چكيده


خانواده کانونی است که باید برای حفظ حرمت و کرامت انسان و تأمین سلامت جسمانی و روانی و رشد معنوی او استحکام یابد. در جامعه کنونی پیشرفت تکنولوژی و مدرن شدن زندگی و اقدامات فرهنگی که دشمن برای نفوذ در بین اعضای خانواده انجام داده است سبب فاصله میان افراد شده و این فاصله تهدید کننده حیات خانواده است. در چنین شرایطی ضروری به نظر می‌رسد عنایت ویژه به اخلاق خانواده بشود تا غفلت در این مورد، سبب دوری بیشتر افراد از یکدیگر و سوء استفاده اغیار نشود.

خدای مهربان و حکیم در قرآن کریم خود را به صفت مغفرت و رحمت و عفو و کرم معرفی نموده است تا انسان امر هدایت و تأمین سعادت جاودانیش را با اتکا به مقام رحمت خداوند به ثمر برساند. از طرف دیگر در بینش الهی ازدواج پیمانی مقدس و به تعبیر قرآن میثاقی غلیظ است. و اسلام توجه بسیاری به تشکیل خانواده و به خصوص رعایت اخلاق در خانواده دارد.

 

در این بین رحمت خداوند صفتی است که می‌تواند به تقویت اخلاق کمک کند.آنچه از صفت رحمت خداوند می‌توان برای بهبود و تحکیم روابط خانوادگی برداشت کرد این است که قوام زندگی خانوادگی به اعتماد افرادش است. در محدوده زندگی خانوادگی نیاز به عاطفه و محبت شدیدتر است.احترام و عفو و گذشت به یقین کانون خانواده را گرم نگه می‌دارد و خوش خلقی سبب نزدیکی افراد به یکدیگر می‌شود و صداقت، حفظ اسرار و پرهیز از شایعه پراکنی مانع بروز بحران و از هم گسستگی خانواده‌ها می‌شود. تربیت دینی فرزندان رمز دستیابی آرامش و سعادت در خانواده و جامعه است همچنین با برخورد ملایم، اخلاق نبکو و توجه به پدر و مادر و خویشاوندان دل‌ها نرم، کینه‌ها پاک و امور دشوار، آسان می‌گردد.

 

قوام خانواده به منظور انسجام جامعه و تأمین سعادت انسان‌ها ضرورتی انکار ناپذیراست. اگر اعضای خانواده جویای سعادت و خوشبختی باشند می‌بایست در نحوه تنظیم روابط خانوادگی به تعالیم عالیه اسلام تأسی کنند. روش این پژوهش توصیفی است و از منابع کتابخانه‌ای برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.

 

واژگان كليدي: رحمت، اخلاق، خانواده، همسران، فرزندان، خویشاوندان.

استاد راهنما:سرکار خانم فائزه السادات خردمند
پژوهشگر : مینا تاجیک

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 1 آذر 1396نظر دهید »

بمناسبت نابودی کامل داعش

 

نابودی داعش

 

ما پیرو حیدریم ، شیطانی ها

ما وارث خیبریم ، طغیانی ها

 

سرآمده،سرکشی ز هر دیواری

ناخوانده رسیدن به مهمانی ها

 

ما،سوری و مااهل عراقیم ویمن

ما حامی غزه ایم و لبنانی ها

 

دجال زمانه چیزها می داند

از لشکر سید خراسانی ها

 

از کوری چشمان شما پیچیده

بین همه آوازه ی ایرانی ها

 

از ما بهراسید ذلیلان زمان

از کشور قاسم سلیمانی ها

 

دنیا ، طلب یوسف زهرا دارد

فرقی نکند نوع مسلمانی ها

 

 

سیدحسین میرعمادی

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 30 آبان 1396نظر دهید »

پاسخ به شبهه

«حلول ربیع مبارک نیست! ایام محسنیه و ادامه عزا تا ۸ ربیع الاول!»

 

ماه ربیع

 

متن شبهه

حلول ربیع مبارک نیست! هفته اول ربیع سخت ترین روزهای اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بود و هست و ایامیه که تمام مصیبت های اهل بیت از این هفته شکل میگیره

۱ غصب خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام

۲ حمله وحشیانه به بیت حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمومنین

۳ آتش زدن درب خانه حضرت

۴ اهانت به دختر پیامبر و شکستن پهلو و بازوی ایشان

۵ شهادت حضرت محسن علیه السلام

۶ بستن دستهای امیرالمومنین برای بیعت و… فکر نمیکنم این مصایب مصیبت های کوچکی باشه که بخواهیم جشن بگیریم و شادی کنیم. اکثر مراجع و علما این ایام رو به عزاداری مشغولن .ان شاالله نهم ربیع ما از عزا در میاییم و روز نهم ربیع شادی میکنیم

 

” پاسخ شبهه

۱_ همانگونه که قبلا هم گفته شده هجوم به بیت وحی و شهادت حضرت محسن از قطعیات است. تاریخ این رخداد در دهه اول ماه ربیع الاول می باشد.

 

۲_ فضائل و برکات زیادی در ماه ربیع الاول وجود دارد که از مهمترین آنها ولادت پیامبر اعظم(ص) و آغاز امامت امام زمان(عج) است. قطعا رحمت و برکتی بزرگتر از وجود مقدس پیامبر (ص) بر زمین نازل نگشته و این ماه را مبارک گردانیده است.

 

۳_ بزرگانی چون سید بن طاووس و مرحوم جواد آقاملکی تبریزی از عظمت و برکات ماه ربیع الاول بسیار گفته اند و شیخ عباس قمی نیز می گوید: “روز اول علما گفته ‏اند مستحب است که براى تشکر نعمت سلامتى رسول خدا(ص) و أمیر المؤمنین(ع) روزه بدارند و زیارت آن دو بزرگوار در این روز مناسب است".‏

 

۴_ اقامه عزا در مناسبتها فضیلت است و هر شخص بنا به تشخیص و حجت شرعی خود به آن اقدام می کند.

 

۵_ پرداختن و الزام سایرین به ایام مختلف عزا که سابقه طولانی نداشته و در سیره بزرگان دیده نشده، بخشی از جامعه را پس از این افراط، به تفریط در مجالس اهل بیت(ع) می کشاند.

 

۶_ مراجع بزرگی چون آیات عظام مکارم شیرازی و شبیری زنجانی نیز خلاف نظر نویسنده موضع گیری کرده و موافق با دهه سازی های عزاداری نیستند.

 

حتما برای مطالعه نظر آیت الله مکارم شیراز ی و شبیری زنجانی به لینک های زیر مراجعه فرمائید 

 

http://yon.ir/Makarem1

http://yon.ir/shobeiri

shayeaat.ir/post/451

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 29 آبان 1396نظر دهید »

بیمه سلامت 

 

روی شیشه داروخانه درست جلوی چشم مردم یک کاغذ زده اند به این مضمون « قابل توجه دارندگان دفترچه بیمه سلامت؛ از تاریخ ۱/ ۸/ ۹۶ فقط نسخه بیمارستان های دولتی و یا مرکز بهداشت شامل بیمه می باشد » 

این نوشته یعنی خرت از پل گذشته ، یعنی وعده دوره ای ، یعنی طرح شکست خورده ، یعنی خانه روی آب ، بذر روی سنگ و هزاران چیز دیگر …

راستی بعضی از این مسئولین بی مسئول با این وجدانی که دارند چطور شبها خوابشان می برد ، حالا ایرانی هایی که چقدر به این طرح امید بسته بودند هیچ ، بیچاره افغانستانی ها که بابت این دفترچه کلی هزینه کرده اند ، آنها چه حالی دارند !!!

 

آخر یکی نیست به بعضی از رجل سیاسی بگوید مگر خدا را خوش می آید برای رسیدن به هدفتان بندگان خدا را امیدوار کنید ، طرحی موقتی ارائه دهید بعد با کمال آرامش آرام ، آرام آن را از جامعه حذف کنید .

حالا دلسوزی برای کسانی که با طناب دولت به همچین چاهی فرو رفته بودند بماند ،  اما اگر چه شعار است ؛ ولی چقدر خوب می شد  آدم خودش را قوی کند تا محتاج این طور دلسوزی ها نشود . 

 

برو قوی شو اگر راحت جان می طلبی 

که در نظام طبیعت ضعیف پامال است .

 

عبدی متین

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 27 آبان 1396نظر دهید »

 مرثیه امام حسن

 

در جگر می سوزد آهى در گذر از کوچه ها

خاطراتی دارم اما بیشتر از کوچه ها

 

آن چه دیدم را نگفتم لحظه ای با مادرم

آن چه دیدم را نگفتم با پدر از کوچه ها

 

یک کبوتر، نامه ای در دست… بس کن!بگذریم!

جمع کردم بعد از آن یک مشت پَر از کوچه ها

 

از دوشنبه می رود تا کربلا ، تیر سه سر

می رود بر حلق قاسم نیشتر از کوچه ها

 

کوچه ها یک روز سیلی، کوچه ها یک روز تیر

دائما می بارد آری دردسر از کوچه ها

 

شام کوچه، کوفه کوچه، در مدینه کوچه بود

زینب از من بیشتر دارد خبر از کوچه ها

 

شام اگرچه شام اما صبح محشر می شود

می رود بر نیزه خورشید و قمر از کوچه ها

  مجید لشکری

♦♦♦

جلوه ی هل اتی امام حسن

لطف و مهر و صفا امام حسن

حُسن و حجب و حیا امام حسن

چشمه سار سخا امام حسن

 

پای تا سر کرامتی مولا

در محبت قیامتی مولا

 

سکه ی معرفت به نام شماست

کرم و جود در مرام شماست

جوهر نور در کلام شماست

صلحتان پایه ی قیام شماست

 

تو حسینی حسین هم حسن است

سبز و سرخ عقیق از یمن است

 

خانه ی تو بهشت دل ها بود

باغ سبز خدا شکوفا بود

در نگاهت حضور پیدا بود

درِ دار الضیافه ات وا بود

 

هر کسی سایل درت می شد

مست از فیض محضرت می شد

 

جاهلی بد شروع و نیک انجام

با دلی پر رسیده بود از شام

بی ادب لب گشود بر دشنام

خنده کردی به روی او که : سلام

 

ای مسافر ز راه آمده ای ؟

خسته و بی پناه آمده ای

 

ناسزا گفتی ام ، ثنا بدهم

مرکب و آب یا غذا بدهم

دردمندی اگر ، دوا بدهم

هرچه خواهی بخواه تا بدهم …

 

آب شد از خجالت آن شامی

گفت : الحق که اصل اسلامی

 

به سوی حج چه ساده می رفتی

خسته پای پیاده می رفتی

که دل از دست داده می رفتی

با شکوه و اراده می رفتی

 

کعبه مشتاق استلام تو بود

حجرالاسودش غلام تو بود

 

صبر ، مبهوت بردباری تو

کس ندیده است بیقراری تو

کوثر و زمزم ، اشک جاری تو

سیلی کوچه زخم کاری تو

 

جگرت را نه همسرت سوزاند

داغ جانسوز مادرت سوزاند

کمیل کاشانی

♦♦♦

قلم به دست شدم تا كه از شما بنويسم

ولى بگو چه نويسم…تورا كجا بنويسم؟

 

قلم به صفحه ى دل مى زنم ز لطف تو

و از اقتدار بلندت به كبريا بنويسم

ادامه »

   پنجشنبه 25 آبان 1396نظر دهید »

نماز آیات‏

 

استفتائات جدید

سوال . اگر نمازگزار در بین نماز آیات بفهمد که وقت نماز یومیه تنگ است وظیفه اش چیست؟

جواب : باید نماز آیات را قطع کند و نماز یومیه را بخواند اگر غیر از نماز یومیه کاری که منافات با نماز دارد، انجام نداده میتواند نماز آیات را از همان جائی که قطع کرده ادامه دهد و تمام کند و نیازی به شروع از اول نیست وگرنه باید دوباره نمازآیات را از اول بخواند.

 

س: آيا در نماز آياتى كه به جماعت اقامه مى‌شود، خواندن حمد و سوره بر مأمومين واجب است؟

ج) حكم جماعت در نماز آيات مانند جماعت در نمازهاى يوميه مى‌باشد كه قرائت امام از قرائت مأموم کفايت مى‌کند.

 

س: در شهرى كه زلزله اصلى رخ مى‌دهد آيا براى تمام پس‌لرزه‌ها (حتى اگر بيش از 30 مورد باشد) نماز آيات لازم است خوانده شود؟ با توجه به اينكه فاصله بسيارى از پس‌لرزه‌ها آنقدر كم است كه نمى‌توان تشخيص داد چند پس‌لرزه رخ داده است.

ج) هر زلزله ‏اى، چه شديد و چه خفيف، اگر زلزله مستقلى محسوب شود، نماز آيات جداگانه‏ اى دارد.

 

س: نماز آيات در مورد زلزله و خورشيدگرفتگى اگر از وقت خود عقب بيافتد آيا با نيّت قضا بايد خوانده شود يا خير؟

ج) نماز آيات براى زلزله هميشه ادا است و بايد در خواندن آن تعجيل کند و مسامحه نکند ولى در خورشيدگرفتگى اگر بعداً آن را بجا آورده بايد نيّت قضا کند.

 

س: اگر براى زلزله نماز آيات خوانده نشده، آيا قضا دارد يا خير؟

ج) نماز آيات براى زلزله قضا نمى‌شود و هر وقت بخواند بايد به نيت ادا خوانده شود.

 

س: آيا در نماز آيات مى‌توان اكتفا به «بسم الله الرحمن الرحيم» كرد و به ركوع رفت يا بايد همراه آن آيه‌اى ديگر قرائت شود؟

ج) بنابر احتياط، كفايت نمى‌كند و بايد همراه آيه ديگر ـ اگر چه نيمى از يك آيه ـ خوانده شود.

 

س: اينجانب متوجه شده‌ام حضرت آقا «بسم الله الرحمن الرحيم» را به تنهايی آيه در نظر نمی‌گيرند در صورتی كه بنده تا قبل از اين در نماز آيات، سوره توحيد را می‌خواندم و آن را به پنج آيه ـ با حساب بسم الله به عنوان يک آيه ـ تقسيم می‌کردم. تكليف نمازهای آياتی كه به اين صورت خوانده شده چگونه است؟

ج) نمازهايی را كه تاكنون خوانده‌ايد، صحيح است لكن بعد از اين بنابر احتياط به «بسم الله الرحمن الرحيم» به عنوان يك آيه اكتفا ننماييد، بلكه آيه‌ای ديگر يا بخشی از آيه را با آن بخوانيد.

 

س: آيا نماز آيات را مى‌تواند به جماعت خواند؟

ج) اشكال ندارد.

 

س: اين كه در رابطه با نماز آيات فرموده‌ايد، سوره را مى‌توان به پنج قسمت تقسيم كرد، آيا منظور از هر قسمت، يك آيه است يا مى‌توان آيه‌اى را به دو قسمت تقسيم كرد؛ مثل اين که «لم يلد» يك قسمت و «ولم يولد» يك قسمت باشد؟

ج) تقسيم به نحو ذكر شده در سؤال، اشكال ندارد.

 

س: اگر كسى به ركوع دوم ركعت اول نماز آيات جماعت برسد، نمازش را چه‌طور بايد بخواند؟

ج) در فرض مرقوم، داخل شدن در جماعت، محلّ اشكال است.

 

Khamenei.ir

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 21 آبان 1396نظر دهید »

نقد کتاب من مادر مصطفی 

من مادر مصطفی

مدرسه علمیه کوثر ورامین به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی جلسه نقد کتاب من مادر مصطفی نوشته رحیم مخدومی را  برگزار کرد . که این جلسه با حضور سرکار خانم صدیقه سالارنیا مادر شهید مصطفی احمدی روشن برگزار شد .

 

در ابتدای جلسه آقای رحیم مخدومی به معرفی کتاب خود پرداخته و در مورد شخصیت احمدی روشن صحبت کردند .

 

گفتنی است که جناب آقای علامیان به عنوان منتقد کتاب در این جلسه حضور داشتند . آقای علامیان ابتدا با اشاره به نکات قوت کتاب اظهار داشت : جمله ای بسیار زیبا در این کتاب وجود دارد با این عنوان که شهدای هسته ای مغزهایی بودند که فرار نکردند و ایستادند تا دشمن را فراری دهند .

علامیان نکته قوت کتاب را پرداختن به زندگی دانشمندی چون احمدی روشن دانست بدون این که حتی کوچکترین اطلاعاتی از کار ایشان در اختیار خواننده قرار دهد .

 

نقد کتاب

 

سعید علامیان موجز بودن کتاب و باورپذیر بودن آن را از دیگر نقاط قوت کتاب خواند و اظهار داشت : این کتاب تمامی خصایص شهید را به خوبی بیان کرده است به طوری که ما شهید را در بین مردم می بینیم و دور از مردم نیست و به بیانی ساده تر دور از غلو است .

اما اشکالی که به کتاب گرفته شد این بود که چرا برخی از جزئیات زندگی شهید را بیان نکرده است و یا دورانی مثل فتنه ۸۸ را به صورت گذرا بیان کرده .

رحیم مخدومی در دفاع از کتاب خود گفت : این کتاب فقط در مورد شهید هسته ای است وسعی کرده ایم که از مسیر خود خارج نشویم .

 

مادر شهید احمدی روشن در دفاع از کتاب و در باب موجز بودن کتاب بیان داشت : این کتاب فقط خاطرات ناب من بوده و سعی شد که در آن زمان از کار و یا دیگر مسایل سخنی به میان نیاید که مبادا جان دوستان و همکاران ایشان به خطر بیافتد .

 

مادر این شهید والا مقام فرزند دلبند خود را قهرمانی نامید که ویروسی را مهار کرد که اگر ایشان نبود و آن ویروس خطرناک مهار نمی شد شاید میلیونها نفر کشته می شدند .

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 20 آبان 13961 نظر »

 بنیانگذاران پیاده روی اربعین 

 

شش نفر همدیگر را در کوچه و بازار کوفه دیدند و به هم گفتند که ابی عبدالله به کربلا آمده اند ، همه با کمال شوق رفتند و در سخت ترین پیچیدگی ها ابا عبدالله را پیدا کردند چرا که خدا حسین را آسان در دسترس عاشقان گذاشته است .

درها بسته بود و در کوچه ها جاسوس گذاشته بودند ، از شهرخارج شدند ، طلوع فجر صادق که هوا روشن شد پشت تپه ها و در چاله ها می خوابیدند ، با اسب هم نمی رفتند ، پیاده رفتند ، (پیاده روی امروزه اربعین اینها بنیانگذاری کرده اند) نماز مغرب را که می خواندند در تاریکی راه می افتادند تا این که صبح زود رسیدند کربلا ، وقت صحبت امام حسین علیه السلام با حربن یزید بود .

حر گفت هر شش نفر را بگیرید و آنها را یا زندانی کنید یا برگردانید به کوفه ، ابا عبدالله فرمود : به شکلی که از جان خودم ، عباسم ، اکبر ، قاسم و  زینب دفاع می کنم به همین شکل هم از این شش نفر نیز دفاع می کنم . ما در آن زمان نبودیم ما الان هستیم و هل من ناصر حسین را جواب داده ایم. 

 

بخشی از سخنان شیخ حسین انصاریان 

اشتراک گذاری این مطلب!
   جمعه 19 آبان 13961 نظر »

 حکایت مرد عفیف و زن زیبا 

 

مردی بود خیاط در عفاف و صلاح و زنی داشت عفیفه و مستوره و با جمال و کمال. هرگز خیانتی از وی ظاهر نگشته بود. روزی زن نزد شوهر خود نشسته بود و به زبان منت گفت:تو قدر عفاف من چه دانی و قیمت صلاح من چه شناسی که من در صلاح و عفاف زبیده ی وقت و رابعه ی عهدم.


مرد گفت راست میگویی اما عفاف تو به نتیجه عفاف من است. چون من در نزد پروردگار عفیف باشم او تو را در عصمت نگاه بدارد.
زن خشمگین شد و گفت:هیچ کس زن را نگاه نتواند داشت و اگر مرا عفاف و عصمت نبود هرچه خواستمی بکردمی.


مرد گفت تو را اجازت دادم به هرجا که خواهی برو و هرچه میخواهی بکن.
روز دیگر زن خود را بیاراست و چادر در سر کشید و از خانه برون شد و تا شب بیرون بود, اما هیچ کس به وی التفات نکرد مگر یک مرد که چادر او را کشید و رفت.
چون زن به خانه باز آمد مرد گفت:همه روز گشتی و هیچ کس به تو التفات نکرد مگر یک مرد که او نیز رها کرد و رفت.


زن گفت تو از کجا دیدی؟
مرد جواب داد من در خانه ی خود بودم, اما در عمر خود به هیچ زن نامحرم به چشم خیانت نگاه نکردم , مگر وقتی در نوجوانی که گوشه ی چادر زنی را گرفتم و در حال پشیمان شدم و رها کردم دانستم اگر کسی قصد حرم من کند بیش از این نباشد.


زن در پای شوهر افتاد و گفت: مرا معلوم شد که عفاف من از عفاف تو است.

گفتم که مکن، گفت مکن تا نکنند
این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس

 

 

سدیدالدین محمد عوفی ( جوامع الحکایات )

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: خواندنی ها, حکایت
   جمعه 19 آبان 1396نظر دهید »

زیارت اربعین را قبل از ظهر بخوانید

 

اربعین

 

 

در روایات برای اربعین دستوری داده اند که حتما قبل از ظهر زیارت اربعین را بخوانید و بعد هم دو رکعت نماز زیارت بخوانید ، وقتی نماز تمام شد ، زود از کنار نماز برنخیزید ، بلکه هر چه می خواهید از خدا تقاضا کنید که دعا در آن حال مستجاب است . اما توجه داشته باشید که خیر را از خدا بخواهید ..


در زیارت اربعین جملات بسیار آموزنده ایست که در این جملات هدف قیام سید الشهدا را همان هدف رسالت نبی اکرم می داند ، قرآن و همچنین نهج البلاغه ، هدف رسالت معصومین و انبیای الهی که معصومند را دو چیز مشخص کرده ، یکی عالم کردن مردم و دیگری منزه کردن مردم .

آنها که عالم نشدند و دستور را بلد نیستند ، توان تربیت ندارند ، آنهایی که عالم هستند گاهی به علمش عمل نمی کنند ، انبیاء برای دو چیز آمدند ، یکی این که هر کدام ما را به نسبت خودمان آگاه به معاد و احکام کنند و دوم این که هر کدام از ما به این آگاهی احترام بگذاریم و به این علم عمل کنیم . که یکی را می گویند تعلیم و دیگری را می گویند تزکیه و تهذیب .

 

سخنان آیت الله جوادی آملی ، شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 18 آبان 1396نظر دهید »

اربعین خورشید 

 

اربعین


   روز ۲۰ صفر ـ یعنی اربعین ـ زمانی است که حرم امام حسین (ع‌) یعنی کاروان‌اسرا، از شام به مدینه مراجعت کردند. و روزی است که جابر بن عبدالله بن‌حرام انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌)، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت‌ قبر امام حسین (ع‌) بشتابد و او نخستین کسی است از مردمان که قبر آن‌حضرت را زیارت کرد.
   


   شیخ طوسی سپس متن زیارت اربعین را با سند به نقل از حضرت صادق علیه ‌السلام آورده است‌: السلام علی ولی الله و حبیبه‌، السلام علی خلیل الله ونجیبه‌، السلام علی صفی الله و ابن صفیه‌…


   این مطلبی است که شیخ طوسی‌، عالم فرهیخته و معتبر و معقول شیعه در قرن‌پنجم در باره اربعین آورده است‌. طبعا بر اساس اعتباری که روز اربعین در میان ‌شیعیان داشته است‌، از همان آغاز که تاریخش معلوم نیست‌، شیعیان به حرمت‌ آن‌، زیارت اربعین می‌خوانده‌اند و اگر می‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام ‌حسین (ع‌) گرد آمده و آن امام را زیارت می‌کردند. این سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست‌ و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند.

   در اینجا و در ارتباط با اربعین چند نکته را باید توضیح داد.


   عدد چهل‌


   نخستین مسأله‌ای که در ارتباط با «اربعین‌» جلب توجه می‌کند، تعبیر اربعین‌ در متون دینی است‌. ابتدا باید نکته‌ای را به عنوان مقدمه یادآور شویم‌:


   اصولا باید توجه داشت که در نگرش صحیح دینی‌، اعداد نقش خاصی به‌ لحاظ عدد بودن‌، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به این صورت که‌ کسی نمی‌تواند به صرف این که در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یاچهل یا هفتاد به کار رفته‌، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. این یادآوری‌، از آن روست که برخی از فرقه‌های مذهبی‌، بویژه آنها که تمایلات‌ «باطنی‌گری‌» داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می‌کرده‌اند، و نیز برخی از شبه فیلسوفان متأثر از اندیشه‌های انحرافی و باطنی‌ و اسماعیلی‌، مروج چنین اندیشه‌ای در باره اعداد یا نوع حروف بوده وهستند.


   در واقع‌، بسیاری از اعدادی که در نقلهای دینی آمده‌، می‌تواند بر اساس یک‌ محاسبه الهی باشد، اما این که این عدد در موارد دیگری هم کاربرد دارد و بدون یک مستند دینی می‌توان از آن در سایر موارد استفاده کرد، قابل قبول نیست‌. به‌عنوان نمونه‌، در دهها مورد در کتابهای دعا، عدد صد بکار رفته که فلان ذکر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی‌شود. همینطور سایر عددها. البته ناخواسته برای مردم عادی‌، برخی از این اعداد طی‌ روزگاران‌، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده‌هایی هم از آن‌ها می‌شود.


 تنها چیزی که در باره برخی از این اعداد می‌شود گفت آن است که آن اعداد معین نشانه کثرت‌است‌. به عنوان مثال‌، در باره هفت چنین اظهار نظری شده است‌. بیش از این‌هرچه گفته شود، نمی‌توان به عنوان یک استدلال به آن نظر کرد.


   مرحوم اربلی‌، از علمای بزرگ امامیه‌، در کتاب کشف الغمه فی معرفة الائمة‌ در برابر کسانی که به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده‌گانه برای اثبات امامت‌ ائمه اطهار(ع) استناد کرده‌اند، اظهار می‌دارد، این مسأله نمی‌تواند چیزی را ثابت کند؛ چرا که اگر چنین باشد، اسماعیلیان یا هفت امامی‌ها، می‌توانند دهها شاهدـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند که عدد هفت مقدس است‌، کما این که این کار راکرده‌اند.



عدد «اربعین‌» در متون دینی‌


یکی از تعبیرهای رایج عددی‌، تعبیر اربعین است که در بسیاری از موارد به کار رفته است‌. یک نمونه آن که سن‌ّ رسول خدا(ص‌) در زمان مبعوث شدن‌، چهل بوده است‌. گفته شده که عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فکری است‌. گفتنی است که برخی از انبیاء در سنین کودکی به نبوّت رسیده‌اند.از ابن عباس (گویا به نقل از پیامبر (ص‌)) نقل شده که اگر کسی چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است‌ که‌، مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پی آخرت خواهند رفت‌.
در قرآن آمده است «میقات‌» موسی با پروردگارش در طی چهل روز حاصل‌شده است‌. در نقل است که‌، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی کوه صفا درحال سجده بود


   در باره بنی اسرائیل هم آمده که‌ برای استجابت دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه می‌کردند. در نقلی آمده است که اگر کسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند او را در دنیا زاهد کرده و راه و چاه زندگی را به او می‌آموزد و حکمت ‌را در قلب و زبانش جاری می‌کند. بدین مضمون روایات فراوانی وجود دارد. چله نشینی صوفیان هم درست یا غلط‌، از همین بابت بوده است‌. علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار در این باره که برگرفتن چهل نشینی از حدیث مزبور نادرست است‌، به تفصیل سخن گفته است‌


   اعتبار حفظ چهل حدیث که در روایات ‌فراوان دیگر آمده‌، سبب تألیف صدها اثر با عنوان اربعین در انتخاب چهل ‌حدیث و شرح و بسط آنها شده است‌. در این نقلها آمده است که اگر کسی ازامّت من‌، چهل حدیث حفظ کند که در امر دینش از آنها بهره برد، خداوند درروز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد کرد. در نقل دیگری آمده است که ‌امیرمؤمنان (ع‌) فرمودند: اگر چهل مرد با من بیعت می‌کردند، در برابردشمنانم می‌ایستادم‌. ۳


مرحوم کفعمی نوشته است‌: زمین از یک‌ قطب‌، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجیب‌، هیچگاه خالی‌نمی‌شود.


   در باره نطفه هم تصور براین بوده که بعد از چهل‌ روز عَلَقه می‌شود. همین عدد در تحولات بعدی علقه به مُضْغه تا تولد درنقلهای کهن بکار رفته است‌، گویی که عدد چهل مبدأ یک تحول دانسته شده‌است‌.۴


   در روایت است که کسی که شرابخواری کند، نمازش تا چهل روز قبول‌نمی‌شود. و نیز در روایت است که کسی که چهل روز گوشت نخورد، خلقش‌تند می‌شود. نیز در روایت است که کسی که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نورانی می‌کند. نیز رسول خدا(ص) فرمود: کسی که لقمه حرامی‌ بخورد، تا چهل روز دعایش مستجاب نمی‌شود.۵


   اینها نمونه‌ای از نقلهایی بود که عدد اربعین در آنها به کار رفته است‌.

   اما این که منشأ اربعین چیست‌، باید گفت‌، در منابع به این روز (اربعین)به دو اعتبارنگریسته شده است‌.


   نخست :اربعین است که روزی که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند.
   دوم:اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی پیامبر خدا (ص‌) از مدینه به ‌کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع‌) را زیارت کند.


   کهن‌ترین کتاب دعایی مفصل موجود، کتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی ازشاگردان شیخ مفید است که ایشان هم همین مطلب را آورده است‌. شیخ ‌طوسی پس از یاد از این که روز نخست ماه صفر روز شهادت زید بن علی بن‌الحسین (ع‌) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال‌ ۶۴ هجری است‌، می‌نویسد: بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزی است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت کرد ونیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (ع‌) را زیارت کرد. در چنین روزی زیارت آن حضرت‌ مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. در همانجا آمده است که وقت خواندن زیارت اربعین‌، هنگامی است که روز بالا آمده‌ است‌.۶
  

 اربعین روز بازگشت اسیران به مدینه یا کربلا
   اشاره کردیم که شیخ طوسی‌، بیستم صفر یا اربعین را، زمان بازگشت اسرای‌ کربلا از شام به مدینه دانسته است‌. باید افزود که نقلی دیگر، اربعین رابازگشت اسرا از شام را به «کربلا» تعیین کرده است‌. تا اینجا، از لحاظ منابع کهن‌، باید گفت اعتبار سخن نخست بیش از سخن دوم است‌. با این حال‌،علامه مجلسی پس از نقل هر دو این‌ها، اظهار می‌دارد: احتمال صحت هردوی اینها (به لحاظ زمانی‌) بعید می‌نماید. ایشان این ‌تردید را در کتاب دعایی خود «زاد المعاد» هم عنوان کرده است‌. با این حال‌، درمتون بالنسبه قدیمی‌، مانند «لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است که اربعین‌، مربوط ‌به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلاست‌. اسیران‌، از راهنمایان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند.۷


   دو نکته کوتاه در مورد اربعین:
   نخست آن که برخی از روایاتی که در باب زیارت امام حسین (ع‌) در کتاب کامل الزیارات‌ ابن قولویه آمده‌، گریه چهل روزه آسمان و زمین و خورشید و ملائکه را بر امام‌حسین (ع‌) یادآور شده است‌.


   دوم این که ابن طاوس یک اشکال تاریخی هم نسبت به اربعین بودن روز بیستم صفرمطرح کرده و آن این که اگر امام حسین (ع‌) روز دهم محرم به شهادت رسیده‌باشد، اربعین آن حضرت نوزدهم صفر می‌شود نه بیستم‌. در پاسخ گفته شده ‌است، به احتمال ماه محرمی که در دهم آن امام حسین (ع‌) به شهادت رسیده‌، بیست و نه روز بوده است‌. اگر ماه کامل بوده‌، باید گفت که روز شهادت را به ‌شمارش نیاورده‌اند


۱. مستدرک وسائل ج ۹،  ص ۳۲۹
۲. مستدرک ج ۵ ، ص ۳۲۹
۳. الاحتجاج‌، ص ۸۴
۴. بحار ج ۵۳، ص ۲۰۰
۵.  مستدرک وسائل‌، ج ۵ ، ص ۲۱۷
۶. مصباح المتهجد، ص ۷۸۷
۷. بحار ج ۱۰۱، ص ۳۳۴ـ ۳۳۵
۸.  بحار الانورا، ج ۹۸، ص ۳۳۵.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 18 آبان 1396نظر دهید »

زيارت اربعين

 

 

اربعين سيد الشهدا عليه السّلام مصادف با روز بيستم صفر است، شيخ طوسى در كتاب تهذيب و مصباح از حضرت حسن عسکرى عليه السّلام روايت كرده: نشانه هاى مؤمن پنج چيز است: پنجاه و يك ركعت نماز گذاردن، كه مراد هفده ركعت واجب، و سی و چهار ركعت نافله (مستحب ) در هر شب و روز است، و زيارت اربعين، و انگشتر به دست راست نمودن، و پيشانى را در سجده بر خاك نهادن، و بلند گفتن «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم».

كيفيت زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام در روز اربعين به دو صورت رسيده: اول: زيارتى است كه شيخ در دو كتاب تهذيب و مصباح از صفوان جمّال روايت كرده، كه صفوان گفت: مولايم امام صادق عليه السّلام درباره زيارت اربعين به من گفت: هنگامیكه قسمت قابل توجهى از روز برآمده، بخوان:

 

السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِالْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِوَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَمِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ ،

سلام بر ولىّ خدا و حبيبش، سلام بر دوست خدا و نجيبش، سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش، سلام بر حسين مظلوم شهيد، سلام بر آن دچار گرفتاري ها و كشته اشك ها، خدايا من گواهى میدهم كه حسين ولىّ تو و فرزند ولىّ تو، و فرزند برگزيده توست حسينى كه به كرامتت رسيده، او را به شهادت گرامى داشتى، و به خوشبختى اختصاصش دادى، و به پاكى ولادت برگزيدى، و او را آقايى از آقايان، و پيشروى از پيشرويان، و مدافعى از مدافعان حق قرار دادى، و ميراث هاى پيامبران را به او عطا فرمودى، و او را از ميان جانشينان حجّت بر بندگانت قرار دادى، و در دعوتش جای عذرى باقى نگذاشت، و از خيرخواهى دريغ نورزيد، و جانش را در راه تو بذل كرد، تا بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى برهاند، درحالی كه بر عليه او به كمك هم برخاستند، كسانیكه دنيا مغرورشان كرد، و بهره واقعى خود را به فرومايه تر و پست تر چيز فروختند، و و آخرتشان را به كمترين بها به گردونه فروش گذاشتند، تكبّر كردند و خود را در دامن هواى نفس انداختند، تو را و پيامبرت را به خشم آوردند.

 

وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ [لِلنَّارِ] فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْلَعْناً وَبِيلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِينُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مُتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيداً وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْقَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ،

ادامه »

   پنجشنبه 18 آبان 13963 نظر »

بیانات در درس خارج فقه

 

اربعین

ایام اربعین است و خوشا به حال آن کسانی که در حال پیاده‌روی هستند یا پیاده‌روی خواهند کرد و به زیارت اربعین خواهند رسید و آن زیارت خوش مضمونِ روز اربعین را إن‌شاءالله خطاب به حضرت خواهند خواند.
ما هم اینجا با شوق و با حسرت نگاه میکنیم به این گامهایی که:

هزاران گام در راه است و دل مشتاق و من حیران
که چون ره میتوانم یافتن سوی درون من هم

الحمدلله جوانهای ما راه را پیدا کردند و میلیونها نفر از مردم ما و مردم غیر ما، مردم عراق و دیگران، در این راه حرکت میکنند، این هم یکی از حوادث بسیار برجسته‌ای است که خدای متعال منّت گذاشته بر ما و این حادثه را برای ما خلق کرده است؛ این شد یک نماد.
همیشه اربعین پیاده‌روی بود امّا این حرکت عظیم که یک نماد بسیار زیبا و پرشکوهی از حضور پیروان اهل‌بیت و علاقمندان به اهل‌بیت هست؛ این نبود، ما این را نداشتیم، این را خدای متعال در اختیار ما گذاشت، خدا را بایستی شاکر باشیم.

 

Khamenei.ir

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 18 آبان 1396نظر دهید »

پیاده روی اربعین به یک حرکت آخرالزمانی

 

الکساندر دوگین

 

الکساندر دوگین نظریه پرداز، نویسنده و  استراتژیست روس امسال در جمع مردم مشتاق و شیفتگان امام حسین علیه السلام که مسیر نجف به کربلا را پیاده طی می کنند، حضور یافت و از نزدیک شاهد این حضور حماسی و میلیونی بود.

دوگین را چند تن دیگر از چهره‌های فرهنگی و اجتماعی روس و ترک همراهی می کنند.

پروفسور دوگین در پاسخ به  انگیزه‌ شرکت در پیاده روی اربعین گفت: «من چند سال اخیر اخبار مربوط به این رویداد مهم و عظیم را دنبال می کردم و مایل بودم فرصتی برای مشاهده از نزدیک آن برایم فراهم شود که خوشبختانه با اقدام آقای طالب زاده این آرزو بر آورده شد. علاوه بر من برخی از دوستان ترک من هم به شدت مایل به حضور در این مراسم بودند که آنها هم امروز به من ملحق شدند.

 

از نظر من حادثه پیاده روی اربعین که هر روز ابعاد بین المللی گسترده‌تری پیدا می کند و از همه ملیت‌ها و ادیان از جمله مسیحیان در آن شرکت می کنند، مقدمه یک تحول اساسی در مقیاس جهانی است . من بارها این موضوع را گفته ام که دنیای مدرن با ایدئولوژی لیبرال و سرمایه سالارانه اش به پایان رسیده و جز بحران آفرینی دستاورد دیگری برای بشریت  ندارد و بشر امروز محتاج یک رستاخیز معنوی و الهی است که مایه های آن قویا در انقلاب اسلامی و نهضت امام خمینی وجود دارد. ما به عنوان مسیحیت ارتدوکس در روسیه نیز پی گیر این نهضت معنوی هستیم و راه نجات را در ایستادگی در مقابل امپریالیسم مدرن و عاری از معنا و مشحون از ماده پرستی آن می بینیم و از این جهت با جمهوری اسلامی ایران و نقشه راهی که از سوی آیت الله خامنه ای برای آینده انقلاب اسلامی ترسیم می شود، احساس قرابت ویژه ای می کنیم.

 

من در روسیه از مدافعان سرسخت اتحاد و همکاری ایران و روسیه برای مقابله با داعش که از طرف آمریکا و غرب حمایت می شدند، بودم و دیدیم که این همکاری به بار نشست و امروز داعش و حامیان غربی و منطقه ای اش در سوریه و عراق شکست خورده اند و ما پیروز شده‌ایم. »

 

«این پیاده روی نشانه ای مهم از آمادگی برای یک تحول معنوی جهانی و آخرالزمانی است. من به عنوان یک مسیحی ارتدوکس با رویکرد آخرالزمانی انقلاب اسلامی که خود را حرکتی آماده گر برای ظهور مسیح و مهدی می داند، موافقم و امیدوارم با آن حادثه عظیم که پیروان همه ادیان منتظر آن هستند، فاصله زیادی نداشته باشیم. پیاده روی اربعین به یک حادثه آخرالزمانی شباهت بیشتری تا یک حادثه عادی و معمولی دارد. ما و همه کسانی که در جستجوی عدالت و معنویت در دنیای ظلمت و ستم زده مدرن هستیم باید با همدیگر متحد شویم و این پیاده روی جلوه ای از این اتحاد است.»

 

مشرق نیوز 

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 16 آبان 1396نظر دهید »

اربعین حسینی

 

پیاده روی اربعین

 

من از مشهد، من از تبریز، از شیراز و کرمانم
من از ری، اصفهان، از رشت، از اهواز و تهرانم
نمی دانم کجایی هستم، اما خوب میدانم
هوایی هستم و آواره ای در مرز مهرانم

 

 

اگر آواره ام، قلبم در ایوان تو جا مانده
دلم با هر قدم با هر نفس اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابان پرورم کرد و میان راه
یکی پرسید: تا کرب و بلا، چندتا ستون مانده؟

 

 

چه شیرین است با شوقت دویدن در بیابان ها
به عشقت هم به دل جارو زدن هم در خیابان ها
نه تنها در میان تربتت داری شفا، حتی
به خاک زیر پای زائرت دادند، درمان ها

 

 

یکی جارو به دست و دیگری گوشی به گوش آمد
یکی بر شانه مشک و آن یکی پرچم به دوش آمد
دراین موکب سخن ازکوفه، آن موکب سخن از شام
یکی از هوش رفت اینجا، یکی آنجا به هوش آمد

 

 

ستون یک هزار و چارصد، یعنی: سلام آقا
سلام ای بی کفن ای تشنه لب ای مانده بر صحرا
به سقای علمدارت قسم، ما پای پیمانیم
به شوق یاریِ آرام جانت، مَهدی زهرا (س)

قاسم صرافان

 

ادامه »

   یکشنبه 14 آبان 1396نظر دهید »

چند ویژگی شیعیان 

 

شیعه

 

امام باقر علیه السلام چند ویژگی شیعیان را اینگونه بیان می کنند : بالتواضع و التخشع : خضوع و خشوع لازمه یک شیعه است ، شیعه مرید علی علیه السلام است ، علی یک عمر با افتادگان نشست .

 

تواضع انسان را عزیز می کند ، نگویید بگذار مردم مرا بشناسند ، بگذارید خدا شما را بشناسد چرا که « ان العزه لله جمیعا » تمام عزت دست خداست .یکی از ویژگی های ممتاز آیت الله بروجردی تواضع ایشان بود ..

 

از دیگر ویژگی های شیعه کثرت ذکر است ، امام معصوم می فرماید « در شگفتم از کسی که گرفتار است و از ذکر یونسیه غفلت می کند,  لا اله الا انت سبحانک ان کنت  من الظالمین .»

از دیگر ویژگی های شیعه الصوم و الصلاه ؛ شیعه تارک الصلاه نمی شود ، شیعه مقید به نماز واجب است  …

 

 

بخشی از سخنان حجت الاسلام مومنی ، شنیده شده.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 13 آبان 1396نظر دهید »

شعر اربعین

 

شعر اربعین


ای حامیان مکتب هل من معین سلام
جاماندگان قافله اربعین سلام

 

قومی پیاده بر حرم یار می روند
حسرت کشان قبر امام مبین سلام

 

زینب چه کرده با دل مشتاق شیعیان
گویند زائران همه، بانوی دین سلام

 

زینب اگر نبود شکوهِ شرف نبود
او را دهد فرشته ز عرش برین سلام

 

زینب اگر نبود کنون کربلا نبود
ازاو به ما رسیده شکوه آفرین سلام

 

آداب اربعین و زیارت نوشته شد
زینب به شه چو داد به صوت حزین سلام

 

اسلام را سلام جهت دار زنده کرد
لبیک بود معنی آن بهترین سلام

 

زینب مرام باش که تا مکتبی شوی
لبیک یاحسین بگو زینبی شوی

 

ای عاشق ولا همه دم “یاحسین"بگو
سرباز کربلا همه دم “یاحسین” بگو

 

فریاد تو به خرمن وهّابی آتش است
کن آتشی به پا همه دم “یاحسین” بگو

 

ازعاشقان باشرف بیست میلیونی
بشنو همین ندا همه دم “یاحسین” بگو

 

هرماه ما محرم و هرشهر کربلاست
کن دین خود ادا همه دم “یاحسین” بگو

 

فریاد یاحسین شهیدان شنیدنی است
با لشگر خدا همه دم “یاحسین” بگو

 

آنانکه پیروان وفادار زینبند
گویند ازوفا همه دم “یاحسین” بگو

استاد کلامی زنجانی

 

 


کو به کو، موکب به موکب، سوی جانان می رویم
همقدم، همدل، هم آوا، با شهیدان می رویم

 

ما ز بالا بوده ایم و سوی بالا می رویم
با همان عهد ازل با دست پیمان می رویم

 

از نجف تا کربلا، از کربلا تا قدس را
ما به امر حضرت پیر جماران می رویم

 

غزه، سوریه، یمن، لبنان و هرجای دگر
می شود آزاد چون با نور ایمان می رویم

 

دشمن ملعون اگر دارد سر جنگ و ستیز
ما به نام نامی حیدر به میدان می رویم

 

آخرش این روضه ها را ما جهانی می کنیم
ما به بوی پیرهن، تا قلب کنعان می رویم

 

عادت ایرانیان پابوس سلطان رفتن است
قبل هر کرببلا پابوس سلطان می رویم

 

چشم تر داریم اگر، مدیون لطف فاطمه است
ما از این هیئت به آن هیئت پریشان می رویم

 

خواهرت گریه کنان امد کنار پیکرت
ما پیاده اربعین با چشم گریان می رویم


امیرحسین محمود پور

ادامه »

   پنجشنبه 11 آبان 1396نظر دهید »

شرط رسیدن به آرمان‌ها، شناخت دشمن است
آمریکا با ملت ایران دشمن است، نه با رهبر و دولت جمهوری اسلامی

 


شما جوانان می‌توانید بر ترفند دشمن فائق بیایید و این کشور را به آن نقطه‌ی مطلوب آرمان‌های اسلامی و انقلابی برسانید. البته شرط‌هایی دارد: یکی از شرط‌ها این است که دشمن را بشناسید و فریب آن را نخورید؛ اینکه من تکیه می‌کنم روی دشمن، این از روی تعصب نیست؛ این ناشی از یک تجربه است.

 

این‌جور نیست که فقط با این حقیر دشمن باشند یا با دولت جمهوری اسلامی؛نه، با اصل این ملت که ایستاده است، با این دشمنند.

 

دیدید این اواخر رئیس دولت آمریکا گفت ملت ایران یک ملت تروریست است. ببینید این نگاه چقدر ابلهانه است؛ یک ملت را می‌گوید تروریست، نمی‌گوید رهبر تروریست است، نمی‌گوید دولت تروریست است، می‌گوید ملت ایران تروریست است؛ این دشمنی نیست؟

 

چندسال قبل هم یک دولتمرد آمریکایی گفت ما باید ریشه‌ی ملت ایران را از بین ببریم.

احمق! ریشه‌ی یک چنین ملتی را با این سابقه‌ی تاریخی و این درخت تناور فرهنگی می‌شود کَند؟

 

آمریکا حتی به آن‌هایی که به او امید بستند و برای کمک گرفتن به سراغش رفتند هم رحم نکرد؛ مثل دکترمصدق که برای آنکه جلوی انگلیسی‌ها بایستد به سراغ آمریکایی‌ها رفت و به آن‌ها اعتماد کرد؛ و بعد، کودتای۲۸مرداد، نه به‌وسیله‌ی انگلیس که به‌وسیله‌ی آمریکا انجام شد.

 

یعنی این‌ها حتی به امثال مصدق هم راضی نیستند؛ این‌ها نوکر می‌خواهند، سرسپرده می‌خواهند، توسری‌خور می‌خواهند، مثل محمدرضای پهلوی.

آمریکایی‌ها می‌خواهند در ایران یک فرد دست‌بسته و تسلیمِ آن‌ها حکومت کند؛ اگر نشد می‌شوند دشمن ایران.

 

در قضیه‌ی طبس دشمنی کردند، توسری خوردند؛ در زمینه‌ی ساقط کردن هواپیمای مسافربری ما دشمنی کردند؛ در زمینه‌ی تحریم‌ها از روز اول دشمنی کردند؛ امروز هم دارند دشمنی می‌کنند.

 

در زمینه‌ی خراب کردن مذاکرات هسته‌ای و نتیجه‌ی آن -برجام- نهایت خباثت را دارند عمل می‌کنند؛ دشمن‌اند.

کوتاه آمدن در مقابل آمریکایی‌ها، آن‌ها را جَری و گستاخ می‌کند بنابراین تنها راه، مقابله و ایستادگی است.

یادتان نرود بچه‌های عزیز! یادتان نرود که در این راهِ بسیار مهم و خوش‌عاقبتی که شما دارید به سمت آرمان‌ها حرکت می‌کنید، دشمن اصلی شما آمریکاست؛ این را فراموش نکنید.۱۱/ ۸ / ۹۶

 

 

Hkamenei 

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 11 آبان 1396نظر دهید »

کسب علم 

 

خدا برخي از حکماي ما را غريق رحمت كند! فرمودند كه به هر حال اين قلب يک ظرفيت محدودي دارد، شما بخواهيد قصّه و حرفهاي عادي كه فلان كس چه گفته، فلان روزنامه چه نوشته، اينها را در ظرف پر كنيد، اين ديگر جا براي حرفهاي ديگر ندارد. اين نظير معده است در بخشي از موارد تمثيل و نه همه موارد؛ انسان اگر يک سلسله غذاهاي بيخاصيت بخورد، به هر حال اين معده پر ميشود و ديگر جا براي غذاي سالم نيست.


ذهن ما درست است كه مجرد است؛ اما تجرّدش محدود است، مگر چقدر ظرفيت دارد؟ هر حرفي را آدم گوش بدهد، هر قصّهاي را بخواهد بخواند، هر حرفي را بخواهد بزند، اين دل پر ميشود، آن وقت جا براي فهميدن نيست!


مرحوم بوعلي ميگويد من عهد كردم كه قصّه نخوانم! داستانسرايي براي چه؟ افسانه براي چه؟ اين فضاي مجازي براي چه؟ مگر اين دل چقدر ظرفيت دارد؟ اين امام مجتبي است فرمود: تا ميتوانيد فهم، ظرف دانش باشيد. آن وقت از ظرف دانش، حرفي كه ميزنيد عالمانه است، چيزي هم مينويسيد عالمانه است، اين قيام و قعود شما بعد از تصوّر شماست، وقتي درک كرديد كه بلند شويد يا بنشينيد اين قيام و قعود شما عالمانه است.

اين را مرحوم كليني از وجود مبارک امام مجتبي نقل كرد: »كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ «؛ عالم بشويد كه راه خودتان را ببينيد، چراغ هدايت باشيد كه به ديگران راه بدهيد: «وَ مَصَابِيحَ الْهُدَي»پس ما يک علم بايد ياد بگيريم، چرا ما نباشيم؟ اين همه سفارشاتي كه ائمه نسبت به افراد عادي كردند.


حضرت فرمود: «سَلْمَان مِنَّا» بسياري از بزرگان هستند هم در خانمها هم در آقايان كه ائمه فرمودند: «هومنّا»يا «هي منّا»، اين اختصاصي به سلمان ندارد. ببينيد همسر سلمان رحلت ميكند ميميرد علي بن ابيطالب! آنکه از نظر حکومت كلّ خاورميانه در آن روز در اختيار حضرت بود، نامه تسليت براي او مينويسد؛ وجود مبارک امام مجتبي فرمود: تا زنده ايد فهم! آدم ميگويد من فارغ التحصيل هستم؟ هيچ عاقلي دهن باز ميكند ميگويد من فارغ التحصيل هستم؟ فرمود تا نفس ميكشيد درس! يا درس بده، يا درس بخوان، يا بحث بکن، يا مطالعه بکن، يا كتاب بنويس.

 

وجود مبارک امام صادق به مفضّل فرمود: «فَإِنْ مِتَ فَوَرِّثْ كُتُبَکَ بَنِيک»،تو شاگرد ما هستي، تو شيعه ما هستي، تو با ما ارتباط داري. تو وقتي مُردي، بچه هايت چهار جلدكتاب تو را ارث ببرند، نه نوشته ديگران را بگيري در كتابخانهات بگذاري. چهار تا كتاب علمي بنويس .

 

این امام مجتبي است ميفرمايد تا نفس ميكشيد درس، تا بشود ظرف علم و چراغ هدايت، آن هم درسيكه راهي به ديگران نشان بدهد، «كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ وَ مَ صَابِيحَ الْهُدَي »آدم شبانه روز عمر ميدهد و چيزي ياد نميگيرد؟!

چرا ابوريحان و امثال ابوريحان بعد از هزار سال همچنان به عظمت مانده اند؟ اينها گذشته از اينکه  راههاي علمي را طي كردند حرفهاي تازه آوردند، عمر را در راه علم صرف كردند. در روزگار گذشته كه گاز و برق و مانند آن نبود كه وسايل سوخت و سوز آشپزخانه را آنها تأمين بکنند، همين ذغال بود و هيزم. هر كسي در انبار منزلش يک مقدار ذغال يک مقدار هيزم براي تأمين آشپزخانه داشت و اگر بنا بود مُردهاي را با آب گرم بشويند، هيزم داشتند؛ ولي مرحوم ابوريحان وصيت ميكند كه با آن برادههايي كه من يکجا جمع كردم، با آن براده آب گرم كنيد و مرا با آن غسل بدهيد. گفتند كه آن براده زياد نيست چه خصوصيتي دارد كه آن براده ها را زير ديگر بگذاريم؟ آن روز هم مستحضريد خودكار و اينها كه نبود، همين قلم ني بود. اين قلم ني را بعد از اينکه يک مقدار مينوشتند جِرم ميگرفت خط ميزدند ميبريدند. گفت من براده هاي قلم ني خودم را همه را يکجا جمع كردم در آشپزخانه گذاشتم كه با آن آب گرم كنيد و مرا با آن آب گرم غسل بدهيد، تا دنياي كنوني بفهمد اسلام يعني علم و من به اميد اينها آينده دارم. اينها آينده مرا تأمين ميكند. اين براده ها به حسب ظاهر براده قلم ني است؛ ولي من با اين مطالب الهي نوشتم، اسالمي نوشتم. اينها آثار شيعه ماست.


اينها را چه كسي تربيت كرده؟ شما يک نمونه از اينها در ايران قبل از اسلام نداريد يا نداريم، اينها را همين اهل بيت تربيت كرده است. فرمودند: «كُونُوا أَوْعِيَةَ الْعِلْمِ وَ مَصَابِيحَ الْهُدَي» چراغ هدايت باشيد. 



جلسه درس اخلاق آیت الله جوادی آملی ، ۴ آبان ۹۶ 

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 11 آبان 1396نظر دهید »

آیا استخاره در روایات آمده است ؟

استخاره

 

از وجود مبارک امام باقر رسیده است که شما خودتان را بر کتاب خدا عرضه کنید .وجود مبارک امام باقر علیه السلام فرمود عقایدی که دارید ، اخلاقی که دارید قبل از این که استخاره کنید تفسیر کنید ، ما گاهی بین دو کار مخیر یا مردد هستیم و نمی دانیم کدام حق است و کدام باطل ، خیلی به ما دستور استخاره ندادند .


استخاره کردن دو قسم است یک دعای مخصوص استخاره است که واقعا اول و آخرش نور است و این در صحیفه سجادیه است ، هر کسی تصمیم گرفت کاری انجام دهد ولو به حسب ظاهر خیر است ، خیرش را از خدا بخواهد ، همین طور وارد کار نشود این یک دستور اکید اسلامی است و جزو سند ماست و بسیار هم کار خوبی است و این استخاره یعنی طلب خیر .

اما آن استخاره که انسان قبل از این که مشورت کند ، قبل از این که ارزیابی کند ، فورا به قرآن تغعل بزند ، این مورد در دستورات ما وجود ندارد ، البته زمانی که انسان متحیر شد حرف دیگری است .

آن چه امام باقر علیه السلام فرمود این بود که مهمتر از استخاره تفسیر است ، تمام کارهایتان را بر قرآن عرضه کنید ، ببینید آیا مطالب و معانی قرآنی آن را امضا می کند یا خیر . برای کسانی که در حوزه و دانشگاه هستند آشنایی با یک دوره قرآن لازم است .


وقتی ترازو را فهمیدیم ، عقاید را با ترازو می فهمیم ، یعنی وقتی امام می فرماید خودتان را به قرآن عرضه کنید یعنی این بحث تنها مخصوص فقیه اصولی نیست ، جمیع اخلاق را بر قرآن عرضه کرد ..

 

 

بخشی از سخنان آیت الله جوادی آملی، شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: استخاره
   سه شنبه 9 آبان 1396نظر دهید »

حسن معاشرت زوجین از منظر فقه امامیه 

فصل دوم از تحقیق حسن معاشرت زوجین 

 

مبنا و جایگاه حسن معاشرت در اسلام
 هدفمندى خلقت، جهت‏دار بودن زندگى انسان و برخوردارى او از كرامتى خاص كه سراسر ابعاد وجودش را در برمى‏گيرد و در مجموعه نظام آفرينش با برخوردارى از اين كرامت، او را نسبت به ساير شؤون جمادى، نباتى و حيوانى زندگى متمايز مى‏سازد و رسالتى عظيم مابين انّا للّه تا انّا اليه راجعون بر عهده وى قرار مى‏دهد، با بى‏بندوبارى و آزادزيستى و رهائى از قيود اخلاقى سازگارى ندارد. چون حركت انسان در مسير زندگى، به‌سوى كمال مطلق است، لذا بايد در زندگى مشترك به همسر خويش به‌مثابه يك انسان مكمل، يك روح تعالى‌بخش، يك مبدأ تحول شخصيت خويش بداند، در اين تحول بايد به‌گونه‏اى حركت كند كه عقل بر نفس اماره غالب آيد كه در غير اين‌صورت،حركت او سير نزولى خواهد داشت.

1- جایگاه حسن معاشرت در اسلام

حسن خلق در فرهنگ اسلام از رحمت الهی ریشه می‌گیرد که خداوند با معرفی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌عنوان الگوی برتر حسن خلق، در خطاب به آن حضرت می فرماید:

«فَبِما رَحمةِ الله لنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَظاً غَلیظَ القلبِ لاَنفَضُّوامِن حَولِکَ فاعفُ عَنهُم وَاستَغفِر لَهُم وَ شاوِرهُم فی الاَمر…»[1]

«و به‌سبب رحمتى از جانب خدا با آنان نرم‏خو شدى؛ و اگر (بر فرض) تندخويى سخت‏دل بودى، حتما از پيرامونت پراكنده مى‏شدند. پس، از آنان درگذر، و برایشان آمرزش بخواه؛ و در كار[ها] با آنان مشورت كن‏ …»

حسن خلق که از فضایل نفسانی است، با لبخندها و خوش‌رویی‌های ظاهری و تصنعی که برای جلب منافع مادی است تفاوت دارد.

 

1-1- زیباترین مخلوق خداوند

خوش‌خلقی ومدارا با مردم آن‌چنان زیبا و مطلوب پروردگار است که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره آن می‌فرماید: «لَوکانَ الرِّفقُ خَلقاً یُری ما کانَ مِمّا خَلَقَ اللهُ شیءُ أحسنُ منه»؛[2] «، اگر مدارا مخلوقی بود که دیده می‌شد، در آن‌چه که خداوند آفریده چیزی نبود که نیکوتر وزیباتر از آن باشد.»

و برعکس ناسازگاری و تندی و خشونت با مردم تا آن‌جا مذموم و نکوهیده است که پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله آن‌را این‌گونه نکوهش می‌کند: «لو کانَ الخُرقُ خلقاَ یُری ما کانَ شیءٌ مِمّا خَلَقَ اللهُ اقبَحَ منه»؛[3]«اگر تندخویی مخلوقی بود که دیده می‌شد، در آن‌چه که خداوند آفریده چیزی زشت‌تر از آن وجود نداشت.»

آیاتی از قرآن کریم،استقرار اصل معروف را به‌عنوان وظیفه‌ای در روابط زوجین مطرح می‌سازد. غالب این آیات خطاب به مردان در جهت رعایت حسن معاشرت در برقراری روابط زوجین و روابطی انسانی و اخلاقی با همسر است که تاحدی به تفصیل در رابطه با این آیات و چگونگی رفتار زوجین در کانون خانواده بحث خواهیم نمود.

1-«وَعاشِروهنَّ بالمعروف»؛[4]با همسران خود با اخلاق نیکو معاشرت کنید.

2-«وأتَمروابینکُم بالمعروف»؛[5]درباره «ائتمروا» سه معنا بیان شده است. معنای اول مشاوره‌کردن است. معنای دوم هریک دیگری را به نیکویی فراخواندن و معنای سوم ؛پذیرش گفته و امر یک‌دیگر، آن‌گاه که گفته و دستوری نیکو باشد. مجموع این معانی با توجه به آیه فهمیده می‌شود. تاکید اسلام بر انعطاف  و برخورد منطقی و صمیمی بین زن و شوهر است.[6]

3-«هنَّ لباسٌ لَکُم وَ أنتُم لباسٌ لَهنَّ»[7]آیه‌ای در تاکید معنای قبلی است که هریک از زن و شوهر همچون لباس و پوشاننده عیوب یک‌دیگرند و محافظ و حامی حیثیت و شرف و دین هم‌دیگر و در عین‌حال هریک مآمن و پناه‌گاه دیگری محسوب می‌شوند.

4-«ولهنَّ مثلُ الذَّی علیهِنَّ بالمعروف»؛[8]

در این‌جا اصل معروف را بنیان روابط متقابل زن و مرد در استقرار حق و تکلیف قرار می‌دهد، و رعایت معروف را به‌عنوان وظیفه‌ای طرفینی بر زوجین لازم می‌داند.

5-«فَامسِکوهنَّ بالمعروفِ أوسَرِّحوهُنَّ بِمعروف و لا تمُسِکوهنَّ ضِراراً لِتعتدوا»؛[9]اشاره به این دارد که با صمیمیت  و اخلاق نیکو همسران را نگه دارید و زندگی زناشویی را با ملاطفت و شایستگی ادامه دهید. یا اگر هیچ‌گونه زمینه سازش و آرامش بین شما نیست، با رفتاری منطقی و معقول و به‌دور از هرگونه ازار و اذیت و انتقام‌جویی از یکدیگر جدا شوید.

6-« وَمِنْ اياتِهِ أنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أنْفُسِكُمْ أزْواجاً لِتَسْكُنُوا إلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً»؛[10]«يكي از آيات قدرت خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسر آفريده تا وسيله سكون و آرامش شما باشد و در ميان شما دوستي و رحمت قرار داده است »

مسلما روابط ناشی از باهم بودن و صمیمیت و هم‌دلی مایه آرامش و تسکین خاطر آ‌ن‌ها می‌گردد.

6-«وإن أرَدتُم إستِبدالَ زَوجٍ مَکانَ زَوجٍ وَ ءاتَیتُم إحدیهُنَّ قِنطاراً فَلا تَأخُذوا مِنهُ شَیئاً اَتَأخُذونَه وَبُهتاناً وَ إثماً مُبیناً»[11]

«اگر خواستار جاي‌گزينى همسرى به‌جاى همسر (خود) شديد، و به يكى از آنان مال فراوانى (به‌عنوان مهر) پرداخته‏ايد، پس هيچ‌چيزى از آن را (باز) مگيريد. آيا آن [مهر] را با تهمت و گناهى آشكار (باز پس) مى‏گيريد؟»

در این آیه اتهام‌زدن به حیثیت و آبروی همسر با بهانه‌های واهی، برای این‌که در تنگنا قرار گرفته و از حقوق مالی خویش بگذرد، از مصادیق سوء معاشرت قلمداد شده است. و در ادامه می‌فرماید: «وَکَیفَ تَأخُذونَه وَقَد أَفضی بَعضَکُم إلی بَعضٍ وَأخَذنَ مِنکُم میثاقاً غلیظاً»؛[12]«و چگونه آن [مهر] را مى‏گيريد، و حال آن‌كه برخى از شما به برخى [ديگر] كام داده‏ايد! و آنان از شما (در هنگام ازدواج،) پيمان محكم شديدى گرفته‏اند؟»

شما با ازدواج پیوند محکمی بسته‌اید که این پیوند و میثاق با این نوع از رفتار موافقت ندارد.[13]

 

ادامه »

   دوشنبه 8 آبان 1396نظر دهید »

فلسفه کودکانه

از دست شیطنت بچه ها به ستوه امدم و با عصبانیت گفتم : عجب جماعت نفهمی هستید ، دخترم در کمال ارامش و با لبخندی مرموز گفت : مگه تو مامانمون نیستی ؟
گفتم : هستم
گفت : پس چرا بهمون میگی جماعت نفهم ، اینجوری خودت هم جزو ما میشی .

شگفت زده شدم ، دخترم فقط ۴ سال دارد !!!!!!

بچه ها فراتر از ذهن ما می فهمند ، احترام به انها احترام به خود ماست  …..

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 3 آبان 1396نظر دهید »

ایا خداوند محدود به مکان است ؟

روایت کرده شعبی که حضرت امیرالمومنین علیه السلام از مردی شنید که می گفت : سوگند به خدایی که بواسطه هفت طبقه محتجب است .

امیرالمومنین علیه السلام تازیانه خود را بجانب او بلند کرد و فرمود: وای باد ترا !خداوند متعال برتر و بالاتر از ان است که بواسطه چیزی محتجب و مستور گشته و یا چیزی از او محتجب و پوشیده شود .

منزه و متعالی است ان خدایی که مکان او را نتواند در بر گیرد و چیزی در جهان بر او مخفی و پوشیده نماند ، و او به همه اسمانها و زمین و جهانیان اگاه و عالم است .

ان مرد گفت ایا لازم است از سوگند خود کفاره دهم ؟

امیرالمومنین علیه السلام فرمود : تو به خدا سوگند نخوردی تا کفاره ای بر تو لازم باشد ، زیرا انچه محتجب با هفت طبقه باشد خدا نیست و سوگند تو به ان خدایی بود که چنین باشد .

و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که : یکی از دانشمندان علمای یهود نزد امیرالمومنین علیه السلام امده و عرض کرد ؛ یا امیرالمومنین خدای تو در کجاست ؟

امیرالمومنین علیه السلام فرمود : وای بر تو ! کدام نقطه و مکانی را می شود فرض کرد که پروردگار متعال در انجا نباشد ، پس چگونه از محل او استفسار می کنی ؟

خداوند متعال در همه جا هست ، و او پیش از هر موجودی بوده است ، و متصور نیست که چیزی قبل از اوجود داشته باشد و او بعد از هر چیزی خواهد بود و بودن موجودی بعد از او باطل و غلط است و نهایت و انتهایی قبل او نباشد ، و همه نهایتها در مقابل وجود ابدی او منتهی و منقضی  می شود و او منتها و مرجع همه نهایتها و موجودات می باشد .

 


دیده شده در احتجاج طبرسی  ، احمدبن علی بن ابی طابب طبرسی  ، ترجمه حسن مصطفوی ، ج ۲ ص ، ۲۶۴.

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 2 آبان 1396نظر دهید »

در قیامت چه عملی افضل اعمال است

در کشف الغمه نقل می کند از ابی علقمه که گفت : پیامبر اکرم صلی الله و علیه و اله و سلم نماز صبح را خواند انگاه روی به جانب ما نمازگزاران نمود و فرمود : دیشب در خواب حمزه ابن عبدالمطلب  و برادرم جعفربن ابی طالب را دیدم یک ظرف پر از میوه جلوی انها بود ، مقداری را خوردند بعد میوه تبدیل به انگور شد ، باز مقداری خوردند تبدیل به خرما شد ، باز شروع کردند به خوردن. من نزدیک انها رفتم گفتم پدر و مادرم فدایتان چه عملی را بعد از مرگ بهترین عمل مشاهده کردید ؟

گفتند پدر و مادرمان فدایت باد “ وجدنا افضل الاعمال الصلاه علیک و سقی الما و حب علی ابن ابی طالب علیه السلام : بهترین عمل در این بازار  صلوات فرستادن برتو ، اب دادن به مردم و محبت علی ابن ابی طالب علیه السلام است .”


دیده شده در کتاب رویای صادقانه ، موسی خسروی ، نشر الف ، ص ۲۴

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 1 آبان 1396نظر دهید »

اثر سوء محبت افراطى

 

تردیدى نیست که همه کس فرزند خود را چون پاره ى تن خود دوست مى دارد و اگر سخن از ابراز محبّت غیر متعادل است نه به معناى محبّت زیادى است، زیرا دوستى یا دشمنى فعل قلب است و در اختیار کسى نیست. بنابراین علاقه به فرزند علاوه بر آن که فطرى و کاملا طبیعى است امر اختیارى نیست تا نوبت به سخن از افراط یا تفریط در آن برسد، بلکه محور بحث در این مرحله نحوه ى ابراز محبّت افراطى است. به این ترتیب که اگر والدین به دلیل علاقه ى وافرى که به فرزند خود دارند، همه ى امکانات رفاهى را در اختیار او بگذارند و هر آن چه که احساس کردند کودک نیاز دارد قبل از درخواست و به مقدار بیش از نیاز در اختیار او بگذارند و دائماً با کلمات محبّت آمیز و عاشقانه از حرکات و گفتار او تعریف کنند و اجازه ى کوچک ترین زحمت و تلاشى را به او ندهند و از همه خطرناک تر کارهاى خطاى او را توجیه کنند و به جاى او عذرتراشى نمایند، بدانند ناخودآگاه کودک خود را در مسیرى قرار داده اند که آثار آن نه تنها دنیا، بلکه آخرت او را تباه خواهد کرد.

 

زیاده روى در محبت در دوران کودکى به صورت خودخواهى، کم طاقتى اتکاى به غیر، بى ادبى و جسارت به دیگران و از همه مهم تر ضعف نفس و شکوفا نشدن استعدادهاى پنهان کودک نمایان مى گردد.

 کرامت نفس یعنى توجه به سجایا و ارزش ها و توانمندى هاى انسانى و متقابلا مهانت نفس یعنى غفلت از ارزش هاى نفس انسانى و معطل گذاردن آن ها. بنابراین ضعیف النفس در این فرهنگ نه آن است که ذاتاً توانمندى ندارد، بلکه از آن ها غافل است و به کار نمى بندد و ریشه ى این نقص از زمان کودکى شکل مى گیرد، به این ترتیب که اگر کودک در فضاى تربیتى رشد کند که به دلیل ابراز محبّت هاى افراطى هر آن چه بخواهد بلافاصله فراهم شود و کودک در ناز و نعمتى بیش از حدّ نیاز خود رشد کند طبعاً زمینه اى براى به کار افتادن استعدادهاى او به وجود نمى آید و دائماً در زیر چتر حمایتى والدین و یا بزرگ ترها (خاله و عمه، مادربزرگ و پدربزرگ) قبل از واقع شدن در سختى ها و احساس نیاز به برطرف کردن آن، سختى از او برداشته مى شود، استمرار چنین روندى در زندگى کودک نتیجه اى جز دفن استعدادها و خلاقیت ها و قوه ى ابتکارى است که مى توانست هنگام برخورد با مشکلات و دست و پنجه نرم کردن با آن ها در او شکوفا شود.۱


مرز از خودراضی و عقده ای

باید مراقب بود که افراط گری در کارهایمان نباشد ، افراط در محبت بسیار بد است ، مثل گلی که دو روز یک مرتبه اب می خواهد ، شما همه ساعت به ان گل اب دهید مسلم است که این گل می گندد . درباره محبت هم اینچنین است . اگر در محبت به فرزند افراط شود بچه لوس و از خود راضی بار خواهد امد و خطر این از خطر عقده اگر بالاتر نباشد کمتر نیست .

انسان عقده ای ممکن است خیانتکار یا جنایتکار یا دل مرده از کار دراید . افرادی هم که از خودراضی باشند استقلال نداشته و از دیگران و جامعه توقعات بی جا دارند .

لذا در حالی که باید بچه محبت ببیند در عین حال هم باید افراط در محبت نبیند .۲

 


۱- سایت جلوه
۲ - دیده شده در کتاب  تربیت فرزند از نظر اسلام ، ایت الله حسین مظاهری ، نشر بین الملل ، ص ۱۳۷.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 1 آبان 1396نظر دهید »

پرواز روح

 

” الله ولی الذین امنوا یخرجونهم من الظلمات الی النور ...” از ایه ۲۵۷سوره بقره بر می اید که خداوند می خواهد انسان را به سمت نور ببرد . و طاغوت انسان را در تارکی می خواهد .

شما وقتی در نور قرار می گیرید اطرافتان را خوب تشخیص می دهید . اگر وجود اهل بیت سلام الله نورالله است برای است که وجود خداوند را برای ما نمایان می سازند .

 

در نور عیوب و نقص ها و ارزش ها دیده می شود ، اما وقتی فضایل دیده نمی شود یعنی فضای جامعه تاریک است که ان موقع طاغوت نفع می برد .

وقتی خداوند می خواهد به سمت نور برویم ، منظور از این نور ، نور مادی نیست . و باید بدانیم که نور در ارتفاعات بیشتر است و ظلمات در اعماق بیشتر می شود .

 

حالا سوال اینجاست که چگونه باید به این نور دست پیدا کنیم ؟ برای پاسخ اول باید بدانیم که ارتفاع کرفتن و حرکت به سوی نور مادی نیست و با جسم امکان پذیر نمی باشد بلکه این تکامل و اوج گرفتن با روح است ، و این روح است که باید پرواز کند .

 

ظلمات ظلم است ، بدی است ، گناه است ، هر چه انسان دل به گناه دهد بیشتر در ظلمات فرو می رود و از نور فاصله می گیرید . طاغوت برای فرو بردن انسان در ظلمات وعده و وعید می دهد .  پس برای حرکت در نور و اوج گرفتن باید روح پرواز کند .

 


سخنان حجت الاسلام ابوالقاسمی ، شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 30 مهر 13961 نظر »

نشانه های کمبود شخصیت 

 

حجت الاسلام والمسلمین محمدمسلم وافی در جلسه اخلاقی که در مدرسه علمیه کوثر ورامین برگزار شد ضمن اشاره به مباحث تربیتی در جلسات گذشته اظهار داشت : تربیت خودکنترلی یا واکسینه بودن بهترین نوع تربیت است .


وی ادامه داد : برای خودکنترلی ۴۸روش تربیتی وجود دارد .

محمد مسلم وافی با بیان اولین روش تربیتی خودکنترلی گفت : ایجاد یا تقویت شخصیت در متربی مهمترین فاکتور در تربیت است .
وی افزود: برای این که بفهمیم فرد  شخصیت محکمی دارد یا خیر باید نشانه های کمبود شخصیت را بشناسیم .

حجت الاسلام وافی گفت : از جمله نشانه های کمبود شخصیت  در افرادی است که زیاد و زود تقلید می کنند .

وافی افزود : دومین نشانه کمبود شخصیت در  افرادی است که زود جوگیر می شوند .

محمد مسلم وافی سومین نشانه افراد کم شخصیت را زیاد استفاده کردن از کلمه ” نمی شود ” و نمی توانم ” عنوان کرد و اظهار داشت : وقتی به کودک می گویید که این لبوان را بردار و فلان جا بگذار ، پاسخ می دهد نمی توانم ، یا می گوید چطور این کار را انجام دهم .


وافی برای تقویت شخصیت راهکارهایی بیان نمود و اظهار داشت : اولین راه تقویت  شخصیت ، شخصیت داشتن خود مربی است . پدر و مادر خودشان باید دارای شخصیت باشند . پدر یا مادری که به راحتی در منزل از الفاظ نامناسب استفاده می کنند فرد شخصییتی نیستند .

وی با اشاره به روایت امیرالمومنین افزود : من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته ؛ اگر کسی کرامت نفس داشته باشد هیچ کس از او اسیب نمی بیند .

حجت الاسلام والمسلمین محمد مسلم وافی مسولیت دادن به طرف مقابل را دومین راه افزایش شخصبت خواند و بیان داشت : مسولیتی که به فرد یا کودک داده می شود باید در توان او باشد و اگر از عهده انجام مسولیت برنیامد نباید او را توبیخ کرد .

وافی در پایان این جلسه اخلاق تربیتی افزود : راه دیگر تقویت شخصیت مشورت کردن با فرد است .

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 30 مهر 13961 نظر »

شیعه نباید دارای دو خصلت باشد

 

فی الشیعه خصلتان

حدثنا ابی رضی الله عنه قال : حدثنا عبدالله بن جعفر الحمیری قال : حدثنا محمدبن الحسین ابی الخطاب ، عن الحسن بن محبوب ، عن مالک بن عطیه ، عن ابی حمزه ، عن علی بن الحسین علیه السلام قال : وددت انی افتدیت خصلین فی الشیعه لنا ببعض «لحم» ساعدی : النزق و قله الکتمان :

 

… پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله فرمودند : دوست داشتم که تکه ای از گوشت دستم را برای دو خصلت شیعه فدا سازم « تا شیعه این دو خصلت را وا نهد » : سبک سری هنگام خشم ؛ رازداری اندک .

 

 

دیده شده در الخصال ، شیخ صدوق ، صادق حسن زاده ، نشر فکرآوران، ص 78

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 25 مهر 1396نظر دهید »

پاکی چشم نتیجه ایمان قلبی است

 پاکی چشم


 

در آیات و روایات انسان به صیانت از قلب سفارش شده در حالی چنین تاکیدی نسبت به دیگر اعضا بیان نشده است.

 امام صادق(ع) فرمودند: قلب در وجود انسان همانند یک حاکم است و اعضای بدن به عنوان سرباز و ارتش او به شمار می‌روند؛ اعضا و جوارح انسان با عنوان ابزار فرمانبردار قلب هستند.


 قلب انسان اگر از طریق چشم و گوش به چیزی علاقه مند شود همه اعضا و جوارح را به کار می‌گیرد تا انسان به آن علاقه‌ای که می‌خواهد دست یابد برای مثال زمانی که انسان عاشق زیارت اباعبدالله الحسین(ع) می‌شود قلب با استخدام اعضا و جوارح انسان را به آن عشق می‌رساند.


 اگر مایه قلب مثبت باشد انسان به سمت متعلقات نیکو و مثبت گام برمی‌دارد اما اگر محتوای قلب منفی باشد حال و رفتار انسان نیز منفی می‌شود


 همه اعمال و حرکات مردم تا روز قیامت متکی به وضع درونشان است؛ اعمالی که انسان در بیرون انجام می‌دهد از تراوشات قلب او نشات می‌گیرد از این رو قلب انسان نباید همانند برگی در کویر باشد که با کمترین وزش نسیم آن را زیر و رو کند.

 

 خداوند تواب است و اگر انسان در دنیا لغزشی انجام دهد و استغفار کند خداوند توبه او را می‌پذیرد و براساس آیات الهی خداوند هیچ گناهکاری را ناامید نمی‌کند بنابراین انسان تا زمانی که در حیات دنیوی زندگی می‌کند فرصت توبه و استغفار دارد.

 

 اگر این مقدمات شامل ارتباطات با واقعیات باشد آن محبت در قلب انسان نهادینه می‌شود بنابراین اگر قلب انسان گیر مقدمات منفی و ظلمانی باشد گرفتار گناه و فعل حرام می‌شود.


 خداوند اگر انسان را دوست داشته باشد به او چشم پاک عطا می‌کند

 


سخنرانی شیخ حسین انصاریان ، حسینیه هدایت ، ۲۴ مهر ۹۶، شنیده شده.

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 24 مهر 13961 نظر »

ایمان انسان را از غرق شدن در گناه حفظ می‌کند


در وجود انسان قلب جایگاه محبت است. طبق آیات و روایات برخورد پروردگار عالم با بندگانش بستگی به اوضاع قلب او دارد، نظر خداوند متعال به قلوب عباد براساس محبتی است که در قلب مومنان ظهور پیدا می‌کند.


البته ایجاد محبت در قلب با مقدماتی صورت می‌پذیرد که اگر آن مقدمات پیش نیاید محبت نیز حاصل نمی‌شود بنابراین کلید محبت دست انسان نیست بلکه کلید مقدمات آن محبت در اختیار انسان است.

 

براساس آیات الهی و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) انسان صریحا از نگاه به نامحرمان نهی شده است و خداوند بسیار زیبا به مومنان می‌فرماید: نگاه به نامحرمان خطری است که شما را تهدید می‌کند؛ بنابراین مومنان با مراقبت از چشم باید ایمانشان را از خطر موجود صیانت کنند.

 

انسان هرگز عاشق حقیقت مجهول نمی‌شود بلکه همیشه محبتش نسبت به حقایق معلوم‌ است و خداوند نیز هیچ مانعی برای محبت انسان نسبت به معلوم‌های مثبت قرار نداده اما سفارشاتی در این زمینه داشته که اگر اطاعت نشود به طور قطع موقعیت انسان به مخاطره می‌افتد.

 

مقدمات محبت گاهی منفی و گاهی هم مثبت است، خداوند متعال محبت را در قلب انسان قرار داد تا خلقت او کامل شود چرا که براساس این عشق و علاقه است که انسان‌ها در کنار یکدیگر با محبت و دلسوزی زندگی می‌کنند.

 

خداوند انسان را از مقدمات منفی محبت منع می‌کند برای مثال نگاه به نامحرم از مقدمات محبت منفی به شمار می‌رود که بسیار خطرناک است پیامبر اکرم(صلی الله) می‌فرمایند: نگاه حرام تیر مسمومی از سوی شیطان است.

 

با نگاه به نامحرم وسوسه نفسی در وجود انسان آغاز می‌شود و شبانه روز ذهنش را درگیر آن موضوع کرده و کم کم آن محبت در قلبش تثبیت می‌شود و ایمانش را به خطر می‌اندازد و دست به جنایت می‌زند.

 

شناخت اولیای الهی بهترین و کاملترین راهکار برای عشق الهی است.

 

 

سخنان شیخ حسین انصاریان ، ۲۳مهر ۹۶ شنیده شده .

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 23 مهر 13961 نظر »

برگزاری دومین جلسه اخلاق عمومی با محوریت راهکارهای تربیت فرزند

 

 محمد مسلم وافی

 

حجت الاسلام و المسلمین محمد مسلم وافی در جلسه اخلاق عمومی که در مدرسه علمیه کوثر ورامین برگزار شد ضمن بیان اهمیت تربیت فرزند گفت : این امکان وجود ندارد که بتوان انسانی را یک روزه تربیت کرد .

 

وی افزود : وقتی در دین مبین اسلام برای نوشیدن یک لیوان آب ۱۳ دستور وجود دارد چطور ممکن است که برای تربیت فرزند دستوری نداشته باشد .

 

حجت الاسلام وافی ضمن بیان تفاوت در سرعت دریافت انسانها از میزان تربیت پذیری افراد بیان داشت : امام خمینی ( ره) در اولین جلسه دیدار با بنی صدر او را شناخت و به اطرافیان فرمود :که او فرد صالحی نیست .

 

استاد وافی با بیان تعاریف رایج در تربیت ، تربیت زوری یا فنری یا تحمیل محور را اولین نوع تربیت برشمرد و گفت : این شیوه با وارد کردن فشار بر فرزند و وادار کردن او به کارهایی که دوست داریم صورت می گیرد .

 

وی افزود : در این روش مانند فنری که پس از فشرده شدن رها می شود اگر فشار را از فرزند برداریم به شدت می پرد .

 

محمد مسلم وافی داغ کردن یا تلقین محوری را دومین شیوه تربیتی خواند و اظهار داشت : در این شیوه اگر فضای تربیتی سرد شود فرزند دست از همه چیز بر می دارد .

 

وافی تربیت قیفی را سومین نوع تربیت بیان کرد و آن را آموزش محور خواند و افزود : در این نوع تربیت با هر اشکالی که از فرد بگیریم ، این پاسخ را دریافت می کنیم که «من خودم می دانم »

 

حجت الاسلام وافی در تعریف نوع چهارم تربیت گفت : این شیوه از تربیت به صورت خودکنترلی و واکسینه محور است .

وی افزود : این نوع بهتر شیوه تربیتی است .

استادوافی در پایان با تاکید بر یادگیری صحیح اصول و فروع دین گفت : ما برای داشتن تربیت صحیح باید بدانیم چرا خدا عادل است ، چرا نبوت داریم و چرا قیامت وجود دارد .

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 22 مهر 1396نظر دهید »

تیرها را دقیق تر نشانه بگیریم

 

خلیج فارس

 

در شبی که ترامپ آن سخنرانی کذایی را کرد و ملت ایران را و نه حتی نظام و دولت ایران را، تروریست خواند.

در شبی که آمریکا مانند تمام دوران تیره و تار سابقش چون بدسگالی عهد شکن، پای قرارداد خودش نایستاد .

در شبی که این زورگوی تاریخی هم صدا با اسرائیل، ایران را به حمله نظامی تهدید کرد،…

در شبی که نوید بازگشت تحریم ها و فشارهای اقتصادی و در تنگنا قراردادن مردم ایران را داد.

در شبی که هویت ما، تمامیت ارضی ما، استقلال ما و آزادی ما را مانند تمام 80 سال اخیر نشانه رفت.

در شبی که نیروی نظامی ما را، نیروی مدافع امنیت و ثبات مان را در فهرست تروریستی گنجاند، …

در چنین شبی، آدم ها، مردم ایران، شناخته تر شده ها و اهالی سینما و حتی سیاست، از میان همه اینها خلیج_عربی گفتن رییس جمهور آمریکا را روی دست گرفته اند و آن را توهینی سخت شمرده اند…

خلیج فارس فارس است اما از میان آنچه او امشب گفت این شاید بی اهمیت ترین و بی ارزش ترین حرف او بود…

تیرها را جایی دقیق تر نشانه بگیریم…

 

 

هاتف خالدی

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: خواندنی ها, سیاسی
   شنبه 22 مهر 13961 نظر »

تشییع جنازه 

 

صدای لا اله الا الله جمعیتی که دارند جنازه مرد جوان را تشییع می کند غم عالم را توی دل آدم می ریزد  ، از همه بدتر ضجه ها و ناله های مادر و همسرش که اشکت را بدون اختیار سرازیر می کند . دیدن فرزند خردسالش طاقت آدم را طاب می کند.

 

خدا رحمتش کند خیلی زود رفت . آخر چرا باید میلگرد از جای خودش کنده شود و بر روی سرش بیفتد ؟ هر چه سنگ است مال پای لنگ است اگر یک شغل درستی و درمانی داشت الان زنده بود …

 

اینها چیزهایی بود که چند قدم آن طرف تر همسایه ها می گفتند و الحق و الانصاف که راست می گفتند ؛ جوان بخت برگشته اگر ژن خوبی داشت که سرساختمان کار نمی کرد . 

اگر ژن خوبی داشت که میلگرد روی سرش نمی افتاد . اصلا اگر ژن خوبی داشت نمی مرد یا لااقل الان و در این سن و سال آن هم با داشتن یک بچه کوچک نمی مرد .

 

مگر ندیده اید که صاحبان ژن خوب در کارخانه ها مدیر هستند و در گروه های سیاسی رئیس و در تصمیم گیریهای مهم کشوری نماینده همه اقشار مردم … آخر اینها ژن خوبشان را از پدر و مادر برتر از برتر خود گرفته اند ، اینها را چه نیازی به کار در ساختمان ، چه نیازی به زحمت کشیدن ، زحمت باید جور اینها را بکشد تا نکند ژن عزیزشان صدمه ببیند بالاخره به نسل بعدی شان هم باید چیزی از این ژن برسد یا نه ؟؟

 

میلگرد باید هم روی سرش می افتاد ، او ژن خوبی که نداشت هیچ ، ژن خوبی هم به ارث نگذاشت ، وگرنه بچه اش در این سن و سال بی پدر نمی شد . اتفاقا ژن همسرش هم بد بود وگرنه شوهر عزیز تر از جانش را از دست نمی داد ، بلکه با او زندگی می کردند اگر از زندگی با او  خسته می شد ، طلاق می گرفت و چند وقت بعد دوباره لباس سفید عروسی را به تن می کرد تا زندگی مشترک را با یکی دیگر تجربه کند … همه این دردها از نداشتن ژن خوب است .

 

آری همه اش همین است وگرنه فقیر و غنی که معنا ندارد . حیا هم که باید در ذهن باشد ، حلال و حرام هم که مال هزار و چهارصد سال قبل است .مابقی هر چه هست تویی و ژن خوبت و زرنگی ات … باور کن از نظر عده ای اگر این گونه نباشی باید هم بمیری..  

.

 

عبدی متین

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 20 مهر 13961 نظر »

برزخ بدان 

 

قرآن مجید در سوره یوسف و در سوره روم از دو مسئله یاد کرده ، در سوره یوسف از نفسی یاد می کند که آلوده به اماره بالسؤٔ است ، البته آلوده به اماره بالسو آفریده نشده بلکه در مسیر زندگی از طریق چشم ، گوش ، روابط و لذتهای مادی یک کشش شدیدی پیدا کرده که گاهی و بعد از مدتی هم همواره انسان را به انجام زشتیها و بدیها فرمان می دهد ، این را نفس بیمار می گویند که قابل معالجه و درمان هم هست و به احدی هم اجازه نداده اند که از درمان آن ناامید و مایوس باشد .


یک حالتی است که فقط در آن حالت فقط می خواهد ، حالا چه می خواهد ؟ از که می خواهی ؟ برای چه می خواهی ؟
جواب نمی دهد و روشنش این است که فقط می خواهد بخورد ، فقط می خواهد ببرد ، … زمانی که گرفتار این حالت است و هر چه به او بگویند که اینهایی را که بدون قید و شرط می خواهی پروردگار روی آن مهر حرام زده ولی او فقط می گوید می خواهم و تمام گنهکاران حرفه ای دچار این بیماری هستند یعنی بیماری اماره بالسؤٔ.


مسئله دوم در سوره روم است که پروردگار از یک حقیقت وجودی انسان تعبیر به فطرت می کند که فارسی آن می شود سرشت و فارسی در آن می شود بافت « فطرت الله التی فطر الناس علیها »
در سوره یوسف می گوید نفس بیمار ، اما اینجا پروردگار می فرماید سرشت الهی «التی فطر الناس علیها: همه انسان ها را بر این سرشت بافته » این یک حقیقت قیمتی است چون ناس اضافه الله شده …
الله ذات مستجمع جمیع صفات کمال است که صفات کمال نهایت است و نه عیب دارد و نه نقص دارد .

 

بدانید و یادتان بماند که سرشت ما به به زلف مستجمع جمیع صفات کمال ، گره خورده است . اما این گره را می توان باز کرد ولی خداوند در ادامه آیه می فرماید «لا تبدیل لخلق الله » این یک گره ابدی است ، سرشت تو اضافه به خدا شده است .

 

رابطه سرشت ما با پروردگار مثل رابطه کابل است با منبع تولید برق ، کابل زمانی ارزش دارد که بتواند ولتاژ برق را از مولد بگیرد و خانه را روشن کند .


سرشت ما که اضافه به الله شده قابل قطع شدن نیست . ما برای تامین انتقادات صحیح ، اخلاق حسنه و عمل صالح همیشه باید این رابطه با الله را حفظ کنیم و روی آن پوشش نیاوریم ، حجاب روی این رابطه نیاوریم .


انسان اگر کافر باشد این رابطه پنهان می شود و ظهور نمی کند اما در قیامت و اول مردن هم صدایش در می آید ، شما نمی ببینید اما مجرم انواع عذابهای جرم های خودش را می بیند . این فطرت که وصل به خداست صدایش در می آید کسی که یک عمر خدا نگفت ، یک عمر سجده نکرد ، یک عمر یک حلال و حرام خدا را توجه نکرد در آنجا می گوید «ربه »این صدای فطرت است در لحظه مردن ، چرا فطرت دادش در می آید ؟ می گوید « رب الرجعونی »
پروردگار بنا ندارد جواب کسی را ندهد« أٔنها کلمه هو قائلها » این قولی که می گویی مرا برگردان ، تیرگی بر تو چنان مسلط است که اگربرگردی باز هم گناه خواهی کرد . بعد وارد برزخ می شوند تا قیامت برپا شود

می فرماید در برزخ یک بدن بی وزن شبیه بدن دنیایی به او می دهد در جزء ۲۳ سوره مومن می فرماید « النار یعرضون علیها غلوا و عشیرا …» در برزخ تا قیامت برپا شود آن ارواح خبیثه را با آن بدن مثالی در معرض حملات آتش قرار می دهند تا قیامت برپا شود .
پوشش روی فطرت ، همین گناهان است ، همین معاصی است ، همین اموال حرام است . این برزخ بدان است

 

سخنان شیخ حسین انصاریان  شنیده شده ،

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 19 مهر 1396نظر دهید »

دین محوری و عاطفه ستیزی در حمایت از دین

 

زنان عاشورایی

 

گاهی منشأحب و دوستی، عنصر قوی عاطفه می‎باشد که مهمترین آن‎ها عاطفه زن و فرزند دوستی می‎باشد.

انسان‎های فاقد اراده و ایمان آن‎گاه که امرورشان بین ایمان و عاطفه مردد می‎شود، بر آنان عاطفه حاکم می‎شود و لیکن اهل ایمان و انسان‎‏های باتقوا، ایمان و عقیده را بر عاطفه ترجیح می‎دهند.

در جمع عاشوراییان، به افرادی برمی‎خوریم که بر سر دو راهی عقیده و عاطفه، با به کارگیری نیروی ایمان، عقیده را بر عاطفه ترجیح دادند و در میدان مبارزه با دست کشیدن از فرزند و همسر خود به یاری امام‎حسین(ع) شتافتند و از میدان سخت آزمایش الهی به خوبی بیرون آمدند.

 

- در اینجا جا دارد که از یکی از یاران بزرگ امام حسین(ع) یاد کنیم چرا که نمونه بزرگ عاطفه ستیزی را به همگان نشان داد. «محمدبن بشیرحضرمی» در گرماگرم نبرد در صحنه کربلا وقتی خبر اسیر شدن فرزندش را به وی دادند به نبرد خود ادامه داد. امام‎حسین(ع)  از این جریان آگاه شد و به محمدبن بشیر فرمود: اکنون بیعت را از تو برداشتم، برو و فرزندت را آزاد کن. حتی مبلغی پول در اختیار او گذاشت تا با هزینه کردن، فرزندش را آزاد کند. واضح است که در این موقع عاطفة پدری از یک سو و دفاع از عقیده و امام از سوی دیگر در درون او آتشی برمی‎انگیزد و او را بر سر دو راهی قرار می‎دهد. اما این سرباز ایثارگر با وجودی که امام معافیت وی را از نبرد امضاء کرد، روبه امام عرض کرد: به خدا قسم! هرگز چنین نخواهم کرد، طعمة گرگان درنده شوم، اگر چنین کنم. اینگونه است که عقیده و ایمان بر عاطفه پیروز می‎گردد.[1] 

 

در صحنه عاشورا فقط این مردان نبودند که چنین نقش ایفا کردند، چرا که زنان مؤمن و پارسا و شجاعی هم بودند که نقش به سزایی در تشویق مردان در حمایت از حسین(ع) داشتند. روشن و واضح است که زنان موجودات عاطفی هستند و در این صحنه با زیر پا ‎گذاشتن کشش‎های عاطفی برای بانوان به مراتب مشکل‎تر از مردان است به همین دلیل داستان محمدبن‎بشیر را در اینجا آوردیم تا بتوان عاطفه مادری را در مقایسه و مقابل عاطفه پدری قرار دهیم.

لیکن ایمان قوی بعضی از بانوان از آنان در میدان نبرد انسان‎های نمونه ساخته است که یکی از آنان بانویی است به نام «امّ عمرو» این شیرزن کربلایی بعد از آنکه شوهرش «جناده بن‎کعب‎انصاری» در کربلا به شهادت رسید به پسرش «عمرو» سفارش کرد که در رکاب امام حسین(ع) به دفاع بپردازد. او خواستة مادر را پیروی کرد و پا به میدان جنگ نهاد، امام وقتی وی را در میدان جنگ دید، فرمود: تو به جهت کشته شدن پدرت از جهاد معاف می‎شوی. از این رو پس از تشکر و قدردانی از وی، امر کرد که به سوی مادرش برگردد. جوان با چشمانی اشک بار به طرف مادرش رفت که در این لحظه‎ام عمرو به فرزندش گفت: چرا برگشتی؟ آیا از مرگ و کشته شدن ترسیدی؟

 

فرزند جواب داد: نه مادر، امام حسین(ع) به من اجازه جنگ نداد.

مادر که از خیرخواهی امام حسین(ع) نسبت به فرزندش آگاه بود به او گفت: به سوی امام برگرد و بگو: مادرم مرا امر کرده که با شما باشم.

این فرزند دلاور که لحظاتی پیش پدر را از دست داده با کسب اجازه از امام حسین(ع) به معرکه جنگ وارد می‎شود و با دشمن به ستیز برمی‎خیزد و بعد از حماسه‎ای که می‎آفریند، به دست دشمن نابه‎کار شهید می‎شود و سرش را از بدن جدا می‎کنند و به طرف سپاه اسلام می‎اندازند. مادر آن سر را برداشت و بوسید و به سوی دشمن افکند و گفت: ما آنچه در راه خدا داده‎ایم، پس نمی‎گیریم.

این شیرزن کربلایی با زیر پاگذاشتن عاطفه فرزند دوستی در پرتو ایمان و خدا محوری شدیدش، عمود خیمه را برداشت و به دشمن حمله‎ور شد که امام وی را به خیمه بازگرداند و برایش دعای خیر کرد.[2]

 

یکی‎دیگر از کسانی که در عرصة مقابله عاطفه و عقیده قرار می‎گیرد، ایمان و عقیده را بر عاطفه ترجیح می‎دهد زنی است به نام ام‎وهب، وی مادر «وهب» شهید کربلاست که هر دو مسیحی بودند و در محضر امام حسین(ع) اسلام آوردند و حال این جوان تازه مسلمان که همراه همسر و مادرش در کربلا حاضر بودند، مادر وهب در روز عاشورا به وهب گفت: به جای شیری که به تو دادم دلم می‎خواهد در خدمت امام حسین(ع) تا سر حد شهادت بجنگی. وهب گفت: در مورد همسرم چه کنم؟ مادر گفت: عزیزم، جمال همیشگی را به جمال چند روزه دنیا مفروش. سخنان مادر، وهب را دگرگون ساخت. او دیگر عاشق امام حسین(ع) شده بود. همسرش به او گفت: من از آن می‎ترسم که چون شهید شوی و به بهشت درآیی، مرا فراموش نمایی، از تو می‎خواهم در حضور امام حسین(ع) با من عهد کنی که در قیامت از من جدا نشوی. سپس هر دو خدمت امام(ع) رسیدند و همسر وهب از امام حسین(ع) خواست که از وهب عهد بگیرد و علاوه براین سفارش او را به اهل‎بیت نماید. امام حسین(ع) درخواست او را اجابت کرد، سپس وهب به میدان بازگشت و جنگید تا به شهادت رسید. آنگاه مادر آهنگ میدان جنگ داشت که امام فرمود: جهاد از زنان برداشته شده است و او را به خیمه بازگرداند.[3]



1- علی بن محمد جرزی ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفه الصحابه، مترجم: محمد احمد شور، دارالشعب قاهره، چاپ اول، ج5، ص237.
2- عباس قمي، ترجمه، نفس المهوم، ص239.
3- ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعه، ص305.

4-بخشی از پایان نامه خانم فاطمه فلاح انبوهي با موضوع نقش بانوان در واقعه کربلا

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 18 مهر 1396نظر دهید »

سروده افشین علا درباره کردستان که «به دشمنان قوم کُرد» نام دارد مورد تحسین رهبر انقلاب قرار گرفت.متن کامل شعر بدین شرح است:

 

افشین علا

 

«به دشمنان قوم کُرد» ای دشمن صهیونی مولود عنودان

اینجا نه عراق است، نه شام است، نه سودان

 

آواره تویی فکر نگونبختی خود باش

کُردان نه خمارند، نه محتاج خمودان

 

از نیل چه دیدی که فراتت شده مقصد؟

نیلی شوی از سیلی این جامه کبودان

 

جای دگری دام نه ای جغد که این قوم

دیدند چه بسیار فرازان و فرودان

 

ارکان مریوان و سنندج نشود کج

از باد بریتانی و از جهد جهودان

 

از تجزیه تاجی نرود بر سرت ای خصم

این قوم ز اشرار، کله کنده و خودان

 

ایرانی و کُردیم و جز این پرچم گلگون

رنگی نپذیریم، بمیرند حسودان!

 

افشین علا مهر۹۶

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 17 مهر 1396نظر دهید »

علم بدون کسب معرفت بی فایده است

مدیر مدرسه علمیه کوثر ورامین با بیان اینکه هدف انسان باید به گونه‌ای باشد که زمینه رشد و تغییر انسان را فراهم آورد، گفت: سپری کردن مدارج علمی بالا بدون کسب معرفت و نور بی فایده است.

 

مدرسه علمیه کوثر ورامین

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، طاهره شاکری مدیر مدرسه علمیه کوثر ورامین، امروز در جلسه درس اخلاق که در همین حوزه علمیه با حضور اساتید و طلاب برگزار شد، گفت: اعتقاد، معیار سنجش ایمان است.

 

وی افزود: تفکر و جهانبینی انسان نباید محصور در حیات دنیوی باشد و از اعتقاد به معاد غفلت کند.

 

شاکری با استناد به روایتی از امام صادق(ع)، ابراز کرد: حضرت فرمودند: ایمان مومن از براده‌های آهن قویتر است، چرا که اگر انسان مومن را بکشند و سپس زنده کنند کمترین تغییری در قلب او ایجاد نمی‌شود؛ ایمان مومن چیزی نیست که دستخوش تغییر و تزلزل قرار گیرد.

 

مدیر مدرسه علمیه کوثر ورامین با بیان اینکه ایمان شهدا آنان را به درجه رفیع شهادت می‌رساند، اظهار داشت: سردار بی سر شهید محسن حججی نمونه بارز یک انسان مومن است چرا که او در اسارت زیر شکنجه‌های سخت لحظه‌ای ایمان و استقامت خود را از دست نداد و دشمن را در حسرت اشک و التماس باقی گذاشت.

 

شاکری با تاکید بر اینکه هدف اصلی شهید حججی شهادت بود، گفت: همت بالا نشات گرفته از جهان بینی قوی انسان است که خداوند را الهی می‌کند.

وی در خصوص تفاوت ایمان مستقر و ایمان مستودع، تصریح کرد: ایمان مستودع همان ایمان عاریه است نمونه‌اش عبدالملک مروان که قبل از فوت پدرش مدام در مسجد حضور داشت اما با شنیدن خبر مرگ پدر قرآن کریم را بست و به چنان پستی و شقاوتی روی آورد که روزی از او پرسیدند آیا شراب می‌خوری؟ پاسخ داد شراب که سهل است خون هم می‌خورم.

 

مدیر مدرسه علمیه کوثر ورامین با تاکید بر اینکه هدف انسان باید به گونه‌ای باشد که زمینه رشد و تغییر او را فراهم آورد، گفت: انسان باید به معاد و روز رستاخیز ایمان داشته باشد انسان‌های معادباور نماد ایستادگی و استقامت هستند.

 

وی با خطاب قرار دادن طلاب، تاکید کرد: سپری کردن مدارج علمی بدون کسب معرفت و نور ایمان بی ثمر است.

 

طاهری خاطر نشان کرد: علت غایی انسان وقتی زیبا می‌شود که به راحتی بر تمایلات نفسانی خویش فائق آید.

 

 

http://www.rasanews.ir/detail/News/530479/81

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 17 مهر 1396نظر دهید »

خواص باطل گرا

خواص باطل گرا

 

در هر جامعه ای خواصی داریم و عوامی . عوام را کنار بگذاریم و سراغ خواص بیاییم . طبعا خواص دو جبهه هستند ؛ خواص جبهه حق و خواص جبهه باطل .


عده ای اهل فرهنگ و معرفتند ، برای جبهه حق کار می کنند . فهمیده اند که حق کدام است ، حق را شناخته اند ؛ برای حق حرکت می کنند ، کار می کنند . اهل تسخیصند . اینها یک دسته اند .


یک دسته هم نقطه مقابل حقند ، ضد حقند، اگر باز به در اسلام برویم یک عده اصحاب امیرالمومنین و امام حسین علیهم السلام هستند یک عده هم اصحاب معاویه اند . در بین آنها هم خواص بودند .

 

آدم های بافکر ، آدمهای عاقل ، طرفداران بن امیه ، آنها هم خواصند.


پس خواص هم در جامعه دو گونه است ؛ خواص طرفدار حق و خواص طرفدار باطل با خواص طرفدار باطل باید جنگید و این محل کلام نیست .

 

 

دیده شده در کتاب عاشورا در پرتو انوار ولایت ،تنظیم معاونت فرهنگی تربیتی حوزه های علمیه خواهران ،بیانات مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان لشکر ۲۷ حضرت رسول الله در ۷۵/۳/۲۰،  ص ۳۸

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 16 مهر 1396نظر دهید »

مناجات با امام زمان

مصائب شام

 

یا امام زمان


وقتی نفس گرفته ، دلم در هوایتان
‏یعنی منم که زنده ام از اشک هایتان

 

‏داوود من ! دوباره بخوان تا که عالمی
‏ایمان بیاورد به طنینِ صدایتان

 

‏از این همه سحر که گذشته است می شود
‏یک شب نصیب این دل من هم دعایتان

 

‏این اشتراک چشم من و چشم خیستان
‏من گریه ام به کشته ی کرببلایتان

 

آقا اجازه می دهید هر وقت آمدید
‏نقاشیم کنند مرا زیر پایتان ؟

 

یک روز عاشقانه تو از راه می رسی
‏آن روز واجب است بمیرم برایتان

 

علی اکبر لطیفیان

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: خواندنی ها, اشعار
   جمعه 14 مهر 13961 نظر »

انواع مردم در جامعه

از نظر بزرگان اهل تحقیق در مسایل اجتماعی ، در هر جامعه ای و هر امتی مردم سه گروهند :

 

حسین علیه السلام

 

گروه اول : مقهور شهواتند و در حد جنون ، مجذوب تمایلات نفسانی خود هستند ، به گونه ای که برای رسیدن به آن هواهای نفسانی از هیچ جنایتی خودداری نکرده و بر هیچ حقی ابقا نمی کنند . به فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام :« منهوما باللذهِِ سَلِسَ القیاده للشهوه ، او مغروماًً بالجمع و الادخار …. قرب شیٔ شبها بهما الانعام الساعمه : گروهی تشنه لذاتند و اینها زمانشان به دست شهوات داده شده ، در قبال شهوات حیوانی رام و منقاد هستند و تلاش می کنند حطام دنیوی را گردآوری کنند … شبیه ترین موجودات به اینها ، چهارپایان چرخنده اند »( نهج البلاغه ، حکمت ۱۳۹)

 

چنان که دقت می فرماید امام علیه السلام دراین بیان خود چهارپایان را به این نوع آدم ها تشبیه کرده و نفرموده اند که اینها شبیه چهارپاینند؛ یعنی به قدری اینها منحط شده اند که باید حیوانات را تشبیه به اینها کرد و گفت «  قرب شیٔ شبها بهما الانعام الساعمه ؛ شبیه ترین موجودات به اینها ، چهارپایان چرخنده اند »

 

گروه دوم : متوسط هستند و اکثریت را شامل می شوند . اینان جاهلانی اند که خیلی سوء نیت ندارند اما مشخِص هم نیستند . زندگی شان با جهل و نادانی توام است . درباره این گروه فرموده اند : اینان مردمانی نادانند و همچون مگس های ضعیف و ناتوانند که پرواز می کنند و بر سر و صورت حیوانات می نشینند و گوشمان به هر صدایی حساس است . هنگامی که از جایی صدایی بلند شد به دنبال آن حرکت می کنند . نان به نرخ روز می خورند و هر چه رایج شد همان را می پسندند .« یمیلون مع کل ریح ؛ از هر جا که باد بوزد به همان قیمت خم می شوند »

« لم یستضیٔو بنور العلم و لم یلجأوا الی رکن وثیق : نه خودشان مشعل علم را به دست دارند و نه به دنبال مشعلداران علم می برند»

 

گروه سوم : و گروه سومی هو وجود دارد که در اقلیت به سر می برند ، اینان در هر جامعه ای خواهان حقند و باطل را دوست ندارند . دلشان می خواهد همیشه حق خاکم باشد و باطل بمیرد . ولی همین افراد هم اگر حالاتشان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد به سه گروه تقسیم می شوند :

 

الف ) بعضی فقط حق راطالبند و قلبا آرزو دارند که ای کاش حق حاکم می شد و باطل از بین می رفت و می گویند چه خوب می شد که حق حاکمیت پیدا می کرد ! 

ولی در مقام عمل در زندگی شخصی حاضر به اجرای فرمان حق نیستند . در کارهای شخصی دنبال باطل می روند و به دنبال هوای نفسانی خود هستند و آرزوهای آنها فقط در حد ذهن و خیال است .

 

ب) این دسته هم قلبا خواهان حق هستند و هم عملا به حق عمل می کنند . زندگی شخصی خود را با حق منطبق می کنند . می کوشند در زندگیشان باطل راه نیابد و واقعا حق جلوه کند ، ولی اینقدر همت ندارند که در جامعه قیام کنند و در مقابل باطل بایستند .

 

ج) دسته سوم کسانی هستند که خیلی در اقلیتند و به ندرت در هر جامعه ای یافت می شوند . اینها علاوه بر این که قلبا و عملا خواهان و اجرا کننده ی حق هستند و در عین حال قیام هم می کنند و در مقابل زورگویی و ستمگری می ایستند و مقاومت می کنند تا آن حد که از فدا کردن جان و مال خود دریغ نمی ورزند و همه گونه فداکاری را در راه احیای حق متحمل می شوند ، و به برکت وجود همین افراد است که پرچم حق در جامعه دراهتزاز است . به فرموده قرآن کریم :« ..و لو الا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا ……: اگر نبودن گروه مومن حق طلب که در مقابل باطل گرایان بایستند تا به حال همه عبدها ، چه معبد یهود و چه معبد نصارا و چه مساجد مسلمین ، حتی اسم خدا هم متروک و نابود شده بود . اینانند که در مقابل باطل می ایستند و مدافع حریم حقند .

 

«وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ : و قطعاً خداوند کسی که (دین) او را یاری کند، یاری می‌دهد، زیرا خداوند نیرومند و شکست ناپذیر است»( سوره حج آیه ۴۰ ) 

 

بعد قرآن می فرماید همین جمعیت محدودند که ما عاقبت آنان را بر عالم سلطه می دهیم « الذین ان مکناهم فی الارض : این گروه وقتی که حکومت زمین را به دست گیرند »

 

« اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور : نماز را به پا می دارند و زکات می پردازند و امر به معروف.  نهی از منکر می کنند و سرانجام امور از آن خداوند متعال است »( سوره حج آیه ۴۱) 

 

و اما سرسلسله این گروه در اقلیت کسی نیست جز وجود اقدس سید و سالار شهدا علیه السلام که ابن ابی الحدید معتزلی شارح نهج البلاغه چنین می گوید « سید اهل الابأ الذی علم الناس الحمیه و الموت تحت ظلال السیوف : آن بزرگواری که به عالم بشریت ، مردانگی و حمیت را یاد داد و مرگ زیر سایه شمشیرش را به مردم آموخت »

 

سید اهل الابا یعنی کسانی که مناعت طبع دارند و عزت نفس دارند و در مقابل ظلم و ستم سر خم نمی کنند ، اینان هر که هستن. و هر کجا که هستند مولا و سرورشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام است …

 

 

دیده شده در کتاب از حسین گفتن تا حسینی شدن ، سید محمد ضیا آبادی ، انتشارات بنیاد خیریه الزهرا ، ص ۲_ ۶ 

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 12 مهر 1396نظر دهید »

عبرتهای عاشورا

 

چطور شد که جامعه اسلامی به محوریت پیامبر عظیم الشان صلی الله ، آن عشق مردم به او ، آن ایمان عمیق مردم به او ، آن جامعه سرتاپا حماسه و شور دینی و …بعد از پنجاه سال کارشان به آنجا رسید که جمع شدند فرزند همین پیامبر را با فجیع ترین وضعی کشتند ؟! انحراف ، عقب گرد ، برگشت به پشت سر بیشتر از این چه می شود ؟!

 

عبرتهای عاشورا

 

زینب کبری سلام الله در بازار کوفه آن خطبه عظیم را اساسا بر همین محور ایراد کرد « الا یا اهل الکوفه ، یا اهل الختل و الغدر ، أتبکون ؟! امّا بعد، ای مردم كوفه، ای مردم خیانتکار و پیمان شکن و بی‌غیرت، گریه می کنید ؟خشك نشود…» 

مردم کوفه وقتی که سر مبارک امام حسین علیه السلام را روی نیزه مشاهده کردند و دختر علی را اسیر دیدند و فاجعه را از نزدیک لمس کردند ، بنا کردند به ضجه و گریه کردن . فرمود « اتبکون : گریه می کنید ،؟»

« رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَ لَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ إِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً. : اشكتان خشك نشود و ناله‌هایتان آرام نگیرد، مثل شما همانند آن زنی است که رشته خود را پس از محکم تابیدن از هم باز کرد…»

 

این همان برگشت است ؛ برگشت به قهقرا و عقب گرد ، شما مثل زنی هستید که پشم ها یا پنبه ها را با مغز نخ می کند ؛ بعد از آن که این نخ ها آماده شد ، دوباره شروع می کند دوباره نخ را از نو باز و پنبه می کند ! شما در حقیقت نخ های رشته خود را پنبه کرده اید . این همان برگشت است ، این عبرت است .

 

هر جامعه اسلامی در همین خطر است . امام خمینی عزیز بزرگ ما ، افتخار بزرگش این بود که بتواند یک امت عامل به سخن آن پیامبر باشد . شخصیت انسانهای غیر پیامبر و غیر معصوم ، مگر با آن شخصیت عظیم قابل مقایسه است ؟ 

او ، آن جامعه را به وجود و آن سرانجام به دنبالش آمد . آیا هر جامعه اسلامی همین عاقبت را دارد ؟ 

اگر عبرت بگیرید ؛ نه ! 

اگر عبرت نگیرید ؛ بله ! 

عبرت های عاشورا این جاست 

 

 

دیده شده در کتاب عاشورا در پرتو انوار ولایت ، معاونت فرهنگی و تربیتی حوزه های علمیه ، بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مقاومت بسیج ۷۱/۴/۲۳ ، ۱۳ محرم ۱۴۱۳ 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 10 مهر 1396نظر دهید »

قيام عاشوراي امام حسين(ع) و سبک زندگي؟

پيامدهاي عملي قيام عاشوراي امام حسين(ع) در زندگي اجتهادي، عملي و اقتصادي و سياسي و … چيست؟


 سبک زندگی عاشورایی

 

 

ارزيابى حادثه خونين كربلا و آثار و نتايج اين قيام پرشور و فداكارى بى نظير، نيازمند مطالعه اى گسترده است; اين حقيقتى است كه از مطالعه نوشته هاى دانشمندان به دست مى آيد. درسهايى كه قيام امام حسين(عليه السلام) به ما مى آموزد بسيار است كه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم:

1. هدف اصلى مصلحان حقيقى و پاسداران حق، تحكيم حق، كوبيدن باطل، احياى نام خداوند، مواسات، اعتلاى دين و آزادى و عدالت اجتماعى است تا در پرتو آن طبقات محروم و ستمديده بتوانند از حق خويش برخوردار شوند. امام حسين(عليه السلام) مى ديد كه ملّت اسلام در اثر تبليغات سوء دشمن، فساد و ستم را پيشه كرده و عدالت، حريّت و كمالات را به فراموشى سپرده و به تبهكارى و بندگى شهوات روى آورده است. امام حسين(عليه السلام) مى ديد كه قوانين الهى در حال فراموشى و نابودى اند و اسلام عزيز فداى هوسرانيهاى افراد نالايق و خواسته هاى شوم بلهوسان شده است; پس قيام كرد و با نهضت خود اسلام را جانى تازه بخشيد.

 

2. امام حسين(عليه السلام) به مردم فهماند كه ملّت اسلام و بلكه هر ملّتى بايد از زير بار ستم نجات يابد.

3. با قيام امام حسين(عليه السلام) احكام اسلام و برنامه هاى عالى دينى و توحيدى پس از آنكه مدّت ها در حال فراموشى بود، دوباره محور زندگى مردم قرار گرفت.

4. قيام امام حسين(عليه السلام) اين بصيرت را به مسلمانان داد كه اسلام بالاتر از همه چيز است و براى برقرارى آن بايد از همه چيز گذشت و براى بزرگداشت احكام و سنن آن فداكارى كرد.

5. نهضت عاشورا درس ديندارى و استقامت در برابر ظلم و كفر به مسلمانان و انسان ها داد و روح شهامت و شجاعت را در مسلمان ها زنده كرد.

6. قيام كربلا احساسات و عواطف دينى مردم را برانگيخت تا همه بدانند در پيشگاه چه كسى بايد خضوع كرد.

7. حادثه خونين كربلا موجب تأسيس مكتب عالى فضيلت و تعليم تربيت صحيح شد كه خود رمز بقاى مذهب تشيّع و اسلام است.

8. اين قيام زمينه ساز محكوميت بنى اميّه در ذهن مسلمانان و ساير ملل جهان شد. به نقل از سايت تبيان

 

بخش اول: چرایی فرهنگ عاشورا؛

مقدمه:

«مقصود از فرهنگ عاشورا؛ مجموعه مفاهیم، سخنان، اهداف و انگیزه ها، شیوه های عمل، روحیات و اخلاقیات والایی است که در نهضت کربلا گفته شده یا به آنها عمل شده یا در حوادث آن نهضت، تجسم یافته است. این ارزش ها و باورها هم در کلمات سیدالشهداء(ع) و اصحاب و فرزندان حضرت متجلی است. مجموعه آن باورها و ارزش ها و مفاهیم را می توان در عنوان های زیر خلاصه کرد:

مقابله با تحریف دینی، مبارزه با ستم طاغوت ها، و جور حکومت ها، عزت و شرافت انسان، ترویج مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار، پیروزی خون بر شمشیر و شهادت بر فاجعه، شهادت بر فاجعه، شهادت طلبی و آمادگی برای مرگ، احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر و سنت های اسلامی، فتوت و جوانمردی حتی در برخورد با دشمن، نفی سازش با جوریا رضایت به ستم، اصلاح طلبی در جامعه، عمل به تکلیف به خاطر رضای خدا، تکلیف گرایی چه به صورت فتح یا کشته شدن، جهاد و فداکاری همه جانبه، قربانی کردن خود در راه احیاء دین، آمیختن عرفان با حماسه و جهاد با گریه، قیام خالصانه برای خدا، نماز اول وقت، شجاعت و شهامت در برابر دشمن، صبر و مقاومت در راه هدف تا مرز جان، ایثار، وفا، پیروزی گروه اندک ولی حق بر انبوه گروه باطل، هواداری از امام حق و برائت و بیزاری ازحکام جور، حفظ کرامت امت اسلامی، لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن لبیک گویی به فریاد استغاثه مظلومان، فدا شدن انسان ها در راه ارزش ها و..» (مزروعي ،عليرضا مهندسي فرهنگ عاشور)

 

اهمیت فرهنگ عاشورا: نقش الگو در جهت دهی و سمت وسو دادن به زندگی انسانها همواره مورد توجه زیرا که الگو تاثیر عمیق در رفتار و کردار افراد و حتی جوامع دارد .از این رو فرهنگ عاشورا در طول تاريخ همواره براي جامعه اسلامي و مؤمنين الهام بخش بوده و به تعبير روايت ، حرارتي در دلهاي مؤمنين ايجاد كرده كه هرگز به سردي نمي گرايد.علاوه برآن فرهنگ عاشورا در زدودن خرافات و انحرافات واصلاح وبرقراری ارزشهای الهی،آسمانی نقش به سزایی دارد.

 

تأمل وتدبر در جوانب مختلف نهضت عاشورا اهمیت هرچه بیشتر الگو بودن آن را اثبات می کند.زیرا که فرهنگ عاشورا، فرهنگی برخاسته از متن قرآن کریم و سیره اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است. این فرهنگ قدرت و جاذبه فوق العاده و نیز زیبایی و درخشش منحصر به فرد داشته و در صورتی که درست و بدون کم و زیاد کردن اجزاء و تحریف معنوی و ظاهری ارائه شود، تحول آفرین و زندگی ساز است. وکوتاه سخن آنکه فرهنگ عاشورا همان زیربنای عقیدتی و فکری است که در امام حسین(ع) و شهدای کربلا و اسرای اهل بیت(ع) بود و سبب پیدایش آن حماسه و ماندگاری آن قیام شد.

بخش دوم:

الگوهای کاربردی عاشورا در جامعه امروز:

با توجه به آموزه های سیاسی ،اخلاقی،مدیریتی ،می توان الگوهای کاربردی وبه عبارتی درسهای آموزشی از نهضت عاشورا در جهان امروزی دریافت کرد.چرا که فرهنگ عاشورا دائرةالمعارف ومملواز الگو ها ست.ودر روایتی ازامام حسین علیه السلام می خوانیم «فلکم فی اسوه»من برای شما الگو هستم(محمدی،محمد علی؛الگوهای عاشورایی،ص275)

ما به نمونه هایی از الگوهای کاربردی اشاره می کنیم.

الف.الگوهای کاربردی سیاسی:

1.الگوی کاربردی در باب ولایت مداربودن:درباب پیروی از ولایت فقیه وپذیرش حاکمیت او ،امروزه افرادی هستند که هنوز دچار اوهام غلط خود بوده وبیراهه می اندیشند.با مطالعه وآشنایی فرهنگ عاشورا والگوگیر والگو سازی آن می توان این مشکل را برطرف نمود. حضرت امام حسین علیه السلام در جریان عاشورا ؛هنگام اعزام به کوفه در منزلگاه بیضه در خطبه ای به اهل کوفه ،آنان را از عواقب تأسف بارپیمان شکنی برحذر داشت وفرمود :نامه های شما به دستم رسید فرستاده های شما پی در پی آمدند که شما با بیعت خود ما را تسلیم دشمن نمی کنید اگر بر بیعت خود ثابت بمانید به رشد وکمال می رسید. آنگاه امام این آیه شریفه را تلاوت نمود « فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى‏ بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتيهِ أَجْراً عَظيما( الفتح10)

خداوند در این آیه به پیمان بستن وعواقب پیمان شکنی با پیامبر صلی الله علیه وآله اشاره کرده وفرموده است :ای رسول ما کسانی که با تو بیعت می کنند در حقیقت با خدا بیعت می کنند …پس هر کس پیمان شکنی کند تنها به زیان خود پیمان شکسته . امام در واقع با استناد به این آیه ،به اهل کوفه وهمه مسمانان فهماند که پیمان بستن با پیامبر وامام معصوم علیه السلام در حقیقت پیمان با خداست وشکستن این پیمان نقض عهد الهی است وعواقب وخیمی در پی دارد.( پاک نیا،عبدالکریم؛پیامهای قرآنی عاشورا،ص88)

بدون تردید عهد وپیمان با ولی فقیه ،همانند عهدوپیمان با معصوم(ع) می باشد،زیرا که در عصر غیبت ولی فقیه جانشین ونائب امام معصوم می باشد.

 

2.مبارزه با طاغوت واستعمار: از جمله مشکلات گریبانگیر در جوامع مسلمین ،وجود استعمار نو اقتصادی ،سیاسی وفرهنگی است ،که هر آزاده ای را خون دل می خوراند.با الگو گیری از نهضت جاوید کربلا می توان دست استعمار را از این کشورها کوتاه کرد. همه می دانیم که یکی از اصول حرکت امام حسین علیه السلام بیعت نکردن با یزید ومبارزه علیه او بوده است امروز گرچه یزیدی در کار نیست ولی «در زمان ماهم هستند کسانی که خط دین ستیزی را ادامه می دهند،با دین خدا در ستیزند ،نمی خواهند دین باشد،حاکمیت دینی باشد ،مثل همه قلدرهای دنیازورگویان زمان ما . حضرت امیر مومنان علی علیه السلام فرموده اند «من اراد ان یسئل عن امرنا وامر القوم فانا واشیاعنا یوم خلق الله السماوات والارض علی سنة موسی واشیاعه وان عدونا واشیاعه علی سنة فرعون واشیاعه»خط ما ودوستان ما خط موسی است وخط دشمنان ما خط فرعون،است.. یزید ویزیدی ادامه دارد ،بنی امی ادامه دارد.(آیت الله استادی؛رضا عاشورا ومهدی باوران، ص72)

 

امروزه جوامع اسلامی با الگوگیری از این خط ومشی می توانند سایه استکبار واستعمار شوم را از جوامع خود برچینند.همانطورکه«جمله معروف «مهاتما گاندی»رهبر آزادی خواه هندوستان که برای رهایی مردم این کشور از یوق انگلستان در تاریخ ثبت شده است .او خطاب به مردم هندوستان چنین گفت: «من زندگی امام حسین،آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام وتوجه کافی به صفحات کربلا نموده ام؛برمن روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد،باید از سرمشق امام حسین پیروی کند.»(بیات حجت الله ؛عاشورا سرمشق انقلاب اسلامی ص298)

 

3.الگوی تشخیص خط ومشی قیامها واحزاب وجریانات:از جمله مسائل امروز جوامع تنوع وگوناگونی احزاب(همانند لبنان وایران) قیامها وفراخوانها(همانند عراق)ونیز تبلیغات مسموم کذایی عرفانهای کذایی وجریانات نوظهور در جوامع می باشد. به نظر می رسد از بحران زا ترین مشکلات این جوامع می باشد که افراد را در تشخیص صحت وسقم مدعای آنها با مشکل مواجه می کند. با تأمل ودر سخنان ابا عبدالله علیه السلام می توان در این مورد نیز الگو گیری کرد.زمانی که امام به هنگام شروع حرکت خود از مدینه مورد اعتراض عمرو بن سعید حاکم مدینه قرار گرفت.امام با الهام از آیه شریفه «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّني‏ مِنَ الْمُسْلِمين‏» گفته چه كس نيكوتر از گفته كسى است كه مردمان را به خدا فراخواند، و خود عمل صالح كرد، و گفت كه من نيز از مؤمنان به اسلامم‏ (فصلت33)پاسخ داد.فانه لم یشاقق الله ورسوله من دعا الی الله عزوجل وعمل صالحا ،قال اننی من المسلمین. امام در اینجا « به صراحت سه ویژگی با ارزش را در حرکت خود مشخص کرد از جمله دعوت به الله ،عمل صالح ،تسلیم در برابر حق.آن حضرت در حقیقت ضمن بیان معیار حرکتهای توحیدی ،به آیندگان می آموزاند که انقلابهای ارزشیرا از غیر آن بشناسند وبدانند هرگروه وشخص که در برنامه خود دعوت به سوی خدا ،عمل صالح وتسلیم در مقابل حق را گنجانده، آن قیام الهی است وگرنه ارزشی ندارد.(اقتباس از پاک نیا،عبدالکریم؛همان،ص82).

 

ب.الگوی مدیریتی: از نهضت عاشورا می توان در مباحث مدیریتی واداره جامعه نیزالگوبرداری کرد. «برخورد امام با «عبید الله بن حر جعفی» از سرشناسان کوفه ودعوت از او برای همراهی از حماسه عاشورای امام وپاسخ منفی او بر یاری امام ؛عبیداله بن حر جعفی گفت من از نظر مالی یاریتان می کنم (دادن اسب تند رو وشمشیر)امام فرمود »ما برای شمشیر واسب تو نیامده ایم ،ما یاری کردن شخص تو را می خواهیم اگر توجان خود را از ما دریغ می داری ما نیازی به مال شما نداریم .سپس امام حسین علیه السلام آیه شریفه «وما کنت متخذا المضلین عضدا» تلاوت نمود وبا آن به ما آموخت که در مکتبهای توحیدی کارگزاران امین وجان برکف لازم است وافراد ترسو ضعیف النفس وضعیف الایمان ،هرگز نمی توانند دین حق را یاری کنند واز ارزشهای الهی پاسداری نمایند ، منحرفان سیاسی که استقلال فکری ،سیاسی واقتصادی دارند،نمی توانند تا پایان مقاومت کنند ودر یک کلام افرادگمراه وعاجز وناتوان درحرکتهای هدایت آفرینی افراد را باید در گردنه های سخت آزمایش کرد ونیروهای مخلص وتمام عیار راانتخاب نمود.»(اقتباس از پاک نیا،عبدالکریم؛همان،ص88)

 

ج.الگوی اخلاقی وعرفانی:از الگوهای کابردی واقعه عاشورا ،می توان به جنبه های اخلاقی آن اشاره کرد. یکی از این آموزه های اخلاقی ،تکرار مکررآیه استرجاع(انا لله وانا الیه راجعون)از جانب حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام ، می باشد .امام پیش از شروع جنگ وهنگام اعزام به کربلا وهمچنین هنگام دریافت خبرشهادت ومشاهده یاران خود بارها این آیه را تلاوت می فرمودند؛این آیه واضح ترین شعار حق جویان وسالکان وادی عرفان می باشد که در هنگام برخورد با مشکلات ومشقات وکمبودها ومصائب از عمق جان به دریای بی کران فضل ورحمت الهی پناهنده شوند. این شیوه برخورد با شدائد ومصائب زندگی در دنیای امروزی فاقد معنویات ویا حداقل با معنویات کم نورمی تواند الگویی خوبی برای تغییر نگرش افراد به مادیات ورقابت سخت آنان در بعد مادی باشد.وبه عبارت واضح تر به انسانها جهانبینی دهد که دنیا سرای ماندگار نیست.وخلاصه آنکه این رفتار امام در تصحیح وتعدیل وتقویت ایمان ما ونحوه برخورد بادنیا نقش به سزایی دارد(اقتباس از همان).

 

د.الگوگیری جامعه شناختی:ازآنجا که اصلاح فرد وجوامع از کژی ها وانحرافات،وخواسته باطنی هر انسان آزاده وکمال جویی است،با نگاه ورویکرد جامعه شناختی به نهضت وفرهنگ عاشورا ،می توان احیای ارزشهای اجتماعیدوباره احیا کرد.زیرا که ارزشها از جمله نیازهای کلیدی هر جامعه اند که به تعبیر جامعه شناسان«قوام جامعه»به آنهاست….از این رو وجود چنین ارزشهایی در جامعه انسانی امری حیاتی وضروی بوده ،احیای آنها بالندگی،نشاط،کرامت،معنویت وانسانیت را برای جامع به ارمغان می آورد.(اقتباس ازمریجی،شمس الله؛نقش نهضت حسینی در احیای ارزشهای اجتماعی ، ص92)

 

این نکته را می توان ازکلام نورانی امام حسین علیه السلام دراین مورد برداشت کرد: « إِنمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي ص أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي‏»(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏44 ص:330 ، باب 37 )

 

من نه به انگيزه خودخواهى و راحت‏طلبى قيام كرده‏ام و نه خوشگذرانى و نه براى تباهى و بيداد، بلكه در اين انديشه‏ام كه امور جامعه و امت نياى گرانقدرم را اصلاح كنم و آفت‏هاى سعادت سوز را از خرمن هستى آنان بزدايم ….مى‏خواهم جامعه و امت را از نگونسارى و اسارت نجات دهم و به خواست خدا كارش را به سامان آورم و اصلاح كنم؛ مى‏خواهم زورمداران را به قانون‏گرايى و عمل به قانون دعوت كنم و از ستم و بيداد و تجاوز به حقوق مردم هشدار دهم.( كرمى ،على در سوگ امير آزادى-گوياترين تاريخ كربلا صص29-27)

 

نتجه گیری کلی:فرهنگ عاشورا قوت الگوسازی والگو دهی در همه زمانها ومکانها ودر ابعاد وجوانب مختلف اخلاقی عرفانی،اجتماعی ،مدیرتی،سیاسی و…دارد که ما به نمونه هایی اشاره کردیم.به گفته امام راحل ما هرچه داریم از محرم وصفرداریم.چرا که عاشورا ،عالیترین راه ورسم زندگی را برای جهانیان ترسیم می نماید واین حرکت مقدس درس درست زیستن،رسیدن به حیات معنوی،کسب مقامات عالی عرفانی واصلاح امور جوامع و…را می آموزاند.

 

 

منابع: 1. آیت الله استادی؛رضا؛ عاشورا ومهدی باوران، ره توشه راهیان نور؛دفترتبلیغات اسلامی حوزه؛نشرآیه حیات،چاپ اول،سال1386 2. بیات حجت الله ؛عاشورا سرمشق انقلاب اسلامی، ره توشه راهیان نور؛دفترتبلیغات اسلامی حوزه؛نشرآیه حیات،چاپ اول،سال1386 3.پاک نیا،عبدالکریم؛پیامهای قرآنی عاشورا، ره توشه راهیان نور؛دفترتبلیغات اسلامی حوزه؛نشرآیه حیات،چاپ اول،سال1386 4. علامه مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ، اسلاميه - تهران، چاپ: مكرر، مختلف. 5. مریجی،شمس الله؛نقش نهضت حسینی در احیای ارزشهای اجتماعی ره توشه راهیان نورسال83 6. مزروعي ،عليرضا مهندسي فرهنگ عاشور؛سایت سازمان تبلیغات اسلامی 7. محمدی،محمد علی؛الگوهای عاشورایی، ره توشه راهیان نور؛دفترتبلیغات اسلامی حوزه؛نشرآیه حیات،چاپ اول،سال1386 8. كرمى ،على ، در سوگ امير آزادى-گوياترين تاريخ كربلا، ، نشر حاذق - قم، چاپ: اول، 1380ش.

http://www.siasi.porsemani.ir/content/قيام-عاشوراي-امام-حسينع-و-سبک-زندگي؟

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: عاشورا, فرهنگ عاشورا
   شنبه 8 مهر 1396نظر دهید »

ملتی که چنین شهدایی دارد به یک شرط پیروز خواهد شد…

 

تشییع شهید حججی

 

شهید حججی افتخاری برای همه شهدای مدافع حرم بود ، باید او را فخر الشهدا نامید و احترامی که مردم برای این شهید قائل شدند و با این تشییع با شکوه در واقع احترام به تمامی شهدای مدافع حرم است که برخی از آنها بسیار غریبند و راه را برای شهید حججی باز کردند .

 

شهید حججی الگویی شد برای تمامی نیروهای حزب اللهی..


تا چنین شهیدانی ما داریم نه تنها امنیت در کشور برقرار است بلکه مرگ استکبار را نیز در چنین تشییع باشکوهی جشن میگیریم.

مقام معظم رهبری فرمودند شهدا مظهر قدرت یک کشورند و این یک تجلی است امروز از قدرت مردم که شهدا گرد آوردند .

 

ملتی که شهدایی مثل این شهدای مدافع حرم دارد به یک شرط پیروز خواهد شد و جهان را هم نجات خواهد داد؛ به این شرط که «برای شهدای خودش احترام قائل باشد»

خدا از همه انتظار ندارد که مانند شهید حججی، شهادت‌طلب باشند. همین‌که مردم ما برای این شهید سر جدا و سایر شهدای مدافع حرم، احترام قائلند، علامت سعادت این ملت است.

مردم کوفه هم اگر در کربلا برای بدن بی‌سرِ حسین فاطمه، احترام قائل شده بودند، چه‌بسا به سعادت می‌رسیدند. ولی آنها نه‌تنها امام حسین(ع) را تنها گذاشتند، بلکه به بدنِ مطهر او بی‌احترامی کردند، و این موجب شد که سال‌ها به ذلت و خواری دچار شوند.

شهیدحججی ثمره دسته های عزاداری است.


سپاهیان پاسدار! موشک‌های خود را برای نابودی اسرائیل آماده کنید.


مردم از خون شهید حججی نمی گذرند؛ انتقام خون حججی فقط به نابودی داعش خلاصه نمی شود، انتقام خون حججی با نابودی اسراییل گرفته می شود.

 سخنان استاد پناهیان .مراسم تشییع پیکر شهید حججی - ۹۶.۷.۵، شنیده شده .



صوت سخنرانی

دانلود کنید 

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 6 مهر 1396نظر دهید »

آداب محرم 

 

Shia

 

در محرم هم آداب ظاهری  محرم و عاشورا را حفظ کنید و هم آداب باطنی را . سیاه پوشیدن ، سیاه زدن ، چقدر خوب است کسانی که درِِ خانه هایشان پرچم سیاه می زنند ..
باید در دهه محرم یک مقدار از کسب و کار و یک مقدار از مشغله ها کم کرد . هر روز در این دهه بتوانید یک زیارت عاشورا بخوانید .


این کارها را انجام دهید نسل و اولاد ما ببینند ، ببینند که در خانه و در شهر یک اتفاقی افتاده ، همه چیز عوض شده . پدرم و مادرم دیگر مثل ایام دیگر نیستند، این دهه ایام عزاست ، ایام حزن است .


در مجالس اباعبدالله علیه السلام که شرکت می کنیم ، با وضو باشیم ، این مجالس صاحب دارد ، ادب این مجالس را انسان باید حفظ کند و بداند کجا آمده .
وقتی که امام صادق علیه السلام می فرماید « من این مجالس را دوست دارم » وقتی حب امام صادق علیه السلام در این مجالس است ، آدم بداند که نظردر این مجالس است .

 

ادب باطنی این این است که با عاشورای اباعبدالله علیه السلام سالک شود ، آدم بتواند با این مکتب که رشد می دهد آدم را ، رشد کند ، خودش را بسپارد و با قدم کسی که خدا او را نه عبدالله که اباعبدالله کرد (رشد کند )


هر کس میخواهد در این عالم بندگی کند ، سرپرستش باید تو باشی ، تو باید دستش را بگیری و حرکتش دهی ، با شفاعت و دستگیری اباعبدالله .

 

 

سخنان استاد عالی ، شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 1 مهر 13962 نظر »

قبل از دیندارشدن باید انگیزۀ زنده‌تر شدن در وجودت زنده شود

در دوست‌داشتن حسین علیه السلام، واقعاً شمّه‌ای از حیات را تجربه می‌کن

 

 

حیات چیست؟ حیات، اولاً یعنی زنده‌بودن، و بعداً یعنی زندگی‌کردن! برخی از ویژگی‌های حیات(به‌معنای زندگی) را همه درک می‌کنند اما بخشی از حیات را ممکن است مردم اصلاً متوجه نشوند و فکر کنند «زندگی همین است که دارند انجام می‌دهند» درحالی‌که این زندگی فقط یعنی «مشغول‌بودن به حیات»!

 

وقتیدر قرآن از مفهومی به‌نام حیات صحبت می‌شود، بیشتر منظورش «سطح عالی حیات» است، یعنی یک زندگیِ دیگر؛ نه این زندگی‌کردنِ معمولی و همین تجربۀ رایج مردم از زندگی! اگر معنای واقعی «حیات» برای انسان‌ها توضیح داده شود، می‌بینید که چقدر به آن علاقه دارند. کمااینکه وقتی از مراتب عالی عرفان و قدرت‌های ویژۀ عرفا سخن می‌گویید، برای مردم خیلی جالب و جذاب است.

 

در قرآن یک سطحِ دیگری از حیات مطرح است. خداوند در مقام پیامبرشناسی می‌فرماید: بیایید به دعوت پیامبر جواب دهید، برای اینکه می‌خواهد به شما حیات بدهد (إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ؛ سوره انفال آیه ۲۴) یعنی تو را زنده کند و مشاعرت باز شود و سطح علاقه‌هایت و سطح لذت‌هایت و سطحِ عاشقی‌ات و سطح آگاهی و نگاهت افزایش پیدا کند و بیشتر کِیف کنی.

 

باید احساس نیاز به این «حیات» را در خودمان زنده کنیم تا مُرده نباشیم! پیغمبران می‌خواهند ما را زنده کنند. مگر ما الان مرده‌ایم؟ خُب بله! باید به انسان‌ها ثابت کنیم که این زندگیِ ما در واقع «مُردگی» است و زندگی واقعی چیز دیگری است که باید به آن برسیم. اگر این برای کسی جابیفتد، نیاز به پیغمبران هم برایش جامی‌افتد.

 

می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ» ( سوره انفال آیه ۲۴) یعنی ای مؤمنین؛ به پیغمبر جواب دهید، او شما را صدا می‌زند که شما را زنده کند و به شما حیات بدهد. منظور از حیات‌دادن این است که برخی از استعدادهای ما را شکوفا می‌کند. مثلاً چشمِ دل‌مان را باز کند و گوش‌مان را شنوا کند.

 

دین مجموعه‌ای از آیین‌نامه‌ها برای تنظیم رفتارهای ما نیست و پیغمبر مثل پلیس نیست که بخواهد رفتار ما را مرتب کند؛ دین می‌خواهد ما را زنده کند. چقدر حقیرند کسانی که دین را در حدّ تنظیم مقررات برای کنترل رفتار آدم‌ها تقلیل می‌دهند!

 

شما مذهبی‌ها؛ خودتان با دینداری‌کردن، چقدر زنده شده‌اید؟ چه مراتبی از حیات را دریافت کرده‌اید؟ کدام استعدادهایت شکوفا شده که در آدم‌های معمولی نیست؟ چه زیبایی‌هایی را درک کرده‌ای که کافران نمی‌توانند درک کنند؟ چه لذت‌هایی می‌بری که دیگران نمی‌توانند ببرند؟ اگر آن حیات دیگر را پیدا کنی، هزاران برابرِِ لذتی که دیگران از رقص می‌برند، تو از نماز‌خواندن می‌بری.

 

مگر ما مُرده‌ایم که حالا دین می‌خواهد ما را زنده کند؟ بله؛«حیات» در قرآن، یعنی اینکه به تمام معنا زنده باشی. اگر سطح پایین‌تری از حیات را داشته باشی، طبق بیان قرآن در واقع مُرده هستی! می‌فرماید: «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ...» (سوره انعام آیه ۱۲۲) آیا کسی که مُرده است و ما او را - با دین- زنده کرده‌ایم و حالا او در بین مردم، با نورِ خودش راه می‌رود، مثل کسی است که در ظلمت است و هیچ‌وقت از تاریکی در نمی‌آید؟!

 

قبل از اینکه من دیندار بشوم، باید انگیزۀ زنده‌بودن و زنده‌تر شدن در من زنده شود. انسانی که زنده است، نوری دارد که به‌وسیلۀ آن دقیق‌تر می‌بیند و در بین مردم، درست رفتار می‌کند.

 

مثال اعلای ما همین «دوست‌داشتن حسین علیه السلام » است که در آن، شمّه‌ای از حیات را تجربه می‌کنیم. تو با دوست‌داشتنِ حسین علیه السلام یک رتبۀ دیگری از حیات را پیدا کرده‌ای. موقع گریه‌کردن برای حسین علیه السلام دیگر حساب نمی‌کنی که او چقدر به نفع توست، در واقع تو داری عاشقی را تجربه می‌کنی.

 

می‌فرماید: «لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا» ( سوره یس آیه ۷۰) یعنی پیامبرصلی الله می‌‌خواهد کسی را انذار کند که زنده است! پس اول باید زنده شویم، تا پیامبر صلی الله ما را بیدار کند. البته همین‌که تمنای حیات هم در کسی ایجاد شود و عشقِ به حیات پیدا کند، یعنی علائم حیاتی در او دیده شده است.

 

 

سخنان حجت الاسلام پناهیان ،۹۶/۶/۳۱

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 1 مهر 1396نظر دهید »

آیا طب اسلامی وجود دارد ؟

 

استاد  فاطمی نیا :

معاون وزیر بهداشت (دکتر خدادوست) را دعا کردم که گفته طب اسلامی نداریم. رساله ذهبیه ساخته و پرداخته است یک راوی دارد که آن هم معتبر نیست.

 

سخنان استاد را در فایل زیر بشنوید

 

 

 

۲:۰۶

 

سند رساله ذهبیه و فرمایشات آیت الله فاطمی

دانلود کنید 

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 26 شهریور 13964 نظر »

نتانیاهو هدیه ای به دشمنان اسرائیل

یک نویسنده و روزنامه‌نگار یهودی در یادداشتی نوشته با مدیریت فعلی رژیم صهیونیستی، این رژیم تا کمتر از ۲۵ سال دیگر فروخواهد پاشید.

 

نابودی اسرائیل

 

«آکیوا الدار»، نویسنده یهودی و رئیس سابق دفتر روزنامه صهیونیستی هاآرتص در آمریکا در تحلیلی از «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به عنوان «هدیه‌ای برای دشمنان اسرائیل» یاد کرده و نوشته با مدیریت وی، صهیونیسم زودتر از پیش‌بینی ایران در ۲۵ سال آینده، فروخواهد پاشید. 

 

 

۳:۴۷

دانلود کنید 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: خواندنی ها, سیاسی
   یکشنبه 26 شهریور 1396نظر دهید »

«اگربرهنگی ُمد میشد!


راستی،جهان چه زمان براي زن امنیت آورمیشود!

آیا اگر آنان در پوشـش مناسب اجماع نداشته باشند و در روابط خود با مردان تنها به نیازها و تمایالات آزاد بیندیشـند به امنیت اجتماعی دست خواهندیافت؟

زیگموندفروید، روانکاو اتریشـی که به پدر روانکاريغرب شهرت یافت. به کمک انگیزه هاي آلوده ي صاحبان سرمایه و قدرت در اروپا،  براي چاره جویی مشکل نا امنی  زن غرایز جنسـی را به گونه اي تحلیلکرد که نتیجه ي آن ترویـج فرهنگ برهنگی بود. .»

آنچه مطالعه کردید بخشی از کتاب راز یک فریب است پیشنهاد میکنیم این کتاب را مطالعه فرمائید .

 

دانلود کتاب راز یک فریب 

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 25 شهریور 1396نظر دهید »

در آخرالزمان این ذکر را زیاد بگویید

 

یا مقلب القلوب

 

حضرت آیت الله بهجت می فرمود : در آخرالزمان زیاد این ذکر را بگویید :

 « یا الله یا رحمانُُ یا رحیم ، یا مقلب القلوب ، ثبت قلبی علی دینک : ای خداوند و ای رحمت گستر و ای مهربان ، ای گرداننده و زیرو رو کننده دل ها ، مرا بر دین خود استوار بدار »

 

 

دیده شده در کتاب ذکرها شگفت معصومین  ، سید عباس اسلامی حسینی ، نشر بوستان قرآن ، ص ۲۱۹.

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 25 شهریور 1396نظر دهید »

حسن ظن و سوء ظن

 

حسن ظن

 

علامت سوء ظن و حسن ظن این است که که اگر دیدید مشغولیات شما خدایی است یعنی حسن ظن دارید ، یقین دارید . حسن ظن به انسان حال خوبی می دهد که بلند شود نماز بخواند ولی اگر با کراهت نماز بخواند به خدا سوء ظن دارد .


اگر خیر می خواهید برسانید و دیدید سختتان است به خدا سوء ظن دارید .


با خدا یک دل شوید وحسن ظن پیدا کنید .


گاهی یک ظلم به دوستت می کنی و تحقیرش می کنی می شود سوء ظن ،چون تجلی خدا در مومن است ، اگر بخواهی خدا را اکرام کنی باید مومن را اکرم کنی ، اصلا فکر کن سر تا پا نمی ارزد ولی مومن است پس به خاطر مومن بودنش باید او را اکرم کنی .

 

هر وقت افراد را تحلیل کردی به خودت یک تلنگری بزن ، چون تحلیل شما برای خودت است ، شکمی است ، معصوم سلام الله فرمود : کنه مومن را نمی شود فهمید ، سعی کنید سادگی و زلالی خود را حفظ کنید محبوبیتتان را می بینید . خدا محبت تو را در دل همه می ریزد .

 

 

بخشی از سخنان حجت الاسلام الهی ، شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 25 شهریور 1396نظر دهید »

عواقب خطرناک افراط در تربیت مذهبی کودکان( انسان یک شخص مرکب است )

 

تربیت اسلامی فرزند

 

اگر تجربه کرده باشید افرادی هستند که فن تربیت را نمی دانند ؛ نمی دانند در تربیت، تمام قوایی که در وجود انسان هست حکمت و مصلحتی دارند. اگر در ما غرایز شهوانی هست، لغو و عبث نیست.

ما باید این غرایز شهوانی را در حد احتیاج طبیعی اشباع کنیم؛ اینها یک حقی دارند، یک حظی دارند ، حظ اینها را باید به اندازه خودشان بدهیم . مثل این است که شما اسبی یا سگی در خانه تان باشد .اگر این اسب را برای سواری یا این سک را برای پاسبانی می خواهید ، این اسب یا سگی احتیاج به خوراک دارد ، خوراک را باید بدهی .حالا آدم‌های کج سلیقه‌ای پیدا می‌شوند که به خودشان یا به بچه‌شان که تحت کفالت تربیتشان است، فشار می‌آورند.

 

بچه احتیاج به بازی دارد احتیاج به بازی در بچه یکی از حکمت‌های پروردگار است. یک مقدار انرژی در وجود کودک ذخیره است که او فقط به وسیله بازی می‌تواند این انرژی را دفع کند. انسان اشخاصی را می‌بیند که که می گویند میخواهم بچه ام را تربیت کنم . خوب چطور می خواهی تربیت کنی ؟ نمی‌گذارد بچه پنج شش ساله برود با بچه‌ها بازی کند، هر مجلسی که خودش می‌رود بچه را هم می‌برد برای اینکه تربیت بشود. جلوی خنده او را می‌گیرد، جلوی خوراک او را می‌گیرد.

 

یا یک افرادی پیدا می‌شوند (ما دیده‌ایم) که چون خود او مُعَمّم است، یک عبا و عمامه و نعلین تهیه می‌کند، بچه هشت ساله را عمامه سرش می‌گذارد، عبا به دوشش می‌اندازد و همراه خودش این طرف و آن طرف می‌برد.



بچه بزرگ می‌شود در حالی که احتیاجات طبیعی وجودش برآورده نشده است، همواره به او گفته‌اند خدا، قیامت، آتش جهنم. تا در سنین بیست و چند سالگی، این قوای ذخیره شده، این شهوت‌ها و تمایلات اشباع نشده یک‌مرتبه زنجیر را پاره می‌کند.

 

این بچه‌ای که شما می‌دیدید در اثر تلقین پدر در دوازده سالگی نمازش بیست دقیقه طول می‌کشید، نماز شب می‌خواند، دعا می‌خواند، یک‌مرتبه می‌بینید در بیست و پنج سالگی یک فاسق و فاجری از آب درمی‌آید که آن سرش ناپیداست. چرا؟ برای اینکه شما به بهانه مقامات عالیه روح، سایر غرایز او را سرکوب کرده‌اید.

 

 


دیده شده در کتاب آزادی معنوی، استاد مطهری ، انتشارات صدرا ، ص۱۱۵ (با تلخیص)

اشتراک گذاری این مطلب!
   جمعه 24 شهریور 1396نظر دهید »

ترساندن مومن

 

ترساندن مومن

 

ترساندن مومن به هر شکل تهدید _ تتمیع یا نگاه کردن به حالت عصبانیت جایز نیست . رسول خدا صلی الله در این باره چنین می فرمایند : « من نظر الی مومن نظر لطیفه بها اخافه الله عزوجل یوم لا ظل الا ظله : هر کس به مومن به گونه ای بنگرد که او را بترساند خداوند عزتمند او را می ترساند ، در روزی که هیچ سایه ای جز سایه او نیست .»

 

ترساندن مومن از سلطان جور باعث ورود در آتش دوزخ می شود . حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند « من ورع مومنا سلطانٍ لیصیبه منه مکروه فلم یصبه فهو فی النار و من ورع مومنا بسلطان لیصیبه منه مکروه فاصابه فهو مع فرعون و آل فرعون فی النار : هر کسی مومن را از سلطانی بترساند تا آزاری از آن سلطان به او برسد ولی چنین نشود ، در دوزخ است .و هر کس مومن را از سلطانی بترساند تا آزاری از آن سلطان به او برسد و چنین شود او با فرعون و خاندان فرعون در دوزخ است .»

 

 

و در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام منقول است « من اعان علی مومن بشطر کلمه لتی الله عزوجل یوم القیامه مکتوب بین عینی ؛ آیسٔ من رحمتی ؛ هر کس به نیم کلمه بر زیان مومنی کار کند در روز قیامت خداوند را در حالی دیدار می کند که میان پیشانی اش نوشته شود : او ناامید از رحمت من .»

 

 

دیده شده در کتاب گناهان کبیره زبان ، شهرام تاجانی، نشر شهریار ، ص ۱۸۸.

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 23 شهریور 1396نظر دهید »

تواضع در سیره رفتاری علامه طباطبایی

 

 

یکی از شاگردان  علامه طباطبایی می گوید : در طول سی سال که افتخار درک حصر ایشان را داشتم کلمه « من » را از ایشان نشنیدم در عوض عبارت « نمی دانم » را بارها در پاس سوالات از ایشان شنیدم ، همان عبارتی که افراد کم مایه از گفتن آن خودداری می کنند .

 

گاهی که با عنوان استاد مورد خطاب قرار می گرفت می فرمود « این تعبیر را دوست ندارم ، ما اینجا گرد هم آمده ایم تا با تعاون و همفکری حقایق و معارف اسلام را در می یابیم .»

 

به تعداد کم یا زیاد شاگردانش توجهی نداشت ، گاهی حتی برای دو یا سه نفر هم درس می گفت . غیر طلاب را نیز از کسب فیض محروم نمی کرد . هر کس در هر لباسی و در هر سنی خدمتش می رسید می توانست از محضرش استفاده کند .

 

 

دیده شده در کتاب عطر بندگی ، سید محمدرضا طباطبایی نسب ، انتشارات نورالاعمه ، ص ۱۲۰

اشتراک گذاری این مطلب!
کلیدواژه ها: تواضع, علامه طباطبایی
   دوشنبه 20 شهریور 1396نظر دهید »

سفارش امام موسی کاظم علیه السلام به هشام

 

 حدیث

 

یا هشام ! کان امیرالمومنین یقول؛ ما من شی عبدالله به افضل من العقل . و ماتم عقل امره حتی بدون فیه خصال شتی : 

الکفر و الشر منه مامونان. و الرشد و الخیر منه مامولان و فضل ماله مبذول . و فضله قوله مکوف . نصیبه من الدنیا القوت ولا یشبع من العلم دهره . الذل احب الیه مع الله من العز مع غیره . و التواضع احب الیه من الشرف . یستکثر قلیل المعروف من غیره و یستقل کثیر المعروف نفسه . و یری الناس کلهم خیر منه و ان شرهم فی نفسه و هو تمام الامر 

هشام ! امیرالمومنین می فرمود : هیچ وسیله ای برای عبادت خدا بهتر از عقل نیست و عقل کسی کامل نشود جز آنگاه که خصالی چند داشته باشد :


مردم از کفر و شرش ایمن و به رشد و خیرش امیدوار باشند .


مازاد مالش را پخش کند و مازاد حرفش را نگه دارد .


نصیبش از دنیا همان کفاف زندگی باشد .


در همه عمر از علم سیر نمی شود .


ذلت با خدا را از عزت با دیگران دوست تر دارد .


فروتنی را از سربلندی بهتر پسندد .


نیکی اندک دیگر را زیاد شمارد و نیکی بسیار خود را اندک .


همه مردم را بهتر از خود داند و خود را از همه بدتر .


و این پایان کار است .

 

 

دیده شده در تحف العقول ، ابن شعبه حرانی ، ترجمه احمد جنتی ، ص ۸۵۸.

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 19 شهریور 1396نظر دهید »

بگذارید مردم شاد باشند …

 

شاید شما هم شنیده باشید که عده ای همیشه می گویند « رفتار هر کس به خودش مربوط است.چرا اجازه نمی دهید مردم آزاد و شاد باشند .»

وقتی ادعا می کنیم که رفتار هر کس به خودش مربوط است پس نیاید از بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی گله مند باشیم . نباید از تصادف با راننده مست و لایعقلی که با سرعت سرسام آور در خیابان ها جولان می دهد و  باعث از بین رفتن جان عزیزانمان می شود ناراحت شویم .

 

نباید از ضایع شدن حقمان در دادگاهی که متشاکی، قاضی را خریده شکایت کنیم .

نباید از دختران بزک کرده خیابانی که خود را به آسانی در خدمت مردان جامعه قرار می دهند شکایت کنیم .

نباید از کشته شدن فرزندانمان در جاده های ناامنی که راننده اش فقط و فقط خوابش می آمده شکوه کنیم .

نباید از اختلاس های کلان درکشور ناراحت شویم.

 

نباید به هزاران نبایدهای عملی شده در جامعه معترض شویم . چون خود ما خواسته ایم که آزادی باشد و همه راحت باشند و کسی کاری به کار کسی نداشته باشد . و درنتیجه در هر اتفاق بدی که می افتند هیچ کسی مقصر نیست . قاضی ، مدیر،  مسئول، مرد ، زن ، دختران جوان ، راننده های مست ، معتادان ، اختلاسگران و… همه انسانند و آزاد! پس به حکم آزاد بودنشان می توانند هر کاری خواستند انجام دهند .

 

آزادند چون آزادی بد معنا شده است ، آزادی بارها و بارها تعریف شد اما کمتر کسی گفت که آزادی ملزوماتی دارد و یا اگر هم گفته شد کمتر شنیده شد . کمتر گفته شده که آزادی بدون مسولیت پذیری ، جامعه ای بی برنامه و بدون رشد و تعالی به بار خواهد آورد اما اگر آزادی توام با مسولیت پذیری افراد جامعه باشد آن جامعه افرادی آزاده خواهد داشت که همواره مسیر رشد و توسعه را طی می کنند .

 

از مهمترین دلایلی هم که باعث شد آزادی بد معنا شود تغییر رویکرد جوامع از خدامحوری به انسان محوری بود . وقتی جامعه رویکرد خدامحور داشته باشد تمامی افراد برای تک تک کارها و رفتارهای خود عاقبتی را پیش بینی خواهند کرد و کمتر خود را در معرض خطرات و آلودگی های اجتماعی قرار می دهند . 

 

اما متاسفانه جوامع امروزی با رویکردی اومانیسمی افراد را راحت طلب و تن پرور بارآورده که چشم انداز درستی برای زندگی ترسیم نمی کنند و سود حاصل از کارها را برای حال خود می خواهند . به آینده کمتر توجه دارند و با همنوعان خود بیگانه شده و فقط و فقط به فکر خودشان هستند .

 

و اینگونه است که با وجود پیشرفت های فراوان در زمینه های مختلف ، بشر امروز کمتر روی آرامش را می بیند ، چرا که آزادی را منهای خدا می داند ، شادی را با خدا محال می پندارد، لذات زندگی را در گناهان می بیند.

 

و شاید عده ای فریاد آزادی سر داده اند که خدا را از زندگیها حذف کنند ، آخر مگر انسان خدامحور آزاد است ؟؟؟

 

 عبدی متین

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   جمعه 17 شهریور 1396نظر دهید »

نگرشی بر معنای مولی

 

«من کنت مولاه فهذا علی مولاه »

علمای لغت از طرفی سید _ به معنای غیر مالک و آزاد کننده برده _ را از معنای واژه مولی شمرده اند ، و از طرف دیگر امیر و سلطان را از معانی واژه « ولی » شمرده اند ، و از طرف سوم اجماع دارند که « ولی و مولی » به یک معنا است و هر یک از این دو معنا از معنای اولویت به امر جدا نیستند ؛ زیرا امیر برای ایجاد نظم در جامعه و اجرای شیوه های تربیت افراد و جلوگیری از تجاوز به یکدیگر ، بر مردم اولویت دارد .

 

و همین طور سید در رسیدگی به کارها و اداره امور افراد تحت امرش ، بر آنها اولویت دارد . و دایره این دو صفت ( امارت و سیادت ) از جهت سعه و ضیق ، با اختلاف مقادیر امارت و سیادت تغییر می کند ، مثلا دایره ولایت استانها وسیع تر از ولایت و مسولیت شهر است ، و وسیع تر از همه اینها ، ولایت سلاطین و پادشاهان است و از همه وسیع تر دایره ولایت پیامبری است که برای همه عالمیان مبعوث شده و ولایت خلیفه ای که در تدبیر امور و شعائر دینی جانشین او می باشد .

 

و ما اگر در برابر آنان از آمدن واژه مولی به معنای « اولی به شی : سزاوارتر به یک چیز» چشم پوشی کنیم لکن از آمدن این واژه به معنای امیر و سید و این که مولی در حدیث فقط با عالی ترین و وسیع ترین معنی مطابقت دارد چشم پوشی نخواهیم کرد و با این که معنای مولی به ۲۷ معنی می رسد ما یقین داریم که هیچ یک از آنها در حدیث نمی تواند مراد باشد مکر این کهربا آن دو معنی مطابقت داشته باشد و آن معانی از این قرارند :

 

۱_ رب ( پروردگار ) ۲_ عمو ۳_ عموزاده ۴_ فرزند پسر ۵_ پسر خواهر ۶_ آزاد کننده برده ۷_ برده آزاد شده.  ۸_ بنده . ۹_ مالک .  ۱۰ _ پیرو.  ۱۱_ نعمت گیرنده  ۱۲_ شریک.  ۱۳_ هم قسم  ۱۴_ همراه  ۱۵_ همسایه  ۱۶_ مهمان  ۱۷_ داماد  ۱۸_ نزدیک  ۱۹ _ ولی نعمت. ۲۰_ هم پیمان. ۲۱_ ولی. ۲۲_ سزاوارتر به امور ۲۳_ سید به معنای غیر مالک و آزاد کننده برده ۲۴_ محب  ۲۵_ یاور   ۲۶_ تصرف کننده در امور . ۲۷ _ متولی امور .

 

 

دیده شده در کتاب الغدیر ، ( علی علیه السلام در سنت ) ترجمه جلد ۵ ، ترجمه محمد حسین شفیعی شاهرودی ، نشر میراث نبوی ، ص ۱۳۸.

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 15 شهریور 1396نظر دهید »

علی علیه السلام در قرآن 

 

علی علیه السلام در قرآن

 

شیعه می تواند پیرامون موضوع وجود علی علیه السلام در میان ابرها ، و یا اینکه برق ابر تبسم علی و غرش آن صدای اوست دلیل بیاورد ؟ آن گونه که شیعه امامیه می گوید ؟

 

پاسخ :

اگر در سخن خدای تعالی که فرمود : « ما یلفظُ من قولٍ الا لَدیه رقیبٌ عتید: انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی آورد مگر این که همان دم فرشته ای مراقب و آماده برای انجام ماموریت است ؛ سوره ق آیه 18» تدبر کنیم و یا وعده عذابی را خدا به هر بهتان زننده گناهکار بسیار عیبجویی که به سخن چینی آمد و شک می کند «هماز مشاءٍ بنیم : سوره قلم آیه11» تصدیق می نمود هرگز بهتان نمی زدند و خیر و صلاح خویش را تشخیص می داد و پاسخ سوال شیطانی خود را می داد و می گفت : چه زمانی شیعه امامیه ، قایل به تناسخ و حلول خدا در اشخاص ائمه بوده است ؟ و چه کسی قائل به وجود علی علیه السلام در ابر بوده و ….. تا این که نیاز به شاهدی از قرآن داشته باشد .

بله ! جمله « علی فی السحاب : علی در ابر است » سخن شیعه است به پیروی از پیامبر اکرم صلی الله . منتها سخن گویان کانون کینه آن را تحریف کرده و معنای آن را به گونه ای تاویل برده اند که چهره شیعه امامیه را تخریب نمایند .

 

حلبی در کتاب سیره می گوید : پیامبر صلی الله عمامه ای داشت که سحاب نامیده می شد و آن را به علی ابن ابی طالب پوشاند و گاهی علی - کرم الله وجهه_ آن را می پوشید و بر پیامبر وارد می شد و حضرت می فرمود : « اتاکم علی فی السحاب . علی در سحاب نزد شما آمد » یعنی عمامه ای که آن را پیامبر به ایشان هدیه کرده بود .

 

وی با این سخن به تاجگذاری در روز غدیر اشاره دارد . در روز غدیر صاحب خلافت بزرگ برای پادشاهی اسلام تعیین شده ، و به ولایت عهدی پیامبر رسید و بدین جهت سزاوار بود بنابر رسم شاهان و امرا تاجگذاری شود . ولی چون تاجهایی که از طلا  و جواهرات ساخته می شد از رسوم و مختصات پادشاهان ایران بود ، و در بین عرب بدلی از آنها جز عمامه نبود ، و عمامه را جز بزرگان و اشراف نمی پوشند و بدین جهت از رسول خدا صلی الله نقل شد که فرمود : « العمائم تیجان العرب : عمامه ها تاج های عرب است  .» این روایت را دیلمی نقل کرده و سیوطی در جامع صغیره آن را روایت صحیح دانسته ، و ابن اثیر نیز آن را در نهایه آورده .

 

بر این اساس رسول خدا صلی الله دراین روز بر سر مبارک علی عمامه گذاشت و این به نحوی بیانگر عظمت و جلال او بود ؛ . لذا در آن جمع بزرگ با دست مبارک خویش با عمامه خود که سحاب نام داشت بر سر او تاج گذاشت .

 

 و در این کار اشاره ای است به این است که کسی با این عمامه تاج گذاری شده ؛ برای مقامی مانند مقام پیامبر صلی الله مهیا شده است جز این که او مبلغ دین پیامبر بوده و پس از وی جانشین او است .

 

دیده شده در کتاب الغدیر « علی علیه السلام در قرآن»  ترجمه محمد حسن شفیعی شاهرودی .نشر میراث نبوی ؛ ص 86

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 15 شهریور 1396نظر دهید »

اثر ذکر « یا حی یا قیوم » در رفع اضطراب

 

از امام علی علیه السلام روایت شده است : هر کاه پیامبر خدا صلی الله در شدت اضطراب بود وقتی که می فرمود« یا حی یا قیوم» ، آثار انبساط از سیمای مبارکش ظاهر می گشت . آن حضرت می فرمود : بر تو باد که روزی چهل و یک بار بگویی « یا حیُ یا قیوم ، یا لااله الاّ انت ، أسٔلکَ أن تحیی قلبی بنور معرفتکَ یا الله » 

 

دیده شده در کتاب ذکرهای شگفت معصومین علیهم السلام ، اسلامی حسینی ، نشر بوستان قرآن ، ص ۱۱۱

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 14 شهریور 1396نظر دهید »

تجلی خدا 

 

خیزید و ببینید تجلای خدا را
در بیت ولا مشعل انوار هدا را

 

آن عبد خدا وجهۀ معبودنما را
رخسار علی ابن جواد ابن رضا را

 

در نیمه ذیحجه نـدا داد منادی
تبریک که آمد به جهان حضرت هادی


پیچیده در امواج فضا بوی محمد
گویند خلایق سخن از خوی محمد


بینید عیان طلعت دلجوی محمد
در آینۀ روی علی روی محمد


الحق که جواد ابن رضا را پسر آمد
بر ابن رضا، ابن رضای دگر آمد


دل خانه و چشم همه فرش قدم او
لبریز شده ظرف وجود از کرم او


آورده حرم سجده به خاک حرم او
صد حاتم طایی است گدای درم او


از پارۀ دل در قدمش گل بفشانید
عیدی ز رضا و ز جوادش بستانید


ای طلعت زیبای تو خورشید هدایت
ای گوهر رخشندۀ نُه بحر ولایت


ذات ازلی را  ز ازل دست عنایت
فضل و کرم و جود تو را نیست نهایت


بودند امامان همـه هادی ره نـور
بین همه نام تو به هادی شده مشهور


هنگام سخن بوسۀ عیسی به لب تو
با یاد خدا سال و مه و روز و شب تو


دل‌های محبان خدا در طلب تو
نام تو علی آمد و هادی لقب تو



ای روح دعا از نفس گرم تو زنده
بر اشک دعای تو اجابت زده خنده


تو عبد خداوندی و خلقی به تو بنده
صورت به روی پات نهد شیر درنده


جنت گل روییده‌ای از فیض نگاهت
رضوان چو یکی سائل بنشسته به راهت


ما نور ولایت ز کلام تو گرفتیم
ما وحی خدا را ز پیام تو گرفتیم


ما کوثر توحید ز جام تو گرفتیم
ما خط خود از مشی و مرام تو گرفتیم


تا صبح جزا رو به روی خاک تو داریم
ما جامعه را از نفس پاک تـو داریم


تو گوهر نُه بحری و دریای دو گوهر
سرتا به قدم حیدر و زهرا و پیمبر


بوسیده جوادت چو کتاب الله اکبر
هم یوسف زهرایی و هم بضعۀ حیدر


هم طاهری و هم نسب از طاهره داری
هم در دل هر دلشده یک سامره داری


عیسی دمی و فیض دمت باد مبارک
در دیدۀ هستی قدمت باد مبارک


هر لحظه به خلقت کرمت باد مبارک
تجدید بنای حرمت باد مبارک


کردم چـو بـه دیـدار رواق حرمت سیر
دیدم که در این خانه عدو شد سبب خیر


زیبد که به پای تو سر خویش ببازیم
بر صحن تو و قبر و رواق تو بنازیم


در نار حسد خصم حسودت بگدازیم
این کعبۀ دل را همه چون کعبه بسازیم


تا کور شود دشمن و تا دوست شود شاد
گردیـد دوبـاره حـرم پـاک تـو آبـاد


ای سامره‌ات کرب و بلای دگر ما
بر خاک درت تا ابدالدهر سر ما


وصف تو دعای شب و ذکر سحر ما
مهر تـو بـه بـازار قیامت ثـمر ما

 

 

 

غلامرضا سازگار

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 14 شهریور 1396نظر دهید »

بندگی آیت الله سید علی قاضی 

 

سید علی قاضی

 

 آیت الله سید علی قاضی برای نماز اهمیت خاصی قائل بودند و این سخن معروف از ایشان است :« کسی که نماز را در اول وقت بخواند و به مقام عالیه نرسد مرا لعن کند »

 

ایشان می فرمودند :« همیشه در یک مسجد نماز نخوانید و به مساجد دیگر هم بروید . هر جا حال پیدا کردید همان جا نماز بخوانید .»

 

ایشان می فرمودند :« هیچ چاره ای برای مومن نیست ، مگر این که نماز شب بخواند ، ما نشنیدیم کسی به مقامی برسد مگر این که نماز شب بخواند اگر دنیا و آخرت می خواهید نماز شب بخوانید ، نماز شب بخوانید » 

 

ایشان بهترین روش پاکسازی ذهن مومن را ذکر خدا و اسمأ الله می دانستند .

 

مرحوم قاضی هنگام خواندن قرآن رو به قبله بودند و قرآن را با دو دست بلند می کردند و با تمام وجود تلاوت می کردند . با حالت غم انگیز و صدای بلند می گفتند :« قرآن شراب مومنان است ، خواندن روزی یک جزء قرآن فراموش نشود .»

 

مرحوم قاضی در قبرستان تا چهار ساعت می ماندند ، آن هم در حالت سکوت .

 

مرحوم علامه طباطبایی می فرمودند که مرحوم قاضی به من گفتند :« شبی در مسجد کوفه بودم از ذکر در و دیوار تا صبح نتوانستم بخوابم .

 

 

دیده شده در کتاب عطر بندگی ، سید محمد رضا طباطبایی نسب ، انتشارات نور الائمه ، ص ۶۸.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 13 شهریور 1396نظر دهید »

پیام به حجاج بیت‌الله الحرام

 

پیام رهبر انقلاب

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به حجاج بیت‌الله الحرام، با اشاره به سیاست‌های تفرقه‌افکنانه‌ی نظام سلطه در میان مسلمانان، وظیفه‌ی رؤسای کشورهای اسلامی و همه‌ی نخبگان جهان اسلام را ایجاد وحدت، آگاه‌سازی ملت‌ها و متوقف کردن فوری فجایع تلخ در کشورهای اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: دفاع از فلسطین و همراهی با ملتی که نزدیک به هفتاد سال است برای کشور غصب‌شده‌ی خود مبارزه می‌کند، مهم‌ترین وظیفه‌ی همه‌ی ما است.

 

متن این پیام که صبح امروز (پنجشنبه) از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی‌عسکر نماینده‌ی ولیّ فقیه و سرپرست زائران ایرانی در مراسم برائت از مشرکان در صحرای عرفات قرائت شد به شرح زیر است:

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد خاتم النّبیّین و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین.

خدای بزرگ را سپاس میگویم که امسال نیز سعادت حج‌گزاری را به خیل انبوه مؤمنان از سراسر جهان عطا فرمود تا از این سرچشمه‌ی گوارا و فیّاض برخوردار شوند و در روزها و شبهایی که ساعات مغتنم و مبارکش، همچون اکسیری معجزه‌گر میتواند دلها را منقلب و جانها را پاکیزه و مزیّن سازد، در مجاورت خانه‌ی با عظمت خداوند و مواقیتِ عبادت و خشوع و ذکر و تقرّب باشند.

 

حج، عبادتی پُر رازورمز، و بیت شریف، جایگاهی سرشار از برکات الهی و مظهر آیات و بیّنات حضرت حق متعال است.

حج میتواند بنده‌ی مؤمن و اهل خشوع و تدبّر را به مقامات معنوی نائل سازد و از او انسانی والا و نورانی بسازد؛ همچنان‌که میتواند از او عنصری بابصیرت و شجاع و اهل اقدام و مجاهدت پدید آورد. هر دو سوی معنوی و سیاسی و فردی و اجتماعی در این فریضه‌ی بی‌نظیر، بسی برجسته و نمایان است و جامعه‌ی مسلمان، امروز به هر دو جنبه بسی نیازمند. از سویی، جادوی مادّی‌گرایی، با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، در حال اغواگری و تباه‌سازی است، و از سویی سیاستهای نظام سلطه در کارِ فتنه‌انگیزی و آتش‌افروزی میان مسلمانان و تبدیل کشورهای اسلامی به دوزخ ناامنی و اختلاف است.

حج میتواند داروی شفابخش این هر دو ابتلای عظیم امّت اسلامی باشد؛ هم دلها را از زنگارها پاک و به نور تقوا و معرفت منوّر سازد، و هم چشمها را بر روی واقعیّتهای تلخ دنیای اسلام باز کند و عزمها را برای مقابله با آن راسخ و گامها را استوار و دستها و ذهنها را آماده‌به‌کار نماید.

 

امروز دنیای اسلام دچار ناامنی است؛ ناامنی اخلاقی و معنوی، و ناامنی سیاسی. عامل عمده، غفلت ما و هجوم بی‌رحمانه‌ی دشمنان است. ما در برابر هجوم دشمن نابکار به وظیفه‌ی دینی و عقلی خود عمل نکردیم؛ هم «اَشِّدآءُ عَلَی الکُفّار» را از یاد بردیم، و هم «رُحَمآءُ بَینَهُم»(۱) را. نتیجه آن است که دشمن صهیونیست در قلب جغرافیای جهان اسلام در حال فتنه‌گری است و ما غافل از وظیفه‌ی قطعیِ نجات فلسطین، به جنگ داخلی در سوریه و عراق و یمن و لیبی و بحرین، و مواجهه با تروریسم در افغانستان و پاکستان و غیره سرگرمیم.

 

رؤسای کشورهای اسلامی و نخبگان سیاسی و دینی و فرهنگی در دنیای اسلام، وظایف سنگین بر دوش دارند:

_وظیفه‌ی ایجاد وحدت و برحذر داشتن همگان از ستیزه‌گری‌های قومی و مذهبی؛

_وظیفه‌ی آگاه‌سازی ملّتها از شیوه‌های دشمنی و خیانت استکبار و صهیونیسم؛

_وظیفه‌ی تجهیز همگان برای مقابله با دشمن در میدانهای گوناگون جنگ نرم و سخت؛

_وظیفه‌ی متوقّف‌سازی فوری وقایع فاجعه‌بار در میان کشورهای اسلامی که امروز نمونه‌های تلخ آن همچون حوادث یمن، در سراسر جهان مایه‌ی اندوه و اعتراض است؛

_وظیفه‌ی دفاع قاطع از اقلّیّتهای تحت ستم مسلمان، همچون مظلومان میانمار و غیره؛

_و از همه مهم‌تر وظیفه‌ی دفاع از فلسطین و همکاری و همراهی بی‌چندوچون با ملّتی که نزدیک به هفتاد سال است برای کشور غصب‌شده‌ی خود مبارزه میکند.

 

اینها وظایف مهمّی بر دوش همه‌ی ما است. ملّتها باید آن را از دولتهای خود مطالبه کنند و نخبگان باید با عزم راسخ و نیّت خالص در راه تحقّق آن بکوشند.

این کارها مصداق قطعی نصرت دین خدا است که بی‌شک بر طبق وعده‌ی الهی، نصرت خدا را به همراه خواهد داشت.

اینها بخشی از درسهای حجّ است و امیدوارم آن را فهم و بدان عمل کنیم. حجّ مقبول برای همه‌ی شما مسئلت میکنم و یاد شهیدان منا و مسجدالحرام را گرامی میدارم و علوّ درجات آنان را از خداوند رحیم و کریم طلب مینمایم.

 

والسّلام علیکم و رحمةالله

سیّدعلی خامنه‌ای

هفتم شهریور ۱۳۹۶ هفتم ذی‌الحّجه‌ی ۱۴۳۸

 

۱) سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹؛ «… بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند ..

http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=37536

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 9 شهریور 1396نظر دهید »

به چشم خود دیدم ….

 

امام محمد باقر  

 


هجوم موجِ بلا را به چشم خود دیدم
غروبِ کرببلا را به چشم خود دیدم

 

به سر زنان پیِ عمه به روی تل رفتم
ذبیحِ دشتِ منا را به چشم خود دیدم

 

میانِ آن همه نیزه به دست در گودال
سنانِ بی سر و پا را به چشم خود دیدم

 

به زورِ نیزه زِرِه را ز تن در آوردند
مُرَملٌ بدماء را به چشم خود دیدم

 

زقتلگاه همه دستِ پُر که می رفتند
به دوشِ خولی عبا را به چشم خود دیدم

 

زمان حملۀ آن ده سوارِ تازه نفس
غبارِ رویِ هوا را به چشم خود دیدم

 

میانِ پنجۀ هر نعل تازه و میخش
لباسِ خون خدا را به چشم خود دیدم

 

سلام بر بدنِ بی سری که عریان شد
تنِ به خاک ،رها را به چشم خود دیدم

 

میانِ طایفه ها رأسها که قسمت شد
سرِ همه شهدا را به چشم خود دیدم

 

عمو که خورد زمین رویِ حرمله واشد
تمام واقعه ها را به چشم خود دیدم

 

به پشتِ خیمه به دنبالِ قبر اصغر بود
شکارِ رأسِ جدا را به چشم خود دیدم

 

فرارِ دختری آتش گرفته در صحرا
میانِ هلهله ها را به چشم خود دیدم

 

گذشته از همه اینها به شهرِ بد نامان
زمانِ قحطِ حیا را به چشم خود دیدم

 

میانِ مجلسِ نامحرمان و بزمِ شراب
ورودِ آل عبا را به چشم خود دیدم

 

تَهِ پیالۀ خود را کنارِ سر می ریخت
قمار و تشتِ طلا را به چشم خود دیدم

 

ضریحِ صورتِ جدم دوباره ریخت به هم
شتابِ چوبِ جفا را به چشم خود دیدم

 

عزیز کردۀ زهرا کنیزِ مردم نیست
اشارۀ دو سه تا را به چشمِ خود دیدم

 

قاسم نعمتی

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 6 شهریور 1396نظر دهید »

روش اندازه گیری قد و وزن 

در روش اندازه گیری قد و وزن باید به نکات زیر توجه کرد :

 

روش انداز گیری قد

- فرد باید به طور عمودی بایستد.

- سطح زمین باید صاف و سفت باشد. (سطح سیمانی ، موزائیک) ونباید توسط فرش یا کفپوش های نرم پوشیده  شده باشد.اگر این طور باشد باید از یک تخته چوبی صاف برای زیر پا استفاده کرد.

 

- فرد باید کفش خود را در آورده و وسایل سنگین به همراه نداشته باشد.

 

- فرد باید پشتش را به قد سنج تکیه دهد .پشت سر ، پشت تنه ،باسن ، ساق، و پاشنه پاها باید به طور مستقبم به قد سنج تکیه داده شود.فرد باید سر را به طور مستقیم به سمت جلو نگه دارد و به یک نقطه در مقابل  نگاه کند.

 

- یک خط کش روی سر گذاشته تا بر روی مو فشار آورد .سپس از محل تقاطع خط کش با دیوار تا پایین را اندازه بگیرید و یا از خط کش قد سنج استفاده کنید.

 

- قد را بر حسب سانتی متر و با یک رقم اعشار بنویسید.

 

- گفته خود فرد ملاک نیست فقط در مورد افرادی که قادر به حرکت نیستند می توان اندازه قد را از خود فرد پرسید و یادداشت نمود.

اندازه گیری قد

روش اندازه گیری وزن

- سطح زمین باید سفت و صاف باشد و مفروش نباشد.

- وزنه باید روی صفر تنظیم شود.

- فرد باید مستقیم و در مرکز ثقل بایستد.

- اگر وزنه از نوع دیجیتالی است، پس از ثابت شدن عدد را بخوانید.

- میزان وزن را برحسب کیلو گرم و با یک رقم اعشار بنویسید.

- فرد نباید خودش میزان وزن را بخواند بلکه حتما باید توسط  پرسشگر یا شخص دیگری خوانده شود چون با خم شدن برای خواندن وزن ،مقدار آن ممکن است تغیر کند.

 

 

اندازه گیری وزن

 

دیده شده در کتاب راهنمای خود مراقبتی خانواده ، نوید شریفی و معصومه دانیالی ، نشر پارسای سلامت ، ص 81

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 6 شهریور 1396نظر دهید »

ذکر نورانیت قلب 

 

ذکر برای نورانیت قلب

 

مرحوم نائینی می گوید ؛ نقل است چنانچه بعد از نماز صبح ، هر دو دست را بر سینه بگذارد و هفتاد مرتبه برای نورانیت قلب و گشایش امور و مهمات « یا فتاح » بگوید بسیار مفید خواهد بود .

 

 

دیده شده در کتاب ذکرها شگفت ، سید عباس اسلامی حسینی ، نشر بوستان قرآن ، ص ۳۷ به نقل از گوهر شب چراغ ، ج ۱ ،ص ۱۹۵.

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 1 شهریور 13961 نظر »

نسخه درمانی برای سرطان سینه 

 

یک نوع آش برای درمان سرطان سینه : 

آب آش عرق رازیانه ،  در آن سبزی تره ، ریحان ، یونجه ، هویج که اگر زردک باشد بهتر است ، شلغم ، شاهی و سیاهدانه ، زیره و خرفه اضافه کنید و از روغن زیتون نیز استفاده کنید . این غذا را روزی یک وعده میل کنید ، غذای خوشمزه ای هم هست .

 

و همچنین مصرف مداوم جوشانده برگ صنوبر بسیار مفید است  .

 

حکیم خیراندیش 

۳:۲۱

دانلود کنید 

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 1 شهریور 1396نظر دهید »

وصیت نامه شهید محمود فرازنده نیا 

 

آری من جوان بودم، غرق در گناه و معصیت و همیشه از خدا می خواستم که مرا ببخشد و هدایت کند. خداوند مرحمتی کرد و انقلاب اسلامی را به ما داد. به انقلاب علاقمند شدم و عاشق امام و دوست داشتم در این راه تلاش کنم. به همین جهت وارد انجمن اسلامی و بسیج شدم. آن قدر تلاش کردم تا بتوانم به جبهه بروم و با پیروزی اسلام، جانم را فدای اسلام کنم. با خدا عهد بستم که خدایا! من عزیزترین چیزی که دارم، یعنی جانم را فدای اسلام و قرآن می کنم.

آنقدر به جبهه می روم و می جنگم تا شهید شوم .

 

ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی الکبر امام حسین علیه السلام در راه حسین و با هدف شهید شد .

 

من با خدا عهد کردم که خدایا من عزیزترین چیزم یعنی جانم را فدای اسلام و قرآن می کنم .

 

سخنی دارم با خانواده عزیزم : از شما می خواهم که پشتیبان امام و ولایت فقیه باشید و همیشه یار و یاور انقلاب باشید .

 

خانواده عزیزم ؛ شهادت من نباید در شما سستی و لغزش ایجاد کند ؛ برداران نگذارید اسلحه من به زمین بیفتد و به دشمن فرصت و مهلت ندهید چون دشمنان همواره برایمان نقشه می کشند پس نگذارید دشمن به اسلام لطمه ای وارد کند.

 

حاج اصغر فرازنده نیا پدر شهید محمود فرازنده نیا نسخه ای از وصیت نامه فرزند خود را  به ما هدیه کرد . 

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 31 مرداد 1396نظر دهید »

گفتگو با حاج علی اصغر فرازنده نیا پدر شهید محمود فرازنده نیا از شهدای آب باریک ورامین 

 

 

شهید محمود فرازنده نیا

 

 از دوران کودکی  فرزندتان برایمان بگویید.

محمود زمانی که مدرسه می رفتند به ایشان آقا مومن می گفتند و پیش نماز مسجد هم بودند وقتی که آقای خمینی می خواست بیاید ، با هم پای پیاده رفتیم حرم آقای عبدالعظیم علیه السلام و از شاه عبدالعظیم علیه السلام تا خودبهشت زهرا پیاده آمد .به شهادت هم بسیار علاقه داشت .

 

 چه شد که اجازه دادید رفت جبهه؟

گفت می خواهم بروم جبهه و من هم اجازه دادم .

 

چند ساله بودند که به جبهه رفتند؟

13 سالش بود که به جبهه رفت و 16 سالش بود که در «عملیات کربلای ۲» در منطقه ی «حاج عمران» در شهریور سال ۱۳۶۵ شهید شد.

 

در مورد اخلاق ایشان کمی توضیح دهید.

بسیار مردم دار بود . آن موقع که قرار بود امام بیاید تمام کوچه را چراغانی می کرد . یادم هست ما 13 بدر می خواستیم برویم بیرون به ما می گفت : از خانواده شهدا خجالت بکشید .

 

در مورد نحوه شهادت ایشان کمی توضیح دهید.

آمدند به ما گفتند که مفقود شده است و ما سه روز تمام بیمارستان ها را گشتیم و بعد یک نفر به ما گفت که شهید شده است و همانجا دفنش کردند و جنازه اش را بعد ار 14 سال برای ما آوردند . بعد از 14 سال بدنش سالم بود . چکمه اش سالم بود .

هر وقت که بیکار بود می آمد کمک من کشاورزی می کرد و روز آخری که می خواست برود گفتم محمود فصل تابستان است کمک من کن ؛ گفت : بابا جان مملکت در خطر است من باید بروم جبهه کمک کنم و اگر شهید شدم ناراحتی نکنید .

 

تا به حال به خوابتان آمده است؟

خوابش را می بینم به من گفت از بابت من ناراحتی نکن… بنده برای پسرم حسینه و مسجد ساخته ام زینبیه ساخته ام او هم به من کمک می کند .

 

بسیار سپاسگذاریم که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 31 مرداد 1396نظر دهید »

تفسیر آیه ۶ سوره لقمان

 

 وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُواً أُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ترجمه و برخی از مردم، خریدار سخنان بیهوده و سرگرم کننده اند، تا بی هیچ علمی، (دیگران را) از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره گیرند؛ آنان برایشان عذابی خوار کننده است.

 

سوره لقمان

نکته ها ؛

کلمه ی «لَهْو»، به معنای چیزی است که انسان را از هدف مهم بازدارد. «لهو الحدیث»، به سخن بیهوده ای گویند که انسان را از حقّ باز دارد، نظیر حکایات خرافی و داستان هایی که انسان را به فساد و گناه می کشاند. این انحراف گاهی به خاطر محتوای سخن است و گاهی به خاطر اسباب و ملازمات آن از قبیل آهنگ و امور همراه آن. «تفسیر المیزان.»

 

شخصی به نام نضربن حارث که از حجاز به ایران سفر می کرد، افسانه های ایرانی - مانند افسانه ی رستم و اسفندیار و سرگذشت پادشاهان - را آموخته و برای مردم عرب بازگو می کرد و می گفت: اگر محمّد برای شما داستان عاد و ثمود می گوید، من نیز قصّه ها و اخبار عجم را بازگو می کنم. این آیه نازل شد و کار او را شیوه ای انحرافی دانست. برخی مفسّران در شأن نزول این آیه گفته اند: افرادی کنیزهای خواننده را می خریدند تا برایشان بخوانند و از این طریق مردم را از شنیدن قرآن توسط پیامبر باز می داشتند، که آیه ی فوق، در مذّمت چنین افرادی نازل شد.« تفسیر نمونه. »

 

این آیه به یکی از مهم ترین عوامل گمراه کننده که سخن باطل است اشاره نموده است. در آیات دیگر قرآن، به برخی دیگر از عوامل گمراهی مردم اشاره شده که عبارتند از:

الف: طاغوت، که گاهی با تحقیر «استخفّ قومه»زخرف، 54. و گاهی با تهدید مردم را منحرف می کند. «لاجعلنّک من المسجونین»شعراء، 29.

 

ب: شیطان، که با وسوسه هایش انسان را گمراه می کند. «یرید الشّیطان ان یضلّهم» نساء، 60.

 

ج: عالم و هنرمند منحرف که با استفاده از دانش و هنرش دیگران را منحرف می سازد. «و اضلّهم السّامری»طه، 85.

 

د: صاحبان قدرت و ثروت، که با استفاده از قدرت و ثروت، مردم را از حقّ بازمی دارند. «انّا اَطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلّونا السبیلا»احزاب، 67.

 

ه: گویندگان و خوانندگانی که مردم را سرگرم کرده و آنان را از حقّ و حقیقت باز می دارند. «یشری لهو الحدیث لیضلّ عن سبیل اللّه»

 

پیام ها:

 

1- سرمایه گذاری برای مبارزه و تهاجم فرهنگی علیه حقّ، سابقه ای طولانی دارد. «و من النّاس من یشتری لهو الحدیث»

2- هر آنچه در مقابل حکمت قرار گیرد، لهو و مانع رسیدن به کمال است. «الکتاب الحکیم - لهو الحدیث» (تعجّب از افرادی است که حکمت رایگان پیامبر معصوم را رها کرده و بدنبال خرید لهو از افراد لاابالی می باشند.)

3- ابزار مخالفان راه خدا، منطق و حکمت نیست، سخنان لهو و بی پایه است. «من یشتری لهوالحدیث لیضلّ عن سبیل اللّه»

4- خرید وسایل لهو و اموری که انسان را از کمال باز می دارد، نشانه ی جهالت و نادانی است. «یشتری لهو الحدیث… بغیر علم»

5 - تناسب کیفر با عمل، نشانه ی عدالت است. آنها که حقّ را با تمسخر اهانت می کنند، عذابشان اهانت آور و ذلّت بار است. «یتّخذها هزواً… لهم عذاب مهین»

 

دوری از سخن و مجلس باطل

 

از دیدگاه اسلام آهنگ هایی که متناسب با مجالس فسق و فجور و گناه باشد و قوای شهوانی را تحریک نماید، حرام است، ولی اگر آهنگی مفاسد فوق را نداشت، مشهور فقها می گویند: شنیدن آن مجاز است. امام باقرعلیه السلام فرمود: غنا، از جمله گناهانی است که خداوند برای آن وعده ی آتش داده است، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «و من النّاس من یشتری لهو الحدیث…».کافی، ج 6، ص 431.

بنابراین غنا، از گناهان کبیره است، زیرا گناه کبیره به گناهی گفته می شود که در قرآن به آن وعده ی عذاب داده شده است. در سوره ی حج می خوانیم: «واجتنبوا قول الزّور»حج، 30.از سخن باطل دوری کنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «مراد از «قول زور» آوازه خوانی و غناست».زور» به معنای باطل، دروغ و انحراف از حقّ است و غنا، یکی از مصادیق باطل است.

 

از امام صادق و امام رضاعلیهم السلام نیز نقل شده که یکی از مصادیق «لهو الحدیث» در سوره ی لقمان، غنا می باشد. در روایات می خوانیم:«این روایات در ابواب حرمت غنا در مکاسب محرّمه و کتب روایی آمده است.»

 

_غنا، روح نفاق را پرورش می دهد و فقر و بدبختی می آورد.

_زنان آوازه خوان و کسی که به آنها مزد می دهد و کسی که آن پول را مصرف می کند، مورد لعنت قرار گرفته اند، همان گونه که آموزش زنان خواننده حرام است.  خانه ای که در آن غنا باشد، از مرگ و مصیبت دردناک در امان نیست، دعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند.میزان الحکمه.

 

آثار مخرّب غنا

1. ترویج فساد اخلاق و دور شدن از روح تقوا و روی آوردن به شهوات و گناهان، تا آنجا که یکی از سران بنی امیّه (با آن همه آلودگی) اعتراف می کند: غنا، حیا را کم و شهوت را زیاد می کند، شخصیّت را درهم می شکند و همان کاری را می کند که شراب می کند. برخی انسان ها از راه نوشیدن شراب و یا مصرف مواد مخدر خود را وارد دنیای بی خیالی وبی تفاوتی کنند، برخی هم از طریق شنیدن سخنان باطل و شهوت انگیزِ یک آوازه خوان، غیرت خود را نادیده می گیرند و در دنیای بی تفاوتی به سر می برند.

 

2. غفلت از خدا، غفلت از وظیفه، غفلت از محرومان، غفلت از آینده، غفلت از امکانات و استعدادها، غفلت از دشمنان، غفلت از نفس و شیطان. انسانِ امروز با آن همه پیشرفت در علم و تکنولوژی، در آتشی که از غفلت او سرچشمه می گیرد، می سوزد. آری، غفلت از خدا، انسان را تا مرز حیوانیّت، بلکه پائین تر از آن پیش می برد. «أولئک کالانعام بل هم أضلّ أولئک هم الغافلون»اعراف، 179.

امروزه استعمارگران برای سرگرم کردن و تخدیر نسل جوان، از همه ی امکانات از جمله ترویج آهنگ های مبتذل، از طریق انواع وسائل و امواج، برای اهداف استعماری خود سود می جویند.

 

3. آثار زیانبار آهنگ های تحریک آمیز و مبتذل بر اعصاب، بر کسی پوشیده نیست. در کتاب تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب، نکات مهمّی از پایان زندگی و فرجام بدِ نوازندگان آلات موسیقی و گرفتاری آنها به انواع بیماری های روانی و سکته های ناگهانی و بیماری های قلبی و عروقی و تحریکات نامطلوب ذکر شده که برای اهل نظر قابل توجّه و تأمّل است.تفسیر نمونه، ج 17، ص 19 - 27.

 

خواننده ی عزیز!

خداوند، جهان را برای بشر و بشر را برای تکامل و رشد و قرب معنوی آفرید. او جهان آفرینش را مسخّر ما نمود و فرشتگان را به تدبیر امور ما وادار کرد. انبیا و اولیا را برای هدایت ما فرستاد و آنان تا سرحدّ مرگ و شهادت پیش رفتند. فرشتگان را برای آدم به سجده وا داشت، روح الهی را در انسان دمید و بهترین صورت و سیرت را به انسان عطا کرد، قابلیّت رشد تا بی نهایت را در او به ودیعه گذاشت، او را با عقل، فطرت، و انواع استعدادها مجهّز نمود و تنها در آفرینش او، به خود آفرین گفت. «فتبارک اللّه أحسن الخالقین»مؤمنون، 14.

آیا این گل سرسبد هستی، با آن همه امتیازات مادّی و معنوی، باید خود را در اختیار هر کسی قرار دهد؟ امام کاظم علیه السلام فرمود: به هر صدایی گوش فرا دهی، برده ی او هستی.

 

آیا حیف نیست ما برده یک خواننده ی کذائی باشیم؟! آیا شما حاضرید هر صدایی را روی نوار کاست ضبط کنید؟ پس چگونه ما هر صدایی را روی نوار مغزمان ضبط می کنیم؟ عمر، فکر و مغز، امانت هایی است که خداوند به ما داده تا در راهی که خودش مشخّص کرده صرف کنیم و اگر هر یک از این امانت ها را در غیر راه خدا صرف کنیم به آن امانت خیانت کرده ایم و در قیامت باید پاسخگو باشیم. قرآن با صراحت در سوره ی اسراء می فرماید: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولاً»اسراء، 36.گوش و چشم و دل همگی مورد سؤال قرار می گیرند. آری انسان باید نگهبان چشم و گوش و دل خود باشد و اجازه ندهد هر ندایی وارد آن شود. در حدیث می خوانیم: دل، حَرَم خداست، نگذارید غیر خدا وارد آن شود.بحار، ج 67، ص 25.

 

اسلام، برای برطرف کردن خستگی و ایجاد نشاط، راه های مناسب و سالمی را به ما ارائه کرده است؛ ما را به سیر و سفر، ورزش و شنا، کارهای متنوّع و مفید، دید و بازدید، گفتگوهای علمی و انتقال تجربه، رابطه با فرهیختگان و مهم تر از همه ارتباط با آفریدگار هستی و یاد او که تنها آرام بخش دل هاست، سفارش کرده است. چرا خود را سرگرم لذّت هایی کنیم که پایانش، ذلّت و آتش باشد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «لاخیر فی لذّةٍ من بعدها النّار»دیوان امام علی علیه السلام، ص 204. در لذّت هایی که پایانش دوزخ است خیری نیست. «مَن تَلذّد لمعاصی اللّه اَورثه اللّه ذلّاً»«غررالحکم، 3565.» هر کس با گناه و از طریق آن لذّت جویی کند، خداوند او را خوار و ذلیل می نماید.

 

 

دیده شده در کتاب تفسیر سوره لقمان ، محسن قراعتی ، نشر درسهایی از قرآن ، ص۱۷_۲۳.

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 26 مرداد 1396نظر دهید »

 نجفِ آباد 

 

شهید حججی 

 

بنام شاه نجف ، گر کنند آبادی
نهند بر لب طفلان رَه ،تبسم و شادی

 

هزار کاظمی و خرازی خندان
کنند شاگردی محسن اش ، به استادی

 

وگر بنا کنند شهر را ، نجف آباد
براه دُخت علی سردهند خیل آبادی

 

بتان یانکی و غرب اش ،هماره در لرزش
ز پتک سرو قدان نجف آباد ی

 

خوشا ،بحال چنین شهر شورآ‌ور
خوشا سری که درخشد زتیغ بیدادی

 

به افتخار شجاعان خویش ، خرسندند
بنام نامی شان ، ثبت گشته ، آزادی

 

برای عشق عزیزان ، حجج مخواهی هان

که سر بپای عشق نهادند به استادی

 

کنون زبت شکنانش ،خبر رسان چو ابراهیم
تبر به بت زدنش ،چه شیرین بوَد به فرهادی

 


ابراهیم ابراهیمی ۹۶/۵/۲۱

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 25 مرداد 1396نظر دهید »

نشانه های حریت و اسارت انسان 

 

 

ما اگر ببینیم که در کارهایمان به آسانی دست از گناه برداریم و آلوده گناه نیستیم ، آزاد هستیم . اما اگر ببینیم با تلاش و کوشش نجات پیدا کینم معلوم می شود که در بند هستیم .ولی آن بند کامل نیستیم که نتوانیم آزاد باشیم ، این را در خودمان می توانیم احساس کنیم ، اینطور نیست که ما خودمان را نشناسیم که تحت ولایت شیطان هستیم یا تحت ولایت فرشتگان هستیم ، انسان اگر مراقب خود باشد این را به طور کامل می تواند بفهمد .

 

به تعبیر علامه طباطبایی که فرمود سالیان متوالی تحت ولایت شیطان است اما نمی فهمد که تحت ولایت چه کسی است .


انسان به راحتی می تواند بفهمد که تحت ولایت شیطان است یا تحت ولایت فرشتگان این را از خاطراتی به یاد انسان می آید مشخص است ، کارهایی که می خواهیم انجام دهیم اگر به آسانی کار خیر انجام دهیم معلوم می شود آزادیم ، اما اگر با تلاش و کوشش وافر باشد معلوم می شود که گیر کرده ایم ، یکی از پاهایم گیر کرده است و اگر کسی ، بیگانه ای خواست شما را به دام بکشد ؛ « وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ : و اگر وسوسه ای از سوی شیطان تو را تحریک کند [که از این بهترین شیوه دست برداری] به خدا پناه ببر؛ بی تردید او شنوا و داناست».سوره فصلت آیه ۳۶.


سخنان آیت الله جوادی آملی ، شنیده شده .

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 25 مرداد 1396نظر دهید »

نسل سفاهت و سبک مغزی

 

اسلام ستیزی

 

تاریخ گذشته و معاصر پر است از نسبت جنون و نادانی به پیشوایان نیک اندیش و پیام آوران الهی که در برابر آداب و سنن خرافی محیطشان به پیکار برخاسته و بر ضد خرافات و اسارت ها قیام کرده اند ، کاری که از نظر توده های گمراه یک نوع انتحار و خودکشی جنون آمیز است . در حالی که بزرگترین افتخار مردان الهی ، همین است که رنگ محیط به خود نمی گیرند و در برابر خرافی ایستادگی می کنند .

 

قوم لجوج و سرکش عاد در برابر دعوت حضرت هود به سوی یکتا پرستی و نفی شرک و بت پرستی ، وی را متهم به جنون کردند ، جنونی که به عقیده آنان بر اثر خشم خدایان حاصل شده بود . قرآن در این باره از قوم عاد نقل می کند که به پیامبرانشان گفتند : « ان نقول الا اعتراک بعض آلهتنا بسؤ : ما فقط درباره تو می گوییم : بعض از خدایا ما به تو زیان رسانده و عقل را ربوده اند»۱

 

قرآن در جای دیگر همین مطلب را با بیان دیگری چنین نقل می کند « قال الملا الذین کفروا من قومه انا لنراک فی سفاهه و انا لنظنک من الکاذبین : اشراف کافر قوم او ( هود) گفتند ما تو را در سفاهت ( نادانی و سبک مغزی ) می بینیم و ما مسلما تو را از دروغگویان می دانیم .۲

 

مشرکان مکه نیز در برابر منطق نیرومند پیامبر صلی الله چاره ای جز توسل به همین حربه زنگ زده نداشتند ، آنان می گفتند : « و یقولون ٔ انا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون : آیا ما خدایان خود را به خاطر شاعر دیوانه ای رها کنیم ؟ »

 

به راستی کج اندیشان معاصر ما نیز در گام نهادن جای پای اسلام ستیزان هیچ کوتاهی نکردند ، ژست های آنان همان ژست ها و ادبیاتشان همان ادبیات است .


عبدالکریم سروش ، از اشاعه دهندگان تفکر امانیستی در مقابل تفکر دینی و خدامحوری ، می گوید « دین ورزی روحانیون عوامانه ، مصلحت اندیش ، عاطفی ، تقلیدی ، تعبدی ، سنتی و میراثی است ، ملاک حجم عمل است نه اندیشه و تعقل »

 

علی قربانی پور نیز می گوید : حوزویان دچار تحجر فکری و پیرو منطق ارسطویی اند »

 

 

۱_ سوره هود آیه ۵۴.
۲_ سوره اعراف ، آیه ۶۶
۳_ دیده شده در کتاب ، شگردهای دین ستیزی از نگاه قرآن ، مهدی رستم نژاد ، نشر یاقوت ، صص ۲۸_ ۳۰

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: خواندنی ها, سیاسی
   شنبه 21 مرداد 1396نظر دهید »

شبهه افکنی نسبت به حقانیت رهبری

دشمن با تبلیغ و ایجاد شبهه و سخنان ماهی و خرف های بی اساس ، در حقانیت رهبری جبهه حق ، ایجاد شک و تردید می نماید و در مقابل استدلالات نیرومند و روشن رهبران الهی ، به یک سلسله بهانه جوییها و ایجاد سوال و ابهام دست می زنند .

 

 

اسلام هراسی و دین ستیزی

 

قرآن با بیان فرازهایی از تاریخ گذشتگان ، از این شگرد توطئه آمیز آنان خبر می دهد : « قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ : اشراف و سران قومش که تکبّر و سرکشی می ورزیدند به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: آیا شما یقین دارید که صالح از سوی پروردگارش فرستاده شده؟ گفتند: به طور یقین ما به آیینی که فرستاده شده مؤمنیم.»۱


و در سوره فرقان ، در مورد ایرادهای بی پایه و اساس کفار نسبت به پیامبر اکرم صلی الله چنین آمده است « وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیرا ※ أَوْ یُلْقى إِلَیْهِ کَنْزٌ أَوْ تَکُونُ لَهُ جَنَّةٌ یَأْکُلُ مِنْها وَ قالَ الظّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّ رَجُلاً مَسْحُوراً : و گفتند: «چرا این پیامبر غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود؟! (نه سنت فرشتگان دارد و نه روش شاهان را!) چرا فرشته اى بر او نازل نشده که همراه وى مردم را انذار کند (و گواه صدق دعوى او باشد)؟!. ※ یا گنجى (از آسمان) براى او فرستاده شود، یا باغى داشته باشد که از (میوه) آن بخورد (و امرار معاش کند)»؟! و ستمگران گفتند: «شما تنها از مردى مجنون پیروى مى کنید»۲

 

در واقع دشمنان در مقابل پیشرفت روز افزون مکتب آسمانی اسلام و موفقیت سریع پیامبر صلی الله چاره ای جز انتشار این نمونه سخنان سست و بی اساس ، برای راضی نگه داشتن پیروان خود نداشتند .


قرآن کریم در سوره تغابن از جمله سوژه های تبلیغاتی دشمنان در مقابل پیامبران الهی را چنین بیان می کند : « ذلِکَ بِأَنَّهُ کانَتْ تَأْتيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالُوا أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنا فَکَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا وَ اسْتَغْنَي اللَّهُ وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَميدٌ : آن ( عذاب ) بدان سبب است که همواره فرستادگانشان برای آنها دلایل روشن ( توحید و نبوت خود ) را می آوردند و آنها گفتند: آیا بشرهایی ( از جنس خودمان ) ما را هدایت می کنند؟! پس کفر ورزیدند و روی گرداندند و خداوند ( به واسطه هلاک کردنشان از ایمان و طاعت آنها ) اظهار بی نیازی نمود ، و خداوند ( ذاتا ) بی نیاز ( از همه چیز ) و ستوده صفات و ستایشگر و مورد ستایش است.» ۳

 

فخر رازی در تفسیرش می نویسد : دشمنان در تبلیغات خویش علیه پیامبر اکرم صلی الله می گفتند : « انَ محمدا فقیرٌ یتیمٌ فکیف یلیق به هذا المنصب العظیم : محمد صلی الله و علیه و آله و سلم فرد مستمند و یتیمی است پس چگونه ممکن است که شایسته چنین مقام بزرگی باشد

 

هر چند به ظاهر از ماجرای شبهه افکنی دشمنان به منظور ایجاد تردید در حقانیت رهبران دینی و الهی ( پیامبران و ائمه) قرن ها می گذرد ولی با احیای اسلام ناب محمدی و بازگشت هویت اسلام به جوامع دینی ، پس از پیروزی و تثبیت انقلاب اسلامی ایران با رهبری داهیانه امام خمینی ( ره) مجددا این سناریو در دستور کار نظام سلطه جهانی و صهیونیست بین الملل قرار گرفت . آنان که ناگهان در کمال بهت و ناباوری با نظام نوپا و در عین حال غیر قابل پیش گیری روبرو شده بودند ، با تمام توان به مواجهه بااین سیل بنیان کن برخاستند .

 

از این رو سیاست دوباره تلاش برای ایجاد تردید در حقانیت رهبران دینی از پیامبران و ائمه گرفته تا فقها و مراجع و رهبری معظم انقلاب در دستور کار آنان قرار گرفت .

 

امروزه نیز استکبار جهانی ، با نفوذ و رسوخ در فرهنگ دینی و سیاسی برخی از افراد و گروه ها ، احساس نیز نمی کند تا مستقیم خود را درگیر این است های دست و پا گیر کند ، بلکه مدعیان روشنفکری ، تجدد طلب و خود باخته با حرص و ولع خاصی برای جلب رضایت اربابان خارجی خود ، این بار گران را به دوش کشیده و با تحمل ذلت و خواری برای خویش ، راضی به زحمت ولی نعمتان بیگانه خود نیستند .

 

« استانلی روس » معاون رییس سازمان امنیت ملی آمریکا در اعترافی شگفت می گوید « آن چه تاکنون همه تحریکات ما را برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران با ناکامی مواجه ساخته ، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است ، چرا که ولایت فقیه برای ما و گنجینه اطلاعاتی ما یک واژه بی تعریف است ؛ به طوری که ما به هیچ وجه نمی توانیم محل حضور و ظهور و حتی میزان برد احکام ولی فقیه را پیش بینی کنیم . ما نا امید نیستیم ، خوشبختانه احزاب و آدم های « تازه نفس » در ایران ، در یک حرکت جمعی ، با ظرافت و وسواس دارند ، این خار ( ولایت فقیه ) را از چشم ما بیرون می کشند .»۴

 

این تازه نفسان همان مدعیان دروغین روشنفکری هستند که بی مهابا دامنه جسارت و هتاکی را تا بدانجا کشانده اند که در حجیت و حقانیت قول معصوم نیز تشکیک و تردید روا داشته اند .

 

تنها اشاره ای به برخی از سیاه نوشته ها در این زمینه ، برای معرفی این خادمان تازه نفس استکبار جهانی کافی است .


عبدالکریم سروش مترجم متو فلسفی اندیشمندان غرب می گوید : « در حیطه ولایت باطنی ، رابطه مرید و مرادی برقرار است ، اما در حیطه ولایت سیاسی حتی ائمه هم وجوب اطاعت ندارند چه برسد به فقیه ، مردم می توانند بر امام معصوم هم خرده بگیرند ، انتقاد کنند و در جایی فرمانش را اطاعت نکنند .»۵

 


یکی دیگر از عناصر مدعی تجدد می نویسد « ولایت مطلقه فقیه همان حکومت مطلقه سلطنتی است ، هر دو حکومت خود را موهبت الهی می دانند . و هر دو اعتراض به آن را ممنوع و تجاوز به خط قرمز می دانند ، قرائت جدید مثل همان است که شاه را سایه خدا می دانستند .


افتراها و نسبت های ناروا و قداست شکنانه دشمنان دین و فرهنگ به سفیران الهی و رهبران مذهبی ، در طول تاریخ عمر بشر ، یکی از نکبت بارترین و سباه ترین حربه های حق ستیزان بوده و هست .
این ترفند فرسوده ، هزاران بار ، به موازات عمر بشر در بوته آزمایش قرار گرفته و نتیجه ای دلخواه برای معاندان در بر نداشته است .۶

 

۱_ سوره اعراف آیه ۷۵
۲_ سوره فرقان آیه ۷ و ۸
۳_ سوره تغابن آیه ۶
۴_ کیهان ، ش ۱۶۴۴۴
۵_ کیان ، ش ۴۴ ، ص ۱۱_ ۲۰
۶_ دیده شده در کتاب ، شگردهای دین ستیزی از نگاه قرآن ، مهدی رستم نژاد ، نشر یاقوت ، صص ۱۲ تا ۱۹

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 19 مرداد 1396نظر دهید »

علت مدگرایی 

مدگرایی

 

ترویج مد و مدگرایی در بین جوانان، از جمله نمونه های بارز تهاجم فرهنگی است، گرچه طبع انسان تنوع طلب و نوگرا است، اما حالت تنوع طلبی و نوگرایی در حد معقول، فطری و طبیعی است و به خوبی روشن است بین توجه به زیبایی و تنوع در حدمعقول آن با غرق شدن در مد گرایی و هر روز به نوعی لباس پوشیدن و پیروی از الگو های کاذب بیگانگان، به گونه ای سخن گفتن و به صورتی برخورد کردن،بسیار متفاوت است.

 

زیرا مشوقان مد گرایی، نه تنها با لباس، بلکه با نحوه ی سخن گفتن و به کار بردن اصطلاحات، چگونه برخورد نمودن کیفیت غذا خوردن، چگونگی برگزاری مراسم ها و … سعی می کنند مد های غربی را در جامعه ی اسلامی ما ترویج دهند، گرچه نحوه ی آراستن ظاهر و لباس پوشیدن در این میان نقش بسزایی دارد.

 

بدون شک کسانی که با سوء استفاده از احساسات پاک جوانان ترویج مد می نمایند، در فکر رایج کردن فرهنگ غرب و سود جویی های خودشان هستند. سرمایه داران بزرگ برای این که چرخ کارخانه هایشان از حرکت باز نایستد و ثروت های کلانی را صاحب شوند، در اشاعه مد می کوشند و گاه این تبلیغ حتی طبقه متوسط یا ضعیف جامعه را چنان تحت تأثیر قرار می دهد که سعی می کنند، با اقساط هم که شده، خود را از قافله ی مد طلبان و مدگرایان عقب نبینند.

 

مهاجمان فرهنگی و سود جویان سعی دارند به هر صورت که امکان دارد کالاهای خود را به مصرف و فروش رسانند، مخصوصاً برای رسیدن به این هدف از زنان سوء استفاده می کنند، آنان با تولید لوازم آرایش سعی می کنند زنان ما را در مسیر زنان دنیای غرب قرار دهند و در این میان با استفاده از اهرمهایی مانند آزادی زن، زیبایی زن، حقوق زن و … کار خود را مشروع جلوه می دهند که گاهی از اشاعه و ترویج منکر ها نیز به دور نخواهد بود.

 

بدون شک کسانی تابع مد و مدگرایی می شوند که به عقده ی حقارت دچار شده باشند و از درون، پوچ و فاقد شخصیت علمی، معنوی، اجتماعی باشند و با مد گرایی بخواهند برای خود شخصیتی کسب کنند و توجه دیگران را به خود جلب نمایند و خود را به نحوی نشان دهند.

 

پی توجه به مدگرایی و افراط در تنوع ریشه در فطرت آدمی ندارد، بلکه ناشی از عقده ی حقارت و نداشتن شخصیت انسانی است.

 

پایان نامه مریم فرجی 

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 19 مرداد 13961 نظر »

 بایدها  و نبایدها   شرع  در مدگرایی

 

مدگرایی

 

یکی از پدیده های رایج اجتماعی معاصر مساله مد و مدگرایی است شاید کمتر خانواده ای باشد که با این پدیده درگیر نباشد. مد و مدگرایی به خودی خود مذموم نیست بلکه ناشی از میل تنوع طلبی انسان است. اما مدگرایی بایستی در چارچوب موازین عقل و شرع بوده و رسالت اسلام هم  به عنوان یک مکتب کامل الهی پاسخگوی صحیح به تمام خواست های فطری و نیازهای اصیل انسانی است. بر این اساس در مجموعه تعالیم اسلامی از جمله در آیات قرآنی به مساله زینت و زیبایی عنایت خاصی مبذول شده است. در این نوشتار که به بایدها و نبایدهای شرع در مورد مد و مدگرایی پرداخته شده است به موازین اسلامی در رابطه با مدگرایی ذکراشاره گردیده.

روش تحقیق در این مقاله به صورت کتابخانه ای بوده و نوع پژوهش به صورت توصیفی انجام شده است.

کلیدواژه ها: مد، مدگرایی، شرع، نیاز، زینت، فطرت

مقدمه

  مد به عنوان روش موقت که بر اساس سلیقه یک جامعه در موضوعات گوناگونی چون لباس پوشیدن، نوع آداب پذیرایی معاشرت، تزئین و معماری خانه و … شکل می گیرد، گفته می شود.

مدها که برداشتی از فرهنگ جمعی افراد هستند می توانند به عنوان الگوی فرهنگی برای یک جامعه مورد استفاده قرار گیرند. اگر چه عمر مدها در جامعه نستاً کوتاه هستند و فراموش می شوند اما می توانند تاثیر عمیقی در فرهنگ یک ملت بگذارند. لذا بین مد و زیبایی و مد و تنوع طلبی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. از  ان  جا که انسان موجودی زیباگرا و مدگرا بوده و این خصوصیت نیز از امور فطری محسوب می شود و به علت این که موجودی تنوع طلب است همواره به مساله مد اهمیت می دهد، گرایش به زیبایی مانند گرایش به خداوند، مبدأ و زندگی جاودانه امری فطری بوده و نمی تواند ناپسند باشد.

 

  بنابراین هر اصل پسندیده ای دارای یک چارچوب است مد و مدگرایی در اسلام دارای چارچوب هایی است تا به مدگرایی منفی تبدیل نشود و هر اصل علاوه بر چارچوب دارای آسیب هایی نیز می باشد مانند اصل آزادی که بعضی از افراد از این اصل سواستفاده هایی می کنند.

1)تعریف واژه مد و مدگرایی

مد،واژه ای فرانسوی به معنای روش و طریقه موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان طرز زندگی و لباس پوشیدن و غیره را تنظیم می کند. 1

فرهنگ معین مد را اینگونه تعریف می کند: «مد» به معنای سلیقه و روش که باب روز است اعم از زندگی، سر و وضع ظاهری، معمولا گذراست و در زمان های مختلف تغییر می کند.2

  مد اسم فرانسوی (mod) 1- سبک و زندگی خاصی در زندگی، پوشش، آرایش کلام و مانند آن ها که مردم هر عصری برای مدتی کوتاه اتخاذ می کنند 2- کالای رایج که برای مدتی مورد پنسد مردم واقع شود.3

در زبان انگلیسی اصطلاح Fashion برای مد به کار می رود و تقریبا همان تعاریفی که برای مد در فارسی و فرانسه آورده شده در ذیل واژه Fashion نیز به کار می رود. روشی برای لباس پوشیدن، رفتار کردن، دکوراسیون یا یک علاقه که مد نظر قرار می گیرد.4

 

مد روش و طریقه ای موقتی که براساس ذوق و سلیقه ی افراد یک جامعه و سبک زندگی از جمله شکل لباس پوشیدن را تنظیم می نماید: نکته قابل تامل در این تعریف موقتی بودن رفتار است بنابراین می توان گفت مد به تغییر ناگهانی و مکرر همه یا بعضی از افراد یک جامعه اطلاق می شود این واژه پس از جنگ جهانی اول به دنبال نفوذ تمدن غرب وارد زبان فارسی شد.5

 

مدگرایی آن است که فرد لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آن که الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت از آن یکی پیروی نماید.6

 

 

بنابراین می توان گفت مدها الگوهای فرهنگی هستند که توسط بخشی از جامعه پذیرفته می شوند و دارای یک دوره زمانی نسبتا کوتاه اند و سپس فراموش می شوند.7

ادامه »

   چهارشنبه 18 مرداد 1396نظر دهید »

تربیت فرزند در نگاه خدیجه میردامادی ( والده محترمه رهبر معظم انقلاب )

 

بچه های ما هر وقت از ما قصه می خواستند ما قصه های قرآنی برایشان تعریف می کردیم . قصه انبیاء و قصه های قرآنی می گفتیم .مادر خیلی تاثیر در فرزندانش دارد .

 

 

 

۱:۲۲

دانلود کنید 

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 16 مرداد 1396نظر دهید »

بالاترین سرمایه این است كه انسان گرفتار آرزوها نباشد.

 

آیت الله جوادی آملی

 

 

 

قرآن كریم درصدد این است كه جامعه بشری را زنده كند، این حیاتی كه برای همه ما هست كه مشترك بین حیات انسانی و حیات حیوانی است اما یك سلسله مشتركاتی بین انسان و فرشته‌هاست كه اصرار قرآن كریم بر این است كه ما را به آن حیات مشترك بین انسان و فرشته برساند كه ما هم بشویم در حدّ فرشته! ائمه ما(ع)، معلمان فرشته‌ شدن هستند! در حدّ فرشته شدن برای ما مقدور است لذا فرمود: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما یحْییكُمْ»دعوت پیامبر همان دعوت خداست. اینها می‌خواهند ما را زنده كنند، فرمود دعوت خدا و پیامبر را اجابت كنید كه اینها شما را زنده می‌كنند.

 

وجود مبارك امام سجاد(ع) در همان بخش اول دعای صحیفه سجادیه مرز انسان و حیوان را مشخص كرد فرمود انسان را دیگران حیوان ناطق می‌دانند اما ما برابر فرهنگ قرآن كریم انسان را حی حمید می‌دانیم نه حیوان ناطق! در همان دعای نورانی صحیفه سجادیه دارد كه خدایا اگر راه حمد را به ما نیاموخته بودی ما نعمت‌های تو را صرف می‌كردیم و جامعه‌ای كه نعمت الهی را بدون حمد صرف كند از حیات انسانی خارج می‌شود و به حیات حیوانی می‌رسد. تو حمد و شكر را به ما آموختی كه ما حیات انسانی پیدا كنیم. پس ما در برابر نعمت‌های الهی باید بدانیم، نعمت را خدا به ما داد و جای مصرف و استفاده از هر نعمت هم مشخص است كه كجا صرف بكنیم و چطور صرف كنیم.

 

وجود مبارك امام سجاد(ع) در همان دعای اول صحیفه سجادیه دارد كه «الانسان حی حمید» چون بیان نورانی حضرت این است كه اگر كسی حمد نكند «لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِیةِ إِلَی حَدِّ الْبَهِیمِیةِ» فرمود دعوت خدا و پیغمبر این است كه شما را زنده كند یعنی بشوید حی حمید، حالا كه حی حمید شدیم به ما گفتند این راه را بگیرید و ادامه بدهید.

 

بسیاری از فرشته‌ها نازل‌تر از مقام انسان، مقام دارند؛ این همه فرشته‌ها كه در بهشت خدمتگزار مؤمنین‌اند لذا مقامشان پایین‌تر از مؤمنین است پس ما می‌توانیم هم به حدّ فرشته‌ها برسیم، هم از فرشته‌ها بالاتر برویم البته فرشته‌ها هم درجاتی دارند.

 

یكی از بیانات نورانی حضرت امیر(ع) این است كه ما دست و پای خود را نبندیم؛ این آرزوها و خواسته‌های ناروا دست و پاگیر است فرمود بالاترین سرمایه این است كه انسان گرفتار آرزوها نباشد.

 

ما اگر خود را بسپاریم به كسی كه ما را آفرید و فرمود شما كارتان را انجام بدهید من تأمین می‌كنم و همه مار و عقرب روی زمین عائله من هستند، او هرگز ما را رها نمی‌كند. اما مشكل ما این است كه ما او را رها كردیم به دنبال دیگری می‌گردیم! فرمود این‌قدر گرفتار آرزو نباشید انسان باید تلاش و كوشش كند كار، تولید، اشتغال که از بهترین برنامه‌های دینی ماست اینها را تأمین كند.

 

اینكه در دعاهای ما، در نماز، در تعقیبات نماز، به ما گفتند بگویید خدایا آن علمی كه به درد نمی‌خورد، من از آن علم به تو پناه می‌برم از همین جهت است! دانشگاه‌های ما باید طرزی این عزیزان دانشجو را تربیت كنند كه اینها وقتی فارغ‌التحصیل شدند تولید و اشتغال دم دستشان باشد، پشت میز نشستن، علم نافع نیست.

 

وجود مبارك پیغمبر با آن مقام دست كارگر را بوسید، كدام كارگر؟ كارگری كه برای خودش تولید می‌كرد.  دین كه نمی‌خواهد شكم مردم را با اطعام سیر كند، دین می‌خواهد مردم را با اكرام تأمین كند. همین دین می‌گوید مزدوری مكروه است كسی حق ندارد جامعه را با مزدوری اداره كند چرا که با این روش كرامت افراد محفوظ نیست.

 

 

 

حضرت آيت الله جوادی آملی مدظله العالی ، درس اخلاق 1396/04/15 . http://esra.ir

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 14 مرداد 1396نظر دهید »

یا امام رضا علیه السلام

 

شعر در مدح امام رضا

 

چون ماهیان برکه‌ام، بی‌تاب ماهم یا رضا !
از عاشقانِ «عاشقی با یک نگاهم» یا رضا !


 
من خوب می‌دانم بدم اما دوباره آمدم
خاکیِ راه مشهدم پس سر به راهم یا رضا !

 
به به! چه می‌آید به هم ترکیب ما، آخر بر آن
صحن سفید مرمرت، خالی سیاهم یا رضا !

 
وقت نظر بر گنبد و گلدسته‌های عرشیت
افتاده با عمامه‌ها از سر کلاهم یا رضا !

 
تو شرط مستی هستی و هستم ز نیشابوریان
در صحن جمهوری اگر «مشروطه‌خواه»م یا رضا !
 


مشروطه و مشروعه را دادم به دست عاقلان
در مجلس مستان تو با پادشاهم یا رضا !

 
یادم نمی‌آید یکی از دردهای بی حدم
شکر خدا پهلوی تو من روبراهم یا رضا !

 
از ماه زیباتر تویی، از نوح آقا تر تویی
با اینکه بدنامم ولی دادی پناهم یا رضا !

 
من در بهشتم پس قسم ساقی! به سقاخانه‌ات  
حتما کشیده دست تو خط بر گناهم یا رضا !

 
پیش ضریحت پیشتر خیر دو عالم خواستم
عمریست من شرمنده‌ی آن اشتباهم یا رضا !
 


یا ضامن آهو! بگو صیاد آزادم کند
تا صحن آزادی شبی باشد پناهم یا رضا !

 
از آب سقا خانه‌ات یک جرعه نوشیدم ببین
«رَستم از این بیت و غزل» من مست مستم یا رضا !

 


قاسم صرافان 

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 12 مرداد 13962 نظر »

مهارت های حل مساله در سیره رضوی 

امام رضا علیه السلام در مناظرات و یا پرسش های مسلمانان بهترین پاسخ را برای حل مسأله ارائه دهد به گونه ای که همه پاسخ های امام منطقی و قانع کننده بود .

 

مهارت های رضوی

 

مرحوم شیخ صدوق ، طبرسی و دیگر بزرگان به سند خود از علی بن ابراهیم چنین نقل می کنند که یکی از یاران امام می گفت :

در طول مدتی که در محضر علی بن موسی الرضا علیه السلام بودم و در مجالس گوناگون آن حضرت حضور داشتم ، هرگز ندیدیم مطلبی در مسایل دین و امور مختلف از ایشان سوال شود ، مگر آن که بهتر و شیواتر از همه پاسخ فرماید .
ایشان جوابی را که می داد بسیار قانع کننده بود و کسی را نیافتم که چون وی باشد .


مامون در هر فرصتی به شیوه های مختلف سعی داشت تا آن حضرت را آزمایش کند ولی امام علیه السلام در هیچ موضوعی درمانده نگشت و درباره هر چه پرسیده می شد به درستی پاسخ می داد .

 

نمونه اول :
شخصی از خوارج به طعنه به امام علیه السلام گفت : پسر رسول خدا چرا حاضر شدی ولی عهد مامون شوی ؟

امام علیه السلام فرمود : بگو پیامبر برتر است یا وصی ؟

گفت : پیامبر
امام علیه السلام فرمود :مسلمان برتر است یا مشرک ؟
گفت : مسلمان .
امام علیه السلام فرمود : یوسف پیامبر خدا بود و من وصی خدا . عزیز مصر هم مشرک بود و مامون هم مسلمان . یوسف از عزیز خزانه داری را خواست و من بدون درخواست ناچار شدم بپذیرم .


نمونه دوم :
شخصی که در دربار حکومتی عهده دار منصبی بود به امام نامه ای نوشت که : می ترسم سلطان از شیعه بودن من آگاه شود و گردن مرا بزند ، چه کنم ؟ آیا در دربار همچنان بمانم .؟

 

امام علیه السلام در جواب او نوشت : نامه ات را خواندم ، می دانم می ترسی اما اگر عهده دار منصبی در دربار هستی به گونه ای عمل کن که مطابق با فرامین و دستورات رسول الله صلی الله باشد و یاران و منشیانت را چنین به کار گیر . اگر غیر از این نتوانستی عمل کنی کار در دربار را رها کن .


در این دو نمونه به خوبی می بینیم که چگونه امام علیه السلام به هنگام رویاروی با مشکل ، با پیشنهاد راه حل های گوناگون به ارزیابی آن می پردازد و پس از تخلیل منطقی راه حل گوناگونی را بر می گزیند .

 

 


دیده شده در کتاب مهارتهای زندگی در سیره رضوی ، دکتر محمدرضا شرفی ، انتشارات قدس رضوی ،ص ۴۰

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 7 مرداد 1396نظر دهید »

تربیت فرزند 

 درباره چگونگی تربیت و امکان تاثیرگذاری آن بر آدمی ، دیدگاههای  گوناگونی بیان شده و با قبول دستیابی بدان ، حدود و قلمروهای آن تبیین شده است . 

 

امام رضا و تربیت فرزند

بیان عبارتی نورانی از امام رضا علیه السلام روشنگر این امر خواهد بود . حضرت به ابوهاشم فرمود : « عقل عطیه الهی است و ادب و تربیت ، نتیجه مشقت . آن کس که در راه فرا گرفتن ادب به مشقت و زحمت تن در دهد ، پیروز می شود و آن کس که در راه ازدیاد عقل خداداد که جزء سرشت آدمی است ، سعی و مجاهده نماید جز بر نادانی خود نیفزوده است .»

 

از این سخن گرانسنگ چنین بر می آید که راه تربیت ، راهی دشوار و طولانی است که مشقت و سختی را به همراه دارد ولی آن که در این مسیر ، با امید و تلاش حرکت کند ، به موفقیت و پیروزی دست می یابد . تاکید بر جنبه ی اکتسابی تربیت بر جرأت و شهامت افراد در رسیدن به آن می افزاید .

 

برای موفقیت در تربیت باید به دنبال زمان مناسب بود ، در این باره حضرت علی علیه السلام در بخشی از نامه ی خود به فرزندش امام مجتبی علیه السلام می فرماید : «فرزندم ! زمانی به تربیت تو اهتمام کردم که قلبت آماده بود و اشتغالات ، افکار تو را به خود سرگرم نساخته بود .»

 

به نظر می رسد دوره مناسب برای تربیت پذیری فرزند ، قبل از پایان دوره کودکی و ورود به برهه ی نوجوانی باشد . در کلام حضرت رضا علیه السلام نیز برای تاثیرپذیری دل اشارات دقیقی وجود دارد . ایشان فرمود « دل همیشه آمادگی ندارد ، گاهی نشاط دارد و گاهی رخوت . بنابراین به هنگام نشاطش به آن توجه کنید( و در عبادت به کارش گیرید ) و به گاه رخوت به حال خود رها سازید .»

 

 

دیده شده در کتاب مهارتهای زندگی در سیره رضوی ، دکتر محمدرضا شرفی ، انتشارات قدس رضوی ، ص ۱۰۸ 

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 5 مرداد 1396نظر دهید »

امید مهدی‌نژاد از شعرای طنزپرداز کشور سروده‌ای را «به فرزند برومند دکتر عارف و کلیه برومندان، فرزندان برومند، و سایر بستگان و آشنایان دور و نزدیک، و دارندگان خون خوب و ژن مرغوب تقدیم» کرده است.

پسر محمدرضا عارف: توانایی‌هایم به دلیل ژن و خون خوب پدر و مادرم بود!

 

 

مرسی از مهر بیکران شما

خلق و اخلاق مهربان شما

 

ما بدون شما چه‌ایم مگر؟

هیچ و کمتر، بلی به جان شما

 

ما زمین‌خوردگان پایینیم

ما کجا و کجا مکان شما

 

وین خودش نعمتی علیحده‌ست

اینکه هستیم در میان شما

 

هرچه اندر نهان ما مستور

شمه‌ای باشد از عیان شما

 

همچنین در عیان ما گویند

هست آیینهٔ نهان شما

 

ما چه دانیم، ما نمی‌دانیم

چیست تحلیل گفتمان شما

 

سر خود زر زدیم هرچه زدیم

چشم ما زین‌پس و دهان شما

 

هرچه ما را لقب دهید آنیم

تا چه باشیم در بیان شما

 

باد و آب و هوا از آن شماست

ما در این خاک میهمان شما

 

نوش جان شما، چه قابل اگر

قاتق ماست روی نان شما

 

پشت هم جفت کرده‌ایم به صف

در سحرگاه پادگان شما

 

جملگی ساکتیم تا برسد

دکترینی ز دکتران شما

 

ورنه مشتی غبار خاویه‌ایم

جمله محتاج سازمان شما

 

حرف ما هم به شرط آن حرف است

که بیفتد سر زبان شما

 

آب چشمیم و جاروی مژگان

خاکروب در دکان شما

 

ای بترکد هرآنکه می‌باشد

سود او مایهٔ زیان شما

 

ما فلانیم اگر اجازه دهیم

خط بیفتد روی فلان شما

 

بدترانِ شما همه خوبند

تا چه باشند بهتران شما

 

هست مردود آنکه جیم شود

از بزنگاه امتحان شما

 

لرزه در سقف آسمان افتد

ناگهان بعد هر تکان شما

 

 

بنز ما در قیاس ما و شما

چیست، رکس شما، ژیان شما

 

رستم داستان اگر می‌بود

در عجب بود از توان شما

 

پیر، اما ز شوق مالامال

ای فدای دل جوان شما

 

شور اخلاص و شوق خدمت و کار

در دل خرد تا کلان شما

 

زید اگر رفت، عمرو می‌آید

حبّذا طول دودمان شما

 

از اتاق عمل صدا کردند

نوبت چیست؟ زایمان شما

 

از شما تا همیشه ممنونیم

ایضاً از ایل و خاندان شما

 

هرچه گفتیم از حکایت‌تان

جزئی از کل داستان شما

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 4 مرداد 1396نظر دهید »

اخلاص

 

اخلاص

 

این که انسان به جایی برسد که وقتی کار میکند در این کار کردن نگاهش به تعریف مردم نباشد ، نگاهش به تکذیب مردم نباشد و برای خدا کار کند و این زمانی است که انسان از دنیا بزرگتر باشد .

 

انسان تا وقتی که دلش با دنیاست ، برای دنیا کار می کند . رو به قبله هم که می ایستد و قربه الی الله که می گوید وقتی ته خط را نگاه کنی یک علاقه ای به دنیا خواهی یافت .
استاد ما می فرمود:  انسانی که از دنیا کوچکتر است نماز خواندنش هم بوی دنیا می دهد و انسانی که از دنیا بزرگتر است غذا خوردنش هم بوی خدا می دهد .


امام صادق علیه اسلام فرمود باید احسن العمل باشید دنبال مزد نباشید دنبال تعریف و تکذیب مردم نباشید . حتی اگر به کسی احسان می کنید دنبال این نباشید که خود او هم بفهمد ، یک وقتی انسان از دیگران هم پنهان می کند ولی بدش نمی آید که خود فرد متوجه شود که من به او خدمت کردم ، من کره از کارش باز کردم .. این اخلاص نیست .

 

اخلاص آن است که وقتی انسان کار می کند دنبال این باشد که کسی نفهمد …


خدا ما آفریده که به جایی برسیم که خدا در دل ما بزرگ بشود به تعبیر امیرالمومنین علیه السلام « عظم الخالق فی انفسهم » بقیه از چشم ما بیفتند و راه خدا برویم ..

 

 

قسمتی از سخنان آیت الله میرباقری ، شنیده شده .

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 4 مرداد 1396نظر دهید »

من ، معصومه ، خواهر امام رضا علیه السلام هستم 

 

خواهر امام رضا علیه السلام

 

نجمه خاتون پس از به دنیا آوردن امام رضا علیه السلام صاحب فرزند نشد ، تا این که پس از ۲۵ سال انتظار ، سرانجام ستاره ای تابان از دامان او درخشید که هم سنگ امام رضا علیه السلام بود .عواطف سرشار و محبت شگفت انگیزی بین حضرت معصومه و برادرش امام رضا علیه السلام بود که قلم از ترسیم آن عاجز است . 

 

در یکی از معجزات امام کاظم علیه السلام که حضرت معصومه سلام الله نیز نقشی در آن دارد ، هنگامی که نصرانی از حضرت معصومه سلام الله می پرسد : شما کیستی ؟ آن حضرت می فرماید : « من ، معصومه ، خواهر امام رضا علیه السلام هستم »

 

 

دیده شده در کتاب بانوی کرامت ، حضرت فاطمه معصومه سلام الله ، صادق طالبی مازندرانی ، نشر بهار دلها ، ص ۳۲

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 3 مرداد 1396نظر دهید »

عفیف شدن دختران 

 

مادران باید کاری کنند که ترس از عذاب جهنم در دل دختران جایگزین شود و وقتی چنین شد ، دختر عفیف می شود ، باعث سرفرازی پدر و مادر می شود ، با حقیقت می شود ،  

در تاریخ می خوانیم که پیامبر اکرم صلی الله رسم داشتند وقتی به جنگ می رفتند چند نفری می گذاشتند در مدینه که اینها پاسداری بدهند و این چند نفر می آمدند خانه افرادی که رفته بودند به جنگ و سرپرستی می کردند ، در یک جنگی که پیامبر رفته بود و یکی از جوانهای پاک سرپرستی خانه خودش و مدینه را می کرد د شهر مانده بود . یک روزی آمد و در خانه رفیق به جبهه رفته اش را زد ، زن آمد پشت در و او پرسید چه لازم داری و زن شمرد .

 

مشخص نیست که آیا پرده عقب رفت و چشم او افتاد ، یا زن با عشوه‌گری حرف زد ، نازک حرف زد .. وقتی چنین شد ، مرد داخل خانه شد و دست به بدن زن زد ، زن یکدفعه داد زد چه می کنی ؛ النار ، النار. آتش ، آتش …

 

مرد تکان خورد و همین جمله النار النار او را از خانه بیرون آورد و تلاطمش آرام نشد و مرتب با خود می گوید : النار ، النار و بالاخره دیگر نتوانست پاسداری کند و رفت در بیابان و در آنجا نماز می خواند و گریه می کرد و می گفت : النار ، النار ..

 

وقتی پیامبر آمدند به ایشان خبر دادند که چنین اتفاقی افتاده و پیامبر صلی الله موقع نماز ظهر فرستادند که او را بیاورند ، وقتی که آمد پیامبر صلی الله مشغول نماز بود ایستاد در صف ، نماز را با پیامبر خواند .

پیامبر صلی الله به منبر رفت و سوره تکاثر را خواند « أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ *حَتّى زُرْتُمُ الْمَقابِر*کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ *ثُمَّ کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُون *کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ *لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ *ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ *ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذ عَنِ النَّعیمِم : افزون طلبى شما را به خود مشغول داشته است.* تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید (و به آن قبور افتخار کردید).*چنین نیست (آرى) به زودى خواهید دانست!* باز چنان نیست; به زودى خواهید دانست.* قطعاً چنان نیست; اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبى شما را از خدا غافل نمى کرد)!* قطعاً شما جهنم را خواهید دید!* سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین مشاهده خواهید کرد.* سپس در آن روز (همه شما) از نعمت هائى که داشته اید بازپرسى خواهید شد!

 

سوره که تمام شد ناگهان جوان صیحه ای زد و افتاد روی زمین ، خیال کردند که غش کرده ، رفتند بالای سر جوان و دیدند که از دنیا رفته است .

 

خانم ! اگر دختر شما درک کند آتش جهنم را نظیر آدم تشنه که درک می کند تشنگی را ، دیگر بی عفت نمی شود و در مرکز فحشا پیدا نمی شود« حق الود علی الوالد ان یعلمه» مرتب این آیه را برای دخترت بخوان « قل ااعلموا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون : پیامبر بگو، هر چه می خواهیدعمل کنید، سپس خدا عمل شما را خواهد دید و همچنین پیامبرش و مؤمنان نیزمی بینند، و بزودی بسوی دانای غیب و آشکار باز گردانده می شوید و آنگاه اوشما را به آنچه کرده اید، خبر می دهد. سوره توبه آیه ۱۰۵»

 

دیده شده در کتاب تربیت فرزند از نظر اسلام ، آیت الله حسین مظاهری ،نشر بین الملل،ص ۲۰۲

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 2 مرداد 1396نظر دهید »

عمّه‌ی مظلومه‌ی «صاحب زمان»!

 

السلام علیک یا فاطمه معصومه

 

عاصی و محتاجِ ترّحم شدم
راهیِ بیت‌الكرمِ قم شدم
 


رد شدم از وحشتِ دشتِ کویر
رد شدم از تشنگیِ گرمسیر

 
کیست که این‌گونه جلا می‌دهد
بوی غریبیِ رضا می‌دهد


 
پاره‌ای از بارگهِ شاه طوس!
فاطمه ای خواهر «شمس‌الشّموس»!


 
عمّه‌ی مظلومه‌ی «صاحب زمان»!
روشنیِ نیمه‌شبِ جمکران!


 
از سفر سختِ کویر آمدم
شاعر و رنجور و فقیر آمدم


 
اذنِ زیارت بده بانو! به من
رو به تو کردم، بنما رو به من


 
اذنِ نمازم بده، بانویِ آب!
روضه‌ی معصومیت آفتاب!


 
«شیعه» به نام تو مباهات کرد
«نور» در این خانه مناجات کرد


 
بس که در این خانه خدا منجلی است
هر کسی آمد به لبش «یا علی» است


 
بُقعه‌ای از کوی بنی‌هاشم است
مدرسه‌ی عالمه و عالِم است


 
دل تپش از بزم محبت گرفت
در ملکوتش سرِ خلوت گرفت

 
لحظه‌ای آرام به کنجی نشست
حضرت معصومه! دل من شکست

 
اشک! خدا را، تو به من بد نکن
حضرت معصومه! مرا رد نکن

 
اشک! به راهِ سخنم سد شدی
خوب من این باره چرا بد شدی؟
 


اشک! خدا را، تو بگو: این منم
شمع همین خانه‌ام و روشنم
 


من نگرانم که مرا رد کنند
خواستنی‌هام به من بد کنند
 


عمّه‌ی مظلومه‌ی صاحب زمان!
روشنیِ نیمه‌شبِ جمکران!

 
نام تو یادآور زینب شده
موجبِ آوارگیِ شب شده
 


هم‌سخنِ خلوتِ تنهای من!
دخترِ خورشید و مسیحای من!

 
مریم قدّیسه‌یِِ آلِ علی!
سیّده‌یِ نسلِ زلالِ علی!

 
کوثری از سلسله‌ی حیدری
پاره‌ای از عصمتِ پیغمبری

 
شیفتگانت به طواف آمدند
در «حرم ستر عفاف» آمدند

 
جرعه‌ای از آب حیاتم بده
حضرت معصومه نجاتم بده
 


با دل آغشته به داغ آمدم
از طرف شاه چراغ آمدم

 


شعر قادر طراوت پور برای حضرت معصومه(س)

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 2 مرداد 1396نظر دهید »

چرا حجاب به زن اختصاص یافته است ؟

 

زنان آخرالزمان

«حجاب » از این نظر مخصوص زنان گردیده است که : از طرفی خداوند برای مصلحت ، خلقت زن را زیباتر از مرد و ظریف تر از او آفریده است و ازطرف دیگر طبعا میل به خودنمایی و خودآرایی در زن بیشتر از مرد است ؛ یا اساساً اختصاص به زن دارد و برای همین جهت است که «تبرج» از انحرافهای مخصوص زنان است و لذا دستور پوشش هم به زنان یافته است و اسلام این خودآرایی زن را جهت می دهد که باید مخصوص شوهر او باشد .

 

و نیز اسلام که دین فطرت است از جهت پاسخگویی به فطرت خودآرایی زن « زینت با طلا» و « پوشیدن حریر خالص» را برای مردان حرام گرانیده است و فقط برای زنان تجویز کرده است .

 

و لذا لازم است در لباس زنان این خصوصیات رقابت شود تا هدف اسلامی تامین شود .

 

۱_ همه اعضای بدن غیر از چهره و دستها تا مچ را بپوشاند .

۲_ بدن نما و نازک نباشد .

۳_ تنگ نباشد به طوری که حجم بدن را نشان بدهد .

۴_ از لباس های مخصوص مرد نباشد چه این که حضرت پیغمبر صلی الله همانطور که مردانی را که خود را شبیه زنان می کنند مورد لعنت قرار داد ، زنانی را که نیز خود را شبیه به مردان می نمایند مورد لعنت قرار داد .

 

در رابطه با لباس های نازک و بدن نما این حدیث این حدیث از حضرت امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده است که : در آخرالزمان که بدترین زمانهاست ، زنانی پیدا می شود که پوشیده هستند ولی برهنه می باشند ( لباس دارند اما آنقدر نازک است که گویا نپوشیده اند ) از خانه با خودآرایی بیرون می آیند ، اینان از دین بیرون رفتگان و در فتنه ها واردشندگان هستند و به سوی شهوات تمایل دارند و به طرف لذتها شتابان می باشند ، اینان حرام های الهی را حلال می دانند و در دوزخ به عذاب همیشگی گرفتار می شوند .

 

 

دیده شده در کتاب جایگاه بانوان در اسلام ، مرجع عالیقدر آیت الله نوری همدانی ، انتشارات مهدی موعود عج ، ص ۳۵۷

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 1 مرداد 1396نظر دهید »

بعضی‌ها در مقابل نظم خیابانی غرب، احساس حقارت می‌کنند،برخی دیگر در برابر دانش‌های غربی و کتابخانه‌های بزرگ آنها…

 

 

محمد مهدی میرباقری

 

.. غرب در طول چند قرن یک تمدن ایجاد کرده است؛ البته غرب سوابق تاریخی دارد؛ اما در دوران جدید یعنی رنسانس در طول چند دهه یک تمدن ایجاد کرده است؛ این تمدن دارای ایدئولوژی، گرایشات و ایده‌های اساسی است؛ ایده اساسی‌اش اصالت دادن به انسان در مقابل خداست؛ یعنی به جای اینکه حق را بر مدار خدا تعریف کند، بر مدار خود انسان تعریف می‌کند! انسان گرایی نه به معنی کرامت انسان، انسان گرایی به معنی اینکه خود انسان اصل است.

 

انبیاء و ادیان آمدند و گفتند: خدا اصل است، باید خدا را پرستید، همه در مقابل او خاضع باشید، او مدار حق است نه خود انسان مدار حق باشد. انبیاء گفته‌اند که از طریق وحی باید راه سعادتان را بشناسید. اما آنها گفتند نیازی به وحی نیست و عقلانیت خود بشر کفایت می‌کند. ما به عقل خودمان تکیه می‌کنیم و نیازی به هدایت انبیاء نیست.


اینها روح ایده‌های آنها است. انسان باید در مقابل تقیداتی که ادیان و مذاهب می‌آورند آزاد باشد؛ اینها اصول تفکر آنها، بلکه عمیق‌تر، اصول ایدئولوژی آنها و ایده‌ها و آرمان‌هایی است که برای بشر تعریف کرده‌اند.


بعضی‌ها هم به دنبال آن فلسفه‌هایی درست کرد‌ند؛ بعد به اصطلاح خودشان متناسب با این مکتب و یا تفکر فلسفی، دانش و تکنولوژی درست کرده و ساختارهای اجتماعی را تغییر داده‌اند؛ به قول خودشان چندین انقلاب اتفاق افتاده است؛ انقلاب فلسفی، انقلاب علمی ، انقلاب صنعتی و یک جامعه استوار بر آن ایده‌ها و آن عقلانیت درست کرده‌اند؛ بعد وقتی در اروپا به نقطه اوج خودش رسید، نمود این تمدن را در آمریکا بازسازی کردند.


آنگاه نفوذ از مسیر تحقیر ملت‌ها در مقابل این تمدن آغاز شد؛ تحقق این کار سه گام دارد: تحقیر، ایجاد فریفتگی و سپس منحل کردن یک ملت درون جامعه غربی یا درون جامعه جهانی .


تحقیر چیست؟ یعنی ابتدا ما را با مظاهر پیچیده‌ای از تمدن خودشان مواجه می‌کنند؛ مانند نظم شدید و سرعت و دقت تکنولوژی که ایجاد کرده‌اند؛ گاهی محصولات آنها می‌آمده، گاهی آدم‌هایی می‌آمدند؛ صنعت توریسم خود یک ابزار انتقال فرهنگ است؛ بعضی هم می‌رفتند و این مظاهر تمدن غرب را می‌دیدند و در مقایسه با کشور خودشان می‌گفتند: چقدر جامعه ما دچار بی نظمی و بحران است! اتوبوس‌های ما نیم ساعت انسان را معطل می‌کنند؛ شخصی می‌گفت: آنجا قطار در ایستگاه مترو با اختلاف سه ثانیه توقف می کند؛ یا می‌گفت من ایستگاه‌های مترو اش را دست کشیدم ـ آن موقع مترو هنوز در ایران نیامده بود. حالا امروز آمده دیده‌ایم خیلی چیز مهمی نیست ـ دیدم گرد و غبار ندارد، تمیز است؛ نظام خیابانی آنها بی نظیر است.


یک مقدار بروید جلوتر، عدالت مکتب سرمایه داری و تأمین اجتماعی و یک مقدار بروید جلوتر آنهایی که می‌روند دانشگاه‌ها را می‌بینند و کتابخانه‌های یک میلیونی الکترونیکی و بعد هم فلسفه‌های غرب و در مقابل آن احساس حقارت می‌کنند؛ ملت‌ها را با مظاهر تمدن خودشان مواجه می‌کردند.


ابتدا یک عده که بیشتر شخصیت‌های درباری بودند از دربار قاجار رفتند اروپا را دیدند و برگشتند و احساس کردند که ما یک ملت عقب افتاده و آنها پیشرفته هستند؛ باید سعی کنیم همه چیز خود را مثل آنها کنیم!


از این عمیق‌تر، یک دانشگاه‌هایی در جهان درست کردند، برای همین کار به همین منظور که مهم‌ترینش سوربن فرانسه ، آکسفورد و هاروارد است؛ عده‌ای از نخبگان و مستعدین و شخصیت‌هایی که در دنیای اسلام و کشورهای دیگر هستند که از استعداد و توانایهای خوب ذهنی برخودار هستند را آنجا بردند و در کنار آموزش‌های رسمی، آرام آرام آنها را با روح تمدن غرب آشنا کردند و بعد اینها را به کشورهای خودشان برگردانند؛ اینها وقتی در مقابل تمدن غرب قرار گرفتند احساس حقارت کردند!


این احساس حقارت موجب شد که کم کم گفتند ما باید ملت‌های خودمان و کشور را متحول کنیم؛ به گونه‌ای که مثل آنها زندگی کنند؛ مثل آنها بیندیشند؛ مثل آنها عمل کنند.
در ایران تقی زاده‌ها و ملکم خان‌ها رفتند غرب را دیدند و گفتند: ما از مغز سر تا نوک پایمان باید غربی شود!!

 

این دولت می‌رود، آن دولت می‌آید؛ همیشه همین طور بوده است. در کشور خودمان هم دولت‌ها جابجا می‌شوند. این مهم نیست کسی می‌رود، کس دیگر می‌آید؛ تفکرها هم مختلف است تا اینجا اشکالی ندارد؛ ولی هیچ دولتی حق ندارد یک ملت را یک امت را در مقابل دستآوردهای دشمن تحقیر کند؛ این گناه نابخشودنی است؛ آدمی که تحقیر شده در خیابان یک چاله می بیند اولش به همه حاکمان منطقه‌ای و شهردار هر چه به دهنش می‌آید می‌گوید، کم کم می‌رود سراغ دولت مرکزی، یک خورده جلوتر سراغ اسلام می‌رود [و] می‌گوید اسلام نمی‌تواند؛ چون داخل یک چاله افتاده است! ولی اگر انسان تحقیر نشده باشد، اعتماد به نفس داشته باشد، یک خندق هم ببیند، می‌گوید مهم نیست این خندق را پر می‌کنیم؛ کاری که امام(ره) کردند همین است؛ اعتماد به نفس و توکل به خداوند ایجاد کردند.


دشمن در نقطه مقابل مردم را تحقیر می‌کند؛ اما خیلی بد است که خودی‌ها هم یک ملت را تحقیر کنند؛ برخی الان می ‌گویند: «ما غیر از آبگوشت بزباش چیزی نمی‌توانیم تولید کنیم» یا «آمریکا اگر یک دکمه را بزند همة قدرت نظامی ما را زیر و زبر می‌کند» یا «آب شرب ما هم درگرو ارتباط با آنها است»! این تحقیر ملت است؛ این خیلی زشت است، این ربطی به اختلاف نظرها و سلیقه‌ها ندارد؛ با همه اختلاف نظرها به هیچ وجه حق ندارید ملت را در مقابل تمدن غرب تحقیر کنید.


غرب این کار را خودش کرده است. گاهی محصولاتش را اینجا فرستاده است؛ گاهی توریست‌هایی رفته اند بازدید کرده اند؛ گاهی از این عمیق تر، نخبگانی رفته اند آنجا سال‌ها تحصیل کرده‌اند، این ارتباطات را درست کرده‌اند برای اینکه انسان‌ها را در تمدن غرب منحل کنند؛ از نظر آنها آدم‌هایی که می‌روند آنجا و برمی‌گردند سفرای فرهنگی آنها هستند!



اگر یک دانشمند، یک جامعه، یک ملت خودش و بالاتر از آن نخبگانش قبول کردند که ما عقب افتاده‌ایم و آنها پیشرفته‌اند، به این نتیجه‌ای می‌رسند که باید آنها را قبله خودمان قرار دهیم!
این تحقیر گاهی تا جایی پیش رفته است که همه سنت‌های خودی و همه فرهنگ تاریخی خود را تحقیر کردند.


بعضی در آغاز غربزدگی در ایران گفتند: ما اصلاً باید یک نسلی از جوان‌ها را از نو بسازیم؛ از طفولیت از جامعه ایران جدایشان کنیم. در منطقه‌ای خاص باشند و دانشمندان و اساتید غربی آنها را با تفکر غربی تربیت کنند؛ بعد اینها را بر سر مسندها بگذاریم که کشور را متحول کنیم؛ از مغز سر تا نوک پای ما باید غربی شود!


گاهی از این بالاتر، سراغ مذهب رفته‌اند و دین و مذاهب را تحقیر کردند؛ حجاب را تحقیر کردند؛ روابط اجتماعی ما را تحقیر کردند؛ اصل دینداری را تحقیر کردند؛ در طول این چندصد سال، مکاتب غربی آمده‌اند دست به دست هم داده اند ما را در مقابل تمدن غرب تحقیر کردند. در دورة رضاخان به زور چادر را از سر زنان برداشتند و لباس مردان را تغییر داده و متحد الشکل کردند؛ حتی گاهی با میخ کلاه را بر سر مردان کوبیدند. در آذربایجان و ترکیه هم همین کار را کردند؛ به زور لباس اروپایی به تن مردم کردند؛ به زور چادر از سر بانوان ما برداشتند!


ولی چندی بعد در دوره‌ی پهلوی دوم این را نمی‌بینید؛ از طریق تحقیر یک ملت در مقابل تمدن غرب کاری می‌کنند که فرد افتخار می‌کند که مدل لباسش اروپایی است؛ یک زن مسلمان افتخار می‌کند که از ژورنال‌های اروپایی مدل لباس می‌گیرد.


در همین کشور خود ما هم همین است؛ بسیاری از بانوان مسلمان ‌ی که در دهه‌ی پنجاه به دانشگاه می‌رفتند، محجبه داخل می‌رفتند و بی حجاب بیرون می‌آمدند. کسی مجبورشان نمی‌کرد؛ بلکه تحقیرشان می‌کردند؛ حجاب و پوشش اسلامی علامت عقب افتادگی، تحجر و امثال اینها بود. و عریان گرایی، مدل اروپایی پوشیدن و آزادی روابط دختر و پسر علامت پیشرفت و توسعه و عقلانیت و دانش و علم و متفکر بودن!!



وقتی ملتی این گونه تحقیر می شود طبیعی است هویت خود را از دست می‌دهد؛ قدم اول تحقیر ملت این است که ارزش‌ها، خداپرستی، ایمان، اعتقاد به خدا، باورها و سنت‌هایشان را تحقیر کنند. بعد آرام آرام وقتی تحقیر شدی و خودت را هیچ دیدی و آنها را همه چیز، آرام آرام فریفته آن تمدن می‌شوی؛ وقتی فریفته شدی قدم به قدم با پای خودت در آن تمدن منحل می‌شوی.

 

 

استاد سید محمّد مهدی میرباقری ، سایت پاسخگویی به شبهات 

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 31 تیر 13961 نظر »

کسی که مومن را از چیزی منع کند 

 

حدیث از امام صادق علیه السلام

 

عدهٌ من اصحابنا ، عن احمد بن محمد ، و ابو الاشعری ، عن محمد بن حسان ، جمیعا عن محمد بن علی ، عن محمد بن سنان ، عن فرات بن احنف ، عن ابی عبدالله علیه السلام قال ؛ ایُما مومنٍ منع مومناً شیٔا ما یحتاج الیه و هو چقدر علیه من عنده او من عند غیره اقامهُ الله یومََ القیامهِ مسودا وجههُ مزرقهٔٔ عیناهُُ مغلوله یداه الی عنقهِِ فیقال :هذا الخائن الذی خان الله ََو رسوله ثم یومر ُُ بهِ الی النار 

 

حضرت صادق علیه السلام فرمود : هر مومنی که مومن دیگری را از چیز خود یا دیگری که قدرت بر آن دارد منع کند و آن مومن نیز نیازمند آن چیز است روز قیامت خداوند او را با روی سیاه و چشم کبود و دستهای بسته به گردن ، روی پا نگه دارد پس گفته شود ؛ این است آن خیانت کاری که به خدا و رسولش خیانت کرده ، سپس فرمان دهند که او را له دوزخ برند.

 

شرح :

کبودی چشم آنان در روز قیامت بواسطه شدت عطش یا شدت ترس آنهاست ، چنانچه از غریب القرآن و غیر آن در تفسیر گفتار خدای تعالی «و نحشر المجرمین یومیذ رزقا » و متحمل است که کنایه از زشتی منظر آنان باشد .

 

 

دیده شده در اصول کافی ، ابی جعفر محمد بن یعقوب اسحاق کلینی رازی ، ترجمه سید جواد مصطفوی ، انتشارات علمیه اسلامی ، جلد۴ ، ص ۷۲.

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 29 تیر 1396نظر دهید »

دیدن خدا ….

 

 دیدن خدا

 

نقل است که یکی پیش امام صادق علیه السلام آمد و گفت : خدای را به بنمای . گفت ؛ آخر نشنیده ای که موسی را گفتند« لن ترانی» . گفت : آری ! اما این ملت محمد صلی الله است که یکی فریاد می کند «رأی قلبی ربی  » دیگر نعره می زند که « لم اعبد ربأ لم اره » .

 

صادق علیه السلام گفت : او را ببندید و در دجله اندازید ، او را ببستند و در دجله انداختند ، آب فروبرد ، باز برانداخت . مرد گفت : یا ابن رسول الله الغیاث الغیاث .

 

صادق علیه السلام گفت : ای آب فرو برش ، باز برآورد ، مرد گفت :یا ابن رسول الله الغیاث الغیاث . 

 

صادق علیه السلام گفت ؛ فرو بر . همچنین چند بار آب را می کفت فرو بر ، که فرو می بر چون بر می آورد می گفت :یا ابن رسول الله الغیاث الغیاث . چون از همه نومید شد و وجودش همه غرق شد و امید از خلایق منقطع گردید این نوبت که آب او را برآورد گفت : الهی الغیاث الغیاث . 

 

صادق علیه السلام گفت : حق را دیدی ؟

مرد گفت : تا دست در غیب می زدم در حجاب بودم چون به کلی پناه به او بردم و مضطر شدم روزنه ای درون دلم گشوده شد آنجا را نگریستم و آنچه را می جستم دیدم . و تا اضطرار نبود آن نبود که « امن یجیب المضطر اذا دعاه » 

 

صادق علیه السلام گفت : تا صادق می گفتی کاذب بودی اکنون آن روزنه را نگاه دار که جهان خدای بدانجافروست .

و گفت : هر که گوید خدای بر چیزیست یا در چیزیست یا از چیزیست او کافر است ..

 

 

دیده شده در کتاب تذکره الاولیا ، فرید الدین عطار نیشابوری ، مصحح احمد آرام ، نشر پاکتاب ، باب اول ، ص ۳۴ .

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 27 تیر 1396نظر دهید »

زمان مناسب برای ابراز محبت به فرزند 

 

 

از نظر اسلام ، اظهار محبت و مهرورزی باید از دوران کودکی آغاز و پایه ریزی شود ، خداوند تربیت همراه با محبت و رحمت را ، حکمت سفارش فرزندان به احتراو و محبت نسبت به پدر و مادر قرار داده است .

 

پیامبر اکرم صلی الله در سفارشی فرمود : « اََحبوا الصبیان و ارحموا ... : کودکان را دوست بدارید و آنان را مورد لطف و رحمت قرار دهید .

 

امام صادق علیه السلام نیز در این مورد فرمود : « ان الله عزوجل یرحم الرجل لِشده حُبه لولده : خداوند مرد را به خاطر شدت محبت به فرزندش ، مورد لطف و رحمت قرار می دهد

 

کودکان همانگونه که به تغذیه جسمانی نیاز دارند ، به همان میزان به محبت و عطوفت نیز نیاز دارند . کودکان همواره باید احساس کنند که پدر و مادرشان آنها را دوست دارند و حامی او هستند و همین محبت و توجه ، محیط روانی آرام و قابل اعتمادی را برای آنها فراهم می کند که عامل عمده و موثری در رشد و تکامل عاطفی آنان می باشد .

 

محبت مهربانی در خانواده ، پایه اساسی پرورش صحیح عواطف کودکان  است و در پرتو آن می توان احساسات کودک را به خوبی هدایت نمود و او را به راه صحیح و مسیر سعادت بخش سوق داد . با بررسی واژه محبت در قرآن ، درمی یابیم که خداوند نیز از عنصر محبت برای تحریک و تشویق جامعه انسانی به انجام کارهای نیک و شایسته و بازداشتن آنها از بدی ها و انحراف ها ، استفاده کرده است .« ... ان الله حب التوابین : همانا خداوند توبه کاران را دوست دارد . سوره بقره آیه ۲۲» « … ان الله یحب المحسنین : همانا خداوند نیکوکاران را دوست می دارد ، آل عمران آیه ۱۴۸» …

 

در مسیر تربیت عامل محبت قویترین عنصر برای پذیرش و تحمل و تفاهم است اگر در خانواده ، محبت متقابل حاکم شود و پدر و مادر بتوانند محیطی آکنده از مهر و عواطف به وجود آورند ، راه تفاهم و همکاری برای فرزندان باز می شود و فرزندان پرورش یافته در چنان محیطی ، در عرصه های بزرگ اجتماع با مردم مهربان و رئوف خواهند بود .

اما اگر فرزندان لذت محبت و احترام را در خانواده و از سوی پدر و مادر نچشیده باشد اساسا معنای محبت و مهرورزی را درک نخواهد کرد و اگر با آنان نامهربانی شود و با خشونت و بی احترامی برخورد گردد ، آنان نیز با مردم همانگونه رفتار خواهند کرد .

 

 

دیده شده در کتاب خانواده قرآنی ،عیسی عیسی زاده ، مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ص ۱۶۲.

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 26 تیر 1396نظر دهید »

عرفان شیعه طبق استناد ملاصدرا 

 

مجازات گنهکاران

 

 

عده ای بر این عقیده اند که خداوند بندگان گنهکار  خود را مجازات نمی کند و عقیده به عذاب اخروی از طرف خداوند ندارند . به عقیده عده کثیری از صوفیان و عارفان از جمله شیخ محمود شبستری عقل قبول نمی کند خداوند که بنی آدم را آفریده و از سرنوشت او اطلاع داشته و دارد و در اولین لحظه خلقت می دانسته که انسان چه خواهد کرد او را مجازات نماید .

 

ملاصدرا با اینکه عقیده به وحدت وجود دارد مجازات گناهکاران را  در سرای دیگر ، امری محقق می داند و می گوید : عزیز بودن بنی آدم نزد خداوند به مناسبت این که خالق و مخلوق یکی است دلیل بر این نمی شود که خداوند بنده گنهکار را مجازات ننماید ، همچنان که ما اعضای بدن خود را دوست می داریم اما وقتی یک عضو مبتلا به شقاقلوس گردید آن را قطع می کنیم و در خاک دفن می نماییم .

 

خداوند هم با این که بندگان خود را دوست می دارد زیرا همه از او هستند ، وقتی ببیند که بنده ای برخلاف رای و فرمان او رفتار می کند وی را به مجازات می رساند .

 

 

دیده شده در کتاب ملاصدرا فیلسوف و متفکر بزرگ اسلامی ، هانری کربن ، ترجمه ذبیح الله منصوری ، ص ۳۲۰ 

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 25 تیر 1396نظر دهید »

انواع کسب 

 

 

در قرآن كريم چند كسب مطرح است يك سلسله كسب‌هاي اعتباري است كه آن مسكوب در اختيار كاسب است، يك سلسله كسب‌هاي حقيقي است كه آن مكسوب, حاكم بر كاسب است. آن كسب‌هاي اعتباري كه كاسب, حاكم بر مكسوب است كسب مال است كه انسان مالي يا عين يا منفعت يا انتفاعي را كسب مي‌كند چه زن, چه مرد. قرآن كريم فرمود: « لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْن ؛ سوره نسا آیه ۳۲ » يعني مرد هر كسبي كرد مال اوست, زن هر كسبي كرد مال اوست؛ مالي را, مغازه‌اي را, خانه‌اي را, مرتع و مزرعي را كسب كرد چون يك امر اعتباري است يك امر حقيقي نيست در اختيار كاسب است مي‌تواند بفروشد, اجاره بدهد, هبه كند; يعني آن كس كه كسب كرد اختيار مكسوبِ خود را دارد «لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ » مالي را كه آدم كسب كرد در اختيار اوست؛ اما يك سلسله مسائلي است كه اگر كسب كرد خودش در اختيار آن مكسوب قرار مي‌گيرد.

 

 اينكه در سوره مباركه فرمود: «لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُم مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ؛ سوره نور آیه ۱۱ » اگر كسي ـ معاذ الله ـ بيراهه رفت گناهي را كسب كرد به يك اخلاق بد عادت كرد؛ به دروغ, به خيانت, به حرام, به اعتياد ـ معاذ الله ـ عادت كرد، اين را كسب كرد؛ قبلاً كه نداشت اين صفت را بعد كسب كرد، اين خُلق را كسب كرد، وقتي كه به دنيا آمد كه اين خُلق را نداشت اين صفت را كه نداشت، الآن كه اين صفت را كسب كرد خود اين كاسب در اختيار اين مكسوب است، به هر سَمتي كه اين صفت بخواهد ببرد مي‌رود، چون عادت كرد.

 

ساده‌ترين كارش عادت به سيگار است، اين عادت را او كسب كرد قبلاً كه نداشت، الآن گرفتار اين عادت است، ساده‌ترين و آسان‌ترين حرف او اين است. اگر ـ خداي ناكرده ـ  به حرام عادت كرده به گناه عادت كرده، چشم او, گوش او, زبان او در اختيار مكسوب است. اين «لام» در قرآن كريم همه جا به يك معنا نيست. اينكه در سوره «نساء» يا مانند آن مي‌فرمايد: «لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ» كاسب اختيار دارد، مال در اختيار كاسب است؛ ولي اگر ـ خداي ناكرده ـ صفت بدي را كسب كرد، اين كاسب در اختيار مكسوب است كه فرمود: «لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُم مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ»

 

مرحوم ابن‌بابويه قمي(رضوان الله عليه) در كتاب شريف توحيد از وجود مبارك حضرت امير(سلام الله عليه) نقل مي‌كند که كسي به حضرت عرض كرد چرا من نمي‌توانم نماز شب بخوانم؟ گاهي شب‌هاي بهار كوتاه است؛ اما شب‌هاي زمستان كه خيلي طولاني است، آدم از خواب خسته مي‌شود؛ عرض كرد چرا؟ فرمود: «قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُك‏»  اين گناهِ روز، دست و پايت را بست، «قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُك‏».

 

 بنابراين ما دو نحو كسب داريم: كسبي كه كاسب مسلّط است و كسبي كه آن مكسوب مسلّط بر اين كاسب است و اگر كسي ـ خداي ناكرده ـ يك كسب حرامي داشت يعنی به وصف بدي عادت كرد راه براي توبه باز است توبه را مي‌گويند آب توبه، نه يعني نزد يك روحاني برويد يك استكان آب دم بزند بخوريد؛ خود توبه, آب است، «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْه‏»  اين آبشار است، آبِ توبه يعني همين! «تُبت اليك» اين آبشار است، نه اينكه برويم نزد كسي يك ليوان آب بخوريم يا يک بطری آب ببريم آنها هم يك عادت است بد نيست؛ اما رو به قبله بودن و آب توبه و اينها نيست، خود «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْه‏» اين آبشار است و انسان را پاك مي‌كند، خدايا آمدم، لازم نيست حرف بزني, لازم نيست بگويد «استغفر الله»، با يك اراده جدّي تخلّل‎ناپذير بگويد خدايا آمدم؛ اين مي‌شود پاک، می‎شود آبشار.

 

پس اين‌طور نيست كه اگر كسي ـ خداي ناكرده ـ يك صفت بدي كسب كرد نتواند نجات پيدا كند اين طور نيست. پس ما دو نحو كسب داريم: يك كسب اعتباري داريم كه كاسب مسلّط است؛ يك كسب حقيقي داريم چون اين صفت يك امر حقيقي است يك امر اعتباري كه نيست اين مكسوب, مسلّط بر انسان است. اين كسب‌ها براي ما كاملاً فرق دارد راه دارد كه انسان كاملاً اصلاح شود و برگرداند.



جلسه درس اخلاق آیت الله جوادی آملی ، ۲۲/۴/۹۶. دیده شده در سایت رسمی آیات الله جوادی آملی

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 24 تیر 1396نظر دهید »

نابودی حجاب، ترفند دشمنان برای تسلط بر مسلمانان است
 
 

نابودی حجاب
 

طاهره شاکری مدیر مدرسه علمیه کوثر ورامین در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با بیان اینکه حجاب و عفاف آثار و فوائد فردی و اجتماعی بسیاری به همراه دارد، گفت: حجاب و پوشش سبب سلامت و استواری روان جامعه می‌شود.

 

وی افزود: خانواده اساس تشکیل یک جامعه است اگر خانواده به امر حجاب اهمیت دهد به طور قطع اجتماع نیز به امر حجاب بها خواهد داد برهمین اساس رعایت حجاب تضمین کننده سلامت جامعه است.

 

شاکری در ادامه با اشاره به اینکه بدحجابی زنان فعالیت‌های اجتماعی مردان را متزلزل می‌کند، ابراز کرد: اگر فعالیت مردان در جامعه‌ متزلزل شود تولید کاهش یافته و اقتصاد کشور با بحران رو به رو می‌شود.

 

مدیر مدرسه علمیه کوثر ورامین با تاکید بر اینکه حجاب یکی از موانع تسلط فرهنگی و سیاسی دشمنان بر مسلمانان است، گفت: امروز دشمن به این نتیجه رسیده‌ است که از طریق جنگ نظامی، ارعاب، ترور و تحریم نمی‌تواند بر مسلمانان تسلط یابد بنابراین با ترویج و گسترش فساد و فحشا به دنبال عملی ساختن مقاصد شوم خود در کشورهای اسلامی است.

 

وی افزود: یکی از روشنفکران صهیونیستی چنین بیان کرد که تنها راه پیروزی بر مسلمانان برداشتن چادر از سر زنان آنان است. امروز استعمارگران به بدحجاب شدن بانوان مسلمان چشم دوخته‌اند.

 

شاکری با تاکید براینکه چادر در اسلام به عنوان حجاب برتر شناخته شده است، عنوان کرد: در عصر کنونی با وجود نقشه‌های شوم دشمن هر چادری که به دور انداخته شود به گفته اندیشمندان و روانشناسان استعمارگر افق جدیدی برای استعمارگران که تا به امروز پوشیده بود باز می‌شود.

 

مدیر مدرسه علمیه کوثر ورامین در پایان خاطر نشان کرد: حجاب حضرت زهرا(س) و حضرت زینب کبری(س) قطعا بهترین الگو برای بانوان مسلمان به شمار می‌آید ما باید بررسی کنیم که این بزرگواران در انظار عمومی با چه حجابی حاضر می‌شدند ما نیز همانند آنان عمل کنیم تا مبادا با حجابمان آب به آسیاب دشمن ریخته و خون مطهر شهدا را پایمال کنیم.

 

 

http://www.rasanews.ir/detail/News/511264/81

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 22 تیر 1396نظر دهید »

پوشش بلند ( چادر )

 

چادر پوشیدن

 

 

« یَأَیهَا النَّبىُّ قُل لاَزْوَجِک وَ بَنَاتِک وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلَبِیبِهِنَّ ذَلِک أَدْنى أَن یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً ؛                                             

اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤ منان بگو جلبابها (روسرى هاى بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار براى اینکه (از کنیزان و آلودگان ) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و (اگر تاکنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده ) خداوند همواره غفور و رحیم است . سوره احزاب آیه ۵۹»

 

در شان نزول این آیه آمده است : در آن ایام که زنان مسلمان برای نماز مغرب و عشا به مسجد می رفتند پشت سر پیامبر سلام الله نماز می خواندند ، بعضی از جوانان عرضه و اوباش بر سر راه آنان می نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار می دادند و مزاحم آنها می شدند ، این آیه نازل شد و برای آنها دستور آمد که حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا به خوبی شناخته شوند و کسی بهانه مزاحمت پیدا نکند .

 

اینکه در آیه مقصود از جلباب چیست ؟ مفسران و اربابان لغت چند معنی را ای آن ذکر کرده اند ؛

۱_ ملحفه ( چادر ) و پارچه بزرگی که از روسری بلندتر است و سر و گردن و سینه ها را می پوشاند .

۲_ مقنعه و خمار ( روسری )

۳_ پیراهن گشاد 

 

اما بیشتر به نظر می رسد که منظور پوششی است که از روسری بزرگتر و از چادر کوچکتر است و منظور از یدینن ( نزدیک کنند) این است که زنان جلباب را به بدن خود نزدیک کنند تا درست آنها را محفوظ دارد نه این که آنها را آزاد بگذارند تا گاه و بیگاه کنار روند و بدن آشکار شود

 

در تفسیر المیزان نیز جلباب به معنی  پارچه بلندی آمده است که تمام بدن و سر و گردن را می پوشاند . 

پیامهای آیه شریفه بدین شرح است ؛

۱_ در امر به معروف اول از خودی ها شروع کنیم بعد از دیگر ان ( قل لازواجک)

۲_ در احکام الهی تفاوتی میان همسر و دختران پیامبر صلی الله و سایر زنان نیست ( لازواجک وبناتک و نسا المومنین )

۳_ پوشیدن لباسی که معرف شخصیت زن برای تامین عفت وآبرو باشد لازم است ( یعرفن و لا یوذین)

۴_ بهانه به دست بیمار دلان و مزاحمان عفت عمومی ندهید ( یعرفن و لا یوذین)

۵_ نوع لباس مردم در جامعه می تواند معرف شخصیت ، مکتب و هدف باشد ( یعرفن و لا یوذین)

۶_ سرچشمه بسیاری از مزاحمت های هوسبازان نسبت به دختران و زنان نوع لباس خود آنهاست ( یعرفن ولا یوذین)

۷_ بدحجابی های گذشته قابل عفو است ( غفورا و رحیما) ۲ .

 

 

۱_دیده شده در کتاب عفاف و حجاب ،سید محسن محمودی ، انتشارات علمی و فرهنگی صاحب الزمان عجل الله ، ص ۲۷به نقل از تفسیر نمونه ۱۷/ ۴۲۵.

۲_ همان به نقل از تفسیر نور ۴۰۰/9

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 20 تیر 1396نظر دهید »

حرمت خودآرایی زنان در برابر مردان 

 

حجاب

«وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي :و با وقار در خانه خود قرار گیرید و ( در میان مردم ) همانند ظهور ( زن ها ) در دوران جاهلیت نخستین ( با آرایش و زینت بدون رعایت حجاب ) ظاهر نشوید »

تبرج به معنای خودنمایی است . در این آیه خداوند میروی از رفتار جاهلی که مقارن عصر پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله بوده را نهی می فرماید ، در آن زمان زنها حجاب درستی نداشتند و دنباله روزی خود را به پشت سر می انداختند به طوری که گلو و قسمتی از سینه و گردنبند و گوشواره ه های آنان نمایان بود به این ترتیب خداوند همسر پیامبر صلی الله را از این گونه اعمال باز می دارد که بدون شک این یک حکم عام است و تکیه بر زنان پیامبر صلی الله به عنوان تاکید بیشتر می باشد .

 

در مقابل جاهلیت اولی که مقارن با عصر پیامبر صلی الله بود دوران جاهلیت دیگری وجود دارد که در عصر حاضر آثار این پیشگویی قرآن در دنیای متمدن مادی را می بینیم ، اگر آن زمان زنان تبر به زینت می کردند و روسریهای خود را کنار می زدند امروز زشت ترین مظاهر برهنگی در مناظر عمومی رواج یافته است و از نوشتن آنچه که امروز در جاهلیت مدرن بر زن می گذرد  قلم ، شرم دارد .۱

 

پیامهای آیه چنین است :

۱_ ارتجاع و عقب گرد به دوران جاهلی ممنوع است .( ولا تبرج) 

۲_ خودنمایی نشانه تمدن نیست (تبرج الجاهلیه) 

۳_ جایگاه زن یا خانه یا بیرون خانه بدون خودنمایی ( قرن ، لاتبرج)۲

 

 

۱_ دیده شده در کتاب عفاف و حجاب ،سید محسن محمودی ، انتشارات علمی و فرهنگی صاحب الزمان عجل الله ، ص ۲۶ 

۲ _ همان ، به نقل از تفسیر نور ۹/ ۳۶۱

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 19 تیر 1396نظر دهید »

 

آیا دیدن وضع مطلوب برای اعتراض به وضع موجود لازم است ؟

 

معنای انتظار

 

 

ممکن است گفته شود که وضع مطلوب را در نظر گرفت و به خاطر مقایسه آن با وضع موجود ، اعتراض به وضع موجود را در دل ایجاد نمود . این سخن بسیار درستی است اما گاهی بدون دیدن یا تصور کردن وضع مطلوب هم می توان به وضع بد موجود اعتراض داشت . چون روح انسان وقتی در حال تعادل است حتی بدون مقایسه هم می تواند بد بودن اوضاع را درک کرده و از آن احساس ناراحتی کند .

 

درحال اعتراض هم می تواند متفاوت باشد و طبیعتا هر چه از شدت اعتراض کاسته شود قدرت انتظار فرد هم کاهش خواهد یافت ، زیرا انتظار به حالتی اطلاق می شود که شدت و حدتی در آن مشاهده شود . شدت اعتراض هم می تواند آنقدر زیاد باشد که به تحول خواهی بیانجامد ؛ و یا آنقدر کم باشد که در حد درخواست تغییرات جزیی باقی بماند . مسلما هر کدام از این دو صورت ، حالت خاصی از انتظار را موجب خواهد شد .

 

اگر اعتراض ، به اساس وضع موجود باشد و اشکال به وضع موجود فراگیرتر و ریشه ای تر از آن باشد که با اصلاحات سطحی و مختصر قابل برطرف شدن باشد ، « اعتراض » نیز شدیدتر خواهد بود و انتظار را شدت خواهد بخشید .

 

 

دیده شده در کتاب انتظار عامیانه عالمانه ، عارفانه ، علیرضا پناهیان ، نشر بیان معنوی ،ص ۹۰

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   جمعه 16 تیر 1396نظر دهید »

کشف عناصر انتظار 

 انتظار

 

همه انسانها به سادگی می توانند « احساس انتظار » را در وجود خویش تجربه کنند درک این احساس ، کار دشواری نیست چیزی که هست ، احساس انتظار با توجه به چیزی که هستیم حالات و درجات گوناگونی به خود می گیرد .

 

برای درک بهتر مفهوم انتظار می توان عناصر تشکیل دهنده آن را شناخت و با این روش ، تعریف دقیق تری از آن به دست آورد . هر منتظری می تواند با تامل در انتظار خود، دریابد که چه عوامل و ویژگی هایی در کنار هم جمع شده اند تا احساس انتظار در او پدید بیاید.

 

مقدمه پدید آمدن احساس انتظار فرج ، اعتراض به وضع موجود است ، کسی که از وضع موجود راضی است ، نمی تواند منتظر وضعیتی دیگر که بهتر است باشد . این اعتراض هر چند ممکن است مقدمه خارجی انتظار محسوب شود نه عضو درونی آن اما به دلیل نقش حیاتی و مهمی که در شکل گیری انتظار دارد ، آن را اولین عنصر انتظار بر می شماریم .

 

انسان باید به وضع موجود اعتراض داشته باشد والا نمی تواند منتظر باشد حتی کسی که وضع موجودش با مقدار مختصری تغییر ، بهبود می یابد  و به وضع موجود معترض نیست ، نمی تواند به حد انتظار برسد و منتظر تغییر وضع مطلوب باشد . این اعتراض در هر درجه ای که باشد از تنفر نسبت به آنچه هست تا علاقه شدید به آنچه نیست و باید باشد عنصر اول  انتظار محسوب می شود .

 

دیده شده در کتاب انتظار عامیانه عالمانه ، عارفانه ، علیرضا پناهیان ، نشر بیان معنوی ، ص ۸۷.

اشتراک گذاری این مطلب!
   پنجشنبه 15 تیر 1396نظر دهید »

سوالات نکیر و منکر در شب اول قبر

 

من ربک : الله جل جلاله
من نییک : محمد نبیک صلی الله

من امامک : علی امامک


حضرت زهرا سلام الله وقتی امیرالمومنین علیه السلام ایشان را دفن کرد ؛ نکیر و منکر از ایشان پرسیدند ؛ من ربک : حضرت زهرا سلام الله جواب دادند : الله جل جلاله .
پرسیدند : من نبیُک : حضرت زهرا سلام الله فرمودند : پدرم . « ابی نبیک : پدرم نبی من است »
پرسیدند؛ من امامُک : جا دادند همین جوانی که بالای قبر من است امام من است .

 

خدا کند ما خوب جواب دهیم اگر نتوانیم خوب جواب دهیم چه کنیم ؛ اولا موقع مردن لال نمیریم و شهادتین را بگوییم و دعای عدلیه را بخوانید و حفظ کنید …

 


مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی .

دانلود کنید

۲:۳۳

اشتراک گذاری این مطلب!
   چهارشنبه 14 تیر 1396نظر دهید »

خطبه نماز عید فطر 

 

امسال ماه رمضان بحمدالله به‌معنای واقعی کلمه، برای ملّت عزیز ما ماه مبارکی بود. آنچه ما از نزدیک دیدیم: مردم ما نشانه‌های توسّل و تقرّب را در رفتار خودشان و مراسمی که داشتند، و مجموعه‌هایی که کارهای عبادی و خدماتی را انجام میدادند، نشان دادند؛ فضا، فضای معنوی، فضای تقرّب، فضای توسّل و به‌معنای واقعی کلمه، فضای ماه رمضان بود.
 اوّلاً خود این روزه‌داری در روزهای گرم و در بلندترین روزهای سال، فی‌نفسه، یک نشانه‌ی معنویّت، یک نشانه‌ی اهتزاز روحی است و این در همه‌ی بخشهای کشور، در نقاطی که حرارت هوا بسیار بالا هم بود، محسوس بود، ملموس بود؛ همه میدانستند، همه میدیدند جوانهای روزه‌دار، مردان و زنان روزه‌دار را.

 

 ثانیاً حضور چشمگیر جوانها در مراسم عبادی این ماه بود. در تهران، آن‌طوری که به ما گزارش دادند، صدها جلسه‌ی گرمِ پرجمعیّت، روز و شب برگزار میشد و عمده‌ی شرکت­کنندگان این جلسات جوانها بودند؛ چه جلسات معارفی، چه جلسات اُنس با قرآن؛ غیر از جلسات کوچکی که مثلاً در بعضی از محلّات یا مساجد، در گوشه و کنار به وجود می‌آمد، تعداد جلسات بزرگ در تهران صدها جلسه بود؛ در همه جای کشور به همین نسبت حضور داشتند.

 

 سفره‌های افطار در مساجد و در معابر؛ این رسمی که چند سال است بین مردم راه افتاده است که سفره‌های افطار ساده‌ی مردمی را چه در مساجد، چه در کوچه‌ها و چه در خیابانها گسترده میکنند و افطار میدهند، بسیار عادت خوب و سنّت خوبی است که امسال هم بحمدالله به‌ طور محسوسی وجود داشت.

 

کمک به آزادی زندانیانی که جرایم غیر عمد داشتند و نیاز داشتند به کمک مالی، و هزینه‌ی درمان [بیماران]؛ کمکهای زیادی مردم کردند، این کارها انجام گرفت. این ماه رمضانی که با این خصوصیّات بر مردمی میگذرد، ماهِ رمضانِ مبارکِ به‌معنای واقعی است.

 

 و امّا شبهای قدر؛ شبهای قدر حقیقتاً شبهای توسّل و تضرّع و استعانت مردم بود. اشکهایی که بر چهره‌ها جاری شد، ناله‌هایی که زده شد، دلهایی که متوجّه به ذات اقدس ربوبی شد، خیلی باارزش است. همین چیزها است که بنیه‌ی معنوی یک ملّت را تقویت میکند، و او را در راه‌های دشوار کمک میکند.

 

 بعد هم در پایان این ماه، راه­پیمایی [روز] قدس، با آن عظمت، با آن شکوه، در آن هوای گرم، در بلندترین روزهای سال، مردم آمدند در خیابانها، بعضی حتّی کودکانشان را هم آوردند، در میان خیابانها راه­پیمایی کردند. این حرکت عظیم مردم حقیقتاً کاری بزرگ، کاری دارای نشان، و کاری تاریخی است؛ اینها در تاریخ میمانَد به­عنوان افتخارات یک ملّت. که حالا بعد هم یک جمله عرض خواهم کرد.

 

 برادران عزیز، خواهران عزیز! آنچه در این ماه به دست آوردید ذخیره‌ی الهی است برای شما؛ ذخیره کردید. این ذخیره‌ها را حفظ کنید؛ این ذخیره‌ها را حفظ کنید با استمرار این حالت. تلاوت قرآن را از دست ندهید، توجّه در نماز را حتماً مورد توجّه داشته باشید؛ اینها چیزهایی است که باید حفظ کرد. این ماه، تمرین ریاضت بود، تمرین توجّه به خدا بود؛ از این تمرین حدّاکثر استفاده را بکنید، این ذخیره را برای خودتان نگه ‌دارید، ان‌شاءالله که رضای الهی و رحمت الهی شامل حال شما خواهد شد.

 


 آنچه در این خطبه عرض میکنم، یک جمله راجع به مسائل داخلی کشور است، یک جمله مربوط به مسائل عمومی دنیای اسلام است.

 امّا آنچه راجع به مسائل داخلی عرض میکنم؛ ملّت عزیز ایران سرافراز باشند که کارهای بزرگی انجام دادند؛ دل شاد کنید، امید در دل بپرورانید؛ کارهای بزرگی انجام دادید:
در همین ماه مبارک و اندکی پیش از ماه مبارک، اوّلاً آن انتخابات پُرشور و باعظمت را توانستید به دنیا نشان بدهید؛ کار بزرگی بود، کار عظیمی بود. ثانیاً همین راه‌پیمایی روز قدس، کار بسیار باعظمتی است. این تهاجم قدرتمندانه‌ی سپاه به دشمنان کار بزرگی بود.

 

 همان‌طور که در خطبه‌ی قبل عرض کردم، دستاوردها -دستاوردهای شخصی و معنوی و عبادی ما- ذخیره‌های معنوی ما است؛ این چیزها هم ذخیره‌های اجتماعی ما است؛ این ذخیره‌ها را هم باید حفظ کرد. حفظ این ذخایر به این است که ملّت وحدت خودشان را حفظ کنند، اتّحاد و اجتماع خودشان را حفظ کنند، انگیزه‌ی انقلابی خودشان را حفظ کنند، حرکت در جهت اهداف و آرمانهای انقلاب را در دلشان به‌عنوان یک هدف والا حفظ کنند.

 

 امیدواریم ان‌شاءالله هرچه زودتر دولت جدید تشکیل بشود و کارهای لازمِ برای کشور را هرچه زودتر شروع کنند. کارهای بزرگی در پیش است که بایستی انجام بگیرد [توسّط] مسئولین کشور به کمک مردم؛ کار برای تولید داخلی، کار برای اشتغال جوانان که جزو مسائل مهمّ ما است و ما امسال را سال تولید ملّی و سال اشتغال اعلام کردیم؛ باید این کارها با جدّیّت ان‌شاءالله دنبال بشود.

 

 از جمله‌ی کارهای مهم، کارهای فرهنگی است؛ ما خُلل و فُرج فرهنگی زیاد داریم؛ جاهایی که نفوذگاه دشمن است ازلحاظ فرهنگی، بسیار است؛ این را، هم مجموعه‌های مسئول دولتی، هم مجموعه‌های گسترده‌ی عظیم مردمی موظّفند که انجام بدهند. «آتش‌به‌اختیار» به معنی کار فرهنگی خودجوش و تمیز است؛ آنچه ما گفتیم معنایش این است که در تمام کشور، جوانها و صاحبان اندیشه و فکر، صاحبان همّت، خودشان با ابتکار خودشان، کار را -کارهای فرهنگی را- پیش ببرند، منافذ فرهنگی را بشناسند و در مقابل آنها، کار انجام بدهند؛ آتش‌به‌اختیار، به معنای بی‌قانونی و فحّاشی و طلبکار کردن مدّعیانِ‌ پوچ‌اندیش و مدیون کردن جریان انقلابی کشور نیست. نیروهای انقلابی بیش از همه باید مراقب نظم کشور، مراقب آرامش کشور، مراقب عدم سوءاستفاده‌ی دشمنان از وضعیّت کشور، و مراقب حفظ قوانین [باشند]؛ این مراقبتها در درجه‌ی اوّل متوجّه به نیروهای انقلاب است که دلسوزند، علاقه‌مندند و مایلند که کشور به سمت هدفهای خود حرکت بکند.

 

در مورد مسائل دنیای اسلام هم باید عرض کنیم که زخمهای زیادی بر پیکر امّت اسلامی است؛ مسائل یمن، جراحت بزرگی بر پیکر امّت است؛ مسائل بحرین همین‌جور؛ مسائل گوناگونی که در کشورهای اسلامی هست همین‌جور. دنیای اسلام باید به‌طور صریح از مردم یمن حمایت کند و از ظالمان و ستمگرانی که به این مردم -در روز ماه رمضان، در ماه مبارک- آن‌گونه تهاجمهایی انجام میدهند، اظهار برائت و بیزاری بکند، از مردم حمایت بکند؛ از مردم بحرین و مردم کشمیر همین‌جور. ملّت ما میتواند پشتوانه‌ی این حرکت عظیم دنیای اسلام قرار بگیرد؛ همچنان‌‌که ما صریحاً مواضع خودمان را نسبت به دوستان، دشمنان، معارضین، و مخالفین بیان میکنیم، دنیای اسلام [هم] -بخصوص روشنفکران، بخصوص علمای دنیای اسلام- بایستی همین شیوه را دنبال بکنند، صریح موضع بگیرند و خدای متعال را از خودشان راضی کنند، ولو دیگران و طواغیت ناراضی بشوند.

 

 

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=37002

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 5 تیر 1396نظر دهید »

مکان های استجابت دعا 

 

مکانهای استجابت دعا

 

مکان خاصی را در منزل اختصاص دهید برای عبادت ، آن مکان مکان ویژه می شود و آن مکان محل استجابت دعا است و وقتی خواستید دعا کنید در آن مکان دعا کنید .


قبرستان مسلمین نیز محل استجابت دعاست .سر مزار پدر و مادر مکان استجابت دعاست .حرم های معصومین علیهم السلام مکان استجابت دعاست .


حرم نورانی علی ابن موسی الرضا علیه السلام مکان استجابت دعا به صریح روایت و همچنین حرم نورانی سید الشهدا علیه السلام که فرمود: « و اجابت الدعا عند القبه : در این مکان اگر دستی به دعا بلند شود این دست به نا امیدی بر نمی گردد »

 

بعضی روز ها هم هست روزهای برگزیده است ؛ مثل روز نیمه رجب ، روز نیمه شعبان ، روزیست و هفتم ماه رجب ، روز عرفه ، روز عید قربان ، روز عید غدیر ..اینها روز برگزیده است که گفته شده به این روزها اهمیت دهید .


بعضی شب ها هم شبهای برگزیده است مثل شب جمعه ، شبهای قدر که شب های برگزیده سال است ، دستور داریم در طول سال چند شب را احیا بدارید و بیدار بمانید که یکی از آنها شب نیمه ماه رجب است بیست و هفتم ماه رجب ..

 

برخی ساعات هم هستند که خاص هستند زمان استجابت دعاست مثل ؛ نیمه شب شرعی، سحرها عموما لحظات استجابت دعاست ، اینقدر سحرها مهم است ، نزدیک زوال ظهر روز جمعه یعنی نیم ساعت به اذان ظهر مانده را زوال روز جمعه گویند ،غروب روز جمعه ، غروب نیمه ماه رجب ، زمان استجابت دعاست ،زمان نزول باران زمان استجابت دعاست ، زمانی که فرزند نگاه با محبت به پدر و مادر دارد زمان استجابت دعاست ، بعد از نماز واجب فوری به سجده روید که زمان استجابت دعاست ..


زمانهای استجابت دعا را از دست ندهید …

 

سخنان حجت الاسلام مومنی ، شنیده شده ،

اشتراک گذاری این مطلب!
   شنبه 3 تیر 1396نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 17
  • دیروز: 110
  • 7 روز قبل: 658
  • 1 ماه قبل: 4898
  • کل بازدیدها: 87428
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 17
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 17
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
فراخوان چی شد طلبه شدم