به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مدرسه علمیه کوثر ورامین جناب آقای علی طزری مسول سیاسی سپاه ورامین در جلسه هفتگی درس اخلاق با محوریت بصیرت افزایی سیاسی که در مدرسه علمیه کوثر ورامین برگزار شد با اشاره به چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی گفت: دشمنان در صدد ضربه زدن به نظام هستند تا مانع برگزاری جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی شوند .

 

طزری با اشاره به اهمیت قدرت دفاعی برای یک کشور گفت : در یک بررسی ساده بودجه دفاعی آمریکا در سال ۱۳۹۵ مبلغی بالغ بر ۵۹۶ میلیارد دلار و بودجه دفاعی جمهوری اسلامی ۱۲ میلیارد دلار بوده و این یعنی بودجه دفاعی آمریکا ۵۰ برابر ایران است .

 

طزری افزود : بودجه دفاعی عربستان ۸ برابر کشور ما و بودجه دفاعی عراق یک و نیم میلیارد دلار بیشتر از بودجه دفاعی ایران است .

 

مسئول سیاسی سپاه ورامین ضمن اشاره به سخنان رهبری پیرامون توانمند شدن ایران اسلامی در چهل سال گذشته گفت : مقام معظم رهبری فرموده اند : «ملت ایران ۴۰ سال است که مقاومت می کند .انقلاب اسلامی در روز اول یک نهال کوچک و آسیب پذیر بود و به برکت نام پیامبر و امام بزرگوار امروز یک درخت تنومند هستیم .»

 

طزری ادامه داد : نوام چامسکی می گوید : جمهوری اسلامی مانند یک درخت تنومند است که ما حریف این درخت تنومند نمی شویم و برای پیروزی ابتدا باید شاخ و برگهای این درخت را بزنیم .

 

وی افزود : دشمن برای غلبه و پیروزی بر این درخت تنومند از ۱۰ الی ۱۵ سال پیش یعنی سال ۲۰۰۵ شروع به فعالیت کرده و با جنگهای نیابتی سعی در تضعیف نظام داشته است .

 

علی طزری با اشاره به علت اصلی تشکیل گروه تروریستی داعش گفت : هیلاری کلینتون اعتراف کرده است که برای تشکیل داعش به ۱۱۲ کشور دنیا سفر کرده است و تنها هدف آنها براندازی جمهوری اسلامی ایران است .

 

طرزی ادامه داد یکی از اهداف اصلی تشکیل داعش : تجزیه کشورهای اسلامی و یا به تعبیر دیگر تجزیه کشورهای منطقه بوده است .

 

علی طرزی با اشاره به حوادث تروریستی اخیر در چابهار اظهار داشت : علت اصلی فعالیت های تروریستی که در این بندر انجام می شود این است که این بندر در حال تبدیل شدن به یک قطب بزرگ اقتصادی است و هدف ، ناامنی این بندر است تا کشورهای هند ، پاکستان و روسیه از سرمایه گذاری در آن منصرف شوند .

 

طرزی با اشاره به اهمیت بیان دستاوردهای چهل ساله انقلاب گفت : دشمن به شدت در حال سیاه نمایی نظام جمهوری اسلامی و تطهیر خاندان پهلوی است .

 

وی ادامه داد : بیان دستاوردهای انقلاب اسلامی وظیفه همه است .

 

مسئول سیاسی سپاه ورامین با اشاره به سخن رهبر انقلاب پیرامون اهداف دشمن گفت : مقام معظم رهبری در ۱۴ خرداد و در حرم امام خمینی ( ره) فرمودند « یکی از اهداف دشمن این است که نقاط قوت شما را تبدیل به نقاط ضعف کند »

 

علی طزری در پایان گفت : یکی دیگر از اهداف دشمن این است که مسایل فرعی را جایگزین مسائل اصلی کند و شما هر بهانه ای از دشمن بگیرید ، بهانه دیگری دارد مثل هسته ای که با برجام هسته ای عملا هیچ گشایشی برای کشور رخ نداد .

   یکشنبه 18 آذر 13971 نظر »

پایه گذار وحدت شیعه سنی چه کسی است؟!

 

شیعه و سنی

برخی گمان میکنند امام خمینی(ره) یا حتی آیت الله بروجردی، مبدع و بنیانگذار وحدت شیعه و سنی هستند. (با توجه به اقدامات متعدد و برجسته شان) اما سابقه وحدت شیعه و سنی نه تنها در بین علمای سبق وجود داشته که اولین اسوه وحدت، شخص امیرالمومنین علی(ع) است.

 

برخلاف تصور عام سکوت حضرت علی (ع) در دوران خلفای راشدین ابدا به معنای انزوا و گوشه نشینی و بی تفاوتی و قهر و غضب نبوده است.

امام علی(ع) در دوره سه خلیفه، بهترین نمودهای عینی و عملی وحدت مسلمانان را در تاریخ اسلام ثبت کردند.

در اولین گام وحدت، امیرالمومنین از حق شخصی خویش به خاطر حفظ وحدت مسلمین گذشتند و سالها مصیبت ها و رنجهای زمانه را هم بدان سبب تحمل نمودند.

 

در اولین بزنگاه تفرقه پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، در سقیفه، ابوسفیان که شم سیاسی نیرومندی داشت و زمینه اختلاف را فراهم می دید، مستقیما به درب خانه علی(ع) رفته و به وی پیشنهاد کرد که «دستت را بده تا من با تو بیعت کنم که اگر من با تو بیعت کنم، همه فرزندان عبد مناف و بعد قریش و سرانجام همه عرب تو را به فرمانروایی می پذیرند.» و امام علی(ع) که از هدف فتنه انگیزانه ابوسفیان در ایجاد تفرقه و آشوب برای خشکاندن نهال نوپای اسلام و بازگرداندن جاهلیت به خوبی آگاه بود، ضمن رد این پیشنهاد به وی فرمود: «تو به جز فتنه و آشوب، هدف دیگری نداری.تو مدتها بدخواه اسلام بوده ای. مرا به نصیحت و سپاهیان تو نیازی نیست.»

 

امام علی(ع) با مشورت، همکاری و همفکری با خلفا تمام توان خویش را برای جلوگیری از انحراف اسلام پس از رسول خدا(ص) به کار بستند.

 

ابوبکر در بزنگاههای مختلف (جنگ با مرتدین، در نبرد با رومیان، در مناظره با علمای یهود و نصاری و..) خود را مدیون مشورت ها و علم امیرالمومنین(ع) میدانست.

 

این از سانسورهای تاریخ اسلام است که علاوه بر مشاوره های علمی، نظامی، سیاسی، در طول خلافت عمر بن خطاب، حضرت علی(ع) سه بار (به هنگام عزیمت خلیفه دوم به شام، در ابتدای جنگ قادسیه و عزیمت او به بیت المقدس) جانشینی عُمر در مدینه و اداره این شهر را می پذیرد. صرفا برای حفظ اسلام. وحدت از این بالاتر؟!

حضرت علی در عصر خلیفه سوم، افزون بر مشاوره های معمول، در برابر ناراضیان خلیفه نیز نقش میانجی گری را به عهده داشت و هنگام محاصره خانه عثمان و بستن آب بر وی، به خلیفه آب رساند و فرزندان جگرگوشه اش حسنین(ع) را برای حفاظت از او به درِ خانه اش فرستاد.

 

این از بزرگترین ظلمهای دوستان نادان و دشمنان آگاه به حضرت علی(ع) است که این محور وحدت شیعه و سنی به محور تفرقه بدل شود. چه خوب که شیعه درست پا بر جای پای اهلبیت(ع) گذارد و نه پیش و نه پس از آن. در عمل و نه در حرف.

 

منابع در: http://yon.ir/57sN

   شنبه 3 آذر 13971 نظر »

نامه تند آیت‌الله یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی در پی دیدار با سیدمحمد خاتمی + واکنش‌ها

 

دیدار

 

متن این نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله شبیری زنجانی «دامت برکاته» سلام علیکم با احترام؛ ضمن عرض ارادت و تسلیت ایام اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، پیرو انتشار تصاویری در فضای مجازی از حضرتعالی در کنار برخی افراد مسئله دار که برای نظام جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری احترامی قائل نیستند؛ بدین وسیله به عرض می‌رساند، این موضوع ناراحتی و تعجب مقلدین و حوزویان را در پی داشته است.

لازم به ذکراست، اینجانب نیز در دو مرحله با حضرتعالی مکاتباتی در مورد برخی از مسائل دیگر داشته ام که جواب قانع کننده ای دریافت نکردم؛ لذا این نامه رابه ناچار به صورت سرگشاده خدمتتان ارسال ‌کردم چگونه می‌شود، حضرتعالی که فرصتی برای ملاقات با هیات رئیسه مجمع عمومی اساتید را ندارید، فرصت می‌کنید در منزل آقایی در تهران حاضر شوید و با این آقایان ملاقات داشته باشید!.

یادآور می‌شوم مقام و احترام شما در سایه احترام به نظام اسلامی حاکم، رهبری و شأن مرجعیت است، پس لازم است این احترام و شئون مرجعیت را رعایت فرموده و ترتیبی اتخاذ فرمائید این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد.

ان شاء الله

 

واکنش ها :

 

نامه مسیح بروجردی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی در پی نامه تند آیت‌الله یزدی

حجت الاسلام والمسلمین مسیح بروجردی یکی از پر سابقه ترین شاگردان حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی است که ۲۸ سال در دروس خارج فقه و اصول ایشان شرکت کرده اند. وی با ارسال نامه ای به محضر آیت الله العظمی شبیری زنجانی نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم محضر استاد بزرگوار حضرت آیت الله العظمی آقای شبیری زنجانی دام ظله الوارف سلام علیکم و رحمة الله هرگز گمان نمی کردم تأکیدات حضرتعالی در لزوم حراست از اخلاق اسلامی در حوزه های علمیه و تذکرات شما درباره افول اخلاق در میان روحانیت، به همین سرعت چنین شاهدی از غیب پیدا کند.

رعایت ادب اقتضاء میکند کمتر به نامه سرگشاده خطاب به معظم له بپردازم، اما ناگزیرم توجه دهم که بی توجهی به روابط پر برکت دوستانه بلکه گاهی علاقه عمیق پدر و فرزندی میان استاد و شاگرد در حوزه های علمیه، باعث تحلیل های اشتباه و موضعگیری ناموزون و ایجاد دردسر برای روحانیت و حوزه شده است.

به عنوان یکی از فرزندان شما، امیدوارم خاطر مبارک از این گونه نامه‌ها مکدّر نباشد، و این تجربه های تلخ را درس اخلاقی بشمارید برای طلاب جوان و انقلابی که بدانند در هنگام عصبانیت چگونه سخن بگویند که این چنین با آبروی حوزه و نهادهای باسابقه آن بازی نکنند. ان شاء الله خداوند سایه پر فیض آن عزیز را بر سر قاطبه شیعه حفظ و آن وجود شریف را از بلیات دوران محفوظ دارد و استدعا دارم ما را در خلوات خویش از دعای خیر محروم نفرمایید.

ارادتمند شما مسیح بروجردی 6 آبان 1397

 

غرویان:

کسانی که در حد مرجعیت نیستند چگونه برای یک مرجع تقلید تعیین تکلیف می‌کنند؟

یک مدرس حوزه علمیه قم با بیان اینکه کسانی که در حد مرجعیت نیستند چگونه می‌توانند برای یک مرجع‌تقلید که از نظر علمی و فقهی در رتبه ای بالاتر قرار دارد، این‌گونه تعیین تکلیف کنند؟

می گوید نوشتن این نامه با چنین لحن و روشی صحیح نبود.

آیت‌الله محسن غرویان، با اشاره به نامه سرگشاده آیت‌الله محمد یزدی گفت: به نظر من انتساب این نامه و محتوای آن به آیت‌الله یزدی اندکی قابل تأمل است، اما اگر خود وی آن را تایید کند دیگر جای بحثی نیست. نکته دیگر که باید به آن اشاره کرد، این است که در تاریخ حوزه‌های علمیه، مراجع و مرجعیت در یک مقام و مرتبه‌ای بودند که اجتهاد آزاد داشتند و این چنین نبوده که شخص دیگری بخواهد برای یک مجتهد آن‌هم در حد مرجع تعیین تکلیف کند.

وی افزود: مراجع در اظهارنظرهای فقهی و موضع گیری‌هایی که داشتند، آزاد بودند و این از افتخارات حوزه‌های علمیه و مرجعیت شیعه است که حوزه های علمیه، محل تبادل آزاد فکری و اظهار نظر اجتهادی بوده است.

اما این جای شگفتی دارد که کسی بخواهد برای یک مرجع تقلید تعیین تکلیف کند و این مسأله بسیار عجیبی است.

این مدرس حوزه علمیه قم گفت: مردم توقع ندارند که این‌گونه اختلاف‌نظرها بین علما به شکل آشکار و علنی مطرح شود. اگر آیت‌الله یزدی نظری داشتند باید به شکل محرمانه به حضور مرجعیت آیت‌الله زنجانی ارسال می‌کردند.

ولی این نوع شیوه مطرح‌کردن نظر جای تعجب دارد. به نظر من صلاح نبود که این نامه با چنین لحنی و به صورت سرگشاده نوشته شود.

وی بیان کرد: سوالی هم که برای بسیاری از فضلا، اساتید، طلاب و عموم مردم مطرح می‌شود این است؛ کسانی که در حد مرجعیت نیستند چگونه می‌توانند برای یک مرجع‌تقلید که از نظر علمی و فقهی در رتبه ای بالاتر قرار دارد، این‌گونه تعیین تکلیف کنند؟

آیت‌الله غرویان در پایان گفت: با اینکه رقابت‌های ناسالم جناحی در میان برخی از حوزویان هم وجود دارد، ولی آیت‌الله شبیری زنجانی در میان حوزویان از شخصیت‌هایی هستند که چهره ایشان بیشتر فقاهتی است و بیشتر پژوهش و تحقیق در کارنامه آیت‌الله شبیری زنجانی می‌درخشد.

واکنش‌های چند فعال سیاسی به نامه آیت الله یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حساب توئیتری خود نوشت: «‌مرجعیت پشتوانه حفظ هویت شیعی است.

مواظب باشیم مراجع پاک زیست را با تابلوی دغدغه مقدس حفظ نظام ، موهون نکنیم و میراث تاریخی تشیع را به تاراج نسپریم.»

 

علی شکوری رادهم به این نامه واکنش نشان داد و در حساب توئیتری خود نوشت:

«حضرت ‎آیت‌الله‌یزدی! شما بخوبی مقام علمی، اخلاقی و مرجعیت حضرت ‎آیت‌الله‌العظمی‌شبیری‌زنجانی را می‌دانید. این نوع حرمت‌شکنی حریمی را باقی نمی‌گذارد و از کسی در مقام شما بعید است. آنکه در دفاع از او چنین کرده‌اید از این کار شما ناخشنود است. خداوند توفیق جبران به شما عنایت فرماید.»

 

غلامعلی رجایی در کانال تلگرامی خود به نامه آیت الله یزدی واکنش نشان داد.

در بخشی از نوشته رجایی آمده است: «خدا کند نامه آقای محمد یزدی، به مرجع عالیقدر،آیت الله شبیری زنجانی درست نباشد، همو که من در آخرین سفر مشهد که درخدمت مرحوم هاشمی بودم ،در ملاقاتشان حضور داشتم ،از هاشمی شنیدم آقای زنجانی در مقطعی، استاد ایشان بوده است. آقای یزدی در بیانی که متاسفانه کمتر به آن توجه شد به حضور این مرجع عالی مقام و بیدار در منزل کسی که -خاتمی-، مساله دار است و برای رهبری و نظام احترامی قائل نیستند اعتراض می کند.»

 

حمیدرضا جلائی‌پور از سخن گفتن با زبان تهدید با آبروی حوزه ابراز تاسف کرد.

جلایی پور آیت الله شبیری زنجانی را آبروی روحانیت مستقل شیعه خوانده و نوشته است: «آیت‌الله شبیری یک مرجع تقلید ریشه‌دار و صاحب سلوک اخلاقی در حوزه علمیه قم است. مرجعیت او ساخته و پرداخته صدا وسیما نیست. او هیچوقت به اسلام‌ اقتدارگرا اعتقادی نداشته و مبلغ آن نبوده است.

زندگی خودش و همه فرزندانش کوچکترین تغییری با قبل از انقلاب نداشته است.»

 

الیاس حضرتی در حساب توئیتری خود نوشت:

‌«ما شیعیان مفتخریم که مراجع بزرگوارمان جز از خدای متعال از هیچ قدرتی اجازه نگرفته‌اندومقید به قیود هیچ نهاد سیاسی یا اقتصادی نبوده‌اند.بی‌جهت نبوده که همواره مظلومان به بیوت مراجع پناه برده‌اند.ما مکلفان اما اجازه نخواهیم دادکه به بهانه‌های واهی به ساحت مراجع اهانت شود.فاین تذهبون».

 

عباس عبدی نیز نوشت:

نامه آقای یزدی عضو برجسته جامعه مدرسین قم خطاب به آیت الله شبیری زنجانی بازتاب وسیعی داشت.

مخالفتها با این نامه بجای خود؛ ولی واقعیت آنچه در قم می گذرد همین نگاه آقای یزدی است. مساله این است که با یک فهم عرفی هر کسی متوجه می شد که این نامه اثرات منفی و مخربی برای حوزه و نظام دارد پس چرا آقای یزدی چنین نامه ای را نوشتند؟

عبدی در پایان آورده است: آیا دیگران هم می توانند چون آقای یزدی برای یک مرجع چنین نامه ای بنویسند و تحت تعقیب قرار نگیرند؟ اگر بتوانند؛ در این صورت ایرادی به کار آقای یزدی نیست و اگر نتوانند که قطعا نمی توانند باید مشکل را در این تبعیض ویرانگر جستجو کرد. این تبعیض ریشه همه نابسامانی ها و اظهار سخنان نسنجیده است که اتفاقا کسانی بیشتر قربانی این تبعیض می‌شوند که از آن بهره مند هستند.

 

ادامه »

   دوشنبه 7 آبان 13971 نظر »

درمان کم خونی(کم بودن هموگلوبینِ خون، فقر آهن و فقر اسیدفولیک)

 

کم خونی شایع ترین بیماری در خانم هاست. از آن جا که خانم ها غالبا دارای مزاج سردی هستند، مستعد کم خونی اند. در طب اسلامی سنتی، مهم ترین و ابتدائی ترین اقدام برای درمان، پرهیزات و اصلاح تغذیه است(غذای ما، دوای ما. دوای ما، غذای ما) عامل و رافع کم خونی، خلط دم است.

 

پس راه درمان، مصرف غذاهای دم ساز(گرم و تر) و کاهش غذاهایی با طبع سرد است.

در صورت رعایت کامل نسخه، شدیدترین کم خونی ها هم ظرف مدت 40 الی 120 روز قابل درمان هستند.

 

درمان:

گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدای هر اقدامی؛ من جمله، خوردن غذا و مصرف دارو…

 

پرهیزات:

کاهش جدّی سردی ها، خصوصا: چای، عدس، گوشت گاو و گوساله، لبنیات، گوجه و خیار، هندوانه، بادمجان، سوسیس و کالباس، نوشابه و… در فصول گرمِ سال، استفاده از مقداری سردیجاتِ طبیعی، بسته به مزاج افراد مشکلی ندارد.

 

داروها

روزانه؛

ناشتا 21 عدد مویز

شبی 7 عدد انجیر

در صبحانه 7 عدد زیتون

در طول روز 3 عدد خرما

در طول روز 14عدد بادام درختی(به صورت دانه دانه و مثل آدامس جویده و) میل شود.

در طول روز خوردن شربت عسل یا شربت شیره انگور 1 الی 3 لیوان.

در طول روز یک بار از ترکیب(1عدد سیب رنده شده+ 3 قاشق غذاخوری عرق بیدمشک+ 1 قاشق غذاخوری عسل) میل شود.

یک وعده غذایی در طول روز یک پیاله ارده با شیره انگور میل شود.

هفته ای:2 الی 3 وعده شام فسنجانِ بادام درختی میل شود. (نصف بادام+ نصف گردو)

هفته ای : 1 الی 2 وعده سوپ گندم به همراه روغن زیتون میل شود.

بادکشِ خون ساز؛ 14 الی 21 مرحله یک شب در میان، در مراکز خون سازِ بدن مثل: کتف، لگن، ران ها و ساق پاها انجام شود.

انجام بادکش در دوران بارداری اصلا مجاز نیست.

خوردن میوه هایی مثل: انگور، گلابی، سیب، خربزه، به و انار شیرین توصیه می شود.

اگر خانم ها، قبل از اقدام به بارداری، موارد فوق را تا پایان بارداری رعایت کنند، دیگر به استفاده از قرص آهن، اسیدفولیک و یا هر داروی دیگری در زمینه کم خونی نیاز نخواهند داشت و ان شاالله علاوه بر درمان و رفع کم خونی، صاحب فرزندانی سالم و قوی بنیه خواهند شد.

پس رعایت موارد فوق برای همه خانم های باردار توصیه می شود، مگر خانم هایی که واقعا گرم مزاج هستند. رعایت همه موارد، درمان را تسریع می بخشد.

 

سخنان حکیم خیراندیش استادخیراندیش .

   یکشنبه 6 آبان 1397نظر دهید »

توی بسیجی چقدر اسگلی؟!

 

 

پدرم! اگر روزی آمد که در همین مجلس شورای اسلامی، شهدای «الی بیت‌المقدس» را هم تروریست خواندند، هیچ تعجب نکن!

ما هم قول می‌دهیم تعجب نکنیم!

آری! ما باید عادت بکنیم به یک جمهوری اسلامی باب دل آمریکا که به‌رغم افه‌های گاه‌گاهش، نظامی کاملا مطیع استکبار جهانی است!

 

اینکه ما هسته‌ای داشته باشیم یا نه، اینکه ما در منطقه حضور داشته باشیم یا نه و حتی اینکه ما شهید داشته باشیم یا نه، جملگی بسته به نظر سران کاخ سفید است!

شگفتا حضرت ابوی! برای همین چیزها، شاه را از کشور بیرون کردید! دلم می‌خواهد با کلمات، بازی کنم؛ «اراده‌های انقلاب اسلامی» و‌ «اداره‌های جمهوری اسلامی»! «روزگار جنگ» و «جنگ روزگار»! و حالا نوبت بوسه بر دستان علی لاریجانی است!

 

نظامی که خودش به حال خودش و شهدای خودش دل نسوزاند، قطعا لایق همین رئیس مجلس است!

یعنی من عاشقتم نظام مقدس جمهوری اسلامی! باز هم از ما ایستادگی بخواه! شورای نگهبانت صلاحیت فتنه‌گران را تأیید کند، لیکن تو باز هم از ما بخواه که فتنه را خط قرمز بدانیم!

 

نظرت چیست کمی با هم درددل کنیم؟!

خدایی اگر بعضی از همین چیزها در رژیم پهلوی تصویب می‌شد، خشتک شاه را پرچم نمی‌کرد خمینی؟! که هَمه چیز ما را بردند! استقلال ما را بردند!

 

خخخخخ! توی بسیجی چقدر اسگلی که رفتی جلوی اهرام ثلاثه‌ی بهارستان و شعار دادی «عزا، عزاست امروز»! ول کن بابا! کاسه‌ی داغ‌تر از آش نشو برای نظام!

 

پس‌فردا همین شعار تو می‌شود عامل عدم لغو تحریم! جوانی تو خب! برو دختربازی کن! برو دوست‌پسر داشته باش! برو بشو مثل نوادگان روح‌الله! برو حالت را بکن! آن‌وقت همین نظام، چنان منتت را می‌کشد که! دعوتت می‌کند به شرکت در انتخابات! نه مثل حالا که هم مرغ عزایی، هم اکبرجوجه‌ی عروسی! شعبه‌ی گلوگاه!

بله خب! تا مجلس شورای اسلامی تصویب نکرده، خودم اعتراف کنم که تیر دشمن خورد به گلوی تروریست‌پرور پدرم! و قریب ۴۰ سال است من فرزند یک تروریستم!

تا همینجا هم جمهوری اسلامی به ما لطف کرده که گفته «فرزند شهید»!

 

عاقبت اسم عملیات‌شان خیلی مشکوک بود «الی بیت‌المقدس»!

راست کار تروریسم!

کاش شورای نگهبان، همان شورای نگهبان ۹۲ و ۹۶ باشد و موافقت کند با شاه‌کار مجلس!

کاش جنتی و اصحابش این همه بازی نکنند با ما!

به خدا ما گناه داریم!

آقای علی لاریجانی! آقای حسن روحانی! آقای اسحاق جهانگیری! خوش به حال بچه‌های شما!

آقای ناطق نوری! آقای آخوندی! خوش به حال زنان شما!

 

مادر من خیلی وقت است پیر شده! سهمیه‌ی زخم، سوی چشمانش را گرفته؛ نمی‌تواند ویلاهای‌تان را خوب ببیند…

 

 

حسین قدیانے

   چهارشنبه 18 مهر 1397نظر دهید »

تأثير شب و روز جمعه بر دعا

 

 

در روايات ما شبِ جمعه و روز جمعه را از نظر اثرگذاري شان بر روي دعا به طور خاص مطرح مي کنند. روايات در اين زمينه بسيار است.


در باب شب جمعه ما روايات متعددي داريم ؛يک روايت از پيغمبر اکرم(صلّي الله عليه وآله وسلّم) است که حضرت فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُنْزِلُ مَلَكاً إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا كُلَّ لَيْلَةٍ فِي الثُّلُثِ الْأَخِيرِ»؛ خداوند در هر شب، در ثلث آخر شب، فرشته اي را به آسمان دنيا فرو مي فرستد؛«وَ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ فِي أَوَّلِ اللَّيْلِ»؛ شب جمعه هم که مي شود از اوّل شب مي فرستد؛«فَيَأْمُرُهُ فَيُنَادِي»، به او فرمان مي دهد، پس او ندا مي کند. حالا نداهايش چيست؟

«هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِيَهُ»؛ آيا درخواست کننده اي هست که من درخواستش را اجابت کنم؟

«هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَيْهِ»؛ آيا توبه کننده اي هست که توبه اش را بپذيرم؟

«هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ»؛ آيا کسي هست که طلب آمرزش کند و او را بيامرزم؟

«يَا طَالِبَ الْخَيْرِ أَقْبِلْ»؛ اي کسي که طالب خوبي ها هستي، روي بياور؛

«يَا طَالِبَ الشَّرِّ أَقْصِرْ»؛ اي کسي که ـ نعوذبالله ـ به سمت شرّ داري مي روي، دست بردار.

«فَلَا يَزَالُ يُنَادِي بِهَذَا إِلَى أَنْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ»؛ اين فرشته آن قدر ندا مي کند تا سپيده دم بدمد.

«فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ عَادَ إِلَى مَحَلِّهِ مِنْ مَلَكُوتِ السَّمَاءِ».

وقتي که فجر طالع مي شود، برمي گردد به همان محلّ خودش که ملکوت آسمان است.

 


روايت ديگر، روايتي است که ابوبصير از امام باقر (عليه السلام) نقل مي کند. تفاوت دو روايت را خوب دقت کنيد؛ آن روايت اوّل اين بود که خدا يک فرشته را مي فرستد که ندا کند؛ امّا در روايت دوم مي فرمايد خودِ خدا ندا مي کند. حضرت مي فرمايد:


«إنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيُنَادِي كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ إِلَى آخِرِهِ»، خداي متعال هر شب جمعه از سر شب تا آخر شب، از بالاي عرش ندا مي دهد: «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَدْعُونِي لآِخِرَتِهِ وَ دُنْيَاهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُجِيبَهُ»؛ آيا بنده اي هست که مرا بخواند و از من براي آخرت و دنيايش درخواست کند، تا قبل از آنکه فجر طالع شود که جوابش را بدهم؟

«أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَتُوبُ إِلَيَّ مِنْ ذُنُوبِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَتُوبَ عَلَيْهِ»؛ آيا بنده مؤمني هست که قبل از طلوع فجر از گناهانش توبه کند تا من توبه او را بپذيرم؟

«أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ قَدْ قَتَّرْتُ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَسْأَلَنِي الزِّيَادَةَ فِي رِزْقِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَزِيدَهُ وَ أُوَسِّعَ عَلَيْهِ»؛ آيا بنده مؤمني هست که من از نظر رزق و روزي بر او تنگ گرفته باشم، بيايد از من توسعه رزق و روزي را تقاضا کند و روزي بطلبد تا من روزي دنيايي اش را توسعه دهم؟

«أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ سَقِيمٌ يَسْأَلُنِي أَنْ أَشْفِيَهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُعَافِيَهُ».آيا بنده مؤمني هست که بيماري داشته باشد و بيايد از من شفا بخواهد قبل از اينکه فجر طالع شود تا من هم او را شفا دهم؟

اين روايت مفصل است و ادامه دارد. به همين مقدار در اين دو روايتي که خواندم دقت کنيد؛ هم مسأله امور معنوي را مطرح مي کنند، هم امور مادّي را؛ هم گرفتاري هاي معنوي را که انسان از بار گناه، سبکبار شود و هم مسأله حاجات دنيوي اش را مطرح مي کند. البته روايت اوّل به صورت کلي فرمود:
«فَيُنَادِي هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِيَهُ»؛ آيا کسي هست که از من درخواستي کند، تا من به او بدهم؛ امّا روايت دوم اين درخواست ها و حاجت ها را بخش بخش مي کند.

 

حاجات معنوي و آخرتي


امام باقر (عليه السلام) به ابوبصير، اوّل به طور کلّي مي فرمايد
«أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَدْعُونِي لآِخِرَتِهِ وَ دُنْيَاهُ»؛ اوّل اين مطلب کلّي را فرمود؛ «دنيا» و «آخرت». اوّل هم آخرت را مطرح مي کند. در بين امور آخرتي هم اهمّ امور براي من اين است که گناهانم آمرزيده شود. مي گوييم «دفع ضرر» اولي است از «جلب منفعت»؛ آيا بهتر نيست که انسان جلوي ضرر را بگيرد تا بخواهد جلب منفعت کند؟ اصلاً عاقل اينگونه است.

 

مي گويد اوّل ضرر نکنم؛ منفعت پيش کش! لذا اوّل سراغ اين مي رود. البته اينجا «دفع ضرر» نيست، بلکه «رفع ضرر» است. يعني مسأله آمرزش نسبت به گناهان مطرح است. لذا اوّلاً امور معنوي که اهمّ امور است را مطرح فرمود؛ در امور معنوي هم اهمّ آن چيست؟ آمرزش گناهان است که رفع مانع است.

 

سخنان آقا مجتبی تهرانی دیده شده در نرم افزار سخنرانی مکتوب .

   پنجشنبه 5 مهر 13971 نظر »

نام عشق

 

یا علی

دست‌هايت را که در دستش گرفت آرام شد

تازه انگاري دلش راضي به اين اسلام شد

 

دست‌هايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:

مومنين! ( يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت:)

 

خوب مي‌دانيد در دستانم اينک دست کيست؟

نام او عشق است، آري مي‌شناسيدش : علي ست

 

من اگر بر جنگجويان عرب غالب شدم

با مددهاي علي ابن ابي طالب شدم

 

در حُنين و خيبر و بدر و اُحُد گفتم: علي

تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علي

 

با خدا گفتم: علي، شب در حرا گفتم: علي

تا پيام آمد بخوان «يا مصطفي»! گفتم: علي

 

هر چه مي‌گويم علي، انگار اللّهي ترم

مرغ «او ادني»ييم وقتي که با او مي‌پرم

 

مستجار کعبه را ديدم، اگر مُحرِم شدم

با «يَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَيديهِم» شدم

 

تا که ساقي اوست سرمستند «اصحابُ اليمين »

وجه باقي اوست، «اِنّي لا اُحبُّ الافِلين»

 

دست او در دست من، يا دست من در دست اوست

ساقي پيغمبران شد يا دل من مست اوست

 

يکصد و بيست و چهار آيينه با هر يک هزار ـ

ساغر آوردند و او پر کرد با چشمي خمار

 

آخرين پيغمبر دلداده‌ام در کيش او

فکر مي‌کردم که من عاشقترينم پيش او

 

دختري دارم دلش درياي آرامش، ولي

شد سراپا شور و توفان تا شنيد اسم علي

 

کوثري که ناز او را قلب جنت مي‌کشيد

ناگهان پروانه‌ شد دور سر حيدر ‌پريد

 

روزگارش شد علي، دار و ندارش شد علي

از ازل در پرده بود آيينه دارش شد علي

 

رحمتٌ للعالمينم گرد من ديو و پري

مي‌پرند و من ندارم چاره جز پيغمبري

 

بعد از اين سنگ محک ديگر ترازوي علي است

ريسمان رستگاري تارِ گيسوي علي است

 

من نبي‌اَم در کنارم يک «نبأ» دارم «عظيم»

طالبان «اِهدنا» اينهم «صراطَ المستقيم»

 

چهره‌اش مرآتِ «ياسين»، شانه‌هايش «مُحکمات»

خلوتش «والطور»، شور مرکبش «والعاديات»

 

هر خط قرآنِ من، توصيفي از سيماي اوست

هر که من مولاي اويم، اين علي مولاي اوست

 

قاسم صرافان


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 7 شهریور 13971 نظر »

استفتائات جدید( رقص)

 

نظر آیت الله خامنه ای

س: خواهشمند است حكم رقص، خواه رقص آقايان و خواه رقص بانوان را ـ ولو مهيج و تحريك‌كننده نباشد ـ بيان فرماييد؛ و آيا حكم آن در مجلس عروسى تفاوت مى‌كند؟

 

ج) رقص مرد بنا بر احتياط واجب حرام است و رقص زن براى زنان اگر عنوان لهو بر آن صدق كند مثل اين‌كه جلسه زنانه تبديل به مجلس رقص شود، محل اشكال است و احتياط واجب در ترك آن است و در حكم فوق تفاوتى بين مجلس عروسى و غير آن نيست

 

نظر آیت الله مکارم شیرازی

سؤال ـ برخى از خانمها معتقدند که نواختن آهنگ با سازهاى بدون حلقه، و نیز با ظروفى مانند قابلمه و سطل و مانند آن اشکال ندارد، آیا نواختن آهنگ با این وسائل در مجالس عروسى زنانه جایز است؟

 

جواب : هرگاه با این وسائل آهنگهایى مانند وسایل موسیقى نواخته شود جایز نیست؛ امّا اگر همانند آن آهنگها نباشد مانعى ندارد

 

 

۱_http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=100#1167

۲_ https://makarem.ir/main.aspx?reader=1&pid=61879&lid=0&mid=21561

http://blog69.kowsarblog.ir/حکم-رقصیدن-2#comments

   چهارشنبه 31 مرداد 13972 نظر »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 85

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 117
  • دیروز: 47
  • 7 روز قبل: 654
  • 1 ماه قبل: 2449
  • کل بازدیدها: 133618
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 98
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 20
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1