کتاب پی دی اف
عنوان قحطی بزرگ
نویسنده: محمدقلی مجد
نویسنده: دکتر مجد ، ساکن آمریکا که با دسترسی به اسناد جنایت انگلیس در این سال‌ها ، قتل ۹میلیون ایرانی را به تحریر درآورده است.

فیلم سینمایی  یتیم خانه ایران توسط آقای طالبی از روی این کتاب ساخته شده است.

 

👇👇👇

دانلود کنید 

   شنبه 1 بهمن 1401نظر دهید »

حرکت پیامبر(ص) به سوی غار در لیله المبیت


به چه علت در لیله المبیت،رسول الله(ص) مستقیما به مدینه نرفته و به غار ثور رفتند؟


چون دشمن به دنبال پیامبر و در تعقیب پیامبر بود .
پیامبر پس از خبر از قصد ترور خود شبانه از مکه خارج و علی ع را در جای خود نهاد و این شب معروف به لیله المبیت شد .
در هنگام خروج مخفیانه با ابوبکر برخورد و او را همراه خود برد .
و پس از یک یا چند روز ماندن در غار ثور و ناامیدی قریش از دست یافتن به پیامبر ، پیامبر راهی مدینه گردید .

 

در شب پنجشنبه اوّل ماه ربیع الاول (سال چهاردهم بعثت) رسول خدا(ص) از مکه بیرون رفت و در همان شب علی(ع) در بستر رسول خدا خوابید و آن شب را لیلة المبیت گفتند.


آن حضرت برای رفتن به یثرب می بایست به شمال مکه می رفت؛ اما برای گمراه کردن مشرکان، راه جنوب را برگزید و به کوه ثور رسید. آن حضرت، به همراه ابوبکر وارد غار ثور شد و مدت سه روز در آن مخفی بود. مشرکان تا نزدیکی غار ثور آمدند، اما به اعجاز الهی، عنکبوتان تارهایی را بر درِ غار تنیدند تا مشرکان را از رفتن به درون آن منصرف کنند؛ چراکه آنان با دیدن تارهای عنکبوت تصور کردند کسی وارد غار نشده است!

علت آن هم آگاهی پیامبر(ص) از نقشه مشرکان قریش برای ترور بود که برخی بیان می‌دارند که آیه وَ إِذْ یمْکرُ بِک الَّذینَ کفَرُوا لِیثْبِتُوک أَوْ یقْتُلُوک أَوْ یخْرِجُوک وَ یمْکرُونَ وَ یمْکرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیرُ الْماکرینَ (ترجمه: هنگامی که کافران ضد تو حیله کنند تا تو را زندانی کنند یا بکشند یا تبعید نمایند آنان با خدا از در حیله وارد می‌شوند خداوند حیله می‌کند و خداوند بهترین حیله کنندگان است.)[ انفال–۳۰] درباره همین خبردادن به پیامبر(ص) نازل شده است. لیلة المبیت شبی است که پیامبر(ص) به امر الهی از مکه به مدینه هجرت کرد و به سبب تصمیم سران قریش بر قتل آن حضرت، از علی(ع) خواست تا به جای او در بسترش بخوابد و مشرکان متوجه عدم حضور پیامبر نشوند.

خداوند در عظمت این جانفشانی علی(ع) آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»﴿۲۰۷﴾ (ترجمه: و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‌فروشد، و خدا نسبت به [این‌] بندگان مهربان است.)[ بقره–۲۰۷] را نازل فرمود. حضور در غار ثور رسول خدا در شب اول ربیع الاول رهسپار غار ثور شد و ابوبکر بن ابوقحافه نیز با وی همراه گشت و پس از سه روز که در غار ثور ماندند، در شب چهارم ربیع الاول راه مدینه را در پیش گرفتند.

شروع همراهی ابوبکر با پیامبر (ص) چندان مشخص نیست و برخی گفته‌اند پیامبر (ص) در راه اتفاقی ابوبکر را دید و همراه خود برد. همچنین نقل دیگری است که پیامبر (ص) در شب حمله مشرکان به خانه ابوبکر رفت و از آنجا به طرف غار ثور رهسپار شد .قول سومی است که بیان می‌دارد ابوبکر به سراغ پیامبر (ص) آمد و علی (ع) او را به مخفیگاهش راهنمایی کرد.

 

منابع جهت مطالعه :
فروغ ابدیت ، جعفر سبحانی
الصحیح من سیره النبی الاعظم ، جعفر مرتضی عاملی

   پنجشنبه 15 مهر 1400نظر دهید »

حدیث سلسله الذهب

ورود امام به نیشابور و بیان حدیث سلسلة الذهب مهم ترین واقعه ی ماندگار این سفر است. در مسیر سفر خراسان، حضرت رضا(علیه السلام) با عبور از شهرهای مختلف، به نیشابور رسیدند و با استقبال باشکوه مردم آن شهر روبه رو شدند؛ به گونه ای که دانشمند اهل سنت، حاکم نیشابوری شافعی، می نویسد: «به هنگام استقبال از امام، گروهی گریان و زار بودند و عده ای خود را به خاک می ساییدند و برخی نیز پای اشتر امام را می بوسیدند.»[ ابن صباغ، الفصول المهمة، ج۲، ص ۱۰۰۲. ] گزارش حاکم نیشابوری در تاریخ نیشابور[ متأسفانه اثری از کتاب تاریخ نیشابور نیست و گزارش های این کتاب در متون حدیثی علمای شیعه و سُنیِ پس از آن درج است. ] خواندنی است.

 

او می نویسد: «وقتی حضرت رضا(علیه السلام) وارد نیشابور شد، سوار بر قاطری خاکستری رنگ بود. در بین راه، دو پیشوای حافظ حدیث پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، ابوزرعه و محمدبن اسلم طوسی، مهار استر آن جناب را گرفته و عرض کردند: آقای ما، ای پیشوایی که فرزند ائمه ی طاهرینی، ای بازمانده ی نژاد پسندیده، تو را به حق اجداد ارجمندت قسم می دهیم سایبان مهد را یک طرف فرما تا جمال مبارک شما را ببینیم و حدیثی از اجداد خود بیان کن که یادبودی برای ما باشد.
امام استر را نگه داشت و سایبان را کناری زد. چشم جمعیت به جمال انورش روشن شد. گیسوان مبارکش شبیه گیسوان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بود. تمام طبقات ایستاده محو در تماشای رخسار مبارکش بودند. بعضی با مشاهده ی آن جناب، فریادی از شادی کشیدند. عده ای واله گونه اشک شوق می ریختند از این موهبت [و] هر کدام به طریقی ابراز احساسات می کردند. بعضی از شوق، گریبان چاک می زدند و خویش را در خاک می انداختند و لجام استر را می بوسیدند. [برخی نیز] گردن برافراشته تا آن جناب را مشاهده کنند. تا ظهر به طول انجامید. در این موقع، نویسندگان و قضات فریاد کشیدند: مردم گوش کنید و حفظ نمایید. فرزند پیامبر را نیازارید [و] ساکت باشید. ۲۴هزار قلمدان خارج شد، غیر از کسانی که دوات به کار بردند.»[ اربلی، کشف الغمة، ج۲، ص ۳۰۸. ]
آن گاه امام رضا(علیه السلام) که در عَماری (کجاوه) نشسته بودند، سر بیرون آورده و فرمودند:

«از پدرم، موسی بن جعفر شنیدم که گفت: از پدرم جعفر بن محمد شنیدم که گفت: از پدرم محمد بن علی شنیدم که گفت: از پدرم علی بن الحسین شنیدم که گفت: از پدرم حسین بن علی شنیدم که گفت: از پدرم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب شنیدم که گفت: از پیامبر شنیدم که گفت: از خدای عزوجل شنیدم که گفت: «لااله الّا اللّه حصنی، فمن دخل حصنی أمن من عذابی»؛ «لا اله الا اللّه دژ من است؛ پس هرکس به دژ من درآید، از عذاب من ایمن خواهد بود».»


اسحاق بن راهویه گوید: «چون کاروان به راه افتاد، امام فریاد زدند: بشروطها و أنا من شروطها؛ (با وجود شرط های آن و من از شرط های آنم.)»[صدوق، التوحید، ص ۲۵؛ مناوی، فیض القدیر، ج۴، ص ۴۸۹. ]

مقصود این است که اقرار به کلمه ی توحید هنگامی سبب نجات است که جامعه به دست حاکم الهی اداره شود و حکومت به حق باشد تا مردم بتوانند به حقیقت توحید برسند؛ زیرا حقیقت توحید، پرستش خدای یگانه است بدون هیچ شریکی. این حدیث به سلسلة الذهب (زنجیر طلا) معروف است؛ زیرا رجال سند آن تا حضرت جبرئیل، همه از معصومان(علیهم السلام) هستند؛ همچنین از احادیث قدسی نیز محسوب می شود؛ چون گوینده ی آن ذات اقدس الهی است.

 

پرسمان

   چهارشنبه 14 مهر 1400نظر دهید »

رجایی اهل مذاکره نبود

 

 

محمدعلی رجایی در سال ۱۳۱۲ در قزوین متولد شده و در سال ۱۳۱۶ پدرش را از دست می دهد و بقیه عمر را در کنار مادر و تنها برادرش سپری می کند. او ۱۳ سالگی به تهران عزیمت می کند و به علت فقر شدید اقتصادی در جنوب شهر درست در کنار کوره پزها ساکن می شود.

در ۱۷ سالگی به نیروی هوایی می رود و ۵ سال در این نیرو تحصیل می کند. در همین زمان است که با گروه فداییان اسلام و شهید نواب صفوی آشنا می شود. همچنین در این زمان مشتاقانه بر سر درس و بحث آیت الله طالقانی حاضر می شود و ۱۷ سال شاگردی آن مرحوم را می کند. شهید رجایی در سال ۱۳۳۲ از ارتش استعفا می دهد و در بیجار به دانشسرای معلمی می رود. اواخر سال ۱۳۳۸ برای مدت یکسال به خوانسار اصفهان می آید و سپس دوباره به تهران باز می گردد و در دبیرستان کمال که اداره آن در دست آقایان سحابی و بازرگان بوده مشغول کار می شود. اولین بار در تشکل نهضت آزادی که از جبهه ملی منشعب شده عضو می شود و بعدها به موتلفه اسلامی می رود.

۴ سالی به زندان می رود و بعدها وزیر آموزش و پرورش می شود. 

«محمدامین» نام مستعار و مخفی شهید رجایی در دوران مبارزه و مخفی ماندن از دید ساواک است. او سال ۵۱ بعد از سفر به فرانسه به عراق می رود و با امام خمینی(ره) دیدار می کند.

در حسنیه ارشاد آن زمان حضور می یاید و از درس های دکتر علی شریعتی بهره می جوید. در دوران انقلاب و زمانی که دستگیرشدگان را به مدرسه رفاه می برندچون آدمهای دست چندم رژیم منحوس سابق هستند، با آنان را محبت و رافت اسلامی رفتار می کند.


۷ ماه از ازدواج شهید در قزوین نگذشته که قطعه شعری که بر علیه رژیم در جیب ایشان پیدا می کنند و زندانی می شود. مرحله دوم زندانی شدن ایشان در تهران بود که پنج سال طول کشید و علت اصلی آن کتاب هایی از ایشان بود که لو رفته بودند. در زندان تهران روزانه جیره کتک خوردن برقرار است. از بس او و دایی اش را شلاق می زنند از هوش می روند. ناخن هایش را می کشند. پایش را می شکنند اما رجایی همچون آهن سخت است و همچون کوه مقاومت می کند.

مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی در یکی از سخنرانی های خود می گوید: «اگر مقاومت ایشان در زیر شکنجه در زندان نبود، همه ما از بین رفته بودیم.»


اهل مذاکره نبود

گویا شهید رجایی زیاد اهل مذاکره در آن دوران نبوده است و در جایی به عراقی ها می گوید: زمانی که شما دائم بر سر ما و شهرهایمان بمب می ریزید، آمده اید و از مذاکره سخن می گویید! اول فشار را بردارید بعد ما مذاکره می کنیم.

زمانی که او کفیل وزارت آموزش و پرورش بودتابلویی بالای سر رجایی بود که روی آن نوشته بود: رجایی ارتجاعی. پرسیدم این را چه کسی نوشته؟ گفت: قبل از شما تعدادی از معلمان اعتصاب کرده بودند و یکی از آنان جلوی چشمم این را نصب کرد. حرفشان حق نبود و من بخواسته آنها عمل نکردم و آنها این را نوشتند و به دیوار زدند. اما من دست به آن نزدم تا همه بدانند وزیر مملکت اسلامی تا این حد به مردم اجازه می دهد بیایند و حرفشان را بزنند.

او حتی یکبار جلوی مدیران مدرسه غیر انتفاعی کمال وابسته به سران نهضت آزادی و عقاید آنان ایستاد و در روزنامه ای نوشت: همه باید از شرایط تحصیل یکسانی برخوردار باشند و پذیرش مدارس ملی و غیر انتفاعی پذیرفتن نوعی فاصله طبقاتی است. مردم ما شهید نداده اند که دوباره این دسته بندی ها رایج شود.

شهید رجایی دو هفته قبل از شهادت در جمعی گفته بود: چیزی از عمرش باقی نمانده است و در حدود دو هفته بعد هم ترور شد و به لقای حق پیوست.

 

 

متنی که خواندید بر گرفته از کتاب سیره شهید رجایی به قلم علامعلی رجایی است .

   جمعه 5 شهریور 1400نظر دهید »

وقایع ۱۸ ذی الحجه

در روز ۱۸ ذی الحجه الحرام رويدادهاي بزرگي براي برخي از پيامبران الهي علیهم‌السلام به وقوع پيوست كه به بعضي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:

رهايي حضرت ابراهیم علیه‌السلام از آتش نمروديان: قرآن کریم به اين واقعه اشاره نمود و فرمود: «قالُوا حَرِّ قُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُم اِن كُنتُم فاعِلينَ، قُلنا يا نارُكُوني بَرداً وَ سَلاماً عَلي اِبراهيمَ».۱
پيروزي حضرت موسی علیه‌السلام بر ساحران فرعون و از ميان بردن سحرهاي ساحران فرعوني: قرآن كريم در اين باره فرمود: «قالَ فَأتِ بِهِ اِن كُنتَ مِنَ الصادِقينَ، فَألقي عَصاهُ فاِذاهِي ثُعبانٌ مُبينٌ».۲
حضرت موسی علیه‌السلام طي حكمي يوشع بن نون را به جانشيني خويش برگزيد و در ميان قوم بني اسرائيل، درباره فضائل و شايستگي‌هايش به سخنراني پرداخت و اين قوم را بر تصميم خويش، شاهد گرفت.
حضرت سلیمان بن داوود علیه‌السلام، طي حكمي آصف بن برخيا را جانشين خويش ساخت و مردم را بر اين تصميم خويش، شاهد گرفت و با دلائل و بينات روشن، شايستگي‌هاي وي را به اثبات رسانيد.
حضرت عیسی بن مريم علیه‌السلام جانشيني شمعون صفا را در نزد پيروانش آشكار كرد و وي را رسماً وصي خود گردانيد.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در آخرين ماه‌هاي عمر شريف خود، داماد و پسرعمويش حضرت امام علی علیه‌السلام را جانشين خويش ساخت و ضمن معرفي وي به مسلمانان، از آنان در غدير خم بيعت گرفت. به هر روي اين روز، روز بسيار مبارك و باميمنتي است.۳

این روز عید بزرگ اسلام است که هیچ عیدی از جهت شرافت و منزلت به آن نمی رسد و به آن عید الله الاکبر و عید آل محمد صلی الله نیز می‌گویند به مبعوث فرمود خداوند پیامبری را مگر آن که آن روز را عید کرده و به وسیله خود وصیت می کردند که این روز را عید قرار دهند نامش در آسمان روز عهد معهود و نامش در زمین روز میثاق ماخوذ به جمع مشهود است و روز اکمال دین و اتمام نعمت بر مسلمانان است و همه اینها به جهت انتصاب پیامبر صلی الله علی بن ابیطالب را به خلافت و جانشینی می باشد
بنا به حديثي از ميثم تمار از خواص اصحاب حضرت علي علیه‌السلام و از حواريان و صاحبان سر آن حضرت حوادث ذيل در ماه ذی الحجه و يا در هجدهم ذي الحجه به وقوع پيوست: پذيرش توبه حضرت آدم علیه‌السلام؛ پذيرش توبه حضرت داود علیه‌السلام؛ رهايي حضرت یونس علیه‌السلام از شكم ماهي و افتادن در ساحل دريا؛ استقرار يافتن كشتي حضرت نوح علیه‌السلام پس از فروكش كردن طوفان، بر كوه جديد و رويدادهاي ديگر.۴ ۵


۱_ سوره انبياء ، آيه ۶۸ ،۶۹
۲_سوره شعراء ، آيه ۳۱،۳۲
۳_مسارالشيعه شيخ مفيد، ص ۲۲؛ بحارالأنوار علامه مجلسی ج ۱۳، ص ۴۹۳.
۴_ بحارالأنوار، علامه مجلسي، ج ۴۵، ص ۲۰۲.

۵_دیده شده در وقایع الشیعة، سیدجعفر رفیعی، نشر محض یار مهربان ، ۱۳۹۱، ص ۲۱۴ ، ۲۱۵

   چهارشنبه 23 تیر 1400نظر دهید »

اسماعیل طلا کیست؟

 

سقاخانه اسماعیل طلا یکی از از اماکن قدیمی حرم مطهر امام رضا (ع) و در واقع قدیمی‌ترین سقاخانه این آستانه نورانی با حدود ۳ قرن قدمت است که طی سال‌های متمادی زائران و مجاوران حضرت با نوشیدن آب از این مکان متبرک جان تازه‌ای می‌گیرند و شفای بیماران را از امام رئوف طلب می‌کنند.

این سقا‌خانه در مرکز صحن انقلاب قرار گرفته صحنی که قدیمی‌ترین حیاط حرم است و پیش از این صحن عتیق و یا صحن کهنه به آن گفته می‌شد. سقا‌خانه روبروی ایوان طلا و مشرف به ضریح و گنبد مقدس امام رضا علیه‌السلام است.

 

 

این سقاخانه حد فاصل سال‌های ۱۱۴۴ تا ۱۱۴۵ هجری قمری در زمان سلطنت نادرشاه افشار بنا شد و سنگ مرمری به دستور نادرشاه با ظرفیت ۳ کر آب معادل هزار و 130 لیتر در آن قرار گرفت. این سنگ از هرات به مشهد منتقل شد و نقل است در یکی از جنگ‌ها به غنیمت گرفته شده بود.

در زمان فتحعلی‌شاه قاجار یکی از سرداران سپاه «اسماعیل خان سنگسری» نام داشت. روزی بسته‌ای به عنوان هدیه به دربار فتحعلی شاه رسید و ظاهر قضیه به این صورت بود که در درون این بسته هدیه‌ای برای پادشاه ارسال شده است اسماعیل‌خان به این بسته مشکوک شده و فوراً آن را از پادشاه دور کرد که پس از باز کردن، بسته منفجر شد.

فتحعلی شاه به خاطر این هوش و ذکاوت اسماعیل‌خان دستور داد به اندازه وزنش به او طلا بدهند و اسماعیل‌خان هم با این هدیه ستون‌ها و گنبد سقاخانه حرم امام رضا (ع) را طلایی کرد. از آن زمان این سقا‌خانه با نام سقاخانه اسماعیل طلا معروف شد.

 

تسنیم

   دوشنبه 31 خرداد 1400نظر دهید »

 کوروش کبیر 

از عیش و نوش همسران خشایارشاه، تا عاشق همسر برادر شدن و سنت ازدواج با محارم هخامنشیان


در کتاب “پنج امپراتوری کبیر” نوشته‌ی راویلسون که سال ۱۸۶۷ م. منتشر شد تصاویری از این وقایع فجیع به ثبت رسیده است.

 

با شروع حکم‌رانی خشایارشاه، اختلال و آشفتگی در اندرونی، قتل‌ها و ترورها، وقوع توطئه‌های از پیش تعیین شده، سر به فلک گذاشتند و زنان شاه‌زاده‌ی خشایارشاه به شهوت رانی مشغول شدند و اندرونی‌ها روز به روز گسترده می‌شدند، در نتیجه شخصیت خشایارشاه روز به روز از همه‌ی گذشتگانش متزلزل‌تر و ضعیف‌تر می‌نمود. او پادشاهی بسیار ضعیف النّفس و سست عنصر بود، به راحتی تحت تأثير قرار می‌گرفت و به جای عقل از احساس خود بهره می‌جست، آرزوهای خام در سر می‌پروراند، خودسر، بی‌رحم، بیدادگر، خرافاتی و شهوت‌ران بود!

طبق نوشته‌های بخش آخر کتاب هرودوت، طی مدتی که پادشاه در ساردیس اقامت داشت و در آن هنگام که از لشکرکشی اروپا باز می‌گشت، عاشق ماسیس، همسر برادرش شد!!
او از فریفتن زن عاجز بود تا این‌که روزی ترتیب ازدواج خود را با یکی از دخترانش داد.

 

 

پیر برایان ، از کوروش تا اسکندر ، نشر طلایه ، ص۴۰۹، ص۴۱۰.

   چهارشنبه 7 آبان 1399نظر دهید »

راز قطعنامه 

عنوان : راز قطعنامه ( چرایی و چگونگی پایان جنگ تحمیلی )
نویسنده : کامران غضنفری
موضوع : تاریخ معاصر ایران
تعداد صفحات : ۱۶۰ صفحه

 

دانلود کنید 

   سه شنبه 25 شهریور 1399نظر دهید »

آیا امام حسین(ع) خاک کربلا را برای اینکه خونش در آن بریزد خریده بود؟

 

آیا امام حسین علیه السلام آن زمین هارا خریده بود؟ در جواب باید گفت :

در برخی ماخذ آمده است که امام حسین علیه السلام آن زمینهارا خرید و پس از آن آنهارا به همان فروشندگان بخشید و با آنان شرط کرد که زائران را راهنمایی کنند و سه روز آنان را پذیرایی بکنند.

به این نکته باید توجه داشته باشیم که امام حسین علیه السلام به ناچار در آن سرزمین فرود آمد و اگر حر بن یزید ریاحی اجازه می داد و مانع نمی شد ,امام از آن منطقه می رفتند ولی حر مانع شد و امام از ناچاری در آنجا ماند.

مساله چنین نبود که امام حسین علیه السلام از مدینه به کربلا بیاید و آن زمینهارا بخرد و به دشمن اعلام کند که بیایید و مرا بکشید تا خونم در این مکان ریخته شود .

امام حسین علیه السلام به علم امامت که از پیامبر به او رسیده بود می دانست در این مکان کشته می شوندو برای همین این زمینهارا خرید.

شیخ بهایی علیه الرحمه در کشکولش آورده است که امام حسین علیه السلام وقتی که وارد زمین کربلا شد فرمان داد تا طایفه بنی اسد که مالک کربلا بودند ، حاضر شوند .

پس از مذاکراتی که صورت گرفت چهار میل در چهار میل و به روایتی شش فرسخ به شصت هزار درهم از آنان خریداری کرد و سند مالکیت را حضرت عباس علیه السلام نوشت و پس از پرداخت قیمت فرمود اکنون زمین کربلا ملک من است و شما ها در این جا به زندگی خود ادامه دهید به شرط آنکه در روز دوازدهم محرم بیایید و کشته های ما را دفن نمائید و آگاه باشید که بعد ها از اطراف جهان به این مکان می آیند و سه روز آنان را پذیرائی کنید.

 

 

برای آگاهی بیشتر به این کتابها مراجعه بکنید:چهره خونین کربلا ,ترجمه مقتل مقرم ,توسط عزیزالله عطاردی ,به نقل از کشکول شیخ بهایی ,چاپ مصر ,ص ۹۱ ,از مدینه تا کربلا ,سید جواد ذهنی ,ص ۳۲۹ ,چاپ سوم و فرهنگ عاشورا,جواد محدثی ص ۳۳۴,به نقل از مجمع البحرین ,وا ژه «کربلا ».

   شنبه 1 شهریور 1399نظر دهید »

قیام مسجد گوهرشاد چرا و چگونه اتفاق افتاد؟
۲۱ تیرماه؛ سالروز قیام گوهرشاد و روز عفاف و حجاب

 

واقعه مسجد گوهرشاد تجمع مردم مشهد در تیر ماه سال ۱۳۱۴ در مسجد گوهرشاد در اعتراض به قانون تغییر لباس توسط رضاخان بود که توسط نیروهای دولتی سرکوب شد.
علت اصلی این تحصن اعتراض به اجباری شدن کشف حجاب و کلاه شاپو و سیاست‌های تغییر لباس، و حصر آیت الله سید حسین قمی (در پی اعتراض به قوانین تغییر لباس) بود.
در ۲۰ تیرماه، درگیری اولیه در مسجد گوهرشاد باعث کشته شدن ۲۰ نفر شد. پس از آن بر تعداد متحصنین افزوده شد و بین ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر در مسجد گوهرشاد و اطراف آن گرد آمدند.
فردای آن روز در ۲۱ تیرماه و پس از آنکه تلاش نظامیان برای متفرق کردن جمعیت با مقاومت مردم رو به رو شد، راههای ورود و خروج به مسجد گوهرشاد بسته و دستور شلیک صادر شد.
بدین ترتیب این تحصن به شدت سرکوب و بیش از ۱۶۰۰ نفر کشته شدند. پس از این واقعه روحانیان سرشناس مشهد دستگیر شدند و تبعید شدند و به دستور رضا شاه برخی از روسای ادارات مشهد تغییر کردند.

   شنبه 21 تیر 1399نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 277
  • دیروز: 303
  • 7 روز قبل: 3617
  • 1 ماه قبل: 47621
  • کل بازدیدها: 948779
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 16
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 27
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 22
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1