد؛ این ضعف رژیم صهیونیستی است، ضعفِ روز‌افزون رژیم صهیونیستی است.

 

ملّتهایی که فکری دارند، هویّتی دارند، انگیزه‌ای دارند، متّکی به خدا هستند، متوکّل علی‌الله هستند، می‌ایستند و خدای متعال به آنها کمک خواهد کرد.

 

وَلَو قاتَلَکُمُ الَّذینَ کَفَروا لَوَلَّوُا الاَدبارَ ثُمَّ لایَجِدونَ وَلِیًّا وَلا نَصیرًا * سُنَّةَ اللهِ الَّتی قَدخَلَت مِن قَبلُ وَلَن تَجِـدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبدیلا؛ ۳ این سنّت الهی است؛ اگر مسلمانها بِایستند، بر همه‌ی سازوبرگ قدرتهای طاغوتی و مستکبر پیروز خواهند شد. امروز مردم یمن سخت‌ترین شکنجه‌ها را دارند از ناحیه‌ی دولت سعودی و همراهانش و آمریکا -پشتیبانش- تحمّل میکنند لکن بدانید قطعاً ملّت یمن و انصارالله پیروز خواهند شد؛ آنها شکست نمیخورند؛ ملّت فلسطین شکست نمیخورند؛ تنها راه، مقاومت است و آن چیزی که امروز آمریکا را و متحدّینش را دستپاچه کرده که به حرفهای یاوه متوسّل میشوند، به کارهای غلط متوسّل میشوند، ایستادگی ملّتهای مسلمان است و این ایستادگی نتیجه خواهد داد. برادران عزیز، خواهران عزیز! ملّت ایران چهل سال است که مقاومت میکند.

 

ما در روز اوّل مثل یک نهال باریکی بودیم، آسیب‌پذیر بودیم؛ به برکت نام مبارک پیامبر و به برکت هدایت امام بزرگوار، توانستیم ایستادگی کنیم؛ البتّه شهید دادیم، سختی کشیدیم، امّا ایستادگی کردیم. امروز ملّت ایران و کشور ایران یک درخت تناور است؛ امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی غلط میکنند که ملّت ایران را تهدید کنند؛ تهدیدهای آنها، حرکات آنها، خباثتهای آنها تا امروز شکست خورده است، از این پس هم شکست خواهد خورد؛ تحریم هم شکست خواهد خورد، سیاستهایشان هم شکست خواهد خورد؛ به برکت مقاومت. مقاومت هم جز در سایه‌ی ایمان بالله و اتّکاء بالله و اعتماد به وعده‌ی الهی ممکن نیست؛ خدای متعال وعده فرموده است، با تأکید فرموده است: وَ لَیَنصُرَنَّ‌ اللهُ مَن یَنصُرُه؛ ۴. با تأکید، وعده‌ی نصرت داده است؛ این وعده تحقّق پیدا خواهد کرد.

 

اگر چنانچه ما خودمان را اصلاح کنیم، به وعده‌ی الهی با چشم حُسن‌ظن نگاه کنیم نه با سوء‌ظن، پیروز خواهیم شد. سوء‌ظنّ به وعده‌ی الهی مال کفّار است؛ الظّانّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ‌ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم؛ ۵ این کسانی که به وعده‌ی الهی سوء‌ظن دارند، معلوم است که از وعده‌ی الهی سود نخواهند برد.

 

ملّت ایران حسن‌ظنّ خود به وعده‌ی الهی را اثبات کرده است؛ ایستاده است. به ما حمله‌ی نظامی هم شد، تحریم هم شدیم، نفوذ عوامل جاسوسی هم اتّفاق افتاد، شهید هم دادیم، امّا ملّت ایران مثل کوه ایستاد و توانست خود را مستحکم و پایدار کند! امروز این شجره‌ی طیّبه -شجره‌ی طیّبه‌ی جمهوری اسلامی و ملّت ایران- شجره‌ی طیّبه‌ای است که «اَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِی السَّماء».۶ روز‌به‌روز به فضل الهی ما پیشرفت کردیم، روز‌به‌روز قوی‌تر شدیم؛ بعد از این هم همین خواهد بود؛ و این نسخه‌ِی حرکت مسلمین و پیشرفت مسلمین در دنیای اسلام است.

 

رحمت خدا بر امام بزرگوار ما که او این راه را جلوی پای ما باز کرد، و رحمت خدا بر شهیدان عزیز ما که آنها بودند که جان خودشان را در این راه گذاشتند و توفیقات را برای ملّت ایران به وجود آوردند؛ ان‌شاءالله در آینده هم همین خواهد بود. [اگر] برادران مسلمان، وحدت را، اتّحاد را، یک‌زبانی را، یکدلی را در همه‌ی منطقه‌ی اسلامی در نظر بگیرند، بر همه‌ی این توطئه‌ها ان‌شاءالله غالب خواهند شد به فضل الهی.

 

۱) گستاخی، بی‌پروایی

۲) دنباله‌روها، پیروی‌کنندگان

۳) سوره‌ی فتح،‌ آیات ۲۲ و ۲۳؛ «و اگر کسانى که کافر شدند، به جنگ با شما برخیزند، قطعاً پشت خواهند کرد و دیگر یار و یاورى نخواهند یافت. سنّت الهى از پیش همین بوده و در سنّت الهى هرگز تغییرى نخواهى یافت.»

۴) سوره‌ی حج،‌ بخشی از آیه‌ی ۴۰؛ «… و قطعاً خدا به کسى‌که [دین] او را یارى میکند، یارى میدهد …»

۵) سوره‌ی فتح، آیه‌ی ۶؛ «… به خدا گمان بد برده‌اند؛ بَدِ زمانه بر آنان باد، و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان کرده …»

۶) سوره‌ی ابراهیم، بخشی از آیه‌ی ۲۴؛ «… ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است.»

 

 

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=41007

   یکشنبه 4 آذر 13971 نظر »

پایه گذار وحدت شیعه سنی چه کسی است؟!

 

شیعه و سنی

برخی گمان میکنند امام خمینی(ره) یا حتی آیت الله بروجردی، مبدع و بنیانگذار وحدت شیعه و سنی هستند. (با توجه به اقدامات متعدد و برجسته شان) اما سابقه وحدت شیعه و سنی نه تنها در بین علمای سبق وجود داشته که اولین اسوه وحدت، شخص امیرالمومنین علی(ع) است.

 

برخلاف تصور عام سکوت حضرت علی (ع) در دوران خلفای راشدین ابدا به معنای انزوا و گوشه نشینی و بی تفاوتی و قهر و غضب نبوده است.

امام علی(ع) در دوره سه خلیفه، بهترین نمودهای عینی و عملی وحدت مسلمانان را در تاریخ اسلام ثبت کردند.

در اولین گام وحدت، امیرالمومنین از حق شخصی خویش به خاطر حفظ وحدت مسلمین گذشتند و سالها مصیبت ها و رنجهای زمانه را هم بدان سبب تحمل نمودند.

 

در اولین بزنگاه تفرقه پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، در سقیفه، ابوسفیان که شم سیاسی نیرومندی داشت و زمینه اختلاف را فراهم می دید، مستقیما به درب خانه علی(ع) رفته و به وی پیشنهاد کرد که «دستت را بده تا من با تو بیعت کنم که اگر من با تو بیعت کنم، همه فرزندان عبد مناف و بعد قریش و سرانجام همه عرب تو را به فرمانروایی می پذیرند.» و امام علی(ع) که از هدف فتنه انگیزانه ابوسفیان در ایجاد تفرقه و آشوب برای خشکاندن نهال نوپای اسلام و بازگرداندن جاهلیت به خوبی آگاه بود، ضمن رد این پیشنهاد به وی فرمود: «تو به جز فتنه و آشوب، هدف دیگری نداری.تو مدتها بدخواه اسلام بوده ای. مرا به نصیحت و سپاهیان تو نیازی نیست.»

 

امام علی(ع) با مشورت، همکاری و همفکری با خلفا تمام توان خویش را برای جلوگیری از انحراف اسلام پس از رسول خدا(ص) به کار بستند.

 

ابوبکر در بزنگاههای مختلف (جنگ با مرتدین، در نبرد با رومیان، در مناظره با علمای یهود و نصاری و..) خود را مدیون مشورت ها و علم امیرالمومنین(ع) میدانست.

 

این از سانسورهای تاریخ اسلام است که علاوه بر مشاوره های علمی، نظامی، سیاسی، در طول خلافت عمر بن خطاب، حضرت علی(ع) سه بار (به هنگام عزیمت خلیفه دوم به شام، در ابتدای جنگ قادسیه و عزیمت او به بیت المقدس) جانشینی عُمر در مدینه و اداره این شهر را می پذیرد. صرفا برای حفظ اسلام. وحدت از این بالاتر؟!

حضرت علی در عصر خلیفه سوم، افزون بر مشاوره های معمول، در برابر ناراضیان خلیفه نیز نقش میانجی گری را به عهده داشت و هنگام محاصره خانه عثمان و بستن آب بر وی، به خلیفه آب رساند و فرزندان جگرگوشه اش حسنین(ع) را برای حفاظت از او به درِ خانه اش فرستاد.

 

این از بزرگترین ظلمهای دوستان نادان و دشمنان آگاه به حضرت علی(ع) است که این محور وحدت شیعه و سنی به محور تفرقه بدل شود. چه خوب که شیعه درست پا بر جای پای اهلبیت(ع) گذارد و نه پیش و نه پس از آن. در عمل و نه در حرف.

 

منابع در: http://yon.ir/57sN

   شنبه 3 آذر 13971 نظر »

پیامبر می فرمود : بدگویی افراد را پیش من نکنید

 

رهبرانقلاب: روایتی از پیامبر اکرم نقل شده که فرمود: «لایبلغنی احد منکم عن احد من اصحابی شیئا فانّی احبّ ان اخرج الیکم و انا سلیم‌الصّدر».

پیش پیامبر می‌آمدند و از یکدیگر بدگویی میکردند و چیزهایی را درباره‌ی یکدیگر میگفتند؛ گاهی راست و گاهی هم خلاف واقع.

 

پیامبر اکرم(ص) به مردم فرمودند: هیچ‌کس درباره‌ی اصحابم به من چیزی نگوید.

 

دایماً نزد من نیایید و از همدیگر بدگویی کنید.

من مایلم وقتی که میان مردم ظاهر میشوم و به میان اصحاب خود میروم، «سلیم‌الصّدر» باشم؛ یعنی با سینه‌ی صاف و پاک و بدون هیچ‌گونه سابقه و بدبینی به میان مسلمانها بروم.

 

این، سخنی از پیامبر و دستوری درباره‌ی مسلمانها نسبت به شخص آن حضرت است.

 

ببینید چه‌قدر این رفتار رسول اکرم(ص) کمک میکند به این‌که مسلمانها احساس کنند که در جامعه و محیط اسلامی، باید بدون سوءظن و با خوشبینی با افراد برخورد کرد.

 

در روایات داریم که وقتی حاکمیت با شر و فساد است، به هر چیزی سوءظن داشته باشید؛ اما وقتی حاکمیت با خیر و صلاح در جامعه است، سوءظنها را رها کنید، به یکدیگر حسن‌ظن داشته باشید، حرفهای هم را با چشم قبول بنگرید و گوش کنید، بدیهای یکدیگر را نبینید و خوبیهای هم را مشاهده کنید.

 

 بیانات رهبری ۱۳۶۸/۰۷/۲۸

   جمعه 2 آذر 1397نظر دهید »

گوهر های ناب از امیرالمؤمنین علیه السلام 

 

 

_ به آن که به تو بد کرد نیکی کن تا بر او سروری یابی 

_ ادای دین نشانه دین داری است 

_ ادب مرد بهتر از زر اوست 

_ سود رساندن به خانواده تربیت آنان است 

_ اظهار توانگری از سپاسگذار است 

_ بهترین زهد پوشاندن زهد است 

_ کار نیک برکت عمر است 

_ شکم آدمی دشمن اوست 

_ برکت دارایی در پرداخت زکات است 

_ دنیا را به آخرت بفروش تا سود ببری 

_ گرفتاری انسان از زبان است 

_تاخیر در بدی کردن از اقبال است 

_ زیرکی خود را با ترک گناهان نشان بده 

_فعل نیک بزن تا به آن برسی 

_تنبلی و سستی انسان در نماز از ضعف ایمان است 

_ به خدا توکل کن تا تو را بسنده کند 

_ مرگ عالمان شکافی در دین است 

پاداش آخرت بهتر از ناز و نعمت دنیا است 

جامعه سلامت فرسوده نمی شود 

_ بسیار ببخش و به اندک قناعت کن 

_ زیبایی مرد در بردباری است 

_ تند خویی آدمی را به هلاکت می افکند

_ سرمایه آدمی حرفه اوست 

_یاور آدمی بردباری اوست 

_ حیای مرد پوشش اوست 

_ از خدا بترس تا از غیر او ایمن شوی 

_ دوست آدمی نشانه خرد اوست 

_ ترس از خدا دل را جلا می دهد 

_ آزمندی بیماری جان است 

_یاد مرگ دلها را صفا می دهد .

 

 

طب امیر المومنین ، یوسف احمدی ، انتشارات ارمغان یوسف ، ص ۱۰۸

   چهارشنبه 30 آبان 1397نظر دهید »

متن سخنرانی جلسه درس اخلاق

استاد حوزه علمیه: هدف طلاب از تحصیل علوم حوزوی خودشناسی و رسیدن به قرب الهی باشد

 

حجت الاسلام سیدکاظم ضیایی استاد حوزه علمیه در هشتمین جلسه درس اخلاق که در حوزه علمیه کوثر برگزار شد، گفت: سعادت انسان در گرو شناخت نفس است.

وی افزود: انسان اگر من واقعی خودش را بیابد و به غایت خود آگاه باشد در هر فضا و مکانی که قرار گیرد از مسیر حق منحرف نمی‌شود.

 

حجت الاسلام ضیایی با بیان اینکه جسم انسان قفس روح است، ابراز کرد: در میان معرفت‌ها مهم‌ترین معرفت شناخت نفس است، معرفت نفس سبب می‌شود انسان معرفت الله را درک کند، سعادت دنیوی و اخروی انسان با شناخت نفس میسر می‌شود.

 

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: انسان اگر خودش را بشناسد می‌تواند به شناخت خداوند دست یابد و آینه خداوند شود. متاسفانه همه مشکلات انسان ناشی از عدم شناخت خود است.

 

وی اضافه کرد: همه علوم آمده‌اند تا انسان به شناخت خود دست یابد و اگر انسان خودش را بشناسد همه علوم و علما در برابر او زانوی تلمذ می‌زنند حال آن شخص باسواد باشد و یا نباشد هرچند سواد انسان را در مسیر شناخت نفس یاری می‌کند.

 

حجت الاسلام ضیایی با بیان اینکه انسان بعد از شناخت خود به دنبال تزکیه نفس می‌رود، گفت: قیمت انسان کمتر از بهشت نیست بنابراین زمانی به بهشت دست می‌یابد که قیمت خود را بشناسد و مغلوب وسوسه‌های نفسانی و شیطانی نشود.

 

استاد حوزه علمیه بیان داشت: انسان اگر خودش را بشناسد به چرایی خلقت خود دست می‌یابد و می‌فهمد که عالم دنیا بدون هدف خلق نشده است. خداوند انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و از روح خود بر او دمید و این نشان از جایگاه رفیع انسان دارد.

 

وی با اشاره به سوره معارج، گفت: خداوند در این سوره به انسان اشاره می‌کند و می‌فرماید: چرا در عالم دنیا قدر خودت را نشناختی حال که قیمت خودت را نشناختی در قیامت خودت را خواهی شناخت.

 

حجت الاسلام ضیایی ادامه داد: انسان زمانی می‌تواند اهل نجات باشد که به خودشناسی برسد انسان در دنیا اگر از هوای نفس تبعیت نکند خداوند را پیدا خواهد کرد.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد: انسان خودشناس همه وجودش را برای خدا فدا می‌کند تا بتواند به قرب الهی دست یابد؛ بنابراین طلاب در حوزه علمیه باید به دنبال خودشناسی باشند و هدف خود را از تحصیل علوم حوزوی مشخص کنند و دنبال بهترین‌ها بروند

   سه شنبه 29 آبان 1397نظر دهید »

صد سال پیش در ایران چه خبر بود؛ کشتار آنفلوآنزای اسپانیایی

 

بی بی سی فارسی ادعا کرده است که صد سال پیش ۹ میلیون از مردم ایران نه بر اثر قحطی و گرسنگی ناشی از احتکار انگلستان بلکه بر اثر آنفلانزای اسپانیایی جان خود را از دست داده اند . برای پی بردن به این مسئله مهم تاریخی که شاید بتوان آن را یک تحریف تاریخی از طرف بی بی سی خواند لازم است چند مورد را بررسی کنیم :

 

متن منتشر شده توسط بی بی سی فارسی :

جنگ جهانی اول یکی از مرگبارترین رویدادهای تاریخ بشر است، شمار قربانیان آن حدود ده میلیون نظامی، هفت میلیون غیر نظامی و ۲۰ میلیون مجروح تخمین زده شده است.

اما این جنگ در سال آخر خود شاهد شیوع یکی از مرگبارترین همه‌گیری‌های تاریخ بود؛ آنفلوآنزای اسپانیایی که تقریبا سراسر دنیا را گرفت و شمار قربانیان آن را بیش از پنجاه میلیون نفر تخمین زده‌اند.

با اینکه در آن زمان میکروب به عنوان عامل بیماری‌های عفونی کشف شده بود اما تقریبا یک دهه بعد ویروس عامل این بیماری شناسایی شد. مقایسه تلفات جنگ تقریبا چهار ساله با جهانگیری آنفلوآنزای اسپانیایی که حدود سه سال طول کشید نشان می‌دهد آنفلوآنزای اسپانیایی چه کشتاری کرده است.

آنفلوآنزای اسپانیایی پانصد میلیون نفر- یک سوم جمعیت دنیا را مبتلا کرد و تقریبا به اندازه قربانیان مستقیم جنگ کشته به جا گذاشت. برخی محققان معتقدند چون اولین مورد بیماری در اسپانیا گزارش شد این آنفلوآنزا به اسپانیایی شهرت پیدا کرد.

بعضی دیگر می‌گویند سانسور زمان جنگ باعث شد این بیماری در فرانسه، بریتانیا و آلمان آزادانه گزارش نشود اما بیماری در اسپانیا که در جنگ بی‌طرف بود آزادانه‌تر گزارش می‌شد و این تصور ایجاد شد که بیماری در آنجا شدیدتر است بنابراین لقب اسپانیایی گرفت.

 

داوطلبان صلیب سرخ برای مقابله با آنفلوآنزای اسپانیایی در آمریکا ۱۹۱۸ ایران نه‌تنها از این همه‌گیری مستثنی نبود بلکه یکی از بالاترین آمارهای مرگ بر اثر این بیماری را در دنیا داشت.

 

سر آرنولد ویلسون در کتاب پرشیا می‌نویسد: “با وجود اینکه بیماری‌های عفونی مثل طاعون خیارکی، وبا و گونه‌ای آنفلوآنزا بین ۱۹۱۸ و ۱۹۲۰ دنیار را درنوردید، در پرشیا (ایران) همه‌گیر شدند و بیش از جنگ چهارساله جان انسانها را گرفتند، شواهد ناچیزی در پرشیا در دسترس است.”

 

عباس میلانی در کتاب شاه می‌نویسد: “در آن روزها، وبا و آنفلوآنزا، اعتیاد و گرسنگی در مملکت بیداد می‌کرد. اسطقس بهداشتی جامعه در آن روزها سخت علیل و بیمار بود. به روایتی در دو دهه اول قرن بیستم ایران دستکم یک دهم و شاید چهل درصد جمعیت خود را در نتیجه انواع بیماری‌های واگیر، قحطی و جنگ از دست داد.”

“در واقع سال ۱۹۱۹، یعنی سال تولد محمدرضا [شاه]، اوج رواج بیماری مرگ‌زایی بود که گرچه از آمریکا آغازیده بود، اما به آنفلوآنزای اسپانیایی شهرت دارد. می‌گویند مرگبارترین ویروس تاریخ بود و چه بسا چیزی حدود صد میلیون قربانی گرفت.

به دیگر سخن حتی از طاعون کشنده‌تر بود. ابعاد دقیق کشتار این بیماری در ایران روشن نیست. اهل خبرت، اما، بر این باورند که قحطی، کثیفی آب، اعتیاد و فقدان امکانات پزشکی دست به دست هم داد و این بیماری را در ایران حتی کشنده‌تر کرد.” جامع‌ترین تحقیق را درباره شیوع آنفلوآنزای اسپانیایی در ایران در طول جنگ جهانی اول را دکتر امیر اصلان افخمی انجام داده است.

دکتر افخمی می‌نویسد برخلاف سایر نقاط دنیا که بیشتر قربانیان آنفلوآنزای اسپانیایی شهرنشینان بودند در ایران این بیماری در روستاها بیشتر قربانی گرفت.

دکتر افخمی “شرایط اجتماعی” ایران را مهمترین دلیل برای تلفات زیاد آنفلوآنزای اسپانیایی در ایران می‌داند و به طور مشخص و مفصل به “قحطی، اعتیاد به تریاک، مالاریا و کم‌خونی (آنمی)” اشاره می‌کند ..۱

 

آنفلانزای اسپانیایی

 

در قرن بیستم ویروس آنفلوآنزای اسپانیایی در سال ۱۹۱۸ شیوع پیدا کرد و عامل مرگ بیش از ۴۰ درصد از سربازان آمریکایی در این جنگ بود. همچنین آنفلوآنزای آسیایی در سال ۱۹۵۸، و آنفلوآنزای هنگ کنگی در سال ۱۹۶۸ نیز در کنار آن در مجموع بیش از یک میلیون مرگ را سبب شده‌اند.

تا امروز آمار مرگ و میر یک سیر نزولی را طی کرده‌است. به این صورت که در آغاز فعالیت این ویروس مرگ‌های دسته جمعی حتی ۴۰ میلیون نفر در یکسال گزارش شده‌است اما به مرور کاهش یافت. امروزه گونه‌های جدیدتر این ویروس مانند آنفلوآنزای پرندگان یا آنفلوآنزای خوکی نیز ظهور کرده‌اند.۲

 

علت مرگ ایرانیان در جنگ

جنگ موجب ویرانی مناطق زیادی از کشور شد و اثر نامطلوبی بر اقتصاد ایران گذاشت. با این همه شدت سختی های برآمده از جنگ در زمستان 1297 ش/ 1919م، رخ نمود و با بروز قحطی و بیماری مشکلات افزایش یافت و تعداد زیادی از ایرانیان جان باختند. درباره این سختی‌ها و اوضاع اجتماعی ایران به ویژه قحطی‌های پدید آمده در دوران جنگ و شیوع بیماری‌های ساری، پژوهشی مستقل انجام نشده و آنچه در این باره به ویژه تلف شدن عده زیادی از ایرانیان نوشته شده اغلب افواهی هستند و کمتر بر مشاهده مستقیم و دقیق تکیه داشته‌اند.

با وجود این در لابه‌لای همین آثار مطالبی دقیق و در خور توجه درباره موضوع پژوهش حاضر آمده که البته تعداد آنها بسیار کم و انگشت شمار است که در بخش پیشینه تحقیق و معرفی و نقد منابع و مآخذ به آنها اشاره شده است.

در این میان کتاب قحطی بزرگ تألیف محمدقلی مجد با ترجمه محمد کریمی نخستین تک نگاری و اثر مستقل درباره قحطی سال‌های 1296-1298ش/ 1917- 1919م، است که نویسنده از آن به عنوان هولوکاست واقعی نام برده است.

محمدقلی مجد کتاب خود را با تکیه بر اسناد و گزارش های موجود در آرشیو وزارت امور خارجه آمریکا و اخبار و گزارش های منتشر شده در روزنامه‌های آن ایام به ویژه روزنامه‌های رعد و ایران تألیف کرده و از خاطرات افسران و فرماندهان انگلیسی نیز استفاده کرده است.

هدف اصلی وی از تألیف این کتاب نشان دادن رفتار ارتش انگلیس در ایران به عنوان مسبب اصلی قحطی بزرگ بود. او تأکید می‌کند این قحطی هنگامی رخ داد که سراسر ایران در تصرف نظامی انگلیسی‌ها بود، و آن‌ها نه تنها کاری برای مبارزه با قحطی و کمک به مردم ایران نکردند بلکه عملکردشان وضع را وخیم‌تر نمود و موجب مرگ ایرانی‌ها شد.

مجد معتقد است درست در زمانی که مردم ایران به دلیل قحطی و گرسنگی هلاک می‌شدند، ارتش بریتانیا مشغول خرید مقادیر عظیمی غله و مواد خوراکی از بازار ایران بود و با این کار افزون بر افزایش قیمت مواد غذایی، مردم ایران را نیز از دستیابی به این مواد محروم کرد و در عین حال مانع ورود مواد غذائی و غله از آمریکا و هند و بین النهرین به ایران شد.

همچنین دولت انگلیس از پرداخت پول حاصل از فروش نفت ایران خودداری کرد و دولت ایران را در تنگنای بیشتری انداخت که همه این اقدامات را باید جنایت جنگی و نسل کشی به شمار آورد.

مجد بر این باور است که انگلیسی‌ها از قحطی و نسل‌کشی به عنوان وسیله مناسبی استفاده کردند تا به طور کامل بر ایران مسلط و چیره شده و منابع ثروت آن را به یغما برند.

گذشته از کتاب مجد، در تعداد دیگری از پژوهش هایی که درباره جنگ جهانی اول و ارتباط آن با ایران انجام شده، دیده می‌شود اغلب پژوهشگران بنا بر بینش و گرایش سیاسی خود وقتی از قحط و غلای سال‌های 1296- 1298ش، سخن به میان می‌آورند، با تک سبب بینی آشکار علت اصلی را معمولأ به گردن استبداد داخلی و بی کفایتی مسئولان کشوری انداخته یا بر عامل خارجی تکیه کرده و نقش دولت‌های استعماری به ویژه بریتانیا را جلوه خاص داده و از دیگر علل و اسباب این پدیده ناخودآگاه غافل مانده اند.

 

به نظر می‌رسد علت اصلی آن نیز استفاده نکردن از اسناد مراکز آرشیوی داخل کشور است که اگر مورد بهره برداری قرار می گرفتند، بدیهی است باعث تغییر نگرش و رأی و نظر درباره این موضوع می‌شد.

در بررسی اولیه این پژوهش نیز درباره قحطی‌های زمان جنگ جهانی اول به ویژه قحطی بزرگ سال‌های سخت 1296-1298ش/ 1917-1919م، فرض ابتدایی این بود که مهم‌ترین عامل قحطی‌ها و تشدید آن در سال‌های یاد شده حضور قوای بیگانه و اقدامات آنان به خصوص نیروهای نظامی انگلیسی بود که فعالیت‌های آن در این باره را می‌توان جنایت جنگی بر ضد غیر نظامیان به شمار آورد و از آن به عنوان یکی از بزرگ ترین نسل کشی‌های سده بیستم میلادی یاد کرد. در واقع ایران بزرگ ترین قربانی جنگ اول جهانی بود.

در نتیجه درک مفهوم تاریخ ایران پس از جنگ جهانی اول بدون آگاهی از این قحطی ناممکن و اساسأ به درستی قابل درک نخواهد بود.

زیرا انگلیسی ها از این قحطی و نسل کشی به عنوان وسیله ای برای تسلط بر ایران استفاده کرده و بدین طریق حضور استعماری خود را در دوران پهلوی در ایران استمرار بخشیدند.۳

 

 

۱_ بی بی سی

۲_ ویکی پدیا

۳_ خبرگزاری کتاب

 

   دوشنبه 28 آبان 1397نظر دهید »

خوش به حال مصطفی…

 

دیشب در انتهای همایش نکوداشت مرحوم آیت الله سید علی قاضی ره در حرم مطهر رضوی ، از والدین شهید مصطفی احمدی روشن تجلیل شد. پدر شهید پشت تریبون آمد و سخنان متفاوتی گفت.

گفت مادر مصطفی به علت پا درد ، قصد حضور در جلسه را نداشت ؛ ولی من او را با اصرار آوردم تا در حضور او چیزی به شما بگویم. سپس در حضور مادر شهید گفت می خواستم بگویم اگر مصطفی ، مصطفی شد ، از برکت این زن بود.

این زن که هم از سلاله رسول است و هم از نسل عالمان یزد ، در دامن مطهرش مصطفی را پروراند. مصطفی از قبل این مادر مصطفی شد نه از جانب من.

 

پدر شهید ، ابراز علاقه خود به مادر شهید را با این جملات لبریز کرد که حاضرم در حضور این جمع ، دست و چادر مادر مصطفی را ببوسم و بابت تربیت این فرزند از او تشکر کنم.

 

امروز توقع داشتم خبر این سخنان فضای مجازی را پر کند.

اما دیدم بی عرضگی رسانه ای ما تمامی ندارد. وقتی عاشقانه های نجیبانه و مومنانه این چنینی را ضریب نمی دهیم ، کار به آنجا می رسد که مجری خام برنامه زنده ، به همسر جوان یک روحانی می گوید به شوهرت ابراز علاقه کن تا مردم ببینند این قشر هم اهل این عاشقانه ها هستند.

اما نکته دیگری که توجهم را جلب کرد این بود که خوش به حال مصطفی که پدر و مادرش لیاقتش را داشتند!

 

مصطفی امینی خواه


موضوعات: خواندنی ها, شهدا
   جمعه 25 آبان 13971 نظر »

این منم مادر یمن

 

اینک آغوشم بهار نیست

این منم مادر یمن.

مصیبت عظمی دیده.

آهای مادران عصر جاهلیت با شمام!

از پس دیوارهای تاریخ صدایم را می شنوید؟!

کجایید تا ببینید زجر دیده تر از شما هم در دنیا، هست.

من یکی از همان دختران تا پای گور رفته و برگشته ام.

کاش همان روزها می گذاشتید پدر روی تنم خاک بریزد

کاش اینک اما من هم مادر شده ام و کودکی که قرار بود روز به روز در دامانم بپرورانمش ،گیسوانش را شانه کنم و با او تا ته شادی دنیا بدوم ،میان آغوشم روزهای (نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْ) خود را طی می کند.

 

آهای مادر! بیا و ببین دخترت در عصر مدعیان روشنفکری و سازمان حقوق بشر و بیانیه های آزادی، بیچاره تر از توست.

تو تا بالای مزار دخترانت می رفتی اما من مصیبت زده دستانم،آغوشم ،جایی که قرار بود بهار باشد،شده است خود خود مزار .

تو دیگر زیر خاک را ندیدی مادر .

اما من آنچه قرار است برای مردگان گور اتفاق افتد مقابل چشمان خونبارم مشاهده کردم.

آب شدن گوشت و رسیدن به استخوان و حالا پوست….

آه خدااا ! آیه ای نازل کن!

دیگر برای بشر(( بای ذنب…)) جواب نمی دهد انگار.

 

 

نوشته شده به قلم م.رمضانی طلبه

   چهارشنبه 23 آبان 13972 نظر »

1 3 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 248

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 110
  • دیروز: 180
  • 7 روز قبل: 754
  • 1 ماه قبل: 2509
  • کل بازدیدها: 133798
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 12
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 35
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 20
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1