واعظ درونی 


امام سجاد علیه السلام می فرمایند: اى فرزند آدم! تا زمانى كه واعظى از درون دارى و به حسابرسى (اعمال خود) اهتمام مى ورزى و ترس (از خدا و كيفر الهى) جامه زيرين تو باشد و پرهيز بالاپوشت، پيوسته در خير و صلاح خواهى بود. (تحف العقول ،ص ۲۸۰)

اگرچه انسان از موعظه ديگران بى‏نياز نيست، لكن موعظه‏اى كه از درون انسان برمى‏خيزد بهترين موعظه است، چون هركسى به صفات و عيوب خود از همه آگاه‏تر است.بايد همت انسان اين باشد كه خود را محاسبه كند.

اگر ديگران ما را محاسبه نكنند، دليل نمى‏شود كه ما خود را محاسبه نكنيم. محاسبه، از لغزش‏هاى آيـنده انسان جـلوگـيرى مى‏كند.مراد از خوف، خوف از خدا و عذاب او و كردار بد انسان است نه ترس از مردم و قدرتهاى پوشالى.حذر، به معناى احتياط است لكن نه به اين معنا كه انسان دست از فعاليت بكشد بلكه بايد در ميدانهاى مختلف وارد شده اما همواره احتياط و پرهيز را رعايت كند كه معناى تقوا هم همين است.


موعظه شدن و فراگیری و عبرت این است !


و من الفاظ رسول الله (ص) الموجَزه : اَلسَّعيدُ مَن وُعِظَ بِغَيرِهِ. (الشافی ، ص ۸۲۴ )

همه زندگی سرشار از عبرت هاست. انسان اگر چشم عبرت باز کند و به دیگران نگاه کند، خیلی از حقائق عالم برای انسان روشن می شود. مراد از روشن شدن حقائق، فراگیری معلومات نیست که انسان چیزی را نمی داند و بعد آن را با تعلم بدست می آورد. این ، یک طور فهمیدن است.

از همین مهم تر این است که چیزهایی برای انسان روشن است، جلوی چشم انسان است، انسان تامل و ژرف اندیشی درباره این‌ها نمی کند و درس از این‌ها نمی گیرد. مثلا یکی از این عبارت ها، مردن است. همه آحاد انسان این مرحله را طی می کنند؛ یعنی از نشئه مادی و جسمانی عبور می کنند، و به یک عالمی که ما از کیفیّات آن خبری نداریم وارد می شوند، عالم دشواری است، عالم غربت است، عالم حساب است، عالم مشکلات گوناگون است. این را همه فی الجمله می دانیم، هر کسی هم در مدت عمر خود، افراد زیادی را می بیند؛ از پیر و جوان ، مرد و زن، همه رفتند.

این برای ما یک امر عادی می شود. تنبّه به این که مسـیری که هـمه دارند می رونـد، برای ما هم هـست، ما هـم باید از هـمین جا عبـور کنیم. کـجا وارد می شویم؟ چه دست آویزی برای حیات سـعادتمندانه در آنـجا داریم؟ چـکار می شود آنجا کرد؟‌ غربت نشئه آخرت را، نشئه برزخ را چطور باید برطرف کرد؟


شرح حدیث از مقام معظم رهبری (حفظه الله) ۱۳۹۱/ ۱۰/۱۵

 

   سه شنبه 30 شهریور 14001 نظر »

اخلاق انتخاباتی


همه مراقبت کنند و بدانند که ملّت ایران دشمن دارد؛ در مقابل دشمن باید چهره‌ی ملّت، چهره‌ای باشد که حاکی باشد هم از تصمیم، هم از اطمینان به نفْس؛ سکینه و آرامش. این دو چیز باید وجود داشته باشد. عزم و تصمیم راسخ، آنجایی که باید تصمیم گرفت، و در هر حال توکّل به خدای متعال و اعتماد به نفْس و احساس قدرت و توانایی که خوشبختانه ملّت ایران این را دارند، انسان این را احساس میکند. خب حالا در بحثها و حرفهای انتخاباتی، گاهی یک حرفهایی زده شد که شایسته‌ی ملّت بزرگ ایران نبود، لکن حضور مردم همه‌ی این مسائل را حل خواهد کرد؛ این چیزها تأثیری در حضور مردم نخواهد گذاشت ان‌شاءالله و به توفیق الهی. ان‌شاءالله مردم -زن و مرد- در سرتاسر کشور شرکت خواهند کرد و آبرو خواهند بخشید به نظام جمهوری اسلامی، با حضور خودشان، با عزم راسخ خودشان.
من یک عرض هم بکنم به طرف‌دارهای نامزدهای انتخاباتی؛ خب هرکسی از این آقایان محترم نامزدهای انتخابات، یک عدّه طرف‌دار و علاقه‌مند و سینه‌چاک و دوست‌دار و مانند اینها دارد، اینها هم متانت خودشان را حفظ کنند؛ هم طرف‌دارها، هم ستادها، متانت خودشان را حفظ کنند، انضباط خودشان را حفظ کنند؛ مقصودشان انجام وظیفه باشد، آنچه برای ما مهم است این است. این چند صباحِ زندگی، این چند صباحِ کار و تلاش -زید یا عمرو یا بکر- اینها خواهد گذشت، آنچه میمانَد، عمل ما است که در محاسبه‌ی الهی به‌حساب می‌آید و باید جواب بدهیم. وَ استَعمِلنی بِما تَسأَلُنی غداً عَنه؛ خدای متعال فردا از ما، از چیزهایی سؤال خواهد کرد؛ به فکر آن باید بود، برای آن باید تلاش کرد.

هم آحاد مردم، هم خود نامزدهایی که در عرصه‌ی رقابتهای انتخاباتی وارد شدند، هم طرف‌دارانشان و دوستانشان، کاری کنند که هر حرکتشان حسنه‌ای باشد در نزد کرام‌‌‌‌‌‌الکاتبین الهی؛ کاری کنند که اعمال آنها، رفتار آنها، گفتار آنها پیش خدای متعال حسنه محسوب بشود و خدای متعال ثواب برای آن معیّن بکند.
این کِی خواهد شد؟ آن‌وقتی که ما کارهایمان را برای خدا انجام بدهیم. [همه] تلاش کنند، مبارزه کنند، کار کنند، خوب است، امّا نیّتها را نیّتهای خدایی بکنند؛ اگر این[طور] شد، آن‌وقت خدای متعال هم به کار برکت خواهد داد، به ملّت ایران برکت خواهد داد و آنچه به نفع ملّت ایران است، به توفیق الهی پیش خواهد آمد. به‌هر‌حال همه موظّفیم که به قانون و انضباط قانونی پایبند باشیم و آن را عمل بکنیم.

 

۱۳۹۶/۰۲/۲۷ بیانات  رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم

   چهارشنبه 19 خرداد 1400نظر دهید »

پرهیز از ورود به مناقشات جناحی و حزبی


اگر بخواهید در کارتان موفّق باشید، باید بعد از توکّل به خدای متعال و مستقیمتر کردن و مستحکم‌تر کردن رابطه‌ی قلبی خودتان به طور دائم با ذات مقدّس ربوبی، از ورود در مناقشات جناحی و حزبی - که عدّه‌ای می‌خواهند در کشور ما اینها را روزبه‌روز بیشتر کنند - پرهیز کنید.
راز موفقیّت شما این است.

دستهایی در کار است تا سرِ مسائل هیچ و پوچ، عدّه‌ای را به جان هم بیندازد و سر موضعگیریهای گوناگونِ حزبی و جناحی و گروهی و گاهی گروهکی، افراد را با همدیگر مسأله‌دار کند؛ درست نقطه‌ی مقابل «انّما المؤمنون اخوةٌ فاصلحوا بین اخویکم ». قرآن بعد از آن‌که بحث «و إن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما» را می‌کند، می‌فرماید: «انّما المؤمنون اخوة»؛ مؤمنین به خدا، مؤمنین به دین، مؤمنین به راه انبیا با هم برادرند. دو برادر ممکن است با هم دعوا کنند، اما تکلیف ما چیست؟ «فاصلحوا بین اخویکم»؛ بین دو برادرتان اصلاح ایجاد کنید. درست نقطه‌ی مقابل این، عدّه‌ای دائم می‌خواهند با جناح‌بندی و اظهارات حزبی و ایجاد ولایت حزبی(!) به تنور اختلاف افکنی و آتش‌افروزی بدمند. در مفهوم و معنای ولایت که جزو تعالیم اصلی دین و قرآن و جزو مصرّحات قانون اساسی است، شبهه می‌اندازند و خدشه ایجاد می‌کنند؛ ولی به جای آن، ولایت حزبی به وجود می‌آورند و این تناقض وحشتناک را ایجاد می‌نمایند. خودتان را از این مسائل برکنار بدارید.

 

بیانات رهبر معظم انقلاب ،۱۳۸۱/۰۴/۲۶

   یکشنبه 19 بهمن 1399نظر دهید »

ذکر مصائب حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها
رهبر معظم انقلاب :

«من اشاره‌ای هم بکنم به ایّام شهادتِ دُردانه‌ی اهل‌بیت، فاطمه‌ی زهرا، صدّیقه‌ی طاهره (سلام‌الله‌علیها) که این روزها بنا بر روایت ۷۵ روز، ایّام شهادت آن بزرگوار است. امیرالمؤمنین این روزها با دل شکسته، با سینه‌ی پُر از غم، با عزیزه‌ی خود وداع میکند و ودیعه‌ی گرانبهای پیغمبر را به او برمیگرداند؛ دل امیرالمؤمنین پُر از غم است امّا اراده‌ی او و همّت او مطلقاً کاستی نگرفته است؛ این درس است برای من و شما.
گاهی دل از غم مالامال میشود -از این قبیل قضایا در زندگی انسان هست؛ چه زندگی فردی، چه زندگی اجتماعی- امّا عزم و اراده باید راسخ بماند، گام باید محکم برداشته بشود؛ غمهایی هست که کوه‌ها را میشکند، [ولی‌] انسانِ مؤمن را نمیتواند بشکند؛ راه را باید ادامه داد.»

 

بیانات رهبر معظم انقلاب

   چهارشنبه 24 دی 1399نظر دهید »

شرح حدیثی درباره آخرین گفتگوهای پیامبر اعظم(ص) و حضرت فاطمه زهرا(س)

عَن عائِشَةَ بِنتِ طَلحَةَ عَن عائِشَةَ قالَت ما رَأَیتُ مِنَ النّاسِ اَحَداً اَشبَهَ کَلاماً وَ حَدیثاً بِرَسولِ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) مِن فاطِمَةَ. کانَت اِذا دَخَلَت عَلَیهِ رَحَّبَ بِها وَ قَبَّل یَدَیها وَ اَجلَسَها فی مَجلِسِهِ فَاِذا دَخَلَ عَلَیها قامَت اِلَیهِ فَرَحَّبَت بِهِ وَ قَبَّلَت یَدَیهِ وَ دَخَلَت عَلَیهِ فی مَرَضِهِ فَسارَّها فَبَکَت ثُمَّ سارَّها فَضَحِکَت. فَقُلتُ کُنتُ اَریٰ لِهٰذِهِ فَضلاً عَلَی النِّساءِ فَاِذا هِیَ امرَأَةٌ مِنَ النِّساءِ فَبَینَما هِیَ تَبکیٰ اِذ ضَحِکَت. فَسَأَلتُها فَقالَت اِنّی اِذَن لَبَذِرَةٌ. فَلَمّا تُوَفِّیَ رَسولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) سَأَلتُها فَقالَت اِنَّهُ اَخبَرَنی اَنَّهُ یَموتُ فَبَکَیتُ ثُمَّ اَخبَرَنی اَنّی اَوَّلُ اَهلِهِ لُحوقاً بِهِ فَضَحِکتُ.(۱)
 
عَن عائِشَةَ بِنتِ طَلحَة عَن عائِشَة قالَت ما رَأَیتُ مِنَ النّاسِ اَحَداً اَشبَهَ کَلاماً وَ حَدیثاً بِرَسولِ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) مِن فاطِمَة
دختر جناب طلحه، به نام عایشه از زنهای معروف قریش بوده و [نقل میکند از] همسر محترم پیغمبر اکرم، که عایشه(۲) میگوید من ندیدم هیچ کس را که از حیث حرف زدن، از حیث صحبت کردن، شبیه باشد به پیغمبر به قدر جناب فاطمه (سلام‌الله علیها) -که این ایّام،(۳) مناسب با این بزرگوار است- حالا این روایت در مورد کلام و حدیث است؛ قبلها یک روایت دیگری من دیدم -آن هم از عایشه است- که در مورد راه رفتن و نگاه کردن و این خصوصیّات هم میگوید فاطمه (سلام‌الله علیها) اشبه‌النّاس به پیغمبر بود.

کانَت اِذا دَخَلَت عَلَیهِ رَحَّبَ بِها
بعد میگوید وقتی جناب فاطمه (سلام‌الله علیها) وارد بر منزل پیغمبر میشد، حضرت ترحیب میکردند، [یعنی] خوشامد میگفتند.

وَ قَبَّل یَدَیها
پیغمبر دست مبارک فاطمه‌ی زهرا را میبوسید.

وَ اَجلَسَها فی مَجلِسِه
او را در جای خودش می‌نشاند. احترامی که پیغمبر برای این دختر، این بانوی بزرگِ همه‌ی دورانهای بشر قائل بوده، در این حد است.

فَاِذا دَخَلَ عَلَیها قامَت اِلَیهِ فَرَحَّبَت بِهِ وَ قَبَّلَت یَدَیه
وقتی [هم که] پیغمبر وارد منزل او میشد، او بلند میشد، خوشامد میگفت، دست مبارک پیغمبر را میبوسید.

وَ دَخَلَت عَلَیهِ فی مَرَضِه
فاطمه در [دوران] مریضی پیغمبر، در بیماریِ آخرِ پیغمبر، بر او وارد شد.

فَسارَّها فَبَکَت
با پیغمبر درگوشی صحبت کردند. فاطمه (سلام‌الله علیها) گریه کرد.

ثُمَّ سارَّها فَضَحِکَت
دوباره درگوشی با هم صحبت کردند، فاطمه (سلام‌الله علیها) لبخند زد و خندید.

فَقُلتُ کُنتُ اَریٰ لِهٰذِهِ فَضلاً عَلَی النِّساء فَاِذا هِیَ امرَأَةٌ مِنَ النِّساء فَبَینَما هِیَ تَبکیٰ اِذ ضَحِکَت
عایشه میگوید با خودم گفتم این چه حالتی است. من این خانم را برتر از دیگر زنها میدانستم. معلوم میشود که ایشان هم زنی مثل زنهای دیگر است. یک بار گریه میکند، یک بار خنده میکند.

فَسَأَلتُها فَقالَت اِنّی اِذَن لَبَذِرَة
رفتم خدمتش سؤال کردم که قضیّه چه بود. فرمود نمیگویم به تو؛ اگر بگویم، افشاکننده هستم  -به تعبیر رایج عوامانه‌ی ما، دهن‌لق مثلاً- حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) علّت این قضیّه را به من نگفت.

فَلَمّا تُوَفِّیَ رَسولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) سَأَلتُها
بعد از رحلت پیغمبر هم باز دوباره سؤال کردم از حضرت. آن وقت دیگر مانع برطرف شده؛ یعنی وقتی پیغمبر از دنیا رفته است، دیگر حالا این حرف [اگر] گفته بشود اشکالی ندارد.

فَقالَت اِنَّهُ اَخبَرَنی اَنَّهُ یَموتُ فَبَکَیتُ
فرمود: پیغمبر خبر از مردنِ خودش داد، این موجب گریه‌ی من شد.

ثُمَّ اَخبَرَنی اَنّی اَوَّلُ اَهلِهِ لُحوقاً بِهِ فَضَحِکتُ
بعد اطّلاع داد به من که من اوّلین کسی از خانواده‌ی او خواهم بود که به او ملحق خواهم شد، این خوشحال کرد من را و خندیدم.

 

۱) امالی طوسی، مجلس چهاردهم، ص ۴۰۰؛ «عایشه گوید: در میان مردم ندیدم که در گویش و گفتار کسی از فاطمه به رسول خدا شبیه‌تر باشد. وقتی او به نزد پیامبر می‌آمد، حضرت به او خوشامد میگفت و دستانش را میبوسید و در جای خودش می‌نشاند و وقتی پیامبر به نزد او میرفت، فاطمه برمی‌خاست و به ایشان خوشامد میگفت و دستانشان را میبوسید. فاطمه در بیماری پیامبر به نزد ایشان آمد و آن حضرت با او به نجوا سخن گفت و فاطمه گریست؛ سپس باز نجوا کرد و فاطمه خندید. نزد خودم گفتم من گمان میکردم که این زن بر دیگر زنان فضیلتی دارد و اکنون او را میبینم که چون زنان دیگر است، زیرا در میان گریه ناگاه میخندد. آن گاه در این باره از خودش پرسیدم، فرمود اکنون صلاح نیست که من جواب تو را بگویم. چون رسول خدا وفات کرد، در آن باره پرسیدم و او فرمود: ایشان به من خبر داد که در این بیماری وفات خواهد کرد، پس من گریستم؛ سپس فرمود من نخستین کسی از خاندان او هستم که به او خواهم پیوست، و من خندیدم.»

۲) عایشه بنت ابوبکر

۳) اشاره به ایّام شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، جلسه درس خارج فقه ، ۱۳۹۸/۱۰/۰۹

   یکشنبه 7 دی 13991 نظر »

فرصت زندگی

عن اُم الفَضل، قالت: دَخَلَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) عَلى‌ رَجُلٍ‌ یَعودُهُ‌ وَ هُوَ شاکٍ فَتَمَنَّى المَوت
َ
پیغمبر (ص) به عنوان عیادت رفتند سراغ یکی از مسلمانها که مریض بود و شکایت داشت؛ لابد دردی، مشکلی، چیزی داشته. به پیغمبر گفت: «آقا! دلم میخواهد زودتر مرگم فرا برسد».

فَقالَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ): لا تَتَمَنَّ المَوتَ فَاِنَّکَ اِن تَکُ مُحسِناً تَزدَد اِحساناً اِلى اِحسانِک

 پیغمبر (ص) فرمود: آرزوی مرگ نکنید، دعا برای مرگِ خودتان نکنید؛ اگر شما آدمِ خوبی هستید، وقتی [شما] ان‌شاءالله چند سال دیگر و جوانهایتان ان‌شاءاﷲ شصت هفتاد سالِ دیگر زنده ماندید، طبعاً بر احسانِ خودتان خواهید افزود، کفه‌ی حسنات خودتان را سنگین خواهید کرد. اگر این زندگیِ طولانی زحماتی دارد، مشکلاتی دارد، خطراتی دارد، این حُسن را هم دارد که اگر انسان اهل احسان باشد، اهل تقوا باشد، کفه‌ی حسنات خودش را روز‌به‌روز افزایش میدهد.

وَ اِن تَکُ مُسیئاً فَتُؤَخَّرُ تُستَعتَبُ فَلا تَمَنَّوُا المَوت

آمدیم و شما گناهکاری و محسن نیستی؛ اجلِ تو را عقب می‌اندازند تا تو عذرخواهی کنی. تُستَعتَب، یعنی همین که در دعاها هست: لَکَ العُتبیٰ؛ عذرخواهی کردن، معذرت‌خواهی کردن. عمرت به  تأخیر می‌افتد و این فرصت وجود دارد که انسان عذرخواهی کند. پس بنابراین، فرصتِ حیات فرصتِ خوبی است؛ مرگ را آرزو نکنید!امالی طوسی، مجلس سیزدهم، ص ۳۸۵؛

«امّ فضل میگوید: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به نزد مردی رفت تا از او عیادت کند؛ او از بیماری شکایت داشت و آرزوی مرگ میکرد.

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به او فرمود: آرزوی مرگ نکن؛ زیرا اگر نیکوکار باشی، [با زنده بودن] نیکی‌ای به نیکی‌هایت افزوده میشود و اگر گناهکار باشی فرصت می‌یابی از گناهانت عذرخواهی کنی؛ پس آرزوی مرگ نکنید. .من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۹۱

 

 

شرح حدیث از حضرت آیت الله امام خامنه ای (حفظه الله) ۲۴/۰۹/۱۳۹۸

   جمعه 28 آذر 13991 نظر »

رهبر انقلاب در دیدار شورای‌عالی هماهنگی اقتصادی:

 

برای حل مشکلات معیشتی مردم باید اقدام جدی انجام دهید اقتصاد خانواده‌ها به علت رکود تورمی در چند سال اخیر به شدت تحت فشار بوده است

 

 رهبر انقلاب در دیدار شورای‌عالی هماهنگی اقتصادی: قتصاد خانواده‌ها به علت رکود تورمی در چند سال اخیر به شدت تحت فشار بوده و اکنون نیز کرونا بر مشکلات افزوده و دشواری‌های جدی معیشتی برای گروههای زیادی از مردم به‌وجود آورده است که باید در این زمینه اقدامی جدی انجام داد.

«ایجاد نظام متمرکز تأمین اجتماعی برای آحاد مردم» و «ایجاد پایگاه ملی ایرانیان با اتصالِ پایگاههای مختلف اطلاعاتی به یکدیگر» از جمله پیشنهادهای کارشناسان برای کاهش مشکلات مردم است.

 اجرای راه‌حل‌های پیشنهادی متخصصان در زمینه‌ی: «کسری بودجه»، «افزایش سرمایه گذاری دولتی و نهادهای عمومی»، «جهش تولید» و «حمایت از قشرهای ضعیف» میتواند آثار مثبتی در اقتصاد کشور و زندگی مردم پدید آورد. ۹۹/۹/۴

   سه شنبه 4 آذر 13991 نظر »

کلید علوّ و تعالی

فی الکافی عن الصادق(ع): « إِذَا تَخَلَّی الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْیَا سَمَا وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ حبّ اللَّهِ وَ کَانَ عِنْدَ أَهْلِ الدُّنْیَا کَأَنَّهُ قَدْ خُولِطَ وَ إِنَّمَا خَالَطَ الْقَوْمَ حَلَاوَةُ حبّ اللَّهِ فَلَمْ یَشْتَغِلُوا بِغَیْرِهِ»، الشافی صفحه ۵۳۳

 مؤمن وقتی از دنیا دامن خود را می تکاند، و از دنیا دست می شوید، نه به معنای اینکه آماده مرگ می شود، بلکه به معنای اینکه حرص دنیا و رغبت به دنیا و شوق دست یافتن به زخارف دنیا را از دل خود بیرون می راند، وقتی این حالت برای مؤمن به وجود می آید، علوّ پیدا می کند.تعالی پیدا‌ می کند.

این علوّ و تعالی که ما برای بندگان صالح خدا همیشه قائل هستیم، کلیدش همین است.

که این زر و زیور دنیا،این لذّت های دنیا،آرایش های عالم ماده از نظر او کوچک، ناچیز و حقیر بشود. وقتی این حالت برای مؤمن پیدا شد،دیگر اهمیّتی ندارد به این که کدام یک از زینت های دنیا و لذت های دنیا و زخارف دنیا را به دست بیاورد،روح او بالا می رود.

ما گاهی می شنویم از افراد باصفا،پاک می گویند دعا کنیم آدم بشویم.یعنی اعتلا پیدا کنیم.این راهش همین است.راهش این است که انسان برای این زخارف و زینت های دنیوی، برای این ارزش های حیات مادی اهمیتی قائل نباشد.همت او این نباشد که به این زخارف دنیا برسد. همین که این مسایل دنیوی براش بی اهمیت شد، خود این موجب می شود که انسان اعتلا پیدا کند.

 

آن وقت است که انسان شیرینی عشق به خدا را می چشد. که این شیرینی اگر درکام بنده ای حاصل شد،بال و پر در می آورد،پرواز می کند. و همه شیرینی ها و لذت هایِ دیگر، به نظر انسان پست می شود.

 

شرح حدیث از حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله) در مقدمه درس خارج ، ۸۷/۸/۶

   یکشنبه 25 آبان 1399نظر دهید »

تقوای جامعه در بخش اقتصاد عبارت است از: اقتصاد مقاومتی 

 

تقوا عبارت است از آن حالت مراقبت دائمی که موجب میشود انسان به کج‌راهه نرود و خارهای دامن‌گیر، دامن او را نگیرد.

تقوا در واقع یک جوشنی است، یک زرهی است بر تن انسان باتقوا که او را از آسیب تیرهای زهرآگین و ضربه‌های مهلک معنوی محفوظ و مصون میدارد؛ البتّه فقط هم مسائل معنوی نیست. وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَه مَخرَجاً * وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب؛(۱) در امور دنیوی هم تقوا تأثیرات بسیار مهمّی دارد، این تقوای شخصی است.

عین همین مسئله در مورد یک جامعه و یک کشور قابل طرح است. تقوای یک کشور چیست؟ تقوای یک جامعه چیست؟

یک جامعه، بخصوص اگر مثل جامعه‌ی نظام جمهوری اسلامی آرمانهای والا و بلندی داشته باشد، مورد تهاجم است؛ مورد هجوم تیرهای زهرآگین است؛ این هم تقوا لازم دارد. تقوای جامعه چیست؟ در بخشهای مختلف تقوای اجتماعی را میتوان تعریف کرد؛

در بخش اقتصاد، تقوای جامعه عبارت است از اقتصاد مقاومتی. اگر در مورد اقتصاد میخواهیم در مقابل تکانه‌های ناشی از حوادث جهانی یا در مقابل تیرهای زهرآگین سیاستهای معارض جهانی آسیب نبینیم، ناچاریم به اقتصاد مقاومتی رو کنیم. اقتصاد مقاومتی عامل استحکام است در مقابل آن کسانی و آن قدرتهایی که از همه‌ی ظرفیّت اقتصادی و سیاسی و رسانه‌ای و امنیّتی خودشان دارند استفاده میکنند برای اینکه به این ملّت و این کشور و این نظام ضربه وارد کنند. یکی از راه‌هایی که فعلاً پیدا کردند عبارت است از رخنه از راه اقتصاد. این هشدار را ما سالها است مطرح کردیم و گفتیم؛ مسئولین هم هر کدام به فراخور توانایی‌های خودشان تلاشهای خوبی کردند لکن ما باید با همه‌ی توان، با همه‌ی ظرفیّت موضوع اقتصاد مقاومتی را در داخل دنبال کنیم؛ این میشود تقوای اجتماعی ما در زمینه‌ی مسئله‌ی اقتصادی.۱۳۹۴/۰۴/۰۲

 

۱ ) سوره مبارکه الطلاق آیه ۲
فَإِذا بَلَغنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمسِكوهُنَّ بِمَعروفٍ أَو فارِقوهُنَّ بِمَعروفٍ وَأَشهِدوا ذَوَي عَدلٍ مِنكُم وَأَقيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ۚ ذٰلِكُم يوعَظُ بِهِ مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجًا

ترجمه:و چون عده آنها سرآمد، آنها را بطرز شایسته‌ای نگه دارید یا بطرز شایسته‌ای از آنان جدا شوید؛ و دو مرد عادل از خودتان را گواه گیرید؛ و شهادت را برای خدا برپا دارید؛ این چیزی است که مؤمنان به خدا و روز قیامت به آن اندرز داده می‌شوند! و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند،
۲ ) سوره مبارکه الطلاق آیه ۳
وَيَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ ۚ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدرًا
ترجمه:و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است!

بیانات در دیدار مسئولان نظام ، ۱۳۹۴/۰۴/۰۲

   دوشنبه 19 آبان 1399نظر دهید »

حرص حد یقفی ندارد 

 

فی الکافی ، عن الصادق (علیه السلام ) ما فَتَحَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بَاباً مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ الْحِرْصِ مِثْلَهُ (الشافی،ص 595 )

می فرماید : خدای متعال هیچ بابی از دنیا را به روى انسانی باز نکرد مگر اینکه به همان اندازه بابی از حرص به روی او بازکرد؛ یعنی حرص انسان حدّ یقفی ندارد. خیال می کنیم اگر فلان چیز و فلان چیز را داشته باشیم ، دیگر چیزی نمی خواهیم .

اگر یک خانه خوب ، یک زندگی مرفّهی داشتیم ، دیگر چیزی لازم نداریم. این ، تصور و توّهم ماست. به مجردی که انسان دسترسی پیدا کرد به آن چیزی که آن را آرزو می کرده است ، حرص هم به همان اندازه در وجود او رشد می کند. آن کسانی که بیشتر از دنیا برخوردارند ، پول بیشتری ، ثروت ، امکانات یا مقام بیشتری دارند ، حرص آنها بیشتر است . نتیجه حرص این می شود که

اولاً : همیشه هراس دارد که مبادا آن چیزی را که در اختیار دارد، از دست او خارج شود .

ثانیاً : سعی می کند هر چه بیشتر بر آن بیفزاید… ( که اگر این حرص با تقوی و ورع کنترل نشود ، انسان را به نابودی می کشاند . )

✨✨✨
مردی به امام سجاد (ع) فرمود: من شما را شدیدا برای خدا دوست دارم حضرت سر بزیر انداخت و لحظاتی تأمّل کرد و سپس فرمود : پروردگارا پناه می برم به تو، از اینکه مرا به خاطر تو دوست داشته باشند در حالی که تو مرا دشمن باشی . (تحف العقول ،ص 289)

سپس حضرت به آن مرد فرمود من هم تو را دوست دارم بخاطر آنچه که مرا در باره آن دوست داری.

نكته اساسى كه در اين بيان وجود دارد و درس بزرگى براى ما است، توجه فورى به خطرى است كه در برابر چنين پديده‏اى (محبوب بودن نزد مردم بخاطر خدا) انسان را تهـديد مي كند. لذا وقتى آن مرد به حضـرت عـرض میكند كـه شما را بـراى خـدا دوست دارم نمیفرمايند: از تو متشكرم، يا خدا را بر اين محبوبيت سـپاس مي گويم ، بلـكه میفرمايند: «پرودگارا پناه می‏برم به تو از اين كه مردم مرا به خاطر تو دوست داشته باشند ولى تـو مـرا دشمن داشته ‏باشى» و اين خطر بزرگى است براى ما، نكند كه مردم فكركنند ما مخلصانه براى خدا كارمی‏كنيم و در راه او قدم می‏زنيم.

اما حقيقتاًً ما، اين طور نباشيم، و ظاهر و باطنمان يكى نباشد و مـوجبات غضب الـهى را در خـود بوجود آورده باشيم. و در اين صورت است كـه مردم به خـاطر خـدا ما را دوست‏ دارند ولى خداوند - نعوذ باللّه - دشمن ما می‏باشد.

 


? شرح حدیث امام خامنه ای (حفظه الله) ، ۱۵/ ۱۰/ ۸۸

 

   شنبه 10 آبان 1399نظر دهید »

1 2 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 34

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 3576
  • دیروز: 1764
  • 7 روز قبل: 13766
  • 1 ماه قبل: 39811
  • کل بازدیدها: 1286745
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 21
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 30
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1