کوتاهی‌های ما در ماه رمضان، چگونه جبران می‌شود؟

 

«بعضی یک سال مراقبه کردند تا بتوانند از برکات ماه رمضان برخوردار بشوند، به شب قدرش برسند که الحمد الله رسیدند و بهره هایش را نیز بردند؛ولی آنهایی که کوتاهی کرده‌اند، در این لحظات آخر ماه چگونه می‌شود این تاخیرها و تسویف ها را جبران و تدارک کنند؟

 

به نظر می آید که تنها سرمایه‌ای که ما برای بهره‌مندی داریم تکیه به فضل خداست. اگر تکیه ما بر عمل خودمان باشد و بخواهیم با عمل خودمان این راه را برویم قطعا زمین‌گیر می شویم. حتی آنها که اهل عمل کثیر هستند در میانه راه مانده‌اند و احساس عجز می‌کنند. سرمایه اصلی ما سرمایه فضل خداست که با آن می توان قدم های بزرگ برداشت و راه‌های نرفتنی را طی کرد.


اگر کسی به مرحله مشاهده فضل رسید، درهای امید به روی او باز می‌شود، امیدوار می‌شود و با امیدواری این راه را طی می کند. سرمایه سالک به مقامات چیزی جز امیدواری به خداوند و فضل او و رجاء به فضل او نیست. «اللهم اجعلنی من احسن عبیدک نصیبا عندک، و اقربهم منزلة منک، و اخصهم زلفة لدیک و إنّه لا ینال ذلک الا بفضلک.»
کسانی که به مقام مشاهده فضل می رسند دیگر سر و کار و تکیه شان به عمل نیست، نه این که قطع می‌شود، بلکه سروکارشان با خدا و فضل خداست. یعنی دیگر یکی دو تا نمی‌کنند و حساب ثواب اعمال‌شان را نمی‌کنند. نه اینکه تلاش نمی‌کنند. بعید است که انسان بدون تلاش به مشاهده فضل برسد».

 

 

استاد سیدمحمّدمهدی میرباقری، ۹۲/۵/۱۲

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 3 تیر 13961 نظر »

برخی از علل بدحجابی و بی بندوباری 

                                                                 علل بدحجابی

 

ضعف ایمان ، محیط ناسالم ، تقلید کورکورانه ، پندارهای غلط در مورد زیبایی ، جهل به احکام حجاب و عدم آگاهی از مزایای عفاف ، دوست ناباب ، تربیت و تعلیم نادرست ، ماهواره و فیلم های فاسد ، اختلاط بی حساب و کتاب در دانشگاه ها و برخی مراکز فرهنگی ، برداشت نادرست از واژه زیبای آزادی ، ایجاد رقابت نادرست بین زنان و مردان ، ارتزاق از راه حرام ، ایجاد موانع در راه ازدواج جوانان و الگوهای کاذب از جمله علل بدحجابی و بی بندباری است .

 

میشل هوباک اسلام ستیز فرانسوی می گوید : 

« جنگ بر ضد اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد ، فقط با فاسد کردن آنها می توان به این پیروزی دست یافت . پس باید به جای بمب بر سر مسلمانها ، دامنهای کوتاه فرو بریزیم .»

 

 

دیده شده در کتاب عفاف و حجاب ، سید محسن محمودی ،انتشارات صاحب الزمان ، ص ۱۱۰ 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 31 خرداد 1396نظر دهید »

ناسپاسی گناه بزرگی است

 

امام جواد علیه السلام فرمودند :« نعمتی که شکر آن به جا آورده نشود همچون گناهی است که بخشوده نمی شود »

اگر خداوند نعمتی را به من عطا نمود و من شکر آن را به جای نیاوردم ، برایم چون گناهی است که هرگز بخشوده نشده ، با این توصیف باید برای گناهان خود یک حساب باز کرد و برای نعمت هایی که شکرش به جا آورده نشده ، حسابی جدا !

 

نعمت سلامتی ، چشمانی بینا ، زبانی گویا ، گوش های شنوا ، دیت و پای سالم ، بدن سالم … شکر کدام از این نعمت ها را به جای آورده ام ؟ یا بهتر بگویم با کدام یک از این عضوهایم ناسپاسی نکرده ام ؟ با کدام حرمت خداوندی را پاس داشته ام ؟ با کدام گناه نکرده ام ؟ گوش خود را از شنیدن حرام نگه داشته ام ؟
چشمان خود را از حرام و آن چه خداوند از آن نهی نموده بسته ام ؟


زبان خود را از آن چه نباید می گفتم خاموش داشته ام ؟
قلبم را آلوده به گناه نکرده ام ؟
دستم را ؛ پایم را ؟

کدام یک از عضوهای من هست که تا امروز با آن گناه نکرده ام ؟ شکر نعمتش جدا ؛ کدام را در راه گناه خرج نکردم ؟ هیچ عضوی در بدن ندارم که بتوانم مدعی شوم با آن گناه نکرده ام ، تا خداوند به خاطر آن مرا عفو کند !


با کدامین زبان طلب بخشش نمایم ؟
زبانی که هر لحظه در حال گناه است و مومنان از آزار وطعنه هایش در امان نبوده اند .
با کدام چشم اشک بریزم ؟
چشمانی که آلوده به نگاه حرام است ؟…

 

دیده شده در کتاب الکترونیک شب های بیقرار ،دکتر سید محمد بنی هاشم ، به همت ایمان روشن بین، ص ۲۵

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 29 خرداد 1396نظر دهید »

سخنان تامل برانگیز دکتر روحانی :

امیرالمومنین مبنای ولایت و حکومت را نظر و انتخاب مردم میداند. گفت هرکسی که شما برگزینید من هم اطاعت می‌کنم!

 

 

۲۴ خرداد ۹۶ 

۱:۳۶

اشتراک گذاری این مطلب!


موضوعات: متفرقه, سیاسی
   جمعه 26 خرداد 1396نظر دهید »

ملاک شخصیت در نزد خداوند 

 

یاد خدا یعنی یاد قوت ، یاد خدا یعنی یاد برکت ، یاد خدا یعنی یاد نورانیت ، یاد خدا یعنی یاد عزت ، یاد خدا یعنی یاد نصرت ، یاد خدا یعنی یاد همه خوبیها ، یاد همه داراییها ، یاد همه کمالها …


هر چه من و شما در عالم نیاز داریم منبعش خداست ، هر کس غافل از یاد خدا باشد خودزنی کرده است و به خودش ظلم کرده است .


در آیه ۴۴ سوره یونس آمده «   إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ. ، خدا ذره ای به هیچ کسی ظلم نکرده این انسانها هستند که خودشان به خودشان ظلم می کنند یکی از مصادیق ظلم این است که به یاد خدا باشیم و ما از یاد خدا غافل هستیم .


اگر ما به یاد خدا باشیم هدایت ، نصرت ، رحمت ، برکت و مغفرت و… به ما می دهند ولی اگر از یاد خدا غافل باشیم از همه چیز محرومیم و لذا به خودمان ظلم کرده ایم .


عوارض غفلت از یاد خدا سد عن سبیل الله است ، مانع کار خیر شدن. دوم ؛ انحراف است و سه انحراف وجود دارد ، انحراف فکری ، انحراف تجاری ، انحراف شخصیتی . در انحراف شخصیتی سه تا ملاک شخصیت واقعی ماست یکی فهم ماست . هر چه فهم ما بیشتر باشد شخصیت ما بالاتر است .


خدا علما را تکریم کرده است، خدا در قرآن گفته است در قیامت همه عالمان تکریم می شود آیه ۶۹ سوره نسا در مورد تکریم علما می گوید ، وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفيقا .. صالحین در آیه معنایش علما هستند .


ولی خدا نگفته پولدارها را تکریم کنید خدا نگفته آنهایی را که شهرت و ریاست دارند را تکریم کنید. تازه برای اینها باید دعا هم کنید چون از این امکاناتی که دارند اگر خوب استفاده کنند خوش به حالشان ،اگر بد استفاده کنند بد به حالشان .


علامت شخصیت در دستگاه خدا و قیامت فهم والا است . مدرک بالا هم نیست ..ملاک شخصیت ، پست و مقام و لباس نیست .ملاک شخصیت فهم و معرفت است ، ۱۷ تا از یاران امام حسین غلام بودند ، غلام یعنی هیچ تحصیلاتی نداشتند ولی فهیم بودند …

 

 

سخنان حجت الاسلام ماندگاری ، رمضان ۹۶ .شنیده شده 

اشتراک گذاری این مطلب!

   سه شنبه 23 خرداد 1396نظر دهید »

ربنا 

 

ربنا لا تزع قلوبنا

 

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ :(مى‏ گويند) پروردگارا پس از آنكه ما را به حق هدايت كردى دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى . سوره آل عمران آیه ۸

 

مصادیق حق 

۱_ ذات مقدس خداوند عالم . ۲_ آفرینش رمین و آسمان ۳_ دین مبین اسلام .

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 11 خرداد 1396نظر دهید »

آیا برجام سایه جنگ را از سر ایران رفع کرد ؟

 

ناصر نوبری ؛ دیپلمات ارشد وزارت خارجه : شرایط کنونی و با این مذاکرات سایه جنگ بیشتر شد .
جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید : نکته کلیدی این است که پس از توافق گزینه نظامی تقویت هم می شود ؛ چرا که طی این سالها ما جزییات بیشتری از برنامه هسته ای ایران جمع خواهیم کرد .

 

 

 

۱:۱۵

دانلود کنید 

اشتراک گذاری این مطلب!

   سه شنبه 2 خرداد 1396نظر دهید »

یاد مرگ 

 

«قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقيکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلي‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ :بگو: بی تردید آن مرگی که از آن می گریزید با شما ملاقات خواهد کرد ، سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می شوید ، پس شما را از آنچه ( در دنیا ) عمل می کردید آگاه خواهد نمود. » 

 

یاد مرگ بهترین تذکر برای رهایی از دنیا و پرهیز از رذایل اخلاقی ، ستم به دیگران و تضییع حقوق آنان بوده است و محرکی قوی برای برانگیختن آدمی در استفاده از فرصت های این جهان برای حیات اخروی است .

 

انسان به سبب درک نادرست خود از مرگ و زندگی و نیز فرو رفتن در دام دنیا ، از یاد مرگ غافل می شود و خود را از بهترین وسیله رهایی از تعلقات دنیوی کسب وارستگی محروم می سازد . خدای سبحان مرگ را به آدمی یادآور می شود تا با یاد آن دل و جایگاه مکارم و فضایل اخلاقی شده و با پرهیز از رذایل اخلاقی ، کدورتها و بدگمانی ها ، حقایق بر او روشن شود و با اصلاح رفتار و کردار خود به خلوص راه یابد .

 

امیرالمومنین علی علیه السلام با یادآوری مرگ و اینکه مهلت آدمی در زندگی این جهان کوتاه است انسان را به کوشیدن و ساخته شدن و آماد شدن و بهره گرفتن و توشه برداشتن فراخوانده است . بی گمان اگر کسی مرگ را به یاد داشته باشد و از چیزی که از او غافل نمی شود غفلت نکند دل به پستی های این دنیا نمی سپارد و در آرزوهای دنیا فرو نمی رود و برای دستیابی به کمال حقیقی و جاودانی از هیچ کوششی دریغ نمی ورزد .

 

 

دیده شده در کتاب قند وپند ، سید حسین صدوق ،انتشارات هما غدیر ، گزیده ص ۱۰۰ تا ۱۰۳.

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396نظر دهید »

با تمام این مشکلات چرا باید در انتخابات شرکت کنیم ؟

 

 

۱_ خدا یک تکلیفی دارد و ما هم یک تکلیفی داریم.. انتخابات مشارکت در تعیین سرنوشت است پس تکلیف دینی است .


۲_ ما ایرانی هستیم و هر چه مشارکت در انتخابات بیشتر باشد عزت ایران و آبروی ایران بیشتر است


۳_ من به عنوان یک انسان حق انتخاب دارم .دلیل اول تکلیف دینی است و دلیل سوم حق انسانی است .

 

 

حجت الاسلام ماندگاری :، ۲:۵۹



اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 24 اردیبهشت 1396نظر دهید »

هراس دشمنان از جامعه امام زمان 

 

 هراس غرب از جامعه مهدوی

 

از دیرباز، آینده بشر و آینده نگری یکی از موضوعات مورد توجه متفکرین بشر بوده است. انبیا همه را مهیا می کردند و توجه خاص به جامعه موعود داشتند. در سایر مکاتب هم یک نوع آینده نگری وجود دارد که پیش بینی می کنند آینده بشر چگونه خواهد شد. آن ها جامعه های موعود، شهرهای آرمانی و آرمان شهرها و مدینه های فاضله را برای بشر
ترسیم کردند. در اروپای قرون وسطا و رنسانس و در مغرب زمین نیزاین آینده نگری به چشم می آید.


آینده بشر
این سیر بعد از تحول جدید در مغرب زمین رشد ویژه ای پیدا کرده است. به خصوص بعد از انقالب صنعتی و سلطه و قدرتی که در طبیعت برای بشر غربی پیدا شد. آنان به بشریت وعده جامعه های موعود دادند که ما آینده بشر را چنین و چنان می سازیم.


تقسیم بندی تاریخ بشر
یکی از افراد سرشناس غرب، کتابی به نام موج سوم نوشته است. در این کتاب، تاریخ بشر به سه دوره، کشاورزی و صنعتی و فرا صنعتی تقسیم می شود. جامعه فرا صنعتی، جامعه ای است که بعد از این می خواهند به آن برسند و آن چه به بشریت در آن جامعه وعده می دهند، رفاه بیشتر است. کلبه الکترونیکی ای را به تصویر می کشند که همه چیز با روابط الکترونیکی حل و فصل می شود. الزم نیست پشت میز اداره بنشینیم و به فروشگاه برویم. همه کارها فقط با ارتباطات الکترونیکی برطرف می شود. آدم در خانه اش از طریق شبکه های الکترونیکی، مثل اینترنت ارتباط برقرار میکند و نیازش را حل می کند.

 

مسئله ای به نام آینده نگری
مسئله آینده نگری و توجه به جامعه آرمانی در جامعه انبیا و در جبهه مقابل وجود داشته است. هر دو جبهه، بشر را به آینده ای وعده می دادند.یکی از معروف ترین این نظریات که خیلی هم طرفدار پیدا کرد و مدت ها نقل محافل روشن فکری بود، جامعه آرمانی بود که کمونیست ها وعده دادند.


به راستی جبهه مقابل انبیا در ایده آل ترین شکل، به بشر چه وعده ای دادند؟ اگر انبیا در مسیر حرکت مادی بشر نبودند و مقابله ای با آن ها نمی شد، دعوت به آخرت هم بود؟ تمدن های مادی می توانستند بشر را به وعده های محدود و پوچ و گزاف خودشان برسانند؟ جامعه جهانی و جهانی شدن، جزو نظریه های جدید غربی هاست که بوش پدر، به
عنوان یکی از اصلی ترین ارکان نظریه پردازی آن مطرح کرد و چهره سیاسی به این نظریه داد.


نظریه جهانی شدن
نظریه جهانی شدن، بشر را به کجا رساند؟ پیش از این ها کمونیست ها چه می گفتند؟ دیگران چه حرفی می زدند؟ استادی می گفت: کمونیست ها با من بحث کردند. من فقط یک سؤال از آن ها کردم و گفتم: من تسلیم شما هستم و حوصله بحث با شما را ندارم. شما بگویید اگر تن به حرف شما دادم و همراهی کردم، مرا کجا می خواهید ببرید؟ به من
چه می خواهید بدهید؟ عبایی که به تن من می کنید، به اندازه من است یا نه؟ می گفتند: به مرحله پایانی تاریخ میرسیم. گفتم: چه اتفاقی می افتد؟ مالکیت و دولت نیست. مردم به صورت مشترک، خانه و مسکن و غذا دارند. هیچ گرسنه و تشنه ای نیست. هیچ کس بی سرپناه و بی کس نیست. این ها را زنبور عسل هم دارد. این که دیگر جامعه
آرمانی نیست که من برایش زحمت بکشم. این فقط جامعه آرمانی و مدینه فاضله کمونیست ها نیست. مدینه فاضله غرب هم به این شکل است.

 


تفکیک مدینه های فاضله
آدم باید این مدینه های فاضله را از مدینه فاضله فارابی و ارسطو جدا کند و کنار جامعه اسلامی بگذارد و ببیند چه قدر فاصله است؟ قابل مقایسه نیست. حتی مدینه فاضله فارابی یا ارسطو، ربطی به جامعه امام زمان عجل الله ندارد. این که همه به سوی آن جامعه مطلوب پیش می روند، حرف بی ارزشی است. تنها راه رسیدن به امنیت و رفاه و صالح مادی در دنیا،پیروی از انبیاست. اگر بنا شد دین به حاشیه رانده شود و دعوت به معنویت و پرسش خدای متعال به حاشیه برود که سودی ندارد.

 


نتیجه عصر دنیاپرستی
نتیجه عصر دنیاپرستی این است که اقلیتی، حق حاکمیت بر دنیا را برای خود قائل اند و از زبان همه ملت ها حرف میزنند و حرف خود را به زور به جامعه جهانی تحمیل و فرهنگ سازی و مردم جهان را تحقیر می کنند. این ها همان کسانی هستند که از آزادی و فن آوری و حقوق بشر سخن می گویند. امروز کسی نیست که نداند آن ها رسوا شدند.

بعد از پیروزی انقالب اسلامی، توجه جدیدی در غرب به مقوله مهدویت پیدا شده است. این غیر از بحث آینده نگری در غرب است. از دیرباز آینده نگری در غرب بوده و تالش کردند جامعه ای آرمانی برای بشر ایجاد کنند و به بشر وعده دادند با این امید، او را به حرکت در بیاورند.

 


ضرورت شناخت فرهنگ هر جامعه ای
در غرب تحقیقاتی انجام می شود که در حوزه های علمیه انجام نمی شود. در غرب در باب شیعه شناسی و تغییر و کنترل آن کارهای بسیاری انجام شده است. برای تحول اجتماعی در هر جامعه ای باید سنن و آداب و فرهنگش را بشناسید تا بتوانید آن جامعه را متحول کنید. کسی فکر نکند در دهه های گذشته مستشرقان که می آمدند، خبری بوده
است. این ها درباره تشیع و اسلام تحقیق می کردند، در حالی که غالب آن ها مزدبگیر صهیونیست ها بودند و از شناخت ادیان، به ویژه اسلام قصد معرفی اسلام را نداشتند. آن ها از قبل معتقد بودند باید با اسلام مبارزه کرد و آن را شناخت تا با آن درست جنگید. به این دلیل است که در ریزترین رشته ها که محقق نداریم، آن ها محقق دارند. بیشترین کتاب در آمریکا درباره اسلام نوشته می شود. همه کتاب هایی که می نویسند، منفی است. کتاب های مثبت هم وجود دارد، ولی گرایش غالب دپارتمان های غرب، گرایش منفی است. آن ها دنبال شناخت نقطه ضعف ها و قوت ها هستند. می خواهند اسلام را بشناسند و نقطه ضعف ها را برای گروهی و نقطه قوت ها را برای گروهی دیگرمطرح کنند.

 


شرق شناسی در غرب
شیعه شناسی یکی از اصلی ترین کارهایی غربیان است. قرن هاست مسئله شرق شناسی در غرب مطرح است. در گذشته غرب شناسی ما از سر فریفتگی بود. می خواستیم الگو بگیریم. می گفتیم آن ها را بشناسیم و ببینیم چگونه دنبالشان برویم. متأسفانه شرق شناسی آن ها از این منظر نبود. این شرق شناسی برای سلطه بیشتر بود. از جمله موردهایی که در شرق شناسی به آن رسیدند، تأثیرفرهنگ ادیان است. بعد به دین شناسی رو آوردند. دپارتمان های مختلفی درباره ادیان دارند که درباره آن تحقیق کردند. بعد از انقلاب اسلامی هم به مسئله مهدویت و عاشورا پرداختند. به این دلیل که در برابر مدینه فاضله آن ها، ادیان آسمانی هم مدینه فاضله ای وعده دادند. عده ای از مسیحی ها برای ظهور حضرت مسیح، به هزاره دوم معتقدند.

 


نظارت از دیوار بیت المقدس
نقل شده که کنار بیت المقدس، فرقه ای دوربین های مخفی کار گذاشتند و کنترل می کنند که تا حضرت مسیح ظهور کرد، زود باخبر شوند. فرقه ای هم هستند که دوربین ها را از دست صهیونیست ها جابه جا و مخفی می کنند که در دسترس آن ها قرار نگیرد. دیواره بیت المقدس که معتقدند حضرت عیسی از آن جا ظهور می کند، دائم تحت نظر
است.


غرب در حال فروپاشی جدی است. امروز دوره تردید نسبت به حقانیت غرب است. دانشگاه های غرب کانون تغییر هویت انسان و بهینه سازی انسان هستند و می خواهند انسان هایی وابسته به غرب تربیت کنند که در اختیار غرب باشد. برخی دانشجوهایی که از دانشگاه های غرب فارغ التحصیل می شوند، به انقلاب اسلامی معتقد هستند. نگاه به غرب
چیز دیگری است و اعتقاد به انقلاب اسلامی، امر دیگری. غربی ها برای این روی مهدویت و درباره امام حسین (علیه السلام ) تحقیق می کنند، که در مقابل جامعه موعودی که به بشر وعده دادند و قرن ها بشر را دنبال آن دواندند، حرکت اجتماعی دیگری هم هست که به جامعه موعود متفاوت می اندیشد.

 


عاشورا و مهدویت
مسئله مهدویت از مشترکات کل امت اسالمی است. تفاوت جامعه موعود آن ها، با جامعه موعود اسلامی در این است که غربی ها می گویند جامعه منهای معنویت و استقرا از وحی در حیات اجتماعی.

 


یهود، ریشه تمدن مادی
ریشه تمدن مادی و دامن زدن به شهوات و دنیاپرستی، یهود است. یهود غیر از کلیمی و یک قوم نژادپرست است، نه یک قوم خداپرست. آن ها با انبیائشان درگیر بودند. ریشه همه دنیاپرستی ها به یهود برمی گردد. هر کجا توانستند بشر را با اشاعه فحشا و شهوات، از خدا و معنویت دور کردند، برای این که مسلط شوند. جنگ پایانی تاریخ هم زیر سر
یهودی هاست، و الان مسیحیت آیین خشونت نیست. یهودی ها، مسیحی ها را تحریک می کنند. جنگ صلیبی دومی که درباره اش بحث می کنند و علیه اسالم است، خواسته این مکتب نژادپرست است. چند میلیون بیشتر نیستند. آن ها مسیحیت را سپر خودشان کردند و دنبال به راه انداختن جنگ های صلیبی هستند.

 


خواب گذاران دستگاه مادی
دستگاه مادی که دیگران را دعوت می کنند، همواره خواب گذار دارند. یکی از رئیس جمهورهای امریکا در دوره ریاست جمهوری اش ترور شد. بعد از ترورش گفتند منجمی داشت که دائم با آن ها حرف می زد و هر کجا میگفت، می رفت و مشورت می کرد. در دستگاه فراعنه هم چنین چیزی بوده است. خدای متعال می فرماید: ابلیس و شیاطیان جن نیز از اموری مطلع می شوند. قبل از بعثت نبی اکرم، راهشان به آسمان ها باز بود و استراق سمع می کردند. الان راه بسته شده است، ولی باز هم چیزهایی را از گوشه و کنار به دست می آورند.


غربی ها ماجرای عاشورا را ریشه تروریسم می دانند. یکی از سیاست مدارهای غرب گفته این که ما می گوییم باید با تروریسم مبارزه کرد، یعنی با فرهنگی که به تروریسم رسید، یعنی با مفهوم شهادت باید مبارزه کرد.

 


تشیع، موتور محرکه جامعه اسالم
موتور محرکه جامعه اسالم، تشیع است. پرفسوری کنیایی به نام علی مزروعی که در امریکا تحصیل می کند و کرسی تدریس دارد و در دانشگاه های معتبر سخنرانی می کند، گفته اسلام عربستان، اسلامی است. او را دستگیر کردند و گفتند تفکرت چیست؟ گفت: تفکر عربستان است. تا گفت آزادش کردند. حرف او این بود: ریشه نهضت فلسطین در
حزب الله است. فرهنگ حزب الله هم از جمهوری اسالمی ایران و ایران هم از عاشورا اثر پذیرفته است. ما باید گرایش به عاشورا را گسترش دهیم. ماجرای فلسطین به اهل سنت و به اسلامِ عربستان برنمی گردد. از آن اسلام، مقاومت پدید نمی آید. آن ها می خواهند مفهوم شهادت را از قاموس فرهنگ اسالم حذف کنند.

 


تجسم فرهنگ شهادت در آموزه عاشورا
در اسلامی که شهادت و درگیری نیست، خطری نیست. تجسم فرهنگ شهادت در آموزه عاشوراست. غربی ها به این نکته پی بردند، چون تحلیل شان نسب روی این موضوع سرمایه گذاری می کنند. حتی تو بازی های کودکانه هم به این موضوع پرداختند. سیاه نمایی جامعه جهانی و ارائه مخاطرات، یکی از کارهایی است که انجام می دهند. در بعضی فیلم نامه ها به خطری اشاره می کنند که کره زمین را تهدید می کند.

زبان تصویر، زبان گویایی است. سرعت انتقال در زبان تصویر بالاست. جوری به مخاطب وانمود می کنند، گویی جهان در خطر است و همه خطرها هم از طرف اسلام است. کسانی که تهدید می کنند، لباس حزب الله لبنان را دارند و شعار الله اکبر می دهند. در بعضی بازی ها شعار یا مهدی سرمی دهند و کسانی هم از راه می رسند و بساط این ها را جمع میکنند. همواره امریکایی ها در فیلم ها و بازی ها منجی اند. اول خطری را القا می کنند، بعد در برابر این خطر، منجی ای معرفی می کنند. یکی از کارهایی که شروع کردند، تحقیقا ت پردامنه درباره مهدویت است.

 

فیلمی درباره نوستراداموس درست کردند که مال 22 سال قبل است. آن زمان متوجه نبودند چگونه وارد میدان شوند و نشان دهند، خیزشی از شرق از طرف دنیای اسالم آغاز می شود. پشتوانه آن ها شوروی بود. بعد امریکا پیروز می شود. الان دقیق تر از آن زمان وارد صحنه شدند و دو کار انجام می دهند، یکی این که خطری جدی جهان را تهدید می کند و این خطر به اسلام و تشیع برمی گردد. بعد امریکا را به عنوان منجی معرفی می کنند.

 


شعار اردوگاه امام زمان عجل الله
شعار اردوگاه امام زمان عجل الله  «یا لَثاراتِ الْحُسَیْنِ » است. در روایات هست، حضرت دست به شمشیرمی برد و دشمن ها را نابود می کند و هر کس جلو حضرت بایستد، کارش تمام است. حضرت مأمور به اظهار امر الهی هستند. عده ای اعتراض می کنند و می گویند: آقا این با سنت شما نمی سازد. شما فرزند نبی رحمتید. حضرت بعضی از صحنه های
غربت امام حسین علیه السالم را در عاشورا نشان می دهد و می فرماید: این ها این کار را کردند. طرفداران این ماجرا همه تسلیم می شوند و به حضرت می گویند: هر چه بکشی، جا دارد. خداوند می فرماید: »أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ«. حج: 33

در جایی دیگر خداوند می فرماید: »وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَال یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً«.اسراء:33 کسی که مظلوم کشته شد، ما برای ولی دَم او، حق و سلطه قرار دادیم، ولی زیاده روی در کشتار نکند. ما اورا یاری می کنیم. ولی دَم، منصور است.

 

اولین ثمره عاشورا
روایت می فرماید که باطن این آیه ها راجع به امام زمان عج است. اگر همه تاریخ در مقابل امام حسین علیه السالم بایستند، مستحق کشته شدن هستند. اگر کسی امروز احساس کند با امام زمان عجل الله پیوند بیشتری دارد و حالت انتظارش بیشتر شده، به این معناست که عاشورایی است. اولین ثمره عاشورا پیوند خوردن با امام زمان عجل الله  است. به میزانی که انسان توجه به مصیبت سیدالشهدا پیدا کند، به همان میزان باید حالت انتظار در او زنده شود، چون ظهور حضرت برایاین چیزهاست.

 

 

سخنرانی استاد میرباقری ، دیده شده در پژوهشکده علمی و کاربردی باقر العلوم علیه السلام 

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 23 اردیبهشت 1396نظر دهید »

ویژگی های انتخاب مطلوب 

 

عکس نوشته رهبر در مورد انتخابات

 

یکی از مسایلی که برای مردم ما بسیار  مهم است و از مسایل جاری امسال ماست و من باید روی آن تکیه کنم ، مساله انتخابات آینده است ….

 

انتخابات اکر  به صورت مطلوب انجام گیرد ، آینده را تضمین و امنیت کنونی را تامین می کند . انتخابات مطلوب کدام است ؟ انتخابات مطلوب ، انتخاباتی است که سالم ، آزاد و طبق قانون برگزار شود ؛  انتخاباتی که مردم با شور و نشاط در آن شرکت کنند ؛ انتخاباتی که به عنوان وظیفه دینی ، همه مردم خود را موظف به برگزاری باشکوه آن بدانند !

 

این انتخابات می تواند به معنای حقیقی کلمه ، مجلسی مطلوب برای کشور تدارک ببیند .

 

 

دیده شده در کتاب تدابیر و رهنمودهای مقام معظم رهبری در مورد انتخابات ، تنظیم و نشر دفتر نمایندکی ولی فقیه در سپاه ، ص ۳۶ ( بیانات در اجتماع بزرگ مردم قزوین ، ۲۵/ ۹/ ۸۲) 

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 23 اردیبهشت 13961 نظر »

تبلیغ چهره به چهره 

 

نیروهای انقلابی برای روشنگری وظیفه سنگینی دارند و این وظیفه شان را نیز باید چهره به چهره انجام دهند

برای فعالیتهای چهره به چهره سازماندهی لازم است ، برای این سازماندهی همکاری است ، برای همکاری وقت گذاشتن لازم است . وقتی تبلیغ کردن را چهره به چهره انجام دادید تاسی کردید به حضرت زهرا سلام الله .

ما باید بتوانیم حرف حق را به شیوه های مختلف بیان کنیم

 


استاد پناهیان ۸:۴۴ 

دانلود فیلم 

اشتراک گذاری این مطلب!

   جمعه 22 اردیبهشت 13965 نظر »

متن سند ۲۰۳۰ و ابهامات آن 

 

سند ۲۰۳۰؛ سندی است که کمیسیون علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل (یونسکو) برای آموزش در کشورهای جهان تدوین کرده است. دولت آقای روحانی بی‌سر و صدا و شتابزده در پی اجرای آن است.

 

 ترجمه سند

دانلود کنید 

 

متن  سند 

دانلود کنید 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 20 اردیبهشت 13961 نظر »

گفتگو با یوسف عباسی پدر شهید شهید ستار عباسی

 

شهید مدافع حرم


چند سال بود که پایدار شده بودند و متولد چه سالی بودند ؟
۱۲ سال بود که پاسدار شده بودند و متولد ۱۴خرداد ۶۲ بودند و در سپاه نبی اکرم بودند ولی خدمت ایشان در توپ خانه بود .


چه انگیزه ای باعث شد که مسیر جهاد و شهادت را پسرتان انتخاب کند ؟ چه شد که سپاهی شد ؟
ایشان فرزند سوم من بودند و خودم هم دوست داشتم که برود و ایشان هم علاقه زیادی داشت و همیشه ایشان آرزوی شهادت داشت و بحث داعش هم آن زمان نبود و به گوش ما هم نخورده بود .


ایشان میگفت : بابا من دوست دارم شهید شوم ، گفتم جنگ نیست چرا دوست داری ؟ من خودم ۳۰ سال در سپاه خدمت کردم در قرارگاه رمضان تهران ، الان آنجا به نام خاتم الانبیا است . بیشتر از همه بچه هایم ایشان علاقه داشت به سپاه و من هم ایشان را معرفی کردم در سپاه نبی اکرم که آن زمان لشکر بعثت بود ، استخدام شد و به اصفهان رفت و برگشت به یگان و چون رشته اش ریاضی بود ایشان را به قسمت توپ خانه فرستادند .بعد از آن رفت عراق و ۹ ماه عراق بود .

شما خودتان نرفتید عراق بجنگید ؟
ما در قرارگاه رمضان بودیم و خط مرزی دست ما بود ، زمان جنگ هم ۸ سال جبهه بودم.

شهید ستار سال ۸۴ رفت سپاه ، تا داعش به وجود آمد و پارسال ۹ ماه رفت عراق در شهرهای مختلف و ۳ ماه یکبار می آمد ، سردارهایی که آنجا بودند می گفتند ما بیسیم زده ایم مقر که ما در جایی قرار داریم که ماشین داعشی ها که دارد حرکت می کند به سمت یک پمپ بنزین که آنجا را آتش بزند ، شما می توانی با توپ خانه اینها را بزنید .آنها هم می گویند شما الان در جایی که هستید خودت آنجایی ما چطور بزنیم ؛ می گوید که نه ! من زیر پل هستم و با کمربند و فانسخه خودش را آویزان می کند زیر سقف پل ( خود سردار سلیمانی این را برای مسئولان تعریف کرده بود ) بعد توپ خانه که شیلک می کند و همه را می زند ایشان بعد از ۳ ساعت خودش را می رساند مقر . این یکی از کارهای شهید است .

یکی دیگر از کارهای شهید این است که یکی از ژنرالهای عراق می گوید که شما به ما بپیوند و هر مقام و درجه و پول بخواهی به تو می دهیم که پیش ما باشی و به بچه های ما آموزش دهی ، ایشان هم در جواب می گوید که اکر تمام جهان را به من بدهی یک وجب از خاک ایران را به تمام جهان نمی دهم ، در ضمن من سرباز ولایت و سرباز آقای خامنه ای هستم .

سردار سلیمانی که این را میشنود ایشان را می بوسد و می پرسد چرا نرفتی با شوخی ؟ می گوید من چطور برم ، ایرانی هستم ، سرباز ولایت و رهبر هستم . و سردار نیز ایشان را تشویق می کند .


در یک جای دیگری ایشان دیده بان بودند یک تعدادی از عراقی ها در گودالی بودند در عراق می بیند و با بیسیم اطلاع می دهد که در فلان دره تعدادی داعش انجا هستند و توپ خانه هم آن جا را می زند و بیش از ۱۳۰ نفر را نابود می کند .


یک مدت که آنجابود آمد تهران در تاریخ ۲۵ / ۸ . و نزدیک غروب بود آمد خانه و گفت من می خواهم بروم سوریه ، گفتم شما هنوز یک ماه نیست برگشتی ، گفت از تهران با من تماس گرفته اند که ما دیدبانمان کم است و باید بیایی و من هم میخوانم بروم .
من هم کفتم که برو ولی دوست نداشتم برود یعنی قلبم افتاد ، چون هر چه رفت عراق نگران نبودم ولی این بار نگران شدم ، ساعت ۴ بعدازظهر باید که می رفت ؛ قرآن را بلند کردم و بوسید ، رفت دم در دوباره برگشت و باز هم قرآن را بوسید . رفت پایین گفت بابا چیزی نوشته ام در خانه گذاشته ام ، آنرا بعد از من بخوان .
گفتم چه داری می گویی ؟
ایشان رفت و چون هواپیما پرواز نداشت رفت تهران و ۳ روز تهران بود چون هواپیما فعلا به سمت سوریه پرواز نداشت و بعد از این که رفت مرتب زنک می زد ، ۳ روز مانده بود که شهید شود دست راستش ترکش می خورد و به بیمارستان می رود و مداوا می کند و بر می گردد و می گویند که ساعت ۱۲ شب باید برویم جلو ، یک کرمانشای دیگر آن جا بود که میگوید ۱۰۰۰ متر فاصله شماست و باید جلو بروید و ببینیم که چه دارند و شنایایی کنیم تا آماده شویم برای عملیات فردا و ببینیم نیروهایشان چگونه است ، مهماتشان چگونه است ، ۷ نفر عراقی هم با آنها بودند ، وقتی می رود جلو یک نفری که باید جای ایشان را بگیرد نشان می دهد و می گوید که فردا باید شما اینجا باشی ، داعشی ها بلندی هستند و اینها از کفی می روند و در حال حرکت هستند یک اسلحه ای که محصول فرانسه است و خیلی هم گلوله اش بزرگ است ، می زنند و به پسر من می خورد ، دومی را می زنند به پای عراقی می خورد ، عراقی های دیگر هم خودشان را پنهان میکنند .

 

بعد بیسیم می کنند به رفیقش می گویند برو آنجایی که قرار است ستار را ببینی ، ستار شهید شده است . و میآید می بیند که ستار درجا شهید شده و آن عراقی هم دارد در خون غلط می زند و بقیه هم پنهان شده اند ، بیسیم می کند آمبولانس بیاید ، وقتی آمبولانس می آید ، چون نمیتواند بیاید جلو و یک ۲۰۰ متری فاصله دارد ، بعد عراقی ها می آیند اینجا را می کشانند و می برند عقب ، آمبولانس که می آید آنقدر می زنند که فقط لاستیک هایش می ماند و می روند عقب .


در چه شهری بود و چه تاریخی ؟
در شهر حلب و تاریخ ۲۵/ ۸ / ۹۴ . ساعت ۱۲ شب شهید شدند .

شهید همدانی قبل از ایشان بود ، بله ما زنگ زدیم و گفتیم شهید همدانی شهید شده است گفت بله گلوله خورده به ماشین شهید همدانی و ماشین چپ شده است و خود گلوله مستقیم به سردار نخورده بود ، من ترسیدم ، گفت نترس بابا .

هیچ مخالفتی شما نمیکردی با ایشان که بگویی نرو ، زن داری ؟ نه من نمیکفتم ، فقط یکبار مخالفت کردم و گفتم فقط یکماه است که آمدی نرو .
خودش دوست داشت آسمانی شود ، زنگ زده بودند تهران و گفته بودند که دیدبان نداریم بیا اینجا .


چند بار اعزام شده بود عراق ؟


در ۹ ماه ۳ بار رفته بود و هر ۳ ماه می ماند و می آمد .یکبار هم سوریه رفت و در تاریخ ۱۷/ ۷/ ۹۴ رفت سوریه و دقیقا ۲۵/ ۸ شهید شده و ۴۳ روز آنجا بود و شهید شد .
زمانی که زخمی شده بودند به ایشان گفته بودند که بروید ایران و چرا نیامد خدا می داند . می گفته بعدا می روم .

 

 

شنیده شده 

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 18 اردیبهشت 1396نظر دهید »

انفاق از خزانه 

 

 

حضرت عیسی علیه السلام می فرمود : « باطن هر کس را از سخنان و اعمالش بسنجید ؛ زیرا که هرگز درخت خارا انجیر ندهد ؛ هر چه از زبان می تراود از دل سرچشمه می گیرد . کسی که فحاش و پرخاشگر و بدگو است ، چون دلش معدن نجاست است از زبانش نیز همان می تراود »

 

روزی کسی به حضرت عیسی علیه السلام بد گفت ، ایشان در حقش دعا کرد . پرسیدند : او به تو  بد گفت چرا دعایش می کنی ؟ 

آن حضرت پاسخ داد ؛ « هر کس آنچه را در خانه دارد انفاق می کند ؛ او از خزانه خود بر من انفاق کرد ، من نیز بخل نکردم و از خزانه خودم بر او انفاق کردم .»

 

دیده شده در کتاب ، قند و پند ، سبد حسین صدوق ، انتشارات همای غدیر ، ص ۱۳۳.

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396نظر دهید »

 سعهصدر ویژگی مهم مردان آخر الزمان

 

 

در میان تعالیم دینی بعضی از تعالیم هستند که برای حماسه سازان آخر الزمان ضرورت بیشتری دارد و ما باید عمیقا غرق آن تعلیمات باشیم و الا نمی توانیم مرد حماسه های آخرالزمان باشیم .

مردان آخرالزمان مردان مردی که حماسه می آفرینند چه روحیات دارند ؟ آن روحیات امروز بیشتر از هرروز دیگری مورد نیاز است .

اهل حق در معرض این آسیب هستند که این خوبیهایی که ما می خواهیم از آن ها صحبت کنیم ، اتفاقا نداشته باشند و بعد جایش آسیب هایی سراغ آن ها می آید که شاید سراغ آدم معمولی نیاید . یعنی ما می خواهیم از یک ویژگی صحبت کنیم که اتفاقا آدم مذهبی ها برعکس این ویژگی هایشان تبدیل می شود به ویژگی های منفی اگر که رعایت نکند ، اگر دقت نکند . اینها در دین ما بود ها ! ولی آخرالزمان برجسته تر می شود .

خیلی از غیر متدینین جذب نشدند به خاطر ضعف هایی است که ما زیاد به آن ضعف ها توجه نداریم.

و من میخواهم توجه شما را شدیدا به آن ضعف ها جلب کنیم . توجه شدید شما . چون آن ضعف ها خیلی فاجعه اند :

یکی از آن ضعف‌ها نداشتن سعه صدر است « الم نشرح لک صدرک » باید آدم شرح صدر داشته باشد . این شرح صدر خیلی باید بیشتر از اونی باشد که ما داریم ، و این شرح صدر بدست آوردنش برای بچه مذهبی ها خیلی سخت تر از اونی است که فکر می کنید .

بچه مذهبی های نماز خوان را به سختی می توانی نماز شب خوان کنی ولی سخت تر از آن می توانی وادارش کنی که بی نماز را تحمل کند .

یعنی وقتی شما حق طلب بشوی خصوصا اگر خودت هم اهل رعایت حق باشی ، خود به خود یک اثر روانی دارد ، صبرت در تحمل باطل کم می شود .

همان قدر که سفارش شده به حق همان قدر سفارش شده به صبر . این دو بدون هم ابترند . وتواصوا بالحق و تواصوا بالصبر . می دانید چه می گویم ؟ می گویم : اصحاب حضرت ولی عصر شرح صدر دارند . سعه صدر دارند . سعه صدر چیز ساده ای نیست ….

(بدانیم ) آخرالزمان ، زمان غربال است . حق از باطل جدا می شود .

 

سخنان حجه الاسلام پناهیان .

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 6 اردیبهشت 13961 نظر »

چرا پیامبر صلی الله بیش از یک همسر داشت ؟

 

 

دکتر شاهین فرهنگ 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396نظر دهید »

پرسش: توبه آثار بد را از بين نمی‎برد؟

پاسخ: خود توبه هم همين است، مثل بيماري‎ای که انسان دارو مي‌خورد. يک غذاي مسموم کسی خورد، خودش را نشان مي‌دهد؛ اين شخص حالا بيمار شد و رفت به بيمارستان. اين غذاي سمّي کار خودش را بايد نشان بدهد و نشان داد، اين آقا رفته در تخت بيمارستان، اين اثر آن غذاي سمّي است، از آن به بعد درمانش شروع مي‌شود و درمان آن هم جزء «وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِر, ٌّ سوره قمر آیه ۳» است، خودش را نشان مي‌دهد، اين آقا بعد از چند روز درمان مي‌شود.

 

اين توبه مثل آن داروست، مثل آن شستشو است. آن گناه کار خودش را کرده، تا اين حدّ به پايگاه خود رسيده؛ اين توبه آن را درمان مي‌کند اين هم به پايگاه خود رسيده است. اين طور نيست که دارو اثر نکند، توبه اثر نکند، شستشو اثر نکند، هر چيزي جاي خودش را دارد، اينها که ابدي نيستند؛ اما باطل در عالم نيست، ما بگوييم حرفي زديم و گذشت، هيچ چيزي نگذشت.

 

چقدر اين قرآن حکيم است؟! اينها اگر به صورت فقهي در مي‌آمد به صورت اصولي در مي‌آمد؛ مثل «لَا تَنْقُضِ الْيَقِينَ أَبَداً بِالشَّكِّ» بود، مي‌شد قاعده استصحاب؛ اما اينها جزء قواعد عقلي است که قرآن بيان مي‌کند: (وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ)، گذشته و آينده. اين جمله نوراني را در هر بخشي از قرآن بگذاري جاي خودش را باز مي‌کند، اين طور نيست که ما بگوييم اين مربوط به آيه قبل سوره «قمر» است يا مربوط به جمله بعد است، نه! يک اصل کلّي است.

اين اصل کلّي اين است که هر چيزي به مقصد مي‌رسد: (وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ). ما خيال مي‌کنيم نسبت به کسي احسان کرديم قلب کسي را خوشحال کرديم، خيال کرديم گذشت نخير! اين دو سال دَه سال بيست سال به هر حال جايي نتيجه مي‌دهد. ممکن نيست کاري حرفي در عالم واقع بشود و (هَباءً مَنْثُوراً ، سوره فرقان آیه ۲۳) بشود. اين است که ذات اقدس الهي مي‌فرمايد: (وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً)؛ يعني آن خدماتي که اينها براي بت کردند اين چيزي ندارد؛ اما اين جهنّم را به همراه خود خواهد داشت؛ يعني به حسب ظاهر اينها قرباني‌هايي که مي‌کردند، خيري که انجام مي‌دادند، عبادت‌هايي که مي‌کردند و در برابر بت‌ها مي‌گفتند: (ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيقَرِّبُونا إِلَي اللَّهِ زُلْفي ) اين هيچ بود، نتيجه‌اش خستگي است، نتيجه‌اش اين است که (لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً) است.

 

بنابراين هر کاري که انسان انجام مي‌دهد، اگر باطل است بطلان آن روشن مي‌شود، اگر حق است حق آن روشن مي‌شود، ما هستيم و اعمال ما. اين جمله نوراني را در هر جاي قرآن بگذاري حرف خودش را مي‌زند. اين طور نيست که حالا ما بگوييم اين مسبوق به اين است، اين مربوط به انشقاق قمر است، اين مربوط به سوره مبارکه «قمر» است، نه! قاعده کلّي است: (كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ)؛ قرارگاهي دارد، هيچ چيزي بي‌قرارگاه نيست (وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ).

 

 

سخنان آیت الله جوادی آملی ، تفسیر سوره قمر ۲۷/ ۱/ ۹۶ شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 28 فروردین 13961 نظر »

ذکری هنگام هجوم آوردن غم و اندوه 

 

ذکری برای رفع غم و اندوه

 

امام صادق علیه السلام فرمودند : رسول اکرم صلی الله و علیه و آله فرمود « کسی که نعمت بر او ظاهر گردیده ، باید ستایش و حمد خدای را بسیار به جای آورد و آن کس که اندوه بسیار بر او هجوم آورد باید استغفار نماید و بر هر کسی تنگدستی فشار آورده ، باید زیاد « لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم » بگوید تا تنگدستی او برطرف گردد .

 

 

دیده شده در کتاب ذکرهای شگفت معصومین علیهم السلام ، سید عباس اسلامی حسینی ، نشر بوستان قرآن ، ص ۹۱

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 27 فروردین 13962 نظر »

تدابیر پاکسازی بدن در فصل بهار 

 

 

سید مهدی میر غضنفری متخصص فیزیولوژی و استاد دانشگاه علوم پزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 27 فروردین 1396نظر دهید »

پیوستن به خدا 

 

ملاصدرا

 

طلبه ای از ملاصدرا پرسش کرده بود که آیا انسان در دوره حیات به خداوند می پیوندد ، از استاد پرسید آیا بعد از این که انسان بر اثر علم و ترکیه نفس توانست به خداوند بپیوندد شریک قدرت خدا خواهد شد یا خیر ؟

 

ملاصدرا گفت : یک انسان کامل به خداوند می پیوندد چون خود خداوند در قرآن گفته است که ما از او هستیم ولی بعد از پیوستن به خدا در قدرت او شریک نمی شود .

 

طلبه پرسید : اگر در قدرت خدا شریک نمی شود چگونه به خدا می پیوندد ؟

ملاصدرا گفت : پیوستن یک انسان کامل به خدا شبیه است به پیوستن یک ذره به خورشید و ذره گرچه به خورشید واصل می شود ولی در قدرت آفتاب شریک نمی گردد .

 

 

دیده شده در کتاب ملاصدرا فیلسوف و متفکر بزرگ اسلامی ، تالیف هانری کربن ، ترجمه ذبیح الله منصوری ، انتشارات بدرقه جاویدان ،ص ۳۰۶

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 24 فروردین 1396نظر دهید »

فاتح قلعه خیبر

 

شعر در مدح علی علیه السلام  

 

تا صورت پیوند جهان بود، على بود
تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود

 

شاهى كه ولى بود و وصى بود، على بود
سلطان سخا و كرم و جود، على بود

 

هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاس
هم صالح پیغمبر و داوود، على بود

 

هم موسى و هم عیسى و هم خضر و هم ایوب
هم یوسف و هم یونس و هم هود، على بود

 

مسجود ملائك كه شد آدم ز على شد
آدم كه یكى قبله و مسجود، على بود

 

آن عارف سجاد كه خاك درش از قدر
بر كنگره‎ى عرش بیفزود، على بود

 

هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم عابد و هم معبد و معبود، على بود

 

آن لحمك لحمى بشنو تا كه بدانى
آن یار كه او نفس نبى بود، على بود

 

موسى و عصا و یدبیضا و نبوت
در مصر به فرعون كه بنمود، على بود

 

چندانكه در آفاق نظر كردم و دیدم
از روى یقین در همه موجود، على بود

 

خاتم كه در انگشت سلیمان نبى بود
آن نور خدایى كه بر او بود، على بود

 

آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج
با احمد مختار یكى بود، على بود

 

آن قلعه‎گشایى كه در قلعه خیبر
بركند به یك حمله و بگشود، على بود

 

آن گرد سرافراز كه اندر ره اسلام
تا كار نشد راست نیاسود، على بود

 

آن شیر دلاور كه براى طمع نفس
بر خوان جهان پنجه نیالود، على بود

 

این كفر نباشد سخن كفر نه این است
تا هست، على باشد و تا بود، على بود

 

جلال الدین محمد بلخى (مولوى)

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 21 فروردین 13962 نظر »

اثبات ولایت مطلقه فقیه 

 

جامعه بدون حکومت می شود یا نه خیر؟

حکومتی در جامعه ای که خود را مسلمان می دانند این حکومت باید با قوانین و ارزشهای اسلامی باید سازگار باشد یا خیر ؟

اکر قرار باشد یک نظام اجتماعی با ارزشها سازگار باشد ، آیا حاکمان کسانی باشند که با این قوانین آشنا هستند یا خیر ؟


آشنایی باید اجتهادی و عالمانه باشد یا عوامانه و مقلدانه ؟

ولایت فقیه همین است …


ولایت مطلقه فقیه چیست ؟
بک وقت در ذهن است ولایت مطلقه فقیه ، یعنی یک نفری که فقیه است و هر کاری که دلش می خواهد می تواند انجام دهد ، اکر یک همچین چیزی باشد این حکومت اسلامی نیست ، حکومت طاغوت است .دیکتاتوری است ، دیکتاتور طاغوت است . حتی اکر فقیه بر یک جامعه حاکم باشد ولی هر کاری دلش می خواهد بکند دیکتاتور است به اسم مذهب ، استبداد است به اسم دین .

 

پس ولایت مطلقه فقیه چیست ؟
اکر فقیه حتی یک تصمیم بر اساس منافع خودش بگیرد ، دیگر مشروعیت ندارد و حق حکومت هم ندارد .

امام می کفت حتی اکر ولایت فقیه یک نکاه به نامحرم بکند ولایت ندارد .

 

 

 

اثبات ولایت مطلقه فقیه در ۵ دقیقه 

 

سخنان استاد رحیم پور ازغدی 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 16 فروردین 1396نظر دهید »

خوردن میوه با معده خالی

 

درمان سرطان و میوه درمانی

 

دکتر استفان مک با بسیاری از بیماران سرطانی غیرمعمول رفتار می‌کند.ایشان قبل از پاک کردن بدن بیماران به وسیله انرژی خورشیدی، به شفای بیماری بیماران در بدن علیه مریضی باور دارند.

متن زیر از ایشان را بخوانید:

این یکی از راهکارهای درمان سرطان است.احتمال موفقیت من در درمان سرطان حدود %۸۰ است.بیماران سرطانی نباید بمیرند. علاج سرطان تقریبا پیدا شده است و رمز آن، خوردن میوه است.چه باور کنید چه نکنید.من جدا متاسفم برای صدها بیماری که در راه درمان‌های رایج می‌میرند.

 

خوردن میوه:

همه‌ی ما فکر می‌کنیم خوردن میوه به معنی خریدن، خرد کردن و گذاشتن در دهان است!این، به این آسانی که شما فکر می‌کنید نیست. خیلی مهم است که بدانید چه وقت و چطور میوه بخورید.

راه درست میوه خوردن چیست؟


میوه را بعد از وعده‌ی غذایی نخورید.

«میوه را باید با معده خالی میل کنید.»

وقتی میوه را با معده خالی می‌خورید نقش بزرگی در سیستم گوارش و تامین انرژی زیاد برای کاهش وزن و بقیه‌ی کارهای روزانه ایفا می‌کند.میوه، مهمترین بخش مواد غذایی است.فرض کنید دو تکه نان و تکه‌ای میوه خورده‌اید؛ تکه‌ی میوه آماده است مستقیم از گلو وارد معده شود در حالی که نان خورده‌شده قبل از میوه مانع آن می‌شود.به عبارتی کل وعده‌ی نان و میوه هدر و فاسد شده و تبدیل به اسید می‌شوند.درست زمانی که میوه با غذا تداخل پیدا می‌کند بقیه مواد باقی‌مانده فاسد می‌شوند.

 

درنتیجه لطفا میوه را با معده‌ی خالی یا قبل از وعده‌ی غذایی میل کنید.

شنیده‌اید که مردم می‌گویند:


هر وقت هندوانه می‌خورم آروق می‌زنم، وقتی میوه‌ی استوایی می‌خورم شکمم باد می‌کند، وقتی موز می‌خورم احساس اسهالی می‌گیرم و….


در واقع اگر میوه با معده‌ی خالی خورده شود هیچ یک از این مشکلات پیش نمی‌آید.میوه با بقیه غذاها فاسد می‌شود و تولید گاز می‌کند، در نتیجه دچار نفخ می‌شوید.

سفیدی مو، کچلی، استرس زیاد و حلقه‌ی قهوه‌ای دور چشم اتفاق نمی‌افتد اگر میوه را با معده‌ی خالی بخورید.

 

براساس تحقیقات دکتر هربرت، جز لیمو و پرتقال که اسیدی هستند، همه‌ی میوه‌ها در بدن قلیایی می‌شوند.اگر شما رمز خوردن میوه را دریافتید پس راز زیبایی، طول عمر، سلامتی، انرژی، شادمانی و وزن نرمال را یافته‌اید.وقتی می‌خواهید آبمیوه میل کنید، فقط آب‌میوه‌ی تازه میل کنید نه آبمیوه‌ی داخل قوطی، بطری یا پاکت.

حتی آبمیوه‌ی گرما دیده ننوشید.میوه‌های پخته نخورید چون هیچ ماده‌ی مفیدی به بدن نمی‌رساند!!شما فقط مزه‌ی آن را می‌چشید، پختن همه‌ی ویتامین‌ها را از بین می‌برد.

با این حال خوردن میوه‌ی تازه حتی از نوشیدن آب آن مفیدتر است.اگر می‌خواهید آبمیوه‌ی تازه میل کنید آن را جرعه‌جرعه و به آرامی بنوشید تا با بزاق دهان مخلوط شود قبل از این که ان را قورت دهید.

 

شما می‌توانید ۳ روز «روزه»ی میوه بگیرید تا بدن کاملا تصفیه شود.


در طول این ۳ روز فقط میوه بخورید و آبمیوه تازه بنوشید.


شما شگفت زده می‌شوید وقتی دوستانتان از شادابی شما سخن می گویند.

 

خبرگذاری ایمنا

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 14 فروردین 1396نظر دهید »

مهمترین عمل در ماه رجب

 

شما به اعمال ماه رجب نگاه کنید ، اهم اعمال این ماه استغفارهایی است که وارد شده است .


بر طبق آن روایت دارد که پیامبر اکرم صلی الله فرمود : « ماه رجب ، ماه استغفار امت من است . »


در ماه رجب امت من زیاد استغفار می کنند . ماه ، ماه استغفار و پوزش است . چرا ؟ چون آن که اهل سماء است ندای الهی را در این ماه می شنود .

 

 

سخنان آیت الله مجتبی تهرانی .

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   جمعه 11 فروردین 13961 نظر »

گفتگو با همسر شهید علی اکبر بهنیا 

 

از برادر شوهرتان هم بگویبد .

برادر شوهر من قبلا افسر شهربانی بود ، عشق و علاقه زیادی به خلبانی داشت و رییس کلانتری شهر ری بود ، برای خلبانی شرکت کرد و از آنجا آمد در نیروی هوایی و دیگر از خوشحالی روی پای خودش بند نبود ، امتحان‌هایی را که از ایشان گرفتند ، فرستاده شد به آمریکا . در آمریکا در خلبانی نفر اول شد و آن موقع رییس جمهور آمریکا کارتر ، به ایشان جایزه داد .


یک ایرانی نفر اول شد و یک آمریکایی دوم و یک روسی نفر سوم شد . و در روزنامه آمریکایی چاپ شد .
و چقدر به ایشان امکانات دادند که آنجا بماند و استاد خلبان شد .و جنگ شد قبول نکرد و آمد کرمانشاه و اول علی شهید شد و ایشان سال ۶۵ شهید شد . یعنی شهید علی اکبر سال ۵۹ شهید شد و شهید علی اصغر ۶۵ ، ۶ سال فرقش بود .

 

من وقتی این اتفاق افتاده بود گریه می کردم ، می گفت : زن داداش غصه نخور تا خودم انتقامش را نگیرم از عراقی ها دست بر نمی دارم .


از مکه آمده بود ، شاید دو روز نبود و آن زمانی هم بود که عربستان خیلی از مردم ایران را کشت ، این صحنه ها را دیده بود خیلی در روحیه اش تاثیر گذاشته بود ، ما رفته بویم دیدنش ، خیلی حوصله حرف زدن نداشت ، کفتم داداش چی شده ؟
گفت : صحنه هایی که من آنجا دیده ام روی روحیه من اثر گذاشته و دلم نمی خواهد با کسی صحبت کنم .سال ۶۴ شهید شد و شاید یک هفته نبود که از مکه آمده بود .
محل خدمتش دزفول بود ، از دزفول زنگ زدند که حتما باید بیایی و نیرو لازم داریم . و آمد به ما اصرار کرد که بیایید برویم آنجا , همسر و فرزندانش دزفول بودند ، گفتم نه ما بعدا می آییم .


ایشان که رفت ، شبش پسرم خواب دیده بود و اینها یک علاقه زیادی به عمویشان داشتند و او هم به اینها خیلی محبت میکرد .


او که رفت شب پسرم خواب دیده بود که هواپیمایش را زدند و روی دریا افتاده و پدرم را صدا می زد که بیا کمکم کن . ولی مادر غرق شد و هیچ کس نتوانست کمکش کند .
صبح که این خواب را تعریف کرد من نگران بودم زنگ زدم منزل مادر همسرم و گفتم چه خبر ؛ گفت هیچ خبری نیست ، میخواست ما را ناراحت نکند چون می دانست بچه ها خیلی عمویشان را دوست داشتند و یک چند روزی گذشت دیدم که اقوام سوالهایی می کنند رفتم دیدم شروع کردند به گریه کردن و گفتند که هواپیمایش را زدند ولی هنوز اعلان نکردند که چه شده است .

 

و زمانی هم که ایشان پرواز می کند با آقای مهرنیا فرمانده نیروی هوایی دزفول ، با هم پرواز می کند و به او گفته بود که آقا مهرداد هواپیمای من را زدند و تو برو و خودت را نجات بده ، گفت رفتم دو الی سه دور زدم که ببینم چه می شود ، آتش دیدم ولی متوجه نشدم چه شد که آیا نجات پیدا کرد ، صندلی اینها حالت پروازی دارد و کفت ندیدم خودش را نجات دهد .

 

 بعد از چند وقت نامه ای از زندان الاماره آمد که ایشان اسیر است ، و ما هم چقدر خوشحال شدیم تا زمانی که اسرا آزاد شدند و آمدند گفتند که ایشان هم جزو اسرا است و این بندگان خدا کوچه را تزیین کردند ، شیرینی خریدند، آشپز دعوت کردند ، ماشین گل زدند ، خرج زیادی کردند رفتند فرودگاه کرمانشاه ، گفتند اول می روند دیدار امام بعد می آیند کرمانشاه ، اینها در فرودگاه منتظر ماندند. حالا نگو که تشابه اسمی بوده و او اهل خرم آباد بوده .

 

دیگر بعد از آن مادر همسرم مریض شد و دوباره سکته کرد و به رحمت خدا رفتند و جنازه ایشان هم نیامد و جاوید الاثر است . و در تهران برای ایشان یک قبر خالی به عنوان یادبود در بهشت زهرا ، قطعه شهدا مربوط به خلبانان گذاشته اند .

 


گفتگو با همسر شهید علی اکبر بهنیا ، شنیده شده

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 9 فروردین 13963 نظر »

راه تربیت فرزندان 

 

 

یک وقت نفرمایید که ما همه رفتارهای خوب را جلوی بچه انجام دادیم ، بچه ما چرا خراب شد ؟!

رفتار خوب بچه را تربیت نمی کند !

چه چیزی بچه را تربیت می کند ؟ مبارزه با هوای نفس .یعنی ببیند بچه که شما یک چیزی را دوست داشته اید و چشم پوشی کرده اید ، صبر کرده اید ، خودداری کرده اید ،تحمل کرده اید ، لبخند زده اید . هر چه بیشتر این را در شما ببیند بچه شما بهتر خواهد شد .

 

بچه ها در مورد نماز خواندن شما میدانید چه قضاوتی می کنند ، می گوید: « مادرم دوست دارد نماز می خواند . دوست دارد ، قرآن می خواند ، دوست دارد هیت می رود . مادرم دوست دارد حجاب را ، پس حجاب دارد . بعد به خودش مراجعه می کند ، به خودش می گوید : تو چه دوست داری ؟ تو هم برو دنبال دوست داشتنی هایت .»

 

یعنی شما مادر خوب ، بچه شما از شما یاد می گیرد که خراب شود ، می گوید مادرم دوست داشته نماز بخواند ، منم دوست دارم نماز نمی خوانم . منم مثل مادرم هر دو تا ی ما رفته ایم دنبال دوست داشتنی هایمان ….

 

شما رفتارهای خوبتان باید ارزش داشته باشد تا روی بچه اثر بگذارد ، اگر بخواهید هم ارزش داشته باشد باید در مخالفت با دوست داشتن هایتان باشد . بچه میداند شما اینرا دوست دارید ، از شما گرفتند و گفتید عیب ندارد ..

بچه درس می گیرد …

 


بچه ای که از مادرش مبارزه با هوای نفس ندیده او هم مبارزه با هوای نفس نمی کند ، حالا مادرش مبارزه با هوای نفس نکرده اما آدم خوبی است ، وقتی که شما صبرت را ، مبارزه با هوای نفست را نشان دادی به بچه ها ، در دراز مدت بچه هایت ، بچه های خوبی می شود . اما اگر مبارزه با هوای نفست را نشان ندادی با این که شما آدم مذهبی هستی ، بچه هایت ، بچه های خوبی نمی شوند .

 

باید انسان مثل مادر حضرت موسی باشد که به خدا اطمینان کرد … اگر انسان از دوست داشتنی هایش بگذرد ده برابرش را تحویل می گیرد …


اکر بخواهی بچه ات را تبدیل کنی به بچه خوب باید پیش بینی داشته باشی ، بگویی من الان که دارم مبارزه با هوای نفس می کنم بچه در آینده از من الگو میگیرد .. دین یعنی دور اندیشی ،یک دفعه نمی شود که بچه علاقمند شده و به او بگوییم ، دست به گناه نزن ، میگوید من نمی توانم دست از دوست داشتنی هایم بردارم . یک عمر خودت جلوی ما اینطور رفتار کرده ای

مادر نقش تربیتی دارد

 

سخنان استاد پناهیان .

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   سه شنبه 8 فروردین 1396نظر دهید »

نشاط 

 

یکی از مهم‌ترین مشخصات آدم مؤمن «نشاط» است. اگر دیدید کسی نشاط کمی داشت یا در نشاط کمبودهایی داشت بدانید که او بهرۀ کافی از ایمان خودش نبرده است.

 

نشاط، نتیجۀ همۀ خوبی‌هاست؛ نتیجۀ ایمان به خدا و اتکاء به خدا برای آینده، و اطمینان به خدا برای گذشته است. چون ایمان دارد به اینکه خدا روزیِ او را می‌رساند، و به او علاقه دارد، لذا یک آرامشی پیدا می‌کند که حسادت‌ها، حسرت‌ها، حرص‌ها از دلش کنده می‌شوند.

 

فرق نشاط در فرهنگ دینی ما با نشاط در فرهنگ غیردینی چیست؟ در فرهنگ غیردینی می‌گویند: «جوک بگویید و بخندید و سعی کنید مشکلات خود را فراموش کنید، اما فرهنگ دینی می‌گوید: مشکلاتت را حل و ریشه‌کن کن!

 

مثلاً اگر مشکل تو ناشی از این است که احساس می‌کنی رزقت کم شده، اصلاً رزقت کم نشده! اصلا چرا ناراحت باشی که بخواهی با جوک و لطیفه آن‌را فراموش کنی؟

در دنیا خیلی‌ها به مشروبات الکلی و هرزگی‌های دیگر پناه می‌برند برای اینکه بتوانند غم‌شان را فراموش کنند! ولی فرهنگ دینی می‌گوید که «اصلاً چرا تو غم داشته باشی؟»

 

قدم اول در نشاط این است که انسان با ایمان به خدا، و اطمینان به اینکه خدا دوستش دارد، و اینکه سختی‌های دنیا همه‌اش جبران خواهد شد، از دل خودش رفع غم و اندوه بکند.

ذکر «لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم» خیلی غم و اندوه را از دل انسان می‌برد؛ خوب است بعد از نمازها هفت بار- و در طول روز هم هفتاد بار- این ذکر را بگوییم، خیلی آرامش‌بخش است. یعنی «هیچ‌کسی جز خدا در عالم کاره‌ای نیست!»

 

علی(ع) می‌فرماید: «مؤمن دائماً نشاط دارد»خب اگر این‌طور است پس چرا مؤمنین گریه می‌‌کنند یا قلب‌شان محزون است؟

اشک ریختن آدم بانشاط با اشک‌ریختن آدم افسرده خیلی فرق می‌کند؛ آدم‌هایی که نشاط معنوی ندارند معمولاً گریه هم نمی‌توانند بکنند. کسی که دغدغۀ دنیا دارد مگر می‌تواند برای آخرت غصه بخورد؟! فقط کسی که از غم دنیا رها شده، می‌تواند برای آخرت اشک بریزد.

 

کسانی که نشاط معنوی دارند، هم راحت‌تر اشک می‌ریزند و هم خود این اشک نشاط‌آور است. غم و اندوه معنوی مال کسی است که در امور نشاط‌آور زیاده‌خواهی می‌کند و این زیاده‌خواهی اشکش را جاری کرده و این زیاده‌خواهی بد نیست. گریه برای آخرت و دوری از خدا، شبیه گریۀ کودکی است که وقتی به مادرش می‌رسد دوست دارد خودش را برای او لوس کند! این بچه زجر نمی‌کشد از اینکه دارد در آغوش مادرش گریه می‌کند.

 

اگر مؤمنین اشک می‌ریزند این اشک‌شان یا اشک شوق است، یا اشک محبت است یا اشک زیاده‌طلبی در امور معنوی است یا اشک برآمده از لذت‌هایی است که برده‌اند!

عامل دوم نشاط مؤمن، محبت به خداست. پس نشاط مؤمن یکی ناشی از ایمان و اطمینان او به خداست-که این ایمان غم‌ها را از دلش برمی‌دارد- و یکی هم ناشی از محبتی است که به خدا دارد و محبت به خدا شادی‌آور است.

چرا آدم باید نشاط داشته باشد؟ 1. چون عامل غم وجود ندارد 2. چون عامل شادی وجود دارد که همان محبت است.

 

علت غمگین شدن خیلی‌ها، نرسیدن به دوست‌داشتنی‌ها و فاصله گرفتن از آنهاست، اما کسی که خدا را دوست دارد هر لحظه دارد به دوست‌داشتنی خود نزدیک‌تر می‌شود، لذا هرچه پیرتر می‌شود بانشاط‌تر می‌شود.

آن‌همه نشاط رزمنده دفاع مقدس در شرایط سخت جنگ برای چه بود؟ چون مطمئن بود کاری که دارد انجام می‌دهد درست است و به سمت عشقش حرکت می‌کرد.

 

خیلی‌ها نشاط‌شان را از اینجا می‌گیرند که مرگ را فراموش کنند، اینها چقدر بی‌مزه هستند و چقدر غیرعاقلانه رفتار می‌کنند! اما مؤمن هرچه به مرگ نزدیک‌تر می‌شوند بانشاط‌تر و برافروخته‌تر می‌شود

از غمگین بودن و از عواملی که غم در دل آدم ایجاد می‌کند باید استغفار کرد. و از هر چیزی که ما را افسرده کند و نشاط ما را بگیرد باید به خدا پناه برد.

 

 


سخنان استاد پناهیان نوروز شلمچه، ۳۰ / ۱۲/ ۹۵

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 5 فروردین 1396نظر دهید »

پندهای اخلاقی

آزاد سازی جان، عامل رشد و تعالی انسان

بیان آیت الله جوادی آملی مدظله العالی 

 

 

 

یک بذر اگر بخواهد به ثمر برسد باید بالا بیاید ، حرف باغبان را باید گوش دهد . 

باغبان به ما می گوید بالا بیا با لفظ که نمی گوید ، طناب فرستاده . کوثر فرستاده «انا اعطیناک الکوثر »

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 5 فروردین 1396نظر دهید »

رابطه دید و بازدید نوروزی با صله رحم 

 

نوروز و صله رحم

 

یکی از آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است که در دین اسلام می توان آن را یکی از مصادیق «صله رحم» برشمرد که در آیات قرآن و روایات اسلامی بر آن بسیار تأکید شده است، چنانکه حضرت محمد(ص) در حدیثی می فرمایند: هيچ مهمانى نيست كه بر قومى وارد شود، مگر آنكه روزى اش در دامان اوست . پس، چون فرود آيد ، با روزى اش فرود مى آيد، و چون برود، با گناهان آنها ( ميزبان ) مى رود .

 

بزرگداشت ایام نوروز مصادف است با روزهایی که زیبایی سحر انگیز طبیعت، قدرت خداوند و تجدید حیات و معاد را در خاطره ها زنده می کند به علاوه در نوروز مردم اقدام به کارهایی می کنند که شارع مقدس به آن تشویق نموده است؛ مثل: نظافت و خانه تکانی، صله رحم، خوشحال کردن مؤمنان، از بین بردن دشمنی ها و کینه ها، آزادی زندانیان و غیره.

 

صله رحم رحم درجاتی دارد که با توجه به توان فرد، عرف اجتماع، نیاز افراد و برخورد و جواب دهی آنان متفاوت و قابل تغییر است و به هر حال تا هر درجه ای که ممکن است باید به این برنامه دینی عمل کرد. مرجع و معیارِ در چگونگی ابراز محبت و احسان، عرف است؛ زیرا به حسب عادات و رسومِ افراد و نزدیک و دور بودنِ آنها فرق مى‏ کند. نوع این ارتباط به نیاز افراد نیز بستگی دارد آنچنان که ممکن است بعضى نیاز مادّى داشته باشند و بعضى نیاز مادى نداشته ولى به کمک دیگرى نیازمند باشند؛ مانند پیرمرد و پیرزن افتاده ‏اى که باید آنان را رسیدگی نمود، و بعضى ممکن است کمکِ فکرى بخواهند. و بعضى هیچ نیازی ندارند و فقط باید از آنان احوال‏ پرسى کرد.

 

مقدار و حدود صلۀ رحم نسبی است؛ یعنی نسبت به افراد و محیطی که در آن زندگی می کنند متفاوت است؛ مهم آن است که شخص در عرف خودشان قاطع رح محسوب نشود. از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: لقمان به پسرش گفت: پسر جان! … با همۀ مردم خوش خلق باش. پسرم اگر مال دنیایى نداشتى که با آن صله رحم کنى، و بر برادران تفضل نمایى، حسن خلق و روى خوش داشته باش، چون کسى که حسن خلق دارد خوبان او را دوست مى ‏دارند، و بدکاران از او دورى مى ‏نمایند.باز آن حضرت می فرماید: “پیوند خویشاوندى خویش را حتى با جرعه‏ اى از آب محکم کن و بهترین راه براى خدمت به آنان این است که (دست کم) از تو آزار و مزاحمتى نبینند”

 

ضيافت، مهماندارى و مهمان نوازى، دست و دل باز بودن و سفره اى گشوده داشتن ، نشانه جوان مردى و يكى از برجسته ترين ارزش هاى انسانى و مكارم اخلاقى است. اسلام نيز اهتمام ويژه اى به اين خصلت والاى انسانى دارد و پيشوايان اين آيين آسمانى ، با تعبيرهاى گوناگون و تنبّه آفرين ، مسلمانان را به آن ، توصيه و تشويق كرده اند .

 

از نظر روايات اسلامى، مهمان نوازى، يكى از برترين مكارم اخلاقى است كه در آن، مهمان، نه تنها روزىِ خود را مى آورد و از روزىِ انسان نمى كاهد ، بلكه بر آن نيز مى افزايد. چنانکه پيامبر اکرم(ص) در حدیثی می فرمایند: ميهمان، روزى خود را مى ‏آورد و گناهان اهل خانه را مى ‏برد.

 

برعكس ، خوددارى از پذيرفتن مهمان ، نشانه قساوت قلب انسان ، و كوچ كردن خير و بركت از خانه اى است كه در آن زندگى مى كند .با تأمّل در اين موارد و ساير مواردى كه اطعام ديگران ، مورد تأكيد قرار گرفته ، مى توان دريافت كه در همه مواردى كه خداوند متعال ، نعمت خاصى را به انسان ارزانى داشته و يا بلايى را از او دفع كرده و يا اطعام ديگران آثار و بركات بيشترى دارد (مانند افطارى دادن در ماه رمضان ، و يا مراسم عزادارى سيد الشهدا امام حسين عليه السلام )، مهمانى، از فضيلت بيشترى برخوردار است.

 

 دیده شده در باشگاه خبرنگاران جوان 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 2 فروردین 1396نظر دهید »

مهم‌ترین جمله رهبرانقلاب در سال۹۵ توسط مردم با بيش از ٨٠هزار رأی انتخاب شد:

 

 


۱.اگر برجام را پاره کنند، آن را آتش می‌زنیم
۲.مردم گله مندند
۳.خرمشهرها در پیش است
 

Khamenei_ir

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 29 اسفند 1395نظر دهید »

فاطمه سلام الله الگوی زنان در همه عصرها 

 

فاطمه زهرا سلام الله

 

انسان متفکر و خداجو همواره بر سرنوشت خود و همنوعانش حساس است و هیچ گاه نمی تواند ببیند که برای مردمی از هر قومی اتفاقی بیفتد و بی تفاوت بنشیند و نکاه کند . این گونه افراد غیرت دینی خود را از زهرا سلام الله به ارث برده اند و همواره در سخت ترین شرایط رمز عبور از مشکلاتشان یا زهرا سلام الله بوده و هست .

 

فاطمه(س) دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) به عنوان اولین شهیده راه ولایت و زنی غیور و بی باک بود که در راه دفاع از ولایت از هیچ چیز دریغ نکرد ، این بانوی عارفه هیچ گاه خود را نسبت به سرنوشت مسلمانان بی تفاوت نشان نداد و هیچ گاه به عنوان این که دختر رسول خداست برای خود موقعیتی را در نظر نگرفت و همواره مانند فقیرترین مردم جامعه زندگی کرد .

 

خوشبختانه بسیاری از زنان جامعه ما الگوی زندگی خود را از فاطمه زهرا سلام الله گرفتند که توانستند در راه دفاع از ولایت و در هر برهه ای از زمان از جان و مال و فرزندان خود بگذرند ، چه در دوره پیروزی انقلاب اسلامی و چه در هشت سال جنگ تحمیلی همسر و فرزندان خود را ترغیب و تشویق به دفاع از ولایت کرده و مردانه زندکی کنند .

 

اما آنچه که بیش از هر جیزی می توان بر آن بالید این است برخلاف عقیده عده ای خودباخته و روشنفکر نما ، زن امروز در جامعه ما نه تنها ارادتش نسبت به زهرا سلام الله و فرزندانش کم نشده بلکه بیشتر هم شده و با عقل و احساس پیرو راه ولایتند و همواره برای دفاع از ولایت از هیچ چیزدریغ ندارند و مدافعان حرم نمونه ای از تربیت یافتگان دامان پیروان زهرای اطهر سلام الله هستند .

 

و ما امیدواریم که بعضی از مسئولین نه مردان را که زنان پیرو فاطمه را الگوی خود سازند ، تا به فکر سهم خواهی ، زیاده خواهی ،پست و ریاست و .. نباشند .انشاءالله

 

عبدی متین

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 28 اسفند 13951 نظر »

سومین نیاز بشر

 

ازدواج

 

ما دو حدیث داریم. حدیث داریم اگر کسی معمولی داماد و عروس شود، نصف دینش را حفظ کرده است. اما اگر زود ازدواج کند، دو سوم دینش را حفظ کرده است. شما نگو خانه و سربازی و مدرک و لیسانس ندارد.  من بارها این را در تلویزیون گفتم. یک مثل به آب زدم. یک کسی تشنه است.

 

می‌گوییم: جنابعالی تشنه هستی؟ انشاءالله بعد از لیسانس آبت می‌دهم. این حرف مسخره است. ازدواج سومین نیاز بشر است. اولین نیاز بشر اکسیژن است که اگر نباشد آدم فوری می‌میرد. دومین نیاز بشر آب و غذا است که سه روز نباشد آدم می‌میرد. سومین نیاز بشر لباس است. قرآن می‌فرماید: «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ‏ لَهُن‏» (بقره/۱۷۸) مردها لباس خانم هستید، خانم‌ها لباس مردان هستید. زن و شوهر برای همدیگر لباس هستند. لباس یعنی چه؟ یعنی بعد از اکسیژن و غذا هیچ نیازی به اهمیت همسر نیست.


ما گاهی یک چیزهایی را بند به یک چیزهایی می‌کنیم، مثلاً می‌گوییم: عروسی حتماً باید در تالار باشد. پس پول ندارم، پس ازدواج را عقب بیاندازیم. حتماً مکه می‌روم باید سوغاتی بیاورم. چون نمی‌توانم سوغاتی بیاورم، وقتی از مکه برمی‌گردم باید خانه خودم بنشینم، خانه‌ام هم باید خوب باشد، خانه باید مستقل باشد، هی یک چنین چیزهایی می‌گوییم، همه چیز سخت شده است. خودمان، مثل بت پرست‌ها شدیم. بت پرست‌ها با دست خودشان بت می‌تراشیدند و راستش گریه می‌کردند. ما با دست خودمان آداب و رسومی را خلق کردیم، و حالا در آن گیر کردیم.

 

قرآن می‌فرماید: «لِتَسْكُنُوا إِلَيْها»، «تسکنوا» سکینه، آرامش. ازدواج باعث آرامش است.

ازدواج باعث حفظ دین است.

ازدواج برای سلامتی جسم و بقای نسل است.

تشکیل زندگی مستقل، امنیت جامعه، این برکات ازدواج است. ازدواج مربوط به جوان‌ها نیست. قرآن می‌گوید: «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُم‏» (نور/۳۲) هرکس بی‌همسر است، همسر می‌خواهد. چه پیر، چه جوان!

 

 

سخنان حجت الاسلام قرائتی ، شنیدن شده . ۱۹ / ۵ / ۹۵

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 21 اسفند 13951 نظر »

توصیه های لقمان به پسرش 

 

 

عن حماد بن عیسی عن الصادق جعفر بن محمد علیه السلام قال : کان فی ما اوصی به لقمان ابنه ناتان ( از اینجا معلوم می شود که نام پسر لقمان این بوده ناتان)

یکی از آن سقراطی که او سفارش داده به پسرش این است : قال لقمان لابنه : خف الله عز و جل خوفا لو افیته ببر الثقلين خفت ان یعذبک الله . در باب خوف و رجا است .

می فرماید خوف تو از خدای متعال به مرتبه ای باس که اگر نیکی و حسنات جن و انس را با خود داشته باشی باز هم خاعف باشی که خدا تو را معذب کند . در این حد باید انسان خاعف باشد .


خوب شما حسنات جن و انس را دارید اما آیا از قصورهای خودتان ، و تقصیرهای خودتان ، تقصیرهای در مراتب مختلف در هر مرتبه ای از ایمان نوعی از کارها برای ما تقصیر محسوب می شود ، از این ها شما خاطر جمع هستید .؟

 

پس بنابراین ولو شما نمازهایتان را می خوانید ، نوافل را می خوانید ، نافله شب را می خوانید ، دعای کمیل را هم می خوانید ، تبلیغ دین را نیز می کنید ، کارهای خوب هم انجام می دهید ، خدمت به مردم هم می کنید ، بعد بگویید حالا خیالم راحت است ، همه کارهای خوب را انجام داده ام . خیر اینطور نیست ،!


گاهی وظایفی از انسان فوت می شود که العیاذ بالله ، انسان تا آخر عمر نمی فهمد ، بعد که چشمش را بست و وارد آن نشئه شد ، آن وقت نگاه می کند ، می بیند چقدر کارها که باید انجام می داده و نداد ، یا چقدر کارهایی که باید درست انجام می داده وبا نیت درست انجام نداده ...


خیلی از کارها را ما غافلیم ، گاهی انسان تا دم مرگ نمیفهمد و خیلی بد است و گاهی هم انسان در اثنای زندگی ملتفت می شود که خوب این فرصتی است کهدر خدای متعال توفیق دهد انسان قبل از مرگ ملتفت خلق و فرج زندگی خودش شود نعمت بزرگی است ….

در سنین جوانی جبران آسان است ، در سنین ما جبران سخت است .

نقطه مقابل خوب رجا است ، خوف به تنهایی مکمل ایمان نیست 

 

 

شرح حديث اخلاقی رهبرانقلاب درباره وصيت لقمان به فرزندش

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 19 اسفند 1395نظر دهید »

حاج صادق آهنگران :

 

انقلابی ام و در خروش می آیم 

به یک اشاره رهبر به جوش می آیم 

 

بگو به خصم توان مرا محک نزند 

بگو بترسد و بر زخم ها نمک نزند

 

منم که در دل طوفان به نوح می نازم 

شبیه نوح به اولاد دل نمی بازم 

 

اشاره کن به من ای نوح آسمانی من 

ببین چه ها کند این شور جانفشانی من 

 

ببین چگونه دهم سر ، پسر که چیزی نیست 

به راه دوست تمام جهان پشیزی نیست 

 

 

 

مداحی حاج صادق آهنگران در برائت از پسر

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 18 اسفند 1395نظر دهید »

یاس 

 

احمد عزیزی

 

یاس بوی مهربانی می‌دهد

عطر دوران جوانی می‌دهد

 

یاسها یادآور پروانه‌اند

یاسها پیغمبران خانه‌اند

 

یاس ما را رو به پاكی می‌برد

رو به عشقی اشتراكی می‌برد

 

یاس در هر جا نوید آشتی‌ است

یاس دامان سپید آشتی‌ است

 

در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس

بر لبان ما كه می‌خندید؟ یاس

 

یاس یك شب را گل ایوان ماست

یاس تنها یك سحر مهمان ماست

 

بعد روی صبح پرپر می‌شود

راهی شبهای دیگر می‌شود

 

یاس مثل عطر پاك نیت است

یاس استنشاق معصومیت است

 

یاس را آیینه‌ها رو كرده‌اند

یاس را پیغمبران بوییده‌اند

 

یاس بوی حوض كوثر می‌دهد

عطر اخلاق پیمبر می‌دهد

 

حضرت زهرا دلش از یاس بود

دانه‌های اشكش از الماس بود

 

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه

می‌چكانید اشك حیدر را به چاه

 

عشق محزون علی یاس است و بس

چشم او یك چشمه الماس است و بس

 

اشك می‌ریزد علی مانند رود

بر تن زهرا: گل یاس كبود

 

گریه آری چون ابر چمن

بر كبود یاس و سرخ و نسترن

 

گریه كن حیدر كه مقصد مشكل است

این جدایی از محمد مشكل است


گریه كن زیرا كه دخت آفتاب

بی‌خبر باید بخوابد در تراب

 

گریه كن زیرا كه گلها دیده‌اند

یاسهای مهربان كوچیده‌اند

 

گریه كن زیرا كه شبنم فانی است

هر گلی در معرض ویرانی است

 

ما سر خود را اسیری می‌بریم

ما جوانی را به پیری می‌بریم

 

زیر گورستانی از برگ رزان

من بهاری مرده دارم ای خزان

 

زخم آن گل در تن من چاك شد

آن بهار مرده در من خاك شد

 

ای بهار گریه‌بار ناامید

ای گل مأیوس من یاس سپید

 

مرحوم احمد عزیزی 

اشتراک گذاری این مطلب!

   سه شنبه 17 اسفند 1395نظر دهید »

بزرگترین بشارت برای پیروان 

 

فاطمه

 

در نام فاطمه سلام الله بزرگترین بشارت برای پیروان مکتبش نهفته است ، چرا که فاطمه از ماده فطم به معنی جدا شدن یا باز گرفتن از شیر است ، و طبق حدیثی که از پیامبر صلی الله روایت شده که به علی علیه السلام فرمود : میدانی چرا دخترم فاطمه نامیده شد ؟

عرض کرد :بفرمایید.

 

فرمود : برای آن که او و شیعیان و پیروان مکتبش از آتش دوزخ باز گرفته شده اند .۱

 

فاطمه زهرا سلام الله چشمه جوشان برای ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدی و خیر فراوان در طول قرون و اعصار تا روز قیامت شد و « پیامبر عظیم الشان اسلام بر این اعتقاد که فاطمه زهرا سلام الله نمونه یک انسان کامل است بر دست او بوسه زد و این امر نباید یک مساله عاطفی در نظر گرفته شود ، نگرش اسلام به زن از باب تکامل معنوی و انسانی اوست و در بررسی های مربوط به فرهنگ ، مسایل اجتماعی و فرهنگی و اجتماعی زنان باید بر این اساس عمل شود . » ۲

 

 

۱_ دیده شده در کتاب زهرا سلام الله برترین بانوی جهان ، آیت الله مکارم شیرازی ، انتشارات سرور ، ص ۲۱.

۲_ دیده شده در کتاب کوثر نور ، فاطمه زهرا در کلام امام و رهبری ، تهیه و تنظیم دفتر مطالعات و تحقیقات زنان ، ص ۲۷.

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 16 اسفند 1395نظر دهید »

در چالش اقتصادی بعضی اشتباه کردند و اظهار ضعف کردند

 

رهبر انقلاب

 

رهبرانقلاب؛ صبح امروز در ديدار دست‌اندرکاران راهيان نور: جنگ تحمیلی به‌خاطر این اتفاق افتاد که دشمن در ما احساس ضعف کرد.

اگر میخواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، اظهار ضعف نکنید و قوت خود را آشکار کنید.

اشتباه بعضی از ما در چالش اقتصادی بزرگی که کشور دچار آن است این بود که در زمینه اقتصادی احساس ضعف شد.


آن‌وقت کسی رویش بشود در مصاحبه بگوید که ایرانیها انقدر به این مذاکرات احتیاج دارند که رزمایش [ما علیه آنها] ضرری به اين مذاکرات اقتصادی نمیزند. 

 

راهیان نور فناوری استفاده از ثروت فرهنگی ماست


کسانی که شعر و فیلم ضدجنگ میسازند مثل کسانی هستند که نفت یک کشور را استخراج کنند و در دریا بریزند.


دفاع مقدس یک نفس کشیدن برای این ملت بود؛ اگر نفس نمی‌کشیدیم، می‌مردیم؛ این را باید زنده نگه داشت.


این خاطره‌های دفاع_مقدس ثروت است. اگر بخواهید ثروت را استفاده کنید باید فناوری‌اش را بلد باشید. فناوری استفاده از این ثروت راهیان نور است. 


 

 

صوت بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد راهیان نور .امروز  ۹۵/۱۲/۱۶


اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 16 اسفند 1395نظر دهید »

به مناسبت روز درخت کاری امروز در مدرسه علمیه کوثر ورامین چند اصله نهال توسط طلاب و معاونین این مدرسه کاشته شد .

 

روز درخت کاری

 

کاشت نهال


 

 روز درخت کاری

 

 

 روز محیط زیست

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   یکشنبه 15 اسفند 1395نظر دهید »

دشمن با هدف قرار دادن کانون خانواده‌ سعی در نابودی انقلاب دارد

 

مدرسه علمیه کوثر ورامین


حجت‌الاسلام قاسم الهایی مدیر حوزه علمیه جعفریه پیشوا، امروز در مدرسه علمیه کوثر ورامین به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: جسم انسان تابع روحش است.


وی افزود: انسان باید نسبت به اعضا و جوارحش تسلط داشته باشد و با مراقبت و تهذیب نفس از آنان برای کسب رضای الهی بهره ببرد.


حجت‌الاسلام الهایی با بیان اینکه ابلیس از مسیرهای مختلفی برای گمراه ساختن انسان دام می‌گستراند، بیان داشت: یکی از دام‌های شیطان زمانی است که انسان به انجام عمل خیر و نیکی کردن به دیگران اقدام می‌کند.


مدیر حوزه علمیه جعفریه پیشوا با تاکید بر اینکه حوزه علمیه مظهر اخلاق حسنه است، ابراز کرد: طلاب باید دارای اخلاق حسنه و فاضله باشند تا بتوانند جامعه را متحول کنند و این امر نیاز به تمرین و مراقبت زیاد دارد.


وی درباره اینکه نتیجه رفاقت با شیطان، منحرف شدن انسان است، گفت: یکی از راه‌های مقابله و مبارزه با شیطان و نفس اماره محاسبه نفس و خودسازی است چراکه این مهم سبب رشد انسان می‌شود.


حجت‌الاسلام الهایی با اشاره به سبک زندگی اسلامی، گفت: امروز منشا برخی از آسیب‌های اجتماعی به سبب بالا رفتن سن ازدواج و افزایش آمار طلاق است که متاسفانه در خانواده‌های متدین نیز این مهم قابل مشاهده است.


مدیر حوزه علمیه جعفریه پیشوا اضافه کرد: کاهش عمر زندگی مشترک در نسل جوان از معضلات اساسی جامعه امروز بوده که دشمنان به جد روی آن برنامه‌ریزی کرده‌اند تا بتوانند پایه های نظام انقلاب اسلامی را به این صورت متزلزل و سست کنند.


وی در تبیین اینکه مهم‌ترین راهکار و مقابله با معضل فروپاشی کانون خانواده اغنای فکری و اعتقادی زوجین است، عنوان کرد: ترویج سبک و اسلوب زندگی اسلامی و مهارت بخشی به زوجین توسط مشاوران امری لازم و ضروری به شمار می‌رود.


حجت‌الاسلام الهامی درباره اینکه زندگی مشترک چیزی نیست که زمانی که زوجین در عرصه‌های دشوار کم آوردند تنها به طلاق فکر کنند، اظهار داشت: امروز باید برای استحکام و دوام بنیاد خانواده تدابیر ویژه اندیشیده شود چراکه اگر طلاق در جامعه نهادینه شود منجر به آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری خواهد شد.


مدیر حوزه علمیه جعفریه پیشوا با تاکید بر اینکه زوجین باید در مواجهه با بحران بتوانند آن را به‌درستی کنترل و مدیریت کنند، گفت: محبت افراد خانواده با یکدیگر از مهم‌ترین و اساسی ترین عوامل تحکیم بنیاد خانواده به شمار می‌رود اما تظاهر به محبت در اذهان عمومی تنها جاهلیت مدرنی است که هیچ ثمری جز نفرت اعضای خانواده به دنبال نخواهد داشت.


وی با اشاره به جایگاه مهم خانواده در اجتماع، بیان داشت: خانواده بیشترین تاثیر را به اجتماع دارند اگر کسی در خانواده بامحبت باشد به طور قطع در اجتماع نیز چنین خواهد بود و محبت بیانگر میزان ایمان انسان است.

 

حجت‌الاسلام الهامی در پایان با بیان اینکه سیره ائمه معصومین(ع) مهم‌ترین الگو برای زوجین است، خاطرنشان کرد: تندخویی و بدرفتاری مذموم و به دور از ایمان است.

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 14 اسفند 1395نظر دهید »

دفاع از ولایت 

دفاع از ولایت

 

چون دختر پیغمبر صلی الله بستری شد ، زنهای مهاجرین و انصار که به قصد عیادت به خانه آن حضرت آمده بودند ، از ایشان احوال پرسی نمودند .


حضرت زهرا سلام الله در پاسخ آن ها فرمود :« سوگند به خدا که حال من در این موقع طوری است که زندگی شما را مبغوض داشته و مردان شما را دشمن می گیرم ، آنان را پس از امتحان کردن دور انداخته و پس از دیدن نیات سوء و خویهای ناهنجار آنان از همه آنها کناره گیری نمودم .

 

چقدر زشت است که انسان پس از پیدا کردن راه راست گمراه شده و بعد از بدست آوردن حق و مشاهده نور به سوی باطل و تاریکی منحرف بشود .


وای باد بر آنان که : چگونه از صراط حقیقت و از آن راهی که پیغمبر خدا صلی الله نشان داده بود ، گمراه شدند و چگونه از پسر عموی پیغمبر که باب علم و مظهر تقوی و عدالت و شجاعت و حقیقت است ، دست کشیدند!


« بٔس ما قدمت لهم انفسهم اَن سَخِطَ الله علیهم و فی العذاب هم خالدون ؛ چقدر بد است آن چه به جا آوردند ، البته خداوند آنان را مورد سخط و غضب خود قرار خواهد داد و در آتش جهنم باقی خواهند بود .

 

جای بسی حیرت است که چگونه این مردم از پسر عموی من علی ابن ابی طالب علیه السلام دست کشیده و از او اعراض کردند ، سوگند به خداوند که تنها باعث بر اعراض آنان وحشت از شمشیر اوست ، و می دانند که آن حضرت در مقام اجرای قانون حقیقت و عدالت کوچکترین ملاحضه و باکی نداشته و با نهایت شدت و از روی شجاعت و استقامت اوامر و فرمانهای حق متعال را درباره همه مجری می سازد .

 

و جای تاسف است که پسر عموی مرا خانه نشین کردند و هرگاه از او پیروی کردند هرآینه به راه مستقیم و به سوی سعادت همیشگی و خوشبختی دائمی هد ایت می شدند و می دیدند که علی ابن ابی طالب علاقه به مال و منال و لذایذ دنیا ندارد و در آن صورت شخص صادق از کاذب تمییز داده می شد .

 

 

دیده شده در کتاب احتجاج طبرسی ، احمد ابن علی ابن ابی طالب طبرسی ،ترجمه حسن مصطفوی ، جلد ۱ , ص ۳۰۰_ ۳۰۲

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

عدالت 

 

یک مادری سه خرما داشت. یک خرما به این بچه داد. یک خرما به آن بچه داد. خرمای سوم را با دقت نصف کرد که تبعیض نباشد. حضرت زهرا وقتی دقت خانم را دید، گفت: مادر تو به خاطر این دقتت اهل بهشت هستی. مواظب هستی که… اگر یک بچه را بوسیدی، آن بچه را هم ببوس. یکی را می‌بوسی و یکی را نمی‌بوسی. به یکی می‌گویی: فاطمه خانم! به یکی می‌گویی:فاطی! چرا فاطی می‌گویی؟ یا به هردو فاطی بگو، یا به هردو فاطمه خانم بگو. «وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَة» در نهج‌البلاغه داریم نگاه که می‌کنی به همه مردم یکسان نگاه کن. اینطور نباشد که یک کسی را ده ثانیه نگاه کنی و یک کسی را دو ثانیه. نگاه‌های شما یکسان باشد. حتی اگر پدر و مادر وصیت کنند که به این بچه بیشتر ارث بدهید و به او کمتر، گناه کبیره کرده است. «من الکبائر» اینکه در ارث یک بچه را بیشتر بدهی، یک بچه را کمتر بدهی… بله ممکن است یک بچه ضعیف باشد، کوچک باشد، آن یک دلیلی دارد. چون ضعیف‌تر است، بیشتر به او بده. مثل آدمی که پایش بزرگ است، کفشش گشادتر است. این تبعیض نیست.


چه می‌گویم؟ می‌خواهم بگویم: صرف اینکه برای عید لباس برای بچه‌ها خریدید و ثبت نام کردید و یک سفر او را بردید و سرش را شانه کردید و جهازیه‌‌اش را جور کردید و مسکن خریدید. برای این کارهای مادی دست شما درد نکند. ولی وظیفه‌ی ما اینجا تمام نمی‌شود. بچه شما کینه ای است. بنشین کینه را حل کن. بچه شما مأیوس است یأس او را برطرف کن. قرآن پر از قصه‌هایی است که می‌گوید: مأیوس نشو. بچه‌دار نشدی، مأیوس نشو.

حضرت زکریا در پیری بچه‌دار شد. بچه‌دار نشدی، مأیوس نشو. حضرت ابراهیم صد ساله بچه‌دار شد. از درخت خشک هم می‌توانیم میوه درست کنیم. مریم درخت خشک را تکان بده برایت رطب تازه می‌آید. پرنده‌های ابابیل توانستند لشگر ابرهه را که فیل سوار بودند «تَرْمِيهِمْ‏ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيل‏» (فیل/۴ ) با پرنده‌ها می‌توانید. کلاغ می‌تواند معلم میلیاردها شود.


حضرت آدم دو بچه داشت، هابیل و قابیل یکی، یکی را کشت. فکری بود با جنازه‌اش چه کند؟ یک خرده بالای سرش ایستاد، فکر کرد و او را کشید. کلاغ آمد یک چیزی را زیر خاک کرد، گفت: تو مرده‌ات را زیر خاک کن. یعنی خدا بخواهد اشرف المخلوق را که پیغمبر است با تار عنکبوت حفظ می‌کند. به اینها هم باید رسید. اضطراب او را به آرامش تبدیل کنیم.سنگدلی او را به نرم دلی تبدیل کنیم. کسالت او را به نشاط تبدیل کنیم. اسراف او را به صرفه‌جویی، دنیاگرایی را به ابد گرایی، اطاعت از نا اهل را به اطاعت از اولیای معصوم و عادل تبدیل کنیم. خلاصه وظیفه‌ی پدر و مادر و مربی و معلم و استاد دانشگاه و روحانی این نیست که فقط یک چیزهایی را یاد بدهد و برود. باید تفقد کرد.

 

….. تریاکی‌ها اینترنت دارند یا ماهواره یا فضای مجازی؟ مجله دارند یا روزنامه یا دانشکده؟ حوزه علمیه دارند یا مسجد و محراب و تریبون و منبر؟ تریاکی‌ها هیچی ندارند.

خانه به خانه می‌روند، چهره به چهره و تن به تن تریاکی درست می‌کنند. (خنده حضار)

همه شما در خط تریاکی‌ها بروید. موفق‌ترین راه‌های تبلیغ تریاکی‌ها هستند. یعنی اگر پانصد تا تریاکی را هرجا بکنی، حضرت عباسی سال دیگر هزار تا می‌شوند! ولی پانصد نماز خوان را هرجا بکنی حضرت عباسی ششصد نفر هم نمی‌شوند. موفق ترین گروه‌های تبلیغی تریاکی‌ها هستند آن هم بدون اینترنت و بودجه و تأمین اعتبار. تن به تن و چهره به چهره! برای چهره به چهره آیه داریم؟

بله! آیه‌اش این است «یا أبت» پدر جان، پدر با پسرش حرف می‌زند. «یا بنی» پسر جان! «قل لنسائک» با خانمت صحبت کن. پیغمبر درست است می‌گویی: «یا ایها الناس» با امت، اما «یا نساء النبی» خصوصی هم بگو. ما هم تبلیغ عمومی باید داشته باشیم، هم خصوصی.

 

 

سخنان حجت الاسلام قرائتی ، ۵/ ۱۲/ ۹۵ ، شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 8 اسفند 13954 نظر »

 روانشناسی در قرآن 

 

روانشناسی در قرآن

 

اعتقادات و باورهای دینی از قبیل ایمان به خدای واحد ، پیامبران علیه السلام ، معاد و … یکی از عوامل مهم در سلامت و سلامت روانی است . مهمترین انتظار دین از بشر ، ارتباط میان خدا و انسان است :

« وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ :  و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند» (سوره ذاریات ،۵۶).

 

 هدف اصلی دین آن است که انسان را به خدا متصل کند؛

 «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا ....:پس [با توجه به بی پایه بودن شرک] حق گرایانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوی این دین [توحیدی] روی آور، [پای بند و استوار بر] سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش برای آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلی نیست »( سوره روم ، آیه ۳۰ )

 

خدایی شدن با اتصال به یک مبدا متعالی ( که در همه ویژگی ها و صفات تعالی دارد ) امکان پذیر است . یکی از صفات و ویژگی های آن مبدا ، صفت ایمنی بخشی و سلامت آفرینی است :

 «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ …. : وست خداى يكتا كه معبودى جز او نيست، فرمانروا، منزّه از هر عيب، سلامت‌بخش، ايمنى بخش، مسلّط بر همه چيز، » ( سوره حشر آیه ۲۳ .) 

 

دیده شده در کتاب روانشناسی در قرآن ، حجت الاسلام دکتر محمد کاویانی ، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه .صفحه ۲۴۳.

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 4 اسفند 1395نظر دهید »

آن کسانی که نابود می کنند ملت ها را ، آنها کسانی نیستند که به خاطر منافعشان دست از دین بردارند ، آن ها کسانی هستند که دست از دین برنمی دارند و منافعی هم گیرشان نمی آید

 

ویژگیهای منافقین 

 

یکی از ویژگی های منافقین را طبق آیات قرآن برایتان می خوانم « بشرِ المنافقین بانَّ لهم عذابا الیما » ( سوره نسا ، آیه ۱۳۸) . بشارت بده به منافقین که یک عذاب دردناک برای آن ها هست . حالا برای چه مرضی از منافقین  « الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا » ( سوره نساء ، آیه ۱۳۹) 

 

منافقان یکی از خصلت هایشان این است ،دوست دارند  کافران اینها را تحویل بگیرند ! نه فقط میخواهم آنها لبخند بزنند …

آقا پول به شما می دهد ؟ به نفع شماست ؟ می گوید نه ! فقط دوست دارم که به من لبخند بزنند . خب این طرف خیلی ها دیگر به شما لبخند نمی زند . می گوید نه ! آنها لبخند بزنند . خب آنها لبخند بزنند چه چیزی به تو می رسد ؟ به شما پول می دهند ؟ اگر پول می دهند ما کوتاه بیاییم .

 

بیا اینجا مسجد ، هیئت ، رفیق پیدا می کنی ، مومنین به تو محبت خواهند کرد ، «أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ » می خواهی عزت نزد آن ها ( کافران ) پیدا کنی ؟ عزت که همگی پیش خداست !!!!

 

منافق جامعه اسلامی را می فروشد که کافرین به او لبخند بزنند ، منافق خصلتش این است ، بدون این که دنبال منفعت خاصی باشد یک حس روانی دارد که کافر به او لبخند بزند خوشحال می شود ، حالا اگر مومن او را تحویل بگیرد حال نمی کند .

 

بعضی از اینها سیاستمداران می شوند ، بعضی از اینها ، در کره مریخ ، وقتی سیاست مدار می شوند و از آن طرف یکی به اینها لبخند بزنند لذت می برند . در این انقلاب بعضی ها مثل آب خوردن عزتشان را پیش امام از دست می دادند که عزت پیدا کنند پیش ضد انقلاب .

برای منافق لبخند کفار جذاب است ..

 

 

سخنان استاد پناهیان ، شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!

   سه شنبه 3 اسفند 13951 نظر »

بیانات در ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین

 

رهبر انقلاب 

 

 در آغاز لازم میدانم، به همه‌ی شما میهمانان عزیز، رؤسای محترم مجالس، رهبران گروه‌های مختلف فلسطینی، اندیشمندان، فرزانگان و شخصیّت‌های برجسته‌ی جهان اسلام و دیگر شخصیّت‌های آزادی‌خواه، خوشامد بگویم و حضورتان در این نشست ارزشمند را گرامی بدارم.

 

 

 قصّه‌ی پُرغصّه‌ی فلسطین و اندوه جان‌کاه مظلومیّت این ملّت صبور، بردبار و مقاوم، حقیقتاً هر انسان آزادی‌خواه و حق‌طلب و عدالت‌جو را می‌‌آزارد و درد و رنجی انبوه بر دل می‌نشاند. تاریخ فلسطین و اشغال ظالمانه‌‌ی آن و آواره کردن میلیون‌ها انسان و مقاومت دلیرانه‌ی این ملّت قهرمان، پُر فرازونشیب است.

 

کاوشی هوشمندانه در تاریخ نشان میدهد که در هیچ برهه‌ای از تاریخ، هیچ‌یک از ملّتهای جهان با چنین رنج و اندوه و اقدامی ظالمانه مواجه نبود‌ه‌اند که در یک توطئه‌ی فرامنطقه‌ای، کشوری به طور کامل اشغال شود و ملّتی از خانه و کاشانه‌ی خود رانده شوند و به جای آنان، گروهی دیگر از جای جای جهان بدان‌جا گسیل شوند؛ موجودیّتی حقیقی نادیده گرفته شود و موجودیّتی جعلی بر جای آن بنشیند، امّا این نیز یکی از صفحات ناپاک تاریخ است که همچون دیگر صفحات آلوده، با اذن خدای متعال و یاری او بسته خواهد شد؛چه آنکه‌‌: إِنَّ‌ الْبَاطِلَ کانَ‌ زَهُوقًا. وَ قال: اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبَادِیَ الصَّٰلِحُون.

 

 

 کنفرانس شما در یکی از سخت‌ترین شرایط جهانی و منطقه‌ای برگزار میشود. منطقه‌ی ما که همواره پشتیبان ملّت فلسطین در مبارزات آن علیه یک توطئه‌ی جهانی بوده است، این روزها دستخوش ناآرامی و بحرانهای متعدّد است.

 

بحرانهای موجود در چندین کشور اسلامی منطقه موجب شده است تا حمایت از مسئله‌ی فلسطین و آرمان مقدّس آزادی قدس کم‌رنگ شود. توجّه به نتیجه‌ی این بحرانها، به ما تفهیم میکند که قدرتهای سودبرنده از آن کدامند. آنانی که رژیم صهیونیستی را در این منطقه به وجود آوردند تا از طریق تحمیل یک درگیری طولانی‌مدّت، مانع از ثبات و استقرار و پیشرفت منطقه شوند، اینک نیز در پسِ فتنه‌های موجود قرار دارند.

 

فتنه‌هایی که موجب شده است تا توانمندی‌های ملّتهای منطقه در درگیری‌های عبث و بیهوده به خنثی کردن یکدیگر مصروف شود و با فشل شدن همه، آنگاه فرصت برای قدرت‌گیری هرچه بیشتر رژیم غاصب صهیونیستی فراهم آید.

 

همچنان در این میان، شاهد تلاش خیرخواهان و عقلا و حکمای امّت اسلامی هستیم که دلسوزانه در پی حلِّ این اختلافات هستند؛ امّا متأسّفانه، توطئه‌های پیچیده‌ی دشمن، توانسته است با بهره‌گیری از غفلت برخی دولتها، جنگهای داخلی را بر ملّتها تحمیل کند و آنها را به جان یکدیگر بیندازد و تلاش این خیرخواهان امّت اسلامی را کم اثر کند.

 

آنچه در این میان حائز اهمّیّت است، تضعیف جایگاه مسئله‌ی فلسطین و تلاش برای خروج آن از اولویّت است. باوجود اختلافاتی که کشورهای اسلامی با یکدیگر دارند که برخی از آنها طبیعی و برخی دیگر توطئه‌ی دشمن و برخی دیگر ناشی از غفلت است، لیکن همچنان عنوان فلسطین میتواند و باید، محور وحدت همه‌ی آنان باشد.

 

یکی از دستاوردهای این نشست ارزشمند، مطرح کردن اولویّت نخست جهان اسلام و آزادی‌خواهان جهان، یعنی موضوع فلسطین و ایجاد فضای همدلی برای تحقّق هدف والای حمایت از مردم فلسطین و مبارزات حق‌طلبانه و عدالت‌جویانه‌ی آنان است.

 

هرگز نباید از اهمّیّت حمایت سیاسی از مردم فلسطین غافل بود که در جهان امروز از اولویّت ویژه‌ای برخوردار است. ملّتهای مسلمان و آزادی‌خواه با هر سلیقه و روش، امّا میتوانند در یک هدف گرد هم ‌آیند و آن فلسطین و ضرورت تلاش برای آزادی آن است. با پدیدار شدن نشانه‌های افول رژیم صهیونیستی و ضعفی که بر متّحدان اصلی آن بویژه ایالات متّحده‌ی‌ آمریکا حاکم شده است، مشاهده میشود که اندک اندک، فضای جهانی نیز به سمت مقابله با اقدامات خصمانه و غیر قانونی و غیر انسانی رژیم صهیونیستی میل میکند، البتّه هنوز جامعه‌ی جهانی و کشورهای منطقه نتوانسته‌اند به مسئولیّت خود در برابر این مسئله‌ی انسانی عمل کنند.

 

 سرکوب وحشیانه‌ی ملّت فلسطین، دستگیری‌های گسترده، قتل و غارت، غصب سرزمین‌های این ملّت و بنای شهرک در آنها، تلاش برای تغییر چهره و هویّت شهر مقدّس قدس و مسجدالاقصی و دیگر اماکن مقدّس اسلامی و مسیحی در آن، سلب حقوق اوّلیّه‌ی شهروندان و بسیاری از مظالم دیگر همچنان ادامه دارد و از پشتیبانی همه‌جانبه‌ی ایالات متّحده‌ی آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی برخوردار است و متأسّفانه با عکس‌العمل شایسته‌ی جهانی مواجه نیست.

 

ملّت فلسطین مفتخر است که خدای متعال بر آنان منّت گذارده و رسالت عظیم دفاع از این سرزمین مقدّس و مسجدالاقصی را بر دوش آنان نهاده است. این ملّت، راهی جز این ندارد که با اتّکال به پروردگار متعال و اتّکاء به توانمندی‌های ذاتی خود، در صدد برآید تا شعله‌ی مبارزه را همچنان فروزان نگاه دارد و الحق که تاکنون چنین کرده‌ است.

 

انتفاضه‌ای که اینک در سرزمین‌های اشغالی برای سوّمین بار آغاز شده، مظلوم‌تر از دو انتفاضه‌ی گذشته، امّا درخشان و پُرامید در حرکت است و به‌ اذن الله خواهید دید که این انتفاضه، مرحله‌ی بسیار مهمّی از تاریخ مبارزات را رقم خواهد زد و شکستی دیگر بر رژیم غاصب تحمیل خواهد کرد. این غدّه‌ی سرطانی، از هنگام آغاز، مرحله‌ای رشد کرده و به بلای کنونی تبدیل شده و درمان آن نیز باید مرحله‌ای باشد، که چند انتفاضه و مقاومت پیگیر و مستمر توانسته است اهداف مرحله‌ای بسیار مهمّی را محقّق سازد و همچنان توفنده به پیش میتازد تا دیگر اهداف خود را، تا زمان آزادی کامل فلسطین محقّق سازد.

 

 ملّت بزرگ فلسطین که بتنهایی، بار سنگین مقابله با صهیونیسم جهانی و حامیان قلدر آن را به دوش میکشد، صبور و بردبار، امّا مستحکم و استوار به‌ تمامی مدّعیان فرصت داده است تا ادّعای خود را به محک تجربه بسپارند.

 

آن روز که با ادّعای نادرست واقع‌بینی و ضرورت پذیرش حداقل حقوق برای جلوگیری از ضایع شدن آن، طرحهای سازش به طور جدّی مطرح شد، ملّت فلسطین و حتّی همه‌ی جریانهایی که نادرستی این دیدگاه برایشان از پیش اثبات شده بود، به آن فرصت دادند. البتّه جمهوری اسلامی ایران، از همان ابتدا بر نادرستی این نوع روشهای سازش‌کارانه تأکید کرد و آثار زیان‌بار و خسارتهای سنگین آن را گوشزد نمود.

 

فرصتی که به روند سازش داده شد، آثار مخرّبی در مسیر مقاومت و مبارزه‌ی ملّت فلسطین به همراه داشت، امّا تنها فایده‌ی آن، اثبات نادرستی تصوّر واقع بینی در عمل بود.

 

اساساً روش و طریقه‌ی شکل‌گیری رژیم صهیونیستی به ‌گونه‌ای است که نمیتواند از توسعه‌طلبی و سرکوبگری و تضییع حقوق حقّه‌ی فلسطینیان دست بردارد؛ زیرا موجودیّت و هویّت آن در گروِ نابودی تدریجی هویّت و موجودیّت فلسطین است.چه، آنکه موجودیّت نامشروع رژیم صهیونیستی، در صورتی قابلیّت استمرار خواهد داشت که بر ویرانه‌های هویّت و موجودیّت فلسطین بنا شود. به همین دلیل است که حفاظت از هویّت فلسطینی و پاسداری از همه‌ی نشانه‌های این هویّتِ بر حق و طبیعی،‌ امری واجب، ضروری و یک جهاد مقدّس است. تا وقتی که نام فلسطین، یاد فلسطین و شعله‌ی فروزان مقاومت همه‌جانبه‌ی این ملّت برافراشته بماند، امکان ندارد که پایه‌های رژیم اشغالگر، مستحکم گردد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   سه شنبه 3 اسفند 13951 نظر »

 جلسه درس اخلاق _سیاسی 

 

جلسه درس اخلاق _ مدرسه علمیه کوثر ورامین

 

علی طزری معاونت سیاسی سپاه ورامین، امروز در مدرسه علمیه کوثر ورامین با بیان اینکه امروز دشمنان ادعا می‌کنند که گزینه‌ها روی میز است یک دروغ محض است، گفت: یکی از ترفندهای دشمن زبان تهدید است آنان با مطرح کردن جنگ درصدد سرگرم کردن و منحرف ساختن ذهن مردم هستند.


طرزی درباره جنگهای اقتصادی، تحریم و فرهنگی، گفت: نفوذ و جنگ فرهنگی از همه جنگهای مطرح شده بسی مهم‌تر و خطرناک‌تر است.


معاونت سیاسی سپاه ورامین با طرح این پرسش که آیا با روی کار آمدن ترامپ جنگی شکل خواهد گرفت یا نه، گفت: او هرگز نمی‌تواند به جنگ نظامی روی آورد به همین سبب اقدام به نفوذ فرهنگی می‎کند.


وی حضور گسترده مردم را در راهپیمایی ۲۲ بهمن ضربه محکمی به دشمنان دانست و عنوان کرد: مردم با حضور خود به ندای رهبری لبیک گفتند، مردم در همه لحظات حساب رهبری را از مشکلات مسوولان جدا می‌دانند.


طرزی با اشاره به اینکه اقتصاد مقاومتی مهمترین راهکار در مقابل تحریم‌های ظالمانه دشمنان است، تصریح کرد: باید مسؤولان عملکرد خودشان را در زمینه اقتصاد مقاومتی در سال اقدام و عمل به مردم اعلام کنند.


معاونت سیاسی سپاه ورامین بیان داشت: حضرت آقا بارها مردم را به انقلابی بودن و انقلابی ماندن سفارش کرده است، ولایت مداری، حفظ روحیه جهادی، استکبارستیزی، فعالیت‌های جهادی و تخصصی از مهمترین شاخصه‌های انقلابی بودن به شمار می‌رود.


وی با تاکید بر اینکه در فضای مجازی بیش از تاثیر پذیری، تاثیر گذاری لازم است، گفت: دشمنان از طریق جنگ نرم درصدد برهم زدن اتحاد داخلی هستند، حفظ وحدت رمز موفقیت نیروی انقلابی است.


طرزی در پایان خاطر نشان کرد: نظام انقلاب اسلامی تابع شخص و یا فرد خاص نیست که با تزلزل اعتقادی یک فرد نظام آسیب ببیند رهبری خط قرمز ملت به شمار می‌رود و وحدت در گرو فرمایشات رهبر معظم انقلاب است نه جلوتر و نه عقب‌تر.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 30 بهمن 1395نظر دهید »

خداوند مسؤولان را در مواجهه با مشکلات مردم امتحان می‌کند

 

 
حجت الاسلام محسن اویسی استاد حوزه علمیه، چهارشنبه شب در مراسمی که به مناسبت ایام فاطمیه(س) در مصلای بزرگ آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) برگزار شد به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: منشأ مشکلات و سختی های انسان سه چیز است.

 

 نخست طهارت مؤمن از گناه است، در این زمینه امام علی(ع) می‌فرمایند: بلاها ارتباط مستقیم با گناه دارند؛ انسان کافر از این بلاها دور است زیرا خداوند به سبب کفری که کافر دارد او را رها می‌کند.

 

 امتحان و آزمایش سنت الهی است انسان بعد از ایمان آوردن مورد آزمایش قرار می‌گیرد تا مقدار صداقت او در ایمان ارزیابی شود.حضرت صادق علیه السلام فرمودند: شیعیان ما امتحان می‌شوند؛ انجام تکالیف شرعی از امتحانهای الهی به شمار می‌رود.

 

 حوادث طبیعی و بیماریها همه و همه آزمایش الهی هستند، خداوند در سوره انبیاء می‌فرماید: من شما را با خیر و شر امتحان می‌کنم؛ انسان زمانی که در محضر الهی حاضر می‌شود به سود و زیان این عالم پی می‌برد که در محضر الهی حاضر ‌شود.


 

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: ما مردم را با حسنات و گناهان آزمایش می‌کنیم، این امتحانی برای بازگشت برخی از انسانها به سوی خدا است؛ خداوند به بسیاری از انسانها مسؤولیت اجتماعی می‌دهد تا با رو به‌ رو شدن با مشکلات مردم مورد آزمایش قرار بگیرند.

 

پرداخت وجوهات شرعی فقیر در جامعه اسلامی ریشه کن می‌کند، اموال و ثروت نعماتی هستند که خداوند به انسان عطا می‌کند.

 

گاهی انسان با دریافت نعمت الهی دچار غرور می‌شود اما زمانی که خداوند همان نعمت را از او باز می‌ستاند این امر را ظلم الهی می‌پندارد، سخت‌ترین آزمایش الهی با نعمتی که به انسان می‌دهد صورت می‌پذیرد.

 

انقلاب اسلامی نعمت الهی است مردم و مسؤولان باید مراقب باشند که در آزمایش الهی سربلند خارج شوند. آزمایش دیگر کسب مقام و درجه است.

 

 

شنیده شده توسط فاطمه علی آبادی طلبه پایه سوم

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 28 بهمن 13951 نظر »

ایمان به خداوند بالاترین سود و تجارت در دنیا است

 

محمد علی جاویدان ، تجارت پر سود

 

 

 آیت‌الله محمدعلی جاودان، استاد اخلاق، چهارشنبه شب ( ۲۷ / ۱۱/ ۹۵) در جلسه درس اخلاق که در حسینیه شیخ مرتضی زاهد برگزار شد، با اشاره به اینکه انسان‌ها یا خداپرست هستند و یا هواپرست، گفت:   گاهی  انسان به تصور آن که فردی خداپرست است مشغول هواپرستی می‌شود در حالی که نسبت به این امر غفلت درد

 

انسان اگر در عالم دنیا هدایت شود سود و منفعت کثیر نصیبش می‌شود در غیر این صورت عمر انسان سراسر زیانبار خواهد بود. ایمان زندگی انسان را سودمند کرده و موجب انجام عمل خیر می‌شود پس منافق به سبب فقدان ایمان زندگیش سراسر زیان است.

 

نماز منافق با ریا ادا می‌شود زیرا دلیلی برای اقامه نماز ندارد بلکه برای سود زندگی دنیوی آن نماز را می‌خواند تا به خواسته‌های خود دست یابد.

 

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: آیا من شما را به تجارتی پرسود راهنمایی نکنم که حداقل از عذاب الهی نجات یابید، شما تا ایمان به خدا آوردید و قیامت را باور کردید زندگیتان سودمند می‌شود و این برای شما بهتر است.

 

 اگر انسان در همه عرصه‌های زندگی دنیوی ایمان به خداوند و قیامت داشته باشد سود کسب می‌کند در غیر این صورت زندگی انسان زیانبار خواهد بود.عالم آخرت برای انسان غیر قابل تصور است بهشت و نعمات آن نصیب کسانی می‌شود که در تجارت این دنیا سود برده باشند.

 

انسان بهشت را در همین عالم کسب می‌کند برخی افراد با این حال که در دنیا زندگی می‌کنند اما دلشان در بهشت است.ایمان به هر میزان در وجود انسان تقویت شود به همان مقدار سود می‌برد.

 

دوری و پرهیز از گناه انسان را به سعادت و کمال می‌رساند به همین سبب انسان نباید در عالم دنیا عمر خود را به قیمت اندک بفروشد. اگر انسان اعضا و جوارحش را از آلوده شدن به گناه حفظ کند توانایی کنترل خیال را نیز کسب می‌کند و فارغ از هر گناه و آلودگی می‌شود.

 

 

شنیده شده توسط فاطمه علی آبادی ، طلبه پایه سوم 

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 28 بهمن 13953 نظر »

 

می رود دل ز دست گاهی

می شود اسیر یک نگاهی 

 

چقَدَر سخت می شود تشخیص 

عشق است ، هوس است ، چه می شود گاهی 

 

می رود دل به سوی خود گاهی

ذهن می ماند میان چند راهی 

 

قسم به آن سخن لادین الاحب 

محبتت گرفته عقل زمن هر از گاهی 

 

چه ز دل ، چه ز عقل ، اعتقاد من این است 

عشق عاشق نگنجد به هیچ کلام گاهی 

 

علیرضا کاوه ، ( همسر نسرین نوری ) 

اشتراک گذاری این مطلب!

کلیدواژه ها: دل, عشق, نگاه, هوس
   چهارشنبه 27 بهمن 1395نظر دهید »

چادر حضرت زهرا 

 

 

ابن شهر آشوب و قطب راوندی روایت کرده اند که : روزی حضرت امیر المومنین علی علیه السلام محتاج به قرض شد ، و چادر حضرت فاطمه علیه السلام را نزد یهودی مرهون کرد _ به روایت ابن شهر آشوب آن یهودی زید نام داشت _ و آن چادر از پشم بود ، و قدری جو به قرض گرفت . پس یهودی آن چادر را به خانه بر و در حجره گذاشت .

 

چون شب شد و زن یهودی به آن حجره درآمد و نوری از آن چادر ساطع دید که تمام حجره را روشن کرده بود ، چون زن آن حالت غریب را مشاهده کرد به نزد شوهر خود رفت و آن چه را دیده بود نقل کرد .

 

پس یهودی از شنیدن آن حالت متعجب شده بود و فراموش کرده بود که چادر حضرت فاطمه سلام الله در آن خانه است ، به سرعت شتافت و داخل آن حجره شد و دید شعاع چادر آن خورشید فلک عصمت است که مانند بدر منیر خانه را روشن کرده است . از مشاهده آن حالت تعجبش زیاد شد ، پس با زنش به خانه خویشان خود دویدند و هشتاد نفر از آن ها خاضر شدند و از برکت شعاع چادر فاطمه سلام الله همگی به نور اسلام ، منور گردیدند .

 

 

دیده شده در کتاب جلا ٕٕ العیون ، علامه محمد باقر مجلسی ، نشر آدینه سبز ، فصل سوم از باب دوم ، ص ۱۸۰.

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 25 بهمن 13951 نظر »

تقدیر جمعیت طلاب انقلاب اسلامی از سید محمود رضوی

 

 

جمعیت طلاب انقلاب اسلامی از اقدام شایسته سید محمود رضوی به دلیل همراه کردن دختر محجبه خود در اختتامیه جشنواره فیلم فجر تقدیر و تشکر کرد.

 

در این پیام آمده است:

اقدام شایسته شما و همراه کردن دختر محجبه خود در اختتامیه جشنواره فیلم فجر اسباب خرسندی خیل عظیم متدینین جامعه گردید.

 

در زمانی که برخی افراد با زبان تند و هتاکانه نهی از منکر می کنند، به زیبایی امر به معروف نمودید و عیار جشنواره فجر را به نام آن نزدیک کردید.

 

ان شا الله حضرت صدیقه کبری (س) حافظ دختر و خانواده حضرتعالی باشد و در عرصه فرهنگی و جنگ نرم همچنان بدرخشید.

 

 

 

خبر تهیه شده توسط فاطمه علی آبادی طلبه پایه سوم و منتشر شده در خبرگزاری رسا

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 25 بهمن 13951 نظر »

نامزدی قدم 

 

خانه عمویم دیوار به دیوار خانه ما بود . هر روز چند ساعتی به خانه آن ها می رفتم ، گاهی وقت ها مادرم هم می آمد . آن روز من به تنهایی به خانه آن ها رفته بودم ، سر ظهر بود داشتم از پله های بلند و زیادی که از ایوان شروع می شد و به حیاط ختم می شد به پایین می آمدم ، که یک دفعه پسر جوانی روبه رویم ظاهر شد ، جا خوردم زبانم بند آمد برای چند لحظه کوتاه نگاهمان به هم گره خورد . پسر سرش را پایین انداخت و سلام داد ، صدای قلبم را می شنیدم که داشت از سینه ام بیرون می زد .

 

آنقدر هول شده بودم که نتوانستم جواب سلامش را بدهم ، بدون سلام و خداحافظی دویدم توی حیاط و از آن جا هم یک نفس تا حیاط خانه خودمان دویدم . زن برادرم ، خدیجه ، داشت از چاه آب می کشید ، من را که دید ، دلو آب از دستش رها شد و به ته چاه افتاد . ترسیده بود ، گفت ؛ « قدم ! چی شده . چرا رنگت پریده ؟! »

 

کمی ایستادم تا نفسم آرام شد . با او خیلی راحت و خودمانی بودم ، او از همه زن برادرهایم به من نزدیک تر بود ، ماجرا را برایش تعریف کردم ، خندید و گفت : « فکر کردم عقرب تو را زده ، پسر ندیده !» ….

 

آن شب از لابه لای حرف های مادرم فهمیدم آن پسر ، نوه عموی پدرم بوده و اسمش هم صمد است . از فردای آن روز آمد و رفت های مشکوک به خانه ما شروع شد و مراسم شیرینی خوران و نامزدی در خانه ما برگزار شد  ………..

 

یک شب خدیجه من را به خانه شان دعوت کرد ، زن برادرهای دیگرم هم بودند ، برادرهایم به آبیاری رفته بودند و زن ها هم فرصت را غنیمت شمرده بودند برای شب نشینی ، موقع خواب یکی از زن برادرهایم گفت : « قدم ! برو رختخواب ها را بیاور »

 

رختخواب ها توی اتاق تاریکی بود که چراغ نداشت ؛ اما نور ضعیف اتاق کناری آن را روشن می کرد ، وارد اتاق شدم و چادر شب را از روی رختخواب ها کنار زدم ، حس کردم یک نفر توی اتاق است ، می خواستم همان جا سکته کنم ؛ از بس که ترسیده بودم با خودم فکر کردم « حتما خیالاتی شده ام » چادر شب را برداشتم که صدای حرکتی را شنیدم ، قلبم می خواست بایستد گفتم : « کیه ؟!» 

 

اتاق تاریک بود و هر چه می گشتم چیزی نمی دیدم .

 منم نترس ، بگیر بنشین ، می خواهم باهات حرف بزنم .

صمد بود ، می خواستم دوباره در بروم که با عصبانیت گفت : « می خواهی دوباره فرار کنی ، گفتم بنشین » 

 

اولین باری بود که عصبانیتش را می دیدم ………

 

خیلی ترسیده بودم گفتم الان برادرهایم می آیند ، خیلی محکم جواب داد :« اگر برادرهایت آمدند من خودم جوابشان را می دهم ، فعلا تو بنشین و بگو من را دوست داری یا نه ؟! » 

ازخجالت داشتم می مردم ، آخر این چه سوالی بود ! جواب ندادم .

 

دوباره پرسید : « قدم ! گفتم مرا دوست داری یا نه ؟! این که نشد هر وقت مرا می بینی فرار می کنی ، بگو ببینم کس دیگری را دوست داری »؟! 

 

_ وای نه … نه … نه به خدا ، این چه حرفیه من کسی را دوست ندارم ، خنده اش گرفت و گفت :« ببین قدم جان ؛ من تو را خیلی دوست دارم اما تو هم باید من را دوست داشته باشی ، عشق و علاقه باید دو طرفه باشد ، من نمیخواهم از روی اجبار زن من بشوی ، اگر دوستم نداری بگو ، باور کن بدون این که مشکلی پیش بیاید همه چیز را تمام می کنم »

 

……. آهسته گفتم « من هیچ کسی را دوست ندارم فقط فقط از شما خحالت می کشم »

 

نفسی کشید و کفت « دوستم داری یا نه ؟!»

 

جواب ندادم ، گفت : « می دانم دخترنجیبی هستی ، من این نجابت و حیایت را دوست دارم اما اشکالی ندارد اگر با هم حرف بزنیم اگر قسمت شود می خواهیم یک عمر با هم زندگی کنیم ، دوستم داری یا نه ؟»

 

جواب ندادم ، گفت «جان حاج آقایت جوابم را بده دوستم داری یا نه »؟

آهسته جواب دادم : « بله »

انگار منتظر همین یک کلمه بود …..

 

دیده شده در کتاب دختر شینا ، خاطرات قدم خیر محمدی کنعان ( همسر سردار شهید حاج ابراهیمی هژیر ) خاطره نگار ، بهناز ضرابی زاده ، خلاصه صفحات ۲۱ تا ۴۲  

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 24 بهمن 13951 نظر »

فاطمه در مراسم یهودیان 

 

 

قطب راوندی روایت کرده است : جمعی از یهود عروسی داشتند ، به خدمت حضرت رسول صلی الله آمدند و گفتند ؛ ما بر تو حق همسایگی داریم و عروسی در پیش داریم ، التماس می نماییم که فاطمه را به خانه ما بفرستی که موجب مزید عزت و مکرمت ما گردد .

 

در این باب مبالغه بسیار کردند ، حضرت فرمود : او همسر علی بن ابی طالب علیه السلام است و در حکم اوست . ایشان التماس کردند که حضرت شفاعت نماید نزد امیرالمؤمنین و رخصت بگیرد . 

 

غرض آن ها این بود که چون خود را به زیور بسیار آراسته بودند و جامه های فاخر پوشیده بودند ، اگر فاطمه با جامه های کهنه خود به عروسی ایشان برود ، موجب خواری و مذلت آن حضرت گردد ، پس در آن حال جبرئیل نازل شد ، جامه ها و زیورهایی از بهشت برای فاطمه آورد ، و آن حضرت با جامه ها و زیورهای بهشتی به خانه آن یهودی درآمد .

 

چون زنان یهود آن حضرت را با آن زیورها و نور و صفا مشاهده کردند همگی به نزد آن حضرت به زمین افتادند و بر پاهای مبارکش بوسه زدند و بسیاری به اسلام مشرف شدند .

 

مترجم می گوید : این قصه از این مبسوط تر و در کتب دیگر مسطور است ، چون در کتب معتبر به این نحو بود ما نیز چنین ایراد کردیم .

 

 

دیده شده در کتاب جلا ٕٕ العیون ، علامه محمد باقر مجلسی ، نشر آدینه سبز ، فصل سوم از باب دوم ، ص ۱۸۱.

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 24 بهمن 13952 نظر »

دیدار نخست‌وزیر سوئد با رهبر انقلاب

 

 

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (شنبه) در دیدار آقای استفان لوفون نخست‌وزیر سوئد با اشاره به ظرفیت‌های فراوان دو کشور برای ارتقای همکاری‌ها، خاطرنشان کردند: از افزایش ارتباطات دو کشور در همه‌ی عرصه‌ها استقبال می‌کنیم و امیدواریم مذاکرات و توافقات انجام‌شده در عمل نیز تحقق پیدا کنند.

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سطح کنونی روابط ایران و سوئد را بسیار کمتر از ظرفیت‌های موجود ارزیابی کردند و افزودند: سوئد به‌دلیل ارتباطات طولانی با ایران، در چشم مردم ما کشوری خوش‌نام است و این خوش‌بینی ملت‌ها به یکدیگر، زمینه‌ی مناسبی برای توسعه‌ی همکاری‌ها خواهد بود.

 

ایشان با اشاره به رفت‌وآمد و مذاکرات برخی دولت‌های اروپایی در تهران در طول یک‌سال و نیم اخیر و در عین حال عملی نشدن اغلب توافقات انجام‌گرفته، خطاب به نخست‌وزیر سوئد گفتند: با شناختی که از جنابعالی وجود دارد، شما فردی اهل اقدام و عمل هستید و انتظار می‌رود به نحوی عمل کنید که توافقات صرفاً بر روی کاغذ باقی نماند.

 

رهبر انقلاب اسلامی، مهم‌ترین ظرفیت ایران را « جوانان تحصیل کرده و با نشاط و آماده به کار، و ملتی پرشور و با عزم و اراده‌ی بالا» خواندند و با اشاره به راه پیمایی باشکوه ۲۲ بهمن امسال گفتند: سالگرد انقلاب‌ها در دنیا به صورت تشریفاتی و با انجام رژه‌ی نظامی در حضور تعدادی از نخبگان و سیاسیون برگزار می‌شود اما در ایران، سالروز پیروزی انقلاب اسلامی یک جشن واقعی است که به‌دست خود مردم و با حضور همه‌ی قشرها برگزار می‌شود.

 

ایشان این حضور پرشور و مثال‌زدنی را نشانه‌ای شگفت‌انگیز و بی‌بدیل از نشاط و آمادگی ملت ایران دانستند و خاطرنشان کردند: تحلیلگرانی که از دور درباره‌ی ایران قضاوت می‌کنند، از درک این عظمت عاجز هستند.

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به رأی مثبت جمهوری اسلامی ایران به عضویت سوئد در شورای امنیت سازمان ملل، افزودند: شورای امنیت ظرفیت مهمی است که متأسفانه زندانیِ برخی قدرت‌های بزرگ شده است اما در عین حال می‌توان با ایفای نقشی سازنده، در جلوگیری از اِعمال استانداردهای دوگانه از سوی این نهاد تلاش کرد.

 

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، ریشه‌ی مشکلات امروز منطقه را دخالت بعضی قدرت‌های بزرگ خواندند و افزودند: آمریکا و بسیاری از قدرت‌های اروپایی در ایجاد حوادث تلخ در سوریه و عراق نقش داشته‌اند و مردم منطقه با آگاهی از این دخالت‌ها، به‌درستی به آن‌ها بدبین هستند.

 

ایشان، راه‌حل مشکلات منطقه را در درون منطقه دانستند و با اشاره به وضعیت رو به بهبود در عراق، افزودند: امکان حل مسئله‌ی سوریه نیز به همین ترتیب وجود دارد اما لازمه‌ی آن، قطع حمایت از تروریسم و جنگ‌افروزی است.

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، حضور سفیران برخی کشورهای غربی در میان معارضان دولت سوریه و تحویل سخاوتمندانه‌ی سلاح به آنان در آغاز شکل‌گیری مخالفت‌ها در سوریه را نمونه‌ای از این دخالت‌های مشکل‌ساز برشمردند و خاطرنشان کردند: برای حل مشکل، باید ریشه‌ی مشکل را شناخت و سپس به درمان آن پرداخت.

 

در این دیدار که آقای روحانی رئیس جمهوری نیز حضور داشت، آقای استفان لوفون نخست‌وزیر سوئد، سفر به تهران را سفری مهم و تاریخی خواند و با ارزیابی مثبت از مذاکرات دوجانبه، افزود: در مورد روابط اقتصادی و مسائل مهم منطقه‌ای گفت‌وگو کردیم و تلاش می‌کنیم تا توافقات عملی شود.

 

آقای لوفون با اشاره به عضویت سوئد در شورای امنیت سازمان ملل متحد، خاطرنشان کرد: کرسی عضویت در شورای امنیت را برای انجام کاری مؤثر و متفاوت قبول کردیم و بر همین اساس نیز در این جایگاه از مواضع کشورهای غیرمتعهد پشتیبانی کرده‌ایم.

 

نخست‌وزیر سوئد با تأکید بر اهمیت نقش ملت‌ها به‌خصوص جوانان تحصیل‌کرده و فعال، گفت: جمعیت جوان ایران، سرمایه و دارایی بسیار ارزشمندی است.

 

 

دیده شده در http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=35657

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 23 بهمن 13951 نظر »

تنهایی زینب

 



زمین و آسمان لرزیدمیانِ ناله ی زهرا

چه زجری میکشد مادر ، از این بیرحمی دنیا

 

گرفته است آسمان امشب گَمانم بغض ها دارد

یکی خسته میان در ،کبودی روی تن دارد

 

چه زجری میکشد زینب ،که مادر را نمیبیند

دوای دردهایش را ، به جز مادر نمیبیند

 

حسن غمگین وپژمرده ، حسین تنهای تنها ماند

بمیرم من برای آن زنی که لای در جاماند

 

نگاهی میکند زهرا به روی صورت همسر

ببخش من را علی جانم که تنها میشوی زین پس

 

خدا لعنت کند آنرا که بر عشق علی دست زد

که با یک ضربه محکم به بازو وبه صورت زد

 

زمین حالا عزادار است برای مادر زینب

خدا رحمی بکن امشب بر این تنهایی زینب

 

 

شیرین میراخوری ، طلبه پایه چهارم 

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 23 بهمن 13959 نظر »

لذات مادی و معنوی 

 

 

همان‎طوري که روح در دنيا با بدن موجود است و رشد بدن به وسيله روح است و بدن ذاتاً نه درد دارد و نه لذّت، لذّت‌ها و دردها مختص روح است، در بهشت هم اين چنين است. بدن از آن جهت که يک موجود مادّي است، نه لذّت دارد و نه درد؛ اين لذّت و درد برای لامسه است که لامسه شأني از شئون نفس است. نفس در مرحله پايين، لمس دارد؛ در مرحله مياني وهم و خيال دارد؛ در مرحله اوج و برترش عقل دارد و اگر لذّتي هست برای نفس است در يکي از مراحل سه‌گانه و اگر دردي هست برای نفس است در يکي از مراحل سه‌گانه و چون نفس و بدن با هم هستند چه در دنيا چه در آخرت، چهار قِسم فرض دارد: يکي اينکه هم لذّت مرحله بالا باشد هم مرحله پايين که از مرحله پايين به عنوان لذّت بدني ياد مي‌شود.

 

گاهي ممکن است لذّت مرحله نازل باشد که از آن به لذّت بدني ياد مي‌شود و لذّت مرحله بالا؛ يعني لذّت عقلي نباشد. گاهي به عکس است و گاهي هيچ قِسمي از دو قِسم حاصل نيست، حالت عادي است. اين اقسام چهارگانه را ما در دنيا داريم، در آخرت هم اين‎چنين است.

 

در دنيا آنجا که لذّت بدني هست؛ يعني لذّت مرحله نازله نفس است و لذّت مرحله عاليه نفس؛ يعني عقل نيست، مثل لذّت پوشيدن و نوشيدن و خوردن و امثال آن. اين مرحله نازله نفس؛ يعني مرحله لامسه لذّت مي‌برد، اما عاقله لذّت نمي‌برد.

 

گاهي به عکس است؛ يعني لذّت عقلي هست، ولي لذّت نفسي مراحلِ نازله نيست; مثل اينکه فقيهي يک مطلب دقيق فقهي را کشف کرد يا حکيمي مطلب فلسفي را کشف کرد يا طبيبي يک مطلب دقيق طبّي را، داروي غدّه‌اي را کشف کرد، اين عقل لذّت مي‌برد، نه حس و خيال و نه لامسه. در حالي که بدنِ عادي است غذاي خوبي نخورده، شربت خوبي ننوشيده است.

 

درست است که لذّت کيف است؛ اما کيف است از بالا تا پايين، از پايين تا بالا؛ هم مرحله لمس لذّت دارد، هم مرحله وهم و خيال لذّت دارد، هم مرحله عقل. از کسي تعريف مي‌کنند و بَنِري به نام او مي‌زنند اين يک لذّت خيالي است; اما اگر يک مطلب علمي را کشف کرد، يک دقّت اصولي يا فقهي را کشف کرد، اينجا لذّت عقلي دارد، نه لذّت وهمي و خيالي و نه لذّت حسّي که لذّت بدني باشد. گاهي هر دو را دارد; مثل اينکه هم شربت خوبي در کنار او هست هم يک مطلب دقيق قرآني را فهميده است، نهج‎ البلاغه را خوب فهميده، صحيفه سجاديه را خوب فهميده است، اين يک لذّت عقلي است. ادراک کردن، حرف ديگري است؛ اگر کسي مطلبي را کشف بکند او لذّت مي‌برد; اما اگر به ديگران منتقل بکند آنها فقط مي‌فهمند، چون کشف آن برای ديگري است، ممکن است ادراک علمي باشد; ولي لذّت نباشد، چون او از ديگري دارد نقل مي‌کند.

 

ببينيد يک وقت است که کسي توليد مي‌کند; مثل آن کشاورز کوشا و زحمتکشي که با ابتکارات خودش ميوه توليد مي‌کند. يک وقت کسي دلّال است اين دلّال ميدان لذّتي نمي‌برد او کاري نکرده است، ميوه را آن کشاورز با ابتکار خودش يا گلخانه‌اي يا غير گلخانه‌اي با تلاش و کوشش و ابتکار خودش يک ميوه‌ خوبي را عرضه کرده، اين فقط دلّال ميدان است.

 

در علوم هم همين‎طور است يک وقت در فقه، اصول، فلسفه، کلام، تفسير کسي حرفي براي گفتن دارد او لذّت مي‌برد. کسي وقتي حرف ديگران را دلّالي مي‌کند او لذّتي نمي‌برد، او ميدان‌دار است.

 

بحث‌ها هم همين‎طور است اگر کسي از خودش حرفي داشته باشد، گذشته از ادراک علمي لذّت عقلي دارد. اگر يک عبادت خالصانه‌اي، شب‌زنده‌داري داشته باشد لذّت عقلي مي‌برد. «مَنْ ذَا الَّذِي‏ ذَاقَ‏ حَلَاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرَامَ مِنْكَ بَدَلا»همين است«وَ أَذِقْنِي فِيهِ حَلَاوَةَ ذِكْرِك‏» همين است، اين لذّت‌ها لذّت عقلي يا فوق عقل است. 

 


بنابراين همان‎طوري که روح در دنيا با بدن هست، مرحله نازله روح به نام لمس که در بدن ظهور مي‌کند وجود دارد، لذايذ گاهي هم در مرحله بالاست هم در پايين، گاهي در پايين است در بالا نيست، گاهي در بالا هست گاهي در پايين نيست، گاهي در هيچ مرتبه نيست، اين مراحل در قيامت هم ممکن است فرض داشته باشد….

 

 

جلسه درس اخلاق آیت الله جوادی آملی ، ۱۹/ ۱۱/ ۹۵ ، شنیده شده .

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   جمعه 22 بهمن 1395نظر دهید »

راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۹۵

 

 راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۵ از ساعت ۹صبح امروز جمعه همزمان در سراسر کشور با حضور ملت ایران برای برگزاری جشن سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و پاسداشت این حماسه بی‌بدیل آغاز شد.

به همین مناسبت مدرسه علمیه کوثر ورامین با پر پایی غرفه « من انقلابی ام » در مسیر راهپیمایی پذیرای حضور گرم مردم انقلابی بود .

 

 

استقبال مردم خداجوی ورامین از غرفه مدرسه علمیه کوثر 

 

 

 

حضور کودکان در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۹۵

 

 

 

 

اهدای جوایز به کودکانی که یک سوره از قرآن بخوانند 

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   جمعه 22 بهمن 1395نظر دهید »

اسلام واقعی 

 

فضل بن شاذان گفت : مامون از حضرت رضا علیه السلام درخواست کرد خلاصه ای از اسلام واقعی را به اختصار برایش بنویسد . امام علیه السلام این مطلب را نوشت : 

« اسلام واقعی شهادت لا اله الا الله وحده لا شریک له الهاًً واحداً احداً صمداً قیوماًً سمیعاًً بصیراًً قدیراً قدیماً باقیاً ، عالمی است که جهل در او راه ندارد و قادری است که ناتوانی در او نیست ، غنی است که هرگز نیازمند نمی شود . عادلی است که ستم روا نمی دارد . و آفریننده هر جیزی است و مثل و مانند ندارد و نه مخالف و ضد و همطرازی دارد و کسی که شایسته عبادت و سزاوار شوق و بیم و ملجأ و پناه دعا کنندگان است ، اوست .

 

محمد صلی الله علیه و آله بنده و رسول امین و برگزیده و ممتازترین خلق و سید المرسلین و خاتم الانبیا و بهترین فرد جهانیان است که پیامبری بعد از او نیست و ملت او قابل تبدیل به ملت دیگری نیستند و شریعتش تغییر پذیر نیست و آن چه او آورده واقعیت محض است . 

 

دیده شده در بحارالانوار ، علامه محمد باقر مجلسی ، انتشارات اسلامیه ، ترجمه جلد چهارم ،جلد دوم ، بخش بیستم ، صفحه ۳۳۷.

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 21 بهمن 1395نظر دهید »

چرا انقلاب ایران به پیروزی رسید؟

 

 انقلابی که در ایران به وقوع پیوست، در تاریخ به عنوان تنها انقلابی که در صدد برآمد که طرز تفکر یک ملت را صرفا از دیدگاه معنوی تغییر دهد، ثبت خواهد شد.

 

این انقلاب از یک مذهب الهام گرفته است و کاملا از نقطه نظر مذهب - یعنی اسلام - اجرا شده است. و فقط به همین دلیل، این انقلاب در رتبه ای بالاتر از دیگر انقلابهایی که در نقاط دیگر اتفاق افتاده اند، قرار می گیرد. طرح ریزی انقلاب (اسلامی) به طرف روح بشر نشانه رفته است نه عقل او!

 

هنگامی که ندای امام برای انقلاب (اسلامی) رسید، این پیام با غیرت مذهبی مردم آمیخته شد و هیچ قدرتی بر روی زمین نتوانست آنرا متوقف کند. این بزرگترین سلاح برای انقلاب بود. رویه قاطع (انقلاب) کمترین مقاومت و بیشترین پذیرش را توسط توده مردم، تضمین کرد موفقیت انقلاب تنها در این حقیقت نهفته است که (انقلاب) فطری و کاملا بر مبنای اصول اسلامی بود. انقلاب هیچ اهمیتی برای عقاید غرب و اصول شرق قایل نیست - که معمولا بر نظریات ساده اندیشانه انسانی بنیان نهاده شده اند - تئوریهایی که معمولا عمیق نیستند و کاملا با نوسانات روشنفکری و ملاحظات مادی آمیخته شده اند.

 

تئوریهایی که قدرت را متمرکز کرده اند و یک طبقه حاکم برخوردار از امتیاز را از میان گروه اندکی ایجاد کرده اند، که بر اکثریت بدبخت اعمال قدرت می کنند. نظریاتی که انسان را از جامعه جدا کرده است و فرد را با کوشش های خودخواهانه اش در زندگی شخصی - از همنوعانش جدا کرده ست بنابراین انقلاب (اسلامی) ، قدرت را اسطوره زدایی و غیر متمرکز کرد و به مردم سپرد و این هرگز در هیچ جای تاریخ جهان اتفاق نیفتاده بود! برای اولین بار، افراد معمولی و تا بحال غیر متمایز و مستضعف جامعه توانستند به اربابان قدرت تنه بزنند!

 

طبیعتا انقلاب مجبور بود که با مخالفان هم از درون و هم از بیرون مواجه بشود.

مخالفتها از درون عمدتا از معدودی طبقه مرفه ناشی می شد که بیم داشتند که ثروتهای مادیشان را که اغلب آنها را با ابزارهای مشکوک به دست آورده بودند - از دست بدهند.

 

مخالفت ها از خارج و عمدتا هم از غرب و هم از شرق ناشی می شد و اقمارشان در داخل نیز بسیار زیاد احساس خطر می کردند از آنجا که اربابانشان احساس خطر می کردند و آنها نیز به دلیل مجاورت فیزیکی با ایران، بیشتر این احساس خطر را داشتند. جریان پیوند شرق و غرب (علیه انقلاب اسلامی) ، فلسفه روشن انقلاب را تصریح کرد.

 

تفکر اروپا - مدار به کفایت احساس خطر کرد و به همین جهت به کوشش های خرابکارانه نامحدود برای از بین بردن انقلاب و تمامی ارزشهای آن، دست یازید. ایران می بایستی با هر وسیله ضروری و ممکن متوقف می شد!

 

شکست غرب در قدردانی از اشتیاق هم نوعان بشر، برای تغییر و کرامت شخصی، در ذهن انسان غربی وحشت و ترسی را موجب شد که پیامد آن اینست که غرب خود اولین قربانی است و این خسارت غرب خیلی بیشتر از خساراتی است که آنها به انقلاب اسلامی وارد آورده اند.

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   چهارشنبه 20 بهمن 13951 نظر »

ربا خواری 

 

ربا خواری از اموری است که قرآن صریحا مرتکبان آن را تهدید به عذاب دوزخ کرده است و می فرماید ؛ «  فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهي‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَي اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ : پس هرکس موعظه ای از جانب پروردگارش دریافت کند و از معصیت خدا دست بردارد،گناهی که قبلا کرده حکم گناه بعد از موعظه را ندارد و امر آن بدست خداست )این حکمی کلی است که ربا و غیر آن از گناهان کبیره شامل می شود و بطور کلی هر کس از نصایح و پند پروردگار متنبه شود و دست از گناه بردارد وتوبه کند،گناهان سابقش بخشوده گردد .در این مورد کسانی که قبل از حکم حرمت رباخواری آن را مرتکب شده اندگناهی متوجه آنها نیست و می توانند از اموالی که قبلا از راه ربا بدست آورده اندبهره مند شوند ،اما امر آنها با خداست ،یعنی اگر او بخواهد می تواند آنها را رهاکند ویا وظیفه و تکلیفی متوجه آنها نماید که کارهای سابق خود را جبران کنند،(ومن عاد فاولئک اصحاب النارهم فیها خالدون ):(و هرکس باز به گناه خودرجوع کند،چنین کسانی یاران آتشند و در آن جاودانه خواهند بود) ( بقره ، آیه ۲۷۵) 

 

نظیر همین معنی در آیه ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره آل عمران آمده که رباخوران را تهدید به عذاب آتش می کند ، جالب این که می گوید : این همان عذاب و آتشی است که در انتظار کافران است .يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۱۳۰﴾ ،وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿۱۳۱﴾ 

 

وقتی ربا خواران اعلان جنگ با خدا داده اند یا خدا به آن ها اعلان جنگ داده که تا سر حد کافران سقوط کنند ، و این تعبیری است بسیار تکان دهنده در مورد این معصیت عظیم .

 

از بعضی از روایات استفاده می شود که رباخواری در تمام کتب آسمانی و در تمام شرایع پیامبران خدا حرام بوده است ، همانگونه که در فقه الرضا آمده است « و هو محرم علی لسان کل نبی وفی کل کتاب » 

 

 

دیده شده در کتاب پیام قرآنی ، آیت الله مکارم شیرازی ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ، جلد ۶ ، ص ۳۸۵.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 20 بهمن 1395نظر دهید »

دستاوردهای انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره) 

 

 

 شکستن ابهت پوشالی ابرقدرت‌ها
شما بدانید که این نهضت ملی ایران، این عظمت قدرت‌های بزرگ با تبلیغات تحمیل کرده بودند در دِماغ‌ها که اصلاً نمی‌شود با انگلستان درافتاد، حالا هم دیگر اصلاً با آمریکا نمی‌شود دیگر درافتاد،‌ این عظمت را شکست…. شما ثابت کردید که نه، می‌شود! می‌شود با آمریکا هم طرف شد می‌شود که لانه جاسوسی آمریکا هم تصرف کرد، می‌شود جاسوس‌های آمریکایی را هم گرفت و نگه داشت و حفظ کرد. شما این را ثابت کردید به دنیا. آن عظمتی که از آنها به واسطه تبلیغات زیادی که داشتند، در دنیا سایه افکنده بود که ابرقدرت است و کسی حق حرف زدن ندارد، آن شکست.

 

صدور انقلاب و دفاع از مستضعفان
ما باید از مستضعفین جهان پشتیبانی کنیم. ما باید در صدور انقلابمان به جهان کوشش کنیم و تفکر اینکه ما انقلابمان را صادر نمی‌کنیم کنار بگذاریم، زیرا اسلام بین کشورهای مسلمان فرقی قائل نمی‌باشد و پشتیبان تمام مستضعفین جهان است... من بار دیگر پشتیبانی خودم را از تمام نهضت‌ها و جبهه‌ها و گروه‌های که برای رهایی از چنگال ابرقدرت‌های چپ و راست می‌جنگند اعلام می‌کنم.

 

 

تأسیس حکومت اسلامی
ما در این انقلاب پیروزی‌های فوق تصور داشتیم و مظلومیت‌های زیاد. بزرگترین پیروزی تحول یک رژیم دو هزار و پانصد ساله مستکبر و ستمگر به یک رژیم اسلامی که در راه اسلام می‌خواهد قدم بردارد و ان‌شاءالله بردارد.شایسته یادآوری است که گام نخست در برقراری حکومت اسلامی، تکمیل ساختار حکومت و ارکان آن است که به بهترین و بی‌سابقه‌ترین شکل انجام شد: هیچ سابقه ندارد ـ هیچ ـ که یک کشوری ملتش که قیام کردند و آن رژیم سابق را از بین بردند بعد از یک سال و نیم مثلاً همه چیزهایی که باید حکومت داشته باشد اینها متحقق کردند و قانون اساسی‌شان را نوشتند، جمهوری اسلامی‌شان را رأی دادند، رئیس‌جمهورشان را رأی دادند، مجلس خبرگانشان را رأی دادند، مجلس شورای اسلامی‌شان را رأی دادند و همین چند رو نخست‌وزیر، وزرای خودش را معرفی می‌کند و تمام و کمال آنچه که حکومت لازم دارد متحقق می‌شود این سابقه ندارد در دنیا که همچون چیزی بشود.

 

لیکن گام بعدی و البته همیشه مستمر، تلاش خستگی‌ناپذیر برای پیاده کردن محتوای آنکه اجرای همه احکام اسلامی و رنگ اسلامی به خود گرفتن همه اشخاص و امور در کشور است؛ گامی که مقداری از آن طی شده و هنوز بسیاری از آن باقی مانده است: در نیمه راه هستیم الان، بیشتر راه مانده است. ما فقط رفتن محمدرضا و کوتاهی دست اجانب مقصد اعلایمان نبود، آن مقدمه بود یعنی اینها یک خاری بودند بین راه که باید این خارها از بین راه برداشته بشود تا ما بتوانیم آن مقصدی که مقصد اصلی است به آن برسیم و آن مطلبی را که مطلب اصلی ماست و اصل اسلام است به آن تحقق بدهیم. ما همه رأی به جمهوری اسلامی دادیم شما هم دادید رأی، رأی تنها کافی نیست رأی همین‌قدر است که رسماً الان مملکت ایران رژیمش جمهوری اسلامی است.

 

نتیجه‌‌گیری
انقلاب اسلامی دستاوردهای فراوانی دارد. این دستاوردها در نظر و سخن امام خمینی دستاوردهایی بی‌نظیر در حوزه‌های مختلف است که انقلاب اسلامی را از سایر انقلابات متمایز ساخته است. دستاوردهایی در حوزه‌های جهانی، معنویت و اخلاق، دین، فرهنگ، سیاست، اقتصاد، مسائل اجتماعی، نظامی و… از این رو دشمنان انقلاب اسلامی همواره درصدد کتمان یا آسیب‌رسانی به دستاوردهای یاد شده هستند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که خود یکی از دستاوردهای مهم و کلیدی انقلاب است و براساس قانون اساسی مسئولیت نگهبانی از دستاوردهای انقلاب اسلانی را برعهده دارد موظف است دستاوردهای یاد شده را بشناسد و بشناساند و سپس راهکارهای مناسب جهت حفاظت از هر یک از این دستاوردها را در پیش گیرد. مقاله حاضر گامی کوتاه در راستای شناسایی بخشی از دستاوردهای یاد شده به روایت امام خمینی عزیز(ره) است.

 

 

دیده شده در سایت http://farsi.khamenei.ir/others-article?id=17049

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 18 بهمن 13954 نظر »

انقلاب اسلامی از زبان فردوست 

 

این یک انقلاب کامل ولی قدم به قدم و مرحله به مرحله بود ، که مسلما تاریخ نظیر آن را ثبت نکرده است و به همین علت موفق بوده و موفق خواهد بود . از روزی که انقلاب در مقیاس کوچک به منظور طرد رژیم آغاز شد ، به عنوان رئیس « دفتر ویژه اطلاعات » از جزئیات آن می توانستم مطلع شوم و مطلع می شدم .

 

امروزه وقتی این اجزا را کنار هم می گذارم و کل طرح را مجسم می کنم ، می بینم که در هیچ انقلابی چنین نظمی برای مدت نسبتا طولانی نمی توانسته وجود داشته باشد ، انقلاب ها همیشه ظرف چند روز و با یک عملیات سریع و خشن به پیروزی رسیده اند ، در حالی که انقلاب ایران با حوصله زیاد و قدم به قدم به پیروزی رسید .

 

در این انقلاب اعمال خشونت آمیز از سوی مردم در حداقل بود و از طریق خسته کردن و فرسوده کردن ارگان های دولتی ( اعم از نظامی و غیر نظامی ) و دربار و شخص محمدرضا به پیروزی رسید . 

 

هیچ انقلابی چنین نبوده و معمولا سازمان دهندگان انقلاب ها طولانی کردن آن را مساوی با عدم موفقیت می دانند ، ولی انقلاب ایران طی حدود ۹ ماه روز به روز کوبنده تر شد و مسافت طولانی خود را با موفقیت طی کرد .

 

این اولین نمونه ای است که چنین فرم انقلاب ، که مسلما در تاریخ جهان ، علی رغم این که انقلاب های زیادی به ثبت رسیده است ، نمی توان نظیر داشته باشد . آن چه درباره انقلاب نوشته شد نمی تواند جنبه تملق گویی داشته باشد و این انقلاب بزرگتر از آن است که فردی مانند من اجازه تملق به خود دهد ..

 

 

دیده شده درکتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست ، ویراسته عبدالله شهبازی ، نشر مطالعات و پژوهش های سیاسی ، جلد اول ، صفحه ۵۶۸.

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 18 بهمن 13955 نظر »

دستاوردهای انقلاب اسلامی در ۳۵ ساله گذشته

 


نتایج و دستاوردهای انقلاب اسلامی طی ۳۵ سال گذشته را می‌توان به اختصار در چهار حوزه سیاسی، اقتصادی، علمی فناوری ونظامی بررسی کرد. البته در این بررسی اجمالی، بدیهی است که به اهم دستاوردها اشاره می‌شود و امکان پرداختن به جزئیات وجود ندارد.

 

الف- دستاوردهای سیاسی

دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی را می‌توان به دو بخش سیاسی داخلی و بین‌المللی تقسیم نمود.

۱-دستاوردهای سیاسی داخلی

انقلاب اسلامی با شعار «استقلال آزادی جمهوری اسلامی» در ایران به پیروزی رسید, قانون اساسی جمهوری اسلامی از بزرگ‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی است. در اصل ششم قانون اساسی آمده است: «در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود از راه ا نتخابات: انتخاب رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر این‌ها، یا از راه همه‌پرسی در مواردی که در اصول دیگر این قانون معین می‌گردد.» بر اساس این اصل، ایران در طی ۳۵ سال گذشته از حاکمیت ملی برخوردار بوده و تمامی مسئولان در حوزه‌های مختلف با رای مستقیم یا غیرمستقیم مردم انتخاب شده‌اند.

 

ساختار حکومتی و قدرت در جمهوری اسلامی، با محوریت ولایت فقیه برگرفته از آموزه‌های دینی و شرع مقدس ایران است که انقلابی با ماهیت دینی را پدید آوردند. اصول استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت بر مبنای اسلام، از اصول اصلی نظام جمهوری اسلامی بوده و رویکرد آرمانی این نظام، ایجاد تمدن نوین اسلامی می‌باشد.

 

۲-دستاوردهای سیاسی بین‌المللی

شعارهای «نه شرقی نه غربی – جمهوری اسلامی» و «استقلال آزادی - جمهوری اسلامی» گویای یک واقعیت تلخ بود. این واقعیت تلخ همان به تاراج رفتن استقلال ایران با سلطه قدرت‌های خارجی برای یک دوره طولانی است. با انقلاب اسلامی، ایران از یک طرف از سلطه قدرت‌هایی خارجی رها شد و از طرف دیگر با حفظ استقلال در سیاست خارجی، مسیر توسعه قدرت برای تحقق آرمان‌های انقلاب را در پیش گرفت .

انقلاب اسلامی آغازگر تحولات بزرگ، اساسی و بنیادین در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی گردید. بازتاب‌هایی چون:

الف- تأثیر جدی بر نظریه‌های سیاسی

ب- تأثیر بر مسایل راهبردی جهان و از جمله فروریختن نظام دو قطبی حاکم بر جهان با ضربه های اساسی که از سوی انقلاب اسلامی بر اندیشه مارکسیسم وارد گردید.

ج- بازتاب و تأثیر جدی بر حرکت‌های رهایی‌بخش در جهان اسلام و خارج از آن، به‌گونه‌ای که اکنون بیداری اسلامی را می‌توان به عنوانی یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی مورد مطالعه قرار داد. با انقلاب اسلامی جریان مقاومت اسلامی در منطقه در برابر رژیم صهیونیستی پدید آمد و در کوتاه‌ترین زمان از جریان سازش پیشی گرفت. جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه معادلات صهیونیست‌ها را برهم ریخت و بحران سوریه نتوانست جبهه مقاومت را فرو ریزد.

د- ایجاد و تقویت روح مبارزه، مقاومت و ایستادگی در ملت‌ها برای مبازه با آمریکا

ه- معرفی اسلام ناب به عنوان یک مکتب تعالی‌بخش و تمدن‌ساز

و- تبدیل ایران به یک قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تاثیرگذار

 

ب- دستاوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی

اقتصاد ایران و وضعیت اقتصادی مردم با انقلاب اسلامی به‌طور کلی متحول گردید. هرچند هم اکنون به دلایلی کشور با مشکلات اقتصادی و از جمله به دلیل تحریم‌ها و فشارهای خارجی دست‌ و پنجه نرم می‌کند، لکن وضیعت اقتصادی ایران و میزان برخورداری مردم در حوزه‌های گوناگون با دوران قبل از انقلاب بسیار متفاوت است. پس از انقلاب اسلامی مجموعه‌ای از نهادهای انقلابی با هدف رفع فقر و محرومیت به‌ویژه از مناطق روستایی و شهرهای کوچک تشکیل گردید و هر یک از نهادها در ایجاد تحول در وضعیت اقتصادی مردم وکشور نقش مؤثری ایفاء کردند. جهاد سازندگی، بنیاد مسکن، کمیته امداد حضرت امام خمینی (ره) نمونه‌هایی از این نهادها می‌باشند. با انقلاب اسلامی، بسیاری از شاخص‌های زندگی در ایران به دلیل دستاوردهای اقتصادی و خدمات‌رسانی جمهوری اسلامی بر اساس سیاست پیش‌رفت و عدالت تغییر کرد. شاخص‌های زیر می‌توانند تا حدودی نمایشگر این تحول باشد:

 

گاز طبیعی هم اکنون در جان به عنوان انرژی برتر محسوب می‌شود. ایران با داشتن ۲۸/ ۳ تریلیون متر مکعب ذخایر گاز طبیعی به عنوان دومین دارنده ذخایر شناخته شده جهان بعد از روسیه قرار دارد.اکنون بسیاری از روستاهای ایران هم علاوه بر شهرها از نعمت گاز برخوردارند.

 

خطوط ریلی و راه‌آهن در هر کشور، نقش مهمی در پیشرفت و توسعه دارد. 


قبل از انقلاب عمدتاً با کمک شرکت‌های خارجی کم‌تر از ۲۵ درصد داروی مورد نیاز در داخل کشور تولید می‌شد و از طرفی نیز بسیاری از بیماران برای معالجه به خارج از کشور اعزام می‌شوند، اکنون با تکیه بر توان داخلی بیش از ۹۶ درصد داروهای مورد نیاز در داخل کشور تولید می‌شود و جمهوری اسلامی ایران نیز به یکی از صادرکنندگان دارو تبدیل شده است.


طی سال‌های پس از انقلاب در عرصه برخورداری مردم از نعمت مخابرات و خطوط تلفن ثابت و همراه، آمارهای رسمی نشان‌دهنده یک تحول بزرگ در این عرصه است. 

 

با توسعه شبکه فیبر نوری در کشور، امروز نزدیک به ۳۰ میلیون کاربر اینترنتی در ایران فعال است.
بررسی‌ها در شاخص‌های توسعه شبکه آب‌رسانی، شبکه راه‌های کشور، تعداد خودروهای سواری در کشور، حجم مسافرت‌های داخلی و خارجی، سرانه مصرف، درآمد سرانه و … همگی از افزایش‌های قابل توجه نسبت به قبل از انقلاب داشته و از بهبود وضعیت زندگی مردم حکایت می‌کند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   یکشنبه 17 بهمن 13952 نظر »

انقلابی و ضد انقلاب 

 

در سال‌های گذشته بعضی مفاهیم از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده که هر کدام حساب و کتاب  ویژه‌ای داشته است. مثلا در بحبوحه فتنه ۸۸ که یک کودتای تمام عیار ضد جمهوری اسلامی، ضد دموکراسی و اسلامیت نظام بود، مقام معظم رهبری «بصیرت» را مطرح کردند که بحث پرظرفیت و دارای ریشه‌های عمیقی در ادبیات اسلامی و سیاسی است و هنوز هم می‌طلبد که این بحث مورد واکاوی قرارگیرد.

 پس از آن، مقام معظم رهبری بحث «نفوذ» را مطرح کردند که آن هم یک بحث کلیدی مرتبط با شرایط امروز کشور است و پس از نفوذ نیز، بحث «انقلابی‌گری» و «انقلابی بودن» از سوی مقام معظم رهبری مطرح شد که به نظرم انتخاب این واژه هم از جهت ظرفیت و هم از جهت تناسب با شرایط و راهگشا بودن در میدان عمل(praxis)و قابل طرح بودن در عرصه بین‌المللی بسیار داهیانه است.

قدیمی‌ترین متن مدون راجع به انقلاب مربوط به ارسطوست که انقلاب را به سه دسته تقسیم کرد:

دسته اول: انقلاب برای تغییر قانون اساسی است و نه برای تغییر دولتمردان.

دسته دوم: انقلاب  مربوط به تغییر دولتمردان هستند و نه تغییر قانون اساسی .

دسته سوم: انقلاب‌ها مربوط به تغییر توامان دولتمردان و قانون اساسی یک کشور است و اگر فردی در این پروسه‌ها شرکت کند، به هر اندازه که مشارکت داشته باشد انقلابی است. ارسطو برای انقلابی بودن دو رکن قائل است  که یکی “باور” به تغییرات است و دیگری میزان “مشارکت” در آن.

 


 منظور مقام معظم رهبری آن است که هر فردی اعم از جوان و یا نوجوان می‌تواند انقلابی باشد در حالی که به آن مفهوم تاریخی فقط پیرمردان بالای ۶۰ سال می‌توانند انقلابی باشند که آنها نیز به تدریج می‌روند و بدینگونه دفتر انقلابی بودن بسته می‌شود. بنابراین یک تفاوت جدی میان ارائه مفهوم زنده، متحرک و دینامیک از انقلابی بودن با مفهوم هیستوریک(تاریخی) که آرام آرام مندرس می‌شود وجود دارد و به همین دلیل معنای مدنظر رهبر معظم انقلاب از انقلابی بودن، مفهوم تاریخی آن نمی‌تواند باشد.

 

عده ای  دیدگاه «انقلابی بودن» را با «تندروی» و «پرخاشگری» و «شعار دادن صرف» یکی می‌داند، در حالی که طبیعتا هیچ کس نمی‌تواند مردم را به تندخویی و شعار دادن بی‌جهت توصیه کند و این هم نمی‌تواند مفهوم انقلابی بودن از نظر مقام معظم رهبری باشد.

 


برای واکاوی و ارائه معنای صحیح از مفهوم انقلابی بودن مجبوریم به اصل خود انقلاب اسلامی ایران بازگردیم؛ انقلاب در ایران حادثه بزرگی بود، و از این حادثه دو جریان اجتماعی و تجربه بزرگ متولد شد که در حال تحول هستند، با محیط اجتماعی تعامل پیدا می‌کنند و مرتبا ازداخل آنها پدیده‌های دیگری می‌جوشد.

 از دل این جریان، جمهوری اسلامی بیرون آمد و نظامی ایجاد شد که مشروعیتش براساس اسلام تعریف می‌شود و سازوکار دموکراسی نماینده‌ای(representative democracy) را در داخل خودش جایگزین کرده است و اتفاقا خیلی‌ها در ابتدا گمان می‌کردند این نظام کار نمی‌کند که فکر اشتباهی بود.

 

پس از این واکاوی، باید انقلابی بودن را با این دو دستاورد تعریف کنیم، یعنی فردی انقلابی است که اولاً معتقد به این دو جریان بنای نظام مدنی-سیاسی بر اساس عقلانیت اسلامی و نهضت بیداری اسلامی) باشد. و بعد از اعتقاد، باید با  تمام وجود برای پیشبرد اهداف و “مشارکت” در این پروسه همت بگذارد و صرفا اعتقاد نداشته باشد.

 آن فرد انقلابی که مدنظر مقام معظم رهبری است، اینگونه است که در داخل به جمهوری اسلامی قائل است و البته نمی‌گوید خارج به من چه ارتباطی دارد؟ بلکه باید به آن جنبه بیداری اسلامی که منبعث از تفکرات امام خمینی(ره) است عمیقاً قائل بوده و در آن مشارکت هم داشته باشد. برای ما مهم است که اسلام چگونه تبلیغ می‌شود و بیداری اسلامی با چه مسائلی روبروست. پس «اعتقاد» و «مشارکت» ملاک انقلابی بودن است. البته هر چیزی درجاتی دارد؛ یک انقلابی کامل کسی است که همه وجودش را وقف این دو اعتقاد کند و آن را در همه شئون انقلاب پیاده ‌کند.۱

 

 

شاخصه های جوان انقلابی 

  معیارهای جوان انقلابی فرمایشاتی است که از ابتدای امسال مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در بحث انقلابی گری تقریبا  تاکید قابل توجهی کردند.


 

تدین، به روز بودن جوانان، دشمن شناسی و موقعیت شناسی از مهترین معیارهای جوان انقلابی است.

 

یکی از اساسی ترین وظایف جوانان انقلابی موضوع تدین آنها است است و شاید دشمن شناسی یکی از مهمترین نکات در دانشجویان انقلابی است چون جوانانی که بدنبال موضوع انقلابی گری هستند حتما باید دشمن را خوب بشناسند.

 

 چهارمین شاخص انقلابی گری موقعیت شناسی است جوانان انقلابی باید موقعیتی که در آن حضور دارند  به دقت به آن توجه داشته باشند و بدانند در چه زمانی زندگی می کنند و رفتارهای بهنگامی داشته باشند.

 

جوان انقلابی باید به موقع و بهنگام در صحنه های انقلاب حضور داشته باشد و باید بداند پیرامون او چه میگذرد ،جوان انقلابی اگر در محیط دانشگاهی است یکی از مهترزین وظایفش درس خواندن  است در حقیقت یکی از مهمترین وظایفش سلامت جسم و روح و در نهایت ارتباطش با شهداست چون ارتباط با شهدا یکی از موضوعاعی است که می تواند به وی کمک کند برای اینکه انقلابی بماند و انقلابی عمل کند.۲

 

 

توصیه های رهبر معظم انقلاب به جوانان انقلابی

جوانهای امروز ما، جوانهای نسل معاصر ما و جوانهائی که در آینده خواهند آمد، بدانند راه انقلاب، راهی است که احتیاج دارد به عزم، به ایمان، به ثبات قدم. بعضی این ثبات قدم را دارند، بعضی در بین راه برمیگردند؛ البته اینها به ضرر خودشان عمل میکنند؛ «فمن نکث فانّما ینکث علی نفسه». آن کسانی که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانی هستند که در تابستان روزه گرفته‌اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ میکنند، اما یک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام میشود؛ افطار میکنند.

این مثل همان کسی است که از اولِ روز، روزه نگرفته است. باطل کردن روزه در هر زمانی از ساعات روز باشد، ابطال روزه است. در راه انقلاب اگر ثبات قدم وجود نداشت، اگر پیوستگی حرکت وجود نداشت، انسان رابطه‌اش با انقلاب قطع میشود. این بیوفائی به انقلاب است. همیشه بودند کسانی که به انقلاب بیوفائی کردند، به انقلاب دلبستگی خود را کم کردند، به انقلاب پشت کردند. وصیت امام این است که جوان ما، مردم ما، نسلهای گوناگون ما، با چشم واقع‌بینانه نگاه کنند. اصل، انقلاب است؛ اشخاص، اصل نیستند. انقلابی بودن به حفظ رابطه‌ی خود و عمل خود و پیوستگی خود با انقلاب است…


امام بزرگوار ما از اول انقلاب تا روز آخر و در وصیت‌نامه‌ی خود تأکید میکند که روح انقلابی، روح حرکت به جلو است، روح پیشرفت است، روح ابتکار و نوآوری است و این در واقعیت ملت ایران هم تحقق پیدا کرد…این روح انقلابی، هر چه در ملت زنده‌تر و پویاتر باشد، روح نوآوری و ابتکار و خلاقیت زنده‌تر خواهد بود؛ همچنانی که خود انقلاب هم یک نوآوری بزرگ بود. امام با انقلاب اسلامی و با تشکیل جمهوری اسلامی راهِ میانه‌ی عقب‌ماندگی و غرب‌زدگی را ترسیم کرد.

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   شنبه 16 بهمن 13954 نظر »

شاخصه های انقلاب حقیقی 

 

شناسايي ماهيت انقلاب اسلامي و تشخيص فصل مميز آن از ساير انقلاب ها مشکل به نظر نمي رسد و تفاوت اين انقلاب با ساير انقلاب هاي دنيا، در اسلامي بودن آن است. بنابراين، اگر نظامي، آن فصل مميز و آن مشخصه ي ماهوي خود را همچنان حفظ کند، مي توان ادعا کرد که هنوز ماهيت خود را از دست نداده است. ولي اگر اين فصل مميز حفط نگردد، بايد اعتراف کرد که اين انقلاب از مسير اصلي خود خارج و دچار آسيب شده است.

 


از آن جا که تنها ديني که براي تمام شؤون انسان ها، اعم از شؤون فردي و اجتماعي و دنيوي و اخروي، برنامه دارد، اسلام است، تنها انقلابي نيز که قادر است که جميع مصالح مردم را تأمين و تضمين کند و خود، مسايل و مشکلات جديدي پديد نياورد، انقلاب اسلامي است؛ يعني انقلابي که در همه ي ابعاد و وجوه خود، بدون استثنا، از جهان بيني و ارزش گذاري دين مقدس اسلام مايه بگيرد و تغذيه کند.

 

از اين رو، رهبران اين انقلاب، بر خلاف رهبران ساير انقلاب ها، نه براي تأمين مقاصد انقلاب، از هر عقيده اي، و اگرچه باطل و خلاف واقع، بهره مي گيرند و نه با تحريک و تهيج شديد احساسات و عواطف مردم، عوامل غيرعقلاني را بر فعاليت ها و کارهاي آنان حاکم مي سازند؛ بلکه احساسات و عواطف مردم را محکوم و تابع احکام و ادراکات عقل و آراي صحيح مي گردانند و آن گاه از آن ها براي کامياب ساختن انقلاب و محقق کردن اهداف آن سود مي برند. به همين دليل، ترويج و اشاعه ي بينش ها و ارزش هاي اسلامي، که هم صحيح و مطابق واقعند وهم آمادگي شگرفي براي ايثار، فداکاري و جان فشاني در مردم پديد مي آورند، از جمله برنامه هاي رهبران اين انقلاب است.

 


عده‌ای میان انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی اشتباه می کنند. برای آنها مبارزه و انقلاب  هدف است، اسلام تنها وسیله ای است برای مبارزه. آن ها می گویند از اسلام هر آنچه که ما را در مسیر مبارزه قرار دهد، آن را قبول می کنیم و هر چه که ما را از مسیر مبارزه دور کند، طرد می کنیم. فرق است میان کسی که اسلام را هدف می داند و مبارزه را وسیله ای برای برقراری ارزش های اسلامی، با آنکه مبارزه را هدف می داند و می گوید اصلاً اسلام آمده است برای مبارزه. باید بگوییم، در اسلام مبارزه عنصر مهمی است ولی هدف تنها مبارزه نیست. این تفکر که به مبارزه اصالت می دهد ناشی از طرز تفکر دیالکتیکی در مورد جامعه و تاریخ است.۱


 

تداوم انقلاب در گرو تأمین عدالت


اگر پذیرفته باشیم که انقلاب ما، ماهیتی اسلامی دارد، البته اسلامی در تمام مفاهیم، ارزش ها و هدف ها،  و اسلامی در تمامی قالب ها و روش ها، در این صورت این انقلاب به شرطی در آینده محفوظ می ماند، که مسیر عدالت خواهی را برای همیشه ادامه بدهد. یعنی تمام دولت های آینده واقعاً و عملاً در مسیر عدالت خواهی باشند. برای پرکردن شکاف های طبقاتی اقدام کنند. تبعیض ها را واقعاً از میان بردارند و برای برقراری یک جامعه توحیدی به مفهوم اسلامی آن تلاش کنند.
من تأکید می کنم اگر انقلاب ما در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به پیش نرود، مطمئناً به نتیجه نخواهد رسید و این خطر هست که انقلاب دیگری با ماهیت دیگری جای آن را بگیرد.


نکته دیگر که باید به آن توجه کرد، این است که در این انقلاب اساس کار باید بر اخوت اسلامی بنا نهاده شود. یعنی آن چه را که دیگران با خشونت و فشار تأمین می کنند در این انقلاب باید با ملایمت و از روی میل و رضا و برادری انجام گیرد. از جمله ارکان انقلاب ما، معنویت است. یعنی مردم به حکم بلوغ روحی، به حکم عاطفه انسانی ، به حکم اخوت اسلامی،  خود برای پرکردن شکاف ها و فاصله های طبقاتی و اقتصادی پیش قدم می‌شوند.
 

انقلاب ما ، آن هنگامی واقعی خواهد بود که خانواده ای حاضر نشود ایام عید برای فرزندان خود لباس نو تهیه کند مگر آن که قبلاً مطمئن شده باشد  خانواده های فقرا دارای لباس نو هستند.


باید در میان ما، گفته ی پیامبر مصداق عینی پیدا کند که فرمود: «مثل مومنین در محبت های متقابل، مانند پیکری است که اگر یک عضو آن بدرد آید، عضوهای دیگر آرام نمی گیرند و با التهاب و درد، عکس العمل نشان می دهند. جامعه‌ی ما آن وقت جامعه اسلامی خواهد بود که درد هر فرد تنها درد خودش نباشد، بلکه درد همه‌ی مسلمان ها باشد. علی (ع) که خود نمونه چنین مسلمانی است، می فرماید: «آیا از خویشتن به این خرسند باشم که امیر المومنین بنامند اما در ناگواری های مردم هم نفس نباشم.»
امام می گوید القاب و عناوین چه ارزشی دارد. مرد انقلابی اساساً پای بند القاب و عناوین‌اش نیست. چقدر باید کوچک بود که به این لذت ها دل خوش کرد و در سختی های مردم شرکت نکرد.۲


 

 محورهای اساسی انقلاب اسلامی 


هر انقلابی در معرض آسیب ها و انحرافاتی است که ممکن است در مسیر حرکت آن خلل وارد کند. از این رو، چالش و دغدغه اصلی همه تحولات بزرگ اجتماعی، به ویژه انقلاب ها، صیانت از جهت گیری های اصلی آنهاست.

 

برای ارزیابی و تحلیل حرکت انقلاب اسلامی و جلوگیری از انحراف، باید به شاخص ها و محورهای اساسی انقلاب اسلامی توجه شود و حرکت انقلاب اسلامی با آنها سنجیده شود و پس از آن، انقلاب اسلامی در ابعاد مختلف، آسیب شناسی شود و کانون های آسیب، شناسایی، ترمیم و اصلاح شوند.

 

ما معتقدیم با وجود فراز و نشیب های بسیار در روند حرکت انقلاب اسلامی و موانع و مشکلات و با وجود دشمنی ها و کارشکنی هایی که از سوی دشمنان داخلی و خارجی متوجه نظام جمهوری اسلامی شده است، در حرکت کلی انقلاب اسلامی، هیچ گونه انحرافی صورت نگرفته است و انقلاب اسلامی به سمت اهداف خویش در حرکت است؛ هر چند در برهه هایی این روند پر شتاب بود و در برهه هایی به دلایل گوناگون، از شتاب آن کاسته شده است؛ ولی در مجموع، حرکت نظام جمهوری اسلامی در مسیر تحقق اهداف و آرمان های ترسیم شده بوده و انحرافی در آن صورت نگرفته است. در اثبات این مدعا شاخص های محوری و اساسی انقلاب اسلامی را از دیدگاه امام راحل و مقام معظم رهبری که محور و مدار حرکت انقلاب اسلامی از آغاز تا کنون بوده اند، به اختصار برمی شمریم:

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   جمعه 15 بهمن 13951 نظر »

انقلاب اسلامی و فتنه ها

 

 فتنه های بیرونی 

انقلاب اسلامی ایران به لحاظ ماهیت اسلامی استكبارستیزی و مردمی خود همواره پس از پیروزی در معرض تهدیدات و فتنه هایی قرار داشته اما با اتكای به خدواند متعال و نیروی عظیم مردمی این گردنه ها را یك به یك به سلامت طی كرده و توانسته در دهه چهارم خود صادر كننده این تفكر باشد. آنچه كه امروز در لبنان مصر تونس یمن عراق و افغانستان در مورد مبارزه با غرب و گسترش موج اسلام خواهی در منطقه مواجه ایم در واقع اثرات غیرقابل انكار انقلاب اسلامی است كه در دل و جان ملت های منطقه نفوذ كرده و راه خود را برای فتح قله ها تا زمان ظهور منجی طی خواهد كرد.

 

پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ عملا نقش و توسعه نفوذ غرب در منطقه و استیلای آنها بر منابع گسترده خاورمیانه را با تهدیداتی مواجه كرد. تاكید انقلابیون بر این نكته كه قدرت های شرقی و غربی دیگر نمی توانند در امورات ایران دخالت كنند و در كنار آن بحث صدور انقلاب اسلامی این زمینه را برای غرب فراهم كرد كه برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران دست به ترفندهایی بزند. این امر از آغاز در دخالت ها و شیطنت های سفارت خانه های خارجی و به ویژه سفارت ایالات متحده آمریكا به وضوح دیده شد. از طرف دیگر تاكید جمهوری اسلامی ایران بر غیر مشروع بودن رژیم جعلی اسراییل غرب را با این معضل تامین امنیت این رژیم مواجه كرد. حمایت های معنوی جمهوری اسلامی ایران از ملتهای بی دفاع فلسطین و لبنان آنها را برای مقابله همه جانبه با این رژیم آماده كرد كه نتایج آن را در سال های اخیر به وضوح مشاهده كردیم.

 

جمهوری اسلامی ایران در طی سال های استقرار خود با دشمنان داخلی نیز پنجه در پنجه بود كه واقعه كردستان خوزستان تركمن صحرا و بلوچستان از جمله آنهاست.


بسط نفوذ ایران در منطقه و از طرف دیگر مشكلات داخلی و عدم دولت سازی این زمینه را برای دشمنان فراهم آورد تا از هر دستاویزی برای مقابله با انقلاب ملت ایران فروگذار نباشند. كودتای هوایی نوژه از جمله این اقدامات بود كه با كشف و خنثی سازی راه به جایی نبرد. واقعه طبس ترورهای منافقین و ماجرای رییس جمهور عزل شده زا جمله دیگر فتنه هایی بوده كه انقلاب جوان ایران با آنها مواجه بود. اما تدبیر امام خمینی و حمایت های مردم اجازه نداد كه دشمنان از این طریق طرفی بندند. اصلی ترین حربه دشمنان انقلاب جنگ تحمیلی ۸ ساله بود كه با تجهیز ماشین جنگی صدام روی داد. ۸ سال بر سر این ملت بمب و موشك بارید و بسیاری از سرمایه های ملت ایران و عراق به علت جهل حاكم وقت عراق از بین رفت و امروز نیز شاهدیم كه عاقبت این دشمنان چه شد. اصلی ترین حربه دشمنان انقلاب جنگ تحمیلی ۸ ساله بود كه با تجهیز ماشین جنگی صدام روی داد. ۱

 

فتنه های درونی 
دشمنان از هیچ تلاشی برای مقابله با ملت ایران چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی فروگذار نشدند. اما چون اراده ملت ایران را هدف قرار داده بودند ره به جایی نبردند. تفكر بالای ملت ایران و توان آنان در شناسایی مشكلات و نقاط ضعف به همراه تدبیر رهبری ( چه در زمان امام و چه در زمان آیت الله خامنه ای) این زمینه را فراهم آورد كه كشور از هر گزندی در امان باشد. مشكلات دوران اصلاحات و همزمان با آن بحث های مربوط به پرونده هسته یی كشورمان فشارهای مصاعفی بر ملت از طرف غرب را باعث شد. آخرین تلاش غرب برای به اصطلاح سرنگونی جمهوری اسلامی ایران را نیز در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ شاهد بودیم. باز هم همگان دیدند كه ملت چگونه دوشادوش رهبری خود توانست با این مشكل نیز درافتد و آن را به خاك بمالد.


یکی از راهبردهای اساسی آمریکا و دشمنان انقلاب اسلامی در مخالفت با نظام اسلامی، تهاجم و تبلیغات گسترده و همه جانبه و ایجاد جنگ روانی علیه اسلام ناب محمدی(ص) است. آنان می کوشند بدین شیوه جامعیت دین اسلام و به ویژه فقه و احکام و قوانین اسلامی را در اداره حکومت و مدیریت و سیاست گذاری در جامعه مدرن ناتوان و ناقص معرفی کنند و چنین القاء کنند که دین یک امر عبادی، شخصی و رابطه بنده با خدا است و نباید از آن انتظار مدیریت و حکومت در یک جامعه مدرن را داشت.

 

برخی روش ها و مطالبی که دشمنان برای ترویج القائات شوم خود و مشوش کردن اذهان نسل جوان به کار بسته اند عبارتند از:

۱ ـ بزرگ نمایی برخی از کاستی ها و نابسامانی ها که لازمه هر حرکت و تحول بنیادین و به خصوص انقلاب اسلامی است.

۲ ـ تخطئه کردن نظام اسلامی به دلیل نارسایی هایی که به دست عوامل دشمن به وجود آمده است.

۳ ـ نادیده انگاشتن دستاوردهای عظیم انقلاب، بویژه استقلال سیاسی و فرهنگی.

۴ ـ تعمیم عملکرد نامطلوب و غیر قابل دفاع برخی مدیران و مسئولان لغزیده در دام دنیاطلبی، به کلّیت انقلاب و مسئولان نظام.

۵ ـ بالا بردن سطح توقعات مردم و ناراضی کردن آنان از وضعیت موجود و سیاه جلوه دادن نظام جمهوری اسلامی در خدمت رسانی به مردم.

۶ ـ تحلیل های منحرف کننده ومغالطه آمیز ازحوادث ورویدادهای مختلف انقلاب.

۷ ـ مقایسه های سطحی و غلط بین ایران اسلامی و برخی کشورهای به ظاهر پیش رفته بدون در نظر گرفتن فرهنگ دینی و سنت های ملی.

 

 

در مقابل این شبهه ها و مغالطه های توطئه آمیز به اجمال و اختصار می توان گفت:

اولا: انقلاب اسلامی دستاوردهای فراوانی داشته است که در رأس آنها احیای اسلام ناب محمدی(ص) و قطع کامل وابستگی های سیاسی، فرهنگی از بیگانگان، رشد اقتصادی، آزادی تؤام با مسؤلیت انسانی، خودباوری، استقلال طلبی، فراهم آمدن زمینه خدمت رسانی به مردم و استقرار عدالت اجتماعی است.

 

ثانیا: انقلاب اسلامی از طلیعه پیروزی تا دوران دفاع مقدس و بعد از آن با توطئه های نظامی و سیاسی فراوانی از سوی دشمنان مواجه بوده که در برابر تمام آن ناملایمات و سختی ها با پرداخت حداقل هزینه بهترین و بیشترین کار آیی را در ثبات و رشد انقلاب در ابعاد گوناگون داشته. امام در یک تحلیل جامع در این باره می فرماید:

 

من امروز بر این عقیده ام که مقتدرترین افراد در مصاف با آن همه توطئه ها و خصومتها و جنگ افروزی هایی که درجهان علیه انقلاب اسلامی است، معلوم نبود موفقیت بیشتری از افراد موجود به دست می آوردند. در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب، خصوصا از حوادث ده سال پس از پیروزی باید عرض کنم که انقلاب اسلامی ایران در اکثر اهداف و زمینه ها موفق بوده است و به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینه ای مغلوب و شکست خورده نیستیم!

ثالثاً وجود پاره ای از مشکلات و نابسامانی ها، معلول دینی بودن حکومت نیست بلکه نشأت گرفته از این واقعیت است که برخی از مسئولین و نهادهای نظام به تمام آیین ها و دستورات اسلام در قلمرو مسئولیت خود عمل نکرده اند و یا از مسیر اسلامی بودن نظام منحرف شده اند و به تعبیر مقام معظم رهبری:

ما هر جا موفق شدیم، ناشی از تبعیت از اسلام بوده، هر جا ناموفق ماندیم ناشی از سرپیچی از اسلام بود.

عملکرد صحیح مبتنی بر تعهد و پایبندی به دستورات خداوند نتایج مثبتی برای نظام اسلامی داشته، اما هرگاه با اکتفا کردن به ظواهر اسلامی به دنبال پیروی از سایر الگوها و کشورها بودیم و خواستیم دیگران را از خود راضی کنیم و هماهنگ و همرنگ سیاست های جهان باشیم، گرفتاری و مشکلات فراوانی برای ما پدید آمده است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   پنجشنبه 14 بهمن 13959 نظر »

تعلیماتی که علی علیه السلام به مسلمانان آموخته است .

 

 

وقتی شخصی عریان باشد شیطان به او تماشا می کند و در او طمع پیدا می کند ، خود را بپوشانید .

 

هر کس چیز بد بو بخورد به مسجد نرود .

 

هر کس می خواهد شستشو کند ابتدا از دست ها شروع کند .

 

وقتی نماز می خوانی صدای قرائت و تسبیح و تکبیر را چنان بلند کن که خودت بشنوی ، وقتی نماز را تمام کردی از طرف راست تمام کن .( شاید منظور این است که بعد از نماز ابتدا روی به طرف راست کن)

 

از دنیا توشه بردار ، بهترین توشه دنیا تقواست ، 

 

هر کس درد خود را از مردم تا سه روز بپوشاند و شکایت به خدا نماید شایسته است که خدا او را شفا بخشد .

 

دست های بچه خود را از چربی غذا بشویید ، زیرا شیطان بوی چربی را استشمام می کند ، بچه در خواب می ترسد و فرشته های موکل انسان ناراحت می شوند .

 

وقتی شخصی به نماز می ایستد شیطان از حسد به او تماشا می کند که چگونه در رحمت خدا فرو رفته است .

 

صدقه سپر بزرگی از آتش برای مومن و موجب نگهداری کافر است از تلف شدن و به او عوض می دهد و از او دفع می کند ولی در آخرت بهره ای ندارد .

 

جهنمیان به وسیله زبان ساکن جهنم شده اند ، زبان را نگه دارید و به ذکر خدا مشغول دارید .

 

بدترین کارها ، کاری است که موجب گمراهی شود .

 

 

دیده شده در کتاب بحارالانوار ، ترجمه جلد چهارم ، تالیف محمد باقر مجلسی ، ترجمه موسی خسروی ، انتشارات اسلامیه ، جلد دوم احتجاجات ، گزیده صفحه ۱۰۵ تا ۱۰۸ .

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 13 بهمن 13953 نظر »

ریختن خون بی گناهان 

 

احترام به خون انسان ها در اسلام به حدی است که ریختن خون یک انسان برابر با کشتن همه انسان ها شمرده شده « من قتل نفساً بغیرِ نفسٍ اوْ فسادٍٍ فی الارض فکأنما قتل الناس جمیعا » مائده آیه ۳۲.

 

و ریختن خون مومن سبب عذاب ابدی و غضب الهی و عذاب عظیم شمرده شده است ، می فرماید : «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً : و هر کسی مؤمنی را به عمد بکشد ،پس جزای اوجهنم است و در آن جاودانه خواهد بود، و خداوند بر او غضب آرد و او را لعنت میکند و برای او عذابی بزرگ آماده دارد» نسا ، آیه ۹۳

 

و به این ترتیب قاتل مومن به چهر مجازات بزرگ اخروی تهدید شده است :

۱_ خلود در دوزخ 

۲_ غضب الهی 

۳_ لعن خداوند 

۴_ عذاب عظیم 

 

و این حد اکثر احترام اسلام را به خون مومن می رساند چرا که در هیچ مورد از مجازات قرآن کریم چنین مجازات بیان نشده است .

 

 

دیده شده در کتاب پیام قرآنی آیت الله ناصر مکارم شیرازی ، نشر دارالکتب الاسلامیه ، جلد ۶ ، ص ۳۸۲.

اشتراک گذاری این مطلب!

   سه شنبه 12 بهمن 1395نظر دهید »

 هميشه، هر روز عمل خير انجام بدهيد، مخصوصاً دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها، اين دوشنبه و پنج‌شنبه اعمال را به پيشگاه ولي عصر عرضه مي‌دارند

 

 

اسرار قرآن کريم اين است که جامعه را جامعه فرشتگي کند، از حد متعارف بالا بياورد. وقتي قصص انبيا را نقل ميکند، هم براي تبشير است، هم براي إنذار، ولي وقتي قصص فرشته ها را نقل ميکند، فقط صبغه تبشير دارد؛ چون در آن‌جا عصياني نيست، عذابي نيست و طرزي قصه هاي قرآني را براي ما ارائه ميکند که انسانهاي صالح را در کنار فرشته ذکر ميکند، اين يک تقارن لفظي محض نيست، اين يک همساني دو تا کلمه نيست، اين يک مجاورت ايماني است؛ گوشهاي از اسرار اين مجاورت را وجود مبارک امام سجاد و ساير ائمه(عَلَيْهِمُ السَّلام) بيان کردند. ما يک مقارنت لفظي بين انسانها و فرشتهها گاهي ميبينيم که در برخي از موارد هم يک قِراني بين برخي از افراد و دام ميبينيم، ما خيال ميکنيم اينکه با «واو» عطف شده است، هيچ ارتباطي بين «معطوف و معطوف‌عليه» نيست! اما آن‌که قرآن ناطق است؛ يعني امام معصوم، از اين مقارنتها و عطفها پرده بر‌ميدارد.

 

وجود مبارک امام سجاد(سَلامُ الله عَلَيْه) فرمود؛ در فضل علم و معرفت توحيدي همين بس که خداي سبحان، علما را با فرشته يک‌جا ذکر مي کند. در اوايل سوره مبارکه «آل‌عمران» چنين اين آمده: (شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْط ، سوره آل عمران آیه ۱۸ ) استدلال امام سجاد(سَلامُ الله عَلَيْه) اين است که ذات أقدس الهي، نام مبارک خود را در آن قلّه مطرح کرد، بعد علما و فرشتگان را در کنار هم ذکر کرد. فرمود عالمان دين و فرشته ها شهادت به توحيد ميدهند،اين قران يک اصل کلي و يک کلمه کليدي است براي بهره برداري از قرآن.


 در بخشهاي ديگري هم قرآن کريم ميفرمايد به اينکه خداي سبحان پيامبر خود را فرستاد، تأييد ميکند؛ اما جبرئيل ملائکه و (صالِحُ الْمُؤْمِنين‏ ؛ سوره تحریم ، آیه ۴ ) مؤيد پيغمبر هستند، تأييد ميکنند، تسديد ميکنند، حمايت ميکنند. اينکه فرمود: (صالِحُ الْمُؤْمِنين‏) يعني مؤمنان صالح و ملائکه، پيغمبر(عَلَيْهِ وَ عَلَي آلِه‏ آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء) را تأييد ميکنند؛ اين يک مقارنتي است بين افراد صالح و فرشته ها؛ خواه با مسئله جبهه؛ خواه با مسئله حوزه؛ خواه با مسئله دانشگاه؛ خواه با مسئله توليد؛ خواه با مسئله اشتغال، هر کس کاري بکند که نظام اسلامي را تأييد کند، اين شخص جزء مؤمنان صالح است، همسايگي با فرشتهها مخصوص به علماي توحيد نيست.

 

اگر در سوره «آل‌عمران» علماي توحيدي را با ملائکه طبق بيان امام سجاد(سَلامُ الله عَلَيْه) يک‌جا ذکر ميکند، اين کار مخصوص علما و دانشمندان حوزه و دانشگاه نيست، در سطح جامعه هر کسي که اهل صلاح و فلاح بود، هر کاري که داشت با امنيت و امانت انجام داد، اين در رديف فرشته ها قرار ميگيرد. فرمود پيغمبر را ملائکه و مؤمنان صالح ياري ميکنند؛ البته مستحضر هستيد که ائمه(عَلَيْهِمُ السَّلام) قرآن ناطق هستند، معادل قرآن هستند و طبق بيان لطيف مرحوم کاشف الغطاي بزرگ قرآن از امام بالاتر نيست، اينها همتاي هم هستند، اگر قرآن بالاتر از امام معصوم باشد، بخشي از معارف توحيدي و حقايق در قرآن باشد که امام ـ مَعَاذَالله ـ به او دسترسي نداشته باشد؛ اين ميشود إفتراق، اين طليعه إفتراق است در حالي که حديث معتبر و مسلسل و متواتر «لَنْ يَفْتَرِقَا» جلوي اين را ميگيرد؛ البته امام که قرآن ناطق است، بدنش را فداي قرآن ميکند؛ اما حقيقت امام، روح مطهر امام، همتاي قرآن است، اين يک اصل اول.


اصل ديگر اين است که بخشي از آيات قرآن کريم، منحصراً برای اهل بيت است، برای خاندان عصمت و طهارت است؛ مثل آيه تطهير، آيه غدير، آيه مباهله، اين گونه از آيات؛ اما بخش سوم مربوط به آياتي است که مصداق کاملش ائمه هستند، اگر گفته شد که ( قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون‏ ؛ سوره مومنون ، آیه ۱ ) بر اهل بيت تطبيق شد؛ يعني مصداق کامل اين آيه، آنها هستند، وگرنه پيروان آنها، شيعيان آنها، شاگردان اينها، هر کدام که به نوبه خود به اين آيه عمل کنند، اهل فلاح هستند.

 

 در جريان (صالِحُ الْمُؤْمِنين)‏ بر وجود مبارک حضرت امير تطبيق شده است؛ اما اين مثل جريان غدير نيست، اين مثل جريان مباهله نيست، اين مثل جريان آيه تطهير نيست، اين مثل جريان آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْت‏»سوره مائده آیه ۳. نيست که منحصراً براي آن حضرت باشد. مؤمنان صالح ميتوانند يار و ياور پيغمبر باشند، اين کم مقامي نيست! آنگاه همانند پيغمبر قدم برميدارند. در قرآن کريم فرمود: اينها قدم صدق دارند؛ يعني نزد خدا جايگاه ثابتي دارند، شاگردان اينها يعني شاگردان ائمه، آنها هم قدم صدق دارند. اين مقام را خداي سبحان در قرآن وقف کسي نکرده است، اگر در اين جمله که فرمود مؤمنان صالح، مثل ملائکه، يار و ياور پيغمبر هستند، حتماً در معاد، مسئله «شفاعت» هم بهره اينها خواهد شد.

 

مطلب ديگر آن است که راهش چيست؟ اين قله را چه کسي ميتواند فتح کند؟ يک بيان نوراني از وجود مبارک پيغمبر(عَلَيْهِ وَ عَلَي آلِه‏ آلَافُ التَّحِيَّةِ وَ الثَّنَاء) رسيد، اين به عنوان تمثيل است نه به عنوان تعيين. آن بيان را وجود مبارک حضرت امير(سَلامُ الله عَلَيْه) در نهج البلاغه نقل کرد، آن بيان اين است که وجود مبارک پيغمبر فرمود، خداي سبحان، يک چشمه شفاف و زلال و آب صافي را در دمِ منزل همه شما قرار داد که شبانه روز، پنج بار در آن چشمه شنا کنيد و خود را نظيف کنيد و تطهير کنيد و آن نماز پنجگانه است؛ اين بيان نوراني را حضرت امير(سَلامُ الله عَلَيْه) در نهج البلاغه از وجود مبارک پيغمبر(عَلَيْهِما السَّلام) نقل کرده است،آيا اين تمثيل است يا تعيين؟ يعني در بين عبادات فقط نماز اين خصوصيت را دارد، روزه و حج و زکات و امثال آن، اين خصيصه را ندارند يا نماز يک چشمه جوشانتري است، چون عمود دين است، ساير عبادات هم چشمه هستند، تطهير هستند. همه اين آيات، دستورات ديني، زير مجموعه (يُطَهِّرَكُم‏) است، در مسئله وضو و امثال وضو، ذات أقدس الهي دستور داد خدا مي‌خواهد بشر را پاک کند، نه اينکه با يک مختصر وضو، اين تمام بدن پاک بشود، گاهي به جاي وضو انسان تيمم مي‌کند، صورت را خاک‌مالي مي‌کند، اين‌طور نيست که منظور طهارت ظاهري باشد.

 


ما را از آن غرور و خودخواهي که غدّه علاج‌ناپذير است، درمان مي‌کند. فرمود اين تيمّم هم «أَحَدُ الطَّهُورَيْن»است، اين خاک هم «أَحَدُ الطَّهُورَيْن» است، اين روايت «التُّراب أَحَدُ الطَّهُورَيْن» هم که در دستورات فقهي ماست. اگر کسي وضو گرفتن براي او مشکل باشد، تيمم مي‌کند، خاک هم انسان را پاک مي‌کند، معلوم مي‌شود به اينکه آنچه را که ما بايد از آن پرهيز کنيم، فرمود: ( وَ الرُّجْزَ فَاهْجُر ؛ سوره مدثر ، آیه ۵)  از پليدي بپرهيز! اين هجرت تا آخر قيامت هست، ممکن است در يک عصر ما جهاد نداشته باشيم، جهاد بيروني نداشته باشيم؛ اما جهاد دروني تا قيامت هست، هجرت هم تا قيامت هست، فرمود از هر پليدي مهاجرت کن! ما انسان‌ها دلمان مي‌خواهد پاک باشيم و در وسوسه‌ها پيروز باشيم، اين اوايل ممکن است، يک مقداري سخت باشد، بعد يک مقدار که جلو رفتيم به آساني از گزند وسوسه حفظ مي‌شويم، قصص انبيا را که خدا نقل مي‌کند، به ما راهکار نشان مي‌دهد که اين راه رفتني است؛ منتها آنها جلوتر، شما دنبال.

 

گاهي انسان به جايي مي‌رسد که کار براي او آسان مي‌شود، گاهي از اين فراتر قدم بر‌مي‌دارد به آساني کار از او صادر مي‌شود، خيلي فرق است؛ بين دعاي کليم حق و دعاي حبيب حق(عَلَيْهِما السَّلام)، درباره موسيٰ خداي سبحان ديد دعاي کليم حق اين است که (رَبِّ اشْرَحْ لي‏ صَدْري‏) تا به آن‌جا مي‌رسد که (وَ يَسِّرْ لي‏ أَمْري‏ ؛ سوره طه ۲۵ ، ۲۶ ) يعني کار مرا براي من آسان کن! اين خواسته کليم حق است. در قبال خواسته‌هاي ديگر ذات أقدس الهي فرمود: (قَدْ أُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسی سوره طه آیه ۳۶)به همه خواسته‌هايت رسيدي، ما اجابت کرديم، اين براي کليم حق؛ اما درباره حبيب حق، فرمود به اينکه (وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْری ، اعلی آیه ۸) ما آن قدر عظمت به تو داديم که کارها از تو به آساني صادر مي‌شود، نه کار را براي تو آسان کرديم، خيلي فرق است به اينکه بگوييم؛ «يسر امر الزيد للزيد» يا «يسر الزيد للامور»، فرمود ما تو را مصدر امور قرار داديم که به آساني کار از تو صادر مي‌شود، آن مقام کجا، اين مقام کجا؟! ولي به هر حال راه باز است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   یکشنبه 10 بهمن 13956 نظر »

شهید سید حسین علم الهدی فرمانده سپاه هویزه 

 

 

خاطره ای از برادرساکی

روزی وارد سپاه هویزه شدم که ثبت نام نماییم ، کفشهایم را درآوردم و داخل سالن شدم ، بعد از چند لحظه که برگشتم ، باران آمده بود و زمین گل بود ، به یکی از آن برادران که از آن طرف به این طرف می آمد گفتم : لطفا کفش هایم را بده ، اما ایشان توجه نکرد ، بلافاصله دیدم یکی از پاسداران رفت و کفشهای مرا آورد ، من خیلی ساده تشکر کردم .

 

بعد از چند دقیقه اذان گفتند و دیدم همان برادری که کفش های مرا آورد ، امام جماعت است ، از بچه ها پرسیدم : ایشان کیست ؟

گفتند : او حسین علم الهدی فرمانده سپاه است .

من بسیار شرمنده شدم که ایشان کفش مرا آورده بود و بسیار شیفته اخلاقش شدم .

 

 

خاطره ای از برادر شریفی 

شب عملیات هویزه حسین درخواست آب کرد که بتواند غسل کند ، اما وب به اندازه کافی نداشتیم ، گفت : به اندازه شستن سرم آب داشته باشیم کافی است .

گفتم : فردا عملیات است و در گرد و غبار فردا دوباره سرت کثیف می شود .

گفت : به هر حال می خواهم سرم را بشویم .

گفتم : مگر می خواهی به تهران بروی .

گفت : « نه ! فردا می خواهم به ملاقات خدا بروم ».

 

 

خاطره ای از برادر سردار شریفی

شهید علم الهدی همیشه قرآنی همراهش بود که حتی در جنگ هنگامی که کمی وقت پیدا می کرد ، قرائت می نمود .

وقتی جنازه شهید علم الهدی پیدا شد مثل جنازه مولایش حسین علیه السلام طوری تانک بر بدن او و یارانش رانده شده بود که آرپی جی که همراهش بود ، پرس شده بود و جسد وی طوری پودر شده بود که استخوانی نمانده بود ، به جز آن قرآن .

 

 

دیده شده در کتاب ۱۴ سردار شهید ، احمد امامی راد ، انتشارات حدیث نینوا ، ص ۱۶۸، ۱۶۹.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 9 بهمن 139511 نظر »

من انقلابی ام 

 

«انقلابیگری» یکی از موضوعات پرتکرار در بیانات سال‌های اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی است؛ موضوعی که آیت‌الله خامنه‌ای از آن به‌عنوان «راهِ پیشرفت ایران اسلامی» یاد می‌کنند.

 


تأکید بر روحیه و گفتمان «انقلابیگری» و تجلیل از «انقلابی‌ها» طی چند سال اخیر جایگاهی ویژه در ادبیات رهبر معظم انقلاب پیدا کرده و ایشان به مناسبت‌های مختلف به این موضوع ضریب داده و به تبیین ابعاد و اثرات آن می‌پردازند.


اما چرا آیت‌الله خامنه‌ای در این برهه‌ی زمانی بر عنصر انقلابیگری تأکید می‌کنند؟ وظیفه‌ی انقلابیون در قبال این گفتمان چیست؟ و نهادینه شدن روحیه‌ی انقلابیگری چه نتایج و اثراتی را برای کشور در پی خواهد داشت؟


در ادامه بر اساس بیانات رهبر انقلاب به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهیم.

 

 اپوزیسیون نظام سلطه


نکته‌ی اول اینکه «اپوزیسیون نظام سلطه‌ی جهانی، امروز جمهوری اسلامی است.»و عامل موفقیت و پیروزی جمهوری اسلامی در ایستادگیِ مقتدرانه مقابل دشمنان بشریت و حفاظت از منافع ملی خود، در یک کلمه «اسلامِ انقلابی» است. «چه چیزی مانع شده است از اینکه مقاصد این‌ها [سلطه‌گران] تحقّق پیدا کند؟ اسلام انقلابی یا انقلاب اسلامی -هر دو تعبیر درست است؛ اسلام انقلابی هم درست است، انقلاب اسلامی هم درست است- که امروز در نظام جمهوری اسلامی تبلور پیدا کرده.»

دشمنِ مستکبر از ابتدای پیروزی انقلاب همه‌ی توان خود را برای سرنگونی و تضعیف نظام اسلامی به میدان آورده ولی ناموفق بوده است: «همه‌ی تلاش خودشان را کردند که جمهوری اسلامی را از بنیان نگذارند رشد کند، و البته نتوانستند… به این نتیجه رسیدند که نظام جمهوری اسلامی را نمی‌شود ساقط کرد؛ چون مدافع آن، حامی آن، سینه‌های سپرکرده‌ی مردم مؤمن است.»

 

 توطئه «انقلاب‌زُدایی»


با ناکامی این تلاش‌ها توطئه‌ی «تهی کردن نظام از محتوای اسلامی و انقلابی» در دستور کار دشمن قرار گرفت: «آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که باید از محتوای نظام هرچه می‌توانند کم کنند… انقلاب را از محتوای خود، از مضمون اسلامی و دینی خود، از روح انقلابی خود تهی کنند و جدا کنند… جمهوری اسلامی، اسمش جمهوری اسلامی باشد، اسمش نظام انقلابی باشد، اما از محتوای اسلام، از محتوای انقلاب در آن خبری نباشد.»

دشمن در چنین مدلی برای «هضم انقلاب اسلامی در هاضمه‌ی استکبار جهانی» و «تجدید سلطه‌ی خود بر ایران اسلامی» حتی «از اینکه یک عمامه‌به‌سری در رأس جمهوری اسلامی باشد هم [باکی ندارند]؛ اگر چنانچه جمهوری اسلامی محتوای خود را از دست بدهد، اسلامی بودن را و انقلابی بودن را از دست بدهد، این‌ها با آن کنار می‌آیند. آنچه با آن دشمنی دارند عبارت است از محتوای جمهوری اسلامی؛ جبهه‌ی دشمن این‌جور است… دنبال این است که سلطه‌ی خود را بر این کشور دوباره تجدید کند.»

 

دشمن در پازل «نفوذ» که مرحله‌ی جدیدِ «جنگ نرم» علیه ایران اسلامی است به‌دنبال این است تا با از بین بردن «عناصر قدرتِ نظام» ما را به «تبعیت» بکشاند: «تلاش در این جنگ نرم، زمینه‌سازی برای تهی شدن نظام از عناصر قدرت است… وقتی عناصر قدرت در او نبود، وقتی اقتدار نبود، دیگر از بین بردنش و کشاندنش به این سَمت و به آن سَمت، کار مشکلی برای ابرقدرت‌ها نخواهد بود؛ می‌خواهند او را وادار کنند به تبعیّت.»

 

 «پیوستن به جامعه‌ی جهانی» را می‌توان «اسمِ رمز» این توطئه دانست: «[می‌گویند] تا کِی می‌خواهید انقلابی باشید، تا کِی می‌خواهید مرتّب دم از انقلاب بزنید، بیایید جزو جامعه‌ی جهانی… یعنی ضعیف بشوید، تا ما بتوانیم شما را ببلعیم.»

در این میان دشمن بر روی «عناصر داخلی» حساب ویژه‌ای باز کرده است: «سعی‌شان این است که به وسائل گوناگون، به دست خودِ کسانی که تو این انقلاب بودند و هستند، از این محتوا ذره ذره بکنند.»


 به سرانجام رسیدن این توطئه به «شکست نظام اسلامی» منجر می‌شود: «اگر نظام اسلامی در قبال نظم منحطّ جهانی هویّت خودش را از دست داد، شکست خواهد خورد.»


 احیاء انقلاب در ذهن‌ها


اما راه مقابله با این توطئه‌ی خطرناک و بُنیان برافکن، «احیاء انقلاب در ذهن‌ها» و «حراست از جهت‌گیریِ انقلابی در عمل» است: «احیاء انقلاب در ذهن‌ها، حفظ و حراست از تفکّر انقلابی و جهت‌گیری انقلابی در عمل، در بیان، در رفتار، در تصمیم‌گیری‌ها و در مقرّرات و قوانین؛ این‌ها کارهایی است که می‌تواند جلوی آن وضعیّت دهشتناک را بگیرد.»

بر این اساس است که رهبری برای خنثی‌سازی برنامه‌ی دشمن بر «گفتمان انقلابیگری» تکیه کرده و همگان را به اتّخاذ مواضع انقلابی و حمایت از انقلابی‌ها دعوت می‌کنند: «به نظر من کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتّخاذ مواضع انقلابی، باید صراحت داشت؛ یعنی رودربایستی نکنیم. مواضع انقلابی را، مبانی امام بزرگوار را صریح بیان کنیم، خجالت نکشیم، رودربایستی نکنیم، ترس نداشته باشیم.»

و از ضرورت «ایستادگی در مقابل جریان غیرانقلابی» سخن می‌گویند: «از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی تفکر انقلابی را قبول نداشتند و برخی هم با اینکه در داخل نظام بودند اما اعتقادی به مبارزه با استکبار نداشتند که باید در مقابل این جریان ایستاد.»

 

 انقلابیگری تندروی نیست


«انقلابیگری» در منظومه‌ی فکری رهبر انقلاب چارچوب‌مند بوده و «تعریف» دارد: «انقلابیگری به‌ آن‌ است‌ که‌ ما مواضع‌ اسلامی و انقلابی را قاطعانه‌ و بدون‌ رودربایستی و مرعوب‌ شدن‌ و خام‌ شدن‌ در مقابل‌ برخی از چهره‌های امیدبخش‌ کاذب‌، حفظ کنیم‌. وقتی توانستیم‌ خط روشن‌ مواضع‌ انقلابی و اسلامی را دقیقاً حفظ کنیم‌ و مرعوب‌ قدرت‌ها نشویم‌ و با کسی رودربایستی نداشته‌ باشیم‌ و فریب‌ نخوریم‌، در حقیقت‌ به‌ ممشای انقلابی و اسلامی توجه‌ کرده‌ایم‌.»

 «عدالت»، «خِرَد»، «انصاف» و «قاطعیت»، در انقلابیگری به یکدیگر پیوند می‌خورند: «انقلابیگری برخلاف نظر و تبلیغ برخی‌ها، تندروی نیست بلکه انقلابیگری یعنی عادلانه، خردمندانه، دقیق، دلسوزانه، منصفانه، قاطعانه و بدون رودربایستی عمل کردن.»و «شاخص»های این گفتمان در بیانات امام خمینی (رحمه‌الله) آمده است: «گرایش‌ها و جهت‌گیری‌های انقلابی، واقعی و کاملاً روشن و واضح و مبتنی بر بیانات امام (رحمه‌الله) است.»


چرا انقلابیگری، راه حل مشکلات کشور است؟


از سوی دیگر مردم امروز مسائلی در عرصه‌های گوناگون دارند و کشور به‌خصوص در حوزه‌ی اقتصاد با مشکل عمده روبرو است؛ «عمده‌ی این مشکلات هم عبارت است از رکود و مسئله‌ی اشتغال، [یعنی‌] بیکاری؛ اینها مهم‌ترین‌ها است.»راه حل این مشکلات «استمرارِ حرکت در راه انقلاب» است و «اگر می خواهیم مشکلات این کشور حل بشود، اگر می خواهیم این کشور عزّت پیدا کند، رفاه پیدا کند، کشوری بشود که از لحاظ پیشرفت های مادّی و معنوی و اخلاقی و فرهنگی الگو بشود، باید راه انقلاب را ادامه بدهیم؛ انقلاب، راه علاج منحصر این کشور بود و هست و در آینده هم خواهد بود.»

چراکه «تجربه» به ما میگوید: «ما هرجا به انقلاب تکیه کردیم، به روحیّه‌ی انقلابی تکیه کردیم، پیش رفتیم؛ هرجا از ارزشها کوتاه آمدیم، انقلاب را ندیده گرفتیم، از این گوشه‌اش زدیم، از آن گوشه‌اش زدیم، تأویل و توجیه کردیم، برای خوشایند عناصر استکبار که دشمنان اصلی اسلام و دشمنان اصلی این نظامند، مدام حرف را جویدیم، حرف را خوردیم، عقب ماندیم؛ قضیّه این‌جوری است. راه پیشرفت ایران اسلامی، احیاء روحیّه‌ی انقلابی و احیاء روحیّه‌ی مجاهدت است.»


بنابراین نهادینه شدن گفتمان و روحیه ی انقلابیگری با خنثی کردن توطئه ی دشمن منجر به حل مشکلات کشور شده و در نهایت برای کشور و ملّت «تولید قدرت» می کند: «شخصیّت افراد، ایستادگی، هویّت، هویّت انقلابی؛ اینها است که قدرت میسازد.»

 بیعت با پیامبر صلی الله علیه و آله


با توجه به این چارچوب است که «امروز» رهبر انقلاب «زنده نگه داشتن خطِ انقلابی امام خمینی (رحمه‌الله)» را به منزله‌ی «بیعت با پیغمبر» می‌دانند: «آن کسی که امروز با امام خمینی بیعت می‌کند، با پیغمبر بیعت کرده. وقتی شما خط انقلابی امام را زنده نگه می‌دارید و نمی‌گذارید مندرس بشود، نمی‌گذارید رنگ کهنگی بگیرد، در واقع با پیغمبر بیعت کردید

و این‌گونه است که رهبر انقلاب پرچم انقلابیگری را در دست گرفته و خود را انقلابی می‌نامند: «من انقلابی‌ام.»

 

 

 

دیده شده در http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35446

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 6 بهمن 13952 نظر »

 پول خرد 

 

سوار ماشین شدم  که بروم سرکار ، یک نفر عقب نشسته بود و من هم برای این که راحت باشم جلو نشستم ، توی راه دوتا خانم هم سوار شدند ، بعد از  چند دقیقه ای که گذشت یکی از خانم ها کرایه اش را داد و گفت : آقا همین جا پیاده میشم .

 

راننده پول را از خانم گرفت و نگاهی به پول انداخت و گفت : من پول خرد ندارم خانم .

 

خانم جوان هم کیفش را نکاه کرد و گفت : آقا من هم پول خرد ندارم .

 

راننده دیگر چیزی نگفت و نگه داشت ، خانم جوان  از ماشین پیاده شد و سر خم کرد تا شاید راننده بقیه پولش را بدهد، اما با کمال تعجب ماشین به راه افتاد و خانم جوان با چشم حرکت ماشین را دنبال کرد .

 

من داشتم از آینه بقل به او نکاه می کردم ، چهر ه اش نشان می داد که ناراحت شده است .

 

ناراحتی یک رهگذری که دیگر شاید او را نبینم  خیلی ناراحتم کرد . با خودم فکر کردم چرا این آقا بقیه پولش را نداد ، در حالی که می توانست یکی از هزار تومانی ها را پس دهد و بعد بگوید پول خرد ندارم . اما شاید فکر کرده که او زیاد ضرر نمی کند ولی خودش اکر قرار باشد به هر کسی که پولش خرد نیست ببخشد در روز کلی ضرر می کند

 

ولی باز هم اینها جوابی برای چهره ناراحت و ناراضی یک مسافر نیست . 

نمیتوانستم خودم را قانع کنم که یک نفر به همین راحتی حق دیگری بخورد ولو کم باشد ، به خودم گفتم ؛ کاش این آقا متوجه بود که این کار مال حلالش را  مخلوط به حرام می کند و مال حرام یعنی …

 

وای خدایا نه ! این راننده بیچاره هم زحمت کش است چرا متوجه نیست که برکت را خدا به مال انسان می دهد . مال کم باشد ولی با برکت هزار بار بهتر از مال زیاد بی برکت است .

 

خلاصه از ماشین پیاده شدم و ناراحت راننده ای زحمت کش بودم که حواسش به مسافران کنار خیابان خیلی بیشتر از حلال و حرام مالش بود . برای دلداری به خودم گفتم آخر وقتی پول خرد نیست راننده چه کند با این همه هزینه های سرسام آور  ، اگر ماشینش خراب شود میدانی چقدر باید خرج کند .

 

نه ! نمی شود اینها هم دلیل برای بی تفاوتی نسبت به لقمه ای که می خوریم نیست ، اما واقعا من چه کار می توانم کنم ؟ 

آن خانم جوان که رفت ، این راننده هم که رفته و بدنبال روزی گاز و ترمز را فشار می دهد تا زورش به گازهای بدون ترمز زندگی برسد . ولی یک راه هست و آن این است که خودم را آماده کنم برای وقت هایی که راننده ای به من گفت پول خرد ندارم ، با رضایت و بدون اخم گویم : اشکالی ندارد ……

 

عبدی متین 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 6 بهمن 13952 نظر »

توسل به غیر خدا در نماز 

 

سوال : مى‌گويند در نماز به غير خدا نبايد توجه شود. سؤال من اين است که اگر در قنوت نماز، دعاى فرج (الهى عظم البلاء ..) خوانده شود که در آخر آن توسل به حضرت صاحب‌الزمان(عج) وجود دارد و نيز خوانده مى‌شود «يا محمدُ يا علي، يا علىُ يا محمد اكفياني …»، آيا اين توجه به غير خدا محسوب مى‌شود يا خير؟ و حکم خواندن چنين دعايى در نماز چيست؟

 

ج) مخاطب قرار دادن غير خدا در نماز موجب بطلان نماز است.

 

 

دیده شده در http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=61#3713. استفتائات جدید .

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   سه شنبه 5 بهمن 13951 نظر »

اولین سوالی که باید از خواستگار پرسید چیست ؟

 

 

حضرت آیت الله مظاهری در درس اخلاق با موضوع «معرفت نفس» به رابطۀ انسان با اهل ‌بيت علیهم السلام پرداخته و آن را بهترين رابطه و موجب رستگاری در دنيا و آخرت دانستند.

رابطه با اهل ‌بيت علیهم السلام را به سه قسم تقسیم کرده ‌اند؛

 

اعتقادی و قلبی است. باید تا سرحد عشق اهل ‌بيت علیهم السلام را دوست داشت. این امر هم در دنيا و هم در آخرت مفید خواهد بود و موجب حفظ مُحب از بلاها و شفاعت اهل‌ بيت علیهم السلام در روز قيامت است.

 

 شعار اهل ‌بيت علیهم السلام است. شعار «أشهد انّ‌ علياً ولی الله»، شعار شهادت‌ ها مثل دهۀ عاشورا و جشن ‌ها نظير نيمۀ شعبان و امثال اينها وجود دارد.

 

 رابطۀ عملی با اهل ‌بيت علیهم السلام است که اين را يا نداريم يا کم داريم. آنچه موجب رستگاری است، رابطۀ عملی با اهل ‌بيت علیهم السلام است. شفاعت، معانی مختلفی دارد و معانی مهم آن این است که انسان در دنيا شباهت عملی به اهل ‌بيت علیهم السلام پيدا کند.

 

ما بايد رابطه عملی با اهل ‌بيت علیهم السلام داشته باشيم. آنها معصوم بودند و خطا، نسيان و جهل نداشتند و اصلاً گناه در فکر آنها نيامده و نمی ‌آمده است؛ در زندگی ما نیز بايد گناه نباشد. اگر گناه آمد، ساده از گناه نگذريم. فوراً جبران و تدارک کنيم.

 

از ما خواسته شده که اگر گناهی کرديم،‌ فوراً‌ جبران کرده و توبه کنيم و از خدا عذرخواهی کنيم. بگوييم: خدايا! همه جا محضر توست و من در محضر تو گناه کردم، اما تو ارحم الراحمينی، پس بيامرز. من پشيمان و شرمنده ‌ام.

 

«إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعا»۱. «أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ»۲

اهميت به واجبات و اجتناب از گناه، رابطه با اهل ‌بيت علیهم السلام را به وجود می آورد؛ اگر کسی از اين رابطه برخوردار نباشد، نمی توان اسم او را شيعه گذاشت،‌ نام شیعه برای آن ها واقعيت ندارد. کسانی که اهل دل هستند، نور تشيّع را در پيشانی شيعه می ‌بينند.

 

عده ای خدمت مولا اميرالمؤمنين علیه السلام آمده و گفتند: ما شيعيان شما هستيم. آقا اميرالمؤمنين علیه السلام نگاهی به چهره ‌‌های آنها کردند و فرمودند: من نور تشيّع در پيشانی شما نمی ‌بينم. اينها عشق به ولايت داشتند و حضرت علی علیه السلام را ولی ‌الله می ‌دانستند، اما از نظر عمل، لنگ بودند، لذا حضرت فرمودند: من نور تشيّع در پيشانی شما نمی ‌بينم.

 

تو که خانم نیستی!

مرحوم آيت ‌الله العظمی صدر يکی از مراجع بزرگ تقليد در قم پدر امام موسی صدر و خيلی خيرخواه، مؤدب و باخدا بود. يک روز به خانه آمد و ديد همسرش نگران است. فرمود: تو را نگران می ‌بينم. همسرش گفت: امروز يک دروغ گفتم. خانمی در زد و من پشت در رفتم و خيال کرد من خادم هستم، گفت خانم کجاست؟ گفتم: خانم نيستند و او خداحافظی کرد و رفت.

مرحوم آیت الله العظمی صدر يک جمله دارد که مثل خودش خيلی بالاست. فرمود: بله، دروغ نگفتی! تو که خانم نيستي!. خانم کسی است که پيراهن عروسیِ خود را  به فقیر داد و با پيراهن دخترانه به خانه شوهر آمد و شوهرش نپرسيد، پيراهن عروسی تو کجاست؟

 

امروزه وضع تجمل‌ گرائی در عروسي ‌ها، مهريه ‌‌های زیاد، باعث شده تا دختر‌ها در خانه مانده و ازدواج نکنند. من زياد سراغ دارم به خواستگاری دختر می‌ آيند و مادرش عذر می ‌آورد و بعد می ‌فهميم عذر نداشته، بلکه جهيزيه آنچنانی نداشته و گفته دخترم را شوهر نمی ‌دهم. يا پسر سی سال دارد، اما نمی‌ تواند زن بگيرد. اگر به خواستگاری برود، اول چيزی که می ‌پرسند اين است که خانه و کار و ماشين داری يا نه؟ اما نمی ‌پرسند ايمان داری يا نه؟ در حالی که پيغمبر اکرم صلّي ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلّم می ‌فرمايند: اول سؤالی که می‌ کنید اين است که آيا دين و اخلاق داری يا نه؟

 

«إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ‏ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَة فِى الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِير»۳

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هرگاه كسى كه اخلاق و دينش را مى پسنديد به خواستگارى (دختر) نزد شما آمد، به او زن بدهيد كه اگر چنين نكنيد در روى زمين فتنه و فساد بزرگى پديد آيد.

 

به دنبال اخلاق و دين بروید. دختر از خواستگار سؤال کند، نماز جماعت و نماز اول وقت داری يا نه؟ تو که در اداره هستی با ارباب رجوع چه طور رفتار می ‌کني؟ آيا به آن ها خدمت می‌ کنی يا نه؟ خواستگار نیز اولين سؤالش اين باشد که آيا چادر داری يا نه؟.

 

برای شيعيان ما ننگ است که نماز شب نخوانند

حضرت آيت ‌الله مرعشی به من می ‌گفتند: در راه «آقاسيد محمد» در عراق گم شدم و از تشنگی نزدیک به مرگ رسیدم. ناگهان آقا آمدند و چشمۀ آبی برايم درست کردند. آب را خوردم و شنا کردم. آقا چند موعظه به من کردند. اولین موعظه اين بود که فرمودند: برای شيعيان ما ننگ است که نماز شب نخوانند.۴

 

 

۱_ . الزمر، ۵۳: «در حقيقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد.»

۲_ . التوبه، ۱۰۴: «و خداست كه خود توبه‏پذير مهربان است.»

۳. الكافى، ج ۵، ص ۳۴۷

۴_ دیده شده در خبرگزاری رسمی حوزه .

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 3 بهمن 1395نظر دهید »

 قدری تامل

 

 


خواستم در جواب اونایی که میگن پول مملکت خرج سوریه و لبنان نشه خرج خودمون و آتش نشان ها کنیم ،بگم حماقت تا به کی؟!!


این حماقت است که از مخارج وزارت دفاع انتظار حل مسائلی را داشته باشیم که زیر نظر این وزارت خونه نیست.


مسلما اگر در راس وزارت خونه ی نفت ،کار و رفاه اجتماعی،بهداشت ،آموزش پرورش و ….هم یک انسان مومن متعهد به بیت المال بود پیشرفت هایی داشتیم که نه تنها خاورمیانه ،که دنیا را تکان می داد .

 

اما چه باید کرد که پدیده ی شوم آقازادگی و اختلاس و دزدی در تمام وزارت خونه ها جلوی پیشرفت رو گرفته.آقایون اگه وزارت دفاع داره پیشرفت میکنه ،فریاد تان را سر رهبری و بچه های ارتش و سپاه نزنید کار حاد و شاقی نمی کنند فقط به وظیفه شون عمل میکنند ،اشتباه گرفتید دادتان را باید سر دیگر وزارت خونه ها و ورزای بی کفایتشون بزنید.

 

وزارت دفاع مسئوله دفاع از مرز و بوم این کشور و برقراری امنیته که به حق هم خوب از پس وظایفش بر اومده ولو به قیمت جان. وظیفه ی وزرات دفاع آوردن نون و برنج و مرغ ارزون سر سفره ی مردم و بیمه و بهداشت و ارزونی و هلی کوپتر آب پاشو و… نیست. یک اختلاس و دزدی از وزارت خونه های دیگه کم بشه همه ی این مشکلات حله.

 


مردم با مدافعین حرم مشکل ندارن ،این رو تو تشییع پیکر مطهر شهدا نشون دادن.شمائید که مشکل دارید و مسائل رو بدون تحلیل در هم می آمیزید تا سودتان را ببرید.مرگ بر شما منافقین.

یادمون نره اونا هم بچه های این سرزمین اند که با نثار جان امنیت رو برامون آوردن درست مثل همین شهدای عزیز آتش نشان.


شادی روح همگیشون سه صلوات.

 


نوشته شده به قلم م.رمضانی

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 3 بهمن 1395نظر دهید »

دونالد ترامپ

 

 

شب گذشته، دونالد ترامپ که قرار است امروز به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا سوگند یاد کند، در مراسم کنسرتی که تنها چند ساعت مانده به مراسم تحلیف وی برگزار شد، سخنرانی کرد. کنسرتی با نام «دوبتره آمریکا را با شکوه کنیم» دونالد ترامپ سخنانی را بر زبان آورد که بخشی از آنها اهمیت بسزایی داشت.

 

ترامپ در این سخنرانی حدود شش دقیقه ای گفت: این سفر هجدهد ماه قبل شروع شد و سهم شما در آن بسیار بیشتر از سهم من بوده است. من تنها نقش یک پیام رسان را داشتم. ما همه خسته شده ایم و از آنچه در حال رخ دادن است خسته ایم و می خواهیم آن را تغییر دهیم؛ اما یک تغییر واقعی.

 

ترامپ در ادامه گفت: این جنبشی است که شروع شده و و کار خود را آغاز کرده و نمونه آن را در هیچ کجای جهان سراغ نداریم. هیچ جنبشی مانند این وجود نداشته و یک جنبش خاص است. ما باید کشور خود را متحد کردهد و آمریکا را برای همه افراد این کشور بزرگ و باشکوه کنیم؛ برای همه.

 


ترامپ گفت: قرار است ما یک کار خاص و ویژه بکنیم. هجده ماه قبل کسی به ما باور نداشت و برای ما شانسی قائل نبود؛ اما متوجه شدیم که چیزی در حال رخ دادن است. در ماه پایانی کمپین انتخاباتی، ایالت به ایالت و سخرانی به سخنرانی همه چیز تغییر کرد و به تعداد طرفداران ما اضافه شد… اما آنها نمی خواستند به ما اعتباری بدهند. چون بسیاری از ما را فراموش کرده بودند. من در کمپین های انتخاباتی، نام این موضوع را مردان و زنان فراموش شده گذاشتم؛ اما ما دیگر از این به بعد فراموش شده نیستیم. دیگر فراموش شده نخواهیم بود. این چیزی است که من به شما می گویم.

 

اما مهمترین بخش از سخنان ترامپ جایی بود که بعد از تشکر از خانواده خود برای حمایت های آنها در انتخابات و همچنین تشکر از طرفداران خود گفت: به شما قول می دهم که سخت کار کنم. قرار است بسیاری از چیزها را تغییر دهیم. ما مشاغل خود را بازمی گردانیم و دیگر اجازه نمی دهیم دیگر کشورها شغل های ما را از ما بگیرند. ما دوباره ارتش خود را بازسازی خواهیم کرد و مرزهای خود را تقویت می کنیم. قرار است اقداماتی را انجام دهیم که برای چندین دهه در کشور ما انجام نشده و همه چیز قرار است تغییر کند. من به شما قول می دهم.

 

ترامپ در پایان گفت: فردا شما را خواهم دید و اصلا مهم نیست که فردا یک روز زیبا باشد یا یک روز بارانی وحشتناک. حس من به من می گوید که فردا روز زیبایی است. من فردا شما را خواهم دید و ما برای همدیگر هلهله می کنیم، زیرا کاری که ما با هم انجام دادیم خاص و ویژه بود. همه دنیا درباره کاری که ما کردیم صحبت می کند. همه دنیا. همه شما را دوست دارم و ما کارها را با هم خواهیم کرد. ما قرار است «آمریکا را دوباره باشکوه کنیم». و من این را اضافه می کنم: با شکوه تر از همیشه. از همه شما متشکرم.۱

 

همچنین گفتنی است که لحظاتی پیش مراسم تحلیف ترامپ آغاز شده و ترامپ و همسرش وارد کاخ سفید شدند و ما باید عمیقا باور داشته باشیم که برای ایران و ایرانی فرقی بین ترامپ و اوباما وجود ندارد و این باور غلطی است که عده ای دارند و می گویند: یک رییس‌جمهور خوب رفت و یک رییس‌جمهور بد جای او را گرفته است . چرا که رؤسای جمهور آمریکا فقط و فقط در پی قدرت بیشتر آمریکا هستند و تکیه کردن بر قول بعضی از دولتمردان آمریکایی ، تکیه بر باد است ….

 

۱_ دیده شده در http://www.tabnak.ir/fa/news/

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   جمعه 1 بهمن 13951 نظر »

دنبال شکم نباش .

 

 

در حدیث آمده که در دوره آخرالزمان ، شکم مردم خدایشان می شود و دائم دنبال شکمشان هستند ؛ ناهار چه بخوریم ، شب چه بخوریم . یک بار من به یک نفر که همیشه می گفت امشب چه بخوریم و فردا چه بخوریم ، با شوخی گفتم : « پس فردا چه بخوریم .» این چه حرفی است ؟ من از کجا می دانم که تا امشب زنده ام یا نه ، که می گویم شب چه بخوریم .


لقمان حکیم به پسرش می گوید : « پسرم ! صبح که کردی حدیث شب نکن ، چه میدانی زنده ای یا نه »  شاید فردا شناسنامه ات در بهشت زهرا مهر بخورد و اسمت در اموات باشد . خیلی ها الان زنده اند و سالم سالم ، اما فردا همین موقع شناسنامه شان مهر خورده است .

 

 

دیده شده در کتاب طریق دوست ، مجموعه رهنمودهای حضرت آیت الله العظمی مجتهدیی تهرانی ، به کوشش علی اکبر مزد آبادی ، نشر یا زهرا سلام الله ، ص ۳۴

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 29 دی 1395نظر دهید »

 آیت الله العظمی جوادی آملی:

علم نافع اثرش در دنیا و آخرت همراه انسان است/ علمي نافع است كه آدم را رها نكند


 

 

حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي در جلسه درس خارج فقه امروز خود كه در مسجد اعظم برگزار شد در خصوص ویژگی های علم نافع اظهار داشتند: علمي به درد انسان مي‌خورد و نافع است كه انسان را تنها نگذارد و رفيق انسان باشد؛ يعنی به اعتقاد، اخلاق، اوصاف و به اعمال انسان كمك كند، علمِ دروني باشد و انسان را هرگز رها نكند و اثرش هم در این دنيا و هم در آخرت ظاهر شود.

 

 بعضي از علوم است كه مرز آنها تا زمان پيري است؛ طب، مهندسي، درياشناسي، آسمان‌شناسي و اینگونه علوم اين‌طور است، چون انسان وقتي مُرد، در عالم برزخ ديگر سخن از اين علوم نيست، این علوم، علومي نيستند كه در معاد بمانند چون معلومشان آنجا نيست؛ در نتیجه انسان باید علمي تهيه كند كه معلومش آنجا باشد، اين همان بيان نوراني حضرت امير علیه السلام است كه علمي نافع است كه آدم را رها نكند! اگر علم درباره ذات اقدس الهی و اسماي حسناي او بود اين همیشه با انسان هست، اين‌طور نيست كه بعد از عالم برزخ، صمديت و واحديت و خالقيت و اسماي الهي از بين برود، معلوم این علوم آنجا هست، مفهوم و معلوم اینگونه علوم در آنجا مشهود است و علمش از حصولي به حضوري مي‌آيد نه اينكه او را رها كند.


 در دعاها مي‌خوانيم «اللهم اني اسئلك علماً نافعا» خدایا علم نافع به ما عنایت کن، يا «أعوذ بك من علم لا ينفع» يعني آن علمي كه به درد من نمي‌خورد من آن را ياد نگيرم.

 

 يكي از بهترين علوم نافع همين معرفت نفس است كه انسان خودش را بشناسد، كه دارد چه كار مي‌كند؟ ما خيال مي‌كنيم كاري كه كرديم تمام شد ما اگر باور كنيم كه عمل، زنده است، قبل از اينكه او ما را رسوا كند ما او را اصلاح می كنيم، اعمال بد ما يقيناً ما را رسوا مي‌كند حالا چه در دنيا و چه در آخرت، اگر ما باور كنيم عمل، ما را رها نمي‌كند هرگز به اين فكر نيستيم كه فراموشش كنيم، چون عمل زنده است و ما را فراموش نمي‌كند.

 


دیده شده در سایت رسمی آیت الله جوادی آملی 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 29 دی 1395نظر دهید »

به نسل های آینده بگوئید:

فرازی از وصیت نامه شهید حجت الاسلام محسن عرب بهشتی 




شما برای ان که موفق باشید باید نکاتی را رعایت کنید :

 

۱_ تنهای تنها به خاطر رضای خداوند کار کنید و خشنودی او را طلب کنید .

 

۲_ امید و توکلتان به خدا باشد و از او یاری بجویید .

 

۳_ با وحدت و انسجام بیشتری به کارها بپردازید .

 

۴_ از تفرقه و جدایی پرهیز کرده و از مسایل ریز و بیهوده که یقینا از وساوس شیطانی است ، خودداری کنید .

 

۵_ در مسایل با دید بنگرید .

 

۶_ جاذبه و دافعه اسلامی داشته باشید .

 

۷_ اخلاقی خوش و نیکو و اسلامی داشته باشید و با خوشرویی با دیگران برخورد کنید .

 

۸_ مسایل اخلاقی ،عرفی و عملی اسلام را رعایت کنی .

 

۹_ عبادت و بندگی تان را بیشتر کنید و دعا زیاد بخوانید و حتما نماز شب بخوانید .

 

۱۰_ همواره با روحانیت در خط امام در تماس بوده و پشتیبان کسانی باشد که در خط امام هستند .

 

به نسل های آینده بگویید و در تاریخ ثبت کنید که ما رزمندگان اسلام ، با هدف و انگیزه دفاع از اسلام و کشور اسلامی مان ، به جنگ با عراق آمده ایم . با عمل و آگاهی به این مطلب که اگر به جبهه بیاییم ، تمام وجودمان در خطر مرگ و از بین رفتن طاهری است ، به جبهه آمده ایم و احساساتی نیامده ایم ، بر اساس شناخت و معرفت حرکت کرده ایم ….

 

 

دیده شده در کتاب به پا خاستگان دیروز ، به کوشش مریم سادات ذکریایی و احمد فخاری . نشر روزگار ، ص ۱۵۰ 


اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 29 دی 13952 نظر »

شهید سرتیپ علی اکبر حاجی پور ، فرمانده تیپ یک ، معاونت لشکر ۲۷ محمد رسول الله .




 خاطره ای از فتح الله ناد علی  

یکی دوهفته قبل از والفجر یک ، برای شناسایی منطقه ما را به دیدگاه لشکر منطقه ۳۱ برد، قبلا با فرماندهی آن لشکر هماهنگ شده بود ، ولی به خاطر بی اطلاعی  ، نگهبان از ورود به دیدگاه جلوگیری کرد و گفت « می بخشید ، نمی شه ، دستور داده اند کسی وارد نشود » 

 

حاجی که فرماندهی چند گروهان و گردان و دسته را به عهده داشت ، آنقدر با متانت عمل کرد که همه را متعجب ساخت . 

 

او با کمال خونسردی گفت : « باشه جانم ، فقط با قرار گاه تماس بگیر و بگو حاجی پور از لشکر ۲۷ آمده »


نگهبان به داخل سنگر خودش رفت پس از لحظاتی بازگشت و گفت : ،« باید مرا ببخشید ، قبلا به ما اطلاع نداده بودند . بفرمائید » 

 

… دشمن بعثی حاجی پور را می شناخت ، در قله های غرب و دشت جنوب ، بارها از رشادت های این پیر میدان دیده اسلام زخم خورده بود . به حدی که رادیو عراق بارها از او به زشتی یاد کرد و از او زخم خورده بود .


 

دیده شده درکتاب ۱۴ سردار شهید ، احمد امامی راد ، انتشارات حدیث نینوا ،۱۲۶

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 26 دی 1395نظر دهید »

نامه دلسوزانه حجت الاسلام قرائتی به مسئولین فرهنگی، حوزه‌ها و دانشگاه ها



متن این نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک مسئولین فرهنگی، حوزه‌ها و دانشگاه‌ها(دامت برکاتهم)
سلام علیکم
اینجانب بیش از نیم قرن طلبه هستم و بیش از چهل سال معلم، و بیش از سی و هفت سال در شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی با محوریت قرآن و نسل نو، و سبک جدید و با توجه به استقلال و وابسته نبودن به هیچ شخص و گروه و بدون تأمین اعتبار همراه با هر سال، حدود هفتاد سفر، و نوشتن سبک خود در چند کتاب و صدها کلاس‌ برای کسانی که علاقه به معلمی و تدریس مسایل دینی داشته‌اند، به اینجا رسیده‌ام که عصاره‌ی تجربیاتم را به اساتید به عنوان زیره به کرمان، بیان کنم.

 


در زمستان امسال (۱۳۹۵)‌ در اثر یک بیماری که یک ماهی فرصت استراحت بعد از عمل جراحی به من داده شد، زمانی برای بازگشت به کارهای خود و برنامه‌های حوزه و دانشگاه، پیدا کردم. زیرا با توفیق الهی هفته‌های زیادی در حوزه علمیه قم، برای طلاب جوان و هفته‌ای چند روز در دانشگاه تهران از نزدیک با نسل فرهیخته حوزه و دانشگاه مأنوس هستم.
لازم دیدم آنچه را که به یقین درک کرده‌ام، به دیگران بگویم. از این چند سطر مقدمه عذرخواهی می‌کنم.
به سراغ اصل مطلب برویم؛

 


شاید بتوان گفت یکی از مهم‌ترین عوامل مشکلات امروز آن است که بخش مهمی از درس‌های حوزه و دانشگاه، مباحث نظری یا محفوظات یا اطلاعات غیرکاربردی است، و در این زمین‌ها میوه‌های مطلوبی به بار نمی‌نشیند. انقلابی باید بشود که در آن خاک این باغچه عوض گردد. به تمام کتاب‌ها و درس‌ها نگاه کاربردی شود، نمره‌ها و مدارک، بر اساس مهارت‌ها ارائه گردد. (البته با حفظ بخش‌هایی از اطلاعات و محفوظات)

 


امروز آموزش و پروش ما دیپلم تربیت می‌کند، ‌اما چند درصد از آنان نوعی مهارت دارند که بعد از دیپلم وارد بازار کار شوند، به کسب و مهارتی برسند، ازدواج کنند، منتظر استخدام نباشند، از دولت توقع نداشته باشند و به خاطر آنکه از تحصیلاتش کام گرفته است،‌ به نظام علاقمند و از نظر روحیه جوانی بانشاط باشد؟


امروز اکثر تحصیلکردگان خاک آموزش و پرورش، بی‌مهارت، بی‌درآمد، بیکار، بی‌نشاط، بدبین، پرتوقع، و کار را ننگ می‌دانند. آیا نباید این خاک عوض شود؟

 


امروز بسیاری از خروجی‌های دانشگاه‌ها نیز جز محفوظات و مدرک، هیچ مهارتی ندارند. و مدرک برای آن‌ها مانع کار است و جوانانی هستند پرتوقع و مطالبه‌گر و کسانی که بدون هیچ گونه تولیدی مصرف گرا و منتظر استخدام و کار دولتی هستند و حتی حاضر نیستند، مهارت‌های پدر خود را فرا بگیرند.


اساتید عزیز!!!


نداشتن مهارت یعنی نداشتن شغل! و نداشتن شغل یعنی نداشتن درآمد، و نداشتن درآمد یعنی نداشتن همسر و فرزند و نشاط، و نداشتن این‌ها یعنی افسردگی، اعتیاد، توجه به فیلم‌ها و برنامه‌های فاسد، فاسد شدن و دیگران را فاسد کردن، بی‌اعتقادی به اسلام و نظام و…

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   شنبه 25 دی 13954 نظر »

انسان ذاتاً فقیر است 

حضرت آيت الله العظمي جوادی آملی درجلسه درس اخلاق اين هفته خود بیان داشتند: در بحث‌هاي اخلاقي به اين نتيجه مي‌رسيم كه قرآن كريم قبل از اينكه به ما دستورهاي اثباتي بدهد كه بفرمايد چه صفتي داشته باشيد ما را از تهي بودن ذاتي‌مان باخبر مي‌كند؛ يعني به ما مي‌فهماند در درون ذات شما چيزي نيست ولي اين قدرت را داريد كه فضايل را تهيه كنيد.

 

اين تعبير ﴿يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَي اللَّهِ﴾ در كتاب‌هاي عقلي يك مقدار تحقيق روي آن شده ، ولي آن لطايفي كه در فنّ اخلاق مطرح است در كتاب‌هاي عقلي نيست. تمام بحث‌هاي اخلاقي در آن فقيرِ مِن الله است كه از اين بحث‌ها در حكمت و كلام خبري نيست، فقير من الله را از آن دعاي نوراني وجود مبارك پيغمبر(عليه و علي آله آلاف التحيّة والثناء) می توان به دست آورد كه می فرماید: «أعوذ بك منك» خدايا من از تو به تو پناه مي‌برم! اين مي‌شود توحيدِ محض، چون هيچ حادثه‌اي در عالم به انسان نمي‌رسد مگر به اذن خدا و هيچ راه حلّي براي نجات از آن حادثه نيست مگر از خدا، پس هر حادثه‌اي بخواهد پيش بيايد از طرف خداست ما بايد به او پناه ببريم؛ از او پناه ببريم كه مشكلي براي ما پيش نيايد، به او پناه ببريم كه اگر مشكلي پيش آمد او حل كند.

 

 اين يعني خدايا آنچه در عالم هست و تدبير مي‌شود به مديريت شماست اگر يك رخداد تلخي بخواهد به ما برسد به اذن شماست و اگر اين رخداد تلخ بخواهد رخت بربندد به دستور شماست، پس از شما به شما پناه مي‌بريم!

 

 در درون همه ما انسانها يك نحوه ربوبيتي هست که آن خودخواهي است، حالا برخي‌ها زبان‌درازي مي‌كنند نظير فرعون مي‌گويند: ﴿أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلي﴾، بعضي زبان‌كوتاهي مي‌كنند حرف‌هاي قارون را مي‌زنند، مي‌گويند ما خودمان زحمت كشيديم و در عرض سي یا چهل سال عالِم يا دانشمند شديم؛ هر دو داعي ربوبيت دارند.


اينكه كسي مي‌گويد من خودم زحمت كشيدم اين مال را پيدا كردم، يا اين علم را پيدا كردم، اين فقرِ مِن الربوبية ندارد، اين يك زمينه‌اي از ربوبيت را دارد، آن كمبود را مي‌خواهد جبران كند، لذا فقرش، فقر محض نيست.


فرق قارون و فرعون در دركات اين كار است، فرعون صريحاً مي‌گويد: ﴿أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلي﴾، قارون همين حرف را در آن دركات مياني مي‌زند مي‌گويد: ﴿إِنَّما أُوتيتُهُ عَلي‏ عِلْمٍ عِنْديمن خودم زحمت كشيدم، اقتصاددان بودم، مال پيدا كردم. یا اینکه کسی بگوید خودم زحمت كشيدم با استعداد بودم عالِم حوزوي يا دانشگاهي شدم. بعضي از ما اسلامي حرف مي‌زنيم و قاروني فكر مي‌كنيم، تا اين غرور و خودخواهي به نحو سالبه كليه محو نشد، يعني ما فقيرِ مِن الربوبيّة نشديم و فقيرِ الي الله هم نخواهيم بود.

 

اينكه در آيه نوراني دارد ﴿وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ﴾ براي همين نكته است. فرمود اكثر مؤمنين گرفتار اين خودخواهي و اين داعي ربوبيتي دروني هستند، در صورت عصبانيتشان معلوم مي‌شود، در صورت تفاخرشان معلوم مي‌شود، در صورت اظهار فرهيختگي و نخبگي‌شان معلوم مي‌شود، اين است كه يك گوشه‌اي از ربوبيت‌خواهي در درون خيلي‌ها هست. وقتي از امام(سلام الله عليه) سؤال مي‌كنند كه چطور اكثر مؤمنين مشرك‌اند فرمود: همين كه مي‌گویند اگر فلان شخص نبود، اگر فلان وسيله نبود، یا اینکه می‌گویند اول خدا، دوم فلان شخص!

 

انسان ذاتاً خالي است و ظرفيت آن را دارد كه موحد باشد، مي‌تواند مظهر خدا باشد. اين اسامي نوراني كه در دعاي پربركت جوشن كبير است كه بسياري از شما ان‌شاءالله موفقيد شب‌هاي جمعه قرائت و تلاوت مي‌كنيد، اين هزار يا هزار و يك اسم، بعضي‌ها عظيم‌اند، بعضي‌ها اعظم‌اند، اين رحمانيت ذات اقدس الهي، اين جزء اسماي اعظم به شمار مي‌رود، لذا شما مي‌بينيد در آيات و روايات، «الرحمن» را صفت براي چيزي قرار نمي‌دهند، آن را موصوف قرار مي‌دهند ،مثل اينكه «الله» را صفت براي چيزي قرار نمي‌دهند موصوف قرار مي‌دهند.


بر خلاف اوصافی چون رحيم، عليم یا حکیم. گاهي انسان مظهر «رحيم» مي‌شود که نسبت به گروه خاصی رحمت دارد ولی نسبت به ديگران بي‌مهر است و گاهي هم مظهر «الرحمن» مي‌شود که نسبت به همه چیز رحم و مهربانی دارد. اين دين به ما دستور داده كه مظهر «الرحمن» بشويم، یعنی نسبت به همه چيز رحم و مهرباني را رعايت كنيم. اینکه آب دادن به مار و عقرب گزنده هم ثواب دارد، اینکه رفع تشنگی سگی که نجس العین است هم ثواب دارد، چون این حیوانات مخلوق خدایند و انسان شده مظهر «الرحمن». اين که در روايات ما هست که هر كبدِ تشنه‌اي را شما سيراب كنيد اجر دارد، اين مظهر رحمت رحمانيه است، حتی از حيوانات پايين‌تر، انسان اگر درختی را آب بدهد قربة الي الله، این عبادت است.

 

كدام انسان به اين فكر است كه جامد و ذي‌روح حيواني و انساني را مشمول رحمت خاصّ خود قرار بدهد، او همان انسان مسلمان است؛ اگر كسي فقيرِ محض شد، ظرفيت پيدا مي‌كند كه مظهر خداي الرحمن بشود اين «الرحمن» مقابل ندارد، آن «الرحيم» است كه مقابل دارد، خدا منتقم است در قبالش رحيم است. اين دعاي نوراني امام سجاد علیه السلام است که بارها خوانده شده، وجود مبارك امام سجاد علیه السلام به ما فرمود، درست است رحمت خدا بيش از غضب خداست، اما محور اساسي تعليم، اين نيست كه رحمت خدا بيش از غضب خداست، آنكه اساس كار است اين است كه رحمت خدا پيش از غضب اوست نه بيش از غضب او؛ رحمت رحمانيه مقابل ندارد.


آنچه به ما گفتند دستورهاي دين را شما متوالياً و مرتباً حفظ كنيد، اين آیه قرآن که ﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا﴾ كه آمده، اين مرابطه را توسعه دادند آن مرابطه‌‌هاي دقيق و عميق را فقه به عهده دارد. مرابطه هم حكم فقهي خاصي دارد. مثلا مسجد خانه خداست، هر وقت انسان فرصت پيدا كرد مشرّف مي‌شود و نماز مي‌گذارد، اما اعتكاف يك شرايط خاصي دارد، هم زمانش مخصوص است هم مكانش مخصوص، همان طوري كه اعتكاف, زمان و زمينش مخصوص است و يك عبادت خاص فقهي است، مرابطه هم حكم فقهي خاصي دارد.


اينكه فرمود: ﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا﴾. حالا كسي مي‌خواهد برود جزء مدافعان حرم بشود، مي‌خواهد مرزداري كند، اين يك وقت است به طور عادي است، مثل اينكه مي‌رود مسجد نماز مي‌خواند و برمي‌گردد، که اين حكم خاص ندارد، فقط ثواب خاص دارد. اما يك وقت مي‌خواهد به اين آيه عمل كند، به اين آيه كه عمل كند، بايد حساب خاص داشته باشد. اين دين به ما گفته اين (رابطوا) مثل اعتكاف، حكم خاصّ خودش را دارد. اگر كسي ظهر نمازش را در مسجد خواند منتظر بود كه شب فرا برسد باز در مسجد شركت كند و نمازش را بخواند، مرتبط در پيوند دين است، اين مي‌شود (رابطوا)؛ اگر بين اعمال حسنه‌اش، پيوندي برقرار كند، منتظر باشد كه آن نوبت برسد تا آن عمل را انجام بدهد، مصداق (رابطوا) است. ما مي‌توانيم اين چنين باشيم، اگر (رابطوا) شديم، ديگر راحتيم، ديگر وسط‌ها فرصتي نيست به ديگري وقت بدهيم، چون ما منتظريم فرصت بعدي بيايد برويم مسجد، براي واجبات و مستحباتمان، براي درس و بحثمان، ما برنامه‌ريزي كنيم، ما صبح اين درس را داريم، بعدازظهر آن درس را داريم، شب آن مطالعه را داريم، همه‌اش براي الله باشد مي‌شود (رابطوا). به ما فرمودند براي خودتان برنامه‌ريزي كنيد اگر شما براي خودتان برنامه‌ريزي نكرديد بيگانه براي وقتتان برنامه‌ريزي مي‌كند.

 اگر ما خواستيم برنامه‌ريزي صحيح در عبادات، در علوم، در معارف داشته باشيم و به اين آیه كريمه ﴿رابِطُوا﴾ عمل كنيم اين است كه وقت خالي نگذاريم كه ديگري براي ما برنامه‌ريزي كنند.

 

اين ايام مصادف با رحلت بسياري از بزرگواران ما بود، حضرت آيت الله موسوي اردبيلي، حضرت آيت الله واعظ ‌زاده خراساني و اخيراً هم حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني؛ اينها هر كدام به نوبه خودشان مصداق اين ﴿رابِطُوا﴾ بودند تا عمر بابركتشان بود در مسئله علم و دين، حفظ نظام و رهبري تلاش و كوشش كردند، اجر همه اينها با ذات اقدس الهي و از ملت بزرگ و بزرگوار حق‌شناسي مي‌شود كه در اين مراسم سوگ و ماتم نهايت احترام را گذاشتند!

 

 

برای مطالعه متن کامل سخنرانی به لینک زیر مراجعه فرمائید ؛جلسه درس اخلاق ۲۳/ ۱۰/ ۹۵

http://javadi.esra.ir/-/جلسه-درس-اخلاق-1395-10-23

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 25 دی 1395نظر دهید »

هدف از بعثت انبیاء 

 

استفاده می کنیم از داستان حضرت موسی علیه السلام برای این که وظایف خودمان را در شرایط مشابه درک کنیم و از حکمت ها و مواعظی که دراین داستان ها بیان شده در ببریم ، از سوره قصص شروع می کنیم که خدای متعال می فرماید : «نتلو عليك من نبإ موسى وفرعون بالحق لقوم يؤمنون؛ آیه ۳ » ما این داستان را به حق بیان می کنیم .

 

معمولا وقتی داستان بیان می شود گاهی یک کم و زیادهایی برای داستان اتفاق می افتد و گاهی هم یک مطلبی قاطی داستان می شود که جزء داستان نیست و قرآن جاهایی که می خواهد داستان تعریف کند می گوید : این داستان بالحق است . یعنی عین حقیقت است و عنصر اضافی ندارد و خداوند روی کلمه حق تاکید دارد .

 

و غیر از این که این داستان حق است و کم و زیاد ندارد بیان می دارد که هدف ما همه مردم نیست بلکه برای اهل ایمان می خواهیم داستان بیان کنیم و برای رشد ایمانشان خدای متعال از شیوه های متعددی استفاده می کند و یکی از شیوه ها هم ذکر داستان است .

 

و نکته هایی که در داستان می آید مسئله ایمان به خدا و ایمان به غیب است و شما صفحه اول قرآن را که باز می کنید می فرماید « الذین یومنون بالغیب » این کتابی است که برای اهل تقوا هستند و این تقوا برای کسانی به کار می رود که حواسشان به خودشان است و مواظب هستند که کارهایشان را درست انجام دهند و چنین کسانی که این انگیزه را داشته باشند خدا راه راست را به آن ها نشان می دهد .

 

اولین علامت برای کسانی که از هدایت خدا استفاده می کنند «یومنون بالغیب» یعنی ایمان به غیب است و ایمان به غیب یعنی چه ؟ 

انسان را خدا طوری آفریده که ادراکات آگاهانه او از نوع حواس است و به آنها حواس پنج گانه می گویند که البته عده ای می گویند این حواس بیشتر است . اما آیا چیزهایی که اصلا نمی شود  آنها را لمس کرد و چشم آنها را نمی بیند آیا آدم بگوید اینها نیست ، مثل عده ای که می گویند هر چه در حواس ما نباشد پس نیست مثل حس گراها ( پوزیتیویستی ) قرآن در مقابل اینها می گوید که اول بدانید که همه چیز را شماها نمی بینید و غایب از شماست و غیب است ولی باید ایمان داشته باشید . اصل خدا هم همینطور است ، چرا که ما خدا را هم نمی بینیم ، پس اساس کار انبیاء برای هدایت مردم این است که اول جا بیندازند که همه‌چیز دیدنی و حس کردنی نیست و خدا به ما عقل داده که ایمان بیاوریم و این اصل مسئله است .

 

ما تجربه کرده ایم که چیزهایی را که نمی بینیم سخت آنها را می پذیریم و بعضی وقتها آن را ناخودآگاه آن را قبول می کنیم .

 

از این جا یک معیاری برای درجات ایمان پیدا می شود ، بعضی ها هستند با این که پیغمبر را قبول دارند و به نحوی دین را می پذیرند اما خیلی به غیب باور ندارند . بعضی ها هم هستند که آن ها حقایق را بیشتر از حسیات باور دارند …

از ویژگی های بنی اسرائیل این بود که خیلی حس گرا بودند « لن نومن حتی نری الله جهره » هرگز ما حرفت را قبول نمی کنیم مگر این که خدا را به چشم ببینیم .

 

این دوقطبی که یکی می گوید « لن نومن حتی نری الله جهره» و یک قطب دیگر می گوید که « کیف یستدل علیک بما هو ، وجود چیزهای دیگر را با وجود نو می شناسم ، انتهای دعای عرفه ،»چشمی که تو به من دادی من با آن تو را می بینم ..

این دو نظر نقطه مقابل یکدیگر هستند و مراتبی غریب به بی نهایت از ضعیف ترین ایمان تا ایمان علی علیه السلام در میان این دو نقطه است  .

 

انبیاء یکی از اهداف مهمشان این بود که بشر را مومن بار بیاورند چرا که هر چه ایمان کامل تر باشد مومن تر خواهد بود . و خداوند هر وقت بخواهد بالاترین رحمت را به انسان ها بدهد ، بالاترین رحمت در سایه ایمان به وجود می آید .


آنهایی که ایمانشان ضعیف تر است می گویند بله انبیا درست گفته اند اما هدف انبیاء این بود که ( در سایه ایمان ) به هم ظلم نکنید ، خیانت نکنید ، دروغ نگویید .. و زندگی راست داشته باشید و برای این که مردم خوش باشند آن ها را از جهنم می ترسانند و الا لزومی نبود که بگویند جهنمی هست یعنی در واقع هدف از بعثت انبیاء راحتی زندگی دنیا برای مردم است که اسم آن را زندگی سعادتمندانه و سعادت توام با عدالت است ..



سخنان اخلاقی ، عرفانی آیت الله مصباح یزدی ، ۹۵/۱۰/۲۲ ، شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!

کلیدواژه ها: بعثت, حقیقت, داستان, غیب
   پنجشنبه 23 دی 13952 نظر »

رزق و روزی 



 

روایت شده است شخصی به حضور امیرالمؤمنین علیه السلام از تنگی معیشت خود حکایت کرد . امام فرمود : « لعلک تکتب بقلم معقود . فعال : لا .لعلک تمشط بمشط مکسور . فقال : لا .

فقال : لعلک تمشی امام من هو اکبر منه سناً . فقال : لا .

فقال : لعلک تنام بعد الفجر . فقال: لا .

فقال : لعلک تترک الدعا للوالدین . فقال ؛ نعم یا امیرالمؤمنین.

فقال علیه السلام ؛ فاذکر هما فانی سمعت رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم یقول : ترک الدعا للوالدین یقطع الرزق .»

 

یعنی « فقر و تنگدستی تو شاید به این سبب است که با قلم گره دار می نویسی . عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین .


فرمود : شاید با شانه شکسته موی خویش را می آرایی ، عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین.


فرمود : شاید از کسی که عمرش از تو بیشتر است جلوتر می روی ، عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین.


فرمود : شاید بعد از طلوع فجر می خوابی ، عرضه داشت : خیر یا امیرالمؤمنین.


فرمود : شاید که پدر و مادر خود را از دعای خیر دریغ می ورزی ، عرضه داشت : آری یا امیرالمومنین.


پس آن گاه امام فرمود که برای رفع بلای تنگ دستی ،پدر و مادر خود را از دعا فراموش نکنید و فرمود : از رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود : ترک دعای خیر برای پدر و مادر ، روزی آدمی را می برد و او را به تنگدستی مبتلا می سازد .»

 


دیده شده در کتاب نشان از بی نشان ها ، علی مقدادی اصفهانی( فرزند ذکور حاج شیخ حسنعلی نخودکی ) نشر جمهوری ، جلد ۱ ، ص ۴۲۶.

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 22 دی 1395نظر دهید »

هزار و سه پند شیطان !!


 

روزی حضرت موسی علیه السلام نشسته بودند که ابلیس لعین نزد او آمد و در ضمن گفتگوهایش به آن حضرت عرض کرد : می خواهم هزار و سه پند و حکمت به تو بیاموزم و با این پندها و اندرزها تو را موعظه کنم و راه تکامل و طریق سعادت را به تو بنمایم !!


موسی علیه السلام او را شناخت و اینگونه پاسخ داد : 

آنچه که تو می دانی ، بیشتر از آن را من می دانم ، تو برو خودت را موعظه کن و از بدبختی و فلاکت ابدی نجات بده ، تو اهل موعظه و پند نیستی ، اگر اهلیت این کار را داشتی هرگز در مقابل خدا قد علم نمی کردی و جسورانه دستوراتش را رد نمی کردی ، من موعظه و پند را می پذیرم و به آن سفارش می کنم ، اما نه از شخصی مثل تو ، نیازی به پندهای تو ندارم و موعظه دروغین تو را نمی پذیرم چون خدای متعال و آفریدگار مهربان دستور داده حرف تو را نپذیرم : 


أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ : اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد زيرا وى دشمن آشكار شماست ( سوره یس آیه ۶۰) 


اما مثل این که این بار با دفعات قبل متفاوت بود و جبرئیل امین نازل شد و پیام الهی را اینگونه به موسی علیه السلام نازل نمود :

« ای موسی ! خداوند متعال می فرماید :هزار  پند و نصیحت ابلیس فریب و دروغ است و می خواهد تو را و بندگان مرا در زیر نقاب موعظه و نصیحت گمراه کند ، اما سه پند او را گوش بسپار و به آن عمل کن و به دیگران برسان که راه درست و طریق نجات در آن است و با عمل به این سه پند و موعظه کمر ابلیس خم می شود و دستش از گمراهی شما قطع می شود »

پس از آن که موسی طبق دستور الهی از ابلیس خواست تا سه پند از هزار و سه پند و موعظه اش را بیان کند ، ابلیس شروع کرد به بیان آنها :


پند اول :

ای موسی ! هرگاه تصمیم بر انجام کار نیکی گرفتی در انجام آن کار خیر عجله کن ، وگرنه من تو را پشیمان می کنم و با تمام نیرو به تو حمله ور می شوم تا آن عمل نیک را انجام ندهی و کار خیری را به سامان نرسانی

 

پند دوم :

ای موسی ! اگر با زن نامحرمی خلوت کردی ، از من غافل مباش که سخت در فکر هلاک تو هستم و همه نیروی خود را در گمراه کردن تو به کار می گیرم و تا تو را به حرام نیندازم و پرده عفتت را پاره نکنم از پای نمی نشینم .

ای موسی ! نمی دانی چه انسان هایی را از طریق چشم چرانی و شهوت به ورطه سقوط و تباهی کشانده ام .

 

پند سوم :

ای موسی ! هرگاه خشمگین شدی و غصب کردی ، جای خود را عوض کن و هیچ کاری انجام نده که من حضور دارم و فتنه ای بر پا می کنم .

 

پس از آن که ابلیس پندهای خود کفت به موسی علیه السلام رو کرد و بیان داشت :ای موسی ! اکنون که تو را پند دادم به تو حقی پیدا کردم ، در عوض از خدا بخواه تا مرا بیامرزد چرا که تو مقام و منزلتی در درگاه خدا داری .

موسی به درخواست ابلیس پاسخ مثبت داد و از ابلیس شفاعت کرد ! خداوند متعال در پاسخ فرمود : شفاعت تو را می پذیرم اما شرط آمرزش شیطان آن است که بر قبر حضرت آدم علیه السلام سجده کند .

حضرت موسی فرمان خدا را به ابلیس ابلاغ کرد و ابلیس که همچنان در خودخواهی و تکبر غوطه ور بود گفت : ای موسی ! من در آن هنگام که آدم زنده بود بر او سجده نکردم حال چگونه می توان بر قبرش سجده کنم ….

 

 

دیده شده در کتاب سه پند شیطان ، سید اسماعیل شاکر اردکانی ، انتشارات فرهنگ اهل بیت علیه السلام خلاصه صفحه ۸ تا ۸۱ .

اشتراک گذاری این مطلب!

   سه شنبه 21 دی 1395نظر دهید »

خاطره ای از حجت الاسلام محمد جواد سامی 

 

 

روزی برای توجیه طرح عملیات محرم در گرمترین ساعات روز زیر یک چادر محقر و ساده ، کالک عملیاتی قرارگاه را مقابل آقا مهدی زین الدین گشودم . او با تواضع تمام با ذره بین نقشه را می کاوید و روی خطوط آن حرکت می کرد .


راننده ای که کنار چادر منتظر نشسته بود ، آنقدر شیفته حرکات متین و کلام دلنشین او شده بود که بی اختیار هر لحظه خودش را به او نزدیک می کرد . آقا مهدی انگار در عالم دیگری به سر می برد ، ناگهان سربلند کرد و صورتی را نزدیک صورت خود ، وسط نقشه دید . ملایم پرسید : « آقا کی هستند ؟ » 

 

وقتی مسولیت او را گوشزد کردم گفت : « چرا نگفتید مهمان داریم ؟! » ایشان را پای این چادر گرم معطل کرده ایم ! 

 

بعد رو به راننده کرد و گفت : « دوست من ! اینها برای شما مفهوم نیست . سر فرصت همه را برایتان توضیح می دهم .»

سپس دستور داد محل مناسبی برای او مهیا کنند . بعد از او عذر خواهی کرد .

 

در بازگشت به مقر ، راننده از مسولیت آقا مهدی و کار او پرسید . وقتی گفتیم که ایشان فرمانده لشکر هستند ، به حدی منقلب شد که تا چند لحظه قادر به حرکت نبود.

 


دیده شده درکتاب ۱۴ سردار شهید ، احمد امامی راد ، انتشارات حدیث نینوا ، ص ۲۷.

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 20 دی 13955 نظر »

مراقب فضاهای مجازی باشیم 

 


 

 حضرت آیت الله مکارم شیرازی صبح امروز در درس خارج فقه در مسجد اعظم قم به موضوع فضای مجازی اشاره کردند و گفتند: امروز فضای مجازی با مشکلات جامعه ما ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده و تبدیل به فضایی آلوده، کثیف و منجلاب شده و فساد در آن غوغا می کند.


ایشان با تأکید بر اینکه جناب رئیس جمهور باید برای این مسئله اهمیت فوق العاده ای قائل شوند، اظهار داشتند: امروز تمام دولت های استکباری و استعماری دشمن ما هستند و حداکثر استفاده را از این فضا انجام می دهند.


این مرجع تقلید ابراز داشتند: امروز تمام سموم اخلاقی، سیاسی، اعتقاد، اهانت به مقدسات و … را وارد این فضا کرده و از آن بهره برداری می کنند. اخیرا دشمنان با داستان گورخواب ها در فضای مجازی غوغایی به پا کردند؛ در حالی که در خود آمریکا صدها هزار نفر کارتن خواب وجود داشته و حتی برخی در کنار فاضلاب ها اسکان دارند.

این استاد برجسته حوزه تصریح کردند: از این مشکلات و معضلات جامعه آمریکا خبری درز پیدا نمی کند؛ اما وقتی چند نفر در کشور ما دچار این مشکل می شوند، آن را در فضای مجازی بیداد می کنند.


این مفسر قرآن کریم بیان داشتند: اصلاح فضای مجازی درد بی درمان نیست؛ بلکه قابل درمان است؛ اما طالب عزم الهی و جدی است ، اصلاح این فضا هزینه دارد؛ ولی هزینه آنچنان زیاد ندارد؛ لکن سرنوشت جامعه با آن مرتبط است و باید فکری برای آن کرد. امیدواریم رئیس جمهور، دولتمردان، صدا و سیما و همچنین نهادهای قضائی دست به دست هم داده و برای آن فکری کنند.


حضرت آیت الله مکارم شیرازی در بخش دیگر از سخنان خود با اشاره به روایتی از نبی مکرم اسلام(ص)، اظهار داشتند: حضرت فرمودند: «و ان الرجل لیحرم الرزق بالذنب یصیبه و لا یرد القدر الا الدعاء و لا یزید فی العمر الا البّر/ انسان به سبب گناه، از روزی خود محروم می گردد و هیچ چیز نمی تواند این تقدیر و سرنوشت را دگرگون سازد؛ مگر دعا کردن و هیچ چیز بر عمر وی نمی افزاید؛ مگر نیکی نمودن. گناه سبب کم شدن روزی است».


این مرجع تقلید با بیان این مطلب که قضا و قدر به دو قسم حتمی و مشروط تقسیم می شود، ابراز داشتند: قضا و قدر حتمی در لوح محفوظ بوده و عوض نخواهد شد؛ اما می توان جلوی قضا و قدر مشروط را با دعا و صدقه گرفت.


این استاد برجسته حوزه با تأکید بر اینکه دعا مهمترین وسیله تغییر دهنده قضا و قدر است، خاطرنشان ساختند: دعا، مربی، تربیت کننده و باز دارنده گناه است؛ چراکه انسان گناهکار از دعا خجالت می کشد؛ پس گامی برای اصلاح خود بر می دارد.



دیده شده در خبرگزاری رسمی حوزه ، ۱۵/ ۱۰ / ۹۵

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 15 دی 13954 نظر »

مناظره 

 

 

 

حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان شنبه شب در برنامه زنده تلویزیونی متن و حاشیه که از شبکه سه سیما پخش شد در مناظره با کواکبیان نماینده مجلس درباره نامه‌نگاری برخی به ترامپ بابت افزایش تحریم‌ها، گفت: این سی نفر آدم‌های دم‌دستی هستند در حد و اندازه‌ای نیستند که برای اقدام آنها انگیزه خاص تعیین شود.


مدیر مسئول روزنامه کیهان عنوان کرد: آنچه مسلم است اینگونه جریانات را دشمنان رشد بادکنکی داده و از زبان آنها حرف‌هایی را مطرح می‌کنند، ماجرا ریشه‌ای گسترده و مهم‌تر دارد.


مهدی هاشمی یکی از درخواست‌کنندگان افزایش تحریم بر علیه ایران بود.


شریعتمداری افزود: درخواست تحریم درخواستی است که فتنه‌گران از سال ۸۸ شروع کردند، البته برخی از آنان نقش پادو را دارند که در این زمینه بدون شعار اسنادی وجود دارد، یکی از همین فتنه‌گران مهدی هاشمی است که به واسطه یکی از همکاران خود با خزانه‌داری آمریکا تماس گرفته و درخواست می‌کند تحریم‌های ایران افزایش یابد، نوار صوتی این مکالمه موجود است ضمن اینکه طرف مقابل او نیز این مساله را مطرح کرده است.


وی اظهار داشت: تعدادی افراد اصلی در فتنه از آمریکایی‌ها درخواست می‌کنند که تحریم‌های فلج‌کننده بر علیه ایران به کار گیرند، که بعدها کلینتون بعد از قطعنامه ۹۲۹ که قطعنامه اصلی‌ تحریم‌ها است این مساله بیان کرده است، حتی از جانب خود داخلی‌ها این واژه فلج‌کننده مطرح شده که اسناد آن موجود است.


مدیر مسوول روزنامه کیهان افزود: آقای مایکل پالس سفیر وقت اتریش در ایران و ویکی لیبس هم این سند را منتشر کردند، سفیر اتریش گزارشی به وزارت امور خارجه داده و با ابراز تعجب می‌گوید این دو رئیس جمهور سابق ایران از من خواستند که در غرب بر شیپور تقلب و نقض حقوق بشر در ایران دمیده شود برای اینکه کار ما اینجا آسان‌تر باشد.


در ادامه کواکبیان خطاب به شریعتمداری گفت: اینکه جناب آقای شریعتمداری بلافاصله سراغ حوادث فتنه ۸۸ رفتند هنر ایشان است که اساسا مباحث را از موضوعیت خود خارج می‌کنند.


نویسندگان نامه به ترامپ دنبال براندازی نظام هستند.


وی در پاسخ به سوال مجری برنامه که درباره نامه برخی به ترامپ برای افزایش تحریم‌های علیه ایران، عنوان کرد: واقعیت این است که این افراد دنبال براندازی نظام هستند و این نظام و انقلاب را دوست ندارند.


نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: از ابتدای پیروزی انقلاب دشمنی استکبار وجود داشته است، تحریم‌ها مربوط به سال‌های اخیر نیست، اما کار اینها بسیار ناپسند و محکوم است هیچ فرد شناسنامه‌داری چنین کاری نمی‌کند.


کواکبیان بیان داشت: اینکه آقای شریعتمداری می‌گویند درباره گفت‌وگوی هاشمی با فلان شخص بابت افزاش تحریم‌ها هاشمی فایل صوتی داریم، ایشان از یک نفر که در زندان است فایل صوتی دارد ما نباید همه چیز را به یکدیگر ربط دهیم.


در این لحظه مجری می‌گوید اسامی کسانی که پای این نامه را امضا کردند از فتنه‌گران شناخته شده در فتنه ۷۸ و ۸۸ بوده و ناشناخته نیستند.


ما خواستیم نامه‌نگاران به ترامپ را محکوم کنیم اما برخی نگران بزرگ شدن آنها بودند


در ادامه کواکبیان اظهار داشت: کسانی که نامه زدند ضد ملت ایران است پادو نیستند و نفرات اصلی هستند، ما گفتیم که این افراد را محکوم کنیم اما گفتند اگر آنها را محکوم کنیم بزرگ می‌شوند بنابراین به نظر من بحث به صورت رسمی موضوعیتی ندارد و بحث مهمی نیست.


کواکبیان افزود: ما در بحث تحریم‌ها باید توجه کنیم که برخلاف اطلاعیه‌ای که می‌دهند این امر بر علیه حکومت نیست بلکه بر علیه ملت است، اینجا ما نباید فاصله بین حکومت و ملت قرار دهیم هر تحریم علیه حکومت ایران تحریم علیه ملت ایران است.


نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: در داخل بعد از روی کار آمدن ترامپ بسیاری ‌مگر نگفتند زودتر این برجام را پاره کن، ما را از شر این خلاص کن، مفهوم این بود که تحریم‌ها ادامه پیدا کند، سوم آبان در کیهان این مطلب نوشته شد و گفتند که درخواست ما این است که برجام پاره شود، برخی در داخل از روی کار آمدن ترامپ خوشحال شدند.


برجام را خسارت محض می‌دانم

در ادامه مدیر مسئول روزنامه کیهان در پاسخ به کواکبیان گفت: درباره ترامپ به این شکل که ایشان می‌گویند نیست، بنده در یک مصاحبه گفتم تنها کار عاقلانه‌ای که این دیوانه می‌تواند انجام دهد پاره کردن برجام است، در حالی که برجام را خسارت محض می دانم.


وی در پاسخ به کواکبیان که اینها شناخته شده نیستند و با ما هم عقیده هستند، عنوان کرد: مساله را نباید رد کرد، اینها آمدند رد گم کنند، آن درخواستی که گفتم درخواستی است که آقای هاشمی رفسجانی و آقای خاتمی از آقای میشل عین درخواست کردند.


شریعتمداری گفت: مایکل لدین می‌گوید: ممکن است بعدها برخی به این فکر کنند که جنبش سبز از ۲۰۰۹ شروع شده است اینطوری نیست، بلکه این جنبش به اواسط دهه ۱۹۷۰ برمی‌گردد، مایکل لدین مطرح می‌کند که برخی سران جنبش سبز با ما تماس گرفتند و تاکید کردند برای اینکه جنبش سبر به نتیجه برسد شما تحریم‌ها را گسترش دهید و تاکید می‌کنند که تدریجی نباشد.

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   یکشنبه 12 دی 13951 نظر »

فرهنگ جامعه 



به یقین می توان گفت فرهنگ جامعه ما اگر با دستورات اسلامی همراه باشد ، ما پیشرفته ترین فرهنگ را خواهیم داشت . نمونه‌ای از فرهنگ یک جامعه ، در فضای های مجازی نمود پیدا می کند .


بسیار دیده ایم که افراد در شبکه های مجازی به فحاشی و توهین می پردازند و متاسفانه این خصلت زشت جامعه ما از طرف سایرین به پای اسلام نوشته میشود غافل از این که این رفتار زشت و ناشایست آن گاه در بین مردم شایع می شود که جامعه نسبت به احکام و دستورات الهی بی تفاوت شده باشد.


«بخش عمده ی فرهنگ، همان عقايد و اخلاقيات يك فرد يا يك جامعه است.بیانات رهبر معظم انقلاب مد ظله العالی »

 

اشتراک گذاری این مطلب!

کلیدواژه ها: بصیرت, فرهنگ, فضای مجازی
   پنجشنبه 9 دی 1395نظر دهید »

ربات های قاتل نگرانی جدید سازمان ملل

تحقیقات دانشمندان دانشگاه بوفالو نشان داده که عجله برای ممنوع کردن و بد جلوه دادن سلاحهای خودمختار یا «ربات‌های قاتل» راهکاری موقتی است و مشکل اصلی، ورود جامعه به موقعیتی است که سیستم‌هایی مانند این ربات‌ها در آن ممکن می‌شوند.

 


 

ربات‌های قاتل در مرکز داستان‌های فیلم‌هایی مانند ترمیناتور یا جنگ ستارگان قرار دارند، اما ایده عملکرد خودکار سلاح‌های خودمختار نسبت به سازمان‌های بشری تنها در اختیار نویسندگان داستان‌های علمی تخیلی نیست.


در حال حاضر بودجه‌ای از پنتاگون و گروهی از سازمان‌های غیردولتی مانند سازمان دیده‌بان حقوق بشر در حال کار برای متوقف ساختن توسعه این نوع ربات‌ها هستند.

اداره و کنترل سیستم‌هایی مانند ربات‌های قاتل باید فراتر از محصولات نهایی صورت بگیرد.


به گفته محققان،‌ باید اصطلاح ربات قاتل به تکنیک‌های فرهنگی کوچکتر تغییر یابد. محققان باید به بررسی تاریخچه یادگیری ربات‌ها، شناسایی الگو و مدلسازی پیش‌بینی و چگونه درک شدن این مفاهیم توسط این سیستم‌ها بپردازند. با انجام این بررسی‌ها می‌توان به سوالاتی که عصر آینده اتوماسیون، هوش مصنوعی و رباتیک را توصیف می‌کنند، پاسخ داد.


تکنیک‌های فرهنگی، اصولی هستند که به توسعه تحولات علمی منجر می‌شوند. این تکنیک‌ها که در اصل به کشاورزی مرتبط هستند، زمانی برای کشت و فرآیندها، کارگران و اقدامات لازم برای ارائه زمین مولد و قابل سکونت استفاده می‌شدند. اما در نظریه رسانه، رویکرد تکنیک‌های فرهنگی در بخش‌های مختلف کار و زنجیره‌های متعدد تکاملی اندیشه، فناوری، تصور، تولید دانش و چگونگی تبدیل این شیوه‌ها به سیستم‌های واقعی، محصولات و مفاهیم مورد توجه است.


شاید در حال حاضر، صحبت ‌در مورد ربات‌های قاتل به نظر تخیلی باشد اما سازمان‌ها در سراسر جهان در حال کار برای ساخت سیستم‌های خودکار و جلوگیری از تبدیل آن‌ها به ربات‌های قاتل هستند.


پنتاگون بودجه‌ای به میزان ۱۸ میلیارد دلار برای ساخت سیستم‌ها و فناوری‌هایی اختصاص داده که می‌توانند پایه سلاح‌های کاملا خودکار را تشکیل بدهند که بطور خودمختار به جستجو، شناسایی و حمله به دشمن خواهند پرداخت.


نخستین اعتراض دیپلماتیک در این حوزه بالقوه جنگ ماشینی در سال ۲۰۱۲ انجام شد که در آن گروهی از سازمان‌های غیردولتی یک کمپین به نام “ربات‌های قاتل را متوقف کنید” را برای جلوگیری از توسعه چنین سلاح‌هایی تشکیل دادند. اما محققان معتقدند که در مورد ترکیب‌بندی تهدید واقعی باید تجدید نظر کرد.


تصور کنید هر دو سیتم‌های نرم‌افزاری و اخلاقی بر اساس قوانین خاص عمل کنند. باید در نظر گرفت که آیا می‌توان سیستم‌های اخلاقی مبتنی بر قوانین را در نرم‌افزار کدگذاری کرد؟


خودروهای خودران بر اساس قوانین جاده عمل می‌کنند اما سلاح‌های خودمختار باید بتوانند بین دوست و دشمن تمایز قائل شوند و مهمتر اینکه بدانند چه زمانی ممکن است آن‌ها به نقش دیگری در بیایند.

محققان می‌گویند: ما نباید بر آنچه از لحاظ فنی ممکن است، تمرکز کنیم، بلکه باید انگیزه‌های ایدئولوژیکی، فرهنگی و سیاسی که این توسعه‌های فنی را هدایت می‌کنند، بررسی کنیم.۱


نگرانی ها از تبدیل شدن «روباتهای قاتل» به سلاح های غالب در آینده، سازمان ملل را وادار کرده است ماه مه اولین کنفرانس بین المللی را در باره این روباتها با حضور سازمانهای مدافع حقوق بشر برگزار کند.


 احتمال فراگیر شدن استفاده از روباتهای قاتل،  نگرانیهای جدی برای سازمان ملل به وجود آورده و این سازمان را به برگزاری کنفرانسی  با حضور نمایندگان سازمانهای حقوق بشری در ژنو واداشته است.


«روباتهای قاتل» شیوه جدیدی برای  جنگ هستند که توجه  کشورهای صنعتی جهان را به خود جلب کرده اند. در حال حاضر ژاپن، چین، کره جنوبی، آمریکا، اسرائیل ، انگلیس و روسیه  از پهپادها برای عملیات شناسایی استفاده می کنند.

این روباتها می توانند به صورت خودکار هدفهایی را در یک منطقه هدف قرار دهند.


بونی دوچرتی  Bonnie Docherty از مسئولان سازمان دیده بان  حقوق بشر در باره این پهپادهای خود کار می گوید: مثلا پهپاد ایکس- 40 (X-40B) که در آمریکا ساخته شده است می تواند به طور خودکار در آسمان سوخت گیری کند،  روی ناو هواپیما بر فرود آید و سلاح حمل کند. این پهپاد خودش پرواز می کند و می تواند به صورت خودکار اهدافی را شناسایی  و بدون مداخله بشری از سلاح استفاده کند».


اما پرسش اینجاست: اگر کار شناسایی خوب انجام نشود یا پهپاد هک شود، چه باید کرد؟

 

نوئل شارکی Noel Sharkey، استاد روباتیک دانشگاه شفیلد می پرسد:« اگر روبات اشتباه کند، مسئول چه کسی است؟ واضح است که روبات مسئول نیست، اما آیا ارتشی که تصمیم گرفته از آن استفاده کند مسئول است یا کسی که آن را ساخته و یا کسی که آن را برنامه ریزی  کرده است؟»


به گفته دیده بان حقوق بشر  خلاء حقوقی در این زمینه،   بنیان  زندگی بشر را بر اساس اصل کرامت  انسانی   تهدید می کند. برای همین دیده بان حقوق بشر پویشی را  در سازمان ملل برای ممنوعیت استفاده از  روباتهای قاتل آغاز کرده است.۲

 

 

۱_ دیده شده در.  https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/21/1237769/ربات-های-قاتل-در-راهند
۲_ دیده شده در. http://www.irinn.ir/news/216367/رباتهای-قاتل؛-نگرانی-جدید-سازمان-ملل   ۲۷ / ۹ / ۹۵ 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   یکشنبه 28 آذر 1395نظر دهید »

شفاعت از آن کیست ؟

 

یکی از علما نقل می کرد : شاعری به نام حاجب در مساله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده است و این شعر را سرود : 

 

حاجب اگر معامله حشر با علی است 

من ضامنم که هر چه خواهی گناه بکن .

 

شب حضرت به خوابش آمد و فرمود ؛ اینچنین بگو :


حاجب اگر معامله حشر با علی است 

شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن 

 

دیده شده در کتاب کشکول مهربان ، نادر مهربان ، نشر سایه ، ص ۳۸۵.

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 11 آذر 13951 نظر »

دیدار با بسیجیان 




حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار هزاران نفر از بسیجیان، بسیج را «لشکر انقلاب» و «مظهر مردم‌سالاری دینی» و متکی بر بصیرت خواندند و با تأکید بر لزوم برنامه‌ریزی دقیق و مبتنی بر تشکیل هیئت‌های اندیشه‌ورزی برای هم‌افزایی لایه‌های مختلف بسیج به‌منظور حضور پرقدرت و تأثیرگذار در عرصه‌های گوناگون جامعه، گفتند: روحیه‌ی بسیجی یعنی خدا را همواره در کنار و همراه خود دیدن، و دچار ناامیدی و افسردگی و بن‌بست نشدن؛ بنابراین در پاسخ افراد ضعیف‌النفس که دچار ترس از دشمن و روحیه‌ی «نمی‌توانیم» شده‌اند، می‌گوییم با اتکا به قدرت الهی و باور قدرت حضور مردم، می‌توان بر همه‌ی مشکلات فائق آمد و از هیچ قدرتی هم نهراسید.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای سخنان خود، راه‌پیمایی باشکوه اربعین را «پدیده‌ای تاریخی» و نشان‌دهنده‌ی «دست قدرت الهی» خواندند و خاطرنشان کردند: در پدیده‌ها و خیزش‌های ماندگار و عظیمی همچون راه‌پیمایی اربعین یا نمونه‌هایی نظیر تسخیر لانه‌ی جاسوسی، ۹ دی ۸۸ و اعتکاف‌ها که برخاسته از تبلیغات نیستند، دست خداوند روشن‌تر از هر جای دیگری دیده می‌شود.


ایشان پیروزی انقلاب اسلامی را نمونه‌ی دیگری از این پدیده‌های الهی برشمردند و خاطرنشان کردند: این دست الهی در حضور مردمی و شکل‌گیری انقلاب اسلامی کاملاً مشهود و برجسته بود و امام بزرگوار نیز فرمودند من در طول انقلاب همواره دست قدرت الهی را در پشت حرکت عظیم مردمی می‌دیدم.


رهبر انقلاب اسلامی، حضور میلیونی مردم در پدیده‌ی الهیِ راه‌پیمایی اربعین را نشانه‌ی «عشق و جاذبه همراه با بصیرت» دانستند و افزودند: به زائرانی که موفق به این کار بزرگ شدند، خوشامد و زیارت‌قبول می‌گوییم و از مردم عراق که این جمعیت عظیم را با محبت، پذیرایی و اداره کردند، تشکر می‌کنیم.


ایشان لازمه‌ی ماندگاری و استمرار پدیده‌ی فوق‌العاده‌ی راه‌پیمایی اربعین را شکر این نعمت خواندند و گفتند: شکرگزاری واقعی باید در عمل انجام شود و همان‌طور که اکثریت مردم ایران با فداکاری و ایثار، نعمت انقلاب اسلامی را پاس داشتند، باید نعمت اربعین را با حفظ روحیات و حالات به‌دست‌آمده در این سفر نورانی همچون برادری، مهربانی، توجه به ولایت و آمادگی برای حضور در میدان‌های سخت، شکرگزاری کرد.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: برخی در دنیا به‌دنبال محو یا تحریف پدیده‌ی نورانی اربعین هستند که موفق به این کار نخواهند شد و قطعاً این نعمت بزرگ برای ملت‌های ایران و عراق، پایدار و موجب سرافرازی و سربلندی خواهد بود.


رهبر انقلاب اسلامی در ادامه، بسیج را از پدیده‌های شگفت‌آور دوران انقلاب اسلامی برشمردند و افزودند: امام بزرگوار ما با تعلیم و الهام الهی، این شجره‌ی طیبه را پایه‌گذاری کرد و سرنوشت انقلاب را به‌دست جوانان سپرد.


ایشان با اشاره به امانتداری جوانان در انتقال نسل به نسل «روحیه‌ی انقلابی»، گفتند: با وجود آنکه جوانانِ امروز، دوران انقلاب و امام (رحمه‌الله) را درک نکرده‌اند اما با همان روحیه‌ی انقلابی و با بصیرت، آگاهی و تجربه‌ای فراتر از جوانان اول انقلاب، در میدان حضور دارند که این نشان‌دهنده‌ی پیشرفت انقلاب اسلامی است.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه حفظ و پاسداشت انقلاب، وظیفه و مأموریت آحاد ملت است، جوانان را پیش‌ران و موتور محرکه‌ی این حرکت بزرگ دانستند و افزودند: قطعاً حرکت بسیجی در کشور ما پیروز است اما شرط تحقق این پیروزی، پیشه‌کردنِ تقوای فردی و گروهی و انجام عمل صالح است که این دو عامل مهم، موجب جلب نصرت و همراهی خداوند خواهد شد.

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   چهارشنبه 3 آذر 13951 نظر »

مفهوم بسیج 




_ اگر مردم نبودند ، نمی توانستید این جنگ را اداره بکنید ، این شک ندارد ، مردم اداره کردند ، یعنی این سپاه مردمند ، این بسیجی ها مردمند ، ارتش هم امروز مردم است ( ۷/ ۶/ ۶۲) .


_ قضیه بسیج همان مساله ای است که در صدر اسلام بوده است . وقتی جنگ می شد طوایف مختلف می آمدند و به جنگ می رفتند و این مساله جدیدی نیست و در اسلام سابقه داشته است ؛ و چون مقصد ما اسلام است ، باید هر جوانی یک نیرو باشد برای دفاع از اسلام ؛ و همه مردم و هر سردر هر شغلی که هست ، مهیا باشد برای جلوگیری از کفر و الحاد و هجوم بیگانگان .( ۲۵/ ۱/ ۶۴) 


_ بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پر ثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین ، حدیث عشق می دهد ( ۲/ ۹/ ۶۷) 


_ بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن ، اذان شهادت و رشادت سر داده اند .( ۲/ ۹/ ۶۷)


_ بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن ، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند ( ۲/ ۹ / ۶۷)


_ بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدین از اولین تا آخرین امضا نموده اند .( ۲/ ۹ / ۶۷).



دیده شده در کتاب بسیج در اندیشه امام خمینی ( ره ) ، تبیان ،آثار موضوعی ، دفتر بیست و نهم ، تدوین مهدی مرندی ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ( ره ) ، ص ۱۵۴ ، ۱۵۶.

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 1 آذر 13951 نظر »

رفتار های باطنی 



 

اساسا ما دو نوع رفتار داریم ، یکی رفتار باطنی ، یکی رفتارهای ظاهری ، رفتار ظاهری مثل وضو گرفتن ، نماز خواندن …..رفتار ظاهری رفتار اعضا و جوارح است .
رفتار باطنی چیزهایی است که در درون انسان اتفاق می افتد ، مثل فکر کردن ، غصه خوردن ، نیت کردن  …


کدام رفتار بهتر و بالاتر است ؛ نزد پروردگار عالم رفتارهای باطنی خیلی بالاتر است :«إنما الأعمال بالنیّات.» مثل این که می فرماید یک ساعت تفکر از ماه ها و سالها عبادت با ارزش تر است .

 


در روایت است که می فرماید ؛ من اراد الله به الخير قذف في قلبه حب الحسين عليه السلام و زيارته، و من اراد الله به السوء قذف في قلبه بغض الحسين عليه السلام و بغض زيارته.  هر کس که خدا خیر خواه او باشد، محبت حسین (علیه السلام) و زیارتش را در دل او می‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد، کینه و خشم حسین (علیه السلام) و خشم زیارتش را در دل او می‏اندازد.۱

 


حالا این محبت در دل ما افتاد و دوست داریم به حرم آقا برویم این رفتار باطنی است ، علاقه به امام حسین علیه السلام عمل باطنی است و اعمال باطنی در نزد خدا بسیار با ارزش است.

 

رسول خدا صلی و علیه و آله و سلم می فرماید : نور کسی در قیامت بیشتر است که محبتش نسبت به اهل بیت علیها السلام بیشتر است . این عمل و این محبت هم از اعمال باطنی است .

 


اگر کسی مقابل اتومبیل های لوکس بایستد و بدون پول ماشین بخواهد ، کسی چرخ آن ماشین را به او نمی دهد که حتی قِل دهد چون پول ندارد ، دوست داشتن که در دنیا ارزش ندارد ، اما برو دَمِ در خانه خدا ، همین کربلا بایستد و بگوید یا ابا عبدالله من هیچ چیز ندارم ولی کاش کربلا بودم کمکت می کردم . صادقانه اکر بگوید اسمش را در زمره شهدای کربلا نوشتند تعجب نکنید ، چرا ؟ چون دوست داشته ( که در کربلا باشد ).

 


در عالم هستی همه چیز به دل انسان بستگی دارد، البته تا حدی رفتار هم بستگی دارد . اگر عمل ظاهری نمی توانید انجام دهید ، عمل باطنی را که می توانید انجام دهید . اثر عمل باطنی در دنیا مشهود نیست و کسی نمی خرد عمل باطنی را ، ولی عمل ظاهری را در دنیا می خرند ، برعکس این دَرِ خانه خدا اتفاق می افتد ، خدا عمل ظاهری را به شرط عمل باطنی می خرد ، مثل نیت و معرفت مثل علاقه .

 


در ثانی عمل باطنی را می خرد ولو به ظاهر نیاید ،خداوند فرمود : یا داوود به عزت و جلالم سوگند که بنده گنه کارم را می بخشم به شرطی که موقع گناه از من خجالت بکشد .


خدا به باطن آدم ها و فکر و ذهن انسان ها و خیالات شما اهمیت می دهد ، چرا سرگرمی های بد را نهی می کند ؟ برای این که ذهن شما را نابود می کند .
خدا سر نماز هیکل ما را نمی خواهد ، دل ما را می خواهد ..


 

اعمال باطنی ما در مقدرات ما تاثیر دارد ، مثلا در یک روضه می گویی خدا کاش من آدمی بودم که بنده خوبی بودم و به درد بخور تو بودم ،خدا مقدراتش را عوض می کند .خدا یک لحظه باطن ما را بپسندد برای ما کافی است .

 


باطن خوب فقط یک مشکل دارد و آن این است که ابلیس اجازه نمی دهد مابه بهسازی باطن خوبمان بپردازیم و ما در آن لحظه باید در دهان ابلیس بزنیم و بگوییم ، اگر چه اهل جهاد و شهادت نیستم ، بگو خدایا دوست دارم از شهادت نترسم ، دوست دارم از خرج مال نترسم . این را بگوییم .

 

تا انسان می خواهد در فکر خوب برود شیطان او را منع می کند و به او می گوید تو که اینقدر وضعت خراب است ، تو را چه به این حرفها .در آنجا در دهان شیطان بزن . بگو یا ابا عبدالله من را درست کن ، من دوست دارم برای تو درست شوم .

 



سخنان حجت الاسلام پناهیان ،۲۵ آبان ۹۵ ،شنیده شده 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

   چهارشنبه 26 آبان 13951 نظر »

دوصفتی که جوان می شود

 

 

نقل می کنند روزی هارون الرشید به اطرافیان خود گفت : بگردید شخصی را که خود مستقیما و بی واسطه از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله حدیثی شنیده است را نزد من بیاورید.می خواهم حدیثی از او بشنوم.


به هارون گفتند: دیگر در این زمان بعد از حدود یک قرن و اندی بعید است کسی باشد که مستقیما از خود پیامبر کلامی شنیده باشد.

هارون گفت : بگردید پیدا کنید. پس از مدت ها جست و جو پیرمرد فرتوتی را پیدا کردند و او را در سبد و زنبیلی گذاشتند و نزد هارون آوردند.

هارون پرسید: پیرمرد تو خود از رسول خدا حدیث شنیده ای؟ پیرمرد گفت: بله، من هفت ساله بودم که به اتفاق پدرم خدمت رسول خدا رسیدیم و من یک حدیث از حضرت شنیدم و دیگر هم او را ندیدم.

هارون خوشحال شد و گفت : کلام پیامبر چه بود؟

پیرمرد گفت: پیامبر(ص) فرمودند: « انسان به مرور پیر می شود و دو صفت در او جوان می گردد، حرص و آرزوهای طولانی»

هارون کیسه ای طلا به او هدیه داد و ماموران او را در سبد گذاشتند و از تالار خارج کردند. پیرمرد به ماموران گفت: مرا برگردانید با خلیفه کاری دارم.

گفتند: دیگر نمی شود. گفت : هنوز که از قصر خارج نشدیم ،از شما خواهش می کنم من را برگردانید کاری دارم.

وقتی او را برگرداندند پیرمرد به هارون گفت: جناب خلیفه می خواستم بدانم این سکه های طلا فقط برای همین یک بار بود یا جیره هر ماه من است؟

هارون شروع کرد به خندیدن و گفت: راست گفت رسول خدا!

پیرمرد ،من گمان نمی کردم تو تا همین در قصر زنده بمانی و فرصت استفاده از همین یک کیسه را پیدا بکنی. حال تو حرص ماه های آینده را میزنی و آرزوی آن را داری؟

 

 

دیده شده در کتاب سرنوشت انسان از احتضار تا عالم قبر ،حجت الاسلام مسعود عالی،نشر عطش ، ص۳۵

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 24 آبان 13951 نظر »

یاد مرگ 


 


شما را به پروای از خدا سفارش میکنم، از عذابهایش بیم می دهم، درفشها و پرچم هایش را برابرتان می افرازم ، بسی نمانده که (مرگ ) ترسناک با هول و وحشتهایی که همراه دارد، و چیزهایی که آمدنش را خوش ندارید و در کامتان تاخ و ناگوار است ، در رسیدن ، به جانتان در آویزد، و میان شما و عمل حائل گردد .

 

پس در این مهلت عمر وسلامت تن (به عمل) شتابید که ناگهان حوادث و مصائب شبیخون می زند و شما را از پشت زمین به درونش می کشد ، از بلندی به پستی ، از الفت به وحشت ، از راحت و روشنایی به تاریکی و از گشایش آن به تنگنایش می برد ، آنجا که نه خویش را زیارت کنند ، نه بیماری را عیادت و نه فریادگر را اجابت ، خدا ما وشما را بر هولهای آن روز مدد فرماید ، و از کیفرش نجات بخشد، به ما وشما ثواب فراوان عنایت فرماید .

 

بندگان خدا ! اگر آخرین منزل هستی و مقصد نهایی همین ( مرگ وسکراتش وقبر و مشکلاتش) بود هم برای مرد کار مشغله ای کافی بود تمام غصه هایش را به آن احتصاص دهد ، از دنیا به کلی غاقل گردد و برای نجات از آن سختیها رنج فراوان برد ، چه رسد به اینکه این آغاز کار ونخستین منزل راه است و از این پس در گرو کردار و باز داشت برای حساب است ، نه یاوری دارد که مانع عذاب گردد، نه پشتیبانی که از او دفاع کند ( وآن روز هیچ کس را که از پیش ایمان نیاورده یا در حال ایمان خیری نیندوخته وعمل صالحی نکرده ایمان سود نبخشد، بگو چشم به راه باشید که ما هم منتظریم.

 

به شما توصیه می کنم که از خدا پروا کنید که خدا برای هر که از او پروا کند ضمانت کرده که ناخوشایند را به خوشایند تبدیل کند از راه بی گمان روزیش دهد . تو ای شنونده مبادا از آنها باشی که بر جان دیگران از گناهشان بیمناکند واز کیفر گناه خود آسوده خاطر ، که بهشت را نتوان با فریب از خدا گرفت و جزء از راه طاعت و بندگی به ثواب و نعمت خدا نتوان رسید.

 


دیده شده در تحت العقول ، ابن شعبه حرانی ، ترجمه احمد جنتی ، روایات امام حسین علیه السلام .

اشتراک گذاری این مطلب!

   دوشنبه 24 آبان 13951 نظر »

بخش مهم دعاهای امام سجاد درباره انسان‌بینی و انسان‌شناسی است


 

وجود مبارک امام سجاد ضمن اينکه ما را به دعاي معناي معروفش آشنا مي‌کند، ما را به حقيقت دعا که چه بخوانيم و چه بخواهيم هم آشنا مي‌کند و دعا را در سه منطقه ملي و منطقه‌اي و بين‌المللي گسترش مي‌دهد تا محصول نهضت سالار شهيدان را جهاني کند.


دعاهاي آن حضرت تنها در اين نيست که خدايا مشکلات مرا حل کن، بيمار مرا شفا بده، مرض ما را درمان کن يا آمرزش گناهان نصيب ما بکن!

بخش مهم دعاهاي آن حضرت دربارهٴ جهان‌بيني و جهان‌شناسي و انسان‌بيني و انسان‌شناسي است. به خداي سبحان عرض مي‌کند: پروردگارا! «تَوِّجْنِي بِالْكِفَايَةِ»؛ خدايا آن توفيق را بده که جامعه ما خودکفا باشد و به بيگانه نيازمند نباشد، نياز به بيگانه ذلّت است . اين تاج خودکفايي را بر بالاي سر نظام ما مستقر بفرما! اين دعاي امام سجاد است.


اين دعا با اينکه خدايا من و پدر و مادر مرا بيامرز، خيلي فرق مي‌کند! «تَوِّجْنِي بِالْكِفَايَة؛ خدايا کشور ما را خودکفا بکن که ما در هيچ بخشي به بيگانه نيازمند نباشيم! خودکفايي يک مملکت به مديريت فهميده و مدبّريت عاقلانه و خردمندانه وابسته است؛ در جمله بعد عرض مي‌کند خدايا! «وَ سُمْنِي حُسْنَ الْوِلَايَةِ»، اين «سُمنِي» فعل امر از «وَسَمَ » است ، سيما به معناي علامت است.


عرض مي‌کند خدايا! اين توفيق را به من بده که هم من کاري داشته باشم و هم مدير لايقي باشم؛ نه بيراهه بروم و نه راه کسي را ببندم، بفهمم اين مملکت چه دارد، يک؛ چگونه بايد مصرف کند، دو؛ مردم آن را بي‌نياز کنم، سه؛ اين مي‌شود تدبير عاقلانه و ولايت خردمندانه، چون هر کسي وليّ زير مجموعه خودش است.


کسي که براي دَه نفر درس مي‌گويد، بايد بفهمد آن صاحب کتاب چه گفته، يک؛ بايد بفهمد چگونه تقرير بکند، دو؛ بايد بفهمد چگونه ذهن آنها را باز کند که آنها هم اشکال خوب بکند و هم سؤال خوب بکنند، سه؛ تا بشود تدريس خوب! عرض مي‌کند خدايا! اگر کسي در حوزه درس مي‌گويد بايد مدرّس بفهم باشد و شاگرد را خوب تربيت کند. شاگرد مقلِّد، شاگرد نيست؛ چه حوزه و چه دانشگاه! آن‌که چند سال درس مي‌خواند و قدرت ابتکار پيدا نمي‌کند يا نقص از اوست يا نقص از مدرِّس اوست، چون مدرِّس مقلِّد بار آورده نه محقق.


اگر کسي حوزوي و دانشگاهي است اين‌طور بايد باشد و اگر کسي ميزي دارد و کاري دارد و تدبيري دارد ـ چه نظامي و چه انتظامي، چه لشکري و چه کشوري ـ دعاي امام سجاد اين است: ـ چون هر کسي نسبت به زير مجموعه‌اش ولايت دارد ـ «وَ سُمنِي حُسنَ الولاية» که من واليّ خوبي باشم تا چهار نفر را خوب تربيت کنم و زيرمجموعه خودم را هَدَر ندهم؛ اگر مال است هَدَر ندهم، اگر علم است هَدَر ندهم؛ «وَ سُمنِي حُسنَ الولاية». ما آنچه که در مملکت کم داريم مدير بفهم و لايق است، وگرنه اين مملکت همه چيزي دارد.


يک بيان نوراني از اميرالمؤمنين اين است که ـ در غالب کتاب‌هاي ماست، حتي در وسائل فقهي ما هم هست و کمتر کسي است که اين حديث را نشنيده باشد! ـ «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّه‏»؛ مردم، ملت و نظامي که آب به اندازه کافي و خاک به اندازه کافي داشته باشد و «مع ذلک» بايد کالا از خارج وارد کند، خدا اين ملت را از رحمت خود دور کند، اين نفرين علي است!

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

   شنبه 22 آبان 13951 نظر »

پیاده روی اربعین 

 

 

مهمترین شرط احقاق حق ، لیظهره علی الدین کله ؛ جمع شدن مردم که ما خیلی امیدواریم به این راه پیمایی عظیم اربعین.


من تعجب می کنم هنوز بعضی ها سوال می کنند که آقا اربعین حالا لازم است که برویم ؟ یک وقت دیگر بریم . یا حتی ممکن است بگویند خلوت تر بشود که بریم خودت را می خواهی ببری به حرم برسانی ؟ این جمعیت را زیاد کن . بگو همه آمدند من هم آمدم. این جمعیت را زیاد کن …


خدا شاهد است  اگر سال بعد یکی از شما نیایید ؛ آقا اباعبدالله علیه السلام سوال می کنند از ملائکه حرم ، فلانی نیامده ؟ چشم می گردانند .


جوانها شرط اول ؛ جمعیت محقق شده است .

شرط دوم ؛ دل است . واقعا تو حاظر بودی به امام حسین کمک کنی تا پای جان ؟

آقا ! بله .  نه این را یک کم تأمل کن نه ما انشاء الله این جوری هستیم که اگر آقا بیاید کمکش کنیم .

به این یک کم فکر کن ،  در راه وقت داری تا کربلا ، عجله نکن. بزار خدا ازت بپذیرد . 


ببین این را یک مقدار عمیق تر بهش فکر کن ببین چه قدر به پای امام زمانت ایستاده ای ؟ در این مسیر فرصت داری صداقت خودت را بر این معنا روشن کنی ساده نگیرید …

جدی قدم بردارید ، مصمم قدم بردارید ، قدم بردار به سمت باطنِِ این عهدی که با خدا می گذاری . برو در اعماق خودت و بگو که به حقیقت آمده ام . ..



گزیده سخنان حجت الاسلام پناهیان ، شنیده شده .

اشتراک گذاری این مطلب!

   شنبه 22 آبان 13952 نظر »

نسخه برای ترک چشم چرانی


 

 

فردی نزد آیت‌الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) آمد و گفت:


آقا! قبل از ازدواج، گاهی چشمم خطا می‌کرد، گفتم: ازدواج می‌کنم الحمدلله راحت می‌شوم، امّا هنوز هم خطا می‌کنم و یک موقعی چشمم به ناموس دیگران می‌افتد، استغفار می‌کنم، امّا چه کنم؟! گرفتارم ، یک نسخه بدهید؟!

فرمود: قانع نیستی.

اگر به آن چه که داری قناعت داشته باشی، اعضاء و جوارحت این قناعت را لمس می‌کنند و این‌طور نمی‌شود. اولیاء خدا یک نسخه داده اند که هر کس حتّی اگر تمکن مالی دارد، باید عمل کند و اتّفاقاً از لحاظ بهداشتی هم به دردمان می‌خورد.


می‌گویند: اوّلاً گرسنه شو و بعد سراغ غذا برو. بعد هم موقعی که گرسنه هستی و سر غذا نشستی، یک مقدار که خوردی، دیدی همچنان می خواهی، بگو: نمی‌خواهم!
اگر می‌خواهی قانع بشوی، حتی موقعی که ولو تمکن مالی داری، کمتر بخور، به تعبیر عامیانه دائم پرس روی پرس می‌خوری که چه؟!


می‌گویند: اگر می‌خواهید قناعت‌پیشگی را یاد بگیرید اوّل از لقمه شروع کنید (این نسخه اولیاء است که بیان می‌کنم)، اگر توانستی این شکم بی‌هنر را کنترل کنی، چیزهای دیگر را هم کنترل می‌کنی. آن‌وقت معلوم است دیگر، کسی که به حلالش مراقبت کند و کم بخورد، دیگر دستش به طرف شبهه‌ناک و حرام نمی‌رود.


لذا آیت‌الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمود : تو قانع نیستی ! یعنی چه ؟ اگر ما باشیم می‌گوییم که تو کنترل چشم نداری ، شهوت داری ، امّا ایشان گفتند: تو قانع نیستی ، یعنی در حقیقت سرچشمه را به او نشان داد.

 

اولیاء خدا می‌گویند: اگر یک قدم به نفست جواب دادی ، قدم دوم هم می‌خواهد . اگر یک‌بار گفتی : بیا این شربت به ظاهر گوارای دنیا را بگیر، باز هم می‌خواهد ، چرا که حریص و سیری ناپذیر است. تو را می‌کشد ، امّا سیر نمی‌شود، لذا باید خیلی مواظب باشیم.

 


دیده شده در کانال منبرهای دلنشین : https://telegram.me/joinchat/DBm2CT6rFHs4iC9sT8KLvA

اشتراک گذاری این مطلب!

   جمعه 21 آبان 1395نظر دهید »

شعری که مقام معظم رهبری خطاب به شهدا خواندند و گریه کردند؛



ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم آنها دیدند


ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند ۱

 

خطاب به آقا درجواب شعری که خواندند:

 

از اشک شما ارض و سما باریدند
بر آه شما انس و ملک نالیدند

 

گفتند همه “فدای اشکت آقا”
تصویر شما را شهدا بوسیدند

 

آقا خودتان حضرت خورشید هستید
از نور شما ستاره ها تابیدند

 

در مجلس خوبان شهدا هم بودند
اما همگان گرد شما چرخیدند

 

از اول و از آخر مجلس، شهدا
آقای جهان سید علی را چیدند 


۱_  سایت موسسه شهرستان ادب که یکی از موسسات پرطرفدار میان شعردوستان است پس از پیگیری شاعر این شعر را پیدا کرده و از قضا، شاعر این شعر، مدیر دفتر شعر این موسسۀ یعنی میلاد عرفان‎پور، شاعر جوان است.این رباعی از سری رباعی‎های عرفان‎پور برای شهدای ماجرای هیئت رهپویان وصال و بمب‎گذاری در شیراز است که در سال ۱۳۸۸ سروده شده‎است. (  دیده شده در سایت : http://www.bultannews.com/fa/news/250492)

اشتراک گذاری این مطلب!

   پنجشنبه 20 آبان 13953 نظر »

1 3 4

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 80
  • دیروز: 54
  • 7 روز قبل: 406
  • 1 ماه قبل: 1840
  • کل بازدیدها: 72583
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 14
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 14
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 9
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1