ویژگی های انتخاب مطلوب 

 

عکس نوشته رهبر در مورد انتخابات

 

یکی از مسایلی که برای مردم ما بسیار  مهم است و از مسایل جاری امسال ماست و من باید روی آن تکیه کنم ، مساله انتخابات آینده است ….

 

انتخابات اکر  به صورت مطلوب انجام گیرد ، آینده را تضمین و امنیت کنونی را تامین می کند . انتخابات مطلوب کدام است ؟ انتخابات مطلوب ، انتخاباتی است که سالم ، آزاد و طبق قانون برگزار شود ؛  انتخاباتی که مردم با شور و نشاط در آن شرکت کنند ؛ انتخاباتی که به عنوان وظیفه دینی ، همه مردم خود را موظف به برگزاری باشکوه آن بدانند !

 

این انتخابات می تواند به معنای حقیقی کلمه ، مجلسی مطلوب برای کشور تدارک ببیند .

 

 

دیده شده در کتاب تدابیر و رهنمودهای مقام معظم رهبری در مورد انتخابات ، تنظیم و نشر دفتر نمایندکی ولی فقیه در سپاه ، ص ۳۶ ( بیانات در اجتماع بزرگ مردم قزوین ، ۲۵/ ۹/ ۸۲) 

   شنبه 23 اردیبهشت 13961 نظر »

تبلیغ چهره به چهره 

 

نیروهای انقلابی برای روشنگری وظیفه سنگینی دارند و این وظیفه شان را نیز باید چهره به چهره انجام دهند

برای فعالیتهای چهره به چهره سازماندهی لازم است ، برای این سازماندهی همکاری است ، برای همکاری وقت گذاشتن لازم است . وقتی تبلیغ کردن را چهره به چهره انجام دادید تاسی کردید به حضرت زهرا سلام الله .

ما باید بتوانیم حرف حق را به شیوه های مختلف بیان کنیم

 


استاد پناهیان ۸:۴۴ 

دانلود فیلم 

   جمعه 22 اردیبهشت 13965 نظر »

متن سند ۲۰۳۰ و ابهامات آن 

 

سند ۲۰۳۰؛ سندی است که کمیسیون علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل (یونسکو) برای آموزش در کشورهای جهان تدوین کرده است. دولت آقای روحانی بی‌سر و صدا و شتابزده در پی اجرای آن است.

 

 ترجمه سند

دانلود کنید 

 

متن  سند 

دانلود کنید 

   چهارشنبه 20 اردیبهشت 13961 نظر »

گفتگو با یوسف عباسی پدر شهید شهید ستار عباسی

 

شهید مدافع حرم


چند سال بود که پایدار شده بودند و متولد چه سالی بودند ؟
۱۲ سال بود که پاسدار شده بودند و متولد ۱۴خرداد ۶۲ بودند و در سپاه نبی اکرم بودند ولی خدمت ایشان در توپ خانه بود .


چه انگیزه ای باعث شد که مسیر جهاد و شهادت را پسرتان انتخاب کند ؟ چه شد که سپاهی شد ؟
ایشان فرزند سوم من بودند و خودم هم دوست داشتم که برود و ایشان هم علاقه زیادی داشت و همیشه ایشان آرزوی شهادت داشت و بحث داعش هم آن زمان نبود و به گوش ما هم نخورده بود .


ایشان میگفت : بابا من دوست دارم شهید شوم ، گفتم جنگ نیست چرا دوست داری ؟ من خودم ۳۰ سال در سپاه خدمت کردم در قرارگاه رمضان تهران ، الان آنجا به نام خاتم الانبیا است . بیشتر از همه بچه هایم ایشان علاقه داشت به سپاه و من هم ایشان را معرفی کردم در سپاه نبی اکرم که آن زمان لشکر بعثت بود ، استخدام شد و به اصفهان رفت و برگشت به یگان و چون رشته اش ریاضی بود ایشان را به قسمت توپ خانه فرستادند .بعد از آن رفت عراق و ۹ ماه عراق بود .

شما خودتان نرفتید عراق بجنگید ؟
ما در قرارگاه رمضان بودیم و خط مرزی دست ما بود ، زمان جنگ هم ۸ سال جبهه بودم.

شهید ستار سال ۸۴ رفت سپاه ، تا داعش به وجود آمد و پارسال ۹ ماه رفت عراق در شهرهای مختلف و ۳ ماه یکبار می آمد ، سردارهایی که آنجا بودند می گفتند ما بیسیم زده ایم مقر که ما در جایی قرار داریم که ماشین داعشی ها که دارد حرکت می کند به سمت یک پمپ بنزین که آنجا را آتش بزند ، شما می توانی با توپ خانه اینها را بزنید .آنها هم می گویند شما الان در جایی که هستید خودت آنجایی ما چطور بزنیم ؛ می گوید که نه ! من زیر پل هستم و با کمربند و فانسخه خودش را آویزان می کند زیر سقف پل ( خود سردار سلیمانی این را برای مسئولان تعریف کرده بود ) بعد توپ خانه که شیلک می کند و همه را می زند ایشان بعد از ۳ ساعت خودش را می رساند مقر . این یکی از کارهای شهید است .

یکی دیگر از کارهای شهید این است که یکی از ژنرالهای عراق می گوید که شما به ما بپیوند و هر مقام و درجه و پول بخواهی به تو می دهیم که پیش ما باشی و به بچه های ما آموزش دهی ، ایشان هم در جواب می گوید که اکر تمام جهان را به من بدهی یک وجب از خاک ایران را به تمام جهان نمی دهم ، در ضمن من سرباز ولایت و سرباز آقای خامنه ای هستم .

سردار سلیمانی که این را میشنود ایشان را می بوسد و می پرسد چرا نرفتی با شوخی ؟ می گوید من چطور برم ، ایرانی هستم ، سرباز ولایت و رهبر هستم . و سردار نیز ایشان را تشویق می کند .


در یک جای دیگری ایشان دیده بان بودند یک تعدادی از عراقی ها در گودالی بودند در عراق می بیند و با بیسیم اطلاع می دهد که در فلان دره تعدادی داعش انجا هستند و توپ خانه هم آن جا را می زند و بیش از ۱۳۰ نفر را نابود می کند .


یک مدت که آنجابود آمد تهران در تاریخ ۲۵ / ۸ . و نزدیک غروب بود آمد خانه و گفت من می خواهم بروم سوریه ، گفتم شما هنوز یک ماه نیست برگشتی ، گفت از تهران با من تماس گرفته اند که ما دیدبانمان کم است و باید بیایی و من هم میخوانم بروم .
من هم کفتم که برو ولی دوست نداشتم برود یعنی قلبم افتاد ، چون هر چه رفت عراق نگران نبودم ولی این بار نگران شدم ، ساعت ۴ بعدازظهر باید که می رفت ؛ قرآن را بلند کردم و بوسید ، رفت دم در دوباره برگشت و باز هم قرآن را بوسید . رفت پایین گفت بابا چیزی نوشته ام در خانه گذاشته ام ، آنرا بعد از من بخوان .
گفتم چه داری می گویی ؟
ایشان رفت و چون هواپیما پرواز نداشت رفت تهران و ۳ روز تهران بود چون هواپیما فعلا به سمت سوریه پرواز نداشت و بعد از این که رفت مرتب زنک می زد ، ۳ روز مانده بود که شهید شود دست راستش ترکش می خورد و به بیمارستان می رود و مداوا می کند و بر می گردد و می گویند که ساعت ۱۲ شب باید برویم جلو ، یک کرمانشای دیگر آن جا بود که میگوید ۱۰۰۰ متر فاصله شماست و باید جلو بروید و ببینیم که چه دارند و شنایایی کنیم تا آماده شویم برای عملیات فردا و ببینیم نیروهایشان چگونه است ، مهماتشان چگونه است ، ۷ نفر عراقی هم با آنها بودند ، وقتی می رود جلو یک نفری که باید جای ایشان را بگیرد نشان می دهد و می گوید که فردا باید شما اینجا باشی ، داعشی ها بلندی هستند و اینها از کفی می روند و در حال حرکت هستند یک اسلحه ای که محصول فرانسه است و خیلی هم گلوله اش بزرگ است ، می زنند و به پسر من می خورد ، دومی را می زنند به پای عراقی می خورد ، عراقی های دیگر هم خودشان را پنهان میکنند .

 

بعد بیسیم می کنند به رفیقش می گویند برو آنجایی که قرار است ستار را ببینی ، ستار شهید شده است . و میآید می بیند که ستار درجا شهید شده و آن عراقی هم دارد در خون غلط می زند و بقیه هم پنهان شده اند ، بیسیم می کند آمبولانس بیاید ، وقتی آمبولانس می آید ، چون نمیتواند بیاید جلو و یک ۲۰۰ متری فاصله دارد ، بعد عراقی ها می آیند اینجا را می کشانند و می برند عقب ، آمبولانس که می آید آنقدر می زنند که فقط لاستیک هایش می ماند و می روند عقب .


در چه شهری بود و چه تاریخی ؟
در شهر حلب و تاریخ ۲۵/ ۸ / ۹۴ . ساعت ۱۲ شب شهید شدند .

شهید همدانی قبل از ایشان بود ، بله ما زنگ زدیم و گفتیم شهید همدانی شهید شده است گفت بله گلوله خورده به ماشین شهید همدانی و ماشین چپ شده است و خود گلوله مستقیم به سردار نخورده بود ، من ترسیدم ، گفت نترس بابا .

هیچ مخالفتی شما نمیکردی با ایشان که بگویی نرو ، زن داری ؟ نه من نمیکفتم ، فقط یکبار مخالفت کردم و گفتم فقط یکماه است که آمدی نرو .
خودش دوست داشت آسمانی شود ، زنگ زده بودند تهران و گفته بودند که دیدبان نداریم بیا اینجا .


چند بار اعزام شده بود عراق ؟


در ۹ ماه ۳ بار رفته بود و هر ۳ ماه می ماند و می آمد .یکبار هم سوریه رفت و در تاریخ ۱۷/ ۷/ ۹۴ رفت سوریه و دقیقا ۲۵/ ۸ شهید شده و ۴۳ روز آنجا بود و شهید شد .
زمانی که زخمی شده بودند به ایشان گفته بودند که بروید ایران و چرا نیامد خدا می داند . می گفته بعدا می روم .

 

 

شنیده شده 

   دوشنبه 18 اردیبهشت 1396نظر دهید »

انفاق از خزانه 

 

 

حضرت عیسی علیه السلام می فرمود : « باطن هر کس را از سخنان و اعمالش بسنجید ؛ زیرا که هرگز درخت خارا انجیر ندهد ؛ هر چه از زبان می تراود از دل سرچشمه می گیرد . کسی که فحاش و پرخاشگر و بدگو است ، چون دلش معدن نجاست است از زبانش نیز همان می تراود »

 

روزی کسی به حضرت عیسی علیه السلام بد گفت ، ایشان در حقش دعا کرد . پرسیدند : او به تو  بد گفت چرا دعایش می کنی ؟ 

آن حضرت پاسخ داد ؛ « هر کس آنچه را در خانه دارد انفاق می کند ؛ او از خزانه خود بر من انفاق کرد ، من نیز بخل نکردم و از خزانه خودم بر او انفاق کردم .»

 

دیده شده در کتاب ، قند و پند ، سبد حسین صدوق ، انتشارات همای غدیر ، ص ۱۳۳.

   پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396نظر دهید »

 سعهصدر ویژگی مهم مردان آخر الزمان

 

 

در میان تعالیم دینی بعضی از تعالیم هستند که برای حماسه سازان آخر الزمان ضرورت بیشتری دارد و ما باید عمیقا غرق آن تعلیمات باشیم و الا نمی توانیم مرد حماسه های آخرالزمان باشیم .

مردان آخرالزمان مردان مردی که حماسه می آفرینند چه روحیات دارند ؟ آن روحیات امروز بیشتر از هرروز دیگری مورد نیاز است .

اهل حق در معرض این آسیب هستند که این خوبیهایی که ما می خواهیم از آن ها صحبت کنیم ، اتفاقا نداشته باشند و بعد جایش آسیب هایی سراغ آن ها می آید که شاید سراغ آدم معمولی نیاید . یعنی ما می خواهیم از یک ویژگی صحبت کنیم که اتفاقا آدم مذهبی ها برعکس این ویژگی هایشان تبدیل می شود به ویژگی های منفی اگر که رعایت نکند ، اگر دقت نکند . اینها در دین ما بود ها ! ولی آخرالزمان برجسته تر می شود .

خیلی از غیر متدینین جذب نشدند به خاطر ضعف هایی است که ما زیاد به آن ضعف ها توجه نداریم.

و من میخواهم توجه شما را شدیدا به آن ضعف ها جلب کنیم . توجه شدید شما . چون آن ضعف ها خیلی فاجعه اند :

یکی از آن ضعف‌ها نداشتن سعه صدر است « الم نشرح لک صدرک » باید آدم شرح صدر داشته باشد . این شرح صدر خیلی باید بیشتر از اونی باشد که ما داریم ، و این شرح صدر بدست آوردنش برای بچه مذهبی ها خیلی سخت تر از اونی است که فکر می کنید .

بچه مذهبی های نماز خوان را به سختی می توانی نماز شب خوان کنی ولی سخت تر از آن می توانی وادارش کنی که بی نماز را تحمل کند .

یعنی وقتی شما حق طلب بشوی خصوصا اگر خودت هم اهل رعایت حق باشی ، خود به خود یک اثر روانی دارد ، صبرت در تحمل باطل کم می شود .

همان قدر که سفارش شده به حق همان قدر سفارش شده به صبر . این دو بدون هم ابترند . وتواصوا بالحق و تواصوا بالصبر . می دانید چه می گویم ؟ می گویم : اصحاب حضرت ولی عصر شرح صدر دارند . سعه صدر دارند . سعه صدر چیز ساده ای نیست ….

(بدانیم ) آخرالزمان ، زمان غربال است . حق از باطل جدا می شود .

 

سخنان حجه الاسلام پناهیان .

 

   چهارشنبه 6 اردیبهشت 13961 نظر »

چرا پیامبر صلی الله بیش از یک همسر داشت ؟

 

 

دکتر شاهین فرهنگ 

   چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396نظر دهید »

پرسش: توبه آثار بد را از بين نمی‎برد؟

پاسخ: خود توبه هم همين است، مثل بيماري‎ای که انسان دارو مي‌خورد. يک غذاي مسموم کسی خورد، خودش را نشان مي‌دهد؛ اين شخص حالا بيمار شد و رفت به بيمارستان. اين غذاي سمّي کار خودش را بايد نشان بدهد و نشان داد، اين آقا رفته در تخت بيمارستان، اين اثر آن غذاي سمّي است، از آن به بعد درمانش شروع مي‌شود و درمان آن هم جزء «وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِر, ٌّ سوره قمر آیه ۳» است، خودش را نشان مي‌دهد، اين آقا بعد از چند روز درمان مي‌شود.

 

اين توبه مثل آن داروست، مثل آن شستشو است. آن گناه کار خودش را کرده، تا اين حدّ به پايگاه خود رسيده؛ اين توبه آن را درمان مي‌کند اين هم به پايگاه خود رسيده است. اين طور نيست که دارو اثر نکند، توبه اثر نکند، شستشو اثر نکند، هر چيزي جاي خودش را دارد، اينها که ابدي نيستند؛ اما باطل در عالم نيست، ما بگوييم حرفي زديم و گذشت، هيچ چيزي نگذشت.

 

چقدر اين قرآن حکيم است؟! اينها اگر به صورت فقهي در مي‌آمد به صورت اصولي در مي‌آمد؛ مثل «لَا تَنْقُضِ الْيَقِينَ أَبَداً بِالشَّكِّ» بود، مي‌شد قاعده استصحاب؛ اما اينها جزء قواعد عقلي است که قرآن بيان مي‌کند: (وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ)، گذشته و آينده. اين جمله نوراني را در هر بخشي از قرآن بگذاري جاي خودش را باز مي‌کند، اين طور نيست که ما بگوييم اين مربوط به آيه قبل سوره «قمر» است يا مربوط به جمله بعد است، نه! يک اصل کلّي است.

اين اصل کلّي اين است که هر چيزي به مقصد مي‌رسد: (وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ). ما خيال مي‌کنيم نسبت به کسي احسان کرديم قلب کسي را خوشحال کرديم، خيال کرديم گذشت نخير! اين دو سال دَه سال بيست سال به هر حال جايي نتيجه مي‌دهد. ممکن نيست کاري حرفي در عالم واقع بشود و (هَباءً مَنْثُوراً ، سوره فرقان آیه ۲۳) بشود. اين است که ذات اقدس الهي مي‌فرمايد: (وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً)؛ يعني آن خدماتي که اينها براي بت کردند اين چيزي ندارد؛ اما اين جهنّم را به همراه خود خواهد داشت؛ يعني به حسب ظاهر اينها قرباني‌هايي که مي‌کردند، خيري که انجام مي‌دادند، عبادت‌هايي که مي‌کردند و در برابر بت‌ها مي‌گفتند: (ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيقَرِّبُونا إِلَي اللَّهِ زُلْفي ) اين هيچ بود، نتيجه‌اش خستگي است، نتيجه‌اش اين است که (لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً) است.

 

بنابراين هر کاري که انسان انجام مي‌دهد، اگر باطل است بطلان آن روشن مي‌شود، اگر حق است حق آن روشن مي‌شود، ما هستيم و اعمال ما. اين جمله نوراني را در هر جاي قرآن بگذاري حرف خودش را مي‌زند. اين طور نيست که حالا ما بگوييم اين مسبوق به اين است، اين مربوط به انشقاق قمر است، اين مربوط به سوره مبارکه «قمر» است، نه! قاعده کلّي است: (كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ)؛ قرارگاهي دارد، هيچ چيزي بي‌قرارگاه نيست (وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ).

 

 

سخنان آیت الله جوادی آملی ، تفسیر سوره قمر ۲۷/ ۱/ ۹۶ شنیده شده .

   دوشنبه 28 فروردین 13961 نظر »

1 ... 4 5 6 ...7 ... 9 ...11 ...12 13 14 ... 47

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 45
  • دیروز: 105
  • 7 روز قبل: 1290
  • 1 ماه قبل: 5491
  • کل بازدیدها: 127228
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 54
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
اربعین