تو که هستی …
تو که هستی خیالم راحت است ، دلم قرص است ، بدون این که حواسم باشد آرامش دارم .
تو که هستی می دانم پشتوانه ام محکم محکم است .
می دانم با وجود تو حتی تلاطم دریا هم تکانم نمی دهد .
می دانم همه خواسته هایت برای من است و این بریدن تو از منِ خودت ، مرا برای همیشه وامدار نگاهت کرده است .
این شنیدن صدای گرم و دیدن برق عشق در نی نی چشمان تو است که روح را در وجودم زنده نگه می دارد ،پدرم.
متین
اعمالی که در ماه رجب به سیر سالک در مسیر حق، سرعت می بخشند
۱_ عیادت مریض سر زدن به مَرضی (مریضها) و عيادت كردن از آنان و همچنین رسيدگى به امور بيماران به حال انسان سرعت مى بخشد.
۲_ زیارت اهل قبور هفته ای يكبار به قبرستان رفتن و طلب مغفرت براي آنها كردن، آن هم نه ظهر و شب، (بلکه) بين الطلوعين (از اذان صبح تا طلوع آفتاب، در روز) پنجشنبه انسان برود در قبرستان. الان که دیگر قبرستانها پارك شده و باغ شده؛ باغ لاله و گل و سنبل شده، اين قبرستانها نه تنها انسان را از كثرت بيرون نمی آورد بلكه انسان را متوجّه كثرات و متوجّه دنيا مي كند قبرستاني پيدا كنيد مثل همين قبرستان حاج شيخ شیخان در قم، اين قبرستان، قبرستان است قبرستان وادي السّلام (در نجف) بايد انسان در قبرستانی برود كه نگاه به اين قبرستان او را تكان بدهد، بلرزاند، او را متوجّه كند فردا نوبت توست، امروز براي اين و فردا می آيند سر جنازه تو را می گيرند، شوخی هم ندارد.
برويم بنشينيم يك نيم ساعتی يك ساعتی به سكوت بگذرانيم، اين سكوت از قرآن خواندن (در قبرستان) اثرش در نفس بيشتر است. حالا يك سورۀ تباركی ، يك سورۀ يس بخوانند اشكالی ندارد انسان برای اهداء ثواب برای آنها بخوانند. مهم اين است كه در خود انسان اين مسئله اثر مثبت داشته باشد.
۳_ صله رحم كردن انسان به رَحِمَش سر بزند، ببيند گرفتاری دارد، برطرف كند به زيارتش برود.
۴_ اصلاح ذات البين اگر كدورتی بين او و بين كس ديگر است، درصدد برطرف كردنش بر بيايد ، اگر مسئله ای هست خود او اقدام كند، اينها را می گويند تهيّؤ! اگر بين دو نفر نِقارى (کینه و کدورت) است انسان آن نِقار را برطرف كند اين اثر بسيار عجيبى دارد، بسيار اثر عجيبى دارد. ايشان (مرحوم علامه طهرانی) بارها مى فرمودند اگر شخصى اصلاح ذات البين را بكند، ممكن است بعضى از درهائى كه به روى او بسته شده به واسطۀ اين عمل باز بشود. اصلاح ذات البين خيلى اثر عجيبى دارد. اصلاح ذات البين يعنى انسان شيطان را از بين دو نفر بيرون كند و جايش خدا را بياورد، اين معنا معناى اصلاح ذات البين است. ايشان روى اين مسأله خيلى تأكيد داشتند.
۵_ مطالعۀ احوال بزرگان مطالعه احوال بزرگان، اشعار بزرگان و اولياء را گاهی زمزمه كردن و توجّه كردن به آن معانی هر روز انسان مثلاً چند خط از شعر خواجۀ شيراز، و مفاد او را در حدود وُسع و ظرفيّت خودش مطالعه كند. يا اشعار مولانا، يا اشعار اولياء ديگر، بزرگان ديگر خواندن اين اشعار انسان را از اين عالم كثرات خارج می كند و انسان اين مطلب را خودش می فهمد، يعني خودش متوجّه می شود كه چطور با وارد شدن در مطالعۀ احوال بزرگان و مطالعۀ اين اشعار اين حالت برای انسان پيدا می شود
شرح حدیث عنوان بصری ، آیة الله حاج سید محمد حسینی طهرانی
متن و ترجمه خطبه فدکیه
خطبه فدکیه خطبهای است که حضرت فاطمه (س) بعد از غصب فدک توسط خلیفه اول در مسجدالنبی ایراد کرد. در این خطبه حضرت فاطمه (س) تأکید میکند که فدک حق قانونی اوست و میراثی است که پیامبر (ص) برای او گذاشته است. محتوای این خطبه افزونبر توضیح دربارهٔ مسئلهٔ فدک، دربارهٔ توحید، نبوت، معاد، احکام، قرآن، وضعیت عربستان پیش از بعثت، فعالیتهای پیامبر و علی بن ابیطالب برای گسترش و تثبیت اسلام، فتنهها، غدیرخم، عهدشکنی مردم، ماجرای سقیفه و مخالفت با نص صریح قرآن است.
خطبه فدکیه سخنرانی فاطمه زهرا(س) در مسجد النبی پس از رحلت رسول خدا(ص)، جهت بازپس گرفتن فدک است.
ابوبکر چند روز پس از رسیدن به خلافت، اعلام کرد فدک، مِلک شخصی نیست و جزو بیت المال است و نباید در تملک دختر پیامبر بماند؛ به همین جهت عاملانِ فاطمه زهرا(س) را از فدک بیرون کرد.
پس از آنکه دادخواهی فاطمه زهرا(س) نزد ابوبکر بینتیجه ماند، دختر پیامبر به مسجد پیامبر رفت و این خطبه را جهت روشنکردن ماجرا و بازپسگرفتن فدک خواند. فاطمه(س) در این خطبه، بر مالکیتش بر فدک تصریح کرد و حق خود را در پیش روی عموم مردم، از ابوبکر طلب کرد.
متن این خطبه در منابع شیعه و اهل سنت آمده است. به این خطبه در برخی از منابع عربی و فارسی خطبة اللُمَّة یا خطبه لُمَّه نیز گفته میشود.
فدک کجاست؟
فدک در زمان حیات پیامبر (ص) دهکدهای آباد بود که در نزدیکی خیبر قرار داشت. پس از تصرف قلعههای خیبر مردم فدک با پیامبر (ص) صلح کردند و نیمی از دهکده را به او بخشیدند تا بتوانند در زمینهای خود باقی بمانند. به دلیل آنکه سایر مسلمانان در فتح این دهکده شرکت نداشتند فدک به حکم قرآن مختص پیامبر (ص) شد و پیامبر (ص) هم درآمد این زمینها را به مستمندان بنیهاشم میداد و سپس آن را به دستور قرآن (طبق نظر بعضی مفسران بر اساس آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْبَیٰ حَقَّهُ» «و حق خویشاوند را به او بده») به دخترش حضرت فاطمه (س) بخشید
دیر آمدم دیر آمدم در داشت میسوخت
هیئت میان وای مادر داشت میسوخت
دیوار دم میداد، در بر سینه میزد
محراب مینالید، منبر داشت میسوخت
جانکاه قرآنی که زیر دست و پا بود
جانکاهتر آیات کوثر داشت میسوخت
آتش قیامت کرد، هیئت کربلا شد
باغ خدا یک بار دیگر داشت میسوخت
یاد حسین افتادهام آن شب آب میخواست
ناصر که آب آورد سنگر داشت میسوخت
آمد صدای سوت، آب از دستش افتاد
عباس زخمی بود، اصغر داشت میسوخت
سربند «یازهرا»ی محسن غرق خون بود
سجاد از سجده که سر برداشت میسوخت
باید به یاران شهیدم میرسیدم
خط زیر آتش بود معبر داشت میسوخت
برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست
در عشق سرتاپای اکبر داشت میسوخت
دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند
گودال گل میداد خنجر داشت میسوخت
شب بود بعد از شام برگشتم به خانه
دیدم که بعد از قرنها در داشت میسوخت
ما عشق را پشت در این خانه دیدیم
زهرا در آتش بود حیدر داشت میسوخت
حسن بیاتانی
چرا حضرت علی علیه السلام از همسرش دفاع نكرد؟
ظلمی که به ظاهر مسلمانان پس از رسول خدا بر اهلبیت ایشان روا داشتند آنچنان زشت و باور نکردنی است که هیچ کس را یارای پذیرفتن مسئولیت آن نیست. آنها که حیات خود را در دفاع از ظالمان می جویند حتی با وجود مدارک روشن به هربهانه ای پیشوایان خود را از این جنایت تبرئه می نمایند.
چنین جسارتی به فاطمه در حضور علی علیه السلام محال است.
علي كه شير خدا است . علی اسد الله الغالب است . علی بود که در قلعه خيبر را با یک دست بلند کرد پس چگونه حاضر مي شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند و او واکنشی نشان ندهد؟
پاسخ
در آغاز خوب است کمی از علی علیه السلام سخن بگوییم. وقتی علی علیه السلام را شناختی خواهی دانست آنچه را بر علی علیه السلام خرده گرفته اند خود سند مظلومیت اوست که باید تا جان در بدن هست بر آن مظلومیت گریست.
شجاعت علی علیه السلام وقتی سخن از شجاعت علی علیه السلام باشد دوست و دشمن انگشت حیرت به دهان می گیرند.
تاریخ اسلام را اگر مرور کنی شجاعت علی علیه السلام را در تمام صفحات آن خواهی یافت.
پرچم جهاد با دشمنان خدا همیشه دردست علی علیه السلام بود.
ابن عباس گوید: « در جنگ هیچ کس به اندازه علی علیه السلام خود را در معرض خطر قرار نمی داد »(1)
علی علیه السلام را هیچکس پشت به دشمن ندید. در جنگ خیبر هر کس پای به میدان نهاد ناکام بازگشت تا اینکه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: ” فردا پرچم به دست كسى خواهم داد كه فتح و پيروزى به دست او انجام خواهدگرفت و خدا و رسول خدا را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند.كسى كه هرگز پشتبه جبهه نمىكند". فردا در مقابل چشم اصحاب پرچم را به علی علیه السلام سپرد و علی چنان کرد که رسول خدا فرموده بود(2).
در وصف شجاعت علی علیه السلام ما چه گوییم وقتی خلیفه دوم خود می گوید: “به خدا سوگند! اگر شمشیر علی نبود، عمود خیمه اسلام استوار نمىشد". (3)
صبر علی علیه السلام
علی علیه السلام را به شجاعت شناختی. اینک در دیگری را به فضایلش می گشاییم. اگر علی علیه السلام را اسوه صبر و پایداری بنامیم به حق سخن رانده ایم.
آری صبر را باید از علی علیه السلام آموخت.
بنگر خداوند چگونه علی علیه السلام را بر صبرش می ستاید.(4) “وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ. الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ” و قطعاً [همه] شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كاهشى در ثروتها و جانها و محصولات، آزمايش مىكنيم؛ و به شكيبايان مژده ده. (همان) كسانى كه هر گاه مصيبتى به آنان برسد، مىگويند:» در حقيقت ما از آنِ خداييم؛ و در واقع ما فقط به سوى او باز مىگرديم. آنان، درودها و رحمتى از پروردگارشان، بر ايشان باد، و تنها آنان ره يافتگانند.
بندگی علی علیه السلام
علی در همه فضایل اخلاقی اسوه است. علی علیه السلام را گاه با شمشیر برکشیده در وسط کارزار می یابی و گاه کنج عزلت گزیده. گاه رگ گردن علی را از خشم بر آمده می بینی و گاه دست مهربانش را بر سر یتیمان.
او هم در شجاعت بی همتاست و هم در صبر. اما همه این فضایل ریشه در یک فضیلت دارد: علی علیه السلام قهرمان بندگی خداست. آنجا که پروردگارش او را در میدان جنگ می پسندد کسی جلودار علی نیست و آنگاه که فرمان خانه نشینی دهد قهرمان خیبر و احد و احزاب را در کنج خانه اش بینی.
علی قدمی جز برای بندگی خدا بر نمی دارد. شمشیر اگر میزند بندگی خدا را منظور می دارد. چه خوش گفت رسول خدا صلی الله علیه وآله: “لضربة على يوم الخندق خير من عبادة الثقلين"(5) هر ضربه شمشیر علی در جنگ خندق از عبادت جن و انس بالاتر است. آری آنجا نیز که خدا فرمان به صبرش دهد, علی اسوه صبر است. راز سکوت علی نیز همین است. او به فرمان رسول خدا مأمور به سکوت بود. رسول خدا به امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: تو را به بردباري در برابر آنچه كه از اين گروه به تو و فاطمه زهرا سلام الله عليها خواهد رسيد سفارش مي كنم، صبر كن تا بر من وارد شوي.(6) وگر نه کجا می توانند به خانه علی علیه السلام وارد شوند تا چه رسد همسرش را بیازارند.
وقتی خانه علی علیه السلام را گشودند رو به عمر کرد و فرمود: اي پسر صحّاك(عمر)! اگر مقدرات خداوندي و پيمان و سفارش رسول خدا صلي الله عليه وآله نبود، هر آينه مي فهميدي كه تو قدرت ورود به خانه مرا نداري.(7)
اینک دانستی که سکوت آزمونی سخت بر امیر مومنان علی علیه السلام بود. و به حق تکلیف بندگی را به جا آورد. علی به فرمان خدا باید بر غصب خلافت صبوری نماید و چنین می کند.
و اما پهلوان عرب آزمون دیگری را نیز در پیش دارد. که نام بردن از آن هر قلبی را محزون می سازد. علی باید بر مصیبت فاطمه شکیبایی نماید. این خود اوج مظلومیت علیست. جنگاوری که همتا ندارد اینک باید شاهد مصیبت همسرش باشد و دم بر نیاورد. جز عقل بندگی چه چیز علی علیه السلام را بر جای خود می نشاند؟
پانویس ها
(1)مناقب ابن مغازلی شافعی ۷۱ حدیث ۱۰۲
(2)بحار،ج 21،ص 3.اسد الغابة،ج 4،ص 107.
(3)شرح نهج البلاغة ۱۲/ ۵۱ تحقیق محمد عبد الکریم النمری ناشر دار الکتب العلمیة بیروت الطبعة الأولى ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م
(4)این آیات در شآن حضرت علی علیه السلام نازل شده است.
(5)بحارالانوار، ج20، ص 216/ مستدرک حاکم، ج 3، ص 32
(6)الشريف الرضي، أبي الحسن محمد بن الحسين بن موسي الموسوي البغدادي (متوفاي406هـ) خصائص الأئمة (عليهم السلام)، ص73، تحقيق وتعليق: الدكتور محمد هادي الأميني، ناشر: مجمع البحوث الإسلامية الآستانة الرضوية المقدسة مشهد - إيران، 1406هـ المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 22، ص 484، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.
(7)الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادي ـ قم ، الطبعة الأولي، 1405هـ.
نویسنده: سید مهدی خدایی
دست و پا زدن در تناقضات
این که مسیحی باشی و درخت کاج را قطع کنی ، در گوشه اتاق بگذاری و تزیینش کنی به خودی خود هیچ عیبی ندارد .
چون تویی و دینت بدون هیچ ادعایی . اما مسلمانی باشی با هزاران عیب جویی از دینت ، هزاران شبهه در احکامت و هزاران دلیل بی دلیلی در توجیه اعمال متناقضت .
ایرادهایی بدتر از قوم بنی اسراییل ، دلسوزی هایی برای جامعه در حد حرف ، آن وقت عکست را در کنار درخت تزیین شده کریسمس منتشر کنی ، نه تنها خنده ندارد که باعث خجالت است .
تمام سهم ایرانی مسلمان از آسیب به طبیعت ، گره زدن سبزه در روز ۱۳ بدر است ، اگر بریدن درخت در فرهنگ و دین ما بود چه ها می گفتید ..؟؟
خدا قوت پیشگامان عرصه تناقض
✍متین
۹ دی یک روز ملی است و چرا بزرگداشت آن لازم است؟!
1. ۹ دی یک مناسبت حزبی نیست بلکه حقیقتا یک یوم الله ملی است. در روز ۹ دی، حامیان یک نامزد به خیابان نیامدند، بلکه مردم با ذائقههای متفاوت فکری و سیاسی به خیابان آمدند و پاییندی همگان به قانون را مطالبه کردند.
2. در ۹ دی مردم دیدند که فتنه گران پای خود را از حریم یک نامزد انتخاباتی فراتر گذاشتهاند و گام در مرحله براندازی و عقدهگشایی در برابر جمهوری اسلامی برداشتهاند و در این مسیر از هتک حرمت به قانون اساسی، جایگاه ولی فقیه، عاشورای حسینی و خدشه به منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی ابا ندارند.
3. در ۹ دی مردم هم چنگ و دندان و نیشخند دشمنان ایران اسلامی را از فتنه 88 میدیدند، هم تلاششان برای حمایت از فتنهگران با تحمیل تحریمها و فشارهای بیسابقه را و هم بیتفاوتی و بیخیالی فتنهگران و اصرارشان به طی مسیر خائنانه فتنه و دیگر نمیتوانستند بپذیرند این اقدام در جهت احقاق حق یا خدمت به مردم یا حتی خدمت به کسانی باشد که به ایشان رأی دادهاند.
4. در 9 دی مردم از ذائقههای سیاسی خود گذشتند و حول محور منافع ملی و قانون اساسی و بیرق امام حسین(ع) جمع شدند و این خروش پر شور باعث شد تا فتنهگران متوجه شوند که حنایشان دیگر حتی نزد حامیانشان رنگی ندارد و ساکتان فتنه نیز بفهمند که دیگر مهی برای پرسه در آن وجود ندارد.
5. آری! حماسه 9 دی نه تنها برای فتنهگرانی که با بیظرفیتی در برابر رأی مردم شورش کردند، پیامی قاطع داشت بلکه هشداری هم بود برای همه کسانی که در آینده بخواهند در برابر رأی مردم بایستند و از بدعت خطرناک سران فتنه تبعیت کنند.
6. البته در کشور جریانات بیظرفیتی داریم که همواره به غیر از راه قانونی و صحیح، دوست دارند از گزینههای غیرقانونی و فتنهگرانه علیه حاکمیت و آرای مردم، در آنجا که به نفعشان نباشد، استفاده کنند و بدیهی است این جریانات میکوشند قباحت فتنه را بپوشانند و خیانت فتنهگران را یا در حد همان رقابت قبل از انتخابات توجیه کنند!
7. آری! امروز اگر چه ١٠ سال از فتنه ۸۸ گذشته است اما “٩ دی” به عنوان نماد روزی که همه مردم در حمایت از قانون اساسی، مقدسات، منافع ملی و امنیت ملی و وحدت ملی ایستادند، در تاریخ ماندگار شد، و بزرگداشت این یوم الله باعث میشود تا هیچ شخص و جریانی، دیگر به فکر شورش در برابر آرای مردم و قانون اساسی نباشد.
8. ۹ دی روزی است که شورش عظیم فتنه گران علیه جمهوریت و اسلامیت نظام شکست خورد و شکست فتنه ۸۸ همانند تشکیل جمهوری اسلامی و در همان راستا امری فرخنده و مبارک است که اگر بزرگ داشته نشود چه بسا زحماتی که برای انقلاب کشیده شده است و آثار و برکات آن را به راحتی فراموش کنیم و به حفظ آن اهتمام لازم را نداشته باشیم.
هر ساله و در گرامی داشت یوم الله ۹ دی طلاب مدرسه علمیه کوثر ورامین همراه با مردم در راهپیمایی این روز ملی شرکت می کنند
اللّهُم أجعَل عواقبَ أمورِنا خَیْرا.
آدمی گاه مسجود ملائک است و گاه مهبوط به درجه ای نازل تر از انعام ، و هر کدام از این دو گاه را برگزیند تکلیفش را با خود روشن ساخته است.
یا غرقه ی مستوری است و بندگی رب یا غرق مستی است و بردگی نفس.
اما در این میان آنچه جانکاه است و روح را به رنج و تعب می اندازد کشمکش های نفس اماره است و نفس لوامه.
روزی عاشق شدن و روزی فارغ شدن هایش.
ساعتی در خیمه ی حسین بن علی(ع) نشستن و ساعتی دیگر از خان یزید بن معاویه لقمه برچیدن هایش.
در این آوردگاه خیر و شر چیزی که دست آدمی را خواهد گرفت ذات پاک است و سرشت نیکو.
لقمه ی حلال و شیر پاک و نگاه داشتن حرمت ها. کتاب ((شاهرخ حر انقلاب))، راوی زندگانی مردی است از تبار حیرانی.
مردی که علت سرگردانی خویش را جهل می دانست و با دم مسیحایی روح الله (ره)، از دنیای مردگان بیرون آمده و به حریت ابدی دست یافته است.
این کتاب روایتی است از آغازین روزهای زندگی شهید (( شاهرخ ضرغام)) ، دوران جهالتش و صد البته چیره شدن بر این دوران به واسطه ی توبه ای نصوح. در این کتاب روایتگری مادر و دوستان و همرزمان شهید یکی پس از دیگری خواننده را وا می دارد که تا پایان مطالب را دنبال کند و از توبه های پیشین خویش شرمسار گردد.
چه اگر توبه اش به سان قهرمان این روایات بود عاقبتی همچون او نصیبش می گشت.
مردی که روزگاری کوتاه از زندگانی جاودانه ی خویش را در پلشتی جهالت گذرانده اما در همان دوران حرمت مقدسات را نگاه داشته.ماه صیام و صفر و محرم را می شناخته و آداب زانو زدن در برابر مردان حق را می دانسته،این امور مضاف بر دعای مداوم مادر دستگیرش شد و از او دستگیری برای گم گشتگان وادی حیرانی ساخت.
نثار شادی روح این شهید جاوید الاثر صلواتی طلب می نمایم و برای چشیدن طعم شیرین روایاتش مطالعه ی کتاب را که الحق کتاب شیرینی بود.
معصومه رمضانی
آنجا که مردان در مقابل یک زن سر تعظیم فرود می آورند
تمام مردم دنیا باید جمع شوند و اوج نگاه زن محور جوامع اسلامی را در گوشه گوشه ی صحن و رواق های حرم حضرت معصومه (س) ببیند.
آنجا که عالمان و مردان بزرگ علم و عرفان، سر تعظیم به پیشگاه خواهر حضرت عشق فرو می آورند.
کجای دنیا این همه مرد را خواهی یافت که دست ادب در مقابل یک دختر به سینه گذارده ، به آستان بوسی اش مفتخر باشند؟!
آری در اسلام ارزش به تقواست ، به عفت و به پاکی. دختر و پسر و زن و مردش هم فرق نمی کند .
معصومه. رمضانی