نوسروده «برقعی» به مناسبت وفات حضرت خدیجه (س)

 

 

وفات حضرت خدیجه

 

دور شدم از این و آن، با خودم آشنا شدم

آینه در حجاز بود، عاشق مصطفی شدم

 

سرمه نمی برم به چین، قند و شکر نمی خرم

نقره و زر نخواستم، صاحب کیمیا شدم

 

بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم

دانهء عشق کاشتم، در قفست رها شدم

 

با تو جرس به هر نفس، مصرع عاشقانه ایست

با تو پر از قصیده ام، با تو غزل سرا شدم

 

ای که ملول می‌شوی از نفس فرشته‌ها

باور من نمی شود، همنفس شما شدم

 

سفرهء دل برای من، باز کن آیه ای بخوان

حرف بزن که مَحرمِ زمزمهء حرا شدم

 

قطرهء من فرات شد، ذرّه ام آفتاب شد

پیش تو سیّدالبشر، سیّدة النّسا شدم

 

پشت سرت من و علی، قامت عشق بسته ایم

تو همه مقتدا شدی، من همه اقتدا شدم

 

من به تو دست یاعلی داده ام از صمیم دل

مرگ جدام کرده است از تو اگر جدا شدم

 

لحظه آخرین غزل، ترس ندارم از اجل

پیرهن تو در بغل، با تو دوباره «ما» شدم

   شنبه 5 خرداد 1397نظر دهید »

حجت الاسلام دکتر هاشمیان در مسجد جامع غدیر خم

 

روزه داری

آیه ۱۸۳ سوره بقره که در باب روزه است ، در این آیه خداوند می فرماید «یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام» خداوند روزه داران را با یا ایها الذین آمنوا خطاب می کند چرا که روزه داری یک امر اعتقادی و قلبی است و امری ظاهری مثل نماز نیست .

 

هر عملی که ما انجام می دهیم فعل است و معلوم است و یک عمل ترک است و آن روزه داریست چون روزه دار بودن معلوم نیست و این که انسان روزه می گیرد خالص ترین کاریست که برای خدا انجام می دهد چون روزه امر غیبی است .

 

هر عملی مثل نماز ، حج ، انفاق ریا برمی دارد اما روزها بر نمی دارد چرا که روزه داری تنها عبادتی است که رابطه اش ، رابطه ایمان است و عبادتی است که انسان روزه دار فقط بین خودش و خدایش قرار داد می بندد .

 

 روزه را نمی توان معیار هیچ یک از کارهای دنیایی قرار داد . وقتی خداوند در ادامه آیه می فرماید: «لعلکم تتقون » به معنای آن است که روزه برای انسانها زمینه تقوا را به وجود می آورد .

 

روزه انسان را از نظر روحی تقویت می کند . تقوا عبادت نیست ، تقوا عبودیت و بندگی است . تقوا ترک است مثل نخوردن آب ، نخوردن غذا ، دروغ نگفتن ، تهمت نزدن . به معنای واقعی هر آنچه که در آن نهی باشد .

 

خداوند از شخص روزه دار نمی خواهد کار خاصی انجام دهد و فقط برای اهمیتی که روزه دار برای فرمان الهی قایل شده است خوابش را عبادت ، نفسش را ذکر و عملش را قبول و دعایش را مستجاب می کند .«انفاسکم فیه تسبیح ، النومکم فیه عباده ، عملکم فیه مقبول و دعاعکم فیه مستجاب » ما در توصیه های علما هم داریم که هر وقت کسی از عالمی می پرسید چه کنم تا به خدا برسم جواب می شنیدند که نگوید چه کنم بگویی چه کار نکنم ، یعنی ترک بسیاری از کارها . مثل انبیا که حتی ائمه معصومین مقل حضرت علی و حضرت زهرا سلام الله علیها برای خوب شدن فرزندشان نذر روزه کردند و سه روز ، روزه گرفتند .

 

در سوره ماعون وقتی می خوانیم ولا یحض علی طعام المسکین ، کسانی که به فقرا کمک نمی کنند قیامت را قبول ندارند .

در روایت است که خدا هر حسنه ای را از ده برابر تا هفتصد برابر پاداش می دهد مگر روزه ، خداوند روزه را از آن خود می داند و پاداش آن را هر چقدر بخواهد می دهد . در دهه اول مردم را باید تشویق کنید به جمع کردن و در دهه دوم این جمع شده ها را حفظ کنند یعنی کیسه شان سوراخ نباشد و در دهه سوم باید مراقب بود که شیطان ثواب ها را از بین نبرد .

 

شنیده شده

   دوشنبه 31 اردیبهشت 1397نظر دهید »

بیانات در محفل انس با قرآن کریم

 

رهبر انقلاب

 

خدای متعال را سپاسگزاریم که به ما عمر داد، فرصت داد، یک ماه رمضان دیگر و یک بار دیگر این جلسه‌ی نورانی را زیارت کنیم و از فیوضات قرآن به قدر ظرفیّت خودمان بهره‌مند بشویم.

از همه‌ی کسانی که تلاوت کردند، برنامه اجرا کردند و در آرایش معنوی این جلسه‌ی نورانی همکاری کردند، صمیمانه متشکّریم. خدا را سپاسگزاریم که روزبه‌روز قرآن و مفاهیم آن و شوق به آن و آموختن آن و حفظ آن و تدبّر در آن در کشور توسعه پیدا میکند و اینها از برکات انقلاب اسلامی است؛ ولی با این ‌حال، ما از قرآن خیلی دوریم، ما با قرآن فاصله داریم؛ قرآن را پیش از این، در همه‌ی زندگی‌مان، در همه‌ی ذهنیّاتمان، عملیّاتمان، افکارمان، عزممان، رفتارمان بایستی هادی و ملجأ و امام خود قرار بدهیم؛ و این امروز متأسّفانه نیست؛ باید نزدیک بشویم به قرآن.

 

شما جوانهای عزیز، اُنس با قرآن را و تدبّر در قرآن را روزبه‌روز بیشتر کنید؛ تلاوت قرآن را فراموش نکنید، تدبّر در قرآن را فراموش نکنید. در این خطبه‌ای که از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در اینجا خوانده شد، فرمود: ما جالَسَ اَحَدٌ هذَا القُرآنَ اِلّا قامَ عَنهُ بِزیادَةٍ اَو نُقصانٍ زیادَةٍ فی هُدًی وَ نُقصانٍ عَن عَمًی؛(۱)

وقتی پای قرآن نشستیم و از کنار قرآن بعد از بهره‌گیری از آن برخاستیم، باید هدایت ما افزایش پیدا کرده باشد و کوردلی ما کاهش پیدا کرده باشد؛ معرفت ما باید بیشتر بشود، اُنس ما با معارف حقّه بیشتر بشود، قُرب ما به خدای متعال بیشتر بشود، شوق ما به عبادت افزون‌تر بشود. امروز بلای دنیای اسلام دوری از قرآن است؛ نکبت بعضی از جوامع اسلامی به‌خاطر دوری از قرآن است؛ وضع فلسطین را ببینید!

 

یک ملّتی از خانه‌ی خود دور افتاده، آنهایی که در این خانه مانده‌اند، زیر انواع فشارها قرار دارند که یک نمونه‌اش را همین چند روز [گذشته] مشاهده کردید؛ شهدای فراوان، چند هزار مجروح و زخمی، به دست یک رژیمِ غاصبِ خبیثِ جعلیِ دروغین، و مسلمانها دارند همین‌طور نگاه میکنند، تماشا میکنند. بعضی‌ها گِله میکنند که «چرا آمریکا موضع نگرفته»؛ مگر آمریکا باید موضع بگیرد؟ آمریکا خود شریک جرم است؛ بسیاری از دولتهای غربی شریک جرمند؛ انتظار دارید اینها موضع بگیرند؟

موضع را باید مسلمانها بگیرند؛ موضع را باید امّت اسلامی بگیرد؛ امّت اسلامی، دولتهای اسلامی، حکومتهای اسلامی هستند که باید بِایستند و نمی‌ایستند. چرا؟ چون از قرآن دورند؛ چون به قرآن بی‌اعتقادند. آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی انّافتحنا را تلاوت کردند: اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم؛(۲) در مقابل دشمنان دین و در مقابل کفّار بایستی سرسخت بود، بین خودمان بایستی مهربان باشیم؛ [امّا] عکسش را عمل میکنند؛ بین ما جنگ و اختلاف و دعوا و شیعه‌سُنّی و عرب‌وعجم و بقیّه‌ی چیزها را دشمنان راه می‌اندازند، حکّامِ دور از قرآن، دور از تعقّل و دور از خِرَد [هم] بازیِ کفّار را میخورند و تسلیم آنها میشوند؛ما از قرآن فاصله داریم؛ قرآن تکلیف ما را معیّن کرده است؛ قرآن آنها را به ما معرّفی کرده: قَد بَدَتِ البَغضاءُ مِن اَفواهِهِم وَ ما تُخفی صُدورُهُم اَکـبَر؛(۳) اینها را امروز تلاوت کردند؛ اینها آیات قرآن است؛ دشمنیِ آنها که با اسلام و مسلمین تمام نمیشود؛ وَ ما نَقَموا مِنهُم اِلّا اَن یُؤمِنوا بِاللهِ العَزیزِ الحَمید؛(۴) دشمنی‌شان به‌خاطر گرایش به اسلام است.

 

ما از قرآن دوریم؛ امّت اسلامی از قرآن دور است. اگر خودمان را به قرآن نزدیک بکنیم، بلاشک بر دشمن غلبه پیدا میکنیم، این دشمن هر که باشد؛ وَلَو قاتَلَکُمُ الَّذینَ کَفَروا لَوَلَّوُا الاَدبارَ ثُمَّ لایَجِدونَ وَلِیًّا وَلا نَصیرًا سُنَّةَ اللهِ الَّتی قَدخَلَت مِن قَبلُ وَلَن تَجِـدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبدیلا؛(۵) وعده‌ی الهی است، وعده‌ی قرآنی است؛ وَ لَیَنصُرَنَّ‌ اللهُ مَن یَنصُرُه؛(۶) اینها چیزهایی است که از قرآن باید یاد بگیریم، باید فرابگیریم، باید کار کنیم. این جلسات مقدّمه است؛ این نشست‌وبرخاست‌ها و این آموزشها مقدّمه است؛ این خواندن‌ها و تلاوتها مقدّمه است؛ مقدّمه‌ی تدبّر کردن، فهمیدن، آگاه شدن و عمل کردن. ما حرکت خودمان را به سمت قرآن ادامه بدهیم.

 

عزیزان من، جوانان ایرانی، جوانان مؤمن، جوانان انقلابی! آشنایی‌تان با قرآن، اُنستان با قرآن، استفاده‌تان از قرآن را روزبه‌روز بیشتر کنید؛ این مایه‌ی قوّت شما است، این مایه‌ی اقتدار شما است، این مایه‌ی عزّت شما است. امیدواریم ان‌شاءالله همه‌ی ما بیدار بشویم، دنیای اسلام بیدار بشود و بتوانیم این کارها را انجام بدهیم. به‌هرحال، فلسطین به توفیق الهی و باذن‌الله‌تعالی از دست دشمنان خلاص خواهد شد؛ بیت‌المقدّس پایتخت فلسطین است و آمریکا و بزرگ‌تر از آمریکا و کوچک‌تر از آمریکا و اذناب آمریکا، در قبال حقیقت و سنّت الهی در مورد فلسطین هیچ غلطی نمیتوانند بکنند. برای همه‌ی شهدای اسلام و برای شهدای فلسطین -بخصوص شهدای این چند روز- از خداوند متعال طلب مغفرت میکنیم و برای مبارزین راه حق و مجاهدین فی‌سبیل‌الله از خدای متعال طلب استقامت بیشتر و پایداری بیشتر در این راه میکنیم. والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

 

۱) نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۱۷۶ (با اندکی تفاوت)

۲) سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹

۳) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۱۸؛ « … دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه سینه‌هایشان نهان میدارد، بزرگ‌تر است … ».

۴) سوره‌ی بروج، آیه‌ی ۸؛ «و بر آنان عیبى نگرفته بودند جز اینکه به خداى ارجمندِ ستوده، ایمان آورده بودند».

۵) سوره‌ی فتح، آیات ۲۲ و ۲۳؛ «و اگر کسانى که کافر شدند، به جنگ با شما برخیزند، قطعاً پشت خواهند کرد، و دیگر یار و یاورى نخواهند یافت. سنّت الهى از پیش همین بوده، و در سنّت الهى هرگز تغییرى نخواهى یافت».

۶) سوره‌ی حج، بخشی از آیه‌ی ۴۰؛ «… و قطعاً خدا به کسى که [دین‌] او را یارى میکند، یارى میدهد. …»

 

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=39624

   پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397نظر دهید »

اشعار زیبای ماه رمضان 

 

اشعار ماه رمضان

 

 می شود این رمضان موعد فردا باشد؟

آخرین ماه صیام غم آقاباشد؟

می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند

که همین سال ظهور گل زهرا باشد؟

اللهم عجل لولیک الفرج

 

♦♦♦ 

آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست

 

باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک

می زندبانگ منادی که گنه کار کجاست

 

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست

تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست

 

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست

 

مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید

سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست

 

ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار

تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست

 

حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد

در و دیوار زند داد خریدار کجاست

 

آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور

گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست

 

من ژولیده به آوای جلی می گویم

آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست

 

ژولیده نیشابوری

 

♦♦♦

 

برق خاشاک گنه ، روزه تابستان است

دود این آتش جانسوز به از ریحان است

 

می توان یافت ز سی پاره ماه رمضان

آنچه ز اسرار الهی همه در قرآن است

 

هست در غنچه ی لب بسته ی این ماه نهان

گلستانی که نسیمش نفس رحمان است

 

مشو از عزت این مهر الهی غافل

که در این مهر بسی گنج و گهر پنهان است

 

ماهرویی که شب قدر بود یک خالش

در سراپرده ماه رمضان پنهان است

 

می کند روزه ماه رمضان عمر دراز

مد انعام درین دفتر و این ایوان است

 

غفلت از تشنگی و گرسنگی کم گردد

که لب خشک بر این بند گران سوهان است

 

باش با قد دوتا  حلقه این در صایب

که مراد دو جهان در خم این چوگان است

 

صائب تبریزی

 

   پنجشنبه 13 اردیبهشت 13971 نظر »

سفارش رهبر انقلاب درباره شب نیمه شعبان :

 

عکس نوشته رهبر در مورد انتظار

 

عزیزان من، جوانان من، معلّمین عزیز! این فرصت را قدر بدانید، از ماه شعبان استفاده کنید. نیمه‌ی شعبان، میلاد مبارک حضرت بقیّة‌الله (ارواحنا ‌فداه) است. شب و روز واقعاً مبارکی است به برکت این میلاد مقدّس.علاوه‌ی بر این، خود شب نیمه‌ی [شعبان]، یک شب بسیار باعظمت است؛ بعضی گفته‌اند «شب قدر» است.

یادتان نگه دارید شب نیمه‌ی ماه شعبان را و با دعا، با توسّل، با ذکر، با یاد خدا طراوت ببخشید به جان خودتان؛ خواسته‌هایتان را با خدای متعال در میان بگذارید، با خدا حرف بزنید.۱

 

امروز، نزدیک به روز نیمه‌ی شعبان است. یک جمله راجع به عید نیمه‌ی شعبان عرض بکنم و آن جمله این است که نیمه‌ی شعبان، مظهر امید به آینده است؛ یعنی همه‌ی امیدهایی که ما به چیزی پیدا میکنیم، ممکن است بشود، ممکن است نشود؛ امّا امید به اصلاح نهایی به‌وسیله‌ی ولیّ مطلق حضرت حق، حضرت صاحب‌‌‌‌الزّمان (عجّل‌الله تعالی فرجه و ارواحنا فداه) امید غیر قابل تخلّف است. السَّلامُ عَلَیکَ یا وَعدَ اللهِ الَّذی ضَمِنَه؛(فرازی از زیارت آل یاسین ) وعده‌ی تضمین‌شده‌ی خدا است؛ السَّلامُ‌ عَلَیکَ‌ اَیُّهَا العَلَمُ‌ المَنصُوبُ‌ وَ العِلمُ المَصبُوبُ وَ الغَوثُ وَ الرَّحمَةُ الوَاسِعَةُ وَعداً غَیرَ مَکذُوب‌؛(زیارت آل یاسین ) این وعده‌ی تخلّف‌ناپذیر الهی است.

 

فقط هم ما -شیعه- نمیگوییم، فقط هم ما مسلمانها نمیگوییم، [بلکه] همه‌ی ادیان عالم منتظر یک روز آن‌چنانی هستند. امتیاز کار ما این است که ما طرف را می‌شناسیم، وجودش را حس میکنیم، حضورش را قبول داریم، با او حرف‌ میزنیم، با او مخاطبه میکنیم، از او میخواهیم و او هم پاسخ میدهد به ما؛ تفاوتش این است.

 

دیگران -مسلمانان غیر شیعه و متدیّنین غیر مسلمان- به یک چیز مبهمی معتقدند؛ ما شیعه نه؛ مشخّص است که چه میخواهیم، با چه کسی حرف میزنیم؛ [نیمه‌ی شعبان] روز امید است.

 

عزیزان من، جوانان عزیز، کارگران عزیز!

امید را قدر بدانید؛ امید را در دل نگه دارید؛ امید به عوض شدن چهره‌ی مُظلَم( تیره و تاریک ) و تاریک و مخدوش دنیایی که امروز در زیر سلطه‌ی ابرقدرت‌ها است.

 

بدانید و مطمئن باشید که این وضع عوض میشود، مطمئن باشید که این فضای ظلم و جُوری که امروز مشاهده میکنید در دنیا، از زورگویی، بدگویی، خباثت و رذالت -که مظهرش سران آمریکا و سران صهیونیستند، و دیگران هم کم‌وبیش همین‌جور- این بدون تردید تغییر پیدا خواهد کرد؛ این، آن امیدی است که ما داریم. ما باید کمک کنیم، از خدا بخواهیم و خودمان تلاش کنیم که آن روز را جلو بیندازیم و نزدیک کنیم ان‌شاء‌الله.

 

یک نکته هم درباره‌ی ماه شعبان است؛ از ماه شعبان نباید غفلت کرد. ماه شعبان از اوّل تا آخرش عید است، مثل ماه رمضان. ماه رمضان هم از اوّل تا آخرش عید است، عیدِ اولیاء‌الله. هر روزی که در آن موقعیّتی وجود داشته باشد که انسان بتواند به صفای نفسِ خود، به نورانیّتِ دلِ خود بپردازد، آن روز، روزِ مغتنم و روزِ عید است. ماه شعبان، ماهِ همین فرصتها است، از روز اوّل تا روز آخر.

 

استغفارِ در این ماه، دعای در این ماه، زیارتِ در این ماه، تضرّعِ در این ماه، قرآن خواندنِ در این ماه، نماز خواندنِ در این ماه، اینها همه فرصت است. ما برای آبادیِ دنیا همه‌ی تلاشمان را باید به کار ببریم و در این تردیدی نیست امّا برای آبادیِ دل هم باید تلاش کنیم؛ دلمان را باید آباد کنیم. با دلِ آباد است که میتوان دنیای خوب آفرید؛ دل اگر آباد نبود، دل اگر چرکین بود، دل اگر سیاه و گنهکار بود، تکنولوژی را ممکن است جلو ببرد، و فنّاوری به وضعی که امروز رسیده و بالاتر از آن برسد، امّا دنیا، دنیای شیرینی نیست؛ دنیا، دنیای تلخ است، دنیا، دنیای بی‌عدالتی است؛ دنیای شیرین آن‌وقتی [محقّق] میشود که تصمیم‌گیرندگان، اقدام‌کنندگان، حرکت‌کنندگان، و اگر بشود عامّه‌ی مردم، دلهایشان آباد باشد، دلهایشان روشن باشد. از ماه شعبان غفلت نکنید۲

 

۱_بیانات در دیدار با فرهنگیان 96/02/17

۲_ بیانات در دیدار با کارگران ۹۷/۲/۱۰

   سه شنبه 11 اردیبهشت 1397نظر دهید »

امام حسین علیه السلام 

ولادت امام حسین علیه السلام

 

مشهور است میان علمای امامیه که ولادت امام علیه السلام در مدینه مشرفه ، در سوم ماه شعبان از سال چهارم هجرت واقع شده است و بعضی گفته اند که ولادت روز پنج شنبه بوده و روز سه شنبه نیز گفته اند .

پیامبر مکرم صلی الله و علیه و آله آن حضرت را به امر حق تعالی حسین نام کرد ، به نام کوچک پسرهارون که او شبیر نام داشت . در آن لغت شبیر به معنای حسین است .

کنیه آن حضرت اباعبدالله و القاب ایشان ؛ رشید ، سید ، زکی ، سبط ، شهید و سعید بوده است .

ابن بابویه به سند معتبر روایت کرده که صفیه دختر عبد المطلب گفت ؛ من قابله حضرت امام حسین علیه السلام بودم ، چون آن حضرت از شکم مادر به زیر آمد ، حضرت رسول صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود که : ای عمه بیاور فرزند مرا ، گفتم : یا رسول الله هنوز او را پاکیزه نکردم ، حضرت فرمود : تو او را پاکیزه می‌کنی ؟ خداوند او را پاکیزه و مطهر گردانیده است .

چون به خدمت آن حضرت بردم او را در دامن خود گذاشته و زبان مبارک خود را در دهان او داخل کرد و او می مکید . چنانکه می‌دانم ، شیر و عسل از زبان آن حضرت در دهان او جاری شد . پس میان دو دیده او را بوسید و به من داد و می گریست و می فرمود که ؛ خدا لعنت کند گروهی را که تو را شهید کنند ای فرزند ، سه مرتبه این را فرمود .

گفتم پدر و مادرم فدای تو باد چه کسی او را خواهد کشت ؟ فرمود ؛ باقیمانده گروه ستم از بنی امیه .۱

 

 

دیده شده در کتاب جلاء العیون ، محمد باقر مجلسی ، نشر آدینه سبز ، ص ۴۷۵ .

   جمعه 31 فروردین 13972 نظر »

آب شفا 

 

ولادت امام حسین علیه السلام

 

جعد مشکین طره عنبر گشا دارد حسین

حُسن یکتا را ببین زلف دو تا دارد حسین

 

شورش امکان اگر طرح محیط دهر ریخت

بر دو عالم سایه بال هما دارد حسین

 

نیست بی عشق حسینی ذره ای در ذات دهر

در حقیقت تکیه بر ارض و سما دارد حسین

 

می کند هر قطره اش ایجاد گلزار شهید

دست همت بر سر شاه و گدا دارد حسین

 

ای طبیعت مردگان غوغای محشر بر کنید

چون به خاک قربتش آب شفا دارد حسین

 

جنس مردان خدا را از شهادت باک نیست

در کف پای جنون رنگ حنا دارد حسین

 

خیمه هل من معین را لشکر امداد کو؟

تا قیامت برکف بانگ رسا دارد حسین

 

عالم از اوغوطه در طوفان خون خواهد زدن

بحر اگر توفد به وسع دیده جا دارد حسین

 

سیر این وادی نما در خویشتن گر عارفی

خویشتن هم زانکه شوق کربلا دارد حسین

 

“احمد” از خمخانه شاه شهیدان مست شد

بی دلان عشق را زیرا هوا دارد حسین

 

 

مرحوم احمد عزیزی 

   جمعه 31 فروردین 13971 نظر »

حسین کیست ؟

 

وقتی آدم علیه السلام از بهشت رانده شده بود دلش برای آن مقام معنوی گرفت ، دلش برای فراق از فرشتگان گرفت ، دلش از لغزش به درد آمد و تواضع کرد به درگاه پروردگار « ربنا ظلمنا انفسنا فا لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین » علی بن ابراهیم از امام صادق یا حضرت باقر نقل می کند که به جبرئیل وحی شد کلماتی را که سِّر من است برای آدم علیه السلام ببر تا این کلمات روح او را تسویه کند و پر پرواز درآورد به سوی عالم معنا .

 

جبرئیل آمد و به آدم علیه السلام گفت خداوند را قسم بده به این پنج تن ؛ پیامبر صلی الله ، حضرت علی ، حضرت فاطمه ، امام حسن علیهما السلام و به هر کدام که می رسید شاداب می شد و روشن و نورانی شد ولی به اسم پنجم که رسید و تا گفت به خدا بگو «یا قدیم الاحسان بحق الحسین » لرزید ، گریه کرد ، آدم پرسید جبرئیل این حسین کیست . جبرئیل گفت من مامورم برایت روضه بخوانم و اولین کسی که برای اباعبدالله علیه السلام روضه خواند خود خداوند بود «چون جبرئیل از قبل روضه را نمی دانست »

 

 

شیخ حسین انصاریان 

۴:۳۵

 

   پنجشنبه 30 فروردین 1397نظر دهید »

بعثت و اهداف آن 

 

مبعث روز مَبْعَث بر پایهٔ باورهای اسلامی، روزی است که محمد، پیامبر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. مسلمانان معنقدند او در غار حرا، توسط جبرئیل و از سوی خدا به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت‌پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند.

محمد در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می‌کرد. باور شیعیان بر اساس باور شیعیان، محمد مصطفی در روز ۲۷ رجب عام الفیل، سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام مبعوث شد.

 

شیعیان این روز را جشن می‌گیرند و در روایات اسلامی اعمال مستحبی برای روز مبعث پیش بینی شده‌است. دعا، نماز و غسل مستحب از اعمال این روز است.

باور اهل سنت

در نزد اهل سنت تاریخ دقیق بعثت پیامبر مشخص نیز ولی بعضی معتقدند که این واقعه در شب ۲۱ ماه رمضان بوده است. به دلیل نامعلوم بودن تاریخ، مبعث نزد اهل سنت جشن گرفته نمی‌شود.

روز مبعث چه روزیست؟

روز مَبْعَث، روزی است که حضرت محمد، پیامبر گرانقدر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. در تقویم هجری قمری، ۲۷ رجب روز مبعث است. حضرت محمد مصطفی در روز (۲۷ رجب) سال ۴۰ عام الفیل، همزمان با سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام، در غار حرا، توسط (جبرئیل) و از سوی خدا به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت‌پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند.

روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه گرایی، هوس پرستی و جهل پیشگی دفن شده بود.

روز مبعث روز تولّد عاطفه هاست؛ عاطفه هایی که در رقص شمشیرها زخمی می شد و در جنگل نیزه ها جان می باخت. آن روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت ها، جان به بارش تیرها می دادند و زنان بی پناه، در بند اسارت می زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می خلید و چه زخم هایی دل عاطفه ها را می خَست. روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت هایی که به پای بت ها قربانی می شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش های ناروا بود. منبع:talahost.com

 

 مقاله بعثت و اهداف آن :  دانلود کنید 

 

اهداف بعثت پیامبر صلی الله و علیه و آله  : دانلود کنید 

 

   جمعه 24 فروردین 1397نظر دهید »

در مدح امام کاظم علیه السلام 

 

امام موسی کاظم

 

گوشه ی دخمه خلوتی دارد

کوه طورش همین سیه چال است

نمکِ آخرِ مناجاتش

روضه های شهید گودال است

 

 

توبه می کرد جای مردم شهر

گریه می کرد جای ما و شما

پسر فاطمه دعا می خواند

نیمه شب ها برای ما و شما

 

 

هر دلی عاشق نگاهش شد

خالی از تیره گی و زشتی شد

در کنار ضریح چشمانش

زن بدکاره ای بهشتی شد

 

 

زن رقاصه را به راه آورد

عارف حق، جدا ز غیرش کرد

پشت آن میله های فولادی

این چنین عاقبت به خیرش کرد

 

 

با رکوع و سجود فاطمی اش

شیوه ی بندگی به او آموخت

با نگاه پر از محبت خود

حکمت زندگی به او آموخت

 

 

ساق پایش شکستگی دارد

داد می زد ز درد، سجاده

غل و زنجیرها اجازه دهید

در قنوتش به زحمت افتاده 

 

 

درد تا مغز استخوان می رفت

با لب تشنه تا لگد می خورد

رسم این خانواده است انگار

چقدر بی هوا لگد می خورد

وحید قاسمی

 

???

 

ناله و فریاد من سودی به حال من ندارد

از که آزادی بخواهم این قفس روزن ندارد

 

زخم گردن، جسم نیلی، پای خون آلوده گوید

آسمان زندانیی مظلوم تر از من ندارد

 

آن چنان افتاده ام از پا در این زندان که دیگر

دست من تابی که غل بردارد از گردن ندارد

 

کس نگوید آخر ای بیداد گر صیاد بس کن

مرغ بال و پر شسکته در قفس کشتن ندارد

 

طور زندان، آه آتش، اشک مونس، ناله همدم

موسی این حال و هوا در وادی اَیمن ندارد

 

دوستان یاد آورید از گریه ویران نشینی

کو تسلائی به غیر از خنده دشمن ندارد

 

نیست یکسان حبس تاریک من و زندان یوسف

او چو من آثار زنجیر ستم بر تن ندارد

 

او دگر نشکسته در هم استخوان ساق پایش

او دگر در گوشه مطموره ها مسکن ندارد

استاد سازگار

???

 

به حيرت می كشاند صحبت از نامش سخن راهم

گرفتار خودش كرده است لطفش مثل من را هم

 

وضو كه جای خود دارد برای بردن نامش

هزاران بار شستم با گلاب امشب دهن را هم

 

 نشان از پنج تن دارد چه در حسن و چه در غربت

در آورده است اين آقا غمش اشک حسن راهم

 

 برای آنكه تصويری بسازد ذهنت از روضه

اضافه كنبه زندانی، سيه چال و زدن را هم

 

 يهودی، تازيانه، ضربه ی سيلی، غل و زنجير

اضافه كن به اينها ناسزای بد دهن راهم

 

برای جد خود اغلب چنين او روضه ميخواند

به غارت برده از جدم پليدی پيرهن را هم

 

 غريب عطشان، غريب عريان، غريبِ بی كس و تنها

اضافه كن به القابش غريب بی كفن را هم

محسن صرامی

 

???

 

خدایا آرزو دارم ببینم بچه هایم را

در این خلوت اجابت کن دوباره ربنایم را

 

ندارد فرق چندانی برایم روز و شب دیگر

از این رو که نمی بینم رخ ماه رضایم را

 

دلم تنگ است میخواهم کنار دخترم باشم

چه می شد باز بر دوشم بیاندازد عبایم را

 

نشد امروز دستم را بگیرد گرم در دستش

ولی یک روز می گیرد غریبانه عزایم را

 

دعا کردم برای حال زندانبان ولی افسوس

تلافی کرد با شلاّق همواره دعایم را

 

بلائی بر سرم آورد این جا سندی نامرد

که جز مردن نمیبینم در این دنیا شفایم را

 

ندارد روزنی زندان امان از دست زندانبان

که با زنجیر غم بسته گلوی بی صدایم را

 

ندارم قوتی حتی که برخیزم به روی پا

فشارِضربه ی پایی شکسته ساقِ پایم را

 

غریب و‌ تشنه و زخمی به فکر همسر و فرزند

“بیا‌ مادر، بیا مادر” ببینی کربلایم را

 

محمدحسن بیات لو 


موضوعات: مناسبتها, اشعار
   پنجشنبه 23 فروردین 1397نظر دهید »

1 ... 8 9 10 ...11 ... 13 ...15 ...16 17 18 ... 57

جستجو
آمار وبلاگ ها
  • امروز: 797
  • دیروز: 1079
  • 7 روز قبل: 9779
  • 1 ماه قبل: 27765
  • کل بازدیدها: 1729366
رتبه وبلاگ
  • رتبه کشوری دیروز: 28
  • رتبه مدرسه دیروز: 1
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 17
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 1
  • رتبه 90 روز گذشته: 30
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 1