« کمین نه به کمیته امدادمعیارهای حضور در برنامه ماه عسل چیست ؟ »

دختری بر دوش دریا

 

رزان

_امداد گر ….

_امدادگر … 

_یکی امدادگر رو صدا بزنه…

 

زنْ خاکی و سراسیمه با سر و صورتی خونین و پاهایی که کم کم بی رمق می شد به سمت امدادگر دوید و فریاد زد:

_ کمک….شما را به خدا قسم، کمک کنید. پسرم تیر خورد.

امدادگر دوید،مادر اما تلو تلو می خورد و چشمانش هنوز به سمت کودک بود که نقش زمین شد؛تا بخواهد آخرین رمقش را جمع کند و خود را از سینه ی زمین جدا، امدادگر بالای سر کودکش رسیده بود.

زن در تمام دنیا زن است. امدادگر و غیر امدادگر ندارد ،مادر و غیر مادر ندارد. زن وقتی برسد بالای سر کودکی با چهره ای آرام و پر لبخند اما روده هایی بیرون ریخته ،امدادگر هم که باشد تنش یخ می زند و دستش می لرزد.

 

مادر از راه می رسید و رَزان باید کاری می کرد. دستهای لرزانش را به سمت پسر بچه برد و روده اش را جمع کرد و در حالی که کودک را در آغوش می فشرد به زحمت بلند شد و دوید . رمقی نبود نه در پای امدادگر نه در پای مادر ،اما رَزان باید می دوید تا مادر ویران نشود و یک ویرانه بر این همه آوار افزون نگردد.

 

رَزان اما میان دویدن مکث کرد. مجبور شد مکث کند. کودک را زمین گذاشت تا از کوله پشتی اش باند و ساولن در آورد و پهلوی پاره ی مادری را ببندد. مجبور شد لب پاره ی پیرمرد را بخیه کند .مجبور شد زخم پای نوجوانی را مرحم بگذارد .

 

رَزان مشغول بود که مادر سر رسید و فرو ریخت همچون آواری که بر سر کودکان فرو می ریزد. بیست و یک سال برای دختران آنقدر زیاد نیست که بخواهند جنازه بر سر دست ببرند و دست و پای بریده جمع کنند.

اما رَزان ماهها بود که خون دل می خورد و زخمه های کاری خصم را می بست.با دستهای خالی آمده بود تا بگوید می شود در مقابل تمام کفر ایستاد.

 

امروز اما مردهای خان یونس با همان زخم هایی که تا دیروز رَزان بر آن مرحم گذاشته بود پای تابوتی آمدند که خواهرشان را تا ابد با خود می برد. گلوله های بی رحم صهیون و تیر سربی تک تیر انداز یهود فرقی برای زن و مرد ، کودک و بزرگ قائل نیست و امروز نوبت (( رزان اشرف النجار)) بود.

 

امدادگر بیست و یک ساله . یکی بر سر این همه خصم فریاد برآورد: ((بِأیِ ذَنْبٍ قُتِلَتْ)) یکی فریاد بزند و امدادگر خبر کند.

کسی نیست زخم دل مادرش را ببندد؟امدادگر که نمی میرد.

امدادگر…امدادگر….

 

نوشته شده به قلم م.رمضانی طلبه.

   سه شنبه 15 خرداد 1397
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(6)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
6 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: رحیمی [عضو] 

أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ

دورود خدا بر شما همسنگر مومن

شادی روح شهدا
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
موفق باشید

1397/03/22 @ 23:22
نظر از: صدف [عضو] 
5 stars

سلام عالی بود.

1397/03/17 @ 08:02
نظر از: ستاره مشرقي [عضو] 

سلام علیکم
طاعت قبول
فرداسوال خواهند شد این قوم ظالم یهود بِأیِ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؟
خدا ظالمان را نیست ونابود بفرماید =الهی آمین

1397/03/16 @ 22:22
نظر از: شهره شریفی کوفلی [عضو] 
شهره شریفی کوفلی

سالم علیکم
خیلی قشنگ بود.
ان‌شاءالله روزی برسد که بساط ظلم جمع شود و زمین را مستضعفان به تعبیر قرآن شریف به ارث ببرند.

1397/03/15 @ 20:25
نظر از: پاک و منزه اهل پرواز [عضو] 
پاک و منزه اهل پرواز
5 stars

سلام
احسنتم. عالی بود
امداد گر نمی میرد

1397/03/15 @ 17:20
نظر از: بهاره شیرخانی [عضو] 
5 stars

سلام موفق باشيد.

1397/03/15 @ 17:08
نظر از: انــــتـــــــظاری [عضو] 
5 stars

آخیییییی
چه نازو خوشگل هم بوده

1397/03/15 @ 12:46
نظر از: یار مهــــــدی [عضو] 
5 stars

سلام علیکم احسنت به قلمتان

1397/03/15 @ 11:59
نظر از: پشتیبانی کوثر بلاگ [عضو] 
5 stars

با سلام و احترام
مطلب شما در قسمت مطالب منتخب درج گردید.
موفق باشید

1397/03/15 @ 11:33


فرم در حال بارگذاری ...

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 81
  • دیروز: 453
  • 7 روز قبل: 848
  • 1 ماه قبل: 3320
  • کل بازدیدها: 113334
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 23
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 55
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 19
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی