حجت الاسلام عابدینی در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)

 

احترام به قرآن

 

در کتاب المراقبات نوشته میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نکته بسیار ظریفی آمده است که اوقات عمر و زمانهایی که انسان دارد منازل سلوک به سوی خدا هستند ، هر زمانی یک منزل است برای حرکت به سوی خدا ، فلذا انسان هر زمانی را از دست بدهیم  یک منزل را از دست داده ایم که دیگر قابل برگشت نخواهد بود . به عنوان مثال کوتاهی در ماه رمضان از دست دادن فرصتی است که غیر قابل برگشت است و ماه رمضان آینده منزل جدید است . هر منزل می خواهد انسان را به نتیجه برساند و اگر انسان کوتاهی کند به نتیجه مطلوب نخواهد رسید .

 

وقتی امام معصوم می فرماید « یابن آدم انما انت ایامٌ کلما مضی یومٌ ذهب بعضک ؛ فرزند آدم تو روزها هستی ، هر روزی که می گذرد بعضی از وجود تو رفته است و تکرار شدنی نیست .» باید این نگاه برای ما ایجاد شود که رجوع به قرآن ، رجوع به امام است و هر چقدر باور به این موضوع در درون انسان بیشتر شود ، وقتی به قرآن رجوع می کند محبتش به قرآن بیشتر می شود و وقتی محبتش به قرآن زیاد شد ، قرآن حقایق را به او بیشتر نشان می دهد .

 

این که قرآن با ما حرف نمی زند به این دلیل است که ما محبتی به قرآن نداریم . باید باور داشته باشیم که قرآن کتاب ناطق است مثل روایت امیرالمومنین که فرمود « قرآن ناطق من هستم » اگر این قرآن را با این باور مورد محبت قرار دهیم خواهیم دید که قرآن چه حقایقی را برای ما نمایان می کند . و معرفت زیاد می شود و قرآن را مثل امام معصوم زنده می بینیم .

 

باید باور کنیم که قرآن حی است و شعور دارد ، متصل است و گسسته نیست . و با قرآن مثل یک امام معصوم رفتار کنیم آن موقع میزان احترام خود به قرآن را خواهیم دانست .

 

امام در نامه ای به فرزندش می گوید « فرزندم ! با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو اگر چه با قرائت آن ، و راهی به سوی محبوب باز کن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد . که این وسوسه شیطان است . آخر این کتاب از سوی محبوب است برای تو و برای همه کس و نامه محبوب ، محبوب است اگر چه عاشق و محب مفاد آن را نداند .»

 

شنیده شده 

   سه شنبه 1 خرداد 1397نظر دهید »

تعامل با متظاهر به اسلام 

 

منافق

 

یکی از گروه های انحرافی و بسیار خطرناک در جامعه اسلامی منافقان اند که شاخه ای فاسقان شمرده می شوند . آنان سوگند های دروغین خود را به عنوان سپر لبانت از آسیب می گیرند و با این نیرنگ مردم را از راه خدا باز می دارند ( اتخذوا ایمن جُنه فصدوا عن سبیل الله ؛ سوره منافق آیه ۲ ) . ظاهرشان بسیار فریبنده است ؛ ولی دشمن حقیقی شما و دین اند و خدا مسلمانان را از این گروه بر حذر داشته است . ( هم العدوّ فاحذرهم ؛ سوره منافقون آیه ۴) .

شناخت منافق بصیرت می خواهد .

 

منافق چون با ظاهری دینی با مؤمنان روبه‌رو می‌شود، قبل از هر چیز باید او را شناخت، از همین رو به برخی از اوصاف آن‌ها اشاره می‌ شود:

ادعای دروغین ایمان: و از مردم کسانی‌اند که می‌ گویند: به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‌ایم، در حالی که موٴمن نیستند. ﴿و مِنَ النیاسِ مَن یقولُ ءامَنیا بِالله و بِالیومِ الآخِرِ و ما هُم بِمُؤمِنین﴾ (سورهٴ بقره، آیهٴ ۸).

 

نیرنگ بازی: آنان با خدا و کسانی که ایمان آورده‌اند سخت نیرنگ می‌ بازند؛ ولی جز خود را فریب نمی‌ دهند، و این را درنمی‌ یابند.

 

انحصارطلبی: می‌ گویند: اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً آن که عزیزتر است آن را که زبون‌تر است از آن‌جا بیرون خواهد کرد، و حال آنکه عزت، همه از آن خدا و پیامبرش و موٴمنان است اما منافقان نمی‌ دانند. ﴿یقولونَ لَئِن رَجَعنا اِلَی المَدینَةِ لَیخرِجَنی الاَعَزی مِنها الاَذَلی ولله العِزیةُ و لِرَسولِهِ و لِلمُؤمِنینَ و لـٰکِنی المُنـٰفِقینَ لا یعلَمون﴾ (سورهٴ منافقون، آیهٴ ۸).

 

ترس از مرگ: هنگامی که جهاد بر آنان واجب شد، بر خلاف انتظار، گروهی از ایشان از مردم ( مشرکان) ترسیدند، مانند ترس از خدا یا ترسی بیشتر، و گفتند: پروردگارا چرا پیکار را بر ما مقرر داشتی؟… .

 

زورمداری طبقه‌گرایی: و چون به آنان گفته شود: شما نیز همان‌گونه که مردم ایمان آورده‌اند ایمان بیاورید، گویند: آیا چنان‌که بی‌خردان ایمان آورده‌اند ایمان بیاوریم؟ ﴿و اِذا قیلَ لَهُم ءامِنوا کَما ءامَنَ النیاسُ قالوا اَنُؤمِنُ کَما ءامَنَ السیفَهاءُ﴾ (سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۳). این از آن روست که آنان به کسانی که از قرآن و احکام آن ناخشنود بودند وعده همکاری دادند و گفتند: در پاره‌ای از امور ـ تا آن‌جا که راز ما فاش نشود ـ از شما پیروی خواهیم کرد، (غافل از آنکه) خدا نهانکاری آنان را می‌ داند. ﴿ذٰلک بِاَنیهُم قالوا لِلیذینَ کَرِهوا ما نَزیلَ اللهُ سَنُطیعُکُم فی بَعضِ الاَمرِ و اللهُ یعلَمُ اِسرارَهُم﴾ (سورهٴ محمد، آیهٴ ۲۶).

 

کسالت و خودنمایی در عبادت: منافقان… چون به نماز بایستند با سستی می‌ایستند، و به مردم خودنمایی می‌ کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌ کنند. ﴿اِنی المُنـٰفِقینَ … و اِذَا قاموا اِلَی الصیلوٰةِ قاموا کُسالیٰ یراءونَ النیاسَ و لا یذکُرونَ اللهَ اِلای قَلیلا﴾ (سورهٴ نساء، آیهٴ ۱۴۲).

نکته: منافق چون در باطن کافر است و خدا را قبول ندارد اصلاً به یاد او نخواهد بود؛ چه اندک و چه فراوان. طبق کلام نورانی امیرموٴمنان(ع) در ذیل همین آیه، منافقان فقط برای دنیا به یاد خدایند و دنیا متاع قلیل است، از این جهت خدا فرمود:… ﴿إلا قَلیلاً﴾.

 

تمسخر مؤمنان: و چون با کسانی که ایمان آورده‌اند برخورد کنند، گویند: ایمان آورده‌ایم، و چون نزد سرانِ شرور خود روند و با آنان خلوت کنند، گویند: ما با شماییم، جز این نیست که ما موٴمنان را به مسخره گرفته‌ایم. ﴿و اِذا لَقُوا الیذینَ ءامَنوا قالوا ءامَنیا و اِذا خَلَوا اِلیٰ شَیـٰطینِهِم قالوا اِنیا مَعَکُم اِنیما نَحنُ مُستَهزِءون﴾ (سورهٴ بقره، آیهٴ ۱۴).

 

پیمان‌شکنی و کذب : این بخل در دل‌هایشان نفاقی بر جای نهاد که تا روزی که مرگ را دیدار کنند از آنان جدا نخواهد شد. این بدان سبب بود که وعده‌ای را که به خدا دادند وفا نکردند و همواره دروغ می ‌گفتند. ﴿فَاَعقَبَهُم نِفاقًا فی قُلوبِهِم اِلیٰ یومِ یلقَونَهُ بِما اَخلَفُوا اللهَ ما وَعَدوهُ و بِما کانوا یکذِبون﴾ (سورهٴ توبه، آیهٴ ۷۷).

 

پنهان‌کاری: آیا [منافقان] نمی‌دانند که خدا کارها و سخنان پنهانی آنان را می‌داند؟ ﴿أَلَم یعلَموا أَنی الله یعلَمُ سِریهُم وَنَجْویٰهُم…﴾ (سورهٴ توبه، آیهٴ ۷۸).

 

خیانت : امام صادق(ع) فرمود: سه چیز در هر کسی باشد، او منافق است، گرچه روزه بگیرد و نماز بگزارد: کسی که هرگاه سخن بگوید دروغ می‌گوید و هرگاه وعده دهد خلف وعده کند و هرگاه امین شمرده شود خیانت ورزد. (ثَلاثٌ مَنْ کُنی فِیهِ فَهُوَ مُنَافِقٌ وَ إِنْ صَامَ وَ صَلیی: مَنْ إِذَا حَدیثَ کَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ) (تحف العقول، ص۳۱۵).

 

حق ناشناسی : امام صادق(ع) فرمود: سه گروه‌اند که جز منافق معروف به نفاق، نسبت به آنان بی‌احترامی نمی‌کند: ۱. کسی که موی او در اسلام سفید شده باشد. ۲. دانشمند قرآن‌شناس. ۳. پیشوای دادگر.

 

عیاشی‌گری: رسول گرامی(ع) فرمود: ای پسر مسعود! پس از من اقوامی خواهند آمد که غذاهای خوب و رنگارنگ می‌ خورند و بر مرکب سوار می ‌شوند در حالی که خود را به آرایش ویژه زنان برای شوهر، می‌آرایند و همچون زنان جلوه‌گری می‌ کنند و همانند شاهان ستمکار زندگی می‌کنند.

 آنان منافقان این امت در آخر الزمان‌اند که شراب می‌نوشند و در پی بازی با دوشیزگانند و بر مرکب شهوت سوار می‌شوند و نمازهای جماعت را ترک می‌گویند و با سهل‌انگاری از نماز شامگاهان باز می‌مانند و در خوردن زیاده‌روی می‌کنند.

 آن‌گاه بخشی از قرآن را قرائت کردند که ترجمه آن این است: پس از آنان مردمی ناشایسته به جای ایشان آمدند که نماز را تباه ساختند و از خواهش‌های نفسانی پیروی کردند، و به زودی گمراهی خود را خواهند دید. ( …َقُولُ اللیهُ تَعَالَی:﴿فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصیلاةَ وَ اتیبَعُوا الشیهَواتِ فَسَوْفَ یلْقَوْنَ غَییا﴾ [سورهٴ مریم، آیهٴ ۵۹] (مکارم الاخلاق، ص۴۴۸ـ ۴۴۹).

 

شیوه تعامل با منافقان

 

امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید:

ای کمیل! از منافقان دوری کن و با خائنان همراهی نکن.

ای کمیل! از رفتن به دَرِ خانه ستمکاران و اختلاط با آنان و کسب درآمد از طریق آن‌ها برحذر باش و از اطاعت آنان و حضور در مجالسشان نیز بپرهیز که این کار موجب خشم خدا بر تو خواهد بود.

ای کمیل! هرگاه ناچار شدی نزد آنان روی پیوسته خدای متعالی را به یاد آور و بر او توکیل کن و از شری آنان به خدا پناه ببر. نزدشان برو؛ ولی با قلب خود از کردارشان بیزار باش و با صدای بلند خدا را به عظمت یاد کن تا آن‌ها بشنوند؛ زیرا [در این صورت] هیبت تو در آنان اثر خواهد کرد و از شریشان در امان خواهی بود.

امام صادق(ع) نیز فرمود: ای اسحاق! با منافق تعامل زبانی داشته باش و دوستی‌ات را برای مؤمن خالص کن. (یا إِسْحَاقُ! صَانِعِ الْمُنَافِقَ بِلِسَانِکَ وَ أَخْلِصْ وُدیکَ لِلْمُؤْمِن) (الفقیه، ج۴، ص۴۰۴).

 

منبع : مفاتیح الحیاه ، آیت الله جوادی آملی ، تحقیق و تنظیم محمد حسین فلاح زاده ، یدالله مقدسی و .. مرکز نشر اسرا . ص فصل دوم ، ص ۳۰۳ تا ۳۰۷ .

   پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397نظر دهید »

اهدا الصراط المستقیم

 

اهدا الصراط المستقیم

 

قلب اگر بینا باشد اطاعت می کند اما اگر بینا نباشد گناه می کند . دست و پا و اعضا و جوارح ابزار هستند.  قلبی که بینا نباشد گناه می کند

انسان به واسطه مسألت کردن اهدنا الصراط المستقیم از خدای سبحان بینش می طلبد ، می گوید « خدایا دل را نورانی کن » وگرنه آن هدایت عامه که خدای سبحان به وسیله وحی احکام را به همه رسانده است ، به کفار و مشرکین هم رساند چرا که « هدی الناس است » .

 

پس خدای سبحان می خواهد آنچه را که به ما بینش و دانش می دهد آن را به ما برساند ، دانش را داد و ما فهمیدیم که دینی هست و به راه افتادیم,  اما نوری بده که ما این راه را ترک نکنیم و دو طرف آن را هم ببینیم ، این نور خاصیتش این است که هم راه را روشن می کند و هم پرتگاه را نشان می دهد .

 

طوری روشنمان کن که هم خود راه را ببینیم و هم پرتگاه را . انسان هر مرتبه ای که دارد نسبت به او بینا است و هر مرتبه ای که ندارد نسبت به او نابیناست . هر کسی به هر اندازه ای که رسیده است هم ثبات و دوام آن اندازه را مسألت می کند و هم اعطای مراحلی را که نرسیده است مسألت می کند . ما هم همینطور هستیم آن چه را دادی خوب است از ما سلب نکن . هر کسی به هر مساله ای که رسد نسبت به آن مرحله بینا است .

 

و صرف فهم کافی نیست چون انسان مطلبی را می داند ولی دست به گناه می زند اما ببیند آتش است دست به آتش نمی زند . ما در برابر بعضی گناهان معصوم هستیم چون خیلی برایمان روشن است مثل خوردن سم چون خطر آن را می دانیم . ولی اولیای الهی نسبت به همه گناهان معصوم هستند . ما از خدای سبحان بینش طلب می کنیم و جای بینش در قلب است نه در چشم ظاهر و اگر از خدا می خواهیم « اهدنا » خدا هم از ما می خواهد که « یومن بالله یهد قلبه » تو هم چند صباح مومن باشید تا من هم نور را در قلبتان بتابانم ….

 

 

سخنان آیت الله جوادی آملی در تفسیر سوره حمد . شنیده شده

   سه شنبه 22 اسفند 1396نظر دهید »

آیه۲۹ سوره مبارکه «الرحمن»: «کُلَّ یَوْم هُوَ فِى شَاْن» «کُلَّ یَوْمٍ»: مراد هر لحظه و هر وقت، یعنی پیوسته و همیشه است (نگا: آلوسی، صفوة‌التفاسیر، المصحف المیسر). «هُوَ فِی شَأْنٍ»: او به کاری مشغول است. یعنی خدا دنیا را آفریده است و آن را به حال خود رها نساخته است. بلکه پیوسته بر آن نظارت دارد و دست‌اندرکار آفرینش نو و دگرگونی تازه است و متصرف در شؤون آفریده‌های خود است.۱

 

سوره الرحمن آیه ۲۹

 

تازه به تازه نو به نو (غزلی از حضرت علامه حسن زاده آملی در وصف این آیه)

جلوه کند نگار من تازه به تازه نو به نو

دل برد از دیار من تازه به تازه نو به نو

 

چهره بی مثال او وهله به وهله رو به رو

برده ز من قرار من تازه به تازه نو به نو

 

زلف گره گشای او حلقه به حلقه مو به مو

موجب تار و مار من تازه به تازه نو به نو

 

عشوه جان شکار او خانه به خانه کو به کو

در صدد شکار من تازه به تازه نو به نو

 

دشت و چمن چمد چو من لحظه به لحظه دم به دم

ز صنع کردگار من تازه به تازه نو به نو

 

لشکر بی شمار او دسته به دسته صف به صف

می گذرد کنار من تازه به تازه نو به نو

 

شکر و ثنای او بود کوچه به کوچه در به در

شیوه من شعار من تازه به تازه نو به نو

 

محضر اوستاد من رشته به رشته فن به فن

عزت و افتخار من تازه به تازه نو به نو

 

دشمن بی خرد برد گونه به گونه پی به پی

سنگدلی به کار من تازه به تازه نو به نو

 

حُسن حَسَن فروزد از سینه به سینه دل به دل

ز نور هشت و چار ۲ من تازه به تازه نو به نو۳

 

 

حافظ شیرازی

مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو

باده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو

 

با صنمی چو لعبتی خوش بنشین به خلوتی

بوسه ستان به آرزو تازه به تازه نو به نو

 

بر ز حیات کی خوری گر نه مدام می خوری

باده بخور به یاد او تازه به تازه نو به نو

 

شاهد دلربای من می کند از برای من

نقش و نگار و رنگ و بو تازه به تازه نو به نو

 

باد صبا چو بگذری بر سر کوی آن پری

قصه حافظش بگو تازه به تازه نو به نو

 

 

۱_ تفسیر نور، محسن قراعتی ، تهران ، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن ، چاپ یازدهم ، ۱۳۸۳.

۲_ هشت و چار  مشیر به دوازده امام است 

۳_  دیوان اشعار آیت الله حسن زاده آملی

   شنبه 12 اسفند 13961 نظر »

ضرورت رجوع به تاریخ

 

چه ضرورتی دارد که تاریخ را کاوش کنیم و گذشته را بیان کنیم ؟

ثمره مراجعه به به ۱۴ قرن پیش و کاوش سیره ائمه علیهم السلام هر ساله چیست ؟

 

برای پاسخ به این سوال مراجعه می کنیم به سوره مبارکه هود آیه ۱۲۰ « وَكُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ ۚ وَجَاءَكَ فِي هَٰذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ »

 

خداوند در این سوره می فرماید ثمره نقل تاریخ چیز است : پیامبر ، ما نبا و داستان را برای تو بیان می کنیم تا ؛

۱_ دلت محکم شود ( اگر تو را مسخره می کنند آنها را هم مسخره می کردند ) پس اولین ثمره طرح داستانها این است که قلب انسان محکم می شود .

۲_ با طرح تاریخ مسایل روشن می شود ، حقایق بیان می شود ( باعث بصیرت افزایی می شود )

۳_ طرح مسایل تاریخی موعظه است ( وقتی داستان یوسف خوانده می شود درس عفت گرفته می شود )

۴_طرح این مسایل تذکر است برای مومنین و بسیار هم مفید است .

 

سخنان حجت الاسلام و المسلمین رفیعی ، ۳۰/ ۱۰/ ۹۶ .

   پنجشنبه 3 اسفند 1396نظر دهید »

پل صراط

 

در قرآن کریم آمده است که در قیامت موقف‌های گوناگونی است که توقف برخی از گنه‌کاران در هر یک از آن‌ها به مقدار هزار سال دنیوی خواهد بود، در این نوشتار می‌خواهیم ببینیم مقصود از آن چیست؟


قبل از هر چیز یادآور می‌شویم که متکلمان اسلامی از مواقف قیامت گاهی به «قنطره»ها و «عقبه»ها تعبیرمی آورند ولی قبل از آنان دو واژه «قنطره» و «عقبه» در آیات قرآن و روایات اسلامی مطرح شده است و متکلمان نیز آن‌ها را در مباحث کلامی خود بکار برده‌اند.
کلمه‌ی «موقف» به معنی محل توقف(ایستگاه و کلمه‌ی «قنطره» به معنی «پل» و واژه‌ی «عقبه» به معنای «گردنه» است).


امیر مۆمنان (علیه‌السلام) در وصایای معروف خود به فرزند گرامیش امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)می‌فرماید:
«وَاعْلَمْ أَنَّ أَمامَکَ عَقَبَةً کَۆُوداً، اَلْمُخِفُّ فِیها أَحْسَنُ حالاً مِنَ الْمُثْقِلِ وَالمُبْطِئُ عَلَیْها أَقْبَحُ حالاً مِنَ الْمُسْرِع وَانّ مَهْبِطَکَ بِها لا مَحالَةَ إِمّا عَلی جَنَّة أَوْ عَلی نار…».([1])
«فرزندم بدان که (پس از مرگ) گردنه‌ی سختی در پیش رو داری، انسان‏های سبک‏بار (از نظر گناه) از افراد سنگین‏بار، وضعیت بهتری دارند، هر کس با تأمل و درنگ از آن عبور کند  از آن کسی که با سرعت از آن می‌گذرد، وضع بدتری خواهد داشت پایان گذر از آن (فرودگاه) یا بهشت است و یا دوزخ».


مواقف قیامت از نظر متکلمان اسلامی
برخی از متکلمان اسلامی در مورد این مسئله به اجمال گذشته‌اند و هیچ گونه توضیحی درباره‌ی آن نداده‌اند ولی دو متکلم نامدار شیعه:(شیخ صدوق/ م381) و (شیخ مفید/م413) به تفسیر آن پرداخته و هر یک نظر خاصی را ابراز نموده است و ما در اینجا برای آگاهی خوانندگان دیدگاه آنان را یادآور می‌شویم:


عقبه های قیامت از نظر شیخ صدوق
شیخ صدوق در این مسئله (بسان دیگر مسایل کلامی) بیشتر به ظواهر توجه نموده و حاصل آنچه را که از ظاهر روایات در این باره به دست می‌آید، به عنوان اندیشه کلامی خود ابراز نموده است. وی می‌گوید:
«اعتقاد ما در مورد عقبه‌هایی که بر طریق و راه محشر قرار دارد، این است که هر یک از آن‌ها به نام یکی از فرایض دینی نام‌گذاری شده، و انسان موظف است از آن‌ها عبور نماید، هرگاه به خاطر کارهای نیک و در پرتو رحمت الهی از یکی از آن عقبه‌ها بگذرد به عقبه دیگر می‌رسد که باید از آن نیز عبور نماید، و به این ترتیب باید از همه‌ی موقف‌ها و عقبه‌ها بگذرد و در غیر این صورت به دوزخ سقوط خواهد کرد آنگاه می‌گوید: عقبه های یاد شده همگی بر «صراط» قرار دارند و نام یکی از آن‌ها «ولایت» است که همه‌ی اهل محشر در آنجا بازداشت می‌شوند و در مورد ولایت امامان معصوم (علیهم السلام) مورد سۆال قرار می‌گیرند خطرناک‌ترین عقبه های صراط، عقبه ای است که به نام «مِرْصاد» نام‌گذاری شده است و خداوند به عزت و جلال خود سوگند یاد کرده است که در این «عقبه» ستمگران را بازداشت نماید چنان که می‌فرماید:
(إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ) .([2])
«حقّا که آفریدگار تو در کمینگاه (ستمگران) است».
حضرت علی (علیه‌السلام) نیز به ستمگران هشدار داده می‌فرماید:
«وَلَئِنْ أَمْهَلَ اللّهُ الظّالِمَ فَلَنْ یَفُوتَ أَخْذُهُ وَهَولَهُ بِالْمِرصادِعَلی مَجازِ طَریقِهِ» .([3])
«اگر خداوند به ستمگران مهلت می‌دهد ولی هرگز آنان را رها نخواهد کرد و در کمین گاهی در مسیرشان از آنان انتقام خواهد گرفت».
همان گونه که یادآور شدیم نظریه‌ی مرحوم صدوق در مورد مواقف و عقبه های قیامت در حقیقت تلخیص روایاتی است که در این باره آمده است، وما در اینجا نمونه‌هایی را یادآور می‌شویم:


1. از رسول گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم)روایت شده است که فرمودند: بر روی «صراط» سه «قنطره»(پل) نصب شده است:
الف. قنطره امانت و خویشاوندان.
ب. قنطره نماز.
ج. قنطره عدل الهی.
هرگاه انسان از دو قنطره نخست با موفقیت عبور نماید، در موقف عدل الهی قرار می‌گیرد و از وی درباره‌ی رعایت حقوق دیگران سۆال می‌شود و اگر به کسی ستم نموده است حق عبور از آن به وی داده نمی‌شود تا مجازات گردد.([4])


2. صدوق در ثواب الأعمال از امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده است که در تفسیر آیه‌ی (إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ)فرمودند:«قَنْطَرةٌ عَلَی الصِّراطِ لا یَجُوزُها عَبْدٌ بِمَظْلَمَة».([5])


3. از ابن عباس روایت شده است که بر جسر (پل) جهنم هفت موقف و بازداشتگاه است، در اولین موقف از توحید سۆال می‌شود اگر عقیده‌ی او در مورد توحید کامل باشد به موقف دوم می‌رسد که درباره‌ی نماز از او سۆال می‌شود هرگاه نماز را صحیح انجام داده است، به بازداشتگاه سوم انتقال داده می‌شود، و در آن از زکات سۆال می‌شود و پس از آن نوبت به روزه خواهد رسید و پس از آن موقف پنجم است که مربوط به حج است و ایستگاه ششم عمره و بالأخره هفتمین بازداشتگاه مربوط به مظالم (حقوق دیگران) است و سرانجام اگر از همین مواقف با موفقیت گذشت وارد بهشت می‌گردد.([6])
همان گونه که ملاحظه می‌شود، ظاهر روایات مزبور و روایات مشابه آن‌ها این است که در قیامت مواقف و قنطره هایی بر روی صراط نصب می‌گردد و در آن مواقف انسان‌ها درباره‌ی هر یک از فرایض دینی مورد سۆال قرار می‌گیرند.

   جمعه 13 بهمن 1396نظر دهید »

اُمّ

۱_ به معنی مادر « حُرِمت علیکُم اُمهاتُکُم» سوره نساء آیه ۲۳

۲_ به معنی آرامگاه « و اما من خَفَتْ موازینُهُ فَاُمُه هاویه » سوره قارعه آیه ۹و ۱۰

۳_ به معنی لوح محفوظ « و اِنهُ فی امِّ الکتاب » سوره زخرف آیه ۴

۴_ به معنی هر آیه محکم که متشابه نباشد « هو الذی انزلَ علیکَ الکتابَ منه آیاتٌ محکماتٌ هُن امُّ الکتاب » سوره آل عمران آیه ۷.

 

 

کشکول مهربان ، نادر مهربان ، نشر سایه ، ص ۱۱۸

   یکشنبه 8 بهمن 1396نظر دهید »

 

 

«قال فَبِما أغویتَنی لأقعُدَنَّ لَهُم صراطَکَ المُستَقیم* ثُمَّ لآتِینَّهُم من بینِ أیدیهِم وَ مِن خَلفِهِم وَ عَن أیمانِهِم وَ عَن شَمائلهِم و لا تَجِدُ أکثرهُم شاکرین؛گفت:«پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندی من هم برای فریفتن آنانن حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست*آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها می تازم و بیشترشان را شکر گذار نخواهی یافت»


شیطان از چهار جهت در کمین همه ی انسان ها می می نشیند و در وقت غفلت ها، مانند حیوانات وحشی حمله می کند. وقتی از چهار جهت به انسان خمله کرد، انسان دچار کفران نعمت می شود و از همه نعمت هایی که خدا به او داده حالت شکر را از دست می دهد و این یکی از نشانه های قلوب شیطانی است. وقتی از این خواب غفلت بیدار می شود که دیر شده است و زمان مرگش فرا رسیده است.


حملات چهار جانبه شیطان؛ حمله از جهت های فیزیکی نیست؛بلکه هر یک از این حملات معنای ویژه ای دارد که به بیان ان می پردازیم:


الف) تهاجم از پیش رو: ایجاد غفلت نسبت به آخرت،مرگ، حساب و کتاب و ابدیت؛


ب)تهاجم از پشت سر: ایجاد غفلت نسبت به حقیقت گذرا و بی وفایی دنیا و ایجاد دلبستگی شدید به دنیا تا سر حد دنیا پرستی؛


ج) تهاجم از سمت راست: ایجاد تردید در باورهای دینی و دین سازی های دروغین، شعبه سازی ها و شبهه آفرینی ها در دین؛


د) تهاجم از سمت چپ: دعوت به شهوت رانی و لذت جویی حرام، دعوت به بی عفتی و ابتذال گرایی.

 

راه فرار از محاصره:


الف) جبهه بالا: راه بالا به دلیل اینکه راه نزول برکات، خیرات و مغفرت های الهی است و مادامی که انسان نگاهش به بالا باشد و خودش را نبیند،بلکه فقط خدا را ببیند و با دعا از خدا بخواهد، راهی برای نفوذ شیطان نخواهد بود.

 

 

ب) جبهه پائین: مادامی که انسان خضوع کند و نگاهش به خاک باشد و در مقابل خداوند خشوع کند و به سجده بیافتد، شیطان امکان نفوذ و تهاج در قلب او ندارد.

   سه شنبه 3 بهمن 1396نظر دهید »

شناسنامه خدا 

توحید، مرز میان ایمان و کفر است و ورود به قلعه ایمان بدون اقرار به توحید ممکن نیست. اولین سخن پیامبر کلمه توحید بود: «قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا».


شعار توحیدی «لا اله الا اللّه» از سه حرف (الف، لام و ها) ترکیب شده و ذکری است که در گفتنش حتی لب تکان نمی‌خورد ولی عملش تا اطاعت از رهبری معصوم و جانشینان آنان ادامه دارد؛ زیرا شرط توحید طبق فرمایش امام رضا علیه السلام ایمان به امام معصوم علیه السلام و اطاعت از اوست.

 

توحید

سوره اخلاص
در این مقاله مطالبی را در ارتباط با سوره توحید تقدیم شما عزیزان می کنیم:

شناسنامه خداوند، سوره ی مبارکه توحید (قل هو الله أحد) است که در آن از توحید پروردگار و یگانگی او سخن به میان آمده است؛ همان‌طور که در روایات متعددی از معصومان (علیهم السلام)، از آن با عنوان «نسبة الربّ» یاد شده است (الکافی، ج 1، ص 91)؛ مانند این‌که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «… سوره توحید بیانگر نسبت (شناسنامه‏) پروردگار عزّوجلّ است». (من لا یحضره الفقیه ج 1، ص 470)

همچنین برای سوره «قل هو الله احد» نام‌هایی مانند «اخلاص» و «ولایت» نیز نقل کرده‌اند. و البته چون این سوره شامل خالص‌ترین عقاید توحیدی است، از این رو سوره توحید و اخلاص نام گرفته است.

توحید چیست؟
توحید، مرز میان ایمان و کفر است و ورود به قلعه ایمان بدون اقرار به توحید ممکن نیست. اولین سخن پیامبر کلمه توحید بود: «قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا».

شعار توحیدی «لا اله الا اللّه» از سه حرف (الف، لام و ها) ترکیب شده و ذکری است که در گفتنش حتی لب تکان نمی‌خورد ولی عملش تا اطاعت از رهبری معصوم و جانشینان آنان ادامه دارد؛ زیرا شرط توحید طبق فرمایش امام رضا علیه السلام ایمان به امام معصوم و اطاعت از اوست.

در سفری که امام رضاعلیه السلام با اجبار مأمون وادار به هجرت از مدینه به مرو شد، در مسیر راه وقتی به نیشابور رسید، مردم دور آن حضرت جمع شدند و از او هدیه و رهنمود خواستند.

امام رضاعلیه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از اجدادش و آنان از پیامبر خدا نقل کردند که خداوند فرموده است: «كلمة لا اله الا اللّه حصنى فمن دخل حصنى أمن من عذابى: توحید، قلعه من است و هر كس داخل این قلعه شود از قهر من در اَمان است.»

آنگاه امام رضا علیه السلام فرمود: البتّه توحید شروطی دارد و من (که امام حاضر هستم) شرط آن هستم، یعنی توحید بی‌ولایت پذیرفته نیست.

در زمان غیبت امام معصوم نیز، بنا بر فرمان خودشان باید به سراغ فقهای عادلی که از هوی و هوس دورند، برویم.

بنابراین توحید کامل، ایمان به یکتایی خداوند، دور کردن فکر و عمل از هر نوع شرک و پیروی از رهبران معصوم در زمان حضور و فقهای عادل در زمان غیبت است.

 


منابع:
تفسیر نمونه ج 27
تفسیر نور
اسلام کوئیست
تبیان

   سه شنبه 26 دی 1396نظر دهید »

سنت ساز باشید

خیر و ابقی


خداوند وقتی می خواهد قیامت را تعریف کند می فرماید « والاخره خیر و ابقی » خیر بودن یک ارزش است ، باقی بودن هم ارزش دیگری است .


قرآن می فرماید ، بندگان خوب خدا همیشه می خواهند رهبر باشند . هر یک از شما باید رهبری کنید ، لازم نیست هر کاری مردم انجام دادند ما هم انجام دهیم ، چرا زنان و مردان ما باید مد پذیر باشند و قالب پذیر باشند ، در اینجا بحث گناه نیست بحث « ابقی » است ، این که چه چیزی ماندگار است ، یک کاری کنید مثل گل بردن برای عروس ، برای نوزاد اینها را تبدیل به هدیه یا لباس کنید که ماندگار باشد ، خرج دانشجویی را بدهید ، البته این کار عیبی ندارد اما ما می خواهیم کار بهتر را انجام دهیم .


امام خمینی وقتی پای سفره می نشست نمی گفت بفرما می گفت « بسم الله » گفت ؛ من وقتی می گویم بسم الله یعنی بفرماید غذا ، اما در بسم الله یک الله هم هست ، یعنی سعی کنیم از ساده ترین کارها کار باقی کنیم ، « والعاقبه خیر و ابقی  »

سنت پذیر بودن یک ارزش است اما سنت ساز بودن یک ارزش بالاتری است .

 

 

جلسه تفسیر کوتاه حجت الاسلام قرائتی ،۶ آبان ۹۶ دانشگاه تهران ، شنیده شده .

   سه شنبه 9 آبان 1396نظر دهید »

1 3 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 13

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 412
  • دیروز: 511
  • 7 روز قبل: 11657
  • 1 ماه قبل: 25380
  • کل بازدیدها: 1726487
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 17
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 23
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 32
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1