« منم زینب کسی جز من نباشد ...... این جمعه... »



الهـي

باز آمديم با دو دست تهي چه باشد اگر مرحمي بر خستگان نهي

الهـي
گرفتار آن دردم كه تو دواي آني و در آرزوي آن سوزم كه تو سرانجام آني
 
الهـي
هر دلشده اي با ياري و غمگساري و من بي يار و غريبم

الهـي
چراغ دل مريداني و انس جان غريباني، كريما آسايش سينه محباني و نهايت همت قاصداني

الهـي
جرم من زير حلم تو پنهان است و تو پرده عفو خود بر من گستران

الهـي

اين چيست كه با دوستان خود راكردي كه هركه ايشان را

جست ترا يافت و تا ترا نديدايشان رانشناخت


الهـي

 عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم

الهـي
بر تارك ما خاك خجالت نثار مكن و ما را به بلاي خود گرفتار مكن


الهـي چون به تو بنگريم شاهيم و تاج بر سر وچون بخود تگريم خاكيم و از خاك كمتر

الهـي
هر كس تو را شناخت هرچه غير تو بود بينداخت


موضوعات: خواندنی ها
   جمعه 1 اسفند 1393


فرم در حال بارگذاری ...

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 1915
  • دیروز: 2376
  • 7 روز قبل: 12482
  • 1 ماه قبل: 43379
  • کل بازدیدها: 1844881
رتبه وبلاگ