بیانات در همایش ده ها هزار نفری «خدمت بسیجیان » در ورزشگاه آزادی

 

شب شهادت سیّدالسّاجدین حضرت علیّ‌‌بن‌الحسین (علیه‌السّلام) است. ایّام بسیار مهمّ بعد از عاشورا است؛ در واقع ایّام حماسه‌ی زینبی است. در چنین روزهایی مسیر کربلا و کوفه و شام و بعد از آن مدینه، مسیر حرکت نورانیِ پُرشکوه حماسی زینب کبریٰ و حضرت امام سجّاد و بقیّه‌ی اسرای عاشورا است؛ اینها که توانستند با این حرکت خود، ماجرای عاشورا را ابدیّت ببخشند، آن را دائمی کنند، زوال‌ناپذیر کنند.

 

 

ما هم امروز در چنین روزهایی احساس ارتباط قلبی بیشتری با آن شهیدان عظیم‌الشّأن میکنیم. اربعین هم در پیش است. ملّت ما، ملّت عراق، مردمان زیادی از ملّتهای دیگر در تدارک حماسه‌ی بزرگ اربعینند.

حماسه‌ی اربعین یک پدیده‌ی فوق‌العاده‌ای است که به لطف و فضل الهی در هنگامی که دنیای اسلام نهایت نیاز را به این‌چنین حماسه‌ای دارد، به وجود آمده است. یاد سرور شهیدان را در دلهای خودمان، در ذهن خودمان مغتنم میشمریم. سلام ارادتمندانه و مخلصانه‌ی خودمان را به آن بزرگوار و آن بزرگواران و به خاک پاک شهیدان اهدا میکنیم و عرض میکنیم: ای صبا ای پیک دور افتادگان اشک ما بر خاک پاکشان رسان این اجتماع عظیم امروز، این جمعیّت جوان و پُر‌شور و بسیجی که یادآور اجتماع در همین عرصه و ورزشگاه در دهه‌ی ۶٠ است که آنجا جوانها رفتند و به پیروزی رسیدند و ان‌شا‌ءالله شما هم در عرصه‌هایی که در پیش رو دارید، به پیروزی کامل خواهد رسید.

 این جلسه‌ی بزرگ در موقعیّت بسیار حسّاسی تشکیل شده است؛ موقعیّت کشور، موقعیّت منطقه، موقعیّت جهان، موقعیّتهای حسّاسی است، بخصوص برای ما ملّت ایران. حسّاسیّت از این جهت که از یک طرف عربده‌کشی‌های سران استکبار و سیاستمداران آمریکای جهان‌خوار، از یک طرف قدرت‌نمایی جوانان مؤمن و پیروزی‌های پیاپی در میدانهای مختلف، از یک طرف مشکلات اقتصادی کشور و تنگیِ معیشتِ بخش بزرگی از مردم ضعیف کشور و از طرفی حسّاس شدن و به تکاپو افتادن نخبگان کشور که این وضعیّت آنها را حسّاس کرده و به تکاپو و تلاش فکری و عملی وادار کرده است.

 

کشور به‌خاطر وجود مشکل، از خمودگی و بی‌عملی درآمده است؛ خیلی‌ها که فقط تماشاگر بودند، امروز احساس وظیفه‌ میکنند و سرگرم تلاش میشوند؛ اینها جهات مختلفی است، اوضاع ویژه‌ای است برای کشور و این جلسه در چنین شرایطی تشکیل شده است. جان کلام من در صحبت امروز عبارت است از، اوّل عظمت ایران، دوّم اقتدار جمهوری اسلامی و سوّم شکست‌ناپذیری ملّت ایران.

 

اینها رجز‌‌خوانی نیست، شعار محض نیست، سخن توخالی مثل بعضی از شعارها و حرفهایی که بعضی دیگر میزنند نیست؛ اینها واقعیّاتی است که دشمنان ملّت ایران آرزو میکنند که ما اینها را ندانیم یا از آنها غفلت کنیم و گمان دیگری در مورد خودمان و کشورمان و ملّتمان ببریم؛ ولی این حقایق واضح‌تر از این است که کسی بتواند آنها را انکار کند.

 

گفتیم عظمت ایران، نه‌فقط در زمان حال. عظمت ایران یک امر تاریخی است. در طول زمان، کشور عزیز ما توانسته است در عرصه‌ی علم، در عرصه‌ی فلسفه، در عرصه‌ی سیاست، در عرصه‌ی هنر، در عرصه‌ی پرچم‌داری علوم اسلامی در میان ملّتهای مسلمان، و در برهه‌ای از زمان در میان همه‌ی ملّتهای جهان، سرافراز بِایستد و خود را نشان بدهد. عظمت ایران یک امر واضحی است که هر منصفی ناچار است آن را تصدیق بکند.

 

البـتّه این مربوط به زمان ما و همچنین دوران تاریخی است؛ استثنا شده است از این وضعیّت، دویست سالِ قبل از پیروزی انقلاب ؛ در دوران اواسط قاجاریّه به بعد و دوران منحوس پهلوی -در این دویست سال- عظمت ایران متأسّفانه پایمال شد که فعلاً بحث ما ربطی به آن قضیّه ندارد. در مورد اقتدار جمهوری اسلامی همین بس که جمهوری اسلامی، کشور ایران را از زیر سلطه‌ی انگلیس و آمریکا بیرون کشید. این سلطه تقریباً از اوّلِ قرنِ نوزدهم میلادی شروع شده بود؛ بر همه‌ی امور این کشور، بیگانگانِ بی‌رحم و متکبّر مسلّط بودند؛ اقتدار جمهوری اسلامی همین بس که توانست کشور را و ملّت را از زیر این سلطه‌ی ظالمانه نجات بدهد.

 

همچنین یکی از مظاهر اقتدار جمهوری اسلامی، نجات کشور از شرّ حکومت استبدادی سلطنتی و پادشاهی موروث بود. و همچنین جمهوری اسلامی در طول این چهل سال عمر خود، در مقابل دست‌اندازی‌های دشمنان سینه سپر کرده است و برای اوّلین بار در این قرنهای اخیر، در یک جنگی جمهوری اسلامی توانسته است مانع از تجزیه‌ی کشور بشود. قبل از دوران جمهوری اسلامی، در دوران پهلوی و قاجار هر جنگی اتّفاق افتاد، یا دشمنان بخشی از خاک کشور را تجزیه کردند و یا خودشان حضور نظامی در کشور پیدا کردند و ملّت را تحقیر کردند.

 

برای اوّلین‌ بار، ملّت ایران در جنگ تحمیلیِ هشت‌ساله توانست جبهه‌ی وسیع دشمن را بکلّی ناکام کند، آنها را از کشور بیرون براند، تمامیّت ارضی کشور را حفظ کند؛ معنای اقتدار این است. اقتدار به این است که جمهوری اسلامی توانسته است اعتبار و احترام این کشور را در منطقه و در کلّ جهان بالا ببرد و یک‌تنه در مقابلِ جبهه‌ی وسیع استکبار بِایستد.

 

گفتیم شکست‌ناپذیری ملّت ایران، که البتّه این به برکت اسلام است. دلیل این شکست‌ناپذیری و نشانه‌ی این شکست‌ناپذیری را میشود در پیروزی ملّت ایران در انقلاب بزرگ اسلامی، پیروزی ملّت ایران در دفاع مقدّس، ایستادگی ملّت ایران در طول چهل سال در مقابل توطئه‌های دشمنان مشاهده کرد.ملّت ما عقب‌نشینی نکرد، از پای در نیامد، در مقابل دشمن احساس ضعف و شکستگی نکرد؛ این پیروزی ملّت ایران است. این وضع کشور است. البتّه توضیح بیشتری در این زمینه‌ها ان‌شاءالله خواهم داد. این وضعیّت امروز ما است.

 

ولی برادران عزیز، خواهران عزیز، ملّت بزرگ ایران! در صحنه‌ی نبرد سیاسی و نبرد اقتصادی، عیناً مثل صحنه‌ی نبرد نظامی اگر جبهه‌ای که احساس پیروزی میکند، به خود مغرور بشود، راه پیروزی جلوی او بسته خواهد شد. مغرور شدن به پیروزی، نداشتن نقشه، نداشتن ابتکار برای تداوم پیروزی‌ها قطعاً موجب عقب ‌ماندن در مقابل دشمن و موجب پیشروی دشمن خواهد شد.

ادامه »

   پنجشنبه 12 مهر 13971 نظر »

هدف دولت روحانی از بالا و پایین بردن قیمت دلار چیست؟

 

کاهش دلار

 

دولت روحانی با افزایش مداوم و چند ماهه قیمت دلار و طلا و به طمع انداختن مشتریان خانگی، نقدینگی را از بازار جمع کرد و حالا دلارهای 18هزار تومان خریداری شده با کمتر از 8 هزار تومان خریده خواهد شد.. یعنی به ازای هر دلار دستکم 10 هزار تومان سود برای دولت:

هدف: 1. دولت با این پول، بدهی 700 هزار میلیاردی خود به شرکتها را تسویه میکند.

 

2. دولت 1300 میلیارد تومان سپرده مردم به علاوه سود آنها در بانک ها را تسویه میکند.

 

3. درآمد ریالی دولت بابت فروش دلارهای نفتی 6 برابر میشود و نه تنها حقوق کارکنان خود را میپردازد که باز هم چند میلیارد دلار اضافه می آید.

 

نتیجه: دولت با بالا و پایین کردن قیمت ارز، جیب خود را با فشار بر جیب مردم (خصوصا خریداران خانگی دلار و طلا) و تعمیم تورم دلار به همه اجناس و کالاها پر کرد. با کاهش سود بانکی، تولید را به زمین زد و بیماری مزمن تورم برای اقتصاد ایران را تشدید کرد.

 

پیش بینی:

به نظر میرسد دولت به هدف خود از نوسان قیمت ارز رسیده و قیمت ارز و طلا در ماههای آینده به زیر 10 هزار تومان ثابت بماند.

محمد عبدالهی

   چهارشنبه 11 مهر 13971 نظر »

دستور العمل عارف بزرگ نخودکی جهت رسیدن به ثروت عظیم ورسیدن به مقام به دست آوردن اعتبار بسیار

 

ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که :

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند.  امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.

 

حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟ امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

 

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند: اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟

 

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

 

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید رو به ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

 

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا؛ (سوره طلاق آیه 2 و 3) را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.

 

معاونت تهذیب حوزه

   جمعه 6 مهر 13971 نظر »

شش راه آسان برای خواندن نهج البلاغه 

 

نهج البلاغه کتابی است که نه شرح می خواهد ، نه تفسیری و نه استادی . با روش ما بسیاری از مردم نهج البلاغه را می خوانند . در گام اول به مردم گفتیم این کتاب ۲۴۱ خطبه است و شما فکر می کنید در مسجد کوفه ملاصدرا نشسته بود ، امیرالمومنین علیه السلام به آنها می گوید « یا اشباح الرجال و لا رجال » ای نامردان شبیه مرد ، یعنی ما از مردم کوفه نادانتر و نامردتر هستیم که نمی فهمیم . بعد از خطبه ها ۷۹ نامه است که از این تعداد ۱۴ تا نامه به معاویه نوشته شده است یعنی معاویه که دشمن امیرالمؤمنین علیه السلام است می فهمد و ما نمی فهمیم ؟ 

 

ما با شش نکته ساده آسانترین راه برای خواندن نهج البلاغه را به دنیا یاد داده ایم و این شش روش عبارتند از :

 

۱_ فارسی بخوانید ، نیازی به خواندن متن عربی نیست . یعنی امثال آیت‌الله مکارم ها که وقت می گذاشتند و ترجمه می کردند کار عبثی می کردند ؟ 

۲_ ما ۷۴ ترجمه ناقص و کامل نهج البلاغه را بررسی کرده ایم و آسانترین آن ، ترجمه مرحوم محمد دستی است و رهبر معظم انقلاب هم در مقدمه اش این را تایید کرده اند . 

۳_ به مردمی که متهم هستند حال مطالعه ندارند ما گفته ایم روزی ده دقیقه بخوانید .

۴_ به جای این که از اول بخوانید تا آخر ، از آخر شروع به خوانش کنید .

۵_در دور اول نیازی به حفظ و یادداشت نیست 

۶_ در دور اول هر چقدر متوجه شدی نوش جانت و هر چقدر متوجه نشدی رد شو و در دور خوانی بعدی به آن بپرداز .

با این شش روش ساده همه مردم به کتابخوانی بر می گردند .

 

 

سخنان حجت الاسلام حمید رضا مهدوی ارفع مبلغ بین المللی ، موسس نهضت جهانی نهج البلاغه خوانی در جلسه اخلاق مدرسه علمیه کوثر ورامین

   چهارشنبه 4 مهر 13971 نظر »

حذف پایان نامه از حوزه های علمیه

 

 

طاهره شاکری مدیر مدرسه علمیه کوثر ورامین در مراسم افتتاحیه سال تحصیلی ۹۷_۹۸ ضمن عرض تبریک به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس و سال تحصیلی جدید و با اشاره به حدیثی از امام سجاد( ع) پیرامون سعادت انسان گفت : امام علیه السلام می فرماید :اَلْخَیْرُ كُلُّهُ صِیانَةُ الانْسانِ نَفْسَهُ.تمام سعادت وخوشبختی ؛ حفظ(و كنترل اعضا و جوارح خوداز هرگونه بدی) از سوی خویش است.

 

شاکری گفت : انسان اگر برای خویش ارزشی قائل نباشد نفس خود را تربیت نخواهد کرد و نفسش او را به هر سمتی که بخواهد می کشاند .

 

شاکری با اشاره به اهداف حوزه های علمیه گفت : همه اهداف حوزه های علمیه این است که که بتواند انسانی را تربیت کند تا بر نفسش غالب شود و عمل کند به هرآنچه که دین می گوید .

 

طاهره شاکری با بیان پیشینه ای از مدرسه علمیه کوثر ورامین گفت : مدرسه علمیه کوثر ورامین در سال ۱۳۷۵ تاسیس شده است و در اولین سال تاسیس خود ۱۰۰ طلبه نوورود داشت که در دو ملاس ۵۰ نفره به تحصیل علم پرداختند .

 

شاکری ادامه داد : تعداد فارغ التحصیلان مدرسه ۳۰۰ نفر است و از این تعداد ۱۰۰ نفر به عنوان طلبه مبلغه مشغول فعالیت هستند .

 

شاکری گفت : مدرسه کوثر در زمینه آموزشی رتبه های علمی تک رقمی را در المپیادهای علمی در سطح استان تهران و بین ۶۰ حوزه کسب کرده است .

 

طاهره شاکری با اشاره به فعالیت های پژوهشی مدرسه گفت : از زمان تاسیس مدرسه تاکنون از میان پایان نامه های دفاع شده حدود ۱۰۰ پایان نامه به عنوان پایان نامه برتر معرفی شده است .

 

وی افزود : بیش از ۵۰ طلبه در همایش علامه حلی (ره) شرکت کرده و رتبه های مختلفی را کسب کرده اند و بیش از ۵۰ کارگاه های پژوهشی برگزار شده است .

 

شاکری گفت : بیش از ۵ موسسه قرآنی در سطح شهرستان توسط طلاب مدرسه تاسیس شده است .

 

شاکری ضمن بیان فعالیت های طلاب بعد از اتمام تحصیل گفت : تعدادی از کادر و اساتید مدرسه کوثر و سایر حوزه های اطراف از طلاب مدرسه علمیه کوثر هستند و تعدادی در آموزش و پرورش ، سازمان تبلیغات ، دانشگاه ، قوه قضاییه و شورای حل اختلاف و .. مشغول به کار هستند .

 

شاکری در پایان گفت : از سال تحصیلی جدید پایان نامه ها از حوزه ها حذف شده است و به عنوان جایگزین ، طلبه باید ۲ مقاله ارائه دهد و مقاله ها باید به گونه ای باشد که در مجله علمی _پژوهشی ثبت شود و این دو مقاله باید در طول دوره ۵ ساله تحصیلی ارائه داده شود .

   دوشنبه 2 مهر 1397نظر دهید »

بصيرت حضرت ابوالفضل در روز تاسوعا و عاشورا

 

رهبر انقلاب: بصیرت ابوالفضل العبّاس کجاست؟همه یاران حسینی، صاحبان بصیرت بودند؛ اما او بصیرت را بیشتر نشان داد.

 

در روز تاسوعا، مثل امروز عصری، وقتی که فرصتی پیدا شد که او خود را از این بلا نجات دهد؛ یعنی آمدند به او پیشنهاد تسلیم و امان‌نامه کردند و گفتند ما تو را امان میدهیم؛ چنان بر خورد جوانمردانه‌ای کرد که دشمن را پشیمان نمود. گفت: من از حسین جدا شوم!؟ وای بر شما! اف بر شما و امان‌نامه شما!

 

نمونه دیگرِ بصیرت او این بود که به سه نفر از برادرانش هم که با او بودند، دستور داد که قبل از او به میدان بروند و مجاهدت کنند؛ تا این‌که به شهادت رسیدند. میدانید که آنها چهار برادر از یک مادر بودند: ابوالفضل العبّاس - برادر بزرگتر - جعفر، عبداللَّه و عثمان. انسان برادرانش را در مقابل چشم خود برای حسین‌بن‌علی قربانی کند؛ به فکر مادر داغدارش هم نباشد که بگوید یکی از برادران برود تا این‌که مادرم دلخوش باشد؛ به فکر سرپرستی فرزندان صغیر خودش هم نباشد که در مدینه هستند؛ این همان بصیرت است.

 

٧٩/١/٢۶

   چهارشنبه 28 شهریور 13971 نظر »

اشعار عاشورایی استاد شهریار

 

 

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

 

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

 

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

 

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست

اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

 

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

 

رخت و تاراج حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

 

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

 

سروران، پرانگان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

 

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

 

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

 

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

 

سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

 

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

 

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

 

بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون

دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

 

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

 

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

 

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

 

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

♦♦♦

دلم به یاد اسیران كربلا خون شد 

 

محرم آمد و آفاق مات و محزون شد

غبار محنت ایّام تاب گردون شد

 

به جامه هاى سیه كودكان كو دیدم

دلم به یاد اسیران كربلا خون شد

 

از این مبارزه بشكفت خاندان على

چنانكه نسل پلید امیّه مرهون شد

 

بنى امیّه و آن دستگاه فرعونى

همان فسانه فرعون و گنج قارون شد

 

ولى حسین علمدار عشق و آزادى

لقب گرفت و شهنشاه ربع مسكون شد

 

چون نیك مى نگرى زنده آن شهیدانند

وگرنه هر بشرى زاد و مرد و مدفون شد

 

كنون مقابل ایشان بود زیارتگاه

كدام زنده به این افتخار مقرون شد

 

سر و تنى كه رسول خدایش مى بوسید

به زیر سمّ ستوران خداى من چون شد

 

به خیمه گاه امامت چنان زدند آتش

كه آهوان حرم سر به دشت و هامون شد

 

رسید نوبت زینب كه شیرزاد علیست

جهان به حیرت از این سربلند خاتون شد

 

به دوش پرچم آتش گرفته اسلام

به كاخ ابن زیاد و یزید ملعون شد

 

حسین غافله با خود نبرد بى تدبیر

كه غرق حكمت او فكرت فلاطون شد

 

تو شهریار به مضمون بلند دار سخن

هرآن سخن كه جهانگیر شدبه مضمون شد

♦♦♦

داغ حسین

محرّم آمد و نو كرد درد و داغ حسین

گریست ابر خزان هم بباغ و راغ حسین

 

هزار و سیصد واندى گذشت سال و هنوز

چو لاله بر دل خونین شیعه داغ حسین

 

بهر چمن كه بتازد سموم باد خزان

زمانه یاد كند از خزان باغ حسین

 

هنوز ساقى عطشان كربلا گوئى

كنار علقمه افتاده با ایاغ حسین

 

اگر چراغ حُسینى بخیمه شد خاموش

مُنوّر است مساجد به چلچراغ حسین

 

خدا به نافه خلدش دماغ جان پرداشت

كه بوى خون نكند رخنه در دماغ حسین

 

فراغ از دو جهان داشت با فروغ خُداى

خُدایرا چه فروغى است در فراغ حسین

 

یزید كو كه ببیند بناله قافله ها

گرفته از همه سوى جهان سُراغ حسین

   یکشنبه 25 شهریور 1397نظر دهید »

حسن روحانی را هم بازداشت کنید

 

حسین قدیانی

آقای آملی! لطفا زورتان را به همه‌ی روحانی‌ها برسانید! اگر قرار باشد قوه‌ی قضا مستند به یک شعار، این‌گونه فرض کند که طلبه‌ای قصد جان حسن روحانی را کرده و ذیل همین فرض، چند تایی از طلاب را بازداشت کند؛ بر مبنای همین فرض، خود حسن روحانی هم باید بازداشت شود!

چرا که رئیس قوه‌ی مجریه، بارها و بارها با زبان تهدیدآمیز علیه منتقدان خود سخن گفته و حتی باری خواب جهنم- البته بخوانید بهشت!- هم برای جناح منتقد خود دیده است! لذا از کجا معلوم عوامل حسن روحانی و ذیل تهدیدات او، این بلا را بر سر طلبه‌ی مظلوم مشهدی «محمد تولایی» نیاورده باشند؟!

 

قطعا اگر قوه‌ی قضا اقدام به بازداشت حسن روحانی نکند، این یعنی «تبعیض» آقای آملی!

 

اگر بر مبنای یک شعار، می‌توان چند طلبه را در پی جان حسن روحانی دانست، حتما بر مبنای سخنان رئیس قوه‌ی مجریه، این احتمال هم مفروض است که دست حسن روحانی به خون طلبه‌ی مظلوم مشهدی «محمد تولایی» آغشته باشد! عاقبت، تو وقتی منتقد را حواله به آن دنیا می‌دهی، از کجا معلوم تهدیدت را عملی هم نکنی؟!

 

قدرمسلم، مادام که قوه‌ی قضا، حسن روحانی را هم مثل آن چند طلبه بازداشت نکند، من حق دارم پیکر این طلبه‌ی مظلوم مشهدی را در حالت کما، علامت استیلای تبعیض بدانم در قوه‌ای که باید مجری عدالت باشد! حالا می‌فهمم چرا خمینی گفت؛ «اهل جهنم از بوی تعفن بعضی روحانی‌ها در عذاب‌اند»! نه! من سردار سپاه نیستم که بخواهم دست حسن روحانی را ببوسم!

 

من سرباز آه مردمم و اگر بخواهم ببوسم، دست طلبه‌هایی را می‌بوسم که غریبانه دارند تقاص قصور و تقصیر روحانی‌های دیگر را پس می‌دهند!

 

آقای آملی! اگر راست می‌گویید که هیچ خط قرمزی ندارید، حسن روحانی را هم بازداشت کنید!

 

و الا اعتراف می‌کنم؛ هر چه تا کنون در مدح شما نوشته‌ام، سبب خشم خدا از این قلم خواهد شد!

 

خدایا! مرا ببخش بابت حمایت‌های پیشینم از آیت‌الله آملی و قوه‌ی تحت امر ایشان، اگر عوض اجرای عدل و داد، در پی تبعیض باشند! که ظاهرا و مع‌الاسف همین گونه است!

 

حضرت آقا! اجازه داریم که معطوف به این قوه‌ی قضا، هیچ امیدی به اجرای عدالت در نظام جمهوری اسلامی نداشته باشیم؟! به خدا در یأس کامل هستیم، با وجود این قوه! وقتی ناظر بر آن ادعاهایی که در مناظره مطرح شد، نه در دهان قالیباف می‌کوبد و نه در دهان روحانی، چه عدالتی؟! چه امیدی؟! چه ایمانی؟! چه انگیزه‌ای؟! اصلا گیرم من به فلان دولت‌زن، رسما گفته‌ام «آشغال»! این «۶ ماه حبس تعزیری» دارد؟! نکند «دیکتاتوری» است؟! 


موضوعات: خواندنی ها, سیاسی
   پنجشنبه 22 شهریور 1397نظر دهید »

1 2 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 146

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 110
  • دیروز: 235
  • 7 روز قبل: 1208
  • 1 ماه قبل: 5604
  • کل بازدیدها: 127463
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 19
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 31
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
اربعین