یاد مرگ
شما را به پروای از خدا سفارش میکنم، از عذابهایش بیم می دهم، درفشها و پرچم هایش را برابرتان می افرازم ، بسی نمانده که (مرگ ) ترسناک با هول و وحشتهایی که همراه دارد، و چیزهایی که آمدنش را خوش ندارید و در کامتان تاخ و ناگوار است ، در رسیدن ، به جانتان در آویزد، و میان شما و عمل حائل گردد .
پس در این مهلت عمر وسلامت تن (به عمل) شتابید که ناگهان حوادث و مصائب شبیخون می زند و شما را از پشت زمین به درونش می کشد ، از بلندی به پستی ، از الفت به وحشت ، از راحت و روشنایی به تاریکی و از گشایش آن به تنگنایش می برد ، آنجا که نه خویش را زیارت کنند ، نه بیماری را عیادت و نه فریادگر را اجابت ، خدا ما وشما را بر هولهای آن روز مدد فرماید ، و از کیفرش نجات بخشد، به ما وشما ثواب فراوان عنایت فرماید .
بندگان خدا ! اگر آخرین منزل هستی و مقصد نهایی همین ( مرگ وسکراتش وقبر و مشکلاتش) بود هم برای مرد کار مشغله ای کافی بود تمام غصه هایش را به آن احتصاص دهد ، از دنیا به کلی غاقل گردد و برای نجات از آن سختیها رنج فراوان برد ، چه رسد به اینکه این آغاز کار ونخستین منزل راه است و از این پس در گرو کردار و باز داشت برای حساب است ، نه یاوری دارد که مانع عذاب گردد، نه پشتیبانی که از او دفاع کند ( وآن روز هیچ کس را که از پیش ایمان نیاورده یا در حال ایمان خیری نیندوخته وعمل صالحی نکرده ایمان سود نبخشد، بگو چشم به راه باشید که ما هم منتظریم.
به شما توصیه می کنم که از خدا پروا کنید که خدا برای هر که از او پروا کند ضمانت کرده که ناخوشایند را به خوشایند تبدیل کند از راه بی گمان روزیش دهد . تو ای شنونده مبادا از آنها باشی که بر جان دیگران از گناهشان بیمناکند واز کیفر گناه خود آسوده خاطر ، که بهشت را نتوان با فریب از خدا گرفت و جزء از راه طاعت و بندگی به ثواب و نعمت خدا نتوان رسید.
دیده شده در تحت العقول ، ابن شعبه حرانی ، ترجمه احمد جنتی ، روایات امام حسین علیه السلام .
بخش مهم دعاهای امام سجاد درباره انسانبینی و انسانشناسی است
وجود مبارک امام سجاد ضمن اينکه ما را به دعاي معناي معروفش آشنا ميکند، ما را به حقيقت دعا که چه بخوانيم و چه بخواهيم هم آشنا ميکند و دعا را در سه منطقه ملي و منطقهاي و بينالمللي گسترش ميدهد تا محصول نهضت سالار شهيدان را جهاني کند.
دعاهاي آن حضرت تنها در اين نيست که خدايا مشکلات مرا حل کن، بيمار مرا شفا بده، مرض ما را درمان کن يا آمرزش گناهان نصيب ما بکن!
بخش مهم دعاهاي آن حضرت دربارهٴ جهانبيني و جهانشناسي و انسانبيني و انسانشناسي است. به خداي سبحان عرض ميکند: پروردگارا! «تَوِّجْنِي بِالْكِفَايَةِ»؛ خدايا آن توفيق را بده که جامعه ما خودکفا باشد و به بيگانه نيازمند نباشد، نياز به بيگانه ذلّت است . اين تاج خودکفايي را بر بالاي سر نظام ما مستقر بفرما! اين دعاي امام سجاد است.
اين دعا با اينکه خدايا من و پدر و مادر مرا بيامرز، خيلي فرق ميکند! «تَوِّجْنِي بِالْكِفَايَة؛ خدايا کشور ما را خودکفا بکن که ما در هيچ بخشي به بيگانه نيازمند نباشيم! خودکفايي يک مملکت به مديريت فهميده و مدبّريت عاقلانه و خردمندانه وابسته است؛ در جمله بعد عرض ميکند خدايا! «وَ سُمْنِي حُسْنَ الْوِلَايَةِ»، اين «سُمنِي» فعل امر از «وَسَمَ » است ، سيما به معناي علامت است.
عرض ميکند خدايا! اين توفيق را به من بده که هم من کاري داشته باشم و هم مدير لايقي باشم؛ نه بيراهه بروم و نه راه کسي را ببندم، بفهمم اين مملکت چه دارد، يک؛ چگونه بايد مصرف کند، دو؛ مردم آن را بينياز کنم، سه؛ اين ميشود تدبير عاقلانه و ولايت خردمندانه، چون هر کسي وليّ زير مجموعه خودش است.
کسي که براي دَه نفر درس ميگويد، بايد بفهمد آن صاحب کتاب چه گفته، يک؛ بايد بفهمد چگونه تقرير بکند، دو؛ بايد بفهمد چگونه ذهن آنها را باز کند که آنها هم اشکال خوب بکند و هم سؤال خوب بکنند، سه؛ تا بشود تدريس خوب! عرض ميکند خدايا! اگر کسي در حوزه درس ميگويد بايد مدرّس بفهم باشد و شاگرد را خوب تربيت کند. شاگرد مقلِّد، شاگرد نيست؛ چه حوزه و چه دانشگاه! آنکه چند سال درس ميخواند و قدرت ابتکار پيدا نميکند يا نقص از اوست يا نقص از مدرِّس اوست، چون مدرِّس مقلِّد بار آورده نه محقق.
اگر کسي حوزوي و دانشگاهي است اينطور بايد باشد و اگر کسي ميزي دارد و کاري دارد و تدبيري دارد ـ چه نظامي و چه انتظامي، چه لشکري و چه کشوري ـ دعاي امام سجاد اين است: ـ چون هر کسي نسبت به زير مجموعهاش ولايت دارد ـ «وَ سُمنِي حُسنَ الولاية» که من واليّ خوبي باشم تا چهار نفر را خوب تربيت کنم و زيرمجموعه خودم را هَدَر ندهم؛ اگر مال است هَدَر ندهم، اگر علم است هَدَر ندهم؛ «وَ سُمنِي حُسنَ الولاية». ما آنچه که در مملکت کم داريم مدير بفهم و لايق است، وگرنه اين مملکت همه چيزي دارد.
يک بيان نوراني از اميرالمؤمنين اين است که ـ در غالب کتابهاي ماست، حتي در وسائل فقهي ما هم هست و کمتر کسي است که اين حديث را نشنيده باشد! ـ «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّه»؛ مردم، ملت و نظامي که آب به اندازه کافي و خاک به اندازه کافي داشته باشد و «مع ذلک» بايد کالا از خارج وارد کند، خدا اين ملت را از رحمت خود دور کند، اين نفرين علي است!
پیاده روی اربعین
مهمترین شرط احقاق حق ، لیظهره علی الدین کله ؛ جمع شدن مردم که ما خیلی امیدواریم به این راه پیمایی عظیم اربعین.
من تعجب می کنم هنوز بعضی ها سوال می کنند که آقا اربعین حالا لازم است که برویم ؟ یک وقت دیگر بریم . یا حتی ممکن است بگویند خلوت تر بشود که بریم خودت را می خواهی ببری به حرم برسانی ؟ این جمعیت را زیاد کن . بگو همه آمدند من هم آمدم. این جمعیت را زیاد کن …
خدا شاهد است اگر سال بعد یکی از شما نیایید ؛ آقا اباعبدالله علیه السلام سوال می کنند از ملائکه حرم ، فلانی نیامده ؟ چشم می گردانند .
جوانها شرط اول ؛ جمعیت محقق شده است .
شرط دوم ؛ دل است . واقعا تو حاظر بودی به امام حسین کمک کنی تا پای جان ؟
آقا ! بله . نه این را یک کم تأمل کن نه ما انشاء الله این جوری هستیم که اگر آقا بیاید کمکش کنیم .
به این یک کم فکر کن ، در راه وقت داری تا کربلا ، عجله نکن. بزار خدا ازت بپذیرد .
ببین این را یک مقدار عمیق تر بهش فکر کن ببین چه قدر به پای امام زمانت ایستاده ای ؟ در این مسیر فرصت داری صداقت خودت را بر این معنا روشن کنی ساده نگیرید …
جدی قدم بردارید ، مصمم قدم بردارید ، قدم بردار به سمت باطنِِ این عهدی که با خدا می گذاری . برو در اعماق خودت و بگو که به حقیقت آمده ام . ..
گزیده سخنان حجت الاسلام پناهیان ، شنیده شده .
نسخه برای ترک چشم چرانی
فردی نزد آیتالله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) آمد و گفت:
آقا! قبل از ازدواج، گاهی چشمم خطا میکرد، گفتم: ازدواج میکنم الحمدلله راحت میشوم، امّا هنوز هم خطا میکنم و یک موقعی چشمم به ناموس دیگران میافتد، استغفار میکنم، امّا چه کنم؟! گرفتارم ، یک نسخه بدهید؟!
فرمود: قانع نیستی.
اگر به آن چه که داری قناعت داشته باشی، اعضاء و جوارحت این قناعت را لمس میکنند و اینطور نمیشود. اولیاء خدا یک نسخه داده اند که هر کس حتّی اگر تمکن مالی دارد، باید عمل کند و اتّفاقاً از لحاظ بهداشتی هم به دردمان میخورد.
میگویند: اوّلاً گرسنه شو و بعد سراغ غذا برو. بعد هم موقعی که گرسنه هستی و سر غذا نشستی، یک مقدار که خوردی، دیدی همچنان می خواهی، بگو: نمیخواهم!
اگر میخواهی قانع بشوی، حتی موقعی که ولو تمکن مالی داری، کمتر بخور، به تعبیر عامیانه دائم پرس روی پرس میخوری که چه؟!
میگویند: اگر میخواهید قناعتپیشگی را یاد بگیرید اوّل از لقمه شروع کنید (این نسخه اولیاء است که بیان میکنم)، اگر توانستی این شکم بیهنر را کنترل کنی، چیزهای دیگر را هم کنترل میکنی. آنوقت معلوم است دیگر، کسی که به حلالش مراقبت کند و کم بخورد، دیگر دستش به طرف شبههناک و حرام نمیرود.
لذا آیتالله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمود : تو قانع نیستی ! یعنی چه ؟ اگر ما باشیم میگوییم که تو کنترل چشم نداری ، شهوت داری ، امّا ایشان گفتند: تو قانع نیستی ، یعنی در حقیقت سرچشمه را به او نشان داد.
اولیاء خدا میگویند: اگر یک قدم به نفست جواب دادی ، قدم دوم هم میخواهد . اگر یکبار گفتی : بیا این شربت به ظاهر گوارای دنیا را بگیر، باز هم میخواهد ، چرا که حریص و سیری ناپذیر است. تو را میکشد ، امّا سیر نمیشود، لذا باید خیلی مواظب باشیم.
دیده شده در کانال منبرهای دلنشین : https://telegram.me/joinchat/DBm2CT6rFHs4iC9sT8KLvA
شعری که مقام معظم رهبری خطاب به شهدا خواندند و گریه کردند؛
ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند ۱
خطاب به آقا درجواب شعری که خواندند:
از اشک شما ارض و سما باریدند
بر آه شما انس و ملک نالیدند
گفتند همه “فدای اشکت آقا”
تصویر شما را شهدا بوسیدند
آقا خودتان حضرت خورشید هستید
از نور شما ستاره ها تابیدند
در مجلس خوبان شهدا هم بودند
اما همگان گرد شما چرخیدند
از اول و از آخر مجلس، شهدا
آقای جهان سید علی را چیدند
۱_ سایت موسسه شهرستان ادب که یکی از موسسات پرطرفدار میان شعردوستان است پس از پیگیری شاعر این شعر را پیدا کرده و از قضا، شاعر این شعر، مدیر دفتر شعر این موسسۀ یعنی میلاد عرفانپور، شاعر جوان است.این رباعی از سری رباعیهای عرفانپور برای شهدای ماجرای هیئت رهپویان وصال و بمبگذاری در شیراز است که در سال ۱۳۸۸ سروده شدهاست. ( دیده شده در سایت : http://www.bultannews.com/fa/news/250492)
اسما متبرکه
سوال : اگر بخواهيم كاغذى را پاره كنيم آيا لازم است كه نسبت به نبودن اسماء متبركه در داخل آن اطمينان حاصل كنيم؟
جواب : لازم نيست.
استفتائات جدید امام خامنه ای ، دیده شده در سایت رسمی امام خامنه ای مد ظله العالی .
خواب امام حسن مجتبی علیه السلام
ابن شهر آشوب در مناقب نقل می کند : زنی زیبا خدمت امام حسن مجتبی علیه السلام آمد ، موقعی که ایشان مشغول نماز بود ، امام علیه السلام نمازش را تمام کرد و به او فرمود : حاجتی داری ؟ گفت : آری .
امام پرسید منظورت چیست ؟
جواب داد : آمده ام از شما کام بجویم من زنی بی شوهرم .
امام مجتبی علیه السلام به شدت گریه کرد و به او فرمود : از من دور شو .
از شدت گریه امام مجتبی علیه السلام آن زن گریه کرد . در این موقع حضرت امام حسین علیه السلام وارد شد و دید برادرش و آن زن گریه می کند ، ایشان نیز شروع به گریه کرد . صدای گریه بلند شد و زن عرب خارج شد .
امام حسن علیه السلام و همراهانش به جانب منزل آمدند ، مدتها از این جریان گذشت ، امام حسین علیه السلام به واسطه احترامی که به برادر داشت جریان آن زن را نپرسید .
شبی امام مجتبی علیه السلام در خواب بود ، از خواب بیدار شد و شروع به گریه کرد ، امام حسین علیه السلام عرض کرد : چه شده برادر چرا گریه می کنی؟
فرمود : خوابی دیدم .
پرسید : چه خوابی ؟
فرمود : تا زنده هستم به کسی نگو .
گفت : بسیار خوب .
فرمود : در خواب یوسف صدیق را دیدم ، جلو رفتم برای تماشای چهره اش ، تا چشمم به او افتاد گریه ام گرفت .
یوسف در میان تماشاچیان چشمش به من افتاد .
گفت : برادرم ! چرا کریه می کنی ؟ پدر و مادرم فدایت باد .
گفتم : یادم آمد از آن زمانی که گرفتار خواسته زلیخا شدی و به زندان افتادی چه قدر یعقوب در فراق تو گریست و سوخت و با یادآوردن این خاطرات گریه ام گرفت .
من از جمال یوسف در شگفت بودم .یوسف گفت : چرا از خودت تعجب نکردی در مورد در مورد آن زن بادیه نشین در ابوأ .( ابوأ محلی بین مکه و مدینه )
دیده شده در رویاهای صادقانه و روش تعبیر خواب ، موسی خسروی ، نشر الف ، ص ۳۰ ، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب ، ج ۱ ، ص ۷۲.
تحلیل حضرت آیتالله خامنهای درباره دلیل اقبال مردم آمریکا به ترامپ ، ۷ روز پیش
این مناظرهی دو نامزد [ریاست جمهوری] آمریکا را دیدید؟ حقایقی که اینها بر زبان راندند دیدید؟ شنیدید؟ اینها آمریکا را افشا کردند.
چند برابر چیزهایی را که ما میگفتیم و بعضی باور نمیکردند و نمیخواستند باور کنند، خود اینها گفتند. و جالب این است که آن که صریحتر گفت، بیشتر مورد توجّه مردم قرار گرفت. آن مرد چون واضحتر گفت، صریحتر گفت . مردم آمریکا بیشتر به او توجّه کردند. طرف مقابل گفت این پوپولیستی کار میکند؛ عوامگرایانه، چرا عوامگرایانه؟
برای خاطر اینکه حرفهایش را مردم نگاه میکردند، میدیدند درست است؛ در واقعیّات زندگی خودشان آن را میدیدند. ارزشهای انسانی در آن کشور نابودشده و لگدمالشده است؛ تبعیض_نژادی وجود دارد.
همین چند روز قبل از این آن مرد در تبلیغات انتخاباتیاش ایستاد و گفت شما اگر رنگینپوست هستید، اگر سیاهپوست و سرخپوست هستید، در خیابانهای نیویورک و شیکاگو و واشنگتن و کالیفرنیا و غیرذلک وقتی راه میروید، نمیتوانید مطمئن باشید که تا چند دقیقهی دیگر زندهاید.
شما ببینید! این حرف را کسی دارد میزند که انتظار دارد چند روز دیگر برود در کاخ سفید، بنشیند آمریکا را اداره کند. نژادپرستی آمریکا یعنی این.
فقر آمریکاییها را [هم گفت]. گفت ۴۴ میلیون نفر در آمریکا گرسنهاند. او گفت و دیگران هم گفتند که کمتر از یک درصد مردم آمریکا مالک نود درصد ثروت آمریکا هستند. ارزشهای انسانی در آنجا لگدمال شده است؛ تبعیض، اختلاف، نژادپرستی، لگدمال کردن حقوق بشر.۱
و امروز دونالد ترامپ برنده انتخابات ریاست جمهوری شد ….
۱_ دیده شده در http://farsi.khamenei.ir سخنان رهبر معظم انقلاب ،۹۵/۸/۱۲
قیام امام حسین علیه السلام و فرهنگ عاشورا، می تواند دلیلی بر بطلان نظریه جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) باشد؟
پاسخ اجمالی - تفصیلی
اولین نکته کلیدی در پاسخ به این سوال - که در بحث «دین و سیاست » نقش بسیار مهمی ایفا می نماید و راه گشای بسیاری از شبهات و ابهامات موجود است - تعریف دقیق دو متغیر دین و سیاست است . به عبارت دیگر قبل از هر گونه قضاوت و داوری علمی ابتدا لازم است مشخص شود که وقتی از رابطه سلبی (رد) یا ایجابی (اثبات) میان دین و سیاست بحث میشود؛ کدام دین و سیاست با چه ویژگی هایی مد نظر است ؛ آن گاه به ارائه دلایل در جهت نفی رابطه یا اثبات آن پرداخت.
دومین نکته اینکه برای دو واژه دین و سیاست تعاریف و گونه های متعدد ارائه شده است.
اندیشمندان علوم مختلف بانگرش ها ورویكردهای اخلاقی، تاريخی، روان شناختی، جامعه شناختی، فلسفی و زيبا شناختی تعاریف متعدد و گوناگونی از دین ارائه نموده اند. با توجه به موانع و نارسائیهای چنین تعاریفی، ارائه تعریفی مشترک و مورد قبول همگان از دین ممکن نمی باشد. و از سوی دیگر به دلیل مصادیق گوناگونی که مفهوم دین دارد ؛ نمی توان به طور مطلق از چگونگی رابطه دین و سیاست سخن گفت ؛ زیرا مصادیق مختلف مفهوم دین - صرف نظر از جنبه حقانیت هر یک از آن ها- تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. در نتیجه ٬ صدور هر گونه حکم کلی درباره چگونگی رابطه دین و سیاست به نحوی عام ناممکن است ؛ چرا که از حیث نظری ممکن است یکی از مصداق های مفهوم دین با سیاست رابطه خاصی داشته باشد ٬ ولی مصداق دیگر آن مفهوم ٬ با سیاست چنان رابطه ای نداشته باشد.
سومین نکته اینکه از دیدگاه اندیشمندان مسلمان در تعریف دین - گذشته از آنکه ارائه هرگونه تعریفی از دین ٬ باید بدون پیشداوری ٬ اعمال سلایق ٬ و آرای نویسندگان مغرب زمین باشد؛ لازم است به منابع دینی و کسی که دین را نازل کرده است رجوع کنیم . در این صورت نه تنها ارائه تعریفی مشخص با ویژگی های معین از دین امکان پذیر بوده و امکان بررسی رابطه آن را با موضوعاتی نظیر؛ سیاست ٬ عقلانیت ٬ حقوق بشر و… را محقق می سازد. بلکه باعث تمایز دین حق و الهی از ادیان باطل نیز می شود. از دیدگاه اندیشمندان مسلمان برخلاف متفکران غربی ٬ دین با سه ویژگی حقانیت ٬ جامعیت و توجه به درون مایه های آن تعریف می شود. [در اين رویکرد برای شناخت قلمرو دین، به متون ديني مراجعه می شود وخود دين به ما مي گويد که در چه زمينه هايي از هدايت انسان ها سخن گفته است و قلمرو آن چه عرصه هايي را شامل مي شود بر خلاف رویکرد برون دینی، که از بيرون به دين نگريسته مي شود تا اهداف و قلمرو آن مشخص شود بدون اينكه به كتاب و سنت مراجعه شود. افراد قبل از رجوع به متون ديني بايد انتظارات خود را مشخص کنند و پس از تعيين نيازهاي اصلي و فرعي خود به سراغ دين بروند. به تعيين حدود و قلمرو آن بپردازند.]
چهارمین نکته بنابراین دین (اسلام) را در : « مجموعه احكام، عقايد و ارزشهايى است كه توسط خداوند براى هدايت بشر و تأمين سعادت دنيا و آخرت بشر تعيين گرديده و بوسيله پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) به مردم ابلاغ و براى آنان تبيين گرديده و يا به حكم قطعى عقل كشف شده است.» تعریف کرد. بنابراین بر خلاف تصور برخی، دین مجموعه اى از اندرزها، نصایح و یا مسائل مربوط به زندگى شخصى و خصوصى نیست، بلکه دین از دیدگاه شیعه، مجموعه اى از قوانین حیات و برنامه فراگیرى است که تمام زندگى انسان ها ـ مخصوصاً مسائل اجتماعى ـ را در بر مى گیرد.
پنجمین نکته اینکه هر چند «سياست» در اصطلاح عرفى، داراى بار منفى بوده و توأم با حيلهگرى، حقهبازى، نيرنگ و فريب است. اما بايد توجه داشت كه مراد ما از سياست، چنين سياستى نيست و روشن است كه چنين سياستى داخل در دين و جزء دين نمىباشد. منظور ما از سياست، «آيين كشور دارى» است و به تعبير دقيقتر، سياست در اين بحث به معناى «اداره امور جامعه به صورتى است كه مصالح جامعه - اعم از مادى و معنوى ـ را تأمين كند. [از منظر امام خمینی ره، سياست ـ در اصطلاح عامش ـ بر سه نوع است:
1. «سياست شيطانى» كه در آن خدعه، نيرنگ، دروغ و استفاده از هر وسيله ممكن در جهت دستيابى به هدف، مجاز شمرده مىشود.
2.«سياست حيوانى» كه طى آن، حاكم صرفاً در جهت تحقق نيازهاى مادى جامعه و البتّه به دور از ابزار شيطانى، تلاش مىكند.
3. «سياست اسلامى» كه در آن به دو بعد مادى و معنوى انسان توجه شده، تلاش مىشود هر دو بعد انسان شكوفا گردد (ر.ك: صحيفه نور/ ج 13/ ص 218 و ج 4/ ص 21). بنابراين «سياست در تفكر دينى» عبارت است از امامت و رهبرى جامعه بر اساس مصالح مادى و معنوى.]
دبيران كانونهاي قرآن و عترت و مهدويت دانشگاههاي كل كشور با حضور در نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء ضمن اقامه نماز ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی با معظم له دیدار کردند . آیت الله العظمی جوادی آملی در این دیدار بیان داشتند:
قرآن يك كتابِ خودكفاست و قرآنپژوه را هم خودكفا ميكند؛ نویسندگانی که كتابهايي را از ديرباز نوشتند بالأخره يك استادي ديدند یا از يك مكتب و برنامهاي كمك گرفتند و كتاب نوشتند، اما اين نگار به مكتب نرفته از هيچ جايي اين كتاب را نگرفت و این کتاب فقط از ناحيه وحي الهي است, يعني گوهر را از درون خود توليد ميكند، وجود مبارك پيغمبر اينطور است، اهل بيت(عليهم السلام) اينطور هستند.
شما عزيزاني كه در خدمت قرآنيد و قرآني كار ميكنيد بايد هم دريا باشيد و هم جامعه را دريايي كنيد؛ خاصيت دريا اين است که اگر لاشهاي وارد آن شد دريا او را قبول نميكند و او را پس می زند، اين را همه ما ميدانيم که جوانان قرآني و كانونهاي قرآني آلوده نخواهند شد، آنقدر طيب و طاهر هستيد و خواهيد بود كه اگر آلودهاي خود را به جمع شما برساند شما او را پس ميزنيد، اين خاصيت درياست و كار قرآن كريم اين است.
گروههاي قرآني هم خودشان بهشتياند و هم جامعه را بهشتي ميسازند، طبق بیان سوره مبارکه حشر، جامعه بهشتي كه همان تمدن اسلامي است فرمود مردان الهي اصلاً دعايشان اين نيست كه خدايا پدر و مادر مرا بيامرز! اين حداقل دعاست، دعاي آنها اين است كه ﴿رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذينَ سَبَقُونا بِالْإيمانِ وَ لا تَجْعَلْ في قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذينَ آمَنُوا﴾ خدايا كينه را از جامعه بردار! بدي را از جامعه بردار! نفاق را از جامعه بردار! اين دعاي بهشتيان است.
اما اگر ما آبروي شخصی را ببریم، دروغ بگوییم و غيبت كنيم و هيچ اطميناني در جامعه نباشد و یا در جامعه ای، انسان به رسانه و مطبوعاتش اطمينان نداشته باشد چنين جامعهاي، جامعه جهنمي است و دیگر جامعه بهشتي نيست.
اگر كسي خلاف كرد ما وظيفه داريم به عنوان امر به معروف و نهي از منكر به او بگوييم و جلويش را بگيريم، و وقتي با او در ميان ميگذاريم که اين كار بد است و آن را انجام نده، بالأخره او يا قبول يا نكول می کند در هر حال ما وظيفهمان را انجام داديم، اما اگر به جای امر به معروف ونهي از منكر که بر ما واجب است و اثربخش است بياييم «غيبت» كنيم، اين دیگر سودي ندارد، اين منكري است در برابر منكر, حرام را با حرام و بدي را با بدي نميشود جلوگيري كرد.
دیده شده در سایت :http://javadi.esra.ir
<< 1 ... 15 16 17 ...18 ...19 20 21 ...22 ...23 24 25 ... 42 >>