زیارت اربعین 

چهل روز از واقعه کربلا گذشته است و اربعین برای بزرگداشت بزرگترین حماسه تاریخ برپا می شود.

 زیارت امام حسین(ع) در هر زمانی مستحب است و ثواب دارد، اما ثواب زیارت اربعین امام حسین(علیه السلام) که مصادف با 20 صفر است از فضیلت ویژه ای برخوردار است.

 

به طوری که امام حسن عسگری(ع) آن را از نشانه های اهل ایمان برشمرده و فرموده اند:

 

«عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْخَمْسِینَ وَ زِیارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فـِی الْیمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ؛

مؤمن پنج نشانه دارد:نمازهای پنجاه گانه روزانه (از واجب و مستحب)؛ زیارت اربـعین؛ انـگشتر در دست راست کردن؛ پیشانی را هنگام سجده بر خاک گذاشتن؛ و بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیم نماز را بلند گفتن.»

 

روایات درباره زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین

بنابر نقل جمعی از بزرگان مانند شیخ مفید، شیخ طوسی و کفعمی، جابر بن عبداللّه انصاری در روز اربعین برای زیارت امام حسین(ع) به کربلا آمد و طبق روایات، در این روز اهل بیت امام حسین(ع) از شام وارد مدینه شدند. البته در مورد آمدن اهل بیت به کربلا در روز اربعین اختلاف نظر وجود دارد.

 

مرحوم حاج شیخ عبّاس قمی در «منتهی الآمال» از سیّد بن طاووس نقل می کند:اهل بیت حرم حسینی در مسیر بازگشت به مدینه، نخست به کربلا آمدند و زمانی به آنجا رسیدند که جابربن عبدالله انصاری و گروهی از بنی هاشم به زیارت امام حسین(ع) و یارانش آمده بودند (با توجه به اینکه جابر در بیستم صفر به کربلا آمد، بنابراین اهل بیت نیز ورودشان به کربلا همان روز بود).

 

اما مرحوم حاج شیخ عباس قمی با توجه به نقل دیگر مورّخان و قرائن و شواهد دیگر، ورود اهل بیت علیهم السلام را در بیستم صفر به کربلا بسیار بعید می داند و از شیخ مفید و شیخ طوسی نقل می کند که اهل بیت علیهم السلام روز بیستم صفر از شام به مدینه مراجعت کردند.

 

فضیلت زیارت اربعین

شیخ طوسی از صفوان جمّال روایت می کند که گفت:مولایم امام صادق(ع) در ارتباط با زیارت اربعین به من فرمود :هنگامی که روز، بالا آمد خطاب به امام حسین(ع) می گویی:

 

السَّلامُ عَلَیٰ وَلِیِّ اللّٰهِ وَحَبِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَیٰ خَلِیلِ اللّٰهِ وَنَجِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَیٰ صَفِیِّ اللّٰهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَیٰ أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و کشته اشک ها،

 

اللّٰهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَیٰ خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ ، فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ ، وَمَنَحَ النُّصْحَ ،

خدایا من گواهی می دهم که حسین ولی تو و فرزند ولی تو و برگزیده تو و فرزند برگزیده توست، حسینی که به کرامتت رسیده، او را به شهادت گرامی داشتی و به خوشبختی اختصاصش دادی و به پاکی ولادت برگزیدی و او را آقایی از آقایان و پیشروی از پیشرویان و مدافعی از مدافعان حق قرار دادی و میراث های پیامبران را به او عطا فرمودی و او را از میان جانشینان، حجّت بر بندگانت قرار دادی و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت و از خیرخواهی دریغ نورزید

 

وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ ، وَقَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا ، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنیٰ ، وَشَرَیٰ آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ ، وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدَّیٰ فِی هَوَاهُ ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ ، الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ ، فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً.

 

و جانش را در راه تو بذل کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند، درحالی که بر علیه او به کمک هم برخاستند، کسانی که دنیا مغرورشان کرد و بهره واقعی خود را به فرومایه تر و پست تر چیز فروختند و آخرتشان را به کمترین بها به گردونه فروش گذاشتند، تکبّر کردند و خود را در دامن هوای نفس انداختند، تو را و پیامبرت را به خشم آوردند و اطاعت کردند از میان بندگانت، اهل شکاف افکنی و نفاق و بارکشان گناهان سنگین و سزاواران آتش را، پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت؛ خدایا آنان را لعنت کن لعنتی سنگین و عذابشان کن عذابی دردناک،

 

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللّٰهِ وَابْنُ أَمِینِهِ ، عِشْتَ سَعِیداً، وَمَضَیْتَ حَمِیداً ، وَمُتَّ فَقِیداً ، مَظْلُوماً شَهِیداً ، وَأَشْهَدُ أَنَّ اللّٰهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّٰهِ ، وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتّیٰ أَتَاکَ الْیَقِینُ ، فَلَعَنَ اللّٰهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّٰهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّٰهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذٰلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

 

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، شهادت می دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گم گشته و مظلوم و شهید، گواهی می دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی را که از یاری ات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند و گواهی می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا مرگت فرا رسید، پس خدا لعنت کند کسانی را که تو را کشتند و به تو ستم کردند و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند؛

 

اللّٰهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ ، بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِأَنْجاسِها ، وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِها ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ ، وَأَرْکانِ الْمُسْلِمِینَ ، وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ ،

 

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی می دهم که تو در صلب های بلندمرتبه و رحم های پاک نوری بودی، جاهلیت با ناپاکی هایش تو را آلوده نکرد و از جامه های تیره و تارش به تو نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و پایه های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می دهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده ای

 

وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْویٰ ، وَأَعْلامُ الْهُدیٰ ، وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقیٰ ، وَالْحُجَّةُ عَلَیٰ أَهْلِ الدُّنْیا ، وَأَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ ، وَبِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرایِعِ دِینِی ، وَخَواتِیمِ عَمَلِی ، وَقَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ ، وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ ، وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّیٰ یَأْذَنَ اللّٰهُ لَکُمْ ، فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ ، صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ ، وَعَلَیٰ أَرْواحِکُمْ وَأَجْسادِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ ، وَظَاهِرِکُمْ وَبَاطِنِکُمْ ، آمِینَ رَبَّ الْعالَمِینَ.

 

و گواهی می دهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانه های هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند و گواهی می دهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و عواقب عملم و قلبم با قلبتان در صلح و کارم پیرو کارتان و یاری ام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان.پس دو رکعت نماز می خوانی و به آنچه می خواهی دعا می کنی و برمی گردی.

   پنجشنبه 23 مرداد 1404نظر دهید »

ورود زنان حائض به مسجد و زیرزمین آن

 

سؤال: آيا زن حائض مى‌تواند به حسينيه، مراسم عزادارى و نمازخانه و… وارد شود؟

آیت‌الله خامنه‌ای مدظله‌العالی:

جواب: رفتن به حسينيه و مراسم عزادارى مانع ندارد ولى مكث در مساجد، گذاشتن چيزى در مسجد و رفتن در مسجدالحرام و مسجد النبى جايز نيست.

 

♣♣♣♣

 

 آيا کسانى که عذر شرعى دارند، مى‌توانند وارد حياط مسجد و يا حرم امامان و امام‌زادگان شوند؟

آیت‌الله بهجت رحمةالله
ج. ورود به حرم امامان جايز نيست، بنابر احوط، ورود به حياط مسجد اشکال ندارد.

♣♣♣♣

پرسش :آیا زنان حائض می‌توانند در مسجد حاضر شوند، در بعضی از مجالس ترحیم وارد می‌شوند و موجب نجاست مسجد می‌شوند، حکم چیست؟ اگر مسجدی زیرزمین داشته باشد و قرار است بعداً در آن دستشویی ساخته شود، آیا زنان حائض می‌توانند در آن مکان توقف نمایند؟

آیت‌الله مکارم شیرازی حفظه الله:
پاسخ :زنان در حال عادت زنانه حرام است که در مسجد توقّف کنند و اگر فرش مسجد آلوده شود باید تطهیر کرد و افراد ناآگاه را باید به این مسائل آشنا کرد و در مورد زیرزمین هم اگر به هنگام وقف فقط طبقه همکف وقف مسجد شده باشد زیرزمین و طبقات دیگر حکم مسجد ندارد ولی اگر مقید به طبقه همکف نبوده همه طبقات حکم مسجد دارد.


موضوعات: بدون موضوع, احکام
   سه شنبه 21 مرداد 1404نظر دهید »

✨بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

 

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (۱۸۶ بقره)

 

هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [به حقّ و حقیقت] راه یابند [و به مقصد اعلی برسند].

 

پیام ها

➖ دعا در هرجا ودر هر وقت كه باشد، مفيد است. چون خداوند مى‌فرمايد: من نزديك هستم. 

 

«فَإِنِّي قَرِيبٌ» آنچه از اوقات مخصوصه، يا اماكن مقدّسه براى دعا مطرح شده براى فضيلت است.

 

➖خداوند به ما نزديك است، ولى ما چطور؟ اگر گاهى قهر او دامن ما رامى‌گيرد، به خاطر دورى ما از خداوند است كه در اثر گناهان مى‌باشد. «فَإِنِّي قَرِيبٌ»

 

➖استجابت خداوند دائمى است، نه موسمى. «اجيب» نشانه‌ى دوام است.

 

➖ با آنكه خدا همه چيز را مى‌داند، امّا دعا كردن وظيفه‌ى ماست. 

«فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي»

 

➖دعا آنگاه به اجابت مى‌رسد كه همراه با ايمان باشد.

 «وَ لْيُؤْمِنُوا بِي»

 

➖ دعا، وسيله‌ى رشد و هدايت است.

 «لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»۱

 

♦♦♦

احادیث آیه ۱۸۶ بقره

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رُوِیَ أَنَّ سَائِلًا سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: أَ قَرِیبٌ رَبُّنَا فَنُنَاجِیَهُ أَمْ بَعِیدٌ فَنُنَادِیَهُ؟ فَنَزَلَ قَوْلُهُ تَعَالَی: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ الْآیَهًْ.

پیامبر ( فردی از رسول‌خدا (سؤال کرد: «آیا پروردگارمان به ما نزدیک است که آرام با او نجوا کنیم یا دور است و باید با صدای بلند او را صدا زنیم؟ پس سخن خداوند نازل شد وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ … 

 

♦♦♦

الحسن (علیه السلام)- فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللَّهِ بِکَثْرَهًِْ الذِّکْرِ وَ اخْشَوُا اللَّهَ بِالتَّقْوَی وَ تَقَرَّبُوا إِلَی اللَّهِ بِالطَّاعَهًِْ فَإِنَّهُ قَرِیبٌ مُجِیبٌ.

امام حسن (علیه السلام) با کثرت ذکر، مواظب [ایمانتان به] خدا باشید [که از دستش ندهید] و با تقوی از خدا بترسید و به‌وسیله‌ی اطاعت و بندگی، به خدا نزدیک شوید که [به بندگان خود] نزدیک، و اجابت‌کننده‌ی [خواسته‌های آنها] است! (هود/۶۱)۲

 

♦♦♦

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْبَزَنْطِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام): جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی قَدْ سَأَلْتُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی حَاجَهًًْ مُنْذُ کَذَا وَ کَذَا سَنَهًًْ وَ قَدْ دَخَلَ قَلْبِی مِنْ إِبْطَائِهَا شَیْءٌ. فَقَالَ: یَا أَحْمَدُ! إِیَّاکَ وَ الشَّیْطَانَ أَنْ یَکُونَ لَهُ عَلَیْکَ سبیلا {سَبِیلٌ} حَتَّی یَعْرِضَکَ … أَخْبِرْنِی عَنْکَ لَوْ أَنِّی قُلْتُ قَوْلًا کُنْتَ تَثِقُ بِهِ مِنِّی قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ إِذَا لَمْ أَثِقْ بِقَوْلِکَ فَبِمَنْ أَثِقُ وَ أَنْتَ حُجَّهًُْ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی خَلْقِهِ قَالَ: فَکُنْ بِاللَّهِ أَوْثَقَ فَإِنَّکَ عَلَی مَوْعِدٍ مِنَ اللَّهِ أَ لَیْسَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ وَ قَالَ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ وَ قَالَ وَ اللهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا فَکُنْ بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْثَقَ مِنْکَ بِغَیْرِهِ وَ لَا تَجْعَلُوا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا خَیْراً فَإِنَّکُمْ مَغْفُورٌ لَکُمْ.

امام رضا (علیه السلام) از بزنطی نقل شده است: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: «فدایتان شوم! من چندین سال است که از خداوند متعال درخواستی دارم و از تأخیرافتادن آن در قلبم چیزی (شکّی) پدیدار گشته است». امام (علیه السلام) فرمود: «ای احمد! از شیطان بر حذر باش! نکند که راهی به‌سوی تو پیدا کرده و خود را به تو عرضه کند … به من بگو بدانم اگر به تو کلامی گفتم، آیا تو به سخن من اطمینان داری»؟ گفتم: «فدایتان شوم! اگر به کلام شما که حجّت خدا بر بندگانش هستید یقین نداشته‌باشم، پس به چه کسی یقین داشته‌باشم»؟ پس فرمود: «بر خداوند مطمئن‌تر باش که او به تو وعده داده است. آیا خداوند متعال نفرمود: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ و فرمود: لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللهِ و فرمود: وَ اللهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَ فَضْلًا پس شما باید به خداوند عزّوجلّ بیش از دیگران یقین داشته‌باشید و در وجودتان جز خیر قرار ندهید که [در این صورت] مورد بخشش الهی قرار می‌گیرید.۳

 

♦♦♦

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ دَعَاهُ أَجَابَهُ وَ لَبَّاهُ وَ تَصْدِیقُهَا مِنْ کِتَابِ اللَّهِ … وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی الْآیَهًَْ.

 

پیامبر ( کسی‌که خدا را [در طلب حاجتی] بخواند، خدا او را اجابت می‌کند و به [درخواست] او لبّیک می‌گوید و تأیید این حرف من، این کلام خدا در کتابش است که فرمود: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی … .۴

 

 

پی نوشت:

۱_تفسير نور(۱۰جلدى)، ج۱، ص: ۲۹۱

۲_تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۸۷۲ عوالی اللآلی، ج۲، ص۸۲

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۸۷۲ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۰۴/ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۳۷۰/ الکافی، ج۸، ص۳۸۹/ نورالثقلین

۳_تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۸۷۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۶۷۰/

۴_تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۸۷۴ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۲۱۸

   شنبه 18 مرداد 1404نظر دهید »

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

 

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً « نوح۱۰»

پس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او بسيار آمرزنده است.

 

 يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً «۱۱» 

آسمان را بر شما ريزش كنان مى‌فرستد.

 

 

وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً «۱۲»

 و شما را با اموال و فرزندان يارى مى‌كند و براى شما (از همان آب باران) باغ‌ها قرار مى‌دهد و براى شما نهرها جارى مى‌سازد.

 

 

پیام ها 

 

➖ از انسان استغفار، از خدا بخشش.

 اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ‌ … إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً

 

➖ عفو و بخشش، از سنّت هاى الهى است.

 «كانَ غَفَّاراً»

 

 

➖ براى دعوت به خير، تشويق معنوى و مادى لازم است.

 غَفَّاراً … مِدْراراً

 

➖ آمرزش گناهان، زمينه دريافت الطاف بعدى است. 

اسْتَغْفِرُوا … يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً

 

➖ باران، يكى از مهم ترين نعمت‌هاى الهى است.🌧

 «يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً»

 

➖يكى از آثار ايمان، بهبود زندگى مادى است.

 يُرْسِلِ السَّماءَ … يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ‌ …

 

➖ گاهى فراوانى مال و فرزند و باغ و آب، يك ارزش و پاداش الهى است.

 

بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ … أَنْهاراً ( ۱)

 

♦♦♦

➖حدیث آیه ۱۱و ۱۲ سوره نوح 

 

امام صادق (علیه السلام)-

مالک‌بن‌انس گوید:

 امام صادق (۷ السلام) روزی به سفیان ثوری فرمود:

 «ای سفیان! هرگاه خدا به تو نعمتی ارزانی داشت. و مایل بودی آن نعمت پایدار بماند زیاد حمد و سپاس خدا را بکن.

 خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: اگر شکرگزاری کنید، [نعمت خود را] بر شما خواهم افزود. (ابراهیم/۷) 

و هرگاه دچار تنگدستی شدی، زیاد استغفار کن!

 زیرا خداوند می‌فرماید: اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً، وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ؛ 

یعنی در دنیا.

 وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ؛ یعنی در آخرت. 

ای سفیان! هرگاه مطلبی تو را غمگین کرد چه مربوط به سلطان باشد یا دیگری بسیار لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ بگو!

 که این ذکر کلید فرج و گنجی از گنجینه‌های بهشت است». (۲)

♦♦♦

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ نِعْمَهًًْ فَلْیَحْمَدِ اللَّهَ وَ مَنِ اسْتَبْطَأَ الرِّزْقَ فَلْیَسْتَغْفِرِ اللَّهَ وَ مَنْ حَزَنَهُ أَمْرٌ فَلْیَقُلْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس که خدا به او نعمتی داده باشد، باید سپاسگزاری کند، و هرکس روزی او کم شود، باید استغفار کند. و هرکس از حادثه‌ای اندوهگین شود، باید بگوید: لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ.(۳)

 

۱_ تفسیر نور.

۲_تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۷، ص۵۶

۳_تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۷، ص۵۶ کشف الغمه، ج۲، ص۱۵۷/ نورالثقلین

   پنجشنبه 16 مرداد 1404نظر دهید »

سرکار خانم وفایی استاد حوزه در مراسم شهادت حضرت رقیه که در سالن اجتماعات حوزه علمیه کوثر ورامین برگزار شد ضمن عرض تسلیت ایام گفت : آن چیزی که شهدای ما را شاخص کرده است بحث اخلاص ان‌هاست و کسی که سبک و مرام شهادت گونه دارد قطعاً شهید خواهد شد .

پس باید کسی را به عنوان رفیق انتخاب کنیم که در زندگی سبک و مرام شهادت گونه دارد.

 

 خانم وفایی با اشاره به ‌رنج ها و دوری‌هایی که خانواده‌های شهدا بالاخص شهدای نظامی تحمل می‌کنند بیان داشت : اجر همه خانواده‌های نظامی کمتر از خود شهدا نیست چرا که آنها فضا را برای شهید آماده می‌کنند تا بتوانند خدمت کنند.

 

خانم وفایی شهادت را مرگ عاقبت بخیری خواند و افزود : در مرگ ما فقدان و سوگ داریم اما در فرهنگ شهادت زنده بودن ، قهرمان بودن و پویا بودن وجود دارد و فرزند شهیدی که می‌گوید افتخار می‌کنم پدرم شهید شده است یعنی در کنار تمامی دل سوختن‌ها ، عاشورایی بودن را نیز حفظ کرده است و ما باید این تربیت عاشورایی را برای فرزندانمان لحاظ کنیم .

 

خانم وفایی صمیمیت بین ملت ایران و رهبر فرزانه انقلاب را نعمت بزرگی از جانب خداوند خواند و بیان داشت : امیدواریم در آن روزی که از نعمت‌ها از ما سوال می‌کنند بتوانیم به درستی جواب بدهیم چرا که ما در این جنگ ۱۲ روزه به واقع احساس کردیم که دست خدا بر سر ماست و عظمت دست خدا را در شب عاشورا و با حضور رهبر فرزانه انقلاب بیشتر درک کردیم .

 

خانم وفایی مسیر شهادت را یک مسیر نورانی و روشن خواند و چند راهکار عملی برای این مسیر بیان کرد و گفت : پاکدامنی اولین راهکاریست که انسان را در مسیر شهادت قرار می‌دهد و طبق روایت فردی که قادر بر انجام گناه باشد اما گناه را انجام ندهد مانند یک مجاهد فی سبیل الله عمل کرده است.

 

 خانم وفایی دومین راهکار عملی مسیر شهادت را صبر دانست و افزود : صبر ، تحمل بدبختی‌ها نیست بلکه صبر استقامت و پایداریست .

 

خانم وفایی ادامه داد : صبر و استقامت بانوان شاید بیشتر از مردان باشد چرا که خداوند مسکن و تامین مخارج زندگی را از مرد می‌خواهد اما سکینه و آرامش خانواده را از زن خواسته و توانمندی این آرامش دادن به خانواده را نیز در درون زن قرار داده است و اگر امروز با همه توطئه‌ها می‌بینیم که هنوز نظام جمهوری اسلامی محکم و پابرجا و استوار است به خاطر صبر و مقاومت زن‌هاست و این زن است که می‌تواند تاریخ ساز و سرنوشت ساز باشد همانگونه که زنان شهدا بودند.

 

 خانم وفایی فرو خوردن خشم را سومین راهکار عملی مسیر شهادت دانست و افزود : کسی که بتواند خشم خود را فرو ببرد اجر شهید را دارد و کسی که قدرت بر اعمال خشم دارد اما فرو می‌برد خدا به او اجر شهید می‌دهد .

 

خانم وفایی خدمت به خانواده را چهارمین راهکار عملی مسیر شهادت خواند و گفت : خدمت به خانواده اجر شهید دارد و بالاترین فضیلت را داراست و هر خیری که به انسان بدهند در انجام وظیفه‌ها به انسان داده می‌شود مانند وظیفه مادری همسری و .. و مابقی را خداوند جبران می‌کند .

   شنبه 11 مرداد 1404نظر دهید »

خانم نصرت‌زادگان گفت در جلسه مهدویت در سالن اجتماعات حوزه علمیه کوثر ورامین گفت می‌خواهیم ارتباط بین فطرت با مهدویت را بررسی کنیم :

 

 فطرت شامل دو قسمت بود یک شناخت فطری یعنی بدون اینکه نیاز به فکر داشته باشیم قایل را می‌دانیم مثلاً می‌دانیم ناپسند است و 

 

دوم گرایش فطری که خود به دو دسته جسمی و روحی تقسیم می‌شود.

 

 گرایش‌های مربوط به جسم ما غرایز نام دارد .

و آنچه که مربوط به روح ما می‌شود مانند میل به پرستش و نیکی نیازهای روحی ما می‌باشد .

 

 انسان فقط نیازمند به ازدواج ، تهیه مسکن و خوراک نیست بلکه انسان باید به تمام ابعاد جسمی و روحی خود بپردازد و گرایش‌های درست را در پیش بگیرد.

 

 و در حقیقت انسانیت ما گره خورده است با خداپرستی و کسانی که می‌گویند دین ما انسانیت است و نیاز نیست خدا را بشناسی در حقیقت انسان را نشناختند.

 

 فطریات در همه دوره‌ها و در همه انواع بشر یکسان است در طول تاریخ این فطریات کم و زیاد نیست نشده است و در افراد از بین نرفته است و نیاز به تعلیم و تعلم ندارد .

 

   عده‌ای از افراد گرایش‌های فطری جسمی را مورد توجه قرار داده‌اند و بین آنها و کسانی که به گرایش‌های روحی خود نیز بها داده و روح خود را نیز رشد داده‌اند بسیار تفاوت وجود دارد و می‌توان گفت فرق بین انسان فضیلت محور و انسانی که فقط به بعد جسمانی خود می‌پردازد در اخلاق مداری آنهاست.

 

  تحقق جامعه آرمانی مهدوی با فطرت‌های ما سازگاری دارد و این در صورتی است که ما مطابق فطرت و شناخت‌های خود و گرایش‌های فطریه درونی خود حرکت کنیم و امروزه و بعد از جریان غزه ما انسان‌هایی را که از فطرت انسانی دور بوده‌اند و کاملاً یک زندگی جسمانی اشته‌اند فطرت‌هایشان بیدار شده است.

   جمعه 10 مرداد 1404نظر دهید »

«طاهره شاکری» مدیر حوزه علمیه کوثر ورامین در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری بسیج، با اشاره به ضرورت اجرای هفت ماموریت محوله از جانب امام خامنه‌ای در پیام اخیر، اظهار کرد: در واقعه کربلا، پس از حادثه عاشورا، حضرت زینب (س) در مجلس یزید با جمله «ما رأیتُ الا جمیلا» (جز زیبایی چیزی ندیدم)، اوج ایمان، صبر و آرامش خود را به نمایش گذاشتند. این آرامش، ریشه در ایمان راسخ و اعتقاد به ولایت دارد. حضرت (س) در سخت‌ترین مصائب، بدون سستی و اضطراب، با صلابت خاطر به ایراد سخن پرداختند.

 

وی با اشاره به ماموریت امام خامنه‌ای به طلاب و روحانیون در زمینه هدایت معنوی و نورانی کردن دل‌ها و توصیه به صبر و سکینه و ثبات مردمی، گفت: آرامش به عنوان یکی از مهم‌ترین اهداف زندگی بشر، به ویژه در قرن حاضر، مورد توجه قرار گرفته است. با وجود آسایش ظاهری فراوان، آرامش باطنی در بسیاری از افراد دیده نمی‌شود. این آرامش درونی، نیازمند آماده‌سازی درونی و تکیه بر ایمان است تا به آرامش قلبی دست یابیم.

 

خانم شاکری گفت: واژه «سکینه» که معادل عربی آرامش است، به معنای فرود آمدن چیزی پس از حرکت و اضطراب است؛ در تفسیر سوره فتح، آیه ۴، «سکینه» به معنای آرامش قلب مؤمنان دانسته شده که موجب افزایش ایمان می‌گردد: «هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ». امام صادق (ع) نیز در روایتی فرمودند «هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه خداوند ایمان را آرامش‌بخش او قرار می‌دهد، حتی اگر در بالای قله کوهی باشد و احساس تنهایی کند»؛ در روایتی دیگر، امام صادق (ع) سکینه را به ولایت امیرالمؤمنین (ع) تفسیر کرده و مؤمنان در آیه ۴ سوره فتح را شیعیان آن حضرت دانسته‌اند. در نتیجه، سکینه و آرامش زمانی حاصل می‌شود که ولایت ائمه اطهار (ع) حاکم باشد. جامعه‌ای که در خط ولایت الهی است، در مقابل جامعه‌ای که تحت ولایت طاغوت و نفس اماره قرار دارد، قرار می‌گیرد.

 

وی با بیان اینکه اگر دم از توحید بزنیم، استقامت در پی آن خواهد آمد و سپس آرامش حاصل می‌شود، گفت: دشمنان ایران، سعی در تبدیل سکینه و آرامش ملت ما به غارت و انحراف دارند؛ فقدان ایمان و ولایت در زندگی، همانند پریشانی روانی است.

 

خانم شاکری گفت: علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان، صبر را به معنای آماده کردن خود برای هر مصیبتی دانسته‌اند؛ انسان با صبر، استقامت را در قلب خود احساس کرده و کنترل نفس را به دست می‌آورد. حضرت زینب (س) در برابر کفر و ستم، نه تنها سکوت نکردند، بلکه با سخنرانی و افشاگری، حق را بیان نمودند. در عین حال، در برابر مصائب، آرامش خود را حفظ کردند که این نشان از همراهی ایشان با ولایت و ایمان به خداست.

 

وی در پایان، بر لزوم تبعیت از ولایت فقیه به عنوان استمرار راه ولایت نبوی و علوی تأکید کرد و گفت: با استقامت در مسیر ولایت و پیروی از ولی فقیه، می‌توانیم تیری بر قلب دشمنان ایران اسلامی بزنیم و نابودی آن‌ها را عینیت بخشیم.

   پنجشنبه 9 مرداد 1404نظر دهید »

چگونگی تسخیر دل به دست شیطان

«شيطان همانند پرنده ای كه برای ساختن آشيانه جای امن می‌خواهد، اگر آدمی را در برابر وسوسه اش حسّاس نيافت، مصالح ساختمانی آشيانه خود را كه همان مكر و حيله و مانند آن است به آن جا منتقل می‌کند و پس از آشيانه سازی و تخم گذاری به پرورش جوجه های خود می‌پردازد و آنان را از دل انسان وسوسه زده به اندام هايش سرازير مي كند و آنگاه نگاه وسخن وساير كارهای او را تسخير می‌کند. 

بنابراين

نگاه به نامحرم همان جوجه شيطان است كه پر درآورده و از دل او فرود آمده، به چشم وی قدم نهاده است

و تهمت  و دروغ

 جوجه شيطانی است كه از راه دل به زبان تبهكار او سرازير شده است.»

 

صهبای تسنیم ، آيت الله العظمی جوادی آملی ، ج۲ ص۲۹۴

 

 

 

   شنبه 28 تیر 1404نظر دهید »

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در دعای روز چهارشنبه به خداوند عرضه داشت:

 

 

🌱اللّهُمَّ احرُسنا بِعَینِک الَّتی لا تَنامُ، ورُکنِک الَّذی لا یرامُ، وبِأَسمائِک العِظامِ، وصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ، وَاحفَظ عَلَینا ما لَو حَفِظَهُ غَیرُک ضاعَ، وَاستُر عَلَینا ما لَو سَتَرهُ غَیرُک شاعَ، وَاجعَل کلَّ ذلِک لَنا مِطواعاً، إنَّک سَمیعُ الدُّعاءِ قَریبٌ مُجیبٌ .

 

🌱خداوندا!

 ما را با چشمت که نمی خوابد، و ستونت که خم نمی شود

 و به نام های بزرگت حراست کن

 و بر محمّد و آل او درود فرست 

و برای ما حفظ کن آنچه را که اگر دیگران حفظ کنند از میان می رود

 و بر ما چیزی را پرده پوشی کن که اگر جز تو پرده پوشی کند بر ملا می شود

 

 و همه اینها را برای ما فرمانبرداری قرار ده که تویی شنوای دعا و نزدیک و اجابت کننده.

 

بحار الأنوار : ج ۹۰ ص ۳۳۹ ح ۴۸

 

 

   چهارشنبه 25 تیر 1404نظر دهید »

حادثه گوهر شاد 

 

زمینه ی قیام 

زمزمه ترویج بی‌حجابی واکنش مردم را در پی داشت در دو شهر مذهبی‌تر قم و مشهد مخالفت‌هایی آغاز شد و با الزامی شدن کلاه فرنگی در سال ۱۳۱۴ این مخالفت‌ها رنگ جدی‌تر به خود گرفت علمای مشهد به خصوص حاج آقا حسین قمی دست به مخالفت با سیاست‌های ضد اسلامی رضا شاه زدند . حاج آقا حسین قمی رهبر مذهبی مردم خراسان با اینکه به اجرای احکام شرع تعصب داشت ولی دقت می‌کرد مخالفت‌های او امنیت شهر را بر هم نزند او بیشتر به نصیحت اعتقاد داشت تا قیام.

پس از اینکه شهربانی مشهد با تندی به اجرای بخشنامه الزام کلاه فرهنگی پرداخت حاج آقا حسین دو تن از کارگزاران حکومتی را خواست و به آنها گفت :” من مناسب نمی‌دانم این امر فعلاً در مشهد اجرا شود مردم مخالفند شما دو نفر به شاه عرض کنید چرا می‌خواهند ما را شبیه مسیحی‌ها فرمایند؟ مگر لباس دیگری نمی‌توان درست کرد و پوشید غیر از لباس مسیحی‌ها اعلیحضرت هر لباسی را دستور فرمایند من حاضرم اول خودم و بعد اولادم و کسانم آن را بپوشند مردم هم تبعیت خواهند نمود.” آنها به حاج آقا پاسخ دادند :” ما نمی‌توانیم و جرات هم نمی‌کنیم این مطالب را به اعلی حضرت همایونی گزارش کنیم چاره‌ای نیست…

حاج آقا حسین نماینده شاه آباد در آستان قدس برای مذاکره با شخص شاه راهی تهران شد به طوری که هنگام حرکت ۵۰۰۰ نفر از اهالی مشهد حاج آقا حسین را بدرقه کردند .

 

 

حاج آقا حسین هنگام حرکت به مردم گفت :"من اجازه نمی‌دهم این اجتماعات بشود ممکن است مفسده بشود چنانچه اطاعت داشته باشید باید هر کدام پی کسب و کار خود بروید و سکوت اختیار کنید.” حاج آقا حسین قمی به تهران رفت ولی به محض ورود به تهران در آستان شاه عبدالعظیم تحت نظر شهربانی قرار گرفت شاه ملاقات با او را نپذیرفت و به عراق تبعیدش کرد.

 

خبر بی‌اعتنایی و توهین به حاج آقا حسین به اهالی مشهد رسید و ۱۵۰ نفر از تجار و بزرگان مشهد در تلگرافی مؤدبانه به شاه بازگرداندن حاج آقا حسین قمی را استدعا کردند…

اما همه ۱۵۰ نفر امضا کنندگان تلگراف بازداشت و زندانی شدند و باعث شد ولوله عجیبی در شهر اتفاق بیفتد و این اوضاع شهر مشهد را در آستانه انفجار قرار داد فقط یک جرعه کافی بود دستگیری فرد واعظی در حرم امام رضا علیه السلام که جرقه این انفجار شد و قیامی چند هزار نفره در مسجد گوهرشاد انجامید.

 

ظهر روز پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۱۴ شیخ جوانی به نام محمد تقی بهلول در حرم امام رضا علیه السلام در حالی که عمامه‌اش را زیر سر گذاشته و خوابیده بود بازداشت شد کسی با لباس شخصی قصد انتقال او به شهربانی را داشت ولی مردم متوجه شدند و از انتقال او جلوگیری کردند. اوضاع متشنج شد و سرانجام با وساطت خدام حرم قرار شد شیخ جوان را در اتاقی نگه دارند تا رئیس شهربانی برای تعیین تکلیف او به حرم بیاید.

شیخ بهلول در یکی از اتاق‌های صحن کهنه تحت نظر گرفتند.

خبر اینکه شیخی را بازداشت کردند مثل صدای بمب در شهر مشهد پیچید و مردم دسته دسته برای دیدن شیخ به صحن حرم می‌آمدند .

چهار نیروی شهربانی نیز گاهی به ملایمت گاهی به خشونت و حتی گاهی با پاشیدن آب مردم را متفرق کردند .

در آن روز گرم تابستان همین که غروب شد و آفتاب رفت جمعیتی عظیم در اطراف اتاق بازداشت شیخ گرد آمدند حیات صحن اتاقی‌ها و حتی پشت بام صحن از مرد و زن پر شد و سر شب دیگر جای سوزن انداختن نبود .

در این بین شخصی از وسط جمعیت کلاه فرنگی خود را از سرم برداشت و فریاد زد : “ای مردم بی‌غیرت ۴ هزار نفر هستید چرا از چهار پلیس می‌ترسید حمله کنید و شیخ را آزاد سازید نابود باد آن کسی که این کلاه بی‌غیرتی را سر ما گذاشت لعنت بر این کلاه .”

مردم با فریاد یا حسین به سوی اتاق هجوم بردند شیخ بهلول را سر دست گرفتند و با سلام و صلوات او را بر منبر گوهرشاد پایین گذاشتند.

رئیس اطلاعات شهربانی مشهد خواست از منبر رفتن شیخ جلوگیری کند مردم به سرش ریختند و او را کتک زدند به صورت فجیعی از مسجد بیرون انداختند .می‌گفتند او در همین بین کشته شده است.

مردم فریاد می‌زدند و شعار - مرگ بر شاه ،  زنده باد اسلام ، مرده باد کفر، بر بهایی لعنت ، بر دشمن علما لعنت_ می‌دادند .

شعارهای مردم مثل زلزله صحن‌ها را می‌لرزاند بهلول روی منبر با ملایمت به بازداشت افراد بی‌گناه اعتراض کرد آزادی آنان را خواست و همچنین گفت باید اقداماتی بشود که آقای قمی مراجعت فرماید.

رفته رفته جمعیت مردم به ۲۰ هزار نفر رسید رضا شاه پای تلگراف از وضعیت مشهد بی‌اندازه نگران بود. در آن دو روز شخصاً پای تلگراف می‌نشست و دستور می‌داد.

 

سحرگاه جمعه مسجد گوهرشاد تحت محاصره نظامیان قرار گرفت ارتش از ورود و خروج افراد به مسجد جلوگیری می‌کردند متحصنین در داخل مسجد نیز به خواندن دعای ندبه مشغول بودند. 

جلوگیری از ورود مردم به مسجد به درگیری میان نظامیان و مردم انجامید.

نظامی‌ها با سرنیزه و قنداق تفنگ و مردم با هر چیزی که در دست داشتند به مقابله با هم پرداختند کار به پرتاب سنگ کشید و مردم با سنگ بر سر نظامی‌ها می‌کفتند .

سرانجام دستور شلیک صادر شد سربازی برای اینکه نمی‌خواست به مردم شلیک کند خودش را کشت.

افسری نیز به دست افسران دیگر به قتل رسید.

نظامی‌ها عقب‌نشینی کردند راه مسجد باز شد و مردم بیرون حرم به جمع متحصنین پیوستند. 

زد و خورد ادامه داشت و چندین نفر دیگر هم کشته شدند.

هیئتی ۸ نفره از سوی دولت برای گفتگو با متحسنین و حرم آمد هیئت مذکور به اطلاع شیخ بهلول رساندند که حاج آقا حسین قمی روز یکشنبه وارد مشهد می‌شوند.

بهلوز پاسخ داد ما حاضر هستیم از این ساعت‌ها صبح یکشنبه دست به جنگ و خونریزی نزده و به حال آرامش باقی بمانیم اگر روز یکشنبه آیت الله قمی آمدند و حرف شما راست بود اختیار به خود ایشان واگذار خواهد شد و هر کاری بخواهند انجام می‌دهند و اگر نیامدند جنگ از سر گرفته خواهد شد . بهلول می‌گفت نمایندگان حکومت چون می‌خواستند وقت بخرند و با تجهیزات بهتری بر ما بتازند با پیشنهاد من موافقت کردند.

 

از صبح روز جمعه تا نزدیک ظهر ۲۲ نفر کشته شدند ۱۴ نفرشان از متحصنین و ۸ نفرشان از نظامی‌ها بودند از این ۸ نفر نظامی نیز ۵ نفر به دست مردم کشته شدند. 

یک نفر به دست یکی از نظامیان دیگر و دو نفر هم خودکشی کردند.

عصر روز جمعه شاه تلگرافی فرستاد که این قضیه به شب را فردا نکشد به هر طریقی که صلاح است مسجدیها را راضی کنند تا بدون خونریزی متفرق شوند .

روز شنبه نقاط مختلف شهر مشهد شاهد تظاهراتی در حمایت از متحصنین بود مردم نیز کمک‌های نقدی و غیر نقدی بسیاری به مسجد گوهرشاد می‌رساندند بهلول می‌گفت بسیاری از زن‌ها گوشواره دستبند طلا و زیورهای زنانه خود را به من هدیه کردند تا برای مایحتاج مردم مصرف کنند.

عصر روز شنبه چند دسته از مردم اطراف مشهد با وسایلی همچون بیل تبر داس قمه و شمشیر به متحصنین پیوستند آنها همچنین خبر دادند که صبح فردا دسته‌های بزرگ‌تری از روستاهای اطراف به مشهد خواهند آمد. 

روز جمعه برخی سربازان از دستورات فرماندهان خود سرپیچی کرده بودند این باعث شد روز بعد سربازهای غیر شیعه را به کار بگیرند.

سربازان یهودی . بهایی . زرتشتی . سنی و در آخر سربازان شیعه سست ایمان را برای مقابله با قیام سازماندهی کردند .

گویا شاه گفته بود"  اگر بیش از این مسامحه کنید نه کلاه بر سر شما می‌ماند و نه تاج بر سر من هر طور شده جمعیت را متفرق کنید حتی به قیمت ویران کردن حرم. “

شیخ بهلول می‌گفت دولتی‌ها تلگرافی به تهران کردند که بهلول نامی در مسجد گوهرشاد قیام کرده تکلیف چیست؟  جواب کوتاه بود : بهلول کیست؟ مسجد چیست؟ آتشبار.

 

حمله

از فرماندهان وقت ارتش در مشهد اکثراً با خشونت علیه مردم موافق نبودند حتی سرهنگ سنی مذهب به شدت مخالفت کرد و گفت:  به هیچ وجه حاضر به عمل تندی نیستند و نمی‌خواهم در فرماندهی و ورود به مسجد شرکت کنم .

سرانجام سرهنگ حبیب الله قادری فرماندهی عملیات را پذیرفت و گفت : ” ماما اگر دوتا شد سر بچه کج بیرون می‌آید من شخصاً قائله را خاتمه می‌دهم و افسران باید مطیع من باشند .”

 

از شامگاه شنبه دور تا دور مشهد از سوی ارتش سنگربندی شد تا افراد جدیدی به شهر وارد نشوند . چند فروند هواپیمای بمب انداز در فرودگاه حالت آماده باش گرفت توپ‌ها و مسلسل‌های ارتش نیز در نقاط مشرف بر حرم مستقر شد اطراف حرم به میدان جنگ شبیه بود.

خیابان‌های منتهی به حرم مسدود شد و کسی نمی‌توانست ترددی به سوی حرم داشته باشد.

ارتش اتومبیل‌های بسیاری از سواری و کامیون در اطراف حرم مستقر کرد دستور حمله و کشتن مردم با امر مخصوص شاه نیم ساعت پیش از اذان صبح روز یکشنبه صادر گشت و ۲۰۰۰ نظامی اقدام به شلیک با توپ و تفنگ و مسلسل کردند.

فریادهای  الله اکبر _ یا علی _ یا حسین  از مردم بلند شد و هر کسی با هرچه در دست داشت به مقاومت پرداخت.

هدایت نخست وزیر سابق می‌گفت آن روز از به کارگیری آتش هیچ مضایقه نشد دست آخر زور تفنگ و مسلسل و توپ بر مشت و خشت و تبر چربید و نظامیان توانستند وارد مسجد شوند.

مثل تگرگ در اطراف مسجد گلوله می‌بارید سرانجام شدت گلوله باران مردم را پراکنده ساخت و آن‌هایی که زنده ماندند هر کدام به سمتی گریختند . بهلول نیز موفق به فرار شد و به افغانستان رفت.

صبح یکشنبه فرمانده عملیات سرهنگ حبیب الله قادری به حضور فرمانده لشکر رسید تا گزارش بدهد و با مباهات گفت آنها را خر کردم و مثل گوسفند در مسجد و شبستان‌ها و دارالسیاده از کشته پشته ساختم اگر ما آنها را نمی‌زدیم آنها ما را می‌زدند.

 

 

هیچگاه آمار درست و دقیقی از تعداد شهدای فاجعه گوهرشاد منتشر نشد ولی قادری فرمانده عملیات خودش می‌گفت از کشته پشته ساختم گزارش‌های موجود از شاهدان عینی می‌تواند تا حدودی روشن کننده حرفی باشد که قادری زده بود یکی از همسایه‌های حرم به نماینده شاه گفته بود : پس از اتمام عملیات از بالای خانه آن وضعیت رقت بار را تماشا می‌کردم بلافاصله تعداد بسیاری اتومبیل و کامیون آمد و کشته‌ها را حمل می‌کردند یکی از رانندگان کامیون می‌گفت کشتگان را حمل کردیم و بردیم زیر باغ خونی و روبروی اراضی معجونی و عسکریه بالغ بر ۱۶۷۰ نفر بودند .

کامیون‌ها و اتومبیل‌هایی که جنازه را حمل می‌کرد ۵۶ تا بود.

در اغلب این کامیون‌ها صدای ناله‌های زخمی‌ها هم شنیده می‌شد که التماس می‌کردند :” برای رضای خدا ما زنده‌ایم” .

آمار کشته‌های فاجعه گوهرشاد چند برابر کشته‌های حمله ارتش روسیه به حرم مطهر بود.

 

 

منبع : کتاب رضاشاه ( تاریخ مصور پهلوی اول ) ، عماد داوری دولت آبادی، نشر اعتلای وطن . چاپ اول . ۱۴۰۴ صص ۵۴۰ _ ۵۴۵

 

 

   یکشنبه 22 تیر 1404نظر دهید »

1 3 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 258

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 4596
  • دیروز: 2968
  • 7 روز قبل: 19858
  • 1 ماه قبل: 120735
  • کل بازدیدها: 2034984
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 20
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 40
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 41
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1