تو با کسی محشوری که دوستش می‌داری!

یکی از حالات نفْس انسان، حب و بغضی است که باید آن را در مسیر حق به کار گیرد و نتیجه‌ی آن را در لحظه‌ی احتضار، برزخ، قیامت و درنهایت، بهشت و جهنم خالد، مشاهده کند.

چه زیباست کلام موجز و پرمغز امیرمؤمنان علیه‌السلام خطاب به حارث همدانی که فرمودند: «یَا حَارِثُ قَصِیرَةً مِنْ طَوِیلَةٍ أَنْتَ مَعَ مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لَکَ مَا اکْتَسَبْتَ» ای حارث! آنچه گفتم بپذیر که اندکى است از بسیار (و نمونه‌‏اى است از خروار)، تو با کسى محشورى که دوستش می‌دارى، و براى تو است تمام اعمالى که خود کسب کرده‌‏اى.

قرآن کریم نیز می‌فرماید: «يَوْمَ ندْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» (روزی که ما هر گروهی از مردم را با پیشوایشان می‌خوانیم) (اسراء، ۷۱).

و چه خوفناک و چه شورانگیز است این جمله‌ی بزرگان که می‌فرمودند: «ابدیت در راه است!»

خوفناک است در جایی که ابدیت انسان گره بخورد با خویشتنی تباه‌شده، و شیاطین و محبوبانی که وصفشان «بِئْسَ الْقَرِين»ُ است. شورانگیز است در جایی که ابدیت انسان گره بخورد با نفسی ارتقایافته در پرتو حیات طیبه، و معیّت با محبوبانی که اولیای طاهرین‌اند و وصفشان «وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا» است.

 

استاد محمدرضا عابدینی، از کتاب تا ابد زندگی ، ج ۱ ، ص ۴۴

   جمعه 8 مهر 14012 نظر »

کلیدی‌ترین مسئله‌ی ظهور

محوری‌ترین نقطه و کلیدی‌ترین موضوع در مباحث مهدویت و مسئله‌ی ظهور امام عصر (عج)، چیزی است که متأسفانه کمتر به آن پرداخته شده و آن مسئله‌ی اضطرار به حضرت است.

اضطرار چیزی بالاتر از احتیاج و نیاز است. اضطرار یعنی شما به چیزی احتیاج داشته باشید که چیز دیگری جای آن را نمی‌گیرد. دارویی است که هیچ مشابه و جایگزینی ندارد. اضطرار، احتیاجی است که به ناچاری رسیده باشد. و در یک کلام، اضطرار یعنی بیچارگی و درماندگی.

کلیدی‌ترین مطلبی که در مسئله‌ی ظهور و فرج امام عصر (عج) کارگشا است، همین اضطرار، و بیچاره و درمانده‌ی او شدن است. اینکه انسان به جایی برسد که باور کند تنها راه، اوست و راه دیگری وجود ندارد. تنها دارو و درمان اوست و داروی دیگری نیست.

 

استاد مسعود عالی از کتاب قبله آخرین ، ج۱ ، صفحات ۲۲ و ۲۳

   پنجشنبه 7 مهر 1401نظر دهید »

زن خوب می تواند الگو و نمونه برای جامعه خوب باشد

آنکه انسان را آفرید فرمود با پارچه ای سر و گردن و سینه خود را بپوشانید، آنکه روسری خود را بر می دارد نمی داند دارد در مقابل قرآنی می ایستد.

که فرمود «لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ». مو که وسیله زینت است در فقه ما دارای حرمت و آسیب زدن به آن، حتی دارای جریمه و دیه می باشد یعنی اگر کسی موی فرد دیگری را بتراشد یا به آن آسیب بزند باید دیه یا جریمه بدهد، کسی که این حدود را برای موی انسان تعیین نموده است، همو دستور داده که موی سر زنان پوشیده باشد.

جامعه امروز ما بسیار نیازمند عفاف و حجاب است.

قرآن می فرماید زن خوب می تواند الگو و نمونه برای جامعه خوب باشد، در اینجا دیگر صحبت از زن و مرد نیست، می فرماید مریم(س) الگوی همه افراد خوب جامعه است، در نتیجه یک زن می تواند به این مقام برسد که برای همه افراد خوب جامعه الگو باشد.

مادرشدن و فرزند آوری، تربیت درست فرزندان و همسرداری از مهمترین وظایف زنان است که به زن شخصیت و مقام والا می بخشد.

ازدواج، رهاورد آسمانی پیامبر(ص) است، ازدواج هرگز به معنی اجتماع مذکر و مونث نیست! وگرنه اجتماع مذکر و مونث در ابرها، گیاهان و حیوانات نیز وجود دارد اما در خصوص انسان صحبت از تشکیل بنای مستحکم نکاح جهت رشد انسانی است.

۹۶/۱۲/۲۳ آیت الله جوادی آملی (حفظه الله)

 

   چهارشنبه 6 مهر 1401نظر دهید »

دستور سید عبدالکریم کشمیری( ره) برای رسیدن به امور دنیایی : 

بسیار دیده و شنیده شده که افراد برای امور مادی، مانند خرید خونه، و ماشین و رزق و ازدواج، از وی راهنمایی می خواستند، آن بزرگوار می فرمود:

سوره یس بخوانید و ثواب آن را به امام جواد علیه السلام تقدیم کنید، حاجت شما را خواهند داد.

گاه امر می کرد صلوات برای حضراتش هدیه کنند و آن را در توسل به این امام کریم مجرب می دانست.

 

کتاب روح و ریحان ، ص ۹۳ ،آیت الله سید عبد الکریم کشمیری( ره) 

   سه شنبه 5 مهر 1401نظر دهید »

 خطر منافقان در سخن رسول خدا(صلی الله علیه وآله)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نسبت به خیانتها، کارشکنیها و نقشههای خطرناک منافقان، که همیشه در میان جامعه اسلامی وجود دارند، به صورت جدّی در امّت خود و جامعه اسلامی احساس خطر میکردند و نسبت به آنها هشدار میدادند. آن حضرت در حدیثی، مسلمانان را به اهمیت و بزرگی خطر آنان چنین توجه میدهند: «اِنّی لا أخاف علی أُمّتی مؤمناً و لا مشرکاً; انّماالمُؤمِن… .»; من نسبت به امّت خود، از مؤمن و مشرک نگرانی ندارم; چراکه مؤمن را خداوند به وسیله ایمانش از ضرر رسانیدن به امّت منع میکند و مشرک را به وسیله شرکش به خواری میکشاند ];زیرا چهره و دشمنیاش میان همه شناخته شده است[; ولی بر شما از منافقی هراس دارم که خوشزبان و آگاه به سخن گفتن است; آنچه را شما نیک میشمارید بر زبان جاری میکند و آنچه را شما زشت میدانید عمل میکند.

شیوههای برخورد پیامبر با منافقان
موضع پیامبر در قبال پدیده نفاق، موضع طبیبی بود که محیط پرورش و رشد میکروب را از هر جهت محدود و سپس منافذ ادامه حیات آن را مسدود میکند تا میکروبها امکان هرگونه نشاط و فعالیت خود را از دست بدهند. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) با پدیده نفاق از آغاز پیدایش آن، به عنوان یک پدیده اجتماعی و روانی برخورد کردند و از برخورد سیاسی رسمی با آن پرهیز نمودند. از اینرو، برای رفع این مشکل، از ابزارها و امکانات روانی و اجتماعی بهره گرفتند. به همین دلیل، رفتار آن حضرت در برابر منافقان عمدتاً عناوینی اخلاقی به خود میگرفت، تا سیاسی. مدارا، که یک رفتار اخلاقی است، اصلیترین الگوی رفتاری پیامبر در برابر منافقان به شمار میآید. در ضمن، پیامبر در برخورد با منافقان، تدابیری میاندیشیدند و به گونهای رفتار میکردند که نتیجه آن، انزوای اجتماعی منافقان و مصونیتبخشی به جامعه اسلامی از تأثیرگذاری منفی آنان بود و گاهی نیز برای جلوگیری از فتنهانگیزی آنان، به اِعمال خشونت دست میزدند. البته هیچگاه به قتل آنان اقدام نکردند.

 

از مجموع یافته های تاریخی این تحقیق، درباره شیوه برخورد پیامبربا منافقان، این مطلب به روشنی ثابت می گردد که آن حضرت همواره تا آنجا که ممکن بود با منافقان با مدارا و گذشت رفتار میکردند. این در حالی بود که پیامبراز کفر پنهان منافقان آگاه بودند. آیات قرآن در بسیاری از موارد، نقاب از چهره آنان برمیداشت و آنان را معرفی میکرد. خودشان نیز در شرایط گوناگون، با کارشکنیها و خیانتهایی که انجام میدادند، هویّت خویش را آشکار مینمودند. پیامبربارها در پاسخ کسانی که پیشنهاد قتل منافقان را مطرح میکردند، میگفتند: کسی که به یکتایی خدا و رسالت پیامبرش اعتراف کند از کشتنش نهی شدهام، و دیگر اینکه مبادا عرب بگوید: محمّد همین که به وسیله یاران خود به پیروزی رسید، آنان را به قتل میرساند.
البته عفو و مدارای پیامبرموجب بی توجهی به جامعه اسلامی نمیشد. آن حضرت هیچگاه از این دشمنان داخلی غافل نبودند و همیشه حرکتها، کارشکنیها و شایعههای آنان را با دقت زیرنظر داشتند; نقشههای آنان را خنثا میکردند و در مورد شایعهسازیهای آنان، حقیقت مطلب را به آگاهی مسلمانان میرساندند و گاهی نیز از خشونت بهره میگرفتند; ولی به اندازهای که هسته نفاق آنان از هم بپاشد و نقشههایشان عملی نگردد.
همچنین مهمترین روش پیامبر برای جلوگیری از فتنه انگیزی منافقان و مصونیت بخشی به جامعه اسلامی، منزوی کردن و مطرود نمودن آنها در درون جامعه اسلامی بود. در نتیجه برخوردهای مدبّرانه پیامبرو نزول آیاتی از قرآن کریم در معرفی هویّت منافقان حسّاسیتها نسبت به منافقان برانگیخته شد و در نتیجه، موقعیت و تأثیرگذاری آنان در جامعه اسلامی به تدریج سقوط کرد.

 

منبع : پرتال جامع علوم انسانی

   یکشنبه 3 مهر 14011 نظر »

شیوه‌های تبلیغاتی علیه نظام اسلامی

 

رهبر معظم انقلاب :


یک نکته‌ی اساسی این است که باطل در مقابل انسان همیشه عریان ظاهر نمیشود تا انسان بشناسد که این باطل است.

غالباً باطل با لباس حق یا با بخشی از حق وارد میدان میشود.

 

امیرالمؤمنین فرمود: «انّما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب اللَّه»، بعد تا میرسد به اینجا: «فلو انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لم یخف علی المرتادین و لو انّ الحقّ خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندین»؛

اگر باطل و حق صریح و بی‌شائبه وسط میدان بیایند، اختلافی باقی نمیماند؛ همه حق را دوست دارند، همه از باطل بدشان می‌آید؛ «و لیکن یؤخذ من هذا ضغث و من ذاک ضغث فیمزجان فحینئذ یشتبه الحقّ علی اولیائه».(۱)

بخشی از حق را با بخشی از باطل مخلوط میکنند، نمیگذارند صِرف باطل و صریح باطل باشد؛ لذا مخاطبان دچار اشتباه میشوند؛ این را باید خیلی مراقبت کرد. امروز در تبلیغات جهانی، همه‌ی تکیه بر روی این است که حقایق را در کشور شما، در جامعه‌ی شما، در نظام اسلامی شما دگرگون جلوه دهند؛ امکانات تبلیغاتی‌شان هم فراوان است، به طور دائم هم مشغولند. البته افرادی هم هستند که بعضی دانسته، بعضی ندانسته، در داخل، همان حرفها را تکرار میکنند و همانها را بازتاب میدهند.۱۳۸۹/۰۸/۰۴

بیانات در دیدار دانشجویان و جوانان استان قم‌

 

منبع : فیش های فتنه 

   چهارشنبه 30 شهریور 1401نظر دهید »

سرکار خانم طاهره شاکری مدیر محترم مدرسه علمیه کوثر ورامین در مراسمی که در حسینیه ثارالله ورامین و با همکاری هیئت رزمندگان شهرستان و حوزه ی علمیه کوثر برگزار شد ضمن تسلیت شهادت حضرت رقیه سلام الله گفت : پیامبران آمدند تا حکومت تشکیل بدهند و کارخانه ی انسان سازی بسازند .

 



طاهره شاکری ادامه داد : تشکیل حکومت وظیفه و کار نبوت و ولایت است .

شاکری گفت : عده ای معتقدند نباید جریان عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام را سیاسی کرد بلکه باید با امام حسین معنویت را بالا برد این در حالی است که تمامی حوادث قبل از کربلا و بعد از آن سیاسی بود.

شاکری ادامه داد: امام حسین علیه السلام بایزید بر سر تعداد رکعات نماز اختلاف نداشت که بگوییم دعوا سیاسی نبود بلکه اختلاف بر سر حکومت بود امام علیه السلام می فرمود یزید لیاقت حکومت کردن را ندارد و این یعنی بحث و فلسفه قیام امام حسین بحث کاملا سیاسی است .

این استاد حوزه گفت معنویتی که سیاست ولایت نداشته باشد یک معنویت خشک و بی جان به تمام معناست و خواجه ربیع و عبدالله ابن حرجعفی نمونه های کاملی است انسانهای خشک مذهب هستند.

مدیر مدرسه علمیه کوثر ضمن اهمیت حمایت از حکومت اسلامی گفت : درست است که در جامعه ی امروز ما اشکالات فراوانی وجود دارد و حکومت کاملا اسلامی نیست. اگر حکومت جمهوری اسلامی تماماً اسلامی بود ظهور رخ میداد . اما تضعیف حکومت اسلامی حرام است .

شاکری ضمن اهمیت داشتن بصیرت برای هر فردی در حوادث و اتفاقات پیش رو گفت : اگر فضا مشتبه شد بصیرت لازم است تا با بصیرت حق را تشخیص بدهیم و بتوانیم به وظیفه خود عمل کنیم و مثل شخصیت عبدالله بن زبیر ها نشویم .

شاکری گفت : قران در زندگی راه را برای ما روشن کرده است و در یکی از ایات می فرماید ( یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء : ای کسانی که ایمان آورده اید دشمن خود و دشمن ما را به دوستی نگیرید) .

شاکری افزود : آیه به ما راه را نشان می‌دهد که از سیاست ، روش زندگی ، مذهب ، حجاب و….. دشمن را الگو نگیریم و آنها را بر خود مسلط نکنیم.

مدیر مدرسه علمیه کوثر گفت : طبق انچه که قران به ما آموخت ، ما باید از ولی امر خودمان و قوه ی متمرکز خودمان که همان ولایت است پیروی کنیم .

وی افزود : یکی از ویژگی های ولایت این است که اتحادی باشد .

طاهره شاکری ضمن اشاره به حدیثی از امام حسن عسگری (ع) در پایان گفت : طبق این حدیث که ویژگی رهبر را بیان می کند ، کسی که رهبر است باید مراقب نفسش باشد ، دینش را حفظ کند ، دنبال هوا و هوس نفسانی نباشد و مطیع امر مولایش باشد و اگر کسی را با این خصوصیات دیدید پیرو او باشید . و ما این ویژگیها را در رهبر معظم انقلاب اسلامی می بینیم .

   دوشنبه 14 شهریور 1401نظر دهید »

راه دست‌یابی به حضور قلب دائمی

اگر انسان به وسایل زندگی طوری نظر کرد که همه‌ی قلب او را اشغال كرد، به‌طوری كه به‌اندازه‌ای آن‌ها را دوست داشت كه خود را دوست دارد، هيچ‌گاه نمی‌تواند به حضور قلب در محضر خدا نایل شود چون آن وسایل بین او و حضرت حق حجاب می‌شوند، وقتی قلب خواست به محبوب حقیقی‌اش که خدا است نظر کند، صورت‌های آن محبوب‌های غیرحقیقی در افق نگاهش ظهور می‌کنند و نظر او را به خودشان جلب می‌نمایند. اما اگر كسی با خدا زندگی كند و از وسایل زندگیِ دنیا هم استفاده كند، اگر هم در نماز صورت وسایل زندگی دنیا در افق نگاهش ظاهر شد، از آن‌جا كه آن وسایل در قلب او جايگاهی پايين‌تر از خدا دارد، به‌راحتی از آن‌ها عبور می‌کند و جهت قلب خود را متوجه محبوب حقیقی‌اش می‌کند. 

براساس نکته‌ای که عرض شد می‌فرمایند: يكی از راه‌های مفيد برای حضور قلب دائمی اين است كه انسان خود را بالاتر از دنيا بداند. حضرت امام کاظم (ع) در همین رابطه به هشام می‌فرمایند: ای هشام! گران‌قدرترين مردم كسی است كه دنياداری را برای خود قدر و منزلتی نداند. به‌راستی که بهای پيكرهای شما جز بهشت نیست، پس آن‌ها را به چيز ديگری نفروشيد.

اصغر طاهرزاده ،کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود (ج۱)

   شنبه 5 شهریور 1401نظر دهید »

فلسفه‌ی قیام حضرت سیدالشهدا

در زیارت اربعین این جمله هست که: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ» خدایا! امام حسین علیه السلام مهجه‌ی خود را در راه تو داد. مهجة یعنی روح. باز در لغت است که مهجة یعنی خون قلب. خدایا امام حسین علیه السلام خون دل و جان و روحش را در راه تو فدا کرد: «لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ» برای اینکه بندگان تو را از نادانی بیرون بیاورد.

اصلا فلسفه‌ی قیام و نهضت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام جهل‌زدایی است. تمام جهالت‌ها و نادانی‌ها، نماینده‌ی یزید است! و تمام دانش‌ها، بصیرت‌ها، روشن‌بودن‌ها و فهمیده‌بودن‌ها نماینده‌ی امام حسین علیه السلام است. هر جای عالم که بویی از انسانیت و فهم و دانش برده باشند و پای تمدن به آنجا رسیده باشد، نام حضرت را به عظمت می‌برند و از آن حضرت با تکریم و تعظیم و به‌عنوان سرور آزادگان و جوانمردان یاد می‌کنند.

استاد فاطمی‌نیا ، کتاب «نکته‌ها از گفته‌ها»، ج۱ ،ص ۲۹

   سه شنبه 1 شهریور 1401نظر دهید »

چرا امام، سلمان رشدی را مهدورالدم دانست؟

وقتی سلمان رشدی در کتاب آيات شيطانی به رسول خدا(ص) توهين کرد و امام او را مهدورالدم دانستند، عده‌ای گفتند اين کار در جهان مدرن با هيچ عرفی از مديريت جهانی هماهنگی ندارد، شايد هم راست می‌گفتند ولی امام خوب می‌دانند که اقتضای رجوع به فرهنگ اسلام اين است که مديريت جهان استکباری چنين عكس العملی را نشان دهد اما اينکه وظيفه‌ی امام آن است که چنين حکمی را بدهند برايشان يک فرهنگ است تحت‌عنوان انجام وظيفه شرعی و اين دنيای مدرن است که بايد خود را با آن وظيفه‌ی شرعی هماهنگ کند. معنی اراده‌ی معطوف به فرهنگ و وظيفه‌ی شرعی همين معنا است و اصولگرايی واقعی بر آن تکيه دارد.

فرهنگ امام، فرهنگ اراده‌ی معطوف به قدرت و منصب نيست. اين فرهنگ مدرنيته است که به قول نيچه اراده‌اش معطوف به قدرت و استکبارمنشی است. هدف اراده‌ی معطوف به فرهنگ آن است كه ملت را به اهداف متعالی‌اش نزديك كند و مسير رسيدن به آن اهداف را در امور فرهنگی ريل‌گذاری کند و از حركت در سطح زدوبندهای سياسی حذر نمايد. در اراده‌ی معطوف به فرهنگ، حرف اصلی را قدرت نرم می‌زند و شما در حرکات و برنامه‌های امام آن را به‌خوبی لمس می‌کنيد ولی در اراده‌ی معطوف به قدرت، حرف اصلی را پول و تکنولوژی و عوامل فريب مردم می‌زنند و البته هميشه با ناکامی روبه‌رو بوده‌اند.

 

استاد اصغر طاهرزاده
از کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی»

   شنبه 29 مرداد 1401نظر دهید »

1 ... 3 4 5 ...6 ... 8 ...10 ...11 12 13 ... 251

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 141
  • دیروز: 467
  • 7 روز قبل: 5462
  • 1 ماه قبل: 30280
  • کل بازدیدها: 974019
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 29
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 74
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 24
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1