رجعت 

رجعت
آیا ما نیز در زمان امام زمان(عج الله تعالی فرجه ) رجعت می کنیم؟
    رجعت از دیدگاه تشیع یعنی اینکه خداوند عده ای از مردگان را با همان اندام و صورتی که بودند، زنده کرده و به دنیا بر می گرداند، به گروهی از آنان عزت داده و گروهی را ذلیل خواهد کرد و حق مظلومان را از ستمگران می گیرد و این جریان پس از قیام قائم( عجل الله تعالی فرجه) به وقوع می پیوندد.زنده شدگان کسانی هستند که در حد اعلای ایمان و یا در حد اعلای کفر و فسادند، پس از مدتی زنده شدن و دریافت کیفر و پاداش برخی از اعمالشان دوباره می میرند و رد روز قیامت برای کیفر و پاداش کامل تر زنده می شوند.


   در قرآن کریم آیات متعددی بر این مطلب دلالت دارد از جمله آیه 10 سوره مبارکه مؤمن « إنَّ الَّذین کَفَروا یُنادَون لَمَقتُ الله اکبرُ من مقتِکُم أنفُسَکُم إذ تَدعَونَ إلی الایمانِ فَتَکفُرون»و آیه 260 سوره مبارکه بقره« وَ إذ قالَ إبذاهیمُ رَبِّ أرنی کَیفَ تُحیی المَوتی قالَ أوَلَم تُؤمن قالَ بَلی وَلکِن لَیَطمَئِنَّ قَلبی قالَ فَخُذ إربعهً فَصُرهُنَّ إلیکَ ثُمَّ اجعَل عَلَی کُلِّ جَبَلٍ منهُنَّ جُزءًا ثُمَّ ادعُهُنَّ یأتِینَکَ سَعیاً وَاعلَم أنَّ الله عَزیزٌ حَکیمٌ» و … روایات هم در این رابطه به حد تواتر رسیده است.


   همچنین در عصر رجعت، پس از امام قائم( عجل الله تعالی)، ائمه دیگر به دنیا بر می گردند و یکی پس از دیگری حکومت می کنند، حتی وقتی حضرت قائم( عجل الله تعالی فرجه) از دنیار رحلت می کنند، امام حسین(علیه السلام) ایشان را غسل می دهد.

 

  در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) که درباره رجعت صادر شده، می فرمایند:  « نخستین کسی که قبرش می شکافد و زنده شده به دنیا بر می گردد، حسین بن علی( علیه السلام) است و این رجعت عمومی نیست( که تمام مردگانزنده شده و سر از قبر درآورند)بلکه افراد خاصی به دنیا بر می گردند که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.1(تفسیر عیاشی،ج2،ص281)
  همچنین امام باقر(علیه السلام) فرمود؛  « پیامبر گرامی (صلی الله علیه) و حضرت علی(علیه السلام) به دنیا رجعت می کنند»


   به نظر می رسد، بازگشت مجدد این دو گروه به زندگی برای تکمیل یک حلقه تکاملی در گروه اول و چشیدن کیفر ددنیوی در گروه دوم است.
 

  به عبارتی گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود روبه رو شده اند و تکامل آنها ناتمام مانده است،بنا بر حکمت می بایست مسیر تکاملی خود را از طریق بازگشت به این جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند و در بنا و ایجاد این حکومت شرکت کنند.
   زیرا شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات به شمار می آید و برای آنهایی که قبل از رجعت مرده اند، این بازگشت فرصتی است که شهید شوند.
   عده ای از مؤمنان خدمت اهل بیت(علیه السلام) می آمدند و می گفتند:  گناه ما چیست که نباید شهید شویم، مخصوصاً مؤمنان زمان امام صادق ، امام باقر،امام رضا و امام کاظم(علیهم السلام)؛ زیرا در زمان این امامان جنگ آنچنانی رخ ندا.

 

   ایجاد این فرصت برای شهید شدن مؤمنان نیز تضمینی است؛ زیرا در روایت آمده است: « مؤمنان که قبل از رجعت مرده اند در رجعت شهید می شوند و آنانی که قبل از رجعت شهید شده اند در رجعت می میرند.»


   امام رضا(علیه السلام) نیز در این باره می فرمایند:« هر مؤمن در بسیتر بمیرد، در رجعت کشته می شود و هر مؤمنی کشته شود، در رجعت در بستر خود می میرد» 2( بحار الانوار،ج53،ص33)
   همچنین پیشوایان دین کارهایی را که نتوانسته اند قبل از رجعت به دلیل توطئه های دشمن انجام دهند، در رجعت انجام می دهند.


   اما رجعت برای منافقان و جباران برای این است که علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز، باید مجازات هایی نیز در این جهان، نظیر آنچه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند، ببینند و تنها راه آن، رجعت است.


   هر انسانی که برای انتقام و تنبیه رجعت می کند، هرگز به میل و اراده خود بر نمی گردد؛ بلکه از روی اجبار به رجعت تن می دهد؛ چنانکه امام صادق(ع)در حدیثی فرموده است:أنَّ الرجعهَ لیست بِعامه و هی خاصه، لا یَرجعُ الا من محض الایمانِ مَحَضاً، أو مَحضُشرک مَحضاً؛ رجعت عمومی نیست؛ بلکه جنبه خصوصی دارد،تنها گروهی بازگشت می کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند»3 (بحار الانوار،ج53،ص39


   ممکن است این آیه شریفه که می فرمایند:« وَ حَرامُ عَلی قَریهٍ أهلکناها أنَّهُم لا یرجعون؛ 4(انبیاء/95) و حرام است بر شهر ها و آبادی هایی که( بر اثر گناه) نابودشان کردیم( که به دنیا بازگردند) آنها هرگز باز نخواهند گشت» نیز اشاره به همین معنا باشد؛ زیرا مسأله عدم بازگشت در مورد کسانی مطرح می شود که در این جهان بر کیفر شدید خود رسیده باشد و از آن روشن می شود گروهی که چنین کیفرهائی را ندیده اند، باید بازگردند و مجازات شوند.


   ممکن است که بازگشت این دو گروه، در آن مقطع خاص تاریخ بشر، به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مسأله رستاخیز(مبدأ و معاد) برای انسان ها باشد تا با مشاهده آن به اوج تکامل معنوی و ایمان برسند و از هیچ نظر کمبودی نداشته باشند.


ممکن است این سؤال نیز پیش آید که رجعت اختیاری است یا خیر؟
   در پاسخ باید گفت:
   روشن است که هر انسانی که برای انتقام و تنبیه رجعت می کند،هرگز به میل و اراده خود بر نمی گردد؛بلکه از روی اجبار به رجعت تن می دهد.    اما در مورد مؤمنین به نظر می رسد که اختیاری خواهد بود، نه اجباری. اگر چه هرگز ممکن نیست که برای مؤمنی رجعت پیشنهاد شود و او سرباز زند؛چنانچه از حدیث ذیل استفاده می شود که در مورد مؤمنان رجعت اختیاری است.
   مفضل بن عمر گوید:
   در خدمت امام صادق(علیه السلام) از حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) و افرادی که عاشقانه انتظار ظهورش را می کشند و پیش از نیل به چنین سعادتی از دنیا می روند، گفتگو شد، فرمود:« هنگامی که حضرت مهدی(عجل الله تعالی) قیام کند، مأمورین الهی در قبر با اشخاص مؤمن تماس می گیرند و به آنها می گویند:« ای بنده خدا! مولایت ظهور کرده است، اگر می خواهی که به او بپیوندی، ازاد هستی و اگر بخواهی در نعمت های الهی متنعم بمانی، باز هم آزاد هستی»5 بحار92


   سؤال دیگری که ممکن است پیش آید اینکه:
   آیا رجعت، پس از ظهور حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه) با تکلیف سازگار است؟ با توجه به اینکه مشهور است در زمان ظهور امام زمان(عج) مؤمن محض و کافر محض به دنیا می گردند؟


  حال کافر بعد از آنکه می میرد،وضع آخرت را مشاهده و به مبدأ و معاد یقین پیدا می کند، چگونه ممکن است در بازگشت به دنیا «کافر» باشد. مؤمن نیز که دوره تکلیف خود را گذرانیده است، چگونه مجدداً مکلّف خواهد شد؟


   در پاسخ باید گفت:
   کسی که در مدّت حیاتش حجت الهی بر او تمام گردیده و آیات و بیّنات الهی را مشاهده نموده و ایمان نیاورده و بیانات پیامبران در او اثری نکرده است، اگر هزاران مرتبه بمیرد و زنده شود، ایمان نخواهد آورد؛ زیرا اگر می خواست ایمان بیاورد، همان مرتبه اول ایمان می آورد.سرّ این مطلب در این است که چنین شخصی حیات انسانی ندارد و حیوانی بیش نیست.


   مؤمنی که قبل از اجل حتمی، کشته شده باشد، در زمان ظهور رجعت می نماید تا بقیه عمر اولش را درک نماید و به سعادت برسد.مؤمنی نیز که به سعادت شهادت در راه خدا نرسیده و مرده باشد، باز می گردد تا به فیض شهادت که آرزویش بوده است،برسد. کافر پس از رجوع به دنیا مثل حیات اولیه اش مشغول به دنیا و شهوات ان خواهد گردید و آنچه را که از اوضاع موت و برزخ مشاهده نموده است، فراموش می کند و اگر هم متذکر شود، آن را به منزله خوابی وحشتناک برای خود قرار می دهد.


   کسی که اهل نسیان و فراموشی شد،هزاران مرتبه هم که بمیرد و زنده شود،همان حیوان اولی است و کسی که اهل عناد شد، در جمیع عوالم چنین خواهد بود.


   امادر مورد حال مؤمن در زمان رجعت، باید گفت که در آن زمان تکلیف نیست؛ بلکه برای رسیدن مؤمن به بعضی از مراتب جزای ایمان و اعمال حیات اولیّه خود که عبارت از دین سلطنت اهل بیت(علیهم السلام) و شاد گردیدن به آن است، می باشد.همچنین ممکن است برای برخی از مؤمنین علاوه بر انچه ذکر شد، نوعی تکلیف نیز باشدکه در حیات اولیّه به واسطه حوادث واقعه موفقیت پیدا نکرده بود، مانند رسیدن به درجه شهادتدر رکاب امام(علیه السلام) که اگر آرزوی او بوده است، ممکن است در زمان ظهور به دنیا برگردد تا به این مرتبه از کمال برسد.

 

1.تفسیر عیاشی،ج2،ص281

2.بحارالانوار،ج53،ص33

3.همان،ص39

4.انبیاء،/95

5. بحار،ص92

برگرفته از گنجینه معارف،محمد رحمتی شهرضا

 

   دوشنبه 11 دی 13962 نظر »

 

فال حافظ

صــــــدا زدنــــــد!

او ظــهـــور کــرده اســـت و  بــســوی قــدس راهــــی!

نـــمـــی آیــــی؟

گفـــــتـــــم چـــــرا

ولــــی بـــعــــد از قـــضـــای نـــمازهـــای نـــخـــوانــده ام

و بـــعـــد ادای حـــق الناسی کـــه  گردنــــم اســـت

و بــــعــــد از….

اگـــــر تـــوفـــیـــق  بـــود

اگــــر قــــســمـــت بــــود

اگــــر لـــیـــاقــــت داشـــتـــیــم

اگــــر …….

 

   جمعه 8 دی 13961 نظر »

آقا اجازه 

 

گل حاشیه

 


آقا باز منم آمده ام بگویم ،… سلام
آقا اجازه ! آمده ام باز پشت بام


ها می کنم که گرم شود دستم از بخار
من سردم است می کشد آغوشم انتظار !


تا کی ؟ الی متی ؟ همه را پیر کرده ای
آقا اجازه ! فکر کنم دیر کرده ای !


آخر چرا نگو که دعایت نمی کنیم
شبهای سرد جمعه صدایت نمی کنیم


من هر قنوت نام تو را گریه می کنم
شب در سکوت نام تو را گریه می کنم


حتی اگر شکوفه کند بی تو باغمان
عادت کند نبود تو را چشم آسمان


حتی اگر نفس به تو بی اعتنا شود
پروانه ها اگر که تو را یادشان رود

 

   جمعه 8 دی 1396نظر دهید »

ظهور نزدیک است

 

علایم ظهور

 

بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است

مسیر راه حقیقت چو موی باریک است

 

در این زمان و زمانه کجاست راه نجات

قلوب مردم شهرم عجیب تاریک است

 

تمام باورمان را به سُخره میگیرند

چقدر باور و ایمان به کفر نزدیک است

 

به جای خنده بر این حرف اشک باید ریخت

به جای تسلیت اما جواب تبریک است

 

خدای های فراوان در این زمان داریم

وجودمان همه سر تا به سر تشریک است

 

اصولمان شده بازیچه ی هالوها

میان یاوه و حرف درست تفکیک است

 

به گوش میرسد آوای روح بخش حیات

بخوان دعای فرج را ظهور نزدیک است.

 

 

محدثه شفاعت ، طلبه فارغ التحصیل

   چهارشنبه 6 دی 13968 نظر »

امام مهدی عجل الله در قرآن کریم 

 

انديشه پيروزي نهايي نيروي حق و عدالت بر باطل و ستم و برپايي تمامي ارزشهاي انساني به دست انديشه اي مبارک حضرت «مهدي» است که همه گروههاي مسلمان آن را باور دارند زيرا ريشه در قرآن کريم دارد.

اما چرا نام «مهدي» در قرآن نيامده است؟

آيا اگر نام او مي آمد مردم باورشان نسبت به او عميق تر نمي شد؟

براي پاسخ به اين سؤال روشهاي قرآن مجيد را در معرفي انسانهاي خوب و وارسته بيان مي کنيم. قرآن براي شناساندن اين افراد از سه راه استفاده کرده است:

راه اول: نخستين راه شناساندن، آوردن اسم شخصيت مورد نظر است. مانند: «و ما محمد االرسول» 1 يا «وا ذکر في الکتاب مريم»2

 

راه دوم: شيوه دوم بيان تعداد افراد خاص است. قرآن نقباي بني اسرائيل را با عدد ميشناساند. مانند: «و بعثنا منهم اثني عشر نقيبا»3 از ميان آنان دوازده سالار برگزيديم.

 

راه سوم: معرفي با ويژگي و صفت،كه بهترين راه معرفي است. زيرا راه را بر سودجويان مي بندد. نام جعلي درست کردن آسان است ولي ويژگيهاي هر فرد مخصوص او است. همچنين قرآن از افرادي نام مي برد كه با آن كه پيامبر را كامال با نام مي شناختند ولي باز او را انكار ميكردند.

 

قرآن کريم اهل بيت را در آيه هاي تطهير، مباهله، ولايت 4 و… با اين روش معرفي کرده است.  امام مهدي نيز در کتاب خدا با اين روش شناسانده شده است. و اينک چند آيه را بررسي ميكنيم:

آيات مهدويت:

آيه اول: آيا ميتوان زنده بودن امام مهدي را از قرآن استفاده کرد؟

برخي آيه هاي قرآن کريم وجود امام و حجت را بر روي زمين ميرسانند يکي از اين آيات، آيه چهارم سوره قدر است:« تنزل الملایکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر » شب قدر فرشتگان و روح با اجازه پروردگارشان براي هر امري فرود مي آيند. بيان مطلب؛ فعل«تنزل»مضارع است و استمرار و تداوم را ميرساند پس هر سال شب قدر دارد، در شب قدر فرشتگان و روح نازل ميشوند.

 

از طرفي هر انساني توانايي پذيرش فرشتگان به ويژه روح که برتر از فرشتگان است، را ندارد و بايد انساني در مرتبه پيامبر گرامي اسلام باشد تا اين قابليت را دارا باشد. سؤال: هم اکنون در شب قدر فرشتگان و روح بر چه کسي نازل ميشوند؟ اميرمؤمنان علي فرمود: شب قدر در هر سال است و امر سال در آن شب نازل ميشود، براي اين امر والياني پس از رسول خدا وجود دارد. ابن عباس پرسيد: اينان چه کساني هستند؟ فرمود: من و يازده نفر از نسل و فرزندان من.5

 

آيه دوم: اگر بخواهيم ويژگيهاي عصر ظهور مهدي امت را به بهترين شکل بيان کنيم، آيهاي بهتر از آيه 55 سوره نور نمييابيم. در اين آيه خداوند به مؤمنان صالح وعده ميدهد و وعده او حق و صددرصدي است.6 اما اين وعده چيست؟ بهتر است آيه را بخوانيم و وعده هاي الهي را در آن ببينيم. «وعد الله الذين آمنوا منکم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في االرض کما استخلف الذين من قبلهم و ليمکنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوني ال يشرکون بي شيئا» ترجمه: خداوند به مؤمنان درستكار شما وعده داده است آنان را در زمين جانشين ميکند همچنان که گروهي از پيشينيان را جانشين کرده و ديني که برايشان ميپسندند، بگستراند و بعد از بيمناکي شان به آنان امنيت ميبخشد که در آن زمان من را ميپرستند و چيزي را شريکم قرار نميدهند.

 

وعدههايي که خداوند به مؤمنان صالح ميدهد به شرح ذيل است: 1 .تمامي زمين را در اختيارشان ميگذارد همانند حکومتهاي صالحان گذشته چون نوح و داود و سليمان.

 

2 .دين آنان را در تمامي زمين برتري و گسترش ميدهد؛ ديني که خداوند براي انسانها پسنديده همراه با واليت اهل بيت که است، يعني اسلام جريان غدير و آيههاي مربوط به آن، بيانگر آن است.

 

3 .امنيت و آر امش را جايگزين ترس و وحشت مؤمنان درستکار قرار ميدهد. البته امنيت کامل، زماني حاصل ميشود که سراسر زمين در اختيار مؤمنان با تقوا باشد و دشمن قابل توجهي در مقابل آنان نباشد.

 

4 .نتيجه اين حکومت، از ميان رفتن جلوههاي شرک و نفاق و پرستش خداي يکتا است.و در پرتو آن، برکت از آسمان و زمين آشکار مي شود و همگان در رفاه و آسايش قرار ميگيرند. رسول خدا در ذيل اين آيه فرمود: وقتي قائم ما قيام کند زمين را پر از عدل و داد ميکند پس از آنکه لبريز از ظلم و ستم شده باشد و فرمود: خوشا به حال صبرپيشگان در پنهاني او و خوشا به حال ياري کنندگانش در قيام او»7

 

نكته مهم اين كه وعدة خدا حق و تخلف ناپذير است؛ ولي جهاني شدن آيين الهي تا كنون اتفاق نيفتاده است؛ به همين جهت مفسر بزرگ قرآن مرحوم طبرسي «ره» در تفسير اين آيه ميگويد: «چون گسترش دين در سراسر زمين و جهانگير شدن آيين، از گذشته تا كنون پديدار نشده است؛ پس به يقين اين امر در آينده اتفاق خواهد افتاد، زيرا كه جهاني شدن دين اسالم وعدهاي الهي است و وعدة خدا تخلف بردار نيست.»8

 

امام سجاد پس از تالوت آيه فوق فرمود:«به خدا سوگند: اينان شيعيان ما هستند. خداوند به دست مردي از ما، اين كار را در حق آنان خواهد كرد و آن مرد مهدي اين امت است و او همان كسي است كه پيامبر« دربارة او» فرموده است: اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چنان طوالني كند تا مردي از خاندان من حاكم جهان گردد. نام او هم نام من است. او زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد همانگونه كه از ظلم و ستم لبريز شده باشد.»9

 

چنين مطلبي دربارة اين آيه از امام باقر و امام صادق نيز روايت شده است . بررسي آيات ديگر را به مجال ديگر واگذار كرده و در پايان يادآور ميشويم، اهل سنت نيز رواياتي آوردهاند كه آياتي از قرآن را در مورد حضرت مهدي و حكومت جهاني ايشان مي ً داند. مثلا فخر رازي در ذيل آيه ي3 سوره ي بقره، از مصاديق «غيب»، مهدي آل محمد را ميداند كه بايستي به آن ايمان داشت.10 

 

برگرفته از:

1 .اصول کافي، محمد بن يعقوب کليني، دارالاضواء، لبنان، ج 1 ،1450ق.

2 .بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، نشر اسلامي، تهران، ج 1 ،1384 ق.

3 .تفسير الميزان، سيد محمد حسين طباطبايي، اعلمي، لبنان، ج 2 ،1390ق.

4 .تفسير نمونه، مکارم شيرازي و ديگران، اسلاميه، تهران، ج 11 ،1369ش.

5 .قيام و انقالب مهدي، مرتضي مطهري، صدرا، تهران، ج 5 ،1398ق.

6 .امام مهدي در قرآن، مهدي يوسفيان، بنياد فرهنگي حضرت مهدي، تهران، ج 1 ،1384ش.

پي نوشت:

1 -سوره آل عمران، آيه144.

2 -سوره مریم، آيه 16.

3 -سوره مائده، آيه12.

4 -سوره احزاب، آيه 32؛ سوره آل عمران، آيه61؛ سوره مائده ، آيه55.

5 -اصول کافی، ج1 ،ص 532 ،حد11.

6 -در بیش از بیست آیه قرآن حق بودن وعدههای خداوند و تخلف ناپذیر بودنشان بیان شده است.

7 -بحارالانوار، ج 36 ،ص 304 باب 41 ،حد 144.

8 -مجمع البيان، ج7 ،ص152 .

9 -همان.

10 -تفسير فخر رازي.

   یکشنبه 3 دی 1396نظر دهید »

ياران امام مهدي چه كساني هستند و چه ويژگيهايي دارند؟آيا ما ميتوانيم در زمرة آنان قرار بگيريم؟

 

ویژگی یاران امام زمان عج

 

اهميت دانستن ويژگيهاي ياران امام مهدي به اين جهت است كه:

يكم. آگاهي از اين ويژگيها، معياري است كه به كمك آن، ما ميتوانيم خود را محك زده و بدانيم كه آيا ما نيز در زمرة ياران آن حضرت قرار داريم يا خير.

دوم. يكي از مهم ترين شرايط ظهور امام مهدي فراهم شدن ياران كارآمد است؛ با فهم اين ويژگيها و تالش در مسير كسب آنها، ميتوانيم يكي از شرايط ظهور را ايجاد كرده و در نتيجه به روز پرشكوه ظهور نزديكتر شويم.

 

بعضي از ويژگيها عبارت است از:

1 .معرفت خداي متعال

اساسي ترين ويژگي ياران امام مهدي ،معرفت عميق نسبت به خداوند متعال است. اين معرفت آن چنان استوار است كه نه شبهات در آن خللي ايجاد ميكند و نه ترديدها و شكها در حريمش راه مييابد. امام علي ميفرمايد: «رجال مؤمنون عرفوا اهلل حق معرفته و هم انصارالمهدي في آخرالزمان» ياران مهدي در آخرالزمان كسانياند كه به خداوند آن چنان كه شايسته است، معرفت دارند.۱

 

2 .ايمان و عمل صالح ثمرة معرفت به خداوند، ايمان به او و عمل صالح است. بنابر اين ياران امام مهدي زندگي مؤمنانه اي دارند و اخلاق و رفتارشان، شايسته و انساني است. براي اهميت اين دو ويژگي همين بس كه خداوند، وقتي ميخواهد كساني را كه در آخرالزمان حكومت عدل جهاني برپا ميدارند معرفي كند، ايمان و عمل صالح آنان را مطرح ميفرمايد: «وعدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفن هم في االرض «خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند وعده ميدهد كه قطعًا آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد…۲

 

3 .عبادت «ذكر» معرفت و ايمان ريشه دوانده در دل ياران امام مهدي ،آنها را به خضوع در برابر حق تعالي و تالش در مسير بندگي سوق ميدهد. امام صادق عبادت و راز و نياز ياران امام مهدي را اين گونه ترسيم فرموده است: «لهم في الليل اصوات كاصوات الثواكل حزنا من خشية الله »۳ ياران مهدي در دل شب از خشيت خداوند ناله هايي دارند، مانند ناله هاي مادران پسر مرده. پيامبر اكرم ميفرمايد: «آنان در طريق عبوديت اهل جديت و تلاشند.۴

 

4 .معرفتامام ويژگي ديگر ياران امام مهدي ،بينش عميق آنان نسبت به آن حضرت است. امام سجاد در اين خصوص فرموده: «… القائلين بامامته»۵ « آنان به امامت مهدي اعتقاد (راسخ ) دارند«. اين معرفت ژرف دو ثمره اساسي دارد: عشق ورزي به ساحت مقدس امام مهدي و اطاعت بي چون و چرا از او (محبت و اطاعت)

 

5 .محبت ، دلهاي ياران امام مهدي سرشار از محبت به آن حضرت است، به گونهاي كه در آوردگاه رزم، او را مانند نگيني در بر ميگيرند و جان خود را سپر باليش ميكنند. امام صادق ميفرمايد: « ّ يحفون به و يقونه بانفسهم في العرب ۶[« ياران مهدي] در ميدان رزم گردش ميچرخند و با جان خود از او محافظت ميكنند.

 

6 .اطاعت ، مقدم داشتن خواست حضرت بر خواست خود، از ديگر شاخصه هاي ياوران امام مهدي است. امام صادق در اين خصوص فرمودند: «هم اطوع له من االمة لسيدها ۷ اطاعت آنان از مهدي از فرمانبرداري كنيز در برابر مواليش بيشتر است. ياران امام در برابر قرائت آن حضرت، از خود قرائتي ندارند و هيچ گاه به بهانة نوانديشي و روشن بيني، از امام خود سبقت نميگيرند.

 

7 .شهادت طلبي،  از امام صادق روايت شده است: »… و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله۸ « ياران مهدي آرزو ميكنند كه در راه خدا به شهادت برسند.

 

8 .وسعت نگاه ، قيام امام مهدي از نظر جغرافيايي، گستردهترين جنبشها است؛ چرا كه حكومت عدل آن حضرت جهاني بوده و همة زمين را در بر خواهد گرفت. براي پي ريزي حكومتي با اين وسعت و عظمت، ياران آن حضرت بايد ويژگيهاي مناسب با اين كار بزرگ داشته باشند.اگر امام مهدي ميخواهد جهاني را به معنويت و رشد برساند، ياران حضرت نيز ايدههايي بزرگ، نگاهي جهاني و طرح و برنامه هايي فراگير خواهند داشت.

 

9 .جهاد و مقاومت،  در مسير گسترش فضيلت و عدالت در پهنة گيتي، هدايت گريزان و عدالت ستيزان فراواني وجود دارند كه سد راه امام شده و در برابرش صف خواهند كشيد. بنابراين ياران و همراهان آن حضرت، اهل جهاد و مقاومت در راه خدا هستند.امام علي در تفسير آية «يجاهدون في سبيل الله » ۹ و فرمود : هم اصحاب القائم ۱۰ ؛ فرمود: « آنان ياران امام قائماند.

 

10 .شجاعت ، اگر جهاد و مبارزه، جهاني و فراگير است، پس ياران امام مهدي شجاعت و جسارتي در خور و عزمهايي پوالدين دارند. امام سجاد ميفرمايد: « دلهاي ياران مهدي چون پارههاي آهن شده است .۱۱

 

11 .ايثار،  اين حركت گسترده، براي هدايت و سازندگي است. بنابراين ياران حضرت مهدي سختيها را به جان خريده و از خوشيها و لذتها چشم ميپوشند و با دستهاي مهربانشان، خوبيها و خوشيها را به ديگران هديه ميدهند؛ تا از اين رهگذر، قلبها را نرم كنند و رهيدگان را به دامان پر از مهر و محبت دين برگردانند.

 

12 .بردباري، ّ آنان در راه تحقق آرمانهاي جهاني امام مهدی ،مشكالت و مصايب فراواني را به جان ميخرند؛ ولي از سر اخالص و تواضع، عمل خود را هيچ پنداشته و به جهت هجوم سختيها و تحمل مشقتها، بر خداوند منّت نميگذارند: قوم… لم يمنوا علي الله بالصبر«؛12«ياران مهدي كسانياند كه به جهت بردباريشان بر خداوند منّت نميگذارند».

 

13 .يكدلي، از آنجايي كه هواها و خودخواهيها از ياران امام مهدي رخت بر بسته و به جاي آن، خداخواهي و خداپرستي نشسته است، آنان يك رنگ و يك دلاند: «قلوبهم مجتمعة«.13« ياران مهدي دلهايي متحد دارند».

 

14 .استواري، توجه به وجود تأييدات الهي در حركت بزرگ ولي عصر ،تأثير شگرفي بر روان ياران آن حضرت بر جاي خواهد گذاشت و مالمتها و سرزنشهاي كوته بينان و عافيتطلبان در عزمشان خللي نخواهد افكند: امام علي در تفسير آيه «يا ايها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتي اهلل بقوم يحبهم و يحبونه… و اليخافون لومة الئم…»14 فرمود: «هم اصحاب القائم»؛15« آنان ياران امام قائم هستند»

 

15 .ستم ستيزي، از جمله آرمانهاي حضرت، ظلم ستيزي است و كساني خواهند توانست همراه او براي قطع ريشههاي ستم و بي عدالتي گام بردارند و در اين مسير استوار بمانند كه خود نيز از ظلم، گريزان باشند و خويشتن را از جور و ستم پيراسته سازند. در دعاي ندبه آمده است: « ّ اين المعد لقطع دابر الظلمه» «كجا است مهيا شده براي ريشه كن نمودن نسل ستمگران»

 

16 .احياي سنن ،از ديگر رسالتهاي حضرت مهدي ،احياي فريضه ها و سنتهاي الهي است؛ ياران او نيز نسبت به اين امر، بايد اهتمام كامل داشته باشند:« ّ اين المدخر التجديد الفرائض و السنن»؛ «كجاست، آن ذخيرهاي كه فريضهها و سنتها را احيا ميكند؟»

 

17 .احياي قرآن، آن حضرت قرآن را از غربت به در ميآورد و ُ گردهاي نشسته بر رخش را ميزدايد. ياران او نيز نه تنها اهل قرائت قرآناند؛ بلكه آن را در اعماق جانشان جريان بخشيده و با آن زندگي ميكنند: امام علي ميفرمايد: «يجلي بالتنزيل بصائرهم و يرمي بالتفسير في مسامعهم«؛16« با قرآن ديدگانشان نوراني ميشود و تفسير آن در گوش جانشان جا ميگيرد.

 

18 .عصيان ستيزي ،ياران حضرت حقيقتًا از آلودگيهاي مختلف پاك هستند. آنها با قول و عمل خويش، با بديها مبارزه ميكنند. امر به معروف و نهي از منكر، يكي از ويژگيهاست كه قرآن براي مؤمنان واقعي بر شمرده است. «اين مبيد أهل الفسوق و الطغيان و العصيان؛ كجاست آن بنيان كن اصحاب فسق و عصيان و طغيان؟»

 

19 .عزتمندي آن حضرت ميآيد تا عزت واقعي مؤمنان را در ظاهر، نمايان سازد و بي مايگي و بي پايگي برتري ظاهري جبهة طاغوت را برمال كند. كساني خواهند توانست با او در پيمودن اين مسير همراه و هم گام باشند كه به عزت واقعي پارسايان، با تمام وجود اعتقاد داشته باشند و باطل را ذليل و زبون بدانند: « ّ أين معز ّ االولياء و مذل األعداء؛ كجاست عزت بخش دوستان و خواركنندة دشمنان؟»

 

بشارتها

1 .جوانان از فطرتهايي پاك و بي آاليش برخوردار ّقات و وابستگيها، در اعماق جانشان بوده و تعل ريشه ندوانده است؛ از اين رو بيشترين ياران آن حضرت را تشكيل خواهند داد. البته جوان بودن ياران امام، لطمهاي به جايگاه پيران با ايمان نزده و بر عدم همراهي ايشان گواهي نميدهد.

2 .بر اساس برخي روايات، بانوان نيز در ميان اصحاب ويژة آن حضرت، حضور چشم گيري دارند و اين، نويد شوق انگيز و شعف آوري براي تمامي بانوان مهدي ياور است تا كمر همت بسته و براي پيوستن بر اين جمع پربركت تمام توان خود را به كار گيرند: «قال باقر :يجيء - واهلل- ثالث ً مأة و بضعة عشر رجال ً فيهم خمسون أمرأة يجتمعون بمكة؛ علي غير ميعاد»17« به خدا سوگند سيصد و چند نفر كه پنجاه تن از بانوان نيز در ميانشان حضور دارند، بدون هيچ قرار قبلي، در مكه گرد هم جمع خواهند شد» پس ياوران مهدي به حق از صفاتي عالي و كماالتي واال برخوردارند و پيوستن به اين مجموعة با فضيلت، براي همگان امكان پذير است؛ زيرا دليل معتبري در دست نداريم كه ياران امام مهدي افرادي معين- با نام و مشخصات خاص- هستند.

نابراين هر كس ميتوان با طرح اين احتمال كه شايد من يكي از ياران ويژة حضرت مهدي باشم، انگيزههاي دروني خود را تقويت كند و با تالش فراوان، به جرگه ياران ويژه حضرت نائل آيد. از طرفي اگر همت پيوستن به جمع ياران ويژة حضرت را نداشته باشيم؛ ميتوانيم جزو خيل عظيم همراهان حضرت و لشگر همگاني آن عزيز قرار گيريم. آري بايد بكوشيم تا جايي كه ممكن است در اين مسير گام برداريم و البته نبايد نااميد بود چرا كه هركس به مقدار توان و تالش خويش درجاتي از ياران امام را خواهد داشت.18

 

1 -منتخب االثر، ص611؛ بحاراالنوار، ج57 ، ص229 .

2 -نور، 55 .

3 -يوم الخالص، ص224 .

4 -بحاراالنوار، ج36 ،ص207 .

5 -منتخب االثر، ص244؛ بحاراالنوار، ج36 ، ص386 .

6 -بحاراالنوار، ج52 ،ص308 .

7 -بحاراالنوار، ج52 ،ص308 .

8 -همان.

9 -مائده، 54 .

10 -منتخب االثر، ص475.

11 -بحاراالنوار؛ ج52 ،ص316 .

12 -امام علي (ع) شرح نهج البالغه، ابي الحديد؛ ج9 ،ص129 .

13 -امام علي (ع) يوم االخالص، ص226 .

14 -مائده، 54 .

15 -منتخب االثر، ص475 .

16 -بحاراالنوار، ج29 ،ص615 .

17 -بحاراالنوار، ج52 ،ص223 .

18 -براي اطالع بيشتر از صفات ياران حضرت مهدي (عج)، ر.ك: »نصرت اهلل آيتي، مقاله مهدي ياوران، فصلنامه انتظار، سال دوم، شمارة3 ،بهار 1381

   چهارشنبه 29 آذر 13961 نظر »

انتظار

 

انتظار

انتظار در ردیف مهمترین مسائلی است که امامان مابه آن پرداخته اند تا جائیکه این موضوع را کنار موضوعات مهمی چون توحید قرار دادند وکنار قبولی اعمالی چون توحید وشهادتین است .همانطور که این بدون ولایت ناقص است ولایت بدون انتظار هم ناقص است،طبق سریح آیات غدیر واعتقادی که ماازقرآن  وعترت بدست آوردیم ،تکمیل دین ورضایت خدا از دین وقتی است که ولی به عنوان محافظ قرآن قرار دارد که همان ولایت اهلبیت است.

قال رسول الله (صلی الله علیه واله):مثل اهلبیتی کمثل سفینة النوح من رکب فیها نجی ومن تخلف عنها هلک 

گویا آخر الزمان طوفانی به پامی شود که مثل طوفان زمان نوح همه شما را می بلعد الا کسانی که دست به دامن اهلبیت شوند.

 

حال ما می خواهیم در کشتی امام زمان بنشینیم قطعاً این کشتی حقیقی نیست  واین کنایه از حقایق باطنی است. این نجات به چند قدم نیاز دارد:

1ـ معرفت 2ـ ولایت 3ـ محبت 4ـ پیروی کردن از آنها 5ـ شنیدن سخنان آنها و…

.به انتظار روزی که در ظهور  میلادش راجشن بگیریم .

اللهم عجل لولیک الفرج   

 

 

   چهارشنبه 14 تیر 13915 نظر »

1 2 3 5

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 3646
  • دیروز: 1764
  • 7 روز قبل: 13766
  • 1 ماه قبل: 39811
  • کل بازدیدها: 1286745
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 21
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 37
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 30
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1