حکم خرید و فروش در روزهای تاسوعا و عاشورا
به تازگی یک مغازهای باز کردم و از آنجایی که در ماه محرم تعداد مشتریها در منطقه ما بیشتر میشود و با این شرایط من مقداری هم به بازار بدهکارم، میخواستم بدانم اگر تاسوعا و عاشورا مغازه را باز کنم و خرید و فروشی داشته باشم اشکال شرعی دارد؟
مومنین در ایام عزای معصومین علیهمالسلام از یکسری کارها پرهیز میکنند: مثلا مجلس شادی ندارند اما اگر عقد خوانده شود اشکالی ندارد.
معمولا کارها را تعطیل میکنند که در این مراسمی که جزء شعائر مذهبی شناخته میشود، شرکت کنند. اگر مغازه باز کردن شما در آن ایام توهینی باشد به عزاداران یا به عزاداری یا به اباعبدالله حسین علیهالسلام، بله این اشکال دارد. اما اگر یک مغازهای است که چند ساعتی باز میکنید که برخی از حوائج مومنین برآورده شود و بعد هم مغازه را میبندید و هیچ از آن برداشت نشود که بیاحترامی و توهین به عزاداری و عزاداران یا خدای ناکرده به اباعبدالله حسین علیهالسلام است، اشکالی ندارد.
ولی به طور کلی عرض کردیم معمولا مومنین در یکسری ایام خاص مثل عاشورا، دست از یکسری کارهای دیگر میکشند و همگی در مراسم عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین علیهالسلام شرکت میکنند
بیست جملهی برگزیده از رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا علیهالسلام :
۱_در زندگی حسینبنعلی علیهالسّلام، یک نقطهی برجسته، مثل قلهای که همهی دامنهها را تحتالشعاع خود قرار میدهد، وجود دارد و آن عاشورا است. ۱۳۷۱/۱۱/۰۶
۲_تحقیقاً یکی از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر جوامع مسلمان، این است که جامعه شیعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
۳_یکی از بزرگترین نعمتها، نعمت خاطره و یاد حسینبنعلی علیهالسّلام، یعنی نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم ونعمت عاشورا برای جامعه شیعیِ ماست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
۴_ قدر مجالس عزاداری را بدانند، از این مجالس استفاده کنند و روحاً و قلباً این مجالس را وسیلهای برای ایجاد ارتباط و اتّصالِ هرچه محکمتر میان خودشان و حسینبنعلی علیهالسّلام، خاندان پیغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
۵_در ماه محرم، معارف حسینی و معارف علوی را که همان معارف قرآنی و اسلامی اصیل و صحیح است برای مردم بیان کنید. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶
۶_ اگر برای ذکر مصیبت، کتاب «نَفَس المهمومِ» مرحوم «محدّث قمی» را باز کنیدو از رو بخوانید، برای مستمع گریهآور است و همان عواطفِ جوشان را بهوجود میآورد. چه لزومی دارد که ما به خیال خودمان، برای مجلسآرایی کاری کنیم که اصل مجلس عزا از فلسفه واقعیاش دور بماند؟! ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
۷_وقتی شعر را میخوانیم، به فکر باشیم که از این شعر ما ایمان مخاطبان ما زیاد شود. پس، هر شعری را نمیخوانیم؛ هرجور خواندنی را انتخاب نمیکنیم؛ جوری میخوانیم که لفظ و معنا و آهنگ، مجموعاً اثرگذار باشد. در چه؟ در افزایش ایمان مخاطب. ۱۳۸۶/۰۴/۱۴
۸_برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک میکند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین میشود. اینکه امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دستههای عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش میکند و بسیار خوب است. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
۹_من حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمیتوانم این مطلب - قمهزدن - را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضیام. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
۱۰_لازم است از همه برادران و خواهرانی که در سراسر کشور، در ایّام عزاداری، با اقامه عزا و به راه انداختن مراسم عزاداری، بخصوص با اقامه نماز جماعت در ظهر عاشورا و با عرض ارادت به خاندان پیامبر، این روزها را بزرگ داشتند سپاسگزاری کنم. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸
۱۱_ هیچ وقت نباید امت اسلامی و جامعهی اسلامی ماجرای عاشورا را به عنوان یک درس، به عنوان یک عبرت، به عنوان یک پرچم هدایت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زندهی به عاشورا و به حسینبنعلی (علیهالسّلام) است. ۱۳۹۱/۰۹/۰۱
۱۲_اگر کسانی برای حفظ جانشان، راه خدا را ترک کنند و آنجا که باید حق بگویند، نگویند، چون جانشان به خطر میافتد، یا برای مقامشان یا برای شغلشان یا برای پولشان یا محبّت به اولاد، خانواده و نزدیکان و دوستانشان، راه خدا را رها کنند، آن وقت حسینبنعلیها به مسلخ کربلا خواهند رفت و به قتلگاه کشیده خواهند شد. ۱۳۷۵/۰۳/۲۰
۱۳_ اگر فداکاری بزرگ حسینبنعلی علیهالسلام نمیبود که این فداکاری، وجدان تاریخ را به کلی متوجه و بیدار کرد در همان قرن اول یا نیمهی قرن دوم هجری، بساط اسلام به کلی برچیده میشد. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶
۱۴_ کار امام حسین علیهالصّلاه والسّلام در کربلا، با کار جدّ مطهرش حضرت محمد بن عبداللَّه صلیاللَّهعلیهوآلهوسلم در بعثت، قابل تشبیه و مقایسه است. قضیه این است. همان طور که پیغمبر در آن جا، یک تنه با یک دنیا مواجه شد، امام حسین هم در ماجرای کربلا، یک تنه با یک دنیا مواجه بود. ۱۳۷۵/۰۹/۲۴
۱۵_ عبرت آن است که انسان نگاه کند و ببیند چطور شد حسینبنعلی علیهالسّلام - همان کودکی که جلوِ چشم مردم، آن همه موردِ تجلیلِ پیغمبر بود و پیغمبر دربارهی او فرموده بود: «سیّد شباب اهل الجنه»؛ سرور جوانان بهشت - بعد از گذشت نیم قرن از زمان پیغمبر، با آن وضعِ فجیع کشته شد؟! ۱۳۷۳/۱۰/۱۵
۱۶_ امام حسین را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین است. به تبیین او، امر به معروف او، نهی از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منی و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان- حضرت بیانات عجیبی دارد که تو کتابها ثبت و ضبط است- بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصهی کربلا و میدان کربلا، باید شناخت. ۱۳۸۸/۰۵/۰۵
۱۷_عاشورا پیامها و درسهایی دارد. عاشورا درس میدهد که برای حفظ دین، باید فداکاری کرد. درس میدهد که در راه قرآن، از همه چیز باید گذشت. درس میدهد که در میدان نبرد حق و باطل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع و امام و رعیت، با هم در یک صف قرار میگیرند. ۱۳۷۱/۰۴/۲۲
۱۸_درس عاشورا، درس فداکاری و دینداری و شجاعت و مواسات و درس قیام للَّه و درس محبّت و عشق است. یکی از درسهای عاشورا، همین انقلاب عظیم و کبیری است که شما ملت ایران پشت سر حسین زمان و فرزند ابیعبداللَّه الحسین علیهالسّلام انجام دادید. خود این، یکی از درسهای عاشورا بود. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸
۱۹_ امام بزرگوار ما، محرّم را به عنوان ماهی که در آن، خون بر شمشیر پیروز میشود، مطرح نمود و به برکت محرّم، با همین تحلیل و منطق، خون را بر شمشیر پیروز کرد. این، یک نمونه از جلوههای نعمت ماه محرّم و مجالس ذکر و یاد امام حسین علیهالسّلام است که شما دیدید. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
۲۰_درس حسینبنعلی علیهالصّلاةوالسّلام به امّت اسلامی این است که برای حقّ، برای عدل، برای اقامهی عدل، برای مقابلهی با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودی خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، کار من و شما نیست؛ امّا در سطوحی که با وضعیّت ما، با خُلقیّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ باید یاد بگیریم. ۱۳۹۲/۰۳/۲۲
سخنان مقام معظم رهبری «چهار شاخص اربعین و زیارت اربعین»
اربعین حسینی خـود یـک دانـشگاه است، دانشگاهی از جنس مکتب عاشورا با این تفاوت که در عاشورا جهاد با سیف به نـمایش گذاشته شد؛ ولی در اربعین جهاد فکری و فرهنگی! دانشگاهی که در آن مشق ایستادگی، مقاومت، حق گرایی، حـقیقت گویی، روشن گری، حفظ آرمانها و ارزشـها، یـاد شهداء و اکابر و… می کنند.
اربعین دانشگاهی است از سنخ کار هیئتی آکادمیک که در نوع خود بی نظیر است و جا دارد که حوزه و دانشگاه این مکتب بی رقیب را به گونه ای محقّقانه و تحلیل محور، مورد بررسی و مطالعه قرار دهـند و آن را در مسیر تمدن سازی، مبنای نظریه پردازی و آینه ای برای عمل گرایی خویش قرار دهند.
در اینجا چهار شاخص از شاخصه های اربعین و زیارت امام حسین(ع) در این روز را با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) بـه طور کـوتاه و خلاصه در منظر خوانندۀ گرامی قرار می دهیم.
1. مراسم اربعین جزء شعائرالله است
در فرمایشات مقام معظم رهبری(حفظه الله)، اربعین حسینی از مصادیق شعائرالله است؛ ایشان می فرماید: «این کسانی که این راه را طی کردند و این حـرکت عـاشقانه را و مؤمنانه را دارند انجام می دهند، واقعاً دارند حسنه ای را انجام می دهند. این یک شعار بزرگ است؛ «لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللهِ»[1] این بلاشک جزء شعائرالله است. جا دارد که امثال بنده که مـحرومیم از ایـن جور حرکتها، عرض بکنیم که «یَا لَیتَنَا کُنَّا مَعَکُم فَنَفُوزَ فَوزَاً عَظِیمَاً»[2] بنابراین زائرینی که مفتخر به شرکت در این مراسم و فیض الهی مـی شوند، هـمواره بـاید این نکته را به یاد داشـته بـاشند کـه توفیق حفظ یکی از شعائرالله را پیدا کرده اند و این خود رسالتی مهم و قطعاً در پیشگاه حق متعال، اجری بزرگ دارد. التفات به این مهم وقـتی بـه نـحو احسن رخ می نمایاند که به تبلیغات وسیع و همه جانبه و بـودجه های کـلانی که ایادی استکبار بر ضد مکتب عاشورا خرج کرده اند، آگاه شویم که یک نمونه آن در زمان حاضر، حوادث عاشورای سـال 1388 بـود کـه البته با درایت و تیزبینی رهبری ایران اسلامی و بصیرت مردم، سـیلی محکمی دریافت کرد.
2. اربعین رمز جاودانه شدن
نهضت حسینی هر نهضت و مکتب و هر پیامی برای اینکه از امواج تـحریفها و دشـمنی ها در امـان باشد و بتواند به نسلهای بعد منتقل شود، احتیاج به حفاظت از یـاد و آثـار و پیامهایش دارد که در غیر این صورت بزرگ ترین نهضتها و اصیل ترین پیامها نیز در دل تاریخ به فراموشی سپرده می شوند؛ بـنابراین یـکی دیـگر از اهداف اربعین حسینی طبق فرمایشات مقام معظم رهبری جاودانه نگاه داشتن مـکتب حـسینی اسـت. «اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(ص)، یاد نهضت حـسینی بـرای هـمیشه جاودانه شد و این کار پایه گذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون - از قـبیل شـهادت حسین بن علی (ع) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسلهای بـعد، از دسـتاورد شـهادت استفادۀ زیادی نخواهند برد.»[3] معظم له در جای دیگری می فرماید: «دو حرکت را عـمّۀ مـا - زینب کبرا(ع) - انجام داد: یک حرکت، حرکت اسارت بود به کوفه و شام و آن روشنگری ها و آن بـیانات کـه مـایۀ افشای حقایق شد؛ یک حرکت دیگر، آمدن به زیارت کربلا در اربعین بود… این حرکت بـه مـعنای این است که نباید اجازه داد که انگیزه های خباثت آلودی که قصد دارند مـقاطع عـزیز و اثـرگذار و مهم را از یادها ببرند، موفّق بشوند؛ البتّه موفّق هم نخواهند شد. تا ملّتها زنده اند، تا زبـانهای حـق گو در کـار است، تا دلهای مؤمن دارای انگیزه هستند، نخواهند توانست این را به فراموشی بـسپرند؛ هـمچنان که نتوانسته اند.»[4] در سخنان معظم له نکته مهمی نهفته است و آن نکته ایـن اسـت که عدم موفقیت دشمن در فراموشی نهضت حسینی در گرو زنده بودن ملتها، زبـانهای حـق گو و دلهای دارای انگیزه است و امروز همۀ ما در قـبال حـفظ و انـتقال این نهضت عظیم مسئولیت داریم؛ به ویـژه مـبلّغین دینی که در این عرصه مسئولیت و رسالت بزرگی به دوش دارند. امروز دلسوختگان اباعبدالله و هـمۀ کـسانی که قلبشان در راه آرمانهای حسینی(ع) مـی تپد، بـه ویژه روحانیون و مـبلّغان حـوزۀ عـلمیه، باید در مسیر بیداری امت اسلام و حـفظ وحـدت کلمه سعی و تلاش کنند. انتقال مفاهیم اصیل و خالی از تحریف نهضت اباعبدالله(ع) بـه مـخاطبین، تلاش و تبلیغ در راستای تقریب مذاهب و تـحکیم وحدت بین جوانان شـیعه و سـنی، جذب قلوب آماده برای دریـافت مـعارف عاشورایی و انتقال فرهنگ جهاد و شهادت و مبارزه با ظلم و انحراف که از مصادیق بارز آن در دنـیای امـروز، داعش و جریان وهابیّت و تکفیری اسـت، از جـمله رسـالتهای مهم همۀ عـاشقان مـکتب حسینی می باشد.
3. اهمیت تـبلیغ و کـار فرهنگی
از آموزه های اربعین بی شک یکی از درسهای مهم اربعین، اهمیت تبلیغات و کار فرهنگی است کـه ایـن درس مهم به خوبی از راه و سیرۀ اهـل بیت(ع) اسـتخراج می شود. حـضرت امـام خـامنه ای در این خصوص می فرماید: «بـه همان اندازه که مجاهدت حسین بن علی(ع) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سـخت بـود، به همان اندازه نیز مجاهدت زیـنب(ع) و مـجاهدت امـام سـجّاد(ع) و بـقیۀ بزرگواران، دشوار بـود. البـته صحنۀ آنها، صحنۀ نظامی نبود؛ بلکه تبلیغی و فرهنگی بود. ما به این نکته ها باید توجه کـنیم. درسـی کـه اربعین به ما می دهد، این است کـه بـاید یـاد حـقیقت و خـاطرۀ شـهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.»[5] اربعین درس جهاد فرهنگی است، درس افشاگری و حقیقت گویی؛ باید یادمان باشد که هدف مهم اهل بیت(ع) از رفتن به زیارت امـام حسین(ع) در اربعین و سفارش به شیعیان در زیارت اربعین، مسئلۀ روشن گری و جهاد فکری فرهنگی است؛ چنانکه امام خامنه ای در این باره می فرماید: «… این خصوصیت اربعین است؛ یعنی در اربعین افشاگری هم هست، عمل هـم هـست، تحقق هدفهای آن افشاگری هم در اربعین وجود دارد.»[6]
بنابراین امروز همۀ ما نیز باید به تأسی از اهل بیت پیامبر(ص) خود را یک سرباز در ایـن جـبهۀ خطیر بدانیم و وظیفۀ سربازی را در حد وسع به جا آوریم. یکی از زمینه هایی که باید در آن ورود پیدا کرد و کار فراوان انجام داد، مسئلۀ جهاد است. هرساله شاهد حـضور عـظیم و باشکوه مسلمانان از نقاط مختلف جـهان در راهـپیمایی اربعین هستیم، اما جای چند سؤال وجود دارد؛ چه تعداد از این جمعیت، عالِم به مفهوم و زوایای حقیقی جهاد در مقابل دشمنان اسلام از مستکبرین غربی تا عـمّال عـربی آنان که در رأسشان وهـابیّت و داعـش اند، هستند؟
چه تعداد از جوانان عراقی که در اربعین حضور می یابند و با پای برهنه به زیارت امام حسین(ع) می شتابند، با همان شوق به سوی آرمان حسین که مبارزه با باطل بود می شتابند؟ آیا همۀ آنـها دریـافته اند که کربلای امروز جهان اسلام، قتال با حرامی های تکفیری در سوریه و عراق و دفاع از حرمین است؟ در اربعین سالهای گذشته که جوانان عرب زبان بسیاری، چه عراقی و چه غیر عراقی با آن شوق و شور و با پای پیـاده! بـه سوی کـربلا می شتافتند، جای یک سؤال را باقی می گذاشتند و آن اینکه چرا این دریای عظیم عاشقان حسین امواج خشمش را به سـمت جبهه های نبرد با داعش نمی برد که اگر نیمی از آن امواج خروشان بـه سـمت داعـش می رفت طومار حرامیان برای همیشه از عراق برچیده می شد.
4. اتحاد و عظمت جهان اسلام
یکی دیگر از شاخصه هایی که در مـوضوع اربـعین حسینی باید مد نظر باشد، شاخصۀ «عظمت و اتحاد جهان اسلام » است؛ اربعین عـلاوه بـر ایـنکه پیامها و اهداف بلند عاشورا را به گوش جهانیان می رساند، حکایت از اتحاد و عظمتی وصف ناشدنی در جهان اسلام دارد؛ بـه راستی کجای جهان اسلام اینگونه عاشقانی را گرد خود جمع می کند و در کدام صحنۀ ارزشـهای اسلامی، اینگونه خیل عـاشقان، رُخ مـی نمایاند! مقام معظم رهبری(حفظه الله) نیز به این مسئله اشاره می کند و می فرماید: «همین قدر که ما ولو در اظهاراتمان کنار یکدیگر قرار بگیریم، عظمت می بخشد به دنیای اسلام؛ عظمت می بخشد به شخصیّت امّت اسلامی؛ هرجا نـمونه هایی از این اجتماع را ما مشاهده کردیم، و لو تن ها، جسمها در کنار هم قرار گرفتند، دیدیم انعکاس آن در دنیا مایۀ شرف و آبروی اسلام و مسلمین شد؛ مایۀ آبروی پیغمبر شد.. . امسال شما ملاحظه کردید در اربعین حسینی مـیلیونها انـسان در کنار هم قرار گرفتند؛ خود این حرکت عظیم یک جمعی از مسلمانها - البتّه مخصوص شیعه نبود، سنّی ها هم بودند - که در دنیا انعکاس پیدا کرد، تعظیم کردند؛ تجلیل کردند؛ آن را بزرگ ترین گردهمایی عـالم بـه حساب آوردند؛ چه کسانی؟ آنهایی که دارند مسائل اسلامی را رصد می کنند.. .
حادثۀ عجیبی بود حادثۀ امسالِ اربعین کربلا. این راه را دشمنان اسلام و دشمنان اهل بیت به خیال خود مسدود کرده بودند. بـبینید چـه حرکت عظیمی اتّفاق افتاد! وقتی حتّی جسمها در کنار هم قرار می گیرد، این جور انعکاس پیدا می کند. اگر ما با هم باشیم، کشورهای اسلامی، ملّتهای مسلمان - سنّی و شیعه و فِرَق مختلف تـسنّن و تـشیّع - بـا یکدیگر دلهایشان صاف باشد، نـسبت بـه یـکدیگر سوءظن نداشته باشند، سوءنیّت نداشته باشند، به یکدیگر اهانت نکنند، ببینید در دنیا چه اتّفاقی خواهد افتاد؛ چه عزّتی برای اسلام درسـت خـواهد شـد! وحدت؛ وحدت.»[7]
پی نوشت ها
[1] مائده/ ۲.
[2] بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله) در ابتدای درس خارج، 09/09/1394.
[3] بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله)، 29/06/1368.
[4] بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله) در دیدار مردم قم، 19/10/1393.
[5] بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله)، 29/06/1368.
[6] بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله) دیدار با مردم آذربایجان شرقی، 28/11/1378.
[7] بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله) در دیدار مـسئولان و مـیهمانان بیست و هشتمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی، 19/10/1393.
اربعین؛ خیمه جهانی اباعبدالله
?️ رهبرانقلاب:
اربعین با این حرکتی که عمدتاً بین نجف و کربلا در راهپیمایی هر سال به وجود میآید بینالمللی شد؛ چشمهای مردم دنیا به این حرکت دوخته شد؛ امام حسین (علیهالسّلام) و معرفت حسینی به برکت این حرکت عظیم مردمی بینالمللی شد، جهانی شد.
سیاستهای رسانهایپوششمراسم اربعین حسینی
زیارت اربعین یکی از پنج نشانه مؤمن، اسم رمزی است میان مؤمنان عالم و همه آنانکه دلداده امام آزادگی، حضرت اباعباالله الحسین هستند. با آنکه این زیارت از ابتدا مورد سفارش اهل بیت وعلمای برجسته بود و بر آن اهتمام و تأکید داشته اند ، چند سالی است که با عنایت حضرت حق و مدیریت حضرت حجت عجل به حرکتی جهانی و نماد وحدت مسلمانان و آزدگان جهان تبدیل شده است؛ روشن است که با گسترش هر ساله این مانور عظیم اسلام اهل بیتی، آینده ای به مراتب باشکوه تر و قدرتمندتر خواهد داشت.
رسانه های مختلف در مواجهه با رویدادی که مطلوب و همسو با سیاستهای رسانهای شان نباشد یا محدودیت و ممنوعیتی از طرف نهادهای حاکمیتی شان داشته باشند، معمولا سه نوع رویکرد دارند :
الف) بایکوت خبری به معنای توجه نداشتن به رویداد و عدم پوشش رسانه ای؛
ب) تقلیب و تخایف خبر رویداد به گونه ای که از ویژگیهای خاص آن رخداد، مانندا بزرگی و اثرگذاری آن میکاهند،سپس آن را پوشش میدهند .
ج) تحریف رویداد به معنای تغییر ویژگیهای خاص آن واقعه است.
دربار مراسم اربعین، برخی رسانه ها راهبرد نخست را انتخاب کرد و طوری وانمود کردند که گویا چنین اجتما بزرگی در گوشه ای از دنیا که اتفاقا زیر ذره بین رسانه های خبری جهان نیز می باشد، تشکیل نشده است. برخی دیگر از عظمت و بزرگی این اجتما را نادیده می گیرندو باکمترین پوشش طوری وانمود مینمایند که گویا اتفاق مهمی رخ نداده است . دسته های دیگر از رسانه ها با تحریف رویداد، تجمع زائران اربعین را نوعی زورآزمایی خیابانی و جاده ای و تلاش برای دامن زدن به جنگ مذهبی تفسیر میکنند
دانلود فایل سیاست های پوشش مراسم اربعین حسینی
بهاهتمام:سیدمحمدرضاخوشرو
بررسی تحریفات واقعه کربلا
حجت الاسلام مهدی ابراهیمی مبلغ دینی و استاد حوزه در اولین جلسه درس اخلاق مدرسه علمیه کوثر ورامین که با محوریت نشست پژوهشی ( تحریفات عاشورا و سیدالشهدا ( ع) ) برگزار شد ضمن تسلیت به مناسبت ایام عزاداری سیدالشهدا و ماه محرم الحرام و تبریک به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید گفت : قیام سیدالشهدا جزء پر اختلاف ترین وقایع تاریخی شیعی است و از شهادت سیدالشهدا ( ع) تا نوشته شدن اولین مقتل ۶۱ سال فاصله است .
حجت الاسلام مهدی ابراهیمی با اشاره به ماجرای دامادی حضرت قاسم ( س) گفت : امام حسن مجتبی ( ع) پیش از شهادت فرمودند : « یکی از حق های فرزند بر والد این است که برای او همسر خوب اختیار کند » به همین دلیل فاطمه را برایش خطبه می کنم تا این حق او بر گردنم نماند . و ایشان پیش از شهادت یکی از دختران امام حسین ( ع) که ظاهرا فاطمه صغیره است را برای حضرت قاسم خطبه می کنند و این موضوع در تاریخ ثابت شده است .
وی ادامه داد ؛ اما نکته مهم این است که آیا سیدالشهدا ( ع) در روز عاشورا برای حضرت قاسم ( س) عروسی برپا کردند ؟
حجت الاسلام ابراهیمی افزود : آنچه از تاریخ بر می آید این است که حضرت سیدالشهدا ( ع) فقط دست قاسم را در دست فاطمه صغیره گذاشت و فرمود این حقی است که پدرت بر عهده من نهاده است . و سخنی از برپایی عروسی وجود ندارد .
حجت الاسلام ابراهیمی با بیان اهمیت واقعه عاشورا اظهار داشت : شاید بتوان گفت بعضی مجموعه روایات از نگاه تاریخی و از نظر سند ضعیف باشد یا قوی ، کم نقل شده باشد یا زیاد ، در حقیقت مسیر کربلا و در حقیقت نقل وقایع کربلا به عنوان روضه چیزی کم نمی کند بلکه در بسیاری وقایع شدت مظلومیت را زیاد می کند .
این استاد حوزه با اشاره به هدف نقل روضه و نقل وقایع عاشورا بیان داشت : نقل وقایعی که بر سیدالشهدا ( ع) رفته در حقیقت برای بیان هدف اصلی سیدالشهدا( ع) از قیام ، که نشان دادن مقابله با ظلم و بدعتهای یزید بود .
وی ادامه داد : در هیچ روایتی نیامده که وقایع کربلا را مو به مو نقل کنیم و بدانیم سیدالشهدا ( ع ) چه کردند بلکه آنچه مهم است نشان داده هدف قیام سیدالشهدا ( ع ) است .
این مبلغ دینی گفت : گاهی اوقات به اسم نگاه علمی به واقعه کربلا ظلم می شود . مهدی ابراهیم گفت : طبق روایت امام رضا علیه السلام در نقل وقایع کربلا باید شؤون امام معصوم ( ع) حفظ شود .
ابراهیمی ادامه داد : چرا که بین رد و اثبات روایات اگر کسی بخواهد نگاه دقیق داشته باشد دچار وسواس فکری می شود و از اصل هدف نقل تاریخ کربلا باز می ماند .
حجت الاسلام ابراهیمی ضمن بیان اهمیت روضه خوانی گفت ؛ آنچه از روضه خوانی بر ما امر شده است در حقیقت اشک بر سیدالشهدا ( ع ) است .
این مبلغ دینی ضمن بیان این شبهه که می گویند تحریک و تهییج عواطف مردم فایده ندارد بیان داشت : درست است که عقل مایه اصلی انسان برای پیشرفت است اما چیزی که در انسان وجود دارد و بسیار اهمیت دارد ، احساسات است و انسان را نمی توان موجود تک بعدی عاقلِ محض دید و احساس را در او لحاظ نکرد .
وی افزود : اگر چه جایگاه احساسات پایین تر از عقل است اما اگر احساسات درست استفاده شود و در مسیر صحیح حرکت کند ، به موتور محرکه عقل به سمت پیشرفت تبدیل خواهد شد .
ابراهیمی گفت : البته باید تاکید کنیم که تمامی این سخنان را به قرینه بیان می کنیم که می دانیم دروغ بستن به معصوم ( ع ) هم گناه است و هم از اصلی ترین ویژگیهای تحریف است و سخن ما اولا: در مورد مسایلی است که در حد شؤون امام است و ثانیا: ذکر مسایلی که در تاریخ آمده چه ضعیف السند باشد چه نباشد .
مهدی ابراهیمی گفت : حقیقت تحریف قیام امام حسین ( ع ) و واقعه عاشورا آنجاست که عده ای بخواهند رفتار امام حسین ( ع) را به نفع خودشان مصادره کنند مثل این که می گویند امام حسین در واقعه کربلا نه فقط جهاد کرد بلکه مذاکره هم کرد .
وی افزود : این گونه تحریفات برای توجیه رفتارهای سیاسی غلط خودشان است . چرا که مذاکره یعنی کوتاه آمدن از حق ، و امام حسین ( ع) هیچ گاه از حق کوتاه نیآمد.
حجت الاسلام ابراهیمی گفت : تحریف این است که یک امر اصولی را فدای یک امر فرعی کنیم مثلا بگوییم امام حسین ( ع) کشته نماز است .
چرا که نماز فرع دین است و آیا با عقل جور است که امام معصوم به بدترین شکل به شهادت برسد و نوامیسش به اسارت برود برای نماز .
وی افزود : حسین ( ع) امام است و امامت اصل اصول دین است و نماز فرع دین ، پس این که بگوییم حسین ( ع) برای نماز کشته شد تحریف قیام عاشورا و مصادره به مطلوب است .
حجت الاسلام ابراهیمی در پایان گفت : بسیار درست است که در مقابل تحریف و انحرافات قیام عاشورا بایستیم فقط باید تحت تاثیر کلام دیگران قرار نگرفت و با نگاه منصفانه وقایع را بررسی کرد چرا که گاهی به اسم نگاه علمی انصاف فراموش می شود .
خطبه امام سجاد علیه السلام در شام
یزید ملعون در مجلس خود به امام سجاد علیه السلام عرض کرد : یا علی ! بر فراز منبر برو و مردم را از شرح این فتنه و پیروزی ای که خدا نصیب امیرالمومنین نمود آگاه ساز .
حضرت فرمود: « نمی دانم از این کار چه هدفی داری ؟»
آنگاه بر فراز منبر رفتند و پس از حمد و سپاس به درگاه خداوند و درود بر رسول خدا صلوات الله فرمودند :
ايُّهَا النَّاسُاعطِينَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ. أُعْطِينَا الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الْفَصَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمَحَبَّةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ.وَ فُضِّلْنَا بِأَنَّ مِنَّا النَّبِيَّ الْمُخْتَارَ مُحَمَّداً وَ مِنَّا الصِّدِّيقُ وَ مِنَّا الطَّيَّارُ وَ مِنَّا أَسَدُ اللَّهِ وَ أَسَدُ رَسُولِهِ وَ مِنَّا سِبْطَا هَذِهِ الْأُمَّةِ. مَنْ عَرَفَنِي فَقَدْ عَرَفَنِي وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنِي أَنْبَأْتُهُ بِحَسَبِي وَ نَسَبِي. أَيُّهَا النَّاسُ أَنَا ابْنُ مَكَّةَ وَ مِنَى أَنَا ابْنُ زَمْزَمَ وَ الصَّفَا. أَنَا ابْنُ مَنْ حَمَلَ الرُّكْنَ بِأَطْرَافِ الرِّدَا. أَنَا ابْنُ خَيْرِ مَنِ ائْتَزَرَ وَ ارْتَدَى. أَنَا ابْنُ خَيْرِ مَنِ انْتَعَلَ وَ احْتَفَى. أَنَا ابْنُ خَيْرِ مَنْ طَافَ وَ سَعَى. أَنَا ابْنُ خَيْرِ مَنْ حَجَّ وَ لَبَّى. أَنَا ابْنُ مَنْ حُمِلَ عَلَى الْبُرَاقِ فِي الْهَوَاءِ. أَنَا ابْنُ مَنْ أُسْرِيَ بِهِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى. أَنَا ابْنُ مَنْ بَلَغَ بِهِ جَبْرَئِيلُ إِلَى سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى. أَنَا ابْنُ مَنْ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى. أَنَا ابْنُ مَنْ صَلَّى بِمَلَائِكَةِ السَّمَاءِ. أَنَا ابْنُ مَنْ أَوْحَى إِلَيْهِ الْجَلِيلُ مَا أَوْحَى. أَنَا ابْنُ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى أَنَا ابْنُ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى. أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَرَاطِيمَ الْخَلْقِ حَتَّى قَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ. أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ بِسَيْفَيْنِ وَ طَعَنَ بِرُمْحَيْنِ وَ هَاجَرَ الْهِجْرَتَيْنِ وَ بَايَعَ الْبَيْعَتَيْنِ وَ قَاتَلَ بِبَدْرٍ وَ حُنَيْنٍ وَ لَمْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ. أَنَا ابْنُ صَالِحِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَارِثِ النَّبِيِّينَ وَ قَامِعِ الْمُلْحِدِينَ وَ يَعْسُوبِ الْمُسْلِمِينَ وَ نُورِ الْمُجَاهِدِينَ وَ زَيْنِ الْعَابِدِينَ وَ تَاجِ الْبَكَّائِينَ وَ أَصْبَرِ الصَّابِرِينَ وَ أَفْضَلِ الْقَائِمِينَ مِنْ آلِ يَاسِينَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. أَنَا ابْنُ الْمُؤَيَّدِ بِجَبْرَئِيلَ الْمَنْصُورِ بِمِيكَائِيلَ أَنَا ابْنُ الْمُحَامِي عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِينَ وَ قَاتِلِ الْمَارِقِينَ وَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ. وَ الْمُجَاهِدِ أَعْدَاءَهُ النَّاصِبِينَ وَ أَفْخَرِ مَنْ مَشَى مِنْ قُرَيْشٍ أَجْمَعِينَ وَ أَوَّلِ مَنْ أَجَابَ وَ اسْتَجَابَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَوَّلِ السَّابِقِينَ وَ قَاصِمِ الْمُعْتَدِينَ وَ مُبِيدِ الْمُشْرِكِينَ وَ سَهْمٍ مِنْ مَرَامِي اللَّهِ عَلَى الْمُنَافِقِينَ وَ لِسَانِ حِكْمَةِ الْعَابِدِينَ وَ نَاصِرِ دِينِ اللَّهِ وَ وَلِيِّ أَمْرِ اللَّهِ وَ بُسْتَانِ حِكْمَةِ اللَّهِ وَ عَيْبَةِ عِلْمِهِ. سَمِحٌ سَخِيٌّ بَهِيٌّ بُهْلُولٌ زَكِيٌّ أَبْطَحِيٌّ رَضِيٌّ مِقْدَامٌ هُمَامٌ صَابِرٌ صَوَّامٌ مُهَذَّبٌ قَوَّامٌ. قَاطِعُ الْأَصْلَابِ وَ مُفَرِّقُ الْأَحْزَابِ. أَرْبَطُهُمْ عِنَاناً وَ أَثْبَتُهُمْ جَنَاناً وَ أَمْضَاهُمْ عَزِيمَةً وَ أَشَدُّهُمْ شَكِيمَةً أَسَدٌ بَاسِلٌ يَطْحَنُهُمْ فِي الْحُرُوبِ إِذَا ازْدَلَفَتِ الْأَسِنَّةُ وَ قَرُبَتِ الْأَعِنَّةُ طَحْنَ الرَّحَى وَ يَذْرُوهُمْ فِيهَا ذَرْوَ الرِّيحِ الْهَشِيمِ. لَيْثُ الْحِجَازِ وَ كَبْشُ الْعِرَاقِ مَكِّيٌّ مَدَنِيٌّ خَيْفِيٌّ عَقَبِيٌّ بَدْرِيٌّ أُحُدِيٌّ شَجَرِيٌّ مُهَاجِرِيٌّ. مِنَ الْعَرَبِ سَيِّدُهَا وَ مِنَ الْوَغَى لَيْثُهَا وَارِثُ الْمَشْعَرَيْنِ وَ أَبُو السِّبْطَيْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ. ذَاكَ جَدِّي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ قَالَ:أَنَا ابْنُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ أَنَا ابْنُ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ انا ابنُ خَدیجهَ الکبری. (انا ابن الحسين القتيل بكربلا، انا ابن المرمل بالدماء، انا ابن من بكى عليه الجن في الظلماء، انا ابن من ناح عليه الطيور في الهواء)[۲] فَلَمْ يَزَلْ يَقُولُ أَنَا أَنَا حَتَّى ضَجَّ النَّاسُ بِالْبُكَاءِ وَ النَّحِيبِ. وَ خَشِيَ يَزِيدُ لَعَنَهُ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ فِتْنَةٌ. فَأَمَرَ الْمُؤَذِّنَ فَقَطَعَ عَلَيْهِ الْكَلَامَ. فَلَمَّا قَالَ الْمُؤَذِّنُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ قَالَ عَلِيٌّ لَا شَيْءَ أَكْبَرُ مِنَ اللَّهِ. فَلَمَّا قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ شَهِدَ بِهَا شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي. فَلَمَّا قَالَ الْمُؤَذِّنُ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ الْتَفَتَ مِنْ فَوْقِ الْمِنْبَرِ إِلَى يَزِيدَ فَقَالَ مُحَمَّدٌ هَذَا جَدِّي أَمْ جَدُّكَ يَا يَزِيدُ فَإِنْ زَعَمْتَ أَنَّهُ جَدُّكَ فَقَدْ كَذَبْتَ وَ كَفَرْتَ وَ إِنْ زَعَمْتَ أَنَّهُ جَدِّي فَلِمَ قَتَلْتَ عِتْرَتَهُ قَالَ وَ فَرَغَ الْمُؤَذِّنُ مِنَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ وَ تَقَدَّمَ يَزِيدُ فَصَلَّى صَلَاةَ الظُّهْرِ.
اى مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ويژگى بر ديگران فضيلت بخشيده است. به ما ارزانى داشت علم، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنين را و ما را بر ديگران برترى داد به اينكه پيامبر بزرگ اسلام، صديق، جعفر طيار، شير خدا و شير رسول خدا(ص)، و امام حسن و حسین(ع) دو فرزند بزرگوار رسول اكرم(ص) را از ما قرار داد. (با اين معرفى كوتاه) هر كس مرا شناخت كه شناخت، و براى آنان كه مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان میشناسانم.
اى مردم! من فرزند مكه و منايم. من فرزند زمزم و صفايم. من فرزند كسى هستم كه حجر الاسود را با رداى خود حمل و در جاى خود نصب فرمود. من فرزند بهترين طواف و سعى كنندگانم.
من فرزند بهترين حج گزاران و تلبیه گويان هستم. من فرزند آنم كه بر براق سوار شد. من فرزند پيامبرى هستم كه در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سير كرد.
من فرزند آنم كه جبرئیل او را به سدرة المنتهى برد و به مقام قرب الهی و نزديكترين جايگاه مقام بارى تعالى رسيد. من فرزند آنم كه با ملائكه آسمان نماز گزارد. من فرزند آن پيامبرم كه پروردگار بزرگ به او وحى كرد.
من فرزند محمد مصطفى و على مرتضايم، من فرزند كسى هستم كه بينى گردنكشان را به خاک ماليد تا به كلمه توحيد اقرار كردند.
من پسر آن كسى هستم كه برابر پيامبر با دو شمشير و با دو نيزه مىرزميد.و دو بار هجرت و دو بار بيعت كرد، و در بدر و حنين با كافران جنگيد، و به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا كفر نورزيد.
من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبيا و از بين برنده مشركان و امير مسلمانان و فروغ جهادگران و زينت عبادت كنندگان و افتخار گريه كنندگانم.
من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پيامبر هستم.
من پسر آنم كه جبرئيل او را تأييد و ميكائيل او را يارى كرد. من فرزند آنم كه از حریم مسلمانان حمايت فرمود و با مارقين و ناكثين و قاسطين جنگيد و با دشمنانش مبارزه كرد.
من فرزند بهترين قريشم.
من پسر اولين كسى هستم از مؤمنين كه دعوت خدا و پيامبر را پذيرفت.
من پسر اول سبقت گيرندهاى در ايمان و شكننده كمر متجاوزان و از ميان برنده مشركانم.
من فرزند آنم كه به مثابه تيرى از تيرهاى خدا براى منافقان و زبان حكمت عباد خداوند و يارى كننده دين خدا و ولى امر او، و بوستان حكمت خدا و حامل علم الهى بود. او جوانمرد، سخاوتمند، نيكوچهره، جامع خيرها، سيد، بزرگوار، ابطحى، راضى به خواست خدا، پيشگام در مشكلات، شكيبا، دائما روزهدار، پاكيزه از هر آلودگى و بسيار نماز میخواند.
او رشته نسل دشمنان خود را از هم گسيخت و شيرازه گروههای كفر را از هم پاشيد. او داراى قلبى ثابت و قوى و ارادهاى محكم و استوار و عزمى راسخ بود وهمانند شيرى شجاع كه وقتى نيزهها در جنگ به هم در مىآميخت آنها را همانند آسيا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراكنده مىساخت.
او شير حجاز و آقا و بزرگ عراق است كه مكى و مدنى و خيفى و عقبى و بدرى و احدى و شجرى و مهاجرى است، كه در همه اين صحنهها حضور داشت. او سيد عرب است و شير ميدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسين. آرى او، همان او (كه اين صفات و ويژگيهاى ارزنده مختص اوست) جدم على بن ابى طالب است.
آنگاه گفت:
من فرزند فاطمه زهرا بانوى بانوان جهانم.
من فرزند حسين شهيد كربلايم،
من فرزند على مرتضى و فرزند محمد مصطفى و پسر فاطمه زهرايم، و فرزند خديجه كبرايم،
من فرزند سدرة المنتهى و شجره طوبايم،
من فرزند آنم كه در خون آغشته شد، و پسر آنم كه پريان در ماتم او گريستند،
و من فرزند آنم كه پرندگان در ماتم او شيون كردند.
و آنقدر به اين حماسه مفاخره آميز ادامه داد كه شيون مردم به گريه بلند شد!
یزید نگران شد و براى آنكه مبادا انقلابى صورت پذيرد به مؤذن دستور داد تا اذان گويد تا بلكه امام سجاد عليهالسلام را به اين نيرنگ ساكت كند!!
مؤذن برخاست و اذان را آغاز كرد.
همين كه گفت: الله اكبر، امام سجاد عليه السلام فرمود: چيزى بزرگتر از خداوند وجود ندارد. و چون گفت: اشهد ان لا اله الا الله، امام عليه السلام فرمود: موى و پوست و گوشت و خونم به يكتایى خدا گواهى مىدهد. و هنگامى كه گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام عليه السلام به جانب يزيد روى كرد و فرمود: اين محمد كه نامش برده شد، آيا جد من است و يا جد تو؟ ! اگر ادعا كنى كه جد توست پس دروغ گفتى و كافر شدى، و اگر جد من است چرا خاندان او را كشتى و آنان را از دم شمشير گذراندى؟!
سپس حضرت از منبر فرود آمدند و در کنار درب مسجد نشستند ، در این هنگام یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله به نام مکحول کن حضرت را ملاقات کرد و عرض کرد : چگونه روز را سپری کردید ای فرزند رسول خدا صلی الله ؟
حضرت فرمودند: « روزمان سپری شد در حالی که میان شما همچون بنی اسراییل در میان آل فرعون هستیم که پسرانشان را می کشتند و زنانشان را زنده نگه می داشتند . بی گمان در این حادثه برای شما ابتلا و آزمایش بزرگی بود .
اباعبدالله حسین علیه السلام شهید اشک ، تلخیص و ترجمه کتاب قتل العبره ، سید محمد حسین میرباقری ، نشر هاجر ، ص ۲۶۴.
دشمنی با حسین علیه السلام
ابلیس در روز عاشورا
حضرت زینب کبری ( سلام الله ) در حدیث ( ام ایمن ) فرمودند :
« و لقد قال لنا رسول الله صلی الله حین اخبرنا بهذا الخبر . انّّ ابلیس فی ذلک الیوم یطیر فرحا فیجول کلها فی شیاطینه و عفاریته ، فیقول : یا معشر الشیاطین قد ادرکنا من ذریته آدم الطلبه و بلغنا فی هلاکهم الغایه و اورثناهم النار ، الا من اعتصم بهذه العصابه ، فاجعلوه شغلکم بتشکیک الناس فیهم و حملهم علی عداوتهم و اقرأٔٔٔهم بهم و اولیاعهم ، حتی تستحکم ضلاله الخلق و کفرهم و لا ینجو منهم ناج :
.. آن گاه که پیامبر اکرم صلی الله ما را از این خبر آگاه ساختند ، فرمودند : شیطان در آن روز ( روز عاشورا ) از شدت خوشحالی پرواز می کند و در اطراف زمین جولان می زند و به شیاطین خود می گوید : ای جماعت شیاطین ، ما انتقام خود را از فرزندان آدم گرفتیم و هلاکت آنان را به نهایت رساندیم و سرانجام آنان را دوزخ قرار دادیم . مگر آن کسانی که به این گروه ( آل محمد صلی الله ) متوسل شوند ، پس شما کوشش خود را در تشکیک مردم نسبت به ( حقانیت ) ایشان و تلاش برای دشمنی مردم با آنان به کار گیرید ،مردم را با ایشان و دوستانشان دشمن کنید تا پایه گمراهی کفرشان متسحکم شود و هیچ یک غزل آنان نجات نیابد .»
اباعبدالله شهید اشک، تلخیص و ترجمه کتاب العبره ، سید محمد حسین میرباقری ، نشر هاجر ، ص ۳۵
چرا از شب اول محرم عزاداری شروع میشود ؟
مگر امام حسین علیه السلام عاشورا بشهادت نرسید؟
قیل للصادق علیه السلام سیدی جعلت فداک ! ان المیت یجلسون بالنیاحه بعد موته او قتله، و اراکم تجلسون انتم وشیعتکم من اول شهر بالمأتم و العزا للحسین علیه السلام.فقال: ما هذا… إذا هل هلال محرم نشرت الملائکه ثوب الحسین و هو مخرق من ضرب السیوف و ملطخ بالدماء و فنراه نحن و شیعتنا بالبصیره و لا بالبصر فإذا تنفجر دموعنا.
به امام صادق علیه السلام عرض شد: آقای من به فدایتان شوم . وقتی کسی می میرد یا کشته می شود مجلس نوحه ای برای او می گیرند. ومن مشاهده می کنم که شما و شیعیانتان از اول ماه محرم اقامه جلسه عزا می کنید.
حضرت فرمودند: این چه حرفی است هنگامی که هلال ماه محرم دمیده می شود ملائکه پیراهن امام حسین علیه السلام را آویزان می کنند در حالیکه پاره پاره شده از ضربه های شمشیر و آغشته به خون است.ما و شیعیانمان این پیراهن را با چشم بصیرت (و نه با چشم بصر ) می بینیم پس اشک های ما سرازیر می شود.۱
چرا عزاداری امام حسین(ع) از روز اول محرم شروع میشود؟
۱_ امام رضا(ع) میفرماید: «از اول دهۀ محرم، حزن و اندوه در چهرۀ پدرم دیده میشد و حالت عزادار به خود میگرفت و روز دهم، روز مصیبت و گریۀ او بود» (امالی صدوق/۱۲۸)
۲_ عزاداران با ده شب عزاداری، در واقع خود را برای حضور در غم بزرگ عاشورا آماده میکنند. اگر عزاداری از روز عاشورا شروع میشد ذکر مصیبتها خیلی دردناکتر و غیرقابل تحملتر میشد.
۳_ یک دهه عزاداری قبل از عاشورا میتواند موجب کسب توجه و سوز دل در روز عاشورا باشد. کسانی که دل غافلی دارند یا در اثر توجه به تعلقات دنیا احساس محبتشان به امام حسین(ع) کم شده، ده روز فرصت دارند تا در محافل عزاداری با شنیدن مواعظ و معارف دینی آمادگی لازم را کسب کنند تا مبادا در روز مصیبت بزرگ عاشورا بیاحساس و بیتوجه باشند.۲
۱-خصائص الزینبیه، صفحه 49 . ثمرات الاعواد، صفحه 36و37
۲_ علیرضا پناهیان ۲۰ مهر ۹۴
چرا امام حسین در روز عرفه حج را رها نمود و به طرف کوفه رفت؟
از جمله اتهامات به شیعیان در خصوص تصمیم امام حسین است .آنان می گویند رها نمودن در وسط کار خلاف شرع است .چرا امام حسین روز عرفه و قبل از عید قربان مکه را ترک گفت؟
این سخن مشهور که امام حسین(ع) حجّ خود را نیمه تمام گذاشت، سخن نادرستى است؛ زیرا امام(ع) در روز هشتم ذى حجه «یوم الترویه» از مکّه خارج شد(1).
در حالىکه اعمال حجّ - که با احرام در مکّه و وقوف در عرفات شروع مىشود - از شب نهم ذى حجه آغاز مىشود. بنابراین، امام(ع) اصولاً وارد اعمال حج نشده بود، تا آن را نیمه تمام گذارد.
بله، مسلماً حضرت در هنگام ورود به مکّه، عمره مفرده انجام داد. چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مکّه و احتمالاً در فاصله هاى مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره کرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معناى ورود در اعمال حجّ نمىشود.
در برخى از روایات تنها از انجام عمره مفرده از سوى امام(ع) سخن به میان آمده است.(2)
گرچه معروف و مشهور است و در برخی کتاب ها مانند الارشاد شیخ مفید آمده که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرد . طواف و سعی انجام داد و از احرام بیرون آمد چون نمی توانست حج خود را تکمیل کند. (3)
ولی به نظر بعید می آید که حضرت به احرام حج محرم شده باشد، چون کسی که می خواهد اعمال حج را انجام دهد ، روز هشتم یا روز نهم ذی الحجه محرم می شود . جهتی برای محرم شدن زودتر از موعد مقرر نیست.
برای تایید این مطلب روایاتی درکافی نقل شده که به برخی اشاره می کنیم: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ فِی أَشْهُرِ الْحَجِّ مُعْتَمِراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَى بِلَادِهِ قَالَ لَا بَأْسَ وَ إِنْ حَجَّ فِی عَامِهِ ذَلِکَ وَ أَفْرَدَ الْحَجَّ فَلَیْسَ عَلَیْهِ دَمٌ فَإِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع خَرَجَ قَبْلَ التَّرْوِیَةِ بِیَوْمٍ إِلَى الْعِرَاقِ وَ قَدْ کَانَ دَخَلَ مُعْتَمِراً .(4) از امام صادق نقل شده : امام حسین(ع) قبل از روز هشتم ذی الحجه از مکه خارج شد، در حالی که قبلا در ماه حج با احرام عمره ، به قصد انجام عمره وارد مکه شده بود و عمره انجام داده بود.
از این روایت بر نمی آید که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرده باشد. در روایت دیگر امام صادق فرمود :قَدِ اعْتَمَرَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع فِی ذِی الْحِجَّةِ ثُمَّ رَاحَ یَوْمَ التَّرْوِیَةِ إِلَى الْعِرَاقِ وَ النَّاسُ یَرُوحُونَ إِلَى مِنًى وَ لَا بَأْسَ بِالْعُمْرَةِ فِی ذِی الْحِجَّةِ لِمَنْ لَا یُرِیدُ الْحَجَّ ؛(5)
امام حسین در ماه ذی الحجه عمره انجام داد . سپس در روز ترویه (هشتم) به سوی عراق حرکت کرد . کسی که نمی خواهد حج انجام دهد ،می تواند عمره انجام دهد .
مسلماً حضرت در هنگام ورود به مکّه، عمره مفرده انجام داده ؛ چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مکّه و احتمالاً در فاصلههاى مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره کرده بود.
اما انجام اعمال عمره مفرده، به معناى شروع اعمال حجّ نیست. شاید وقتی که خبر دار شد نیروهای مخفی یزید قصد ترور حضرت را در حرم دارند و تصمیم گرفت به سوی عراق حرکت کند، برای انجام یک عمره دیگر محرم شد و آن را تکمیل کرد و از احرام خارج شد .در روز ترویه یعنی هشتم ذی الحجه به سوی عراق از مکه خارج شد .
با وجود آن که یکى از علل انتخاب مکّه، داشتن فرصت مناسب براى تبلیغ دیدگاه خود بود؛ چرا در این شرایط زمانى ویژه - که اوج حضور حاجیان از سرتاسر نقاط مختلف در مکّه، عرفات و منا است و بهترین فرصت تبلیغى براى آن حضرت فراهم آمده است - ناگهان مکّه را ترک کرد؟
مىتوانیم علل این تصمیم ناگهانى را چنین ذکر کنیم:
1- احتمال خطر جانى از برخى عبارات امام - که در مقابل دیدگاه شخصیتهاى مختلفى که با بیرون رفتن حضرت از مکّه و حرکت به سوى کوفه مخالف بودند، ابراز شده - بر مىآید که امام ماندن بیش تر در مکّه را مساوى با بروز خطر جانى براى خود مىدانست؛ چنان که در جواب ابن عباس مىفرماید: «کشته شدن در مکانى دیگر براى من دوست داشتنىتر از کشته شدن در مکّه است»(6)
نیز به عبداللَّه بن زبیر فرمود: «به خداوند سوگند! اگر یک وجب خارج از مکّه کشته شوم، براى من دوست داشتنىتر است تا آن که به اندازه یک وجب در داخل مکّه کشته شوم. به خداوند سوگند! اگر به لانهاى از لانه جانوران پناه برم، مرا از آن بیرون خواهند کشید تا آن چه را از من مىخواهند، به دست آورند» (7)
نیز به برادرش محمد حنفیه، به صراحت از قصد ترور یزید در محدوده حرم امن الهى نسبت به جان خود سخن به میان آورد .(8)
بالاخره در بعضى از متون به صراحت سخن از این مطلب به میان آمده که یزید، عدهاى را همراه با سلاحهاى فراوان براى ترور امام در مکّه فرستاد. (9)
2- شکسته نشدن حرمت حَرَم در ادامه برخى از عبارات پیش گفته، تذکّر این نکته از سوى امام وجود داشت که نمىخواهد حرمت حرم امن الهى، با ریخته شدن خون او در آن شکسته شود؛ گرچه در این میان گناه بزرگ از آن قاتلان و جنایتکاران اموى باشد. حضرت این مطلب را در برخورد با عبداللَّه بن زبیر و به گونه تعریضآمیز نسبت به او - که بعدها در مکّه موضع گرفته و لشکریان یزید حرمت حرم را خواهند شکست - به صراحت بیان مىدارد. ایشان در جواب ابن زبیر مىفرماید:.«پدرم (على) براى من نقل کرد که در مکّه قوچى است که به وسیله او حرمت شهر شکسته مىشود و من دوست ندارم که مصداق آن قوچ باشم».(10)
پی نوشت ها:
1. وقعه الطف ،ص147. 2 . وسائل الشیعه، ج 1، ص 246، کتاب حج، باب 7، ابواب العمرة ج 2 و 3. 3 . شیخ مفید ، الارشاد ج 2 ص 68 . 4و5. الکافی ج : 4 ص :536. 6.ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج 8، ص 159. 7.وقعة الطف، ص 152. 8.سید بن طاووس، لهوف، ص 82.. 9.همان،ص82. 10 . ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، ج 2، ص 546.