من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم 

 

 

من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم

از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!

همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس

من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم!

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزند

من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم!

همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن

از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم!

سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریست

من از بی مهری این ابرهای تار میترسم!

تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندم

از آن روزی که این منصب کنم انکار میترسم!

طبیبم داده پیغامم بیا دارویت آماده است

از آن شرمی که دارم از رخ عطار میترسم!

شنیدم روز وشب از دیده ات خون جگر ریزد

من از بیماری آن دیده خونبار میترسم!

به وقت ترس و تنهایی،تو هستی تکیه گاه من

مرا تنها میان قبر خود نگذار، میترسم!

دلت بشکسته از من،لکن ای دلدار رحمی کن

که از نفرین و از عاق والدین بسیار میترسم!

هزاران بار من رفتم،ولي شرمنده برگشتم

ز هجرانت نترسیدم ولی این بار میترسم!

 

مهدی بقایی

   دوشنبه 12 شهریور 13971 نظر »

 اعمال غدیر 

 

عید غدیر روز هجدهم ذی‌الحجه از بزرگ‌ترین اعیاد شیعیان بنابر روایات در روز هجدهم ذی‌حجه سال دهم هجرت پیامبر اکرم صلی الله به دستور خدا امام علی علیه السلام را به مقام خلافت و امامت منصوب کرد.

واقعه غدیر در سفر حجة الوداع سال دهم هجری و در سرزمین غدیر خم روی داد.

در احادیث شیعه تعابیری هم چون عیدُاللهِ‌ الاکبر (بزرگ‌ترین عید الاهی) عید اهل بیت محمد صلی الله و اشرف الاعیاد (والاترین عید) برای این روز به کار رفته است.

 

شیعیان در سراسر جهان این روز را جشن گرفته، مراسم مختلفی در گرامی‌داشت آن برگزار می‌کنند. در قرون اخیر برگزاری این جشن از شعائر شیعه محسوب می‌شود.

 

محل غدیر

 

 

غدیر

 

 اعمال عید غدیر 

دانلود کنید 

   پنجشنبه 8 شهریور 13971 نظر »

نام عشق

 

یا علی

دست‌هايت را که در دستش گرفت آرام شد

تازه انگاري دلش راضي به اين اسلام شد

 

دست‌هايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:

مومنين! ( يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت:)

 

خوب مي‌دانيد در دستانم اينک دست کيست؟

نام او عشق است، آري مي‌شناسيدش : علي ست

 

من اگر بر جنگجويان عرب غالب شدم

با مددهاي علي ابن ابي طالب شدم

 

در حُنين و خيبر و بدر و اُحُد گفتم: علي

تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علي

 

با خدا گفتم: علي، شب در حرا گفتم: علي

تا پيام آمد بخوان «يا مصطفي»! گفتم: علي

 

هر چه مي‌گويم علي، انگار اللّهي ترم

مرغ «او ادني»ييم وقتي که با او مي‌پرم

 

مستجار کعبه را ديدم، اگر مُحرِم شدم

با «يَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَيديهِم» شدم

 

تا که ساقي اوست سرمستند «اصحابُ اليمين »

وجه باقي اوست، «اِنّي لا اُحبُّ الافِلين»

 

دست او در دست من، يا دست من در دست اوست

ساقي پيغمبران شد يا دل من مست اوست

 

يکصد و بيست و چهار آيينه با هر يک هزار ـ

ساغر آوردند و او پر کرد با چشمي خمار

 

آخرين پيغمبر دلداده‌ام در کيش او

فکر مي‌کردم که من عاشقترينم پيش او

 

دختري دارم دلش درياي آرامش، ولي

شد سراپا شور و توفان تا شنيد اسم علي

 

کوثري که ناز او را قلب جنت مي‌کشيد

ناگهان پروانه‌ شد دور سر حيدر ‌پريد

 

روزگارش شد علي، دار و ندارش شد علي

از ازل در پرده بود آيينه دارش شد علي

 

رحمتٌ للعالمينم گرد من ديو و پري

مي‌پرند و من ندارم چاره جز پيغمبري

 

بعد از اين سنگ محک ديگر ترازوي علي است

ريسمان رستگاري تارِ گيسوي علي است

 

من نبي‌اَم در کنارم يک «نبأ» دارم «عظيم»

طالبان «اِهدنا» اينهم «صراطَ المستقيم»

 

چهره‌اش مرآتِ «ياسين»، شانه‌هايش «مُحکمات»

خلوتش «والطور»، شور مرکبش «والعاديات»

 

هر خط قرآنِ من، توصيفي از سيماي اوست

هر که من مولاي اويم، اين علي مولاي اوست

 

قاسم صرافان


موضوعات: بدون موضوع
   چهارشنبه 7 شهریور 13971 نظر »

علی علیه السلام جانشین پیامبر صلی الله

 

 

اسماعیل جعفر گوید در مسجد الحرام نشسته بودم و حضرت ابی جعفر علیه السلام نیز در گوشه ای نشسته بود ، سر بلند کرده و نگاهی به آسمان و نگاهی به کعبه کرد و فرمود : «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى . آیه 1 سوره اسرا » سه بار این آیه را تکرار کرد . آن گاه متوجه من شد و فرمود : اهل عراق درباره این آیه چه می گویند ؟

عرض کردم : می گویند خداوند رسول خدا را از مسجد الحرام به بیت المقدس برد .

فرمود اینطور نیست که آنها می گویند لیکن از اینجا به اینجا سیرش دادند ۱  و با دست اشاره به آسمان کرد و فرمود : ما بین آن دو حرم است .

آنگاه فرمود : به سدره المنتهی رسید و جبرئیل از همراهی با رسول خدا صلی الله باز ایستاد . 

پرسید : آیا در چنین جایی مرا تنها می گذاری ؟

جبرئیل گفت : تو پیش برو ، به خدا سوگند به جایی رسیده ای که هیچ خلقی از خلائق بدانجا نرسیده و نخواهد رسید .

اینجا بود بود که پروردگار خود را دید ۲ و تنها سبحه میان او و خداوند فاصله بود .

پرسیدم فدایت شوم سبحه چیست ؟ حضرت با صورت خود اشاره به زمین و با دست خود اشاره به آسمان کرد و سه بار فرمود « جلال ربی ، جلال ربی » 

آنگاه خطاب شد : ای محمد !

گفت : لبیک یا رب .

خطاب رسید ؛ ساکنان آسمان در چه چیز مشاجره می کنند ؟ 

پیامبر فرمود : خداوندا تو منزهی ، من علمی ندارم جز آنچه که تو به من آموختی .

رسول خدا سپس فرمود : پس خدای تعالی دست در میان دو سینه ام گذاشت ۳ و من برودت و خنکی آن را میان دو کتفم احساس کردم . آن گاه هیچ چیز از گذشته و آینده از من نپرسید مگر آن که پاسخ آن را دانستم .

در پایان پرسید : ای محمد ! ساکنان آسمانها در چه چیز مخاصمه دارند ؟

گفتم : در درجات ، کفارات و حسنات .

فرمود : ای محمد ! نبوتت به پایان رسید و خوردنت تمام شد چه کسی را برای جانشینی خود در نظر گرفته ای ؟ 

عرض کردم : پروردگارا من همه خلقت را آزمایش کرده ام کسی را مطیع تر از علی برای خود نیافتم .

فرمود : ای محمد ! همچنین مطیع تر از همه خلق نسبت به دستورات من است .

عرض کردم : پروردگارا همه خلقت را آزمودم و کسی را نسبت به خودم علاقمند تر از علی علیه السلام نیافتم .

فرمود : همچنین نسبت به من ، پس ای محمد ! او را بشارت بده به این که آیات هدایت و پیشوای اولیای من و نور برای فرمانبران من و کلمه باقیه ایست که من متقین را ملزم به پذیرفتن آن کرده ام ، هر که او را دوست  بدارد مرا دوست داشته و هر که او دشمن بدارد مرا دشمن داشته ، علاوه بر این من او را به خصایصی اختصاص داده ام که احدی را به آن اختصاص نداده ام .

عرض کردم : پروردگارا آخر او برادر من و صاحب و وزیر و وارث من است .

فرمود : این امری است که قضایش مقدر شده که او باید مبتلا شود و مردم هم به وسیله او امتحان شوند ، علاوه بر این من او را ارث داده ام و ارث داده ام و ارث داده ام ، چهار چیز را که گِره آنها به دست اوست و او هرگز فاش نمی کند

 

 

۱_ مقصود « از اینجا به اینجا سیرش داد » یعنی آنجناب را از کعبه به بیت المعمور سیر دادند . تفسیر المیزان ، ج ۱۳ ، ص ۲۴

۲_ معنایش دیدن به چشم قلب است نه چشم سر . همان ص ۲۵.

۳_ خدای تعالی دست در میان دو سینه ام گذاشت کنایه از رحمت الهی است و حاصل معنایش این است که علمی از ناحیه او به قلبم وارد شد که هر شک و ریب را از میان برد.

۴_ تاریخ انبیا ، جابررضوانی ، زندگانی حضرت محمد صلی الله ، انتشارات جهان آرا ، ص ۷۴۸ _ ۷۴۹.

 

 

   سه شنبه 6 شهریور 13971 نظر »

قدیس ۱

 

قدیس

 

کشیش کتاب را در دستش گرفت، جلدش را به سرگئی نشان داد و گفت: « نهج البلاغه است؛ سخنان و نامه های علی است. کتاب بسیار عجیبی است؛ پُر از مضامین بکر و راه گشا.»

سرگئی گفت: « لابد به من توصیه می کنی که آن را بخوانم.»

کشیش گفت: «حتما؛ کاری که پدرت باید در جوانی می کرد. مثل جرج جرداق که می گفت از 12 سالگی مطالعه ی نهج البلاغه را شروع کرده و هنوز هم ادامه می دهد. علی شخصیتی است مثل اقیانوس؛ هر چه در عمق آن شنا کنی، شگفتی هایش آشکارتر می شود.»

 

سرگئی روی کاناپه نشست و پرسید: «اگر چنین است که شما می گویید، پس چرا کشورهای مسلمان که علی امام آن هاست، جزء کشورهای جهان سوم و عقب مانده اند‼️»

 

کشیش گفت: «ملّت ها و دولت های اسلامی مانند کسانی هستند که گنج گران بهایشان را دفن کرده اند یا اساساً از آن خبر ندارند.گمان می کنم آن ها هم علی را نمی شناسند. من هنگامِ مطالعه ی این کتاب و چند کتاب دیگر، به همین مسأله فکر می کردم. در آن دوران، علی خلیفه ی مسلمانان بود و مردی هم به نام معاویه خود را خلیفه ی مسلمانان نامیده بود. هردوی این ها، داعیه ی حکومت اسلامی داشتند، امّا علی کجا و معاویه کجا!فکر کنم اکثر رهبران کشورهای اسلامی، حکومتشان از جنس حکومت معاویه باشد، نه علی.اگر حاکمی از حاکمان مسلمان، یک بار نهج البلاغه را با دقّت می خواند و به آن عمل می کرد، امروز روزگارشان این نبود که هست.»

 

سرگئی لبخند زد و گفت: « ما باید کم کم مراسم مسلمان شدن شما را فراهم کنیم پدر…!»

 

کشیش گفت :« ادیان الهی، شکل، قالب و پوسته ی روح الهی است سرگئی. مهم مغز و درون آن است که یکی است و فرق چندانی با هم ندارند. کسی که مسلمان است یا مسیحی، اگر به ذات و جوهره ی الهیِ دین خود دست نیابد، می خواهد روحانی مسلمان باشد یا کشیش مسیحی، به یک اندازه از مسیر خدا جدا شده است.

 

در زمان علی دشمنانش و آن هایی که با او می جنگیدند، از حافظان و مبلّغان قرآن و اسلام بودند و درعبادت و زهد و تقوی چنان بودند که زانوهایشان بر اثر سجده پینه بسته بود. آن ها به نام همان الله ی با علی جنگیدند که علی به نام همان الله می خواست هدایتشان کند.»۲

 

 

۱_قدیس» داستان دلدادگی یک کشیش مسیحی است که در مسکو زندگی می‌کند. او کتاب‌ها و آثار خطی و قدیمی بسیاری دارد و به این کار عشق می‌ورزد. وقتی یک نسخه قدیمی از مردی تاجیک به دست او می‌رسد، علاقه‌مند می‌شود که کتاب را از او بخرد، اما مرد تاجیک کشته می‌شود و از اینجا به بعد، کشیش روسی پا در مسیری می‌گذارد که به شناخت امام متقین، امیرالمؤمنین، علی (ع) منتهی می‌شود. کشیش به خاطر حفظ جان خود مجبور به ترک مسکو می‌شود و به بیروت می‌رود. او کودکی‌ها و بخشی از عمرش را در این شهر گذرانده و پسر، عروس و نوه‌اش در آنجا زندگی می‌کنند. علاوه بر این، او در پایتخت لبنان، دوستان و محققان فراوانی از جمله «جرج جرداق» نویسنده کتاب «الامام علی صوت‌العداله‌الانسانیه» را دارد که می‌توانند در کشف شخصیت امام علی (ع) به او کمک شایانی کنند.

۲_کتاب قدیس ، ابراهیم حسن بیگی

   دوشنبه 5 شهریور 13971 نظر »

استفتائات جدید( رقص)

 

نظر آیت الله خامنه ای

س: خواهشمند است حكم رقص، خواه رقص آقايان و خواه رقص بانوان را ـ ولو مهيج و تحريك‌كننده نباشد ـ بيان فرماييد؛ و آيا حكم آن در مجلس عروسى تفاوت مى‌كند؟

 

ج) رقص مرد بنا بر احتياط واجب حرام است و رقص زن براى زنان اگر عنوان لهو بر آن صدق كند مثل اين‌كه جلسه زنانه تبديل به مجلس رقص شود، محل اشكال است و احتياط واجب در ترك آن است و در حكم فوق تفاوتى بين مجلس عروسى و غير آن نيست

 

نظر آیت الله مکارم شیرازی

سؤال ـ برخى از خانمها معتقدند که نواختن آهنگ با سازهاى بدون حلقه، و نیز با ظروفى مانند قابلمه و سطل و مانند آن اشکال ندارد، آیا نواختن آهنگ با این وسائل در مجالس عروسى زنانه جایز است؟

 

جواب : هرگاه با این وسائل آهنگهایى مانند وسایل موسیقى نواخته شود جایز نیست؛ امّا اگر همانند آن آهنگها نباشد مانعى ندارد

 

 

۱_http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=100#1167

۲_ https://makarem.ir/main.aspx?reader=1&pid=61879&lid=0&mid=21561

http://blog69.kowsarblog.ir/حکم-رقصیدن-2#comments

   چهارشنبه 31 مرداد 13972 نظر »

حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره:

 

خدا نکند حرام در نزد انسان زینت داده شود. این بیماری قلبی است که انسان بدان مبتلا می شود. و با وجود راه‌های حلال که نیازش را برآورده می‌کند خود را به حرام گرفتار می‌نماید! انسان می‌تواند به اختیار خویش، هم‌نشین سلمان، و یا ابوجهل گردد.۱

 

دوستان ما ناراحت نیستند

حاج محمدعلی فشندی ره هنگام تشرف به محضر حضرت صاحب عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف عرض می‌کند: مردم دعای توسل می‌خوانند و در انتظار شما هستند و شما را می‌خواهند، و دوستان شما ناراحتند. حضرت می‌فرماید: دوستان ما ناراحت نیستند!‌‌‌ ۲

 

کم بخور به ما نزدیک میشوی

درباره مقدار خوردن در روایات آمده است: «وقتی که گرسنه شدی، بخور» اگر انسان گرسنه باشد، نان خالی هم برای او لذیذ است، لذت طعام را صائمین می‌دانند.۳

 

 

۱_ در محضر بهجت، ج١، ص ٢٩٨

۲_در محضر بهجت، ج۲، ص۱۸۷

۳_ در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۲۶

   چهارشنبه 31 مرداد 13971 نظر »

یادی ز ما کن یا حسین

 

 

انتظارم مي‌كُشد، يادي ز ما كن يا حسين

درد هجران را به وصل خود دوا كن يا حسين

 

گرچه دورم، بر نگاه دلنشينت جان دهم

كوفه را با يك نظر چون كربلا كن يا حسين

 

بي‌نيازي گرچه از من، من به تو دارم نياز

پادشاهي، يك نگه بر اين گدا كن يا حسين

 

در حريم كعبه مي‌گردي چو اي سيمرغ عشق

عبد سرگردان خود را هم دعا كن يا حسين

 

عيد قربان است فردا و منم قرباني‌ات

چون كه دارم صبر، امروزم فدا كن يا حسين

 

چون كه دور افتاده‌ام، اي زائر بيت‌الحرام

بام قصر كوفه را كوه مني كن يا حسين

 

مهرباني از دو سر، دارد چو لذت بيشتر

دير شد احضار من، نامم صدا كن يا حسين

 

آيم از شوق تو با سر، چون كه پابندم به عشق

پاي بر فرقم بنه، كامم روا كن يا حسين

 

چون «حسان» بسيار مي‌باشد گداي در گهت

جمله را با يك نظر از غم رها كن يا حسين

 

دارم اندر ذمه‌ام حق خدا و خلق او

خود به فضل خويشتن، دينم ادا كن يا حسين

 

حبیب چایچیان (حسان)

   دوشنبه 29 مرداد 13972 نظر »

1 2 4 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 242

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 70
  • دیروز: 79
  • 7 روز قبل: 2647
  • 1 ماه قبل: 5368
  • کل بازدیدها: 125938
رتبه وبلاگ
  • رتبه کل دیروز: 36
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کل 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه کل 90 روز گذشته: 29
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1
 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ