اسباب و موجبات نجات از فشار قبر

 

فشار قبر

 

 

فشار قبر گردنه ای است بسیار دشوار که تصورش دنیا را بر انسان تنگ می کند . اما چیزهایی وجود دارد که باعث نجات از فشار و عذاب قبر می شود که در اینجا به ذکر چند نمونه بسنده می کنیم

اول : از امیر المومنین علیه السلام روایت شده که هر کس در هر جمعه سوره نسا را بخواند از فشار قبر ایمن شود .

دوم : روایت شده که هر کس بخواند سوره زخرف را حق تعالی او را در قبر از جانوران زمین و فشار قبر ایمن گرداند .

سوم: از حضرت رضا علیه السلام نقل شده است که فرمود : بر شما بلد به نماز شب ، بنده ای نیست که اخر برخیزد و هشت رکعت نماز شب ، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر به جای اورد و در قنوت وتر هفتاد مرتبه استغفار کند مگر ان که از عذاب قبر و عذاب جهنم پناه داده شود و عمرش طولانی گردد و معیشتش وسعت یابد

چهارم : از حضرت رسول صلی الله روایت شده که هر کس سوره الهیکم الکاثر  را در وقت خواب بخواند از عذاب قبر محفوظ ماند .

پنجم : کسی که روز اول ماه رجب ده رکعت نماز بخواند ، در هر رکعت یک مرتبه حمد و سه مرتبه توحید ، محفوظ می ماند از فتنه قبر و عذاب روز قیامت .و در شب اول رجب بعد از نماز مغرب بیست رکعت به حمد و توحید خواندن برای رفع عذاب قبر نافع است .


ششم : از چیزهایی که باعث نجات از عذاب قبر می شود خواندن سوره تبارک بالای قبر میت .

هفتم  : شیخ طوسی در مصباح المتهجد روایت کرده است از حضرت رسول اکرم صلی الله که هر کس در شب جمعه دو رکعت نماز بخواند ، در هر رکعت حمد و چهارده مرتبه سوره اذا زلزلت  ، حق تعالی ایمن گرداند او را از عذاب قبر و هول های روز قیامت .

 


منبع : منازل الاخره ، شیخ عباس قمی ، اتتشارات دانشیاران ایران ، ص ۳۲- ۳۴

   شنبه 28 بهمن 1396نظر دهید »

 

شکر خدا

 

میگویند در روزگار قدیم مرد فقیری در دهی زندگی میکرد. یک روز مرد فقیر به همسرش گفت:((می خواهم هدیه ای برای پادشاه ببرم.شاید شاه در عوض چیزی شایسته شان ومقام خودش به من ببخشد و من آن را بفروشم و با پول آن زندگیمان عوض شود))

 

همسرش که چغندر دوست داشت،گفت:((برای پادشاه چغندر ببر!))اما مرد که پیاز دوست داشت،مخالفت کرد وگفت:((نه!پیاز بهتر است خاصیتش هم بیشتر است.))بااین انگیزه کیسه ای پیاز دستچین کرد و برای پادشاه برد.

 

از بد حادثه،آن روز از روز های بد اخلاقی پادشاه بود و اصلا حوصله چیزی رانداشت. وقتی به او گفتند که مرد فقیری برایش یک کیسه پیاز هدیه آورده، عصبانی شد ودستور داد پیاز ها را یکی یکی بر سر مرد بیچاره بکوبند. مرد فقیر در زیر ضربات پی در پی پیازهایی که بر سرش می خورد، با صدای بلند میگفت:((چغندر تا پیاز، شکر خدا!!))

 

پادشاه که صدای مرد فقیر را می شنید ، تعجب کرد و جلو آمد و پرسید: این حرف چیست که مرتب فریاد می کنی؟ مرد فقیر با ناله گفت:شکر می کنم که به حرف همسرم اعتنا نکردم وچغندر با خود نیاوردم وگرنه الان دیگر زنده نبودم!

 

شاه از این حرف مرد خندید وکیسهای زر به او بخشید تا زندگیش را سرو سامان دهد! واز آن پس عبارت پیاز تا چغندر شکر خدا در هنگامی که فردی به گرفتاری دچار شود که ممکن بود بدتر از آن هم باشد به کار میرود.

 

 

   جمعه 13 بهمن 1396نظر دهید »

همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس ، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم که هردوی آنها مهم است .مشکل اصلی این است که زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می برد و این در حالی است که ما تازه در ابتدای یادگیری و کسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم که روزی به همه ی جوانب دست پیدا کنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.

 

درسهایی برای زندگی

 

در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره کرده ایم که براحتی می توانید از آنها بهره بگیرید :

1- طبق گفته ی Richard Carlson ” چیزهای بی ارزش را نچشید ، این بدان معنی است که خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن کارهای بی ارزش می کنند که در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی ، هیچ ارزشی ندارند .وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل کوچک می کنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی بریم.

2- “زندگی غیر قابل پیش بینی استو ممکن است هر لحظه شما را در شیب و فراز قرار دهد ” . فقط بگویید “هرگز” و بعد ببینید چه اتفاقی می افتد . برای مقابله با گره هایی که زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !!

3- خسته کننده ترین واژه در هر زبان ” من ” است . بله تصور این است که تکرار این کلمه اعتماد به نفس را بالا می برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی که در مورد خود با تکرار ” من ” توضیح و تعریف می کنید، واقعیت ندارد! اینکه یک نفر دائما” از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر کند ، بسیار خسته کننده و یکنواخت است . این حالت “خود محوری ” است نه “اعتماد به نفس

4- انسانیت مهم تر از مادیات است:اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است که هر کدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاک های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.

5- به غیر از خودتان ، هیچ کس دیگر نمی تواند شما را راضی کندرضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می کند ، اما خوب ، شاید این روابط به تنهایی باعث شادکامی و رضایت شما نشود.

6- درجه ی کمال و شخصیت:کمالات برای هر شخص زیباست . کلام و اعمال نیک ، به دنبال خود ، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش کنید .

7- بیاموزید که خود ، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید:انسان جایز الخطاست ، همه ما اشتباه میکنیم ، ولی با کینه توزی و یادآوری صدمات گذشته ، تنها این خودمان هستیم که از زندگی لذت نمی بریم نه دیگران !!

8- “خنده” داروی هر “درد” است . با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان کنید.

9- تغذیه خوب ، استراحت ، ورزش و هوای تازه ، را فراموش نکنید.سلامتی خود را دست کم نگیرید . با رعایت این نکات ، از وضعیت جسمی ایده آل خود ، لذت ببرید .

10-اراده ای مصمم ، شما را به هر چیزی که می خواهید ، می رساند .هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید.

11-تلویزیون ، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می کند ! از تلویزیون کناره گیری کنید و با ورزش ، مطالعه و یادگیری ، ذهن خود را فعال کنید.

12- شکست را بپذیرید .هر کسی در زندگی ممکن است بارها و بارها شکست بخورد. شکست آموزنده است . به ما یاد می دهد که چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب کنیم . توماس ادیسون با شکستهای متمادی توانست به هدف خود برسد ، او می گفت :” من شکست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان کردم که برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !”

13- از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید .یکی از بودائیات پیر چنین می گوید :” یک مرد دانا کسی است که از اشتباهات خود درسی نیک بیاموزد و اما داناتر کسی است که از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد“.

14- از محبت به دیگران دریغ نکنید .زندگی کوتاه است و پایان آن نامعلوم . پس سعی کنید محبت کنید تا محبت ببینید .

15- آنچنان زندگی کنید که گویی روز آخر عمرتان است !! همواره سعی کنید بهترین و مهربان ترین همسر ، رفیق و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید ، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابیم.

   پنجشنبه 12 بهمن 13962 نظر »

 مرثیه شهادت 

 

شهادت حضرت زهرا

 

بانو سه ماه منتظر این دقیقه ام

مشغول کار خانه شدی! خوش سلیقه ام !؟

 

زهرا مرا چه قدر بدهکار می کنی!؟

داری برای دل خوشی ام کار می کنی؟

 

دراین سه ماه، آب شدم ، امتحان شدم

با هر صدای سرفه ی تو نصفه جان شدم

 

با دیدنت، نگاه مرا سیل غم گرفت

با اولین تبسم تو، گریه ام گرفت

 

این بوی نان داغ به من جانِ تازه داد

حتی به پلک های حسن، جان تازه داد

 

زحمت نکش! هنوز سرت درد می کند

باید کمک کنم، کمرت درد می کند

 

آیینه ی پراز ترکم، احتیاط کن!

فکری به حال و روز بدِ کائنات کن

 

تا کهنه زخم بازوی تان تیر می کشد

دستاس خانه، آه نفس گیر می کشد

 

ازدست تو، به آه شکایت بیاورم

نگذاشتی طبیب برایت بیاورم

 

با اینکه اهلِ صحبت بی پرده نیستم

راضی به رنج دستِ ورم کرده نیستم 

وحید قاسمی

 

♦♦♦ 

 

نَیُفتــَــد بـر قــــدِ گـــل آذر ای کاش

نگـردد هیـــچ یاسی پـرپـر ای کاش

 

به نفســــه عمر گـــل کوتاه باشــــد

نَشیند بر گلـــی خاکستــــر ای کاش

 

چه تشبیهی برایش بهتــــر از گــــل

بجای گــــل بگویند مــــادر ای کاش

 

صفــــا مادر ، وفــــا مادر ، شفـــا او

نگیــــرد مــــادری دردِســـَر ای کاش

 

پســر طاقــــت نــدارد دیدنــــش را

نبینــــد دردِ مادر ، دختــــر ای کاش

 

غمِ بی مادری سخت است وجانکاه

نباشــد خانه ای بی مـــادر ای کاش

 

مدینه مادری در شعلـــه ها سوخت

نگیرد آتشــــی بر معجــــر ای کاش

 

چـــه گویــم بار شیشه داشت مادر

به بیرون باز میشــد آن در ای کاش

 

علــی را دست بستــــه ؛ میکشیدند

یکی می بست چشمِ حیدر ای کاش

 

تمــام صحنــــه ها را دیــــد مــــولا

فلک سوزد ز داغش یکسـر ای کاش

 

به گودال آمــــد آن جانـیِ بی رحم

نمی آورد با خود خنجــــر ای کاش

 

بریدنــد از قفایــش آن ســــری که

تماشایش نمیکرد خواهــر ای کاش

 

سیدحسین میرعمادی

 

  ♦♦♦

 

آدم است او یا مَلَک ماهیّتش معلوم نیست

گرچه مخلوق است نوع خلقتش معلوم نیست

 

حضرت زهراست خود تفسیری از آیات قدر

آن شب قدری که حتی ساعتش معلوم نیست

 

مادرش یا دخترش من هرچه دقت می کنم

با رسول الله،زهرا نسبتش معلوم نیست

 

در کسا بی فاطمه غیر از علی و بچه هاش

رحمة للعالمین هم ساحتش معلوم نیست

 

بعد ابر نیلی سیلی در این شب ها شده

مثل آن ماهی که نصف صورتش معلوم نیست

 

فاطمیه مثل دردی تا ظهور منتقم

طول درمان دارد اما مدتش معلوم نیست

 

روضه یعنی داستان مادری در اوج خود

چون به کوچه می رسد یک قسمتش معلوم نیست

 

گرچه معلوم است دارد می رود مادر ولی

حضرت فِضه دلیل لُکنتش معلوم نیست

 

ضربه وقتی ناگهان شد بی توجه می خورد

ضربه وقتی ناگهان شد شدتش معلوم نیست

 

هم که معلوم است او ریحانة الحوراست

و هم که وقت خشم سیلی قدرتش معلوم نیست

 

اینکه قبر علت خلقت چرا مخفی شده

درمیان اهل معنا علتش معلوم نیست

 

یادم آمد موقع سجده به مُهر کربلا

فاطمه در هیچ مهری تربتش معلوم نیست

 

مهدی رحیمی

 

 

   سه شنبه 10 بهمن 1396نظر دهید »

 ولادت حضرت زینب

 

زینب سلام الله

 

کربلا شهريست اي دل شهريارش زينب است

اعتبارش از حسين و اقتدارش زينب است

 

نام زينب با حسين حک گشته در ايوان دل

دل که شد بيت الحسين نقش ونگارش زينب است

 

شيعه دارد در دلش يکتا کتاب قيمتي

ناشرش باشد حسين ، آموزگارش زينب است

 

هرکه نازد بر کسي زينب بنازد بر حسين

جان زهرا اين حسين دار و ندارش زينب است

ابراهیم صاحبی

 

«چنین گفت زینب!»

خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب

خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب

 

بنازم به نامش که در واپسین دم

ز گودال، سلطان دین گفت: زینب

 

چه وقت وداع و چه بعد از شهادت

چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب

 

بیارند تا انبیا تاب معنا

به هر وحی، روح الامین گفت: زینب

 

بشر آیتی جست در فهم هستی

زمان گفت: زهرا ، زمین گفت: زینب

 

بسوزاند آفاق را آن مضامین

که در خطبه ی آتشین گفت زینب

 

دوا شد به داغ اباالفضل ، رازی

که در گوش ام البنین گفت زینب

 

عطش، آب شد از خجالت ز شکری

که با تشنه کامی عجین گفت زینب

 

“ندیدیم در کربلا جز نکویی”

به آن قوم، آری چنین گفت زینب…

 

افشین علا

   سه شنبه 3 بهمن 1396نظر دهید »

نام : حارث
لقب : عزازیل، استاد الملائک
شهرت: مستجاب الدعوه
جنس: جنّ

او بزرگترین عابد از طایفه ی جنیان بود که قبل از هبوط حضرت آدم در زمین سکونت داشتند. شیطان با جهت گیری در سمت خدا مستجاب الدعوه شد. بعد رخ دادن جنگی در میان طایفه جنیان، ازآنان جدا شد و از خدا خواست که او را در جمع ملائک جای دهد.گوی سبقت را در عبادت از جمیع ملائک ربود تا جایی که در جمع ملائک به او لقب «عزازیل: عزیز خدا»و «استاذُ الملائک: معلم فرشتگان» داده شد تا جایی که منبری داشت که بر بالای آن برای ملائک سخنرانی می کرد به گونه ای که وقتی تسبیح از دستش می افتاد هزاران فرشته بر می خاستند آن را می بوسیدند و به دست او می دادند ولی امر بر عکس شد و او رانده شده درگاه حق شد و الان کسی بدتر و ملعون تر از او در درگاه احدیت نیست.

بزرگترین خطای شیطان این بود که عبادت های شش هزار ساله اش را دید و به آنها تکیه کرد. به جای این که خدا را ببیند خودش را دید. خودپرستی کرد به جای خدا پرستی! خود بینی کرد به جای خدا بینی!! ممکن است کسی در ظاهر خداپرستی، ولی در واقع خودپرستی کند.

یعنی ظاهر عملش بندگی خدا، ولی باطن عملش بندگی خود و پیروی هوای نفس و شیطان باشد.

 

 

 

   سه شنبه 3 بهمن 1396نظر دهید »

نفتکش سانچی

سوگ‌سروده به یاد هم‌میهنان کشتی سوخته

 

نفتکش سانچی

 

الهی جانِ آب آتش بگیرد

که دریا زین عذاب آتش بگیرد

 

ندیدم جز شما پروانه ای را

که در آغوش آب آتش بگیرد

 

خرابم من، خرابم من، الهی

که این جان خراب آتش بگیرد

 

در این غم، گونه و رخساره بگذار

که با اشکِ مذاب آتش بگیرد

 

درون سینه، آرامم بسوزد

درون دیده، خواب آتش بگیرد

 

اگر پرسی ز کشتی بان و کشتی

زبانم در جواب آتش بگیرد

 

تو ای خورشید، بر بالین دریا

نیا، چون آفتاب آتش بگیرد

 

ندارم چاره غیر از شعر و تَرسَم

به دفتر، شعر ناب آتش بگیرد

 

افشین علا

   سه شنبه 26 دی 1396نظر دهید »

توهین رییس‌جمهور به امام زمان عجل الله 

 

 

سخنان عجیب دکتر روحانی در انتقاد از پیامبر صلی الله 

دانلود کنید 

 

 


موضوعات: بدون موضوع, سیاسی
   یکشنبه 24 دی 13961 نظر »

1 3 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 85

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 121
  • دیروز: 263
  • 7 روز قبل: 3027
  • 1 ماه قبل: 5661
  • کل بازدیدها: 126518
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 49
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 41
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
اربعین