رفتار های باطنی 



 

اساسا ما دو نوع رفتار داریم ، یکی رفتار باطنی ، یکی رفتارهای ظاهری ، رفتار ظاهری مثل وضو گرفتن ، نماز خواندن …..رفتار ظاهری رفتار اعضا و جوارح است .
رفتار باطنی چیزهایی است که در درون انسان اتفاق می افتد ، مثل فکر کردن ، غصه خوردن ، نیت کردن  …


کدام رفتار بهتر و بالاتر است ؛ نزد پروردگار عالم رفتارهای باطنی خیلی بالاتر است :«إنما الأعمال بالنیّات.» مثل این که می فرماید یک ساعت تفکر از ماه ها و سالها عبادت با ارزش تر است .

 


در روایت است که می فرماید ؛ من اراد الله به الخير قذف في قلبه حب الحسين عليه السلام و زيارته، و من اراد الله به السوء قذف في قلبه بغض الحسين عليه السلام و بغض زيارته.  هر کس که خدا خیر خواه او باشد، محبت حسین (علیه السلام) و زیارتش را در دل او می‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد، کینه و خشم حسین (علیه السلام) و خشم زیارتش را در دل او می‏اندازد.۱

 


حالا این محبت در دل ما افتاد و دوست داریم به حرم آقا برویم این رفتار باطنی است ، علاقه به امام حسین علیه السلام عمل باطنی است و اعمال باطنی در نزد خدا بسیار با ارزش است.

 

رسول خدا صلی و علیه و آله و سلم می فرماید : نور کسی در قیامت بیشتر است که محبتش نسبت به اهل بیت علیها السلام بیشتر است . این عمل و این محبت هم از اعمال باطنی است .

 


اگر کسی مقابل اتومبیل های لوکس بایستد و بدون پول ماشین بخواهد ، کسی چرخ آن ماشین را به او نمی دهد که حتی قِل دهد چون پول ندارد ، دوست داشتن که در دنیا ارزش ندارد ، اما برو دَمِ در خانه خدا ، همین کربلا بایستد و بگوید یا ابا عبدالله من هیچ چیز ندارم ولی کاش کربلا بودم کمکت می کردم . صادقانه اکر بگوید اسمش را در زمره شهدای کربلا نوشتند تعجب نکنید ، چرا ؟ چون دوست داشته ( که در کربلا باشد ).

 


در عالم هستی همه چیز به دل انسان بستگی دارد، البته تا حدی رفتار هم بستگی دارد . اگر عمل ظاهری نمی توانید انجام دهید ، عمل باطنی را که می توانید انجام دهید . اثر عمل باطنی در دنیا مشهود نیست و کسی نمی خرد عمل باطنی را ، ولی عمل ظاهری را در دنیا می خرند ، برعکس این دَرِ خانه خدا اتفاق می افتد ، خدا عمل ظاهری را به شرط عمل باطنی می خرد ، مثل نیت و معرفت مثل علاقه .

 


در ثانی عمل باطنی را می خرد ولو به ظاهر نیاید ،خداوند فرمود : یا داوود به عزت و جلالم سوگند که بنده گنه کارم را می بخشم به شرطی که موقع گناه از من خجالت بکشد .


خدا به باطن آدم ها و فکر و ذهن انسان ها و خیالات شما اهمیت می دهد ، چرا سرگرمی های بد را نهی می کند ؟ برای این که ذهن شما را نابود می کند .
خدا سر نماز هیکل ما را نمی خواهد ، دل ما را می خواهد ..


 

اعمال باطنی ما در مقدرات ما تاثیر دارد ، مثلا در یک روضه می گویی خدا کاش من آدمی بودم که بنده خوبی بودم و به درد بخور تو بودم ،خدا مقدراتش را عوض می کند .خدا یک لحظه باطن ما را بپسندد برای ما کافی است .

 


باطن خوب فقط یک مشکل دارد و آن این است که ابلیس اجازه نمی دهد مابه بهسازی باطن خوبمان بپردازیم و ما در آن لحظه باید در دهان ابلیس بزنیم و بگوییم ، اگر چه اهل جهاد و شهادت نیستم ، بگو خدایا دوست دارم از شهادت نترسم ، دوست دارم از خرج مال نترسم . این را بگوییم .

 

تا انسان می خواهد در فکر خوب برود شیطان او را منع می کند و به او می گوید تو که اینقدر وضعت خراب است ، تو را چه به این حرفها .در آنجا در دهان شیطان بزن . بگو یا ابا عبدالله من را درست کن ، من دوست دارم برای تو درست شوم .

 



سخنان حجت الاسلام پناهیان ،۲۵ آبان ۹۵ ،شنیده شده 

 

   چهارشنبه 26 آبان 13951 نظر »

دعا در قبرستان 


 


امام حسین علیه السلام وقتی وارد قبرستان می شد ؛ به همراهان دستور می داد تا این دعا را بخوانند .


« اللهم رَب هذه الارواح الفانیه ، و الاجساد البالیه ، و العظامِِ النَخره التی خَرَجَتْْ من الدنیا و هی بک مومنه ، أدخل علیهم روحاً منْک و سلاماًً منی :


 پروردگارا ! ای خداوند این ارواح فانی و اجساد پوسیده و استخوان های نرم شده که با ایمان و اعتقاد به تو از دنیا رفته اند ، بر آنان رحمت خود و سلام مرا ارزانی دار »

خداوند برای خواننده این دعا به تعداد انسان ها از زمان آدم علیه السلام تا روز قیامت ثواب و پاداش می نگارد .

 

 

 

دیده شده در کتاب نهج الحیاه ، فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام ، محمد دشتی ، حدیث ۲۰۴ ، ص ۱۸۱

   چهارشنبه 26 آبان 139512 نظر »

شعرحسینی

 

 

 

چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسین
با زبان اشک های بی صدا گفتم حسین

 

یاد تو شرط قبولی نمازم بوده است
در قنوت خویش قبل از ربنا گفتم حسین

 

در مناجات شب جمعه نمی دانم چه شد
خواستم بر لب برم نام خدا گفتم حسین

 

ماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارها
آمد از کرب و بلا لبیک تا گفتم حسین

 

نام زهرا را شنیدم هر کجا گفتم علی
نام زینب را شنیدم هر کجا گفتم حسین

 

کل ارض کربلا من تازه می فهمم چرا
در خراسان در نجف در سامرا گفتم حسین

 

عاشقی گفت آنچه میخواهد دل تنگت بگو
با دلی غمبار گفتم کربلا گفتم حسین

 

 

علی ذوالفقاری

   دوشنبه 24 آبان 1395نظر دهید »

یاد مرگ 


 


شما را به پروای از خدا سفارش میکنم، از عذابهایش بیم می دهم، درفشها و پرچم هایش را برابرتان می افرازم ، بسی نمانده که (مرگ ) ترسناک با هول و وحشتهایی که همراه دارد، و چیزهایی که آمدنش را خوش ندارید و در کامتان تاخ و ناگوار است ، در رسیدن ، به جانتان در آویزد، و میان شما و عمل حائل گردد .

 

پس در این مهلت عمر وسلامت تن (به عمل) شتابید که ناگهان حوادث و مصائب شبیخون می زند و شما را از پشت زمین به درونش می کشد ، از بلندی به پستی ، از الفت به وحشت ، از راحت و روشنایی به تاریکی و از گشایش آن به تنگنایش می برد ، آنجا که نه خویش را زیارت کنند ، نه بیماری را عیادت و نه فریادگر را اجابت ، خدا ما وشما را بر هولهای آن روز مدد فرماید ، و از کیفرش نجات بخشد، به ما وشما ثواب فراوان عنایت فرماید .

 

بندگان خدا ! اگر آخرین منزل هستی و مقصد نهایی همین ( مرگ وسکراتش وقبر و مشکلاتش) بود هم برای مرد کار مشغله ای کافی بود تمام غصه هایش را به آن احتصاص دهد ، از دنیا به کلی غاقل گردد و برای نجات از آن سختیها رنج فراوان برد ، چه رسد به اینکه این آغاز کار ونخستین منزل راه است و از این پس در گرو کردار و باز داشت برای حساب است ، نه یاوری دارد که مانع عذاب گردد، نه پشتیبانی که از او دفاع کند ( وآن روز هیچ کس را که از پیش ایمان نیاورده یا در حال ایمان خیری نیندوخته وعمل صالحی نکرده ایمان سود نبخشد، بگو چشم به راه باشید که ما هم منتظریم.

 

به شما توصیه می کنم که از خدا پروا کنید که خدا برای هر که از او پروا کند ضمانت کرده که ناخوشایند را به خوشایند تبدیل کند از راه بی گمان روزیش دهد . تو ای شنونده مبادا از آنها باشی که بر جان دیگران از گناهشان بیمناکند واز کیفر گناه خود آسوده خاطر ، که بهشت را نتوان با فریب از خدا گرفت و جزء از راه طاعت و بندگی به ثواب و نعمت خدا نتوان رسید.

 


دیده شده در تحت العقول ، ابن شعبه حرانی ، ترجمه احمد جنتی ، روایات امام حسین علیه السلام .

   دوشنبه 24 آبان 13951 نظر »

چرا به پیاده روی اربعین برویم ؟ 

 


این همه اصرار و ولوله برای زیارت اباعبدالله معنایش این نیست که زیارت حضرت سیدالشهدا به این معناست که ثواب زیارت امام حسین بیشتر از زیارت امیرالمؤمنین است.
فردی خدمت امام رضا رسید و پرسید: فضیلت زیارت حرم امام حسین علیه السلام بیشتر است یا جد بزرگوارشان علی علیه السلام ؟

فضیلت زیارت مرقد علی علیه السلام بیشتر است به اندازه برتری خود علی علیه السلام بر اباعبدالله الحسین علیه السلام.


پس چرا این قدر سفارش شده که به سمت حرم امام حسین علیه السلام برسیم؟


ما باید به آن هدف وآن غایت دقت و توجه را داشته باشم . ما با عزاداری برای اباعبدالله الحسین ، با جمع شدنمان برای اربعین حسین علیه السلام ،  یک حرکتی داریم آغاز می کنیم. آغاز کردن یک حرکت فرق دارد با این که هدف نهایی ماکجاست.
هدف نهایی ما نجف است . هدف نهایی ما کوفه است.

 

این حرکتی است که برای ما ترسیم شده است دلهای مارا هشیار کردند که به برگردیم کربلا و آنجا انگار یک محل تجمع و یک محل اقتدار برای امت اسلامی است .
این اربعین چه خواهد شد؟

حکومتی را در کوفه تأسیس کنیم.( و تاسیس حکومت ) نقطه نهایی ماست.


پس اگر ما الآن اینقدر برای کربلا آمدن شلوغ می کنیم ، اگر ما کم نمی گذاریم برای امام حسین( ع ) به این معنا این نیست که نقطه نهایی عزم ما کربلاست . نه نقطه آغاز عزم ما کربلا است .


در ظهور حضرت هم نقطه آغاز عزم ما انتقام خون اباعبدالله الحسین است. بعد کار به کجا خواهد رسید. ؟ و اینجا که انشاء الله حکومت و حاکمیت و عدالت فرا گیر محقق شود.

این اربعین برای ما آغاز ماجراست ، و یادمان باشد ..

 

بدانیم که هنوز کربلا غریب است ، هنوز امام حسین غریب است ، هیچ کس نمی تواند بعد از این که از پیاده روی برمی گردد ،  بگوید که ما حسین را از غربت در آوردیم ..

 

 

گزیده سخنان حجت الاسلام پناهیان ، نجف ، صحن حضرت زهرا سلام الله ، ۲۲ آبان ۹۵. شنیده شده .

   یکشنبه 23 آبان 13951 نظر »

پیاده روی اربعین 

 

 

مهمترین شرط احقاق حق ، لیظهره علی الدین کله ؛ جمع شدن مردم که ما خیلی امیدواریم به این راه پیمایی عظیم اربعین.


من تعجب می کنم هنوز بعضی ها سوال می کنند که آقا اربعین حالا لازم است که برویم ؟ یک وقت دیگر بریم . یا حتی ممکن است بگویند خلوت تر بشود که بریم خودت را می خواهی ببری به حرم برسانی ؟ این جمعیت را زیاد کن . بگو همه آمدند من هم آمدم. این جمعیت را زیاد کن …


خدا شاهد است  اگر سال بعد یکی از شما نیایید ؛ آقا اباعبدالله علیه السلام سوال می کنند از ملائکه حرم ، فلانی نیامده ؟ چشم می گردانند .


جوانها شرط اول ؛ جمعیت محقق شده است .

شرط دوم ؛ دل است . واقعا تو حاظر بودی به امام حسین کمک کنی تا پای جان ؟

آقا ! بله .  نه این را یک کم تأمل کن نه ما انشاء الله این جوری هستیم که اگر آقا بیاید کمکش کنیم .

به این یک کم فکر کن ،  در راه وقت داری تا کربلا ، عجله نکن. بزار خدا ازت بپذیرد . 


ببین این را یک مقدار عمیق تر بهش فکر کن ببین چه قدر به پای امام زمانت ایستاده ای ؟ در این مسیر فرصت داری صداقت خودت را بر این معنا روشن کنی ساده نگیرید …

جدی قدم بردارید ، مصمم قدم بردارید ، قدم بردار به سمت باطنِِ این عهدی که با خدا می گذاری . برو در اعماق خودت و بگو که به حقیقت آمده ام . ..



گزیده سخنان حجت الاسلام پناهیان ، شنیده شده .

   شنبه 22 آبان 13952 نظر »

 قیام امام حسین علیه السلام و فرهنگ عاشورا، می تواند دلیلی بر بطلان نظریه جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) باشد؟




پاسخ اجمالی - تفصیلی

اولین نکته کلیدی در پاسخ به این سوال - که در بحث «دین و سیاست » نقش بسیار مهمی ایفا می نماید و راه گشای بسیاری از شبهات و ابهامات موجود است - تعریف دقیق دو متغیر دین و سیاست است . به عبارت دیگر قبل از هر گونه قضاوت و داوری علمی ابتدا لازم است مشخص شود که وقتی از رابطه سلبی (رد) یا ایجابی (اثبات) میان دین و سیاست بحث میشود؛ کدام دین و سیاست با چه ویژگی هایی مد نظر است ؛ آن گاه به ارائه دلایل در جهت نفی رابطه یا اثبات آن پرداخت.


دومین نکته اینکه برای دو واژه دین و سیاست تعاریف و گونه های متعدد ارائه شده است.
اندیشمندان علوم مختلف بانگرش ها ورویكردهای اخلاقی، تاريخی، روان شناختی، جامعه شناختی، فلسفی و زيبا شناختی تعاریف متعدد و گوناگونی از دین ارائه نموده اند. با توجه به موانع و نارسائیهای چنین تعاریفی، ارائه تعریفی مشترک و مورد قبول همگان از دین ممکن نمی باشد. و از سوی دیگر به دلیل مصادیق گوناگونی که مفهوم دین دارد ؛ نمی توان به طور مطلق از چگونگی رابطه دین و سیاست سخن گفت ؛ زیرا مصادیق مختلف مفهوم دین - صرف نظر از جنبه حقانیت هر یک از آن ها- تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. در نتیجه ٬ صدور هر گونه حکم کلی درباره چگونگی رابطه دین و سیاست به نحوی عام ناممکن است ؛ چرا که از حیث نظری ممکن است یکی از مصداق های مفهوم دین با سیاست رابطه خاصی داشته باشد ٬ ولی مصداق دیگر آن مفهوم ٬ با سیاست چنان رابطه ای نداشته باشد.


سومین نکته اینکه از دیدگاه اندیشمندان مسلمان در تعریف دین - گذشته از آنکه ارائه هرگونه تعریفی از دین ٬ باید بدون پیشداوری ٬ اعمال سلایق ٬ و آرای نویسندگان مغرب زمین باشد؛ لازم است به منابع دینی و کسی که دین را نازل کرده است رجوع کنیم . در این صورت نه تنها ارائه تعریفی مشخص با ویژگی های معین از دین امکان پذیر بوده و امکان بررسی رابطه آن را با موضوعاتی نظیر؛ سیاست ٬ عقلانیت ٬ حقوق بشر و… را محقق می سازد. بلکه باعث تمایز دین حق و الهی از ادیان باطل نیز می شود. از دیدگاه اندیشمندان مسلمان برخلاف متفکران غربی ٬ دین با سه ویژگی حقانیت ٬ جامعیت و توجه به درون مایه های آن تعریف می شود. [در اين رویکرد برای شناخت قلمرو دین، به متون ديني مراجعه می شود وخود دين به ما مي گويد که در چه زمينه هايي از هدايت انسان ها سخن گفته است و قلمرو آن چه عرصه هايي را شامل مي شود بر خلاف رویکرد برون دینی، که از بيرون به دين نگريسته مي شود تا اهداف و قلمرو آن مشخص شود بدون اينكه به كتاب و سنت مراجعه شود. افراد قبل از رجوع به متون ديني بايد انتظارات خود را مشخص کنند و پس از تعيين نيازهاي اصلي و فرعي خود به سراغ دين بروند. به تعيين حدود و قلمرو آن بپردازند.]



چهارمین نکته بنابراین دین (اسلام) را در : « مجموعه احكام، عقايد و ارزش‌هايى است كه توسط خداوند براى هدايت بشر و تأمين سعادت دنيا و آخرت بشر تعيين گرديده و بوسيله پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) به مردم ابلاغ و براى آنان تبيين گرديده و يا به حكم قطعى عقل كشف شده است.» تعریف کرد. بنابراین بر خلاف تصور برخی، دین مجموعه اى از اندرزها، نصایح و یا مسائل مربوط به زندگى شخصى و خصوصى نیست، بلکه دین از دیدگاه شیعه، مجموعه اى از قوانین حیات و برنامه فراگیرى است که تمام زندگى انسان ها ـ مخصوصاً مسائل اجتماعى ـ را در بر مى گیرد.

پنجمین نکته اینکه هر چند «سياست» در اصطلاح عرفى، داراى بار منفى بوده و توأم با حيله‌گرى، حقه‌بازى، نيرنگ و فريب است. اما بايد توجه داشت كه مراد ما از سياست، چنين سياستى نيست و روشن است كه چنين سياستى داخل در دين و جزء دين نمى‌باشد. منظور ما از سياست، «آيين كشور دارى» است و به تعبير دقيق‌تر، سياست در اين بحث به معناى «اداره امور جامعه به صورتى است كه مصالح جامعه - اعم از مادى و معنوى ـ را تأمين كند. [از منظر امام خمینی ره، سياست ـ در اصطلاح عامش ـ بر سه نوع است:

1. «سياست شيطانى» كه در آن خدعه، نيرنگ، دروغ و استفاده از هر وسيله ممكن در جهت دستيابى به هدف، مجاز شمرده مى‌شود.

2.«سياست حيوانى» كه طى آن، حاكم صرفاً در جهت تحقق نيازهاى مادى جامعه و البتّه به دور از ابزار شيطانى، تلاش مى‌كند.

3. «سياست اسلامى» كه در آن به دو بعد مادى و معنوى انسان توجه شده، تلاش مى‌شود هر دو بعد انسان شكوفا گردد (ر.ك: صحيفه نور/ ج 13/ ص 218 و ج 4/ ص 21). بنابراين «سياست در تفكر دينى» عبارت است از امامت و رهبرى جامعه بر اساس مصالح مادى و معنوى.]


ادامه »

   چهارشنبه 19 آبان 1395نظر دهید »

مصائب شام 



ابر هی در صورت مهتاب بازی می کند
باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند


لب ز چوب بی حیای خیزران پاره شده
مثل آن ماهی که با قلّاب بازی می کند

 

 

گفته ام با بچه ها بابای من می آید و
دامن من را پر از اسباب بازی می کند

 

 

عمه جان دیده که هرشب تا دم صبحی رباب
با علیِ اصغرش در خواب بازی می کند

 

 

عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه
پس چرا آن مرد دارد آب بازی می کند؟

 

 

من اگر دردانه ات هستم به جای من چرا
باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند؟

 

 

 

شاعر: #مهدی رحیمی

 

   شنبه 15 آبان 13953 نظر »

زائران حسینی 

 

 

 

 

عکس های ارسالی از کربلا (صفر ۱۴۳۸ ، آبان ۹۵) شب گذشته به مناسبت شهادت حضرت رقیه علیها السلام ، ارسالی از نفسیه کریمی ، معاون فرهنگی مدرسه علمیه کوثر ورامین 

   شنبه 15 آبان 1395نظر دهید »

اهمیت عدد ۴۰

 

 

يك مسئله اي در اربعين هست. به چه دليل؟ مثلاً داريم: حضرت علي مي فرمايد اگر چهل ياور داشتم، حقم را مي گرفتم.  امام زمان مي گويند: وقتي ظهور ميكند، در هيبت يك مرد چهل ساله است. 

 

كسي كه آب جو و مشروبات الكلي بخورد، خدا چهل روز نمازش را قبول نمي كند.

 

  مي گويند در نماز شبت چهل مؤمن را دعا كن.  «مَنْ قَدَّمَ أَرْبَعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ دَعَا اسْتُجِيبَ لَهُ» (كافى/ ج‏۲/ ص۵۰۹)

 

اگر كسي مي خواهد دعا كند اول به چهل مؤمن دعا كند. خداوند چون اين خصلت را از او مي ‌بيند كه اين سوز دارد، مي گويد: ملائكه اين كه دلش مي سوزد و به چهل مؤمن دعا مي كند، دعاي خودش هم مستجاب شود.

 

  انبياء ما اكثراً در سن چهل سالگي به مقام نبوت رسيدند.

 

همسايه، از هر طرف تا چهل خانه همسايه ات هستند. 

 

«اذا مات المؤمن فحضر جنازته اربعون رجلا من المؤمنين و قالوا: اللهم انا لانعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا، قال الله تبارك وتعالى: قد اجزت شهاداتكم وغفرت له ما علمت مما لا تعلمون» اگر يك مؤمني از دنيا رفت و چهل نفر گفتند: خدايا ما بدي از او نديديم، خدا مي گويد: من كه مي دانم اين چه كاره بود كه مرد، اما حالا كه شما چهل مسلمان مي گوييد: ايشان آدم خوبي است، من به احترام گواهي شما از آنچه ميدانم مي گذرم.

 

  اربعين ها در انقلاب خودمان وجود داشتند. اربعين شهداي قم بود كه تبريز منفجر شد، اربعين تبريز بود كه يزد منفجر شد. همينطور يادتان هست كه از اربعين تا اربعين بود كه شاه سقوط كرد. 

 

«مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ» (عدةالداعي/ص‏۲۳۲) كسي كه خودش را براي خدا خالص كند، همه كارهايش براي خدا باشد، كسي كه چهل روز بتواند از هوا و هوس، از طوفان غرائز، از حب و بغض و جوها، خودش را بيرون بكشد، فقط دربست براي خدا باشد، جريان مياندازد، خدا حكمت را از قلبش به زبانش يعني حكيم مي شود. . 

 

معناي چهل روز هم اين نيست كه آدم چهل روز در خانه اش بماند و در را ببندد.

 

در ميان مردم باشيد اما جذب هيچ چيز جز خدا نشويد.  «مَنْ حَفِظَ مِنْ شيعتنا أَرْبَعِينَ حَدِيثاً بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَقِيهاً» او با فقها محشور ميشود.

 

كسي كه از شيعيان ما چهل حديث را حفظ كند و بلد باشد، حالا چهل حديث، چه باشند؟  در روايات مختلف است. بعضي روايات ميگويند: چهل حديث كه «يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ» هدفي جز خدا نداشته باشد. يا «مِمَّا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ» احاديثي باشد كه به درد زندگيش بخورد. 

 

اما اربعين امام حسين(ع)؛ نشانهي مؤمن اين است كه روز چهلم شهادت امام حسين، خودش را به كربلا برساند. جابر مردي بود از اصحاب رسول الله(ص) آدم خوبي بود. و پيغمبر هم به او گفته بود كه تو سنت زياد خواهد شد. وقتي خبر شهادت را در مدينه ميشنود، غلامي دارد، با او از مدينه تا كوفه مي آيد و به سراغ يك نفر به نام عطيه مي رود. عطيه يك مرد دانشمند است. اولين كسي كه تفسير نوشته است، جناب عطيه است. به همراه عطيه به كربلا و قبر امام حسين مي آيند. عطيه مي گفت: وارد شريعه فرات شد، در شط غسل كرد، بعد به قبر امام حسين(ع) رسيد. گفت: دست مرا روي قبر بگذاريد. سه مرتبه گفت: يا حسين، بعد سلام كرد. بعد گفت: چرا جواب مرا نميدهي؟ نبايد جواب بدهي. نبايد جواب بدهي چون سر در بدن نداري. جابر به امام حسين سلام كرد و بعد به اصحاب امام حسين سلام كرد و بعد گفت: اي اصحاب امام حسين درست است، من پيرمرد نابيناهستم، در كربلا نبودم، اما من هم مثل شما در ثواب شريك هستم. عطيه گفت: كجا شريك هستي؟ اينها در خون خود غلطيدند… جابر گفت: هر كس هم فكر كسي باشد او هم در اجر شريك است. و اين يك اصل است. پيوند مكتبي.يعني جسمم با تو نيست، اما مكتب و فکرم با تو است. به همين دليل حديث داريم كساني كه در جواني نماز شب بخوانند، وقتي در پيري ديگر توانش را ندارد، گرچه بخوابند، ولي خدا اجر نماز شب را به ايشان ميدهد…



سخنان حجت الاسلام قرائتی ، شنیده شده .

   پنجشنبه 13 آبان 13953 نظر »

1 2 3 4 5 ...6 ... 8 ...10 ...11 12

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 4529
  • دیروز: 1764
  • 7 روز قبل: 13766
  • 1 ماه قبل: 39811
  • کل بازدیدها: 1286745
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 21
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 30
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1